تبليغاتX




روانشناسی و مشاوره جمهوری اسلامی ایران
designer: saeed_asad86
تصـــــــوير تصادفي

 

پيغام مدير : به شما كاربر گرامي سلام عرض مي كنم . اميدوارم در اين وبلاگ دقايقي خوبي را سپري كنيد . براي آگاهي از امكانات اين وبلاگ خواهشمندم كه تا آخر صفحه اين وبلاگ را مشاهده نماييد .

   ...............................   اين وبلاگ را صفحه خانگي خود كن !    به مدير وبلاگ ايميل بزنيد !    ذخيره كردن صفحه!   اضافه کردن اين وبلاگ به علاقه منديها!   لينک RSS  
site map site map ror html site map
  Add to Technorati     ..............................






لينك همکاران
جستجوگر

Google
  
            
     در كل اينترنت
     در اين سايت

پیغام شما

اسما خداوند متعال

آرشيو
طراح قالب
زن خوب یعنی...

[+] نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 9:28 PM | |

حدیث روانشناسی روز

سلام

- هرگزتسلیم نشو، هر روز معجزه تازه ای اتفاق می افتد.

- دیگران را ملامت نکن ، مسئولیت های زندگیت را خود بپذیر.

- گوش کردن را یاد بگیر ، فرصت ها گاه با صدای آهسته در می زنند.

- هرگز امید را از کسی سلب نکن، شاید این تنها چیزی باشد که دارد.

- وقتت را تلف ماتم گرفتن برای اشتباهات گذشته نکن ، از آنها درس بگیر و بگذر.

- هرگز گره ای را که می شود باز کرد، نبر هنگام مواجهه با کار سخت ، طوری عمل کن که انگار شکست غیر ممکن است.

- مردم دار باش ، هرگز کسی را از خود نرنجان

- خود را با معیار های خودت بسنج ، نه با معیار های دیگران

- فراوان بخند ، شوخ طبعی درمان تقریبا همه دردهای زندگی است

- از زمان یا کلمات با بی توجهی استفاده نکن ، هیچکدام قابل بازگشت نیستند.

- برای کسانی که از دست رنج خود ارتزاق می کنند- هر قدر هم کارشان پیش پا افتاده باشد- احترام قائل باش

- هیچ فرصتی را برای ابراز محبت از دست نده.

- نگو وقت نداری ، تو دقیقا همان تعداد ساعت در روز را در اختیار داری که پاستور ،میکل آنژ ،مادر ترزا، هلن کلر ، لئوناردو داوینچی ،توماس جفرسون و آلبرت انیشتین در اختیار داشتند.

- حال و هوای بچگی را فراموش نکن

- خود را به "خود بهسازی" دائم متعهد کن

- به افکار بزرگ فکر کن ، اما از شادی های کوچک لذت ببر

- شریک زندگیت را با دقت انتخاب کن ، نودوپنج درصد خوشبختی ها و بدبختی های زندگی ات از همین یک تصمیم خواهد بود.

[+] نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 10:34 AM | |

کلاس دو روزه " رابطه عاطفی بر اساس نظریه آنیما و آنیموس یونگ"

به استحضار علاقه مندان میرساند که نظریه آنیما و آنیموس کارل یونگ توسط دکتر شیری برای عموم علاقه مندان تدریس میشود

موسسه برگزارکننده : فراروان

تاریخ کلاس : شنبه۲۷ مهر  یکشنبه ۲۸ مهر ساعت ۱۶:۳۰ الی ۲۰:۳۰

شماره تماس : ۶۶۴۳۷۷۵۳  / ۶۶۹۲۱۳۷۸  

این کلاس بدرد چه کسانی میخورد ؟

 هر کس با هر میزان تحصیلات میتواند بدون پیش نیاز در این کلاس شرکت کنتد

  • کسانی که رابطه عاطفی خود را میخواهند زیبا تر کنند
  • کسانیکه یک نظریه عمیق را میخواهند به زندگی خود وارد کنند و از فرمولهای سطحی بیزارند
  • ترک اعتیاد عاطفی
  • کسانی که عطش دارند رازی را درباره رابطه از دست داده درک کنند

موضوعات :

  • ساختار شخصیت در تعریف یونگ
  • مفهوم آنیما ( بانوی درون مردان )
  • مردان تحت تسخیر زنانگی چه رفتاری دارند؟
  • زنان تحت تسخیر مردانگی چه رفتاری دارند ؟
  • لایه های آنیما در زندگی مردان ( sex object / holy Maryam / معتویت / سوفیا )
  • چهار انرژی درون هر زن : مادونا  / آمازون / مادر/ هتایرا
  • چگونه از افسردگی زنانه جلوگیری میتوان کرد ؟
  • مفهوم آنیموس ( مردانگی نهفته زنان  )

 

[+] نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 9:21 PM | |

مناجات(الهی)

بسم الله الرحمن الرحیم

الهى من كيستم و اطوار خلقتم چيست.

الهى همه از مردن ميترسند و من  از زيستن كه اين كاشتن است و آن درويدن كلما رزقوا منها من ثمرة رزقا قالوا هذا الذى رزقنا من قبل و اتوا به متشابها، و الدنيا مزرعة الآخرة، جزاء وفاقا.

الهى غذا بكردار و گفتار رنگ و بو مى‏دهد واى بر آنكه دهنش مزبله است.

الهى عبادت بى معرفت‏خروارى بخردلى فلا نقيم لهم يوم القيمة وزنا. خرم آنكه ثقلت موازينه.

الهى ميوه در طول هسته خود است و جزا در طول عمل بلكه نفس عمل يوم تجد كل نفس ما عملت من خير محضرا و ما عملت من سوء خوشا آنكه روضة من رياض الجنة است.

الهى در بسته نيست ما دست و پا بسته‏ايم.

الهى در جواب خطاب يا ايها الذين آمنوا لبيك بگويم مايه شرمندگى است، نگويم دور از وظيفه بندگى.

الهى امروز هم چون اليوم نختم على افواههم كه لا يسئل عما يفعل و هم يسئلون.

الهى دل خوشم كه آلهى گويم.

الهى دل به جمال مطلق داده‏ايم هر چه باداباد.

الهى كيست كه موفق بزيارت جمال دل آرايت‏شد و شيدايت نشد.

الهى كى الله گفت و لبيك نشنيد.

الهى حرفهايم اگر مشوش است از ديوانه پراكنده خوش است.

الهى گل دماغ را معطر كند و گندنا دهن را ابخربا اينكه كاشته ديگرانند و خارج از ذات ما پس آنچه در خود كاشته‏ايم با ما چه خواهد كرد.

الهى پيش از تشنگى آب از چشمه‏سار مى‏جوشد و تشنه تشنه است و پيش از گرسنگى گندم از كشتزار ميرويد و گرسنه گرسنه است عشق است كه در همه ساريست‏بلكه يكسره جز عشق نيست.

الهى خوابهاى ما را تبديل به بيدارى بفرما.

الهى آنكه سحر ندارد از خود خبر ندارد.

الهى ذلت و لذت قريب هم بلكه قرين همند كه ان مع اليسر يسرا راهرو در رنج تن گنج روان يابد و در اين بار گران بار گران.

الهى آنكه عالم است عامل است اين خفته صنعتگر است نه دانشور.

الهى آنكه سرمايه دارد و از آن بهره نمى‏برد از گدا گرفتارتر و بيچاره‏تر است.

الهى شكرت كه در لباس دوستانت هستم، مرا در عداد دوستانت‏بدار.

الهى در صورت انبيايم داشتى در سيرت آنانم هم بدار.

الهى عاشق را ترك ما سواى معشوق عين فرض است كه يك دل و دو معشوق كذب محض است.

الهى در اياك نستعين صادقم و در اياك نعبد كاذب نيستم.

الهى كريمه الله يتوفى الانفس حين موتها و التى لم تمت فى منامها خواب را شيرين مى‏كند و مرگ را شيرين تر.

الهى شب پره را در شب پرواز باشد ومن را نباشد.

الهى هر چه پيش آمد خوش آمد كه مهمان سفره توايم.

الهى تن خوش است كه براى يكتا دو تا بود و جان خوش است كه از دو تا يكتا بود.

الهى اگر خدا خدا نكنيم چه كنيم و اگر ترك ما سوا نكنيم چه كنيم؟

الهى در شگفتم از كسى كه غصه خودش را نميخورد و غصه روزيش را ميخورد.

الهى فرزانگان گنگ شدند ديوانگان چه بگويند.

الهى اسمى جز بى اسمى برايم مباد.

الهى چرا بگريم كه تو را دارم و چرا نگريم كه منم.

الهى بر سر نوح نجى چه آوردند كه تا رب لا تذر گفت؟!سلام على نوح فى العالمين.

الهى كودكان كتابى بوعده گرد و بكمال رسند و بزرگان كودك مآب بوعده مينو.

الهى خوشا بحال عالين كه جز تو نديدند و ندانند.

الهى حرم بر نامحرم حرام است محرم چرا محروم باشد.

الهى به امروز و فردا نه كار امروز رسيده شد نه فردا چه كنيم با كل ياتيه يوم القيمة فردا.

الهى بدان بر ما حق بسيار دارند تا چه رسد بخوبان.

الهى جهان زندان رندان است و جهانبان بهشت آنان ما را با رندان بدار.

الهى قاسم كه تويى كسى محروم و مغبون نيست.

الهى باد دان بتوان بسر بردن با دو نان چه بايد كرد.

الهى چه عذابى از حجاب سخت‏تر است‏بحق خودت از جهنم حجابم وارهان.

الهى توبه از گناه آسان است توفيق ده كه از عبادتمان توبه كنيم.

الهى شكرت كه مى‏گويم شكرت.

الهى اگر آخرم مثل اولم باشد بدا به اول و آخرم.

الهى خلقى در ناسوت متوغلند و جمعى بمثال ملتذند و قليلى در ملكوت مبهوت، سبحانك ما اعظم خلقك و امرك؟!

الهى از نام بردن انبياء و ملائكه شرم دارم كه با كدام زبان، با نام تو چه كنم كه فرموده‏اى عظم اسمائى، و با تلاوت كتاب تو چه كه لا يمسه الا المطهرون.

الهى لولا الشيطان لبطل التكليف سبحانك ما احسن صنعك.

الهى شكرت كه پريشانى بمقام يقين رسيده است.

الهى شكرت كه از تنهايى و خلوت لذت ميبرم چه تنها از خلوت وحشت دارد.

الهى بكبريائيت‏سوگند كه از ثياب فقر فخر دارم و از فاخر شرم كه در آن هم رنگ بينواى دل شكسته‏ام و در اين بيم دل شكستن است چه كنم كه در اين اوان بى اساس لولا اللباس لا لتبس الامر على اكثر الناس.

الهى لذت گرسنگى را در كامم بركت ده.

الهى حشر با عالم خيال كه اينقدر لذيذ است‏حشر با عالم عقل چه خواهد بود.

الهى آمدم ردم مكن، آتشينم كرده‏اى سردم مكن.

الهى اگر تا قيامت‏براى يك صغيره استغفار كنم از شرمندگى تقصير بندگى بدر نخواهم شد.

الهى سخن در عفو و رحمتت نيست گيرم كه تو بخشيم من از شرمندگى چه كنم تو خود گواهى كه از استغفار شرم دارم.

الهى استغفار خواستن غفران تست‏با خاطره گناه چه كنيم.

الهى چه بايد كرد كه گناه فراموش شود و گرنه با ياد گناه اگر برانى شرمنده و اگر نوازى شرمنده‏ترم.

الهى ديگر از بهشت لذت نتوانم برد چه عفو احسان در ازاى جرم و عصيان انفعال بيشتر آورد مگر جنت لقاء نصيب شود كه در حضور تام جز تو فراموش شود.

الهى واى بر آنكه در شب قدر فرشته بر او فرود نيامده با ديو همدم و همنشين گردد.

الهى يقينم را زياد گردان و اضطرابم را به اطمينان مبدل كن و آنى را در آخر خواهى كنى در اول كن كه شفاعت آخرين از آن ارحم الراحمين است.

الهى دل خوش بودم كه گاهى گريه سوزناك داشتم و دانه‏هاى اشك آتشين ميريختم ولى اين فيض هم از من بريده شد كه بيم زوال بصر است و امور مهمى كه در آنها امتثال فرمان تو است در نظر، ولى بارآلها عاشق نگريد چه كند و بنده فرمان نبرد چه كند.

الهى مرا در سايه خاتم صلى الله عليه و آله و سلم داشتى كه تو را يابم و بندگانت را دريابم شكر اين موهبت چگونه گذارم بارآلها ناپاك را بسويت‏بار نيست و با بندگانت كار نيست دستم را بدار تا در راهم استوار باشم.

الهى حشر و صحبت‏با خيالات نوعى از ماليخوليا است.كه الجنون فنون بحرمت عوالم عقول از آنم برهان و به اينم برسان كه اين حضور نور دهد و آن صحبت ظلمت.

الهى چگونه شور و نوايم نباشد كه از آنچه در كامم ريختى اگر كوه دماوند از آن لب تر كند پاى كوبان سر از پا نشناسد و دست افشان از دست‏برود.

الهى اگر علم رهزن شود عاصم جز تو كيست.

الهى اگر دانشمند رهزن شود از هر اهريمنى بدتر است كه دزد با چراغ است.

الهى حاصل يك عمر درس و بحثم اين شد كه جهانرا جهانبانى است و انسان را سروسامانى.

الهى اى آشنايم تو خود دانى كه بيگانه‏ام بيگانه ترم كن خوشا بحال مؤمن كه غريب است.

الهى ستاره‏شناس شدم و خودشناس نشدم، از رموز زيج و ربع مجيب و اسطرلاب با خبرم و از اسرار جام جم خويش بيخبر.

الهى بت‏سنگين شكستن نيك آسان است و بت نفس شكستن سخت دشوار، خنك آنكه از امت‏خليل بت‏شكن است كه هر دو را بشكست.

الهى اگر سر مويى باورم شود كه پيشه‏ام در پيشگاه تو پذيرفته است چون سروى كه از وزش صبا بچپ و راست ميچمد چنان پاى كوبى و دست افشانى كنم كه سنگ و گل را از شورم بشورانم و كوه را از سازم برقصانم.

الهى سرتاسر ذرات عوالم وجود در جنب و جوشند چگونه من  خاموش باشد.

الهى آنكه را عشق نيست ارزش چيست.

الهى سر در راه سردار دادن آسان است و دل بدست دلدار دادن دشوار، كه آن جهاد اصغر است و اين اكبر.  

الهى حاصل فكرم بى فكرى است‏خنك آنكه از فكر بگذشت.

خنك آن حاجى كه ناجى است.

الهى وسعت جهان كيانى كه اين است فسحت عالم ربانى چون خواهد بود.

الهى از من آهى و از تو نگاهى.

الهى عمرى آه در بساط نداشتم و اينك جز آه در بساط ندارم.

الهى غبطه ملائكه‏اى ميخورم كه جز سجود ندانند كاش حسن از ازل تا ابد در يك سجده بود.

الهى از نخوردن رسوائيم و از خوردن رسواتر.

الهى سست‏تر از آنكه مست تو نيست كيست.

الهى همه اين و آن را تماشا كنند و من  خود را كه تماشايى‏تر از خود نيافت.

الهى هر كه شادى خواهد بخواهدمن را اندوه پيوسته و دل شكسته ده.كه فرموده‏اى:انا عند المنكسرة قلوبهم.

الهى دل بى حضور چشم بى نور است اين دنيا را نمى‏بيند و آن عقبا را.

الهى فرد تنها تويى كه ما سوايست همه زوج تركيبى‏اند و صمد فقط تويى كه جز تو پرى نيست و تو همه‏اى كه صمدى.  

الهى آنكه خواب را حباله اصطياد مبشرات نكرده است كفران نعمت گرانبهايى كرده است كه درى از پيغمبرى است.

الهى مراجعت از مهاجرت بسويت، تعرب بعد از هجرت است و تويى كه نگهدار دلهائى.

الهى نور برهانم داده‏اى نار وجدانم هم بده.

الهى هشيار را با بستر و بالين چه كار و مست را با دين و آيين چه كار.

الهى آنكه در نماز جواب سلام نميشنود هنوز نماز گذار نشد ما را با نمازگذاران بدار.

الهى خوشا آنكه بر عهدش استوار است و همواره محو ديدار است.

الهى همه در راه خود استوارند حسن را در راهش استوار بدار.

الهى توفيق ترك عبادتم در عبادتم ده.

الهى حاضر با غافل برابر نيست‏حضور و غفلتم ده.

الهى شكرت كه بسر من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة الجاهلية رسيدم و امام شناس شدم و فهميدم كه امام اصل او قائم و نسل او دائم است.

الهى آنكس تاج عزت بر سر دارد كه حلقه ارادتت را در گوش دارد و طوق عبوديتت را در گردن.

الهى در خواب سنگين بودم و دير بيدار شدم باز شكرت كه بيدار شدم خنك آنكه مشمول آتيناه الحكم صبيا، و آتيناه رحمة من عندنا و علمناه من لدنا علما است.

الهى شكرت كه حقير و فقيرم نه امير و وزير.

الهى چگونه حاضر نباشم كه معلوم تو بلكه علم توام وسع ربى كل شى‏ء علما.

الهى چگونه از عهده شكر برآيم كه اين بى نام و نشانرا سر و سامان داده‏اى.

الهى تا كنون ديوانه فرزانه نما بودم و اينك فرزانه ديوانه نما شدم. .

الهى عاشق را با شعر و شاعرى و سجع و قافيه پردازى و الفاظ بازى چه كار.

الهى پرندگان همه يكطرف و مرغ عشق يكطرف، گياهان همه يك جهت و گياه عشق يك جهت، همه درسها يكجانب و درس عشق يكجانب، همه يكسوى و عشق يك سوى.

الهى بلبل به چمن خوش است و جعل به چمين.من را آنچنان كن نه اينچنين.

الهى از خوردن در شگفتم كه جماد را حيوان مى‏كند و حيوان را انسان.

الهى اين ايام معدوداتست و محرم ماه ارشاد در پيش، توفيقم ده تا هم اكنون قابل ارشاد شوم كه گفتار از دهن بى كردار نمودارى ندارد.

الهى كجا سر دوست از دوست مستور است چگونه من  دعوى دوستى كنم كه مهجور است.

الهى يك عمر امروز را فردا بردم توفيقم ده كه حال فردا را بامروز آورم.

الهى ثمره درس و بحث و فكر و ذكرم اين شد كه جهانرا جهانبانى است و جان را جانانى.

الهى قربان لب و دهانم بروم كه بذكر تو گويايند.

الهى تا كنون از اين و آن بسويت راه مى‏يافتم و اينك از تو باين و آن آشنا ميشوم.

الهى در شگفتم از آنكه در غربت از ياد وطن شكفته ميشود و در دنيا از ياد آخرت گرفته.

الهى چونست كه در خود مى‏نگرم بتو نزديك ميشوم و در تو مينگرم از تو دور.

الهى تو خود بزرگى و بر همه دست دارى.مرا بزرگ آفريدى و بر همه دست دادى، بارى از بزرگ آنچنان بزرگ اينچنين پديد آيد.

الهى تا حال تو را پنهان مى‏پنداشتم و حال جز تو را پنهان ميدانم.

الهى يكى حافظه قوى دارد و ديگرى هاضمه قوى خنك آنكه عاقله بالغه دارد.

الهى آنكه را دل باز دادى دهن بسته است اينسخن پرداز دل بسته است.

الهى مرا بر همه سلطنت دادى بسلطانت مرا بر من سلطنت ده.

الهى تو را دارم چه كم دارم پس چه غم دارم.

الهى هر كه را مى‏بينم با خودند مرا با خودت دار.

الهى از سجده كردن شرمسارم و سر از سجده برداشتن شرمسارتر.

الهى يا لا اله الا انت اجازه خواهم كه هو هو گويم و انت انت.

الهى اين كمترين را با قليل بدار.

الهى در شگفتم از آنكه كوه را مى‏شكافد تا بمعدن جواهر دست‏يابد و خويش را نميكاود تا بمخزن حقائق برسد.

الهى هر نقمت و زحمت‏بر من آيد نعمت و رحمت است و همه تلخيها در كامش شيرين‏تر از عسل است و هر دشوارى براى او آسان است جز اينكه گرفتار احمق شود بعزت و سلطانت در چنگ احمق گرفتارش مكن.

الهى من را شير و پلنگ بدرد و با احمق بسر نبرد.  

الهى نمى‏گويم كه ظالم نيستم ولى شكر كه از عمال ظلمه نشدم.

الهى سيلى سرازير شد تا قطره‏اى نصيب من گرديد.

الهى شكرت كه اين كودك را در سايه اقبال بزرگان واسطه فيض گردانيدى.

الهى گرچه علم رسمى سر بسير قيل و قال است‏باز شكر كه علم و كتاب حجابم شدند نه سنگ و گل و درهم و دينار.

الهى بحرمت‏سر و سامان گرفته‏گانت اين بى سر و پا را آواره‏ات كن.

الهى شكرت كه از دوستان دشمنانت و از دشمنان دوستانت نيستم.

الهى شكرت كه دوستانت را دوست دارم و دشمنانت را دشمن.

[+] نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 9:6 PM | |

مناجات(الهی)

بسم الله الرحمن الرحیم

الهى خنك آنكس كه وقف تو شد.

الهى شكرت كه دولت صبرم دادى تا بملكت فقرم رساندى.

الهى شكرت كه از تقليد رستم و به تحقيق پيوستم.

الهى تو پاك آفريده‏اى ما آلوده كرده‏ايم.

الهى پيشانى بر خاك نهادن آسان است دل از خاك برداشتن دشوار است.

الهى ظاهر ما اگر عنوان باطن ما نباشد در يوم تبلى السرائر چه كنيم.

الهى شكرت كه كور بينا و كر شنوا و گنگ گويايم.

الهى درويشان بى سر و پايت در كنج‏خلوت بى رنج پا، سير آفاق عوالم كنند كه دولتمندانرا گامى ميسر نيست.

الهى اگر گلم و يا خارم از آن بوستان يارم.

الهى انسان ضعيف كجا و حمل قول ثقيل كجا.

الهى چگونه دعوى بندگى كنم كه پرندگان از من‏ميرمند و ددان رامم نيستند.

الهى گرگ و پلنگ را رام توان كرد با نفس سركش چه بايد كرد.

الهى چگونه ما را مراقبت نباشد كه تو رقيبى و چگونه ما را محاسبت نبود كه تو حسيبى.

الهى حلقه گوش من آن در ثمين انا بدك اللازم يا موسى.

الهى علف هرزه را وجين توان كرد ولى از تخم جرجير، خس نرويد.

الهى حق محمد و آل محمد بر ما عظيم است اللهم صل على محمد و آل محمد. حس

الهى نهر بحر نگردد ولى تواند با وى پيوندد و جدولى از او گردد.

الهى چون در تو مينگرم رعشه بر من مستولى ميشود پشه با باد صرصر چه كند.

الهى ديده از ديدار جمال لذت ميبرد و دل از لقاى ذوالجمال.

الهى انسانرا قسطاس مستقيم آفريده‏اى افسوس كه ما در ميزان طغيان كرده‏ايم.

الهى شكرت كه نعمت صفت ايثارم بخشيدى.

الهى نعمت ارشادم عطا فرموده‏اى توفيق شكر آن را هم مرحمت‏بفرما.

الهى عروج بملكوت بدون خروج از ناسوت چگونه ميسر گردد يا من بيده ملكوت كل شى‏ء خذ بيدى.

الهى بسوى تو آمدم بحق خودت مرا بمن بر مگردان.

الهى اگر بخواهم شرمسارم و اگر نخواهم گرفتار.

الهى ظاهر كه اينقدر زيبا است‏باطن چگونه است.

الهى آخر خودت را در حق ما اول بفرما كه آخرين شفاعت را ارحم الرحمين فرمايد.

الهى دل بى حضور چشم بى نور است نه اين صورت ببيند و نه آن معنى.

الهى فرزانه‏تر از ديوانه تو كيست.

الهى دولت فقرم را مزيد گردان.

الهى شكرت كه فهميدم كه نفهميدم.

الهى گريه زبان كودك بى زبان است آنچه خواهد از گريه تحصيل مى‏كند از كودكى راه كسب را بما ياد داده‏اى قابل كاهل را از كامل مكمل چه حاصل.

الهى شك شوريده جهانى را ميشوراند اين شوخ ديده را شوريده‏تر كن.

نبودم و خلعت وجودم بخشيده‏اى، خفته بودم و نعمت‏بيداريم عطا كرده‏اى، تشنه بودم و آب حيوتم چشانده‏اى، متفرق بودم و كسوت جمعم پوشانده‏اى، توفيق دوام در صلوتم هم مرحمت‏بفرما كه الذين هم على صلوتهم دائمون كامروا هستند.

الهى مصلى كجا و مناجى كجا تالى فرقان كجا و اهل قرآن كجا خنك آنكه مصلى مناجى و تالى فرقان و اهل قرآنست.

الهى عارف را با عرفان چه كار عاشق معشوق بيند نه اين و آن.

الهى توانگرانرا به ديدن خانه خوانده‏اى و درويشانرا بديدار خداوند خانه آنان سنگ و گل دارند و اينان جان و دل آنان سرگرم در صورتند و اينان محو در معنى خوشا آن توانگرى كه درويش است.

الهى اگر عنايت تو دست ما را نگيرد از چهل‏ها چله ما هم كارى برنيايد.

الهى خوشا آنانكه همواره بر بساط قرب تو آرميده‏اند.

الهى شكرت كه اين تهيدست پا بست تو شد.

الهى خوشا آنانكه در جوانى شكسته شدند كه پيرى خود شكستگى است.

الهى عقل و عشق سنگ و شيشه‏اند عاشقان از عاقلان نالند نه از جاهلان.

الهى اگر كودكان سرگرم بازيند مگر كلانسالان در چه كارند.

الهى شكرت كه پيرنا شده استغفار كردم كه استغفار پير استهزاء را ماند.

الهى آنكه ترا دوست دارد چگونه با خلقت مهربان نيست.

الهى كى شريك دارد تا تو را شريك باشد.

الهى من واحد بى شريكم چگونه ترا شريك باشد.

الهى خوشا آندم كه در تو گمم.

الهى از من و تو گفتن شرم دارم انت انت.

الهى نه خاموش ميتوان بود و نه گويا در خاموشى چه كنيم در گفتن چه گوييم.

الهى دل بسوى كعبه داشتن چه سودى دهد آنكه را دل بسوى خداوند كعبه ندارد.

الهى عبادت ما قرب نياورده بعد آورده است كه فويل للمصلين الذين هم في صلوتهم ساهون.

الهى كامم را به حلاوت و تلاوت كلامت‏شيرين بدار.

الهى فتح قلب به ضم عين است، نصب عينم مرفوع‏غضوا ابصاركم ترون العجائب.

الهى قول و فعل قائل و فاعلند در لباس ديگر كه كل يعمل على شاكلته در كتاب تدوين و تكوين جز مصنف آن كيست.

الهى از خواندن نماز شرم دارم و از نخواندن آن شرم بيشتر.

الهى اين آفريده كه بدين پايه مهربان است آفريننده وى در چه پايه است.

الهى خفتگانرا نعمت‏بيدارى ده و بيدارانرا توفيق شب زنده دارى و گريه و زارى.

الهى جز اين نميشد با كه درآويزيم.

الهى تو خود گواهى كه اينسخنان از بى تابى است‏بر ما متاب.

الهى چه رسوايى از اين بيشتر كه گدا از گدايان گدايى كند.

الهى جن گفتند سمعنا قرآنا عجبا يهدى الى الرشد فآمنا به واى بر انسى كه از جن كمتر است.

الهى واى بر من اگر دلى از من برنجد.

الهى ايكاش الفاظى جز اسماء عليا و صفات حسنايت نبود كه از الوان الفاظ چه رنگها گرفته‏ايم.

[+] نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 8:48 PM | |

مناجات(الهی)

بسم الله الرحمن الرحیم

الهى همه آرامش خواهند ومن بى‏تابى، همه سامان خواهند ومن بى سامانى.

الهى چون در تو مى‏نگرم از آنچه خوانده‏ام شرم دارم.

الهى از من برهان توحيد خواهند و من دليل تكثير.

الهى از من پرسند توحيد يعنى چه من  گويم تكثير يعنى چه.

الهى از نماز و روزه‏ام توبه كردم بحق اهل نماز و روزه‏ات توبه اين نا اهل را بپذير.

الهى بفضلت‏سينه بى كينه‏ام دادى بجودت شرح صدرم عطا بفرما.

الهى عقل گويد الحذر الحذر، عشق گويد العجل العجل آن گويد دور باش و اين گويد زود باش.

الهى ضعيف ظلوم و جهول كجا و واحد قهار كجا.

الهى آنكه از خوردن و خوابيدن شرم دارد از ديگر امور چه گويد.

الهى اگر چه درويشم ولى داراتر از من كيست كه تو دارايى منى.

الهى در ذات خودم متحيرم تا چه رسد در ذات تو.

الهى نعمت‏سكوتم را ببركت و الله يضاعف لمن يشاء اضعاف مضاعفه گردان.

الهى بلطفت دنيا را از من گرفته‏اى بكرمت آخرت را هم از من بگير.

الهى روزم را چو شبم روحانى گردان و شبم را چون روز نورانى.

الهى حسنم كردى احسنم گردان.

الهى دندان دادى نان دادى، جان دادى جانان بده.

الهى همه از گناه توبه مى‏كنند و من  را از خودم توبه ده.

الهى گويند كه بعد سوز و گداز آورد من  را بقرب سوز و گداز ده.

الهى خودت گفته‏اى و لا تياسوا من روح الله نااميد چون باشم.

الهى انگشترى سليمانيم دادى انگشت‏سليمانيم ده.

الهى سرمايه كسبم دادى توفيق كسبم ده.

الهى اگر ستار العيوب نبودى ما از رسوايى چه مى‏كرديم.

الهى من الله الله گويم اگر چه لا اله الا الله گويم.

الهى مست تو را حد نيست ولى ديوانه‏ات سنگ بسيار خورد،من مست و ديوانه توام.

الهى ذوق مناجات كجا و شوق كرامات كجا.

الهى علمم موجب ازدياد جهلم شد يا علم محض و نور مطلق بر جهلم بيفزا.

الهى اثر و صنع توام چگونه بخود نبالم.

الهى دو وجود ندارد و يكى را قرب و بعد نبود.

الهى هر چه بيشتر دانستم نادانتر شدم بر نادانيم بيفزا.

الهى تا كعبه وصلت فرسنگها است و در راه خرسنگها و اين لنگ بمراتب كمتر از خرچنگ است، خرچنگ را گفتند بكجا ميروى گفت‏به چين و ما چين گفتند با اين راه و روش تو.

الهى دل داده معنى را از لفظ چه خبر و شيفته مسمى را از اسم چه اثر.

الهى كلمات و كلامت كه اينقدر شيرين و دلنشين‏اند خودت چونى.

الهى از گفتن يا شرم دارم.

الهى داغ دل را نه زبان تواند تقرير كند و نه قلم يارد بتحرير رساند الحمد لله كه دلدار به ناگفته و نانوشته آگاه است.

الهى محبت والد به ولد بيش از محبت ولد به والد است كه آن اثر است نه اين با اينكه اعداد است و عليت و معلوليت نيست پس محبت تو بما كه علت مطلق مايى تا چه اندازه است، يحبهم كجا و يحبونهم كجا؟!

الهى از كودكان چيزها آموختم لا جرم كودكى پيش گرفتم.

الهى چون است كه چشيده‏ها خاموشند و نچشيده‏ها در خورشند.

الهى از شياطين جن بريدن دشوار نيست‏با شياطين انس چه بايد كرد.

الهى خوشدلم كه از درد مينالم كه هر دردى را درمانى نهاده‏اى.

الهى در خلقت‏شيطان كه آنهمه فوائد و مصالح است در خلقت ملك چه‏ها باشد.

الهى ديده را بتماشاى جمال خيره كرده‏اى،دل را بديدار ذوالجمال خيره گردان.

[+] نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 8:44 PM | |

مناجات(الهی)

بسم الله الرحمن الرحيم

الهى بحق خودت حضورم ده و از جمال آفتاب آفرينت نورم ده.

الهى راز دل را نهفتن دشوار است و گفتن دشوارتر.

الهى يا من يعفو عن الكثير و يعطى الكثير بالقليل از زحمت كثرتم وارهان و رحمت وحدتم ده.

الهى ساليانى مى‏پنداشتم كه ما حافظ دين توايم استغفرك اللهم در اين ليلة الرغائب هزار و سيصد و نود فهميدم كه دين تو حافظ ما است احمدك اللهم.

الهى چگونه خاموش باشم كه دل در جوش و خروش است و چگونه سخن گويم كه خرد مدهوش و بيهوش است.

الهى ما همه بيچاره‏ايم و تنها تو چاره‏اى و ما همه هيچكاره‏ايم و تنها تو كاره‏اى.

الهى از پاى تا فرقم در نور تو غرقم يا نور السموات و الارض انعمت فزد.

الهى شان اين كلمه كوچك كه به اين علو و عظمت است پس يا على يا عظيم شان متكلم اينهمه كلمات شگفت لا تتناهى چون خواهد بود.

الهى واى بر من اگر دانشم رهزنم شود و كتابم حجابم.

الهى چون تو حاضرى چه جويم و چون تو ناظرى چه گويم.

الهى چگونه گويم نشناختمت كه شناختمت و چگونه گويم شناختمت كه نشناختمت.

الهى چون عوامل طاحونه چشم بسته و تن خسته‏ام راه بسيار ميروم و مسافتى نمى‏پيمايم واى من اگر دستم نگيرى و رهاييم ندهى.

الهى خودت آگاهى كه درياى دلم را جزر و مد است‏يا باسط بسطم ده و يا قابض قبضم كن.

الهى دست‏با ادب دراز است و پاى بى ادب، يا باسط اليدين بالرحمة خذ بيدى.

الهى بسيار كسانى دعوى بندگى كرده‏اند و دم از ترك دنيا زده‏اند، تا دنيا بديشان روى آورد جز وى همه را پشت پا زده‏اند اين بنده در معرض امتحان درنيامده شرمسار است‏بحق خودت ثبت قلبى على دينك.

الهى ناتوانم و در راهم و گردنه‏هاى سخت در پيش است و رهزنهاى بسيار در كمين و بار گران بر دوش يا هادى اهدنا الصراط المستقيم صراط الذين انعمت عليهم غير المغضوب عليهم و لا الضالين.

الهى از روى آفتاب و ماه و ستارگان شرمنده‏ام از انس و جان شرمنده‏ام حتى از روى شيطان شرمنده‏ام كه همه در كار خود استوارند و اين سست عهد ناپايدار.

الهى رجب بگذشت و ما از خود نگذشتيم و تو از ما بگذر.

الهى عاقبت چه خواهد شد و با ابد چه بايد كرد.

الهى عارفان گويند عرفنى نفسك، اين جاهل گويد عرفنى نفسى.

الهى اهل ادب گويند به صدرم تصرفى بفرما اين بى ادب گويد بر بطنم دست تصرفى نه.

الهى در راهم، اگر در باره‏ام گويى لم نجد له عزما چه كنم.

الهى آزمودم تا شكم دائر است دل بائر است‏يا من يحيى الارض الميتة دل دائرم ده.

الهى همه گويند خدا كو من گويم جز خدا كو.

الهى همه از تو دوا خواهند ومن از تو درد.

الهى آن خواهم كه هيچ نخواهم.

الهى اگر تقسيم شود به من بيش از اين كه دادى نميرسد فلك الحمد.

الهى ما را ياراى ديدن خورشيد نيست، دم از ديدار خورشيد آفرين چون زنيم.

الهى همه گويند بده من گويم بگير.

الهى همه سرآسوده خواهند و من  دل آسوده.

[+] نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 8:33 PM | |

کلیپ...

[+] نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 5:10 PM | |

اختلالات شخصیتی

اختلالات شخصیتی

Personality Disorder

در مورد این جزوه: این جزوه برای هر کسی که تشخیص اختلالات شخصیتی داده شده است و همچنین برای دوستان و خانواده های آنان است.

 

Personality Disorder image

  مقدمه:

  

   آسان نیست که بیان کنیم منظورمان از معنی کلمه شخصیت چیست. آن به نظر کاملاً روشن می آید ولی بیان آن بوسیله لغات سخت است. قسمتی از دلیل آن این است که بسیاری از لغاتی که ما برای توضیح افراد بکار می بریم معانی وسیعی دارند و این معانی اغلب با هم همپوشانی دارند.
  

   این کلمات می توانند بیش از یک ناحیه از تجربه را پوشش دهند. اضطراب توضیح احساس نگرانی است، عصبانیت  رفتاری را توضیح می دهد که دیگران ممکن است متوجه آن شوند وقتی شما این احساس را دارید. خجالت توضیح احساس ناراحتی با دیگر مردم است ولی همچنین ساکت بودن بیش از حد را هم شامل می شود.
  

   این اغلب مشکل است چون روشی را که ما با دیگر مردم ظاهر می شویم می تواند در شرایط مختلف، گوناگون باشد. اگر شما فقط فردی را در محیط کار می شناسید، شما ممکن است کاملاً رفتار متفاوتی را اگر با آنها در محیط و اجتماع مواجه شوید نشان دهید.

     با این وجود، در سلامت روان، کلمه شخصیت به اجتماع خصوصیات یا ویژگی هایی که هر کدام از ما را به عنوان یک فرد می سازد

 

برمیگردد.  اینها شامل روشهایی است که ما:

 

  •  فکر می کنیم
  • احساس می کنیم
  • رفتار می کنیم

در انتهای دهه اول یا ابتدای دهه دوم زندگی، اغلب ما با روشهای مشخص فکر کردن، احساس کردن و رفتار کردن شخصیتمان را پرورش می دهیم. این اغلب تا حد زیادی برای تا آخر عمر باقی می ماند. معمولاً شخصیت ما به ما اجازه می دهد که با دیگر مردم به طور قابل قبولی- اگر نه کاملاً- کنار بیائیم.
 

 

 اختلالات شخصیتی:
  

   با این وجود برای بعضی از ما، این اتفاق نمی افتد. به هر دلیل قسمتی از پرورش شخصیت ما در راهی است که زندگی با خودمان و یا با دیگران را برای ما مشکل می سازد. یاد گرفتن از تجارب و تغییر این ویژگی ها- روشهای غیر سودمند فکر کردن ، احساس کردن و رفتار کردن – که باعث این مشکلات می شود می تواند مشکل باشد. بجز تغییرات و شخصیت که به علت حوادث ضربتی یا آسیب به مغز حاصل می شود، این ویژگیها معمولاً از دوران کودکی و یا اوایل دهه اول زندگی قابل تشخیص است.
 

    شما ممکن است در موارد زیر مشکل داشته باشید:

  •  ایجاد یا ادامه رابطه با دیگران
  •  کنار آمدن با همکاران
  •  کنار آمدن با دوستان و خانواده
  •  دور ماندن از مشکلات
  •  کنترل احساسات یا رفتار
      

 

اگر به عنوان یک نتیجه شما:

 

  •  نا خشنود یا مضطرب هستید

ویا

  •  شما اغلب ناراحت هستید و یا موجب آزار دیگر مردم می شوید

 

پس شما ممکن است دچار یک اختلال شخصیت باشید( برای توضیح انواع مختلف به شرح پایین توجه فرمائید) داشتن یک اختلال شخصیتی زندگی را مشکل می سازد. بنابراین سایر اختلالات سلامت روان ( مانند افسردگی و یا مشکلات وابسته به مصرف الکل و مواد مخدر) معمولاً شایع هستند.


صحبت درباره اختلالات شخصیتی:


روشهای مختلفی برای توضیح اختلالات روانی و گروه بندی آنها وجود دارد.مشکل بودن توضیح اختلالات شخصیتی به طرز روشن آن را بیشتر مباحثه ای در مقایسه با سایر اختلالات روانی ، مانند افسردگی یا روان پریشی ( شیزوفرنی) می سازد. بعلاوه، بسیاری از مردم احساس میکنند که برچسب زدن اختلالات شخصیتی به این روش سودمند نمی باشد. با این وجود، اگر چه ما همه افرادی جدا هستیم، الگوهای مشخص اختلالات شخصیتی به نظر می رسد که بین گروه نسبتاً بزرگی از مردم مشترک است. با مشخص کردن این الگوها، ما می توانیم در روشهای کمک کردن و درمان که می تواند توسط بسیاری از مردم مورد استفاده قرار گیرند -نه فقط به صورت فردی- پرورش یابند.

اختلالات شخصیتی – مورد مناسب برای درمان؟

مدارک خوبی وجود دارد که افراد با تشخیص اختلالات شخصیتی توجه کافی توسط سرویسهای سلامت روان را آنطور که باید دریافت نکرده اند. این سرویسها عموماً روی بیمارهای روانی مانند شیزوفرنی، اختلالات دو قطبی و افسردگی متمرکز شده اند. بعضی تردیدها وجود دارد که آیا آنها چیز مفیدی برای ارائه به اختلالات شخصیتی دارند. تحقیقات روشن ساخته است که سرویسهای سلامت روان می توانند و باید به افراد با اختلالات شخصیتی کمک کنند.

انواع مختلف اختلالات شخصیتی:

تحقیقات نشان  داده اند که اختلالات شخصیتی بر اساس مزه و طعم احساسی به سه گروه تقسیم می شوند:

 

دسته A   مشکوک

دسته B   احساسی و از روی انگیزه آنی و بدون فکر قبلی عمل کردن

دسته C    مضطرب 

 

همانطور که شما در تشریح هر گروه می خوانید، شما ممکن است بعضی جنبه های شخصیت خودتان را به خوبی تشخیص دهید. این ضرورتاً به این معنی نیست که شما یک اختلال شخصیتی دارید. بعضی از این خصوصیات حتی  ممکن است در بعضی نواحی زندگی شما سودمند باشد . با این وجود اگر شما یک اختلال شخصیتی دارید این جنبه های شخصیت شما می تواند کاملاً مفرط باشند. آنها ممکن است زندگی شما و افرادی را که در اطراف شما هستند ضایع سازند. مردم ممکن است علائم بیش از یک اختلالات شخصیتی را نشان دهند.

 

دسته A   = > مشکوک

 

شخصیت  پارانوئید:

 

  •  مشکوک
  •  احساس کریه و زننده بودن بقیه مردم نسبت به خود (حتی وقتی که شواهد نشان می دهد که این درست نیست).
  •  حساس به عدم پذیرش
  •  تمایل به لجاجت و بیزاری

 

 

شخصیت اسکیزوئید:

 

 

  •  سرد احساسی
  •  تماس با بقیه مردم را دوست ندارد، ترجیح می دهد در خود باشد.
  •  داشتن یک دنیای غنی مجازی.

 

شخصیت  شیزو تایپال

  •  رفتار غیر عادی
  •  عقاید عجیب و غریب
  •  اشکال در فکر کردن
  •  کمبود احساس یا واکنشهای احساسی نامناسب
  •  می تواند چیزهای عجیب ببیند یا بشنود
  •  وابسته به بیماری روانی شیزوفرنی


دسته B  = >  احساسی و از روی انگیزه آنی و بدون فکر قبلی عمل کردن

 

شخصیت   غیر اجتماعی یا غیر مناسب برای معاشرت: 

  •  بی اهمیت بودن به احساس دیگران
  •  به راحتی نا امید شدن
  •  تمایل به رفتار خشن
  •  ارتکاب جرم
  •  مشکل داشتن در ایجاد ارتباط صمیمی
  •  از روی انگیزه آنی عمل کردن – انجام کارها بدون فکر به آنها در یک لحظه
  •  عمل احساس گناه
  •  عدم یادگیری از تجارب ناخوشایند

 

 

 شخصیت   مرزی یا از نظر احساسی  بی ثبات:

 

  •  از روی انگیزه آنی عمل کردن
  •  مشکل در کنترل احساسات
  •  احساس بد در مورد خود
  •  اغلب خود آزاری مانند خود زنی یا تلاش برای خودکشی
  •  احساس تو خالی بودن
  •  ساختن ارتباط سریع ولی ازسریع دست دادن آنها
  •  می تواند احساس سوءظن ( پارانوئید) یا افسردگی کنند
  •  شنیدن صدا وقتی تحت فشار قرار گیرند.

 شخصیت  نمایش عمدی احساسات:

 

  •  حوادث فوق نمایشی
  •  خود محوری
  •  نشان دادن احساسات قوی که سریعاً تغییر می کند و طولانی نیستند
  •  می توانند پیشنهاد کردنی باشند
  •  نگرانی زیاد در مورد ظاهر خود
  •  تمایل زیاد برای چیزی جدید و مهیج
  •  می توانند اغوا کننده باشند.

شخصیت   علاقه مفرط به خود  و ظاهر فیزیکی اش:

  •  داشتن یک حس قوی از خود مهم بودن
  •  رویاهای نامحدود موفقیت، قدرت و هوش سرشار
  •  تمایل زیاد برای جلب توجه دیگران ولی نشان ندادن احساسی گرم به نوبه خود
  •  استثمار دیگران
  •  درخواست برای لطفی که نمی توانند آنرا جبران کنند


دستهC = > مضطرب

شخصیت وسواسی- اجباری:

  •  نگران و شک  داشتن زیاد
  •  کامل گرا – همیشه چیزها را چک می کنند
  •  سخت در آنچه انجام می دهند
  •  محتاط، غرق شده در جزئیات
  •  نگران در مورد انجام دادن اشتباه چیزها
  •  سخت یافتن تطابق با شرایط جدید
  •  اغلب داشتن معیارهای اخلاقی بالا
  •  داوری کننده
  •  حساس به انتقاد
  •  می توانند افکار و تصورات وسواسی داشته باشند( اگر چه نه به بدی در بیماران وسواسی)


شخصیت اجتناب کننده:

 

  •  خیلی مضطرب و عصبی
  •  نگرانی زیاد
  •  احساس نا امنی و پست بودن
  •  باید دوست داشته شوند و مقبول باشند
  •  شدیداً احساس به انتقاد


شخصیت وابسته:

  •  منفعل
  •  وابسته به دیگران در تصمیم گرفتن
  •  انجام دادن کارهایی که دیگران می خواهند انجام دهند
  •  سخت یافتن کنار آمدن با کارهای روزانه
  •  احساس نا امیدی و بی کفایتی
  •  براحتی احساس تسلیم شدن بوسیله دیگران


 

علتهای اختلالات شخصیتی چیست؟

 


      پاسخ روشن نیست ولی به نظر می رسد که مانند سایر بیماریهای روانی ژن، مشکلات مغز و روش تربیت       می توانند قسمتی نقش داشته باشند.
     شواهدی برای اهمیت موارد زیر وجود دارد:
     روش تربیت:

  •  سوء استفاده جسمی یا جنسی در کودکی
  •  خشونت در خانواده
  •  والدینی که الکل زیاد می نوشند


اگر بچه ها از این گونه محیطهای سخت خارج شوند احتمال کمتری برای پیشرفت یک اختلال شخصیتی وجود دارد.


مشکلات زودرس:

  مشکلات رفتاری در بچگی مانند خشونت شدید، سرپیچی و خلق وخوی قهر کننده تکرار شونده

مشکلات مغزی:


 

     بعضی افراد با اختلال شخصیتی ضد اجتماعی   دارای تفاوتهای بسیار جزئی در ساختمان مغزشان و روشهای عمل بعضی از مواد شمییایی در مغزشان هستند. با این وجود تصویربرداری مغز یا تست خون برای اختلالات شخصیتی وجود ندارد.

 

     چیزهای که آن را بدتر می سازد:

  •  مصرف زیاد الکل یا مواد مخدر
  •  مشکلات کنار آمدن با خانواده  یا همسر
  •  مشکلات مالی
  •  اضطراب، افسردگی، یا سایر اختلالات روانی

 

 کمک :


     در مان افراد با اختلالات شخصیتی می تواند بر پایه روانشناسی (صحبت درمانی) و یا جسمی (دارو درمانی) باشد.

  1.  درمان بر پایه روانشناسی

 

  •  مشاوره: صحبت کردن وگوش دادن، این بستگی به رابطه اعتماد آمیز بین مشاور و فرد مشاوره شونده دارد.
  •  روان درمانی پویا: نگاه به چگونگی اثرات تجارب گذشته بر رفتار فرد دارد.
           .      شناخت درمانی :یک راه به تغیییر روشهای ناسودمند فکر کردن
  •  درمان تحلیل شناختی : یک روش برای تشخیص و تغییر روشهای نا سودمند در روابط و رفتار
  •  درمان رفتار لهجه ای : این روش ازترکیب درمان شناختی و رفتاری با بعضی ازفنون مذهب بودائی استفاده می کند.

 

 

این شامل فرد درمانی و گروه درمانی می باشد:

 


درمان در یک جامعه درمانی –این یک محل است که افراد با سابقه طولانی مشکلات احساسی می توانند برای هفته ها یا ماهها به آنجا رفته ( و یا گاهی اوقات در آنجا اقامت گزیند) .اغلب کار در گروه انجام می شود. شما از گذراندن یا نگذراندن با سایر اقامت کنندگان می آموزید. این از زندگی واقعی بدین لحاظ متفاوت است که هر گونه عدم موافقت و یا ناراحتی در یک محیط امن روی می دهد. کارکنان و سایر افراد مقیم به شما کمک می کنند تا از این مرحله مشکلات عبور کرده و از آنها بیاموزید. استفاده کنندگان و یا افراد مقیم اغلب صحبتهای زیادی در مورد چگونگی اداره شدن این محل دارند ولی مجبورند که آماده ی ماندن و مقابله با مواقع دشوار شوند.

 

2 .- جسمی

داروها می توانند در بعضی  اختلالات شخصیتی کمک کنند.


داروهای ضد روان پریشی( معمولاً در مقدار کم)

  •  می توانند که حالت مشکوک بودن سه گروه A  اختلالات شخصیتی ( پارانوئید، اسکیزوئید، اسکیزوتایپال) را کاهش دهند.
  •  می توانند در اختلال شخصیتی مرزی اگر احساس سوءظن شدید دارند و یا صدا می شنوند کمک کننده باشد.

 

داروهای ضد افسردگی:


می توانند در اشکالات احساسی و یا خلقی که افراد گروه B اختلالات شخصیتی ( ضد اجتماعی، مرزی و یا نا ثبات احساسی و نمایشی و یا علاقه مفرط به خود ) کمک کننده باشد.

  •  بعضی از داروهای ضد افسردگی مهار کننده بازگشت انتخابی  سروتونین  می توانند به این افراد با اختلال شخصیتی مرزی و یا ضد اجتماعی کمک کرده تا کمتر لحظه ای و خشن  باشند.
  •  می توانند کاهش دهنده اضطراب در گروه C اختلالات شخصیتی باشند( وسواسی – اجباری. اجتناب کننده و وابسته)

 

ثبات دهنده خلق:


داروهای مانند لیتوم، کاربامازپین والپرات سدیم همچنین می توانند کاهش دهنده رفتارهای آنی و خشن باشند. این داروها و درمانها همچنین می توانند در افراد با اختلال شخصیتی که در حال پیشرفت به سوی افسردگی و یا شیزوفرنی هستند کمک کننده باشند.

 

نوع درمانی که پیشنهاد میشود بستگی دارد به:

  •  ترجیح فرد( بیمار یا استفاده کننده از خدمات)
  •  نوع اختلال شخصیتی
  •  دسترسی نوع درمان در ناحیه جغرافیایی


اگر شما یک اختلال شخصیتی دارید شما ممکن است اصلاً نیازی به درمان نداشته باشید ولی شما ممکن است درمان دارویی و یا صحبت درمانی وگاهی هر دو را مفید یابید. بستری در بیمارستان معمولاً به عنوان آخرین پناهگاه می باشد . ( مثلاً وقتی یک فرد با اختلال شخصیتی مرزی خودزنی بدی را انجام دهد) و فقط برای کوتاه مدت می باشد. تعداد زیادی از کمکهایی که فقط در بخشهای بیمارستان قابل ارائه بوده اکنون در درمانگاهها ویا مراکز روزانه در دسترس می باشند.

 

 

چقدر اختلال شخصیتی شایع می باشد؟

  •  در حدود 40 تا 70 درصد افراد در بخش روانپزشکی یک اختلال شخصیتی خواهند داشت
  •  30 تا 40 درصد از بیماران روانپزشکی که توسط سرویسهای روانپزشکی در جامعه تحت درمان قرار گرفته اند یک اختلال شخصیتی خواهند داشت.
  •  در حدود 10 تا 20 درصد از بیماران دیده شده توسط پزشک عمومی یک اختلال شخصیتی خواهند داشت.

 

آیا اختلال شخصیتی طی زمان تغییر می کند؟

 


بله شواهدی وجود دارد که آنها تمایل کندی به بهبودی با افزایش سن دارند. رفتارهای ضد اجتماعی و اعمال آنی به خصوص به نظر می رسد که در سنین دهه3 و 4 کاهش می یابند. با این وجود می تواند گاهی اوقات در جهت مخالف کار کند. برای مثال اختلال شخصیتی شیزوتایپال  می تواند به طرف اختلال روانی  شیزوفرنی پیشرفت نماید.

 

 

آیا دخالتهای درمانی در درمان موثر است؟


شواهد وجود دارد که روانی درمانی و دارودرمانی هر دو موثر است ولی این شواهد ضعیف می باشد زیرا:

  •  مداخلات درمانی معمولاً کاملاً پیچیده هستند بنابراین مشکل است تا بدانیم که کدام قسمت یا قسمتهای مداخله درمانی واقعاً موثر بوده است.
  •  گروههای شرکت کننده معمولاً کوچک هستند
  •  روشهای اندازه گیری پیشرفت درمانی معمولاً ضعیف هستند.
  •  مطالعات انجام شده روی مداخلات درمانی و درمان اغلب کاملاً کوتاه بوده اند.

 

زندگی با اختلالات شخصیتی:


افراد با اختلالات شخصیتی مانند هر فردی که یک اشکال سلامت روانی دارد می توانند به علت تشخیصشان در معرض بد نامی و  تهمت قرار گیرند. آنها می توانند جذب کننده ترس و عصبانیت و رد شدن باشند تا دلسوزی، پشتیبانی و درک شدن. این مشکلی است که نیازمند کمک واقعی می باشد. ما می توانیم با گسترش روابط دوستانه ، پشتیبانی و درک در مقابل با قضاوت و تبعیض در مورد افراد با اختلال شخصیتی کمک نمائیم.

 

کمک توسط خود:

  •  سعی کنید وقتی تحت فشار قرار می گیرید گره را باز کنید. گرفتن یک دوش آب گرم یا قدم زدن.- شما ممکن است ورزش یوگا، ماساژ یا درمان با رایحه خوش را مفید یابید.
  •   مطمئن شوید که شما یک خواب خوب شب دارید ولی اگر نمی توانید بخوابید ناراحت نشوید.
  •  مراقب سلامت جسمی و آنچه می خورید باشید. شما احساس بهتری را خواهید داشت وقتی یک رژیم غذایی متعادل با مقدار زیادی سبزیجات و میوه جات داشته باشید.
  •  از مصرف زیاد الکل و داروهای خیابانی و مخدر اجتناب نمائید.
  •  مقداری ورزش منظم انجام دهید این نباید شدید باشد. حتی پیاده شدن از اتوبوس یک ایستگاه زودتر ویا راه رفتن در بقیه مسیر می تواند موثر باشد.
  •  در شرایطی که کارها دچار اشکال شده است و یا در یک شرایط تحت فشار قرار گرفته اید درمان شوید( البته نه الکل یا مواد مخدر).
  •  به یک علاقه و یا سرگرمی  روی  آورید. این روش خوبی است تا دیگران را ملاقات کرده و به فکر خود در مواجه با فشارهایی که همه ما روزانه برخورد می کنیم استراحت دهید.
  •  در مورد آنچه احساس می کنید با یک نفر صحبت نمائید. او می تواند یک دوست و یا فامیل و یا اگر ترجیح می دهید یک درمانگرو یا یک مشاور باشد. اگر شما به درمانگرو یا مشاور دسترسی نداریدی به پزشک عمومی خود مراجعه نمائید.
  •  جستجوی اطلاعات در اینترنت یک منبع خوب می باشد. ( اطلاعات تکمیلی را ببینید)
  •  اگر کارها واقعاً دشوار هستند سعی کنید به بنگاه نیکوکاری تلفن نمائید( اطلاعت تکمیلی را ببینید)


زندگی با کسی که یک اختلال شخصیتی دارد:

 

     شما ممکن است در مورد اثرات اختلال شخصیتی روی آنها و یا حتی روی زندگی خودتان نگران باشید. آنها چه واکنشی نشان خواهند داد اگر شما در این باره با آنها صحبت نمائید.اگر آنها نگرانی شما را جدی می گیرند  اطلاعات بیشتری را از منابعی که در انتهای این جزوه آمده است جمع نمائید. حتی اگر آنها متوجه هیچ مشکلی در حال حاضر نیستند ممکن است در آینده متوجه شوند. زندگی روزانه با فردی که دارای اختلالات شخصیتی می باشد می تواند مشکل باشد ولی این همیشه مشکل نیست . فضا دادن به این افراد ، گوش دادن به آنها و تصدیق کردن دلواپسی هایشان و درگیر کردن دیگران ( دوستان، فامیل و بعضی مواقع حرفه ای های سلامت روان – پرستارها ، درمانگرها و پزشکان) می توانند همه مفید باشند. مراقبت از سلامت جسمی و روانی خود همچنین مهم می باشد.

[+] نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 11:11 PM | |

راهنمایی برای عموم مردم (بیماری جسمی و بهداشت روان)

راهنمایی برای عموم مردم
"بیماری جسمی و بهداشت روان"

Physical Illness and Mental Health

 در مورد این راهنما

بسیاری از ما در دوره ای از زندگی دچار یک بیماری شدید جسمی می شویم. هم بیماری و هم درمان آن می تواند طرز فکر و احساس ما را تحت تأثیر قرار دهد. این راهنما، هم برای کسانی است که بیماری شدید جسمی دارند و هم برای دوستان و وابستگان آن هاست که موارد ذیل را توضیح می دهد

 

 اثرات روحی بیماری شدید جسمی
چه احساسی در صورت بروز اضطراب يا افسردگی خواهیم داشت؟
 چرا وقتی دچار بیماری جسمی می شویم احتمال بروز افسردگی و اضطراب بیشتر است؟
 چه عواملی ممکن است باعث افزایش احتمال بروز افسردگی و اضطراب شوند؟
کی باید به دنبال کمک باشید؟
 در مورد اضطراب و افسردگی چه می توان کرد؟
 چگونه می توانید به خود کمک کنید؟
 چگونه خانواده و دوستان می توانند کمک کنند؟
 مراکزی که می توان از آن ها اطلاعات و کمک گرفت

 

 اثرات روحی بیماری شدید جسمی

یک بیماری شدید جسمی می تواند هر گوشه از زندگی شما را تحت تأثیر قرار دهد. ارتباطات، کار، عقاید مذهبی و چگونگی روابط اجتماعی با دیگران همگی ممکن است تحت تأثیر قرار گیرند. بیماری شدید جسمی می تواند باعث شود ما دچار احساس غم، ترس، نگرانی یا عصبانیت شویم. این می تواند به دلایل زیر باشد
* ما نمی دانیم که دقیقاً چه بیماری داريم
 چگونه با درد ناشی از عمل جراحی یا عوارض جانبی داروها مقابله خواهیم کرد

 درمان تا چه اندازه اثر بخش خواهد بود

* احساس عدم کنترل در مورد بدن و بیماری خود می کنیم. کلاً ممکن است فکر کنیم که کاری نمی توان در مورد آن کرد

* احساس تنهایی و جدایی از خانواده و دوستان داریم. گاهی ممکن است صحبت کردن در مورد بیماری با نزدیکانمان مشکل باشد، چون نمی خواهیم آن ها را نگران یا ناراحت کنیم
برای برخی از ما اثرات روحی یک بیماری شدید جسمی می تواند بیش از اندازه باشد. مثلاً، سرطان یا بیماری قلبی ممکن است ما را بسیار نگران و افسرده کند. این موضوع می تواند ما را از انجام کارهایی که در زندگی روزمره مان انجام می دهیم، باز دارد.
 چه احساسی در هنگام  بروز اضطراب و افسردگی خواهیم داشت؟
اضطراب و افسردگی هم ذهن و هم جسم ما را تحت تأثیر قرار می دهد. در بسیاری از موارد، هر دو تأثیر، همزمان اتفاق می افتند.

 

 احساس اضطراب چگونه است

 افکار دائمی نگران کننده، اغلب در مورد بیماری و درمان آن
ترس از اتفاق افتادن بدترین حالت ها که به عنوان مثال بیماریمان بدتر خواهد شد یا خواهیم مرد
- آگاهی بیش از حد از ضربان قلب - تپش قلب
 حساس تنش و درد عضلات
عدم توانایی در داشتن آرامش

 تعریق
نفس کشیدن سریع
 احساس سرگیجه
 احساس غش
 سوء هاضمه و اسهال

 

چگونگی احساس افسردگی

 احساس عدم شادی که از بین نمی رود و تقریباً همیشه وجود دارد
 از دست دادن احساس علاقه در زندگی
 عدم توانایی در لذت بردن
 بروز اشکال در تصمیم گیری های حتی ساده
 احساس خستگی عمومی
 احساس عدم آرامش و پریشانی
- از دست دادن اشتها و وزن - بعضی از افراد متوجه می شوند که برعکس دچار افزایش وزن می شوند
 اشکال در خوابیدن و بیدار شدن زودتر از معمول
 از دست دادن علاقه به روابط جنسی
 از دست دادن اعتماد به نفس و احساس مفید نبودن، عدم کفایت و ناامیدی
 دوری از دیگران
 احساس تحریک پذیری
 احساس ناامیدی در مورد خودمان، موقعیتمان و دنیا و به طور کلی، ممکن است احساس کنیم که هرگز به سمت بهتر شدن نمی رویم یا این که بی ارزش هستیم
 افکار خودکشی (که در افسردگی شایع است) بهتر است که در مورد آن ها صحبت کنیم تا این که سعی کنیم آن ها را مخفی کنیم
بعضی از این علائم مانند احساس خستگی، خواب ناکافی و از دست دادن اشتها ممکن است به علائمی که از بیماری جسمی یا درمان آن ناشی می شوند، شبیه باشند. اگر شما با یک پزشک یا پرستار در مورد این که چگونه احساسی دارید، صحبت کنید آن ها می توانند در مورد این که آیا این علائم مربوط به بیماری جسمی شماست یا افسردگی، کمک کنند

 

چرا احتمال بروز افسردگی و اضطراب، وقتی که بیماری شدید جسمی دارید، بیشتر است؟

افراد وقتی که به هر دلیلی تحت استرس هستند، افسرده و مضطرب می شوند. بیمار بودن و درمان آن باعث استرس می شوند. احتمالاً این مورد شایع ترین دلیل است
 بعضی درمان های دارویی مثل استروئیدها، چگونگی کارکرد مغز را تحت تأثیر قرار می دهند و بنابراین به طور مستقیم باعث اضطراب و افسردگی می شوند
 بعضی بیماری های جسمی مثل کم کاری تیروئید کارکرد مغز را تحت تأثیر قرار داده، مستقیماً اضطراب و افسردگی ایجاد می کنند
 اضطراب و افسردگی، بیماری های شایعی هستند. شما ممکن است فقط به صورت اتفاقی (و بدون علت خاصی)، همزمان با بیماری جسمی مضطرب یا افسرده شوید.

 

چه عواملی ممکن است باعث افزایش احتمال بروز اضطراب یا افسردگی شوند؟

احتمال این که شما اضطراب و افسردگی شدید را هنگام بیماری جسمی تجربه کنید بالاتر است اگر
 شما از قبل مضطرب یا افسرده بوده اید
  خانواده یا دوستی ندارید که بتوانید با ایشان در مورد بیماریتان صحبت کنید
 مؤنث هستید (زنان بیشتر از مردان اضطراب و افسردگی را بروز می دهند)
- در زندگی تان، همزمان مشکلات و استرس های دیگری دارید بعنوان مثال اخراج از كار،  طلاق   يا مرگ يكي از نزديكان
 درد زیادی را تجربه می کنید
 بیماری شما از نوع خطرناک و تهدید کننده زندگی است
 بیماریتان شما را از مراقبت از خودتان باز می دارد
در موارد زیر ما بیشتر در معرض ابتلا به اضطراب و افسردگی هستیم
 هنگامی که برای اولین بار در مورد بیماریتان با شما صحبت می شود
 بعد از یک عمل جراحی بزرگ یا اگر عوارض ناخوشایندی در درمان وجود دارند
 اگر بیماری شما بعد از این که به نظر می رسد که در حال بهبودی هستید، عود کند. مثلاً عود سرطان یا دومین سکته قلبی
 اگر بیماری شما دیگر به درمان جواب ندهد


چه زمانی باید به دنبال کمک باشید؟ 


باید به دنبال کمک باشید، اگر احساس اضطراب و افسردگی شما
 بدتر از ترس ها، نگرانی ها و احساس غمی است که شما قبلاً داشته اید
 به نظر نمی رسد که با گذشت زمان در حال بهبودی است
 در حال ایجاد تغییر در احساس شما نسبت به اعضای خانواده و دوستان و در کار و علائق شما است
 اگر شما احساس می کنید که زندگی دیگر ارزش ندارد و یا دیگران بدون وجود شما احساس بهتری دارند
شما ممکن است متوجه افسردگی خود نباشید اگر
 فکر می کنید که همه علائم شما مربوط به بیماری جسمی تان است
 خود را به دلیل تنبل یا ضعیف بودن ملامت کنید
دیگران ممکن است در این مورد به شما اطمینان خاطر بدهند. آن ها ممکن است به شما بگویند که کمک گرفتن نشانه ی ضعف نیست. بعضی از ما سعی می کنیم که با احساس اضطراب و افسردگی با مشغول نگه داشتن خودمان مقابله کنیم. این کار در بعضی افراد مؤثر است اما همچنین می تواند به شدت باعث افزایش استرس و خستگی شود
بعضی اوقات، اضطراب و افسردگی ممکن است خود را به صورت احساس عدم شادی و ترس نشان ندهد و در عوض ممکن است باعث ایجاد درد بدن، سردرد یا بی خوابی شود
ممکن است صحبت کردن با یک خویشاوند یا دوست که قادر است شما را در این موقعیت مشکل کمک کند، موثر و کافی باشد. اما در مواردی که این راه کمک کننده به نظر نمی رسد، احتمالاً صحبت کردن با یکی از پزشکان یا پرستارانی که تحت مراقبتشان هستید، راه خوبی به نظر برسد

 

آیا داشتن چنین احساساتی دلیل خوبی برای درخواست کمک است؟

کمک گرفتن در حالت اضطراب و افسردگی، وقتی که بیماری جسمی داریم، می تواند مشکل باشد، چرا که:
- ممکن است احساس کنید که پریشانی شما قابل درک و توجیه است و بنابراین کاری نمی توان درمورد آن کرد.
- نمی خواهید که قدر نشناس به نظر برسید چرا که  انگارشما به پزشکان و پرستارانی که مراقبت های جسمی شما را بر عهده دارند، در حال شكايت هستيد.
- نمی خواهید که باعث اختلال در درمان بیماری جسمی تان شوید (با اعتراف به این که در تحمل آن مشکل دارید)
- ممکن است فکر کنید پرستاران و پزشکانی که بیماری جسمی شما را درمان می کنند آن قدر مشغول هستند که علاقه ای به توجه به اضطراب و افسردگی شما ندارند.
- احساس می کنید آن ها بیشتر به بیماری جسمی تان توجه دارند تا به مسائل روحی شما.
البته برای همه ما قابل درک و انتظار است که فردی  که  دچار بیماری جسمی است، به اضطراب و افسردگی مبتلا شود اما این به این معنی نیست که باید به آن بی توجه باشید. کادر درمان کننده ی شما نگران همه جنبه های سلامتی شما هستند و از جمله افسردگی و اضطرابی که دارید.
آن ها می توانند به دلایل زیر کمک کننده باشند:
- اطلاع داشتن از نگرانی ها و مشغولیت های ذهنی شما در مورد شرایطتان.
- سعی در اطمینان یافتن از این که شما در مورد بیماری و درمان آن اطلاع کافی دارید.
- کمک به شما که بتوانید در مورد احساساتتان صحبت کنید.
- تصمیم گیری در مورد این که آیا شما برای اضطراب یا افسردگی تان نیاز به درمان دارید یا نه.

 

در مورد اضطراب و افسردگی چه می توان کرد؟

افراد زیادی وجود دارند که ممکن است بتوانند به شما کمک کنند که شامل: پزشک عمومی (GP) ، مشاورین آموزش دیده، روان درمان ها، روان شناسان بالینی و روان پزشکان است. هر گونه درمان پیشنهادی به علائم، شدت اضطراب و افسردگی و شرایط شما بستگی خواهد داشت. درمان ممکن است شامل صحبت کردن، داروهای ضد افسردگی یا هر دو باشد.

صحبت درمانی:

بروز احساسات واقعی می تواند مشکل باشد، حتی با دوستان نزدیک. در این صورت، ممکن است صحبت کردن با یک فرد با تجربه آسان تر باشد. او می تواند به شما کمک کند که مسائل را بازبیني کرده و راه های مقابله با مشکلاتتان را پیدا کنید. جلسات صحبت درمانی معمولاً کوتاه و حداکثر 8 جلسه است. ممکن است که با فرد خاصی صحبت کنید یا در یک گروه شرکت داشته باشید. اگر همسر یا مراقب (Carer) دارید، ممکن است مشارکت آن ها نیز کمک کننده باشد. انواع مختلفی از صحبت درمانی وجوددارند، اما همگی شامل اجزاء

 

زیر هستند:


- ارتباط توأم با اطمینان بین بیمار و درمانگر
 - فرصتی برای صحبت باز و آزاد در مورد افکار، احساسات و مشکلات.
  - کمک به مقابله با افکار نگران کننده، احساسات بد و مشکلات روزمره.

آیا این درمان مؤثر است؟

دیدن کسی فقط برای این که با او صحبت کنیم، ممکن است ترسناک و یا بی مورد به نظر برسد، اما به محض شروع صحبت، بسیاری از بیماران مبتلا به بیماری جسمی آن را بسیار مؤثر می یابند.

 

چگونه این درمان مؤثر است؟


جلسات صحبت درمانی به شما کمک می کنند که آن چه از نظر روحی برای شما در حال اتفاق افتادن است، شفاف تر باشد. این درمان ها به ما کمک می کنند تا راه های بهتر مقابله با احساسات، افکار و مشکلات روزمره را پیدا کنیم. صحبت کردن آزاد همچنین از این نظر مفید است که با فردی صحبت می کنید که به او اطمینان دارید و در مورد شما "قضاوت" نمی کند.

 

شروع اثر درمانی چقدر طول می کشد؟

بعضی افراد سریعاً احساس بهبودی می کنند به یک دلیل ساده: این که آن ها قادر هستند که در مورد نگرانی هایشان صحبت کنند. برای سایرین ممکن است چند هفته ای طول بکشد.

داروهای ضد افسردگی:

اگر اضطراب و افسردگی شدید باشد و یا مدت زیادی طول بکشد، ممکن است مصرف یک دوره از داروهای ضد افسردگی مفید باشد. این داروها به مبتلایان اضطراب و افسردگی کمک می کند تا احساس بهتری داشته باشند به طوری که دوباره لذت بردن از زندگی و مقابله با مشکلات را به طور مؤثر آغاز می کنند.
با وجود این که این داروها ممکن است باعث شوند که احساس اضطراب و پریشانی کمتری کنید، جز داروهای خواب آور و آرام بخش نیستند. این داروها همچنین می توانند در مورد درد و اختلال خواب مؤثر باشند.

 

آیا سریعاً احساس بهبودی خواهید کرد؟


احتمالاً نه، برخلاف بسیاری از داروها اثرات ضد افسردگی را زود احساس نخواهید کرد، اغلب افراد تا 3- 2 هفته هیج تغییری در خلق خود احساس نمی کنند. اگر چه بعضی دیگر ممکن است بهبودی سریع تری داشته باشند، برای مثال: بعضی افراد پس از چند روز احساس می کنند که بهتر می خوابند و کمتر احساس اضطراب دارند.

 

عوارض جانبی

مانند تمامی داروها، ضد افسردگیها  عوارض جانبی دارند. اگر چه اغلب این عوارض ملایم هستند و با ادامه درمان محو می شوند. ضد افسردگی های مختلف اثرات مختلف دارند. پزشک شما می تواند در مورد این که چه چیزهایی تجربه خواهید کرد شما را مطلع کنند و دوست دارند که در مورد چیزهایی که شما را نگران می کنند، بدانند. در صورت لزوم، همچنین می توانید آن ها را با مسکن ها، آنتی بیوتیک ها و داروهای ضد بارداری مصرف کنید
اما باید از مصرف زیاده از حد الکل اجتناب کنید چون الکل می تواند باعث خواب آلودگی زیاد شما در مدت استفاده از داروهای ضد افسردگی شود. درمورد این که این قرص ها با سایر درمان هایی که برای بیماری جسمی تان استفاده می کنید تداخل دارند یا نه، پزشک شما را مطلع خواهد کرد

 

چگونه می توانید به خودتان کمک کنید؟

علاوه بر کمک گرفتن از متخصصین، کارهای دیگری هستند که می توانند برای کمک به خود انجام دهید
 در مورد ترس ها و نگرانی هایتان با نزدیکان خود صحبت کنید، شما از این که فقط با صحبت در مورد این مسائل تسکین مي یابید، متعجب خواهید شد،و نبايد احساس  کنید که این برای نزدیکانتان درد سرآور است
 از پزشکتان در مورد بیماریتان بپرسید. اگر جنبه هایی در بیماری یا درمان وجوددارند که درمورد آن ها اطلاع ندارید، از او سؤال کنید. اگر شما در مورد بیماری خودتان بدانید قادر خواهید بود که با آن بهتر مقابله کنید
 سعی کنید که از یک رژیم غذایی متعادل استفاده کنید. اگر اشتهایتان را به دلیل نگرانی یا افسردگی از دست داده اید، ممکن است دچار کاهش وزن شوید. این می تواند باعث بدتر شدن وضعیت جسمی یتان شود
 بین نیازهای بیماری و زندگی تان تعادل ایجاد کنید. شما نیاز خواهید داشت که تعادلي پيدا کنید  که نه تسليم بیماری شوید و نه آنرا فراموش  کنید
 مراقب خود باشید. اطمینان حاصل کنید که آرامش و فعالیت های دلخواه و اگر ممکن است، فعالیت های فیزیکی را در زندگی روزمره خود بگنجانید
 سعی کنید از نوشیدن زیاد الکل برای این که احساس بهتری داشته باشید، اجتناب کنید، نوشیدن الکل می تواند در واقع باعث بدتر شدن اضطراب و افسردگی شده، با داروهای شما تداخل داشته باشد
 سعی کنید که در مورد خواب ناکافی نگران نباشید. این حالت در اضطراب و افسردگی اتفاق می افتد و معمولاً با بهتر شدن خلق شما، بهبودی می یابد
 بدون مشورت با پزشک، مقدار داروی خود را تغییر ندهید، استفاده آن ها را متوقف نکنید و درمان های دیگر را شروع نکنید. اگر داروها عوارض جانبی ناخوشایندی دارند، به پزشک یا پرستارتان بگویید با سکوت خودتان را رنج ندهید

 

چگونه خانواده و دوستانتان می توانند کمک کنند؟

معمولاً یک خویشاوند یا دوست، اولین کسی است که متوجه بروز اضطراب و افسردگی در فردی با بیماری جسمی می شود. اگر متوجه شدید که کسی از نزدیکان شما درحال ابتلا به افسردگی است، از او به نرمی بخواهید که به دنبال کمک باشد. توضیح بدهید که اضطراب و افسردگی خیلی شایع هستند و با کمک گرفتن، در اکثر موارد بهبود می یابند. ملاقات با یک متخصص مانند روان پزشک یا روان شناس نه باعث شرمساری بیمار و خانواده آن هاست نه علامتی از ضعف
 وقت گذاشتن برای کسی که مضطرب و افسرده است بسیار کمک کننده می باشد. این بیماران نیاز به انتقاد مکرر ندارند. ولی نیاز دارند که هم به صحبت کردن تشویق شوند و هم به امور روزمره خود همچنان ادامه دهند
 به فرد مضطرب و افسرده اطمینان دهید که بهبود می یابند- از آن جایی که این باور ممکن است برای آن ها مشکل باشد- اطمینان حاصل کنید که آن ها از یک رژیم غذایی متعادل استفاده می کنند و به آن ها کمک کنید که از نوشیدن زیادالکل خود داری کنند
 در صورتی که فرد مضطرب و افسرده در حال بدتر شدن است و از عدم تمایل به ادامه زندگی یا صدمه زدن به خود صحبت می کند. این موارد را جدی تلقی کنید و مطمئن شوید که پزشک از این موارد مطلع می شود
 سعی کنید که فرد را برای درمان مورد نظر متقاعد کنید. اگر در مورد درمان ابهاماتی دارید آن ها را با پزشک مطرح کنید
مراقبت از کسی که هم دچار مشکل جسمی است و هم دچار اضطراب و افسردگی شده است می تواند بسیار طاقت فرسا باشد. اگر احساس درماندگی می کنید حتماً درخواست کمک کنید

[+] نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 11:6 PM | |

بيماري وسواسي جبري

بيماري وسواسي جبري

Obsessive Compulsive Disorder (OCD)

 
اين جزوه براي هر فرد مبتلا افكار وسواسي يا اعمال جبري، خانواده و دوستان فرد مبتلا و ديگراني كه مي خواهند بيشتر در مورد اين بيماري بدانند تهيه شده است.

در اين جزوه شما در خواهيد يافت:


- ابتلا به بيماري وسواسي جبري به چه معناست
- چطور خودتان را ياري كنيد
- چه كمكي مي توان گرفت
- مكانهايي كه مي شود از ايشان كمك دريافت كرد
- ديگر منابع اطلاعاتي
- مراجع تحقيق و دستورالعمل ها

 

مقدمه


«او يك طرفدار وسواسي فوتبال است. اين خانم به كفش وسواس دارد. اين مرد يك دروغگوي بلااختيار است.» ما اين بيان را براي افرادي بكار مي بريم كه عملي را به طورمكرر انجام مي دهند. حتي وقتي ديگران هيچ دليلي براي آن نمي بينند. معمولاً اين رفتار مشكلي ايجاد نمي كند و حتي در برخي از مشاغل مي تواند مفيد باشد. با اين وجود، اختيار به انجام كار و انديشه تكرار شونده مي تواند به طور غيرمفيدي بر زندگيشان مسلط شود.


بنابراين اگر:


افكار ناخوشايندي به مغزتان هجوم مي آورند حتي زماني كه سعي در دوركردن آنها داريد يامجبور به لمس يا شمردن چيزي هستيد يا عملي مانند دست شستن را مرتباً تكرار مي كنيد،احتمالاً‌ شمامبتلا به بيماري وسواسي جبري هستيد.

ابتلا به بيماري وسواسي جبري به چه معني است؟

ليز: «من از اينكه از ديگران به من چيزي سرايت كند هراسناكم. ساعتها وقت صرف ضدعفوني كردن تمام سطوح منزلم مي كنم تا جلوي ميكروبها را بگيرم.  روزانه به دفعات مكرر دستهايم رامي شويم سعي مي كنم از خانه   بيرون نروم وقتي همسر و فرزندانم  به منزل باز مي گردند   از ايشان مي خواهم كاملاً توضيح دهند   به  چه     مكانهايي رفته اند . و اين وقتي است  كه  به محل خطرناكي مانند بيمارستان رفته باشند.  همچنين آنها را وادار مي كنم تمام   لباسهايشان را عوض كرده و بطور كامل خود را بشويند. بخشي از درونم مي گويد اين نگراني ها احمقانه اند. خانواده من از اين وضع به تنگ آمده اند. اما اين مشكل آنچنان طولا ني شده است كه ديگر نمي توانم آنرا متوقف كنم.»
جان: «تمام روز من صرف اين مي شود كه هيچ اشكالي پيش نيايد. هر روز صبح يك ساعت وقت صرف مي كنم تا از خانه خارج شوم چراكه هرگز مطمئن نيستم آيا تمام دستگاههاي برقي مانند اجاق را خاموش كرده ام يا تمام پنجره ها را قفل كرده ام. سپس اجاق گاز را براي اطمينان از خاموش بودن پنج بار كنترل مي كنم اما اگر هنوز احساس خوبي نداشته باشم مجبور خواهم بود تمام كارها را از نو انجام دهم.
در پايان از همسرم مي خواهم تمام اين موارد را بخاطر من دوباره انجام دهد.
در سركار هميشه از كارم عقب هستم چون هر چيز را چندبار تكرار مي كنم   تا مطمئن شوم اشتباهي مرتكب نشده ام. اگر مكر را چك نكنم دچار  اضطراب غير قابل تحملي مي شوم. مي دانم مسخره است اما فكر مي كنم اگر اتفاق بدي بيفتد من بخاطر آن سرزنش خواهم شد.»
داون: «من از اينكه به دختر نوزادم آسيبي برسانم در هراس و نگرانيم. مي دانم كه اينرا نمي خواهم اما افكار ناخوشايند بطور مداوم به مغزم هجوم مي آورند. خودم را در حاليكه كنترل خود را از دست داده و با يك چاقو به او حمله   كرده ام مجسم مي كنم. تنها راه خلاصي از اين افكار را دعا خواندن و متعاقباً يك انديشه خوش‌آيند مانند «ميدانم او را بسيار دوست دارم» مي دانم. بدينوسيله كمي احساس بهتري مي كنم و اين تا بار بعدي است كه اين افكار ترسناك دوباره  به سرم هجوم مي آورند. تمام اشياء تيز و چاقوها را در خانه ام پنهان كرده ام. به خودم مي گويم تو مادر خيلي بدي هستي كه اين افكار

را داري. فكر مي كنم دارم ديوانه مي شوم.»

بيماري وسواسي جبري سه بخش اصلي دارد:

-افكاري كه شما را بيمناك مي كنند (وسواسها)
-اضطرابي كه شما احساس مي كنيد.
-اعمالي كه انجام مي دهيد تا اضطرابتان كاهش يابد (اعمال جبري)

آنچه شما مي انديشيد (وسواس ها)

 

  • انديشه ها:‌ كلمات منفرد، جملات كوتاه و گاها قافيه داري كه ناخوشايند، تكان دهنده يا كفرآميز هستند. سعي مي كنيد به آنها فكر نكنيد اما آنها از ذهنتان دور نمي شوند. شما نگرانيد كه احتمالاً بوسيله ميكروبها، خاك، HIV يا سرطان آلوده شويد. يا فردي بخاطر بي احتياطي شما آسيب ببيند.
  •  تصاوير ذهني:  شما كه نشان مي دهند اعضاي خانواده شما از بين رفته اند يا خودتان در حال انجام عملي خشن يا تعرض جنسي هستيد كه كاملاً دور از منش شماست، از جمله چاقوزني يا تجاوز جنسي به ديگري يا خيانت به شريك زندگي. ما مي دانيم افرادي با افكار وسواسي به خشونت روي نمي آورند و اين افكار را عملي نمي سازند.
  •  ترديدها: شما ساعتها با خود فكر مي كنيد كه ممكن است باعث تصادف يا بداقبالي براي فردي شده باشيد. ممكن است نگران اين باشيد كه با اتومبيلتان با فردي تصادف كرده يا در و پنجره منزلتان را قفل نكرده باشيد.
  •  نشخوار هاي ذهني  : شما دائم با خود در مورد انجام دادن يا ندادن يك كار كلنجار مي رويد در نتيجه نمي توانيد ساده ترين تصميم را بگيريد.
  •  كمال گرايي:  اگر امور كاملاً بدرستي به جا آورده نشوند، در جاي خود يا در مكان درست خود نباشند، مثلاً اگر كتابها بطور دقيق در قفسه كتاب چيده نشده باشند رنجيده مي شويد. در حاليكه ديگران (در شرايط مشابه) رنجيده و ناراحت
          نمي شوند.


اضطرابي كه احساس مي كنيد:

 

  •  احساس ناراحتي، اضطراب، ترس، گناه، نگراني يا افسردگي مي كنيد.
  •  چنانچه عمل تكراري خود را انجام دهيد احساس بهتري مي كنيد. اما اين احساس ماندگار نيست.


آنچه شما انجام مي دهيد (اقدامات تكراري اجباري):

 

  •  اصلاح افكار وسواسي: در مورد افكار خنثي كننده همچون شمارش، دعاخواندن يا تكرار يك كلمه بخصوص فكر مي كنيد. حس مي شود اين افكار از وقوع  اتفاقات بد پيشگيري مي كند. اين همچنين مي تواند راهي براي رهايي از افكار يا تصاوير   ناخوشايندي باشد كه شما را آزار مي دهد.
  •  تكرار اعمال يكنواخت: دست تان را مرتب مي شوييد، كارها را خيلي به آهستگي و به دقت انجام مي دهيد. احتمالاً اشياء يا فعاليت هايي را بصورت خاصي مي چينيد يا انجام مي دهيد.
  •  چك كردن: بدن خودتان را براي آلودگي، لوازم برقي را براي خاموش بودن، قفل هاي منزل را براي بسته بودن يا مسير خودتان را براي امن بودن چك مي كنيد.
  •  اجتناب: از هر چيزي كه يادآور افكار نگران كننده هستند. شما از لمس اشياء خاصي، رفتن به مكانهاي خاص،‌ انجام امور خطير و مسئوليت دوري مي كنيد. بعنوان مثال شما از آشپزخانه به سبب آنكه ممكن است چاقوي تيز در آن بيابيد دوري مي كنيد. انباشتن  وسايل بي مصرف  و از كار افتاده-  شما نمي توانيد هيچ چيز را دور بريزيد.

 


اطمينان بخشي، بطور مداوم از ديگران مي خواهيد به شما بگويند همه چيز روبه راه است.
بيماري وسواسي جبري تا چه حد شايع است.
حدوداً از هر 50 نفر يك نفر در برهه‌اي از طول عمر خود مبتلا به بيماري وسواسي جبري مي شوند. ميزان شيوع بين مردان و زنان يكسان است. اين ميزان به معني حدود يك ميليون نفر مبتلا به UK مي باشد.
از مبتلايان مشهور مي توان از چارلز داروين، پرستار پيشگام فلورانس نايتينگل و جان بانيان مولف كتاب پيشرفت زائر (Pilgrim’s progress ) نام برد.
اگر شما قمار مي كنيد بطور جبري مي خوريد يا مي آشاميد آيا به معني ابتلا به بيماري وسواسي جبري هست؟
خير اصطلاح جبري وسواسي گاهي براي افرادي كه قمار مي كنند، الكل مصرف مي كنند، داروهاي خياباني مصرف مي كنند يا حتي بيش از حد ورزش مي كنند استفاده مي شود. در صورتي كه اين رفتار ها مي تواند لذت آور باشند.   امور جبري هرگز لذت بخش نيستند. آنها همواره بعنوان يك عمل ناخوشايند يا رنج آور حس مي شوند.
بيماري وسواسي تا چه حد مي تواند بد باشد؟
اين خيلي متغير است اما  شغل     ،روابط اجتماعي  يا  خانوادگي همگي بسيار پربارتر و اقناع كننده تر هستند چنانچه شما مجبور نباشيد بر بيماري وسواسي جبري خود فائق آييد.
بيماري وسواسي جبري شديد ممكن است فعاليت كاري منظم،‌ مشاركت در زندگي خانواگي يا حتي سركردن با خانواده تان را ناممكن سازد. بويژه آنكه خانواده تان  ممكن است از اينكه شما سعي در درگيركردنشان مي كنيد آشفته شوند.

آيا افراد مبتلا به OCD (بيماري وسواسي جبري) ديوانه اند؟

 


خير ،اما ممكن است شما به دليل آنكه احتمالاً ديگران فكر كنند شما ديوانه ايد تمايلي به كمك گرفتن نداشته باشيد. اگرچه امكان دارد فكر كنيد احتمال دارد كنترلتان را از كف بدهيد. ما مي دانيم كه مبتلايان به بيماري وسواسي جبري چنين نمي كنند.

 

ساير بيماريهاي مشابه بيماري وسواسي جبري :

 

  •  بيماري بد شكل انگاري جسمي يا پريشاني ناشي از زشتي خيالي شما باور داريد كه بخشي از صورت يا بدنتان شكلي نامناسب داشته و ساعتها مقابل آينده وقت صرف مي كنيد. تا اين اشكال خيالي را بپوشانيد يا چك كنيد. شما حتي ممكن است ديگر ميان جمع نرويد.
  •  يك نياز غيرقابل اجتناب به كندن موي سر و ابروها (Trichotillomania).
  •  ترس از ابتلا به يك بيماري جسمي شديد مانند سرطان (خود بيمار پنداري).
  •  افراد مبتلا به سندروم توريت (وقتي كه فرد ممكن است ناگهان فرياد زند يا سريعاً بدنش را به طور غيرقابل كنترل حركت دهد) اين افراد اغلب بيماري وسواسي جبري نيز دارند.
  •  كودكان با شكلي از بيماري Autism (گوشه گيري) همچنين سندروم آسپرژر Asperger  كه ممكن است مبتلا به بيماري وسواسي جبري باشند. چرا كه آنها دوست دارند هيچ چيز تغيير نكند و ممكن است دوست داشته باشند مكرراً كارها را انجام دهند كه كمك مي كند كمتر مضطرب شوند.

بيماري وسواسي جبري چگونه آغاز مي گردد؟

بسياري از كودكان جبر خفيف دارند آنها ممكن است اسباب بازي هايشان را بطور خيلي دقيق بچينند يا از قدم گذاشتن روي ترك پياده رو پرهيز كنند. اين وضعيت معمولاً با بالاتر رفتن سن ناپديد مي شود،‌ بيماري وسواسي جبري بزرگسالان در سنين 12-13 سالگي و اوائل دهة   دوم زندگيشان بروز مي كند ولي مبتلايان معمولاً تا سالها بعد از ابتلا بدنبال درمان آنها نمي روند.
چشم انداز بيماري  بدون ياري يا درمان چيست؟
بسياري افراد با بيماري وسواسي جبري خفيف بدون درمان بهبود مي يابند اما بهبود خودبخود معمولاً با OCD متوسط تا شديد ديده نمي شود. اگرچه ممكن است دوره هاي زماني باشند كه بنظر برسند علائم ناپديد شده اند. در برخي علائم به آهستگي بدتر مي شود و در برخي ديگر علائم وقتي شديد مي شوند كه افراد زير فشار روحي يا افسرده باشند. درمان معمولاً كمك كننده است.

علامت ايجاد OCD چيست؟

ژنها:  OCD (بيماري وسواسي جبري) گاهي اوقات ‌‌‌‌ارثي است بنابراين مي تواند در نسل هاي مختلف يك خانواده ديده شود.
استرس: اتفاقات استرس زاي زندگي عامل حدود يك سوم موارد هستند.
تغييرات زندگي: مواردي كه فرد بطور ناگهاني  مجبور به افزايش مسئوليتش مي شود مانند بلوغ،‌ تولد بچه يا شغل جديد.
تغييرات مغزي: محققان معتقدند اگر شما علائم OCD را بيشتر از يك زمان كوتاه داشته باشيد، عدم تعادل يك ماده شيميايي به نام سروتونين (همچنين به نام SHT) در مغز ايجاد مي شود. آنها در حال حاضر بخشهاي خاصي از مغز را كه به نظر در OCD دخيل به نظر مي رسند مورد مطالعه قرار داده اند.
شخصيت: اگر شما فردي منظم، دقيق، برنامه ريز و با استانداردهاي بالا هستيد، بيشتر در معرض ابتلا به OCD هستيد. اين صفات بطور طبيعي مفيدند اما چنانچه افراطي شوند ممكن است به سمت OCD سوق يابند.
روشهاي تفكر: تقريباً همه ما گاهي افكار بسيار مضطرب كننده داريم. چه مي شد اگر زير  ماشين برويم يا  به فرزند خود آسيب بزنيم. اغلب ما اين افكار را سريعاً از سر خود دور مي كنيم. و روال عادي زندگي خود را پيش مي گيريم. اما چنانچه شما بخصوص استانداردهاي بالاي اخلاقي و مسئوليتي داشته باشيد ممكن است احساس كنيد حتي داشتن اين افكار وحشتناك است بنابراين احتمال بالاتري وجود دارد كه منتظر بازگشت آنها باشيد كه اين به نوبه خود بازگشت آنها را محتمل تر مي كند.

چه عاملي باعث ادامه OCD مي شود؟

  •  تعجب آور اينكه برخي راههايي كه شما از طريق آنها سعي در كمك به خودتان داريد در واقع به تدوام بيماري كمك مي كند.
  •  تلاش در بيرون راندن افكار از ذهنتان- اين كار معمولاً باعث مي شود افكار بازگردند. يك دقيقه سعي كنيد به يك فيل صورتي فكر نكنيد. شما احتمالاً متوجه مي شويد مشكل است به چيز ديگري فكر كنيد.
  •  اعمال تكراري – چك كردن- اجتناب و تاييد خواستن   از ديگران باعث مي شود براي مدت كوتاهي اضطرابتان كمتر شود. بخصوص اگر حس كنيد اين مي تواند از بروز حادثه اي بد و ناخوشآيند جلوگيري كند، اما هر بار كه شما اينگونه عمل مي كنيد،    باور خود كه آنها از وقوع حوادث بعد جلوگيري مي كنند را قدرت مي بخشيد و بنابراين شما فشار بيشتري براي انجام آنها حس مي كنيد و الي آخر …
  •  انديشيدن به افكار خنثي كننده، شما زمان صرف اصلاح افكار مضطرب كننده با فكر ديگري مثل شمارش تا ده يا تصوير (خوشايند) (مشاهده فردي زنده و سالم) مي كنيد سپس متوقف شده و منتظر مي مانيد تا اضطراب از بين برود.

خويشتن ياري

 

  •  خود را در معرض افكار مشكل زا قرار دهيد، ممكن است به نظر عجيب برسد اما اين يك راه كنترل بيشتر اين افكار است. آنها را ضبط كرده ودوباره به آن گوش دهيد،يا از آنها يادداشت برداريد ودوباره آنها را بخوانيد. لازم است اين كار را بطور منظم و روزانه نيم ساعت انجام دهيد تا وقتي كه اضطرابتان كاهش يابد.
  •  در مقابل رفتار جبري مقاومت كنيد، نه افكار وسواسي.
  •  براي كاهش اضطراب خود الكل مصرف نكنيد.
  •  اگر افكارتان شامل مشغوليات ذهني مرتبط با اعتقاد يا مذهبتان است گاهي صحبت با يك رهبر مذهبي براي كمك به مسئله چنانچه مشكل OCD  در ميان باشد،مي تواند مفيد باشد.
  •  با يكي از گروههاي حمايت كننده تماس بگيريد يا به پايگاههي اينترنتي فهرست شده در آخر اين جزوه مراجعه كنيد.
  •  يكي از كتابهاي خود ياري مانند يكي از عناوين مندرج در آخر اين جزوه را تهيه كنيد.

كسب كمك


درمان رفتاري شناختي (CBT)
دو نوع درمان رفتاري شناختي براي درمان بيماري وسواسي جبري (OCD)  وجود دارد:
مواجهه و پيشگيري از پاسخ عملي (ERP)  و درمان شناختي.
 
ERP  (مواجهه و پيشگيري از پاسخ عملي)


اين روشي براي توقف تقويت دو جانبه رفتارهاي جبري و اضطرابهاي ماست.ما مي دانيم اگر شما به مدت طولاني در يك موقعيت استرس زا باقي بمانيد بتدريج به آن عادت كرده،اضظراب شما ازبين مي رود. بنابراين شما با موقعيتي كه از ان هراس داريد رودرو مي شويد،اما در عين حال انجام امور جبري تكراري مانند چك كردن مداوم يا تميز كردن(پيشگيري از پاسخ عملي)را متوقف مي كنيد ومنتظر مي شويد تا اضطراب از شما دور شود.
معمولا بهتر است اين كار را قدم به قدم انجام دهيد.

  •  فهرستي از تمام چيزهايي كه در حال حاضر از آنها مي ترسيد يا اجتناب مي كنيد را تهيه كنيد.
  •  تمام موقعيتها يا افكاري كه كمتر از همه شما را مي ترسانند را در انتهاي فهرست قرار دهيدو بدترينها را در ابتداي آن.
  •  سپس از انتها شروع كرده و به سمت ابتداي فهرست بياييد و سعي كنيد يك به يك به حل آنها بپردازيد. به مورد بعدي صعود نكنيد مگر انكه به قبلي به طور كامل چيره شده باشيد.اين كار بايد روزانه و لا اقل يكي دو هفته انجام پذيرد.هر بار لازم است شما اين كار را تا وقتي انجام دهيد كه مدت زمان اضطرابتان را به كمتر از نصف زماني   كه در بدترين حالت طول مي كشد كاهش دهيد - حدود 60-30 دقيقه براي شروع.

 

 

ثبت مقياسي از اينكه اضطرابتان هر ۵ دقيقه به چه ميزان است (مثلا  صفر براي بدون ترس تا ۱٠ براي ترس شديد)خواهيد ديد احساس ترس چطور افزايش يافته و بعد كاهش مي يابد.
شما مي توانيد برخي مراحل را با درمانگر خود تمرين كنيد،ولي اكثر اوقات بايستي اين كار را در محيطي كه در آن احساس راحتي مي كنيد و به تنهايي انجام دهيد.
مهم است به ياد داشته باشيد كه شما نياز نداريد از تمام اضطرابتان خلاصي يابيد بلكه فقط تا ميزاني كه احساس بهتري كنيد . به ياد داشته باشيد كه اضطرابتان:

 

  •  نا خوشايند است اما لطمه اي به شما نخواهد زد.
  •  در نهايت از بين خواهد رفت.
  •  با تمرين مواجهه با آن ساده تر خواهد شد.

 

دو راه اصلي براي انجام ERP  (مواجهه و پيشگيري از پاسخ عملي) وجود دارد:

 

  •  خويشتن ياري هدايت شده،توصيه هاي يك كتاب،نوار يا دي وي دي يا برنامه نرم افزاري را دنبال مي كنيد.اما اين بايستي كمتر از روشهاي ديگر بكار گرفته شوند،اين راه وقتيOCD   شما خفيف است مي تواند مناسب باشد و شما در خود اين اعتماد به نفس را داريد كه روشهاي مختلف ،كمك به خويشتن را بكار ببريد.
  •  تماس مستقيم و منظم با يك كارشناس به تنهايي يا در يك گروه

 

اين امر مي تواند بطور رودررو يا با تلفن صورت گيرد،معمولا اين امر بطور هفتگي يادوهفته يكبار در آغاز به انجام مي رسدو هر جلسه مي تواند بين ٦٠-٤۵ دقيقه باشد.تا ۱٠ ساعت جلسات حضوري براي شروع توصيه مي شود،اما ممكن است مدت زمان بيشتري نياز باشد.

 

يك مثال: جان نمي توانست بموقع منزل را ترك كند چراكه  مجبور بودموارد متعدي را در منزل چك كند او نگران بود خانه اش دچار حريق شود يا مورد سرقت قرار گيرد    چنانچه ۵ بار موارد مشخصي را چك نكند .او فهرستي از آنچه چك مي كرد راتهيه كرد كه شروعش با راحتترين مواردي بود كه مي شد رفع كرد،فهرست او شبيه به اين بود:


-اجاق(كمترين مايه نگراني)
-كتري
-شومينه گازي
-پنجره ها
-درها(بيشترين مايه نگراني)

 

او با قدم اول شروع كرد،بجاي اطمينان از خاموش بودن به دفعات متعدد،تنها يكبار آن را چك كرد(مواجهه)-در ابتدا بسيار مضطرب بود و خود را از بازگشت به تكراراعمال جبري باز مي داشت،او توافق كرد از همسرش نخواهد تا همه چيز را چك كند و همچنين از او نخواهد تا اورا مطمئن سازد خانه امن است(پيشگيري از پاسخ عملي) ترس او بتدريج طي دو هفته كاهش يافت.سپس به قدم بعدي پرداخت(كتري)والي‌آخر.نهايتا او قادر شد خانه را بدون هيچيك از اقدامات تكراري ترك كند و به موقع سر كار خود حاضر شود.

شناخت در ماني

يك روش درماني روانشناسي است كه به شما كمك ميكند به جاي تلاش براي خلاصي از افكار مزاحم،عكس العملتان را به آنها تغيير دهيد.اين روش چنانچه شما افكار مضطرب كننده يا سواسي داريد اما هيچ اقدام جبري براي كسب آرامش انجام نمي دهيد،مفيد است.اين روش مي تواندبه روش مواجهه و پيشگيري از اقدام عملي (ERP)  اضافه شود تا به غلبه بر OCD كمك كند.
اين روش موارد زير را هدف خود قرار مي دهد.

 

  •  افكار غير منطقي خود نقدگرايانه.


- اهميت بيش از حد لازم به افكار خود.
- برآورد بيش از حد امكان وقوع حادثه ناگوار.
- احساس مسئوليت به دليل وقوع حوادث ناگوار حتي اگر آنها خارج از كنترل شما باشند.
- سعي در خلاصي از تمام خطرات موجود در زندگي كساني كه به آنها عشق مي ورزيد.

 

  •  افكار ناخوشايند ناخواسته


شناخت درماني به شما كمك مي كند تا چشم انداز متفاوتي كسب كنيد.
همگي ما گاهي افكار عجيب داريم اما اينها فقط افكار هستند آنها به اين معني نيست كه شما فرد بدي هستيد يا اينكه اتفاقات ناگواري در پيش هستند. سعي در خلاصي از اين افكار فايده اي نخواهند داشت در حضور آنها راحت باشيد و با آنها فقط با كنجكاوي مختصري برخورد كنيد. اگر افكار بيشتري به مغزتان هجوم آوردند مقاومت نكنيد و اجازه دهيد باشند و در مورد آنها هم مثل افكار موجود قبلي رفتار كنيد.
به افكار به صورت منفرد توجه كنيد.
چه مدركي به نفع و بر عليه واقعي بودن اين فكر وجود دارد.

  •  اين تفكر چقدر مفيد است؟ چه راه ديگري براي ديدن اين فكر وجود دارد.
  •  بهترين، مهمترين و واقعي ترين نتيجه كدام است؟
  •  چگونه مي توانم به درستي با مشكلات مشابه مشاوره دهم. اگر اين مشاوره متفاوت از آنچه من به خودم مي دهم باشد چه عاملي مرا منحصر به فرد مي
  • سازد؟


يك درمان گر شناختي بر شما كمك خواهد كرد تا تصميم بگيريد كداميك از افكارتان را مي خواهيد تغيير دهيد و به شما ياري مي كند تا افكار تازه اي را بنا سازيد متناسب، مفيد و واقع‌گرايانه‌تر باشد.
اگر جلسات با يك درمانگر در مطب يك پزشك عمومي (GP)، يك درمانگاه يا گاهي يك بيمارستان برگزار مي شوند شما مي توانيد شناخت درماني را از طريق تماس تلفني يا در منزل خودتان در صورتي كه قادر به ترك خانه نباشيد به انجام رسانيد.
درمانگران تحصيلي كرده اغلب داراي مجوز از انجمن روانشناسان رفتارشناختي بريتانيا هستند. نشاني پايگاه اينترنتي
www.babcp.org

درمان دارويي ضد افسردگي
داروهاي ضد افسردگي SSRI (مهاركننده هاي انتخابي گيرنده هاي سروتونين) ممكن است در كاهش وسواسها و اعمال جبري موثر باشند حتي اگر شما افسرده نباشيد آنها مي توانند به تنهايي يا همراه با درمانشناختي رفتاري (CBT) براي OCD متوسط يا شديد استفاده شوند. چنانچه درمان با SSRI به مدت سه ماه تاثير درماني نداشت،‌ قدم بعدي تغيير دارو به يك SSRI ديگر يا دارويي به نام كلوميپيرامين (clomipiramine) است.

اين روشهاي درماني چقدر موثر هستند؟

درمان پاسخ به مواجهه:


حدود سه نفر از چهارنفري كه ERP (مواجهه و پيشگيري از پاسخ عملي) تكميل مي كنند تا حد زيادي از آن كمك مي گيرند. از بين افرادي كه بهبود مي يابند يك نفر از چهارنفر علائمي را در آينده نشان مي دهند و درمان بيشتري را نياز خواهند داشت. اما حدود يك نفر از چهار نفر از دريافت روش مواجهه و پيشگيري از پاسخ عملي (ERP) سرباز مي زند يا اينكه آنرا تكميل نمي كند. آنها ممكن است بيش از حد هراسناك يا آشفته باشند تا آنرا انجام دهند.

 

درمان دارويي:

 

حدود شش نفر از ده نفر با درمان دارويي بهبود مي يابند. به طور متوسط علائم ايشان به نصف تقليل مي يابد. درمان ضد وسواس حتي با OCD بسيار طول كشيده   ، به پيشگيري از عود OCD كمك مي كند.
متاسفانه نيمي از كساني كه درمان دارويي را قطع مي كنند دوباره علائم بيماري را بعد از چند ماه نشان مي دهند. اين امر چنانچه درماني دارويي با درمان رفتارشناختي (CBT) همراه گردد بسيار نامحتمل تر خواهد بود.

 

بهترين روش درماني براي من كدام است :


دارو يا درمان مصاحبه‌اي؟


مواجهه درماني (ERP) در موارد خفيف مي تواند بدون كمك يك كارشناس صورت گيرد روشي مؤثر بوده و ‌در عين حال هيچ اثر جانبي بجز اضطراب ندارد. از سوي ديگر اين روش عزم و اراده و تلاش بسياري مي طلبد و همچنين با مقداري اضطراب افزوده براي   مدت كوتاهي همراه خواهد بود. اگر شما OCD خفيف داريد CBT تنها برايتان كافي خواهد بود. CBT و درمان دارويي احتمالاً به طور يكسان موثرند. اگر شما OCD متوسط تا شديد داريد مي توانيد بين CBT (درمانشناختي رفتاري) (تا ۱٠ ساعت مصاحبه با يك درمانگر) يا  ابتداً درمان دارويي (براي ۱٢ هفته) انتخاب كنيد. اگر بهتر نشديد، بايد هر دو روش درماني را همزمان بكار ببريد. ممكن است در برخي نقاط كشور ليست انتظار چند ماهه براي ديدن يك متخصص وجود داشته باشد.
اگر OCD شما شديد باشد احتمالاً بهترين كار پيش گرفتن هر دو روش درماني از ابتدا باشد.
درمان دارويي تنها چنانچه OCD شما خفيف نبوده و شما احساس نمي كنيد كه بتوانيد اضطراب ناشي از مواجهه درماني (ERP) و بيماري وسواسي جبري خودتان سركنيد. مي تواند يك گزينه به حساب آيد.
اين روش براي حدود ٦٠درصد افراد مؤثر است اما احتمال بيشتري براي بازگشت OCD در آينده وجود دارد (حدود نيمي از موارد در مقايسه با يك چهارم از موارد درمان شده با مواجهه درماني) درمان دارويي بايستي حدود ۱ سال بكار گرفته شودواين روش براي درمان حاملگي يا شيردهي مناسب نيست.
بهتر است اين گزينه ها را با پزشك خود درميان بگذاريد تا تمام اطلاعات مورد نياز در اختيارتان بگذارد. شما همچنين مي توانيد از دوستان قابل اعتماد يا اعضاي خانواده تان كمك بخواهيد.

چه مي شود اگر درمان  كمكي نكند؟


پزشك شما مي تواند شما را به يك تيم متخصص ارجاع دهد كه شامل روانپزشكان، روانكاران، پرستاران، مددكاران اجتماعي و درمانگران شغلي باشد.
آنها ممكن است پيشنهادات زير را مطرح كنند:

 

  •  افزودن شناخت درماني به درمان موجهه‌اي يا دارويي.
  •  مصرف همزمان دو داروي ضد وسواس مانند كلوميپيرامين و سيتالوپرام
  •  مداواي ساير علائم مانند اضطراب، افسردگي و اعتياد به الكل.
  •  افزودن داروهاي ضد جنون.
  •  همكاري با خانواده و مددكاران براي حمايت و مشاوره.


چنانچه شما با تنها زندگي كردن مشكل داريد ممكن است پيشنهاد به يافتن اقامتگاهي كنند كه افراد مستقر در آن ياري كنند تا استقلال بيشتري بدست آوريد.

آيا لازم است براي درمان به بيمارستان بروم؟


اغلب مردم با حضور در مطب GP يا كلينيك كه مي تواند مرتبط با يك بيمارستان باشد بهتر مي شوند. بستري در يك واحد بهداشت رواني تنها در صورتي پيشنهاد خواهد شد كه:

 

  •  شما علائم بسيار شديد داشته ، قادر به مراقبت از خودتان نبوده وافكار خودكشي داشته باشيد.
  •  شما مبتلا به ساير مشكلات جدي سلامت رواني مانند بيماري مرتبط با خوردن،اسكيزوفرنيا، جنون يا افسردگي شديد باشيد.
  •  بيماري وسواسي جبري شما از اينكه به يك درمانگاه مراجعه كنيد جلوگيري مي كند.

 

 

 

چه درمانهايي براي OCD موثر نيستند؟

 

 


برخي از روشهاي ذيل ممكن است در بيماريهاي ديگر موثر باشند اما هيچ مدركي قوي مبني بر تاثير آنها در OCD وجود ندارد.

 

  •  درمانهاي تكميلي يا متفاوت همچون خواب درماني (هيپنوزيس) هوميوپاتي، طب سوزني و داروهاي گياهي اگرچه ممكن است به نظر جالب برسند.
  •  ساير داروهاي ضدافسردگي،مگر اينكه شما از افسردگي علاوه بر OCD رنج ببريد.
  •  قرص هاي خواب آور و آرام‌بخش (زوپيكلن  zopiclone وديازپام وساير بنزوديازپين ها) براي بيش از دو هفته، اين داروها مي توانند اعتياد آور باشند.
  •  زوج درماني، مگر اينكه بجز OCD ساير مشكلات در روابط زناشويي وجود داشته باشند. براي شريك زندگي و خانواده مفيد است كه سعي كنند بيشتر در موردبيماري وسواسي جبري بدانند و اينكه چگونه كمك كنند.
  •  مشاوره و روان درماني تحليلي: برخي مردم تفكر در مورد كودكي و تجارب قبلي خود را مفيد مي يابند. هرچند كه شواهد نشان مي دهند رويارويي با ترسهايمان،موثرتراز صحبت كردن درباره آنهاست

 

نكاتي براي خانواده و دوستان

 

  •  رفتار يك فرد مبتلا به بيماري وسواسي جبري (OCD) مي تواند نا اميد كننده باشد. به ياد داشته باشيد اين فرد نمي خواهد مشكل زا باشد. آنها تنها سعي دارند تا حد ممكن با شرايط كنار بيايند.
  •  ممكن است مدتي طول كشد تا فردي بپذيرد نيازمند كمك است. آنها را تشويق كنيد در مورد OCD مطالعه كنند و در مورد آن با يك كارشناس صحبت كنند.
  •  اطلاعات خود را در مورد OCD افزايش دهيد.
  •  شما مي توانيد به مواجهه درماني با نشان دادن واكنش متفاوت به اعمال جبري بستگانتان كمك كنيد.
    - آنها را تشويق كنيد تا موقعيتهاي واهمه زا را متوقف كنند.
    -  به شركت در اعمال جبري يا چك هاي متعدد «نه» بگوييد.
    - به آنان اطمينان بخشي در مورد اينكه همه چيز روبه راه است نكنيد.
  •  نگران نباشيد كه فردي با وسواس افكار خشنونت گرايي عملاً آنرا انجام دهد، اين اتفاق بسيار نادر است.
  •  از آنها سوال كنيد آيا شما مي توانيد به هنگام ملاقات با پزشك عمومي، روانپزشك يا متخصصي ديگر همراه آنها باشيد.

[+] نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 10:54 PM | |

مشكل خواب

مشكل خواب

Sleep Problems

درباره اين  جزوه

اين جزوه براي كساني است كه خود يا اطرافيانشان مشكل بد خوابي دارند.
اين جزوه  به حل مشكل شايع بد خوابي و نيز بعضي از مشكلات  غير معمول ديگري كه ممكن است افراد داشته باشند كمك مي كند.در اين جزوه   نكات ساده اي   براي بهتر خوابيدن و همچنين راهنمايي هاي براي كساني كه مي خواهند كمك هاي كارشناسي دريافت دارند وجود دارند.

مقدمه

اغلب نيازي نيست زياد به خوابيدن فكر كنيم، چون بخشي از زندگي عادي ماست كه همه از ان برخوردا ريم.  اما وقتي بد خواب مي شويم تازه اهميت اين مسئله را در مي يابيم. در واقع،
بيشتر ما درطول زندگي خود چندباري د ر خوابيدن  دچار مشكل مي شويم  . اين مشكل (Insomnia -  بي خوابي)  اغلب موقتي است و بيشتر هنگام ناراحتي و يا هيجان روي مي دهد و پس از چند روز كه اوضاع به حال عادي بازگشت خود به خود حل مي شود.
به هر حال ما براي استراحت و سلامت فكري و جسمي به خواب احتياج داريم  و اگر مشكل بد خوابي ادامه يابد به تدريج متوجه عوارض آن خواهيم شد.

خواب چيست ؟ 

خواب فرايندي طبيعي است که بطورمنظم در هر بیست و چهار ساعت اتفاق مي افتد و در آن حالت انسان، ناهشيار و نسبت به اتفاقات اطراف خود نا آگاه است.

خواب دو نوع عمده دارد:

الف:خواب با حركت سريع چشمها

 كه سرتاسرشب چند بار اتفاق مي افتند و ما طی آنها   خواب می بینیم.
دراين نوع خواب كه حدودا يك پنجم زمان خوابيدن را به خود اختصاص ميدهد مغز بسيار فعال بوده و ماهيچه‌هاي بدن در حال استراحت هستند و چشمها به سرعت به   چپ و راست حركت مي كنند.

ب:خواب بدون حركت سريع چشمها

در اين حالت مغز آرام بوده وليكن بدن   حركت میکند در اين هنگام هورمونها  آزاد شده   و وارد سيستم گردش خون مي شوند و بدن  به ترميم خستگي ها و فرسودگيهاي حاصل از فعاليتهاي روزانه مي پردازد.
اين نوع خواب داراي  چهار مرحله است:

يك- مرحله پيش از به خواب رفتن

در اين مرحله عضلات آرام میگیرند، ضربان قلب كند شده و دماي بدن كاهش   مي يابد.

دو- خواب سبك

در اين مرحله   هنوز میشود به سادگي و بدون احساس گیجی از خواب بیدار شد.

سه- موج آهسته

در اين مرحله فشار خون كم ميشود، ممكن است در خواب صحبت كنيم يا راه برويم.

چهار- خواب عمیق با موج آهسته

در اين حالت از خواب بیدار کردن ما خيلي سخت است  و در صورت وقوع   احساس گيجي خواهیم کرد.
جابجايي بين مراحل  يك و دو در خواب شبانه حدود پنج بار اتفاق مي افتد وهر چه به صبح نزديكتر شويم میزان خواب ديدن ما افزايش مي يابد. در جريان يك خواب طبيعي تقريبا هر دوساعت يك بار به مدت يك يا دو دقيقه  بيدار مي شويم  ولي معمولا آن را بياد نمي آوريم ولي اگر در اين حالت  از قبل  دلشوره داشته باشيم يا در اطراف ما سرو صدا باشد يا همسر ما خروپف كند،   احتمالش بیشتر است که اين دوره هاي بيداري را به ياد آوریم.

به چقدر  خواب نياز داريم؟

پاسخ اين سوال عمدتا بستگي به سن ما دارد.

  • نوزادان روزانه حدود هفده ساعت  میخوابند
  • كودكان بزرگترتنها به نه يا ده ساعت خواب شبانه نياز دارند
  • اغلب افراد بالغ نيازمند هفت  يا هشت ساعت خواب شبانه  هستند

 

افراد   مسن تر هم به همين مقدار خواب نياز دارند ، اما اغلب ممكن است فقط يك دوره خواب عميق شبانه  در طی  سه تا چهار ساعت اول داشته   و  پس از آن  ممكن است آسان تر از خواب بيدار شوند بعلاوه، تمايل به خواب ديدن با افزايش سن كاهش مي يابد، همچنین افراد همسن در شرايط يكساني به سر نمي برند و با هم تفاوت دارند.
اغلب افراد به هفت يا هشت ساعت خواب نياز دارند اما افرادي هم  هستند  که با سه تا چهار ساعت خواب شبانه سرمیکنند.خوابیدن شبانه بطور منظم و بیش از هفت  يا هشت ساعت، مفيد نخواهد بود. 
دوره های  كوتاه مدت بيداري بسیار بيشتر از آنچه واقعا هستند حس  مي شوند بنا براين به سادگي  ممکن است احساس کنیم  كمتر از ميزان واقعي خواب بوده ايم.

اگر نخوابيم چه مي شود؟

  اگر نتوانيم بخوابيم نگران مي شويم، اگر بي خوابي گهگاهي اتفاق بيفتد روز بعدش احساس خستگي خواهيم داشت اما در اين حالت آسيبي به سلامتي جسمي و رواني ما وارد نمي شود اما پس از چند شب بيخوابي به تدريج متوجه خواهید شد:

  • تمام مدت خسته هستید
  • در طی روز چرتتان میگیرد
  • تمرکز فکری برایتان سخت میشود
  • تصمیم گیری برایتان مشکل میشود
  • شروع به احساس افسردگی می کنید

اگر با ماشین آلات سنگین  کار می کنید یا در حال رانندگی باشید این میتواند بسیار خطرناک باشد.سالانه مرگ و میر فراوانی به دلیل به خواب رفتن افراد حین رانندگی اتفاق می افتد.
فقدان خواب همچنین میتواند ما را در مقابل فشار خون بالا، چاقی و دیابت آسیب پذیر سازد.

مشکلات خواب در دوران بزرگسالی

خواب بیش از حد کم ( Insomnia)
 ممکن است احساس کنید خواب کافی ندارید و یا حتی اگر  میزان ساعات، برای خواب شبانه   به نظر کافی آیند، یک استراحت مناسب در طول شب برایتان حاصل نمیشود.
دلایل روزمره فراوانی برای خوب نخوابیدن وجود دارند:

  •  اتاق خواب گرم يا سرد است يا سر و صدا زياد است.
  •  ممکن است رختخواب، ناراحت يا كوچك باشد.
  •  احتمال دارد الگوي خواب  همسر شما با شما متفاوت باشد.
  •  شما ممکن است یک الگوی منظم برای خواب نداشته باشید یا به میزان کافی نرمش بدنی نکنید
  •  خوردن بیش از حد ممکن است خوابیدن را مشکل سازد
  •  گرسنه به بستر رفتن ممکن است سبب بیداری پیش از موعد گردد
  •  سیگار، الکل و نوشیدنی های کافئین دار مثل چای و قهوه
  •  بیماری، درد یا تب بالا

 

برخی علل جدی تر عبارتند از:

  •  مشكلات احساسي
  •  ناشي از كار
  •  اضطراب و نگراني
  •  افسردگي ، شما ممكن است صبح زود از خواب بيدار شويد و قادر به خوابيدن دوباره نباشيد.
  •  فكر بيش از حد به مشكلات روزانه

آيا مصرف قرص كمكي به ما ميكند؟

قرصهاي خواب چندين سال است كه بوسيله مردم مصرف ميشوند ولي اين قرصها:

  •  اثر طولاني مدت ندارند
  •  روز پس از مصرف آنها شما خسته و تحريک پذير خواهيد بود
  •  خيلي زود كارايي خود را از دست مي دهند و شما مجبوريد از مقدار بيشتري دارو استفاده كنيد
  •  بسياري به آن معتاد مي شوند، در واقع با مصرف طولاني مدت قرص هاي خواب آور انسان از نظر جسمي و رواني به آنها وابسته مي شود
  •  بسیاری از عوارض قرصهای خواب آور جدید(zolpidem,zalpelon,zopiclone) هم شبیه قرصهای قدیمِی مانندNitrazepam,Temazepam,Diazepamمیباشد.

 

قرصهای خواب بایدبرای مدت کوتاه(کمترازدوهفته)مصرف شود-مثلادر مواقعی که شمااصلا خوابتان نمی برد و دچار پریشانی شده اید.
اگر شما مدت طولاني است كه از اين دارو ها استفاده مي كنيد بهتر است با مشورت پزشك  خود مقدار
 مصرف را به تدريج كاهش دهيد، در برخي موارد نيز مصرف دارو هاي ضد افسردگي
 مفيد مي باشد.

داروهای بدون نسخه پزشک

چند مورد از اين گونه دارو ها وجود دارد كه شما مثل دارو هاي ضد آلرژي و سرماخوردگي مي توانيد
آنها را بدون نسخه پزشك خريداري كنيد.
البته اين دارو ها تا حدودي موثرند اما به احتمال قوي روز بعد شما كاملا خواب آلود خواهيد بود.
اگر شما از اين دارو ها مصرف كرديد حتما به اخطار هاي مربوطه توجه كنيد و روز بعد جدا از رانندگي و كار با وسايل خطرناك دوري كنيد.
مشكل ديگر هم اينكه بدن نسبت به اين دارو ها مقاوم شده و به تدريج شما مجبوريد مقدار بيشتري دارو
مصرف كنيد تا به اثر مطلوب دست يابيد ، بهترين راه اين است كه به طور موقت از اين دارو ها استفاده كنيد و
هر گز به مدت زياد آن را به كار نبريد.
نوع ديگر درمان ،استفاده از دارو هاي گياهي است و اکثر آنها بر پايه گياه دارويي سنبل الطيب
 ساخته مي شوند ، اگر از اين گياه دارويي به مدت دو سه هفته شبانه استفاده شود بهترين نتيجه را خواهد داشت اما اگر گهگاه از آن استفاده كنيم نتيجه مورد نظر را نخواهد داشت.
به مانند دارو هاي ضد آلرژي ما بايد مراقب عوارض استفاده از اين دارو ها باشيم.
اگر براي فشار خون دارو مصرف مي كنيد يا از ساير دارو هاي آرامبخش يا خواب آور استفاده مي كنيد
حتما قبل از استفاده از اين دارو ها با دكتر خود مشورت كنيد.

در مان بر پايه روان شناسي

يك روش درماني به نام  درمان رفتار شناسي مفيد بوده است.
اين نوع درمان به بيمار كمك ميكند تا از فكر و خيال بيهوده اي كه باعث اضطراب مي شود دوري كند.

چيز هايي كه بايد از آنها اجتناب كرد:

  • - الكل
    همه ميدانند كه الكل به انسان براي به خواب رفتن كمك ميكند ، اما مشكل اينجاست كه اغلب
    اگر الكل مصرف كرده باشيم نيمه شب از خواب بيدار ميشويم و اگر بطور منظم براي به خواب رفتن
    الكل مصرف كنيم به تدريج به مقدار بيشتري الكل احتياج پيدا خواهيم كرد و اگر هم  به يكباره
    مصرف آن را قطع كنيم براي یک یادو هفته خوابيدن ممكن است بسيار دشوار شود.
  • - دارو هاي كاهش وزن ، دارو هاي مخدر مانند اكستاسي ، كوكائين ، آمفتامين و غيره نيز باعث بي خوابي مي شوند.

کمک به خود:

در اينجا به مواردي اشاره ميكنيم كه براي بسياري افراد مفيد بوده است.

اين كار هارا انجام دهيد:

- مطمئن  شويد اتاق خواب و رختخواب شما راحت ، نه خيلي سرد و نه خيلي گرم باشد و سر و صداي زيادي هم  در محيط نباشد.
- مطمئن شويد كه تشك شما به خوبي وزن شما را تحمل مي كند و نه آنقدر نرم نرم باشد كه بدن شما خم شود و نه آنقدر سفت كه شانه ها و باسن شما تحت فشار قرار گيرد به طور معمول شما هر ده سال يک بار تشك خود را عوض كنيد تا بهترين كارايي را داشته باشد.
- هنگام روز مقداري فعاليت بدني نظير شنا يا پياده روي داشته باشيد ، اما زياده روي نكنيد.
بهترين زمان انجام اين فعاليتها ساعات آخر بعد از ظهر يا اوايل عصر مي باشد.
-  فعاليت بدني پس از اين زمان با عث آشفتگي در خواب خواهد شد
- قبل از به رختخواب رفتن زماني را براي تمدد اعصاب اختصاص دهيد. بعضي افراد استفاده از مواد خوشبو را براي تمدد اعصاب مفيد يافته اند(آروماتراپي)
- اگر چيزي با عث آزار شما مي شود و نمي توانيد براي خلاصي از آن كاري انجام دهيد ، قبل از رفتن به رختخواب آنرا يادداشت كنيد و با خود بگوييد كه فردا به حل اين مسئله خواهم پرداخت.
- اگر نمي توانيد بخوابيد ، برخيزيد و كاري انجام دهيد كه اعصاب شما را راحت كند ، مثلا مطالعه كنيد،
تلويزيون نگاه كنيد يا به موسيقي آرام گوش كنيد.
پس از مدتي بايد به قدر كافي خسته باشيد كه به رختخواب باز گرديد.

اين كار ها را انجام ندهيد:

- براي مدت طولاني سعي کنيد  بي خواب نمانيد ، سعي كنيد برنامه زماني مشخصي براي خوابيدن و بيدار شدن داشته باشيد.
- حتي اگر احساس خستگي میکنیدیا نميكنيد هميشه سعي كنيد در ساعت مشخص به رختخواب برويد و در ساعت مشخص هم بيدار شويد.
- کافئين تا مدت زمان نسبتا زياد در بدن مي ماند، سعي كنيد از اواسط بعد از ظهر از نوشيدن چاي ،قهوه و ساير نوشيدني هاي كافئن دار خودداري كنيد و اگر به نوشيدني گرم نياز داريد از شير يا نوشيدني هاي گياهي استفاده كنيد البته مطمئن شويد اين گياهان داراي كافئين نباشند.
- الكل زياد مصرف نكنيد ، ممكن است الكل در به خواب رفتن به شما كمك كند اما اغلب نيمه شب باعث بيداري شما مي شود.
- شب هنگام از خوردن و آشاميدن بيش از حد خودداري كنيد ، سعي كنيد عصر هنگام شام خود را ميل كنيد تا شب دير وقت اگر شب بدي را گذرانده ايد  روز بعد نخوابيد چون شب بعدي نخواهيدتوانست خوب بخوابيد.
- اگر با وجود بكار بردن موارد فوق باز هم بد خواب هستيد به پزشك مراجعه كنيد و در باره مشكلاتي كه مانع از خوب خوابيدن شما ميشوند با وي مشورت كنيد.
دكتر مي تواند تشخيص دهد آيا علت بي خوابي شما ، بيماري ، استفاده از دارويي خاص ، يا مشكلات هيجاني است يا نه؟ شواهدي وجود دارد كه نشان ميدهد درمان رفتار شناسي مفیداست بخصوص اگربی خوابی شمامزمن شده باشد.
خوابيدن در زمان نادرست، شيفت كاري كردن ، مراقبت شبانه از فرزندان
شما ممكن است بنا به شرايط كاري در زمان طبيعي خواب مجبور باشيد بيدار بمانيد.اگر گهگاهي اين شرايط را داريد ، كنار آمدن با آن خيلي سخت نيست. اما شيفت كاران ، مانند دكتر ها يا پرستاراني كه تمام شب را كار مي كنند ، يا مادراني كه شبانه از كودكان خود مراقبت مي كنند ، ممكن است دچار مشكل شوند.
اين درست حالتي است كه در مسافرت هاي هوايي طولاني رخ ميدهد ، يعني زمان خواب طبيعي شما به هم مي خورد و زماني كه ساير مردم خواب هستند شما مجبور به بيداري هستيد.
يك راه خوب براي بازگشت به حالت طبيعي بيدار شدن صبح زود و در زمان مشخص مي باشد. مهم نيست شب گذشته چقدر دير خوابيده باشيد.مي توانيد براي كمك به اين منظور از ساعت زنگدار استفاده كنيد
همچنين شب بعد زود تر از ساعت ده به رختخواب نرويد اگر از اين روش استفاده کنيد به زمان خواب طبيعي  باز خواهيد گشت.

خواب بيش از حد

شما ممكن است صبح به هنگام بر خواستن از خواب هنوز احساس خستگي و خواب آلودگي داشته باشيد
عمده ترين دليل مي توانداين باشد كه شما شب را خوب نخوابيده ايد.
شما حتي ممكن است پس از يك هفته خواب كافي شبانه، هنگام روز احساس خواب آلودگي كنيد.
علت اين مشكل مي تواند يك بيماري مانند ديابت ، عفونت ویروسی ويا مشكل در كار غده تيروئيد باشد
شرايط ديگري هم باعث خواب بيش از حد افراد مي شود.

خواب آلودگي در روز ( Narcolepsy )

اين يک حالت شرايط غير معمول است كه اغلب توسط پزشكان قابل تشخيص نيست.
دو نشانه عمده براي اين بيماري موجود است:
- احساس خواب آلودگي شديد هنگام روز ، حتي در حضور ديگران انسان ممكن است چرت بزند.
- شما ممكن است بهطور ناگهاني ، هنگام عصبانيت يا خنديدن يا هيجان زدگي كنترل عضلات خود را از دست بدهيد و ولو شويد ، به اين حالت  cataplexyمي گويند.
همچنین شما ممكن است به حالتهاي زير دچار شويد:
- هنگام به  خواب رفتن يا هنگام بر خواستن قادر به تكلم نباشيد ، به اين حالت  فلج ناشي از خواب  مي گويند(sleep paralysis).
- صدا هاي عجيب و غريب بشنويد يا تصاوير خيالي را مشاهده كنيد.
- شما ممكن است در خواب به طور اتوماتيك كارهايي را انجام دهيد كه به هيچ وجه هنگام بيداري آنها را به ياد نمي آوريد.
- ممكن است نيمه شب با احساس گرگرفتگي از خواب بپريد.
دلیل اين موضوع اخيرا كشف شده و مربوط به كمبود ماده اوركسين يا هيپوكرتين مي باشد
درمان اين بيماري شامل انجام ورزش منظم وداشتن برنامه منظم شبانه مي باشد و با توجه به الگوي بيماري شما مصرف برخي از دارو هاي ضد افسردگي يا داروهايي که باعث افزايش سطح هوشياري مي شوند مانند مدافينيل مي تواند سودمند باشد.

خواب آشفته و نا منظم

 -شما ممكن است هنگام خواب خروپف كنيد ويا در زمان هاي كوتاهي تنفستان دچار وقفه شود، دليل اين امر بسته شدن قسمت فوقاني دستگاه تنفسي شما مي باشد.
- هر وقت كه تنفستان متوقف شود  شما از خواب ميپريد و  عضلات بدن و به ويژه دست و پايتان  ممكن است دچار پرش شوند.
- شمافقط برای مدت کوتاهی قبل از دوباره به خواب رفتن بیدار هستید.
- این حالت معمولاچندباردرهنگام شب روی میدهدودرنتیجه شماروزبعداحساس خستگی وکوفتگی وخواب آلودگی شدید خواهیدداشت.
- شما همچنين پس از بر خواستن از خواب ممكن است دچار سردرد يا خشكي دهان شويد.
 اين حالت در سالخوردگان ، همچنين سيگاري ها و الكلي ها و همچنين افرادي كه اضافه وزن دارند بيشتر روي مي دهد.
خود بيمار خيلي ممكن است متوجه اين حالت نشود و بيشتر همسر ش متوجه اين رويداد مي شوند. براي بهبود شرايط بايد برخي از رفتار هاي روزمره خود مانند سيگار كشيدن ، اضافه وزن و نوشيدن الكل وخوابيدن دروضعيتهاي مختلف را متوقف كنيد.
اگر وضعيت راه هاي تنفسي شما وخيم است ،شایدلازم باشدازوسایل مخصوصی که برای کمک به این منظورساخته شده اندمانند CPAPاستفاده کنيد.   
اين وسايل ماسك مانند روي بيني شما نصب مي شوند و فشار هواي لازم را براي باز نگاه داشته شدن مجراي تنفسي شما اعمال مي كنند.

مشکلات ديگر خواب

حدود پنج درصد بالغين دچار وحشت شبانه مي شوند و يك درصد هنگام خواب راه مي روند. اما اين دو حالت در كودكان بيشتر مشاهده مي شود
راه رفتن در خواب:
اگر شما در خواب راه مي رويد به چشم افراددیگر مانند كسي خواهيد بود كه  تازه از خواب عميق برخاسته است. شما ممکن است از خواب بيدار شويد و کارهايي انجام دهيد که ممكن است كاملا پيچيده باشد مانند راه افتادن در اطراف منزل ،بالا و  پايين رفتن از پله ها و انجام ساير كارهايي كه ممكن است باعث شرمساري شما شود يا حتي شما را به خطر اندازد.
در راه رفتن شما اغلب متوجه اين رويداد ها نخواهيد شد مگر اينكه كسي شما را بيدار كند.
راه رفتن درخواب ممكن است در پي از وحشت شبانه روي دهد(به نکات زير توجه کنيد).
فردی راه که در خواب راه میرودبدون بیدار کردن بااحتیاط به سمت رختخواب هدایت کنید.شایدلازم باشداشیاتیزوخطرناک مانندچاقورادرکمدقرارداده ودر آن راقفل کنید.همچنین قفل کردن دروپنجره برای حفاظت ازآسیب دیدگی لازم باشد.

وحشت شبانه:

خوابهاي ترسناك مي تواند به تنهايي روي دهد و باعث خواب روي نشود
فردي كه با ديدن خواب ترسناك از خواب مي پرد مانند كسي به نظر ميرسد كه ناگهان از خواب پريده
و هنوز نيمه هشيار است ، اين گونه افراد اغلب بدون بيدار شدن كامل دوباره به خواب مي روند بهترين كاري كه مي توانيد براي اين افراد انجام دهيد اين است كه به نشستن آنها كمك كنيد تا كم كم به خواب بروند
وحشت شبانه با خوابهاي وحشتناک يا کابوس متفاوت است زيرا فرد هنگام بيداري آنرا به ياد نمياورد

كابوس:

بسياري از ما خوابهاي ترسناك يا كابوس را تجربه كرده ايم. كابوسها معمولا حوالي صبح كه ما واضح ترین و خاطرآورترین خوابها را مي بينيم روي مي دهند. اين كابوسها در اثر آشفتگي ذهني روي مي دهند و اغلب به خودي خود بي خطرند مگر اينکه مکررا تکرار شوند. اين كابوسها بيشتر در اثر ترس از مرگ ، حوادث ناگوار ، تصادف و ترس از مورد حمله قرار گرفتن روي مي دهند . مشاوره ممکن است مفيد باشد.

سندرم پاهاي بي قرار:

-شما احساس مي كنيد بايد پاها يا در بعضي موارد اعضاي ديگر خود را حركت دهيد
-شما ممكن است در پاهاي خود احساس سوزش ، خارش يا درد داشته باشيد.
-اين احساس اغلب مزاحم استراحت شما مي شود.
- اين احساسات  بد معمولا شب هنگام بيشتر مي شوند.
-  اين احساسات ناخوشايند اغلب با حركت دادن پا و يا راه رفتن از بين مي روند
حركات كششي هم به از بين رفتن اين حالت كمك ميكنند.
ابتلا به اين بيماري در هنگام روز براي كار كردن شماوهنگام شب نیزبرای خواب شما ايجاد مشكل ميكند. اين بيماري معمولا ارثي است و مبتلايان اغلب تا ميان سالي به پزشك مرجعه نمي كنند.گرچه علائم اين بيماري در سنين كودكي هم قابل مشاهده است
اين بيماري اغلب به خودي خود ظاهر مي شود. همچنين اين بيماري ممكن است در اثر كمبود ويتامين يا آهن ،همچنين مشكلات كليوي يا ديابت روي دهد. حاملگي نيز مي تواند باعث بروز اين مشكل شود.اگرعلت اين بيماري بيماري ديگري نباشد در مان ان  بستگي به شدت آن دارد ، در حالتهاي خفيف مي توان با انجام كارهايي ساده علائم اين بيماري راکنترل کردوخواب شما را بهبودداد.
در موارد حاد انجام معالجات پزشكي سودمند خواهد بود.
اين معالجات شامل معالجات بيماري پاركينسون ،صرع و مصرف دارو هاي مسكن خواهد بود
اگر معالجات ساده سودمند نبود ، شما بايد به متخصص بيماري هاي حركتي و خواب مراجعه كنيد

خيال بافي: (Autism)

بعضي افرادي كه دچار اوهام هستند و در عالم غير واقعي زندگي مي كنند ممكن است متوجه نشوند که شب براي خواب است و شب هنگام وقتي همه خواب هستند ، بخواهند بيدار بمانند. اين افراد هميشه به كمك پزشك متخصص نياز مندند.

 

[+] نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 10:52 PM | |

افسردگی

افسردگی

Depression

درباره این بروشور    

 اين بروشور برای تمامی كسانی كه تحت ‌تاثير احساسات ناشی از افسردگی می ‌باشند، توصیه می ‌گردد. در ضمن، اميدواریم اين بروشور برای دوستان و خويشاوندان كسانی كه ازافسردگی  رنج می برند، نيز مفيد واقع گردد. اين بروشور توصيف می ‌كند كه حس افسردگی چگونه است، چگونه افراد افسرده می ‌توانند به خودشان كمك كنند، چگونه می ‌توان به كسی كه افسرده است كمك كرد و اينكه از متخصصين چه كمكی می ‌توان گرفت. همچنین برخی  نکاتی راکه در مورد افسردگی  نمی دانیم، را توضیح    می دهد.در انتها فهرستی از منابعی را كه می‌توانيد اطلاعات بيشتری بيابيد،ارائه می شود

 

    :مقدمه

 

همه ما گاهی اوقات احساس خستگی، بدبختی و ناراحتی می‌‌كنيم، اين احساسات معمولاً بيش از يك يا دو هفته دوام نمی ‌آورند و چندان با روند زندگی ما تداخل ايجاد نمی ‌كند. گاهی اوقات دليل خاصی برای آن وجود دارد، گاهی هم فقط از غم و اندوه ناشی ميشود. ما معمولا خودمان از پس آنها برمی ‌آييم و نيازی به كمك گرفتن از دیگران نداریم

 :زمانی افرادافسردگی جدی دارند که

 ـ احساس افسردگی سريع برطرف نشود

ـ به قدری حالشان بد باشد كه زندگی روزمره آنها دچار اختلال گردد

 

ـ حس افسردگی چيست؟

 

حس افسردگی به مراتب قوی ‌تر و نامطلوب تر از  دوره‌های كوتاه مدت یأس و ناراحتی است كه همه ما گاه وبی گاه با آن مواجه می ‌شويم. معمولا بسيار طولانی مدت می ‌شود و می ‌تواند روزها، هفته‌ها و حتی ماهها طول بكشد

 

 اغلب افراد مبتلا به افسردگی دارای  همه علائم ظاهری ليست شده در اينجا        نيستند، ولی اكثراً حداقل پنج يا شش مورد را دارند. این علائم عبارتند از

 

ـ احساس ناراحتی در بيشتر اوقات, ولی ممكن است در هنگام غروب كمی        بهتر شوند

 

ـ از دست دادن توجه و علاقه به زندگی و عدم توانايی در لذت بردن از هر چيز         

ـ تصميم‌گيری مشكل‌تر می ‌شود

 

ـ نمی ‌توانند به چيزهايی كه  دوست دارند، بپردازند

 

ـ كاملاً احساس خستگی می كنند

 

ـ احساس بی‌قراری و اضطراب دارند

 

ـ كم اشتها شده و وزن كم می ‌كنند (برخی افراد برعكس، پراشتها شده و چاق می (شوند

 

ـ 1 تا 2 ساعت طول میکشد تا بخواب روند و زودتر از وقت معمول بيدار می ‌شوند

 

ـ علاقه خود را به سكس از دست می ‌دهند

 

ـ اعتماد به نفس آنها كم می ‌شود

 

ـ احساس بی مصرفی، بی كفايتی و نااميدی می ‌كنند

 

ـ از ديگران دوری می ‌كنند

 

ـ تند خو و بدخلق می ‌شوند

 

ـ در اوقات خاصی از روز، معمولا صبح‌ها حس بدی دارند

 

ـ به فكر خودكشی می ‌افتند

 

معمولاً ما متوجه نمی شویم که چگونه دچار افسردگی  می ‌شويم، زيرا به

 تدريج در ما ايجاد می ‌شود. ممكن است تصميم بگيريم با آن مقابله كنيم وخودمان را به خاطر تنبل بودن يا بی اراده بودن سرزنش كنيم. گاهی لازم است ديگران ما را متقاعد كنند كه كمك خواستن نشانه ضعف نيست. ممكن است تلاش كنيم برای غلبه برافسردگی خود به شدت كار و فعالیت كنيم. اين امر    می ‌تواند ما را به مراتب متاثر‌تر و فرسوده‌تر كند ما اغلب به دردهای فيزيكی و جسمی، سردردهای مداوم يا   بی ‌خوابی توجه نمی ‌كنيم، گاهی اوقات اين نشانه‌های فيزيكی می ‌تواند علامت اوليه افسردگی باشد

 

چرا افسردگی اتفاق می ‌افتد؟

 

برای افسردگی روز مره‌ای كه همه ما گاه به گاه تجربه می ‌كنيم، معمولا بيش از يك دليل وجود دارد.اين دلایل در افراد مختلف  میتوانندمتفاوت باشند.  ممكن است گاهی اوقات کاملاً واضح به نظر برسند و یا بالعکس آشكار به نظر نرسند.این عوامل  می‌توانندیک چيز نااميد كننده وياس آور باشند يا به خاطر از دست دادن چيزی یاشخصی باشد.اماگاهی اوقات، مشخص نيست که چرا احساس افسردگی می ‌كنيم. فقط بی ‌حوصله هستيم، قوز    می ‌كنيم، حس غم داريم، و انگار که از دنده چپ بلند شده‌ايم. واقعا نمی ‌دانيم چرا. به هر ترتیب اين احساسات می ‌توانند به قدری بد باشند كه ما نياز به كمك داشته باشيم.

 

ـ چيزهايی كه در زندگی ما رخ می ‌دهد

 

حس افسردگی بعد از يك رويداد عذاب آور، مثل سوگواری، طلاق و یا از دست دادن شغل، طبيعی به نظر می ‌رسد. ممكن است چند هفته يا چند ماه بعد هم به فكر كردن و صحبت كردن راجع به آن رويدادتلخ بپردازيم،ولی پس از مدتی این رویداد تلخ را به تدریج میپذیریم و سعی میکنیم که با آن کنار بیاییم. ولی عده‌ای از مانمیتوانیم با آن کنار بیاییم و دچار افسردگی میشویم

 

 

 

ـ شرايط محيطی

 

اگر ما تنها باشيم، دوستی نداشته باشيم،  نگرانی‌های فکری و جسمی داشته باشیم. احتمال ابتلا به افسردگی در ما بیشتر‌ می باشد.

 

ـ بيماری جسمی  

اغلب افسردگی وقتی بروز می ‌کند كه ما از نظر فيزيكی بيمار باشيم. اين امر نه  تنها برای بيماريهای تهديد‌کننده زندگی مثل سرطان و بيماری قلبی صادق است بلكه در مورد بيماريهای  مزمن، مثل آرتروز يا برونشيت نيز صدق می ‌كند

جوانتر‌ها ممكن است بعد از ابتلا به عفونتهای ويروسی مثل سرما‌خوردگی ،آنفولانزا یا تب غده ای دچار افسردگی شوند

ـ شخصيت

هر كسی می ‌تواند افسرده شود. ولی عده‌ای از ما به نظر بيشترمستعد ابتلا بافسردگی هستيم، اين امر ممكن است به علت خصوصیات خاص بدن ما، به علت تجارب اوليه در زندگی ‌مان يا هر دو باشد

 

ـ الكل

بسياری از افرادی كه زيادالكل می ‌نوشند، دچار افسردگی می ‌شوند. معلوم نيست اول كدام يك در شخص بروز می ‌كند نوشيدن مفرط يا افسردگی. همچنین افرادی كه خيلی زياد مشروب می ‌خورند بيشتر از ديگران مستعد خودكشی هستند.

ـ جنسيت

زنان بيشتر از مردان مستعد افسردگی هستند. بدين علت كه مردان كمتر دستخوش احساسات می ‌شوند، احساسات خود را سركوب می ‌كنند يا آنها را با خشونت بيان می ‌كنند يا اينكه از طريق نوشيدن زياد مشروب سركوب  می ‌كنند.از طرف دیگر، زنان معمولا بیشتر تحت استرس هستند.چون هم استرس محیط کار را دارند  و

در عين حال  باید مراقب بچه هم باشند

 

 

ـ ژن ها

افسردگی می ‌تواند به صورت خانوادگی باشد اگر يكی از والدين شما شديداً افسرده باشد، شما هشت برابر بيشتر مستعد ابتلا به افسردگی هستيد

 

افسردگی روان شيدايی

(Manic Depression ) چيست؟

 

حدود 1 نفر از 15 نفری كه دچار افسردگی شديد هستند. پريودهايی خواهند داشت كه  فوق العاده  فعال  و پرانرژی می ‌شوند. اين مورد، افسردگی روان شيدايی   ناميده می ‌شود.امروزه از آن بعنوان اختلال   (دو قطبی یا مانیک دپرشن)  نیز نام برده می شود.این نوع افسردگی به نسبت مساوی مردان و زنان را مبتلا می کند  

 

ـ آيا ابتلا به افسردگی شكلی از ضعف است؟

 

ممکن است از دید ديگران اینطور بنظر برسد كه شخص افسرده خودش خواسته که افسرده باشد.ولی  حقيقت اين است كه، افسردگی نوعی از  بيماری است که  می ‌تواند برای اكثر افراد اتفاق بيفتد و به هیچ عنوان نشانه ضعف نيست، حتی اشخاص قدرتمند نيز می‌‌توانند دچار افسردگی شديد شوند.

 ونيستون چرچيل که خودازافسردگی رنج می برد، افسردگی را "سگ سياه" می ناميد.

 

ـ چه موقع بايد كمك بخواهيم؟

 

ـ وقتی احساس افسردگی شما بدتر از حد معمول باشد و به نظر می ‌رسد بهتر نمی شود

ـ وقتی احساس افسردگی شما روی كار، علايق و احساسات شما نسبت به خانواده و دوستانتان تاثير بگذارد

ـ در صورتی كه شما حس كنيد كه زندگی ارزشی ندارد يا اينكه افراد دیگر بدون شما خوشتر خواهند بود

 در این شرایط ، صحبت با خويشاوندان يا دوستان مورد اعتماد ممكن است کمک کننده باشد،در غیر اینصورت  نياز است که توسط دكتر عمومی تان ویزیت شوید. گاهی اوقات دوستان و يا اعضائ خانوادتان متوجه تغييراتی در شما ميشوند و درباره شما نگران ميشوند

 

 

ـ كمك به خودتان

diamond  آنرا برای خودتان نگه نداريد
اگر اخبار بدی داشته‌ايد يا ناراحتی عمده‌ای داشته‌ايد، سعی كنيد به كسی كه با شما نزديك است بگوييد و به او بگوييد چه حسی داريد. اين اغلب به رفع ناراحتی كمك می ‌كند. در مورد آن با كسی حرف بزنيد. اين بخشی از مسير طبيعی التيام بخشی ذهن است.

 

diamond  كاری انجام دهيد

برای ورزش از خانه بيرون برويد.اگر شده حتی فقط برای پياده روی، اين امر به شما كمك می ‌كند تناسب فيزيكی خود را حفظ كرده و بهتر بخوابيد. ممكن است حس كنيد قادر به كار كردن نيستيد ولی بهتر است تلاش كنيدو فعال بمانيد

اين می تواند كار منزل باشد، آنرا خودتان انجام دهيد (حتی با انجام کارهای ساده مثل تعويض يك لامپ). اين می ‌تواند به ذهن شما كمك كند از افكار دردناكی كه شما را افسرده‌تر می ‌كنند فارغ شويد

 

diamondخوب بخوريد

سعی كنيد خوب بخوريد، وعده غذايی متوازنی داشته باشيد، ولواينكه ممكن است تمايل به غذا نداشته باشيد، سبزيجات و ميوه‌جات تازه بسيار مفيدند. افسردگی می ‌تواند وزن شما را كم كند و باعث کمبود ويتامين‌ها  شود كه باعث تشدید روند افسردگی میشود

 

diamond از الكل پرهيز كنيد

در مقابل تمايل مصرف الكل، برای سر پوش گذاشتن  و فراموش کردن غمهایتان ، مقاومت كنيد، الكل افسردگی را واقعاً بدتر می ‌كند، چند ساعتی حس بهتری به شما   می ‌دهد ولی بعداً حس افسردگی بدتری دوباره باز می‌گردد. مصرف خيلی زياد الكل ،شما را از درخواست كمك و حل مشكلتان باز می ‌دارد. در ضمن برای سلامت جسمانی شما نيز مضر است

 

diamond  بخوابيد

سعی كنيد نگرانی در مورد مشكل خوابيدن به خود راه ندهيد. گوش دادن به راديو يا تماشای تلويزيون در حاليكه دراز كشيده اید يا بدنتان در حال استراحت است می ‌تواند كمك زيادی بكند. حتی اگر نتوانيد بخوابيد، می ‌توانيد ذهنتان را به اين روش مشغول كنيد، به این طریق كمتر حس اضطراب داشته و خوابيدن برايتان ساده‌تر می شود.

 

diamond  علت را پيدا كنيد

اگر فكر می كنيد می ‌دانيد چه چيزی باعث افسردگی شما  است،  نوشتن آن و بررسی راه هايی كه می ‌‌تواند به حل آن كمك ‌كند،مفید خواهد بود

 

diamond اميدوار باشيد

بخاطر داشته باشید که

شما تجربه‌ای را پشت سرمی ‌گذاريد كه عده زيادی سپری كرده‌اند-

ـ شما به تدريج این دوره را  پشت سر می ‌گذاريد، گرچه ممكن است باور این موضوع برایتان مشكل باشد

ـ افسردگی می تواند تجربه مفيدی باشد.میتواند شمارا به شخصی سرسخت تر و قوی تر بدل کند که میتوانید وضعيتها و روابط افراد را شفافتر ببینید و درک بهتری از روابط بین افراد داشته باشید

شما ممكن است قادر به اخذ تصميمات و تغيیرات مهمی در زندگی خود باشيد كه قبلاً از آن اجتناب می ‌کرديد

 چه نوع كمكی در دسترس می ‌باشد

بيشتر افراد افسرده توسط دكتر عمومی خود معالجه  می شوند. بسته به علائم بيماری، شدت افسردگی و شرايط محيطی، دكتر ممكن است شكل خاصی از روان درمانی، قرص‌های ضد افسردگی و يا هر دو مورد را تجويز كند

 

ـ روان درمانی / مشاوره

-گفتگو در مورد احساساتتان می ‌تواند مفيد باشد،  دکتر عمومی شما ممكن است مشاوری در مطب داشته باشد كه شما بتوانید با او صحبت كنيد. اگر افسردگی به     رابطه ‌تان باهمسر و یا شریک زندگی تان مربوط شود، انجمن  (    ریلیت 1 )   میتواند به شما کمک کند.   این انجمن بطور اختصاصی روی اینگونه مسائل کار میکند

 

اگر در حاليكه از معلولیت جسمی رنج می ‌بريدیا  مسئولیت مراقبت از فردی معلول می باشید،و دچارافسردگی شده‌ايد،با شرکت در گروههای خود درمانی و در میان گذاشتن تجاربتان با ديگران می توانید احساس بهتری داشته باشید

 

اگر قادر به كنار آمدن با فوت فردی از اطرافيان خود نيستيد. گفتگو درمورد آن با  ديگران می ‌تواند مفيدباشد

 گاهی اوقات بيان احساسات واقعی حتی به دوستان نزديك نيز مشكل است،در حالیکه در میان گذاشتن این احساسات با يك مشاور مجرب يا تراپيست می ‌تواند ساده‌تر باشد.بازگو کردن آنچه در سينه نهفته‌ايد، ميتواندكمك كننده باشد، خصوصاًاگر بتوانيداز کمک یک مشاور بهره ببرید که برای مدتی به طور اختصاصی به شما بپردازد.دراین صورت  به احتمال زیاد احساس بهتری خواهيد داشت  

 

 انواع مختلفی از روان درمانی وجود دارد، مواردی   از آنها برای افراد باافسردگی خفیف تا متوسط بسيار موثر است

رفتار درمانیِ شناختی2   به افراد كمك می ‌كند ديدگاههای منفی را كه می ‌تواند گاهی اوقات عامل افسردگی باشند را برطرف كنند. درمان‌ها بين فردی  و ديناميك  برای افرادی که نمیتوانند با دیگران رابطه خوبی برقرار کنند مفید است.   روان درمانی، اصولاً كار زمان بری است جلسات معمولاً حدود يك ساعت طول می ‌كشد و شما نياز به 5 تا 30 جلسه داريد. برخی تراپيست‌ها شما را هفتگی ملاقات می ‌كنند و برخی هر 2 تا 3 هفته يكبار.

 

ـ روان درمانی چگونه عمل می كند؟

 

اين بستگی به شكل درمانی كه شما اتخاذ كرده‌ايد ،دارد. تنها در میان گذاشتن نگرانی هايتان، با شخصی ديگر می ‌تواند مفيد باشد. چون شماحس می‌كنيد که با مشكلات خود تنها گذاشته نشده اید و حمايت می ‌شويد

ـ رفتار درمانی شناختی  به شما كمك می ‌كند ايده‌هايی را كه باعث افسردگی تان شده است را بررسی كرده و تغيیر دهيد

ـ مشاوره می ‌تواند به شما كمك كند در مورد  حس ‌تان راجع به زندگی و ديگر افراد شناخت بهتری بدست آورید

ـ درمان‌های ديناميك به شما كمك می ‌كندکه متوجه شوید که تجارب گذشته‌تان چگونه ممكن است روی زندگی حال حاضر  شما تاثير بگذارد

 صحبت کردن در گروه  می ‌تواند در تغيیر نحوه رفتارتان باديگران مفيد باشد.در گروه اين شانس را داريد كه بشنويد دیگران چگونه به شما نگاه می ‌كنند و فرصت برای بررسی روشهای مختلف رفتار و گفتگو موجود است

 

ـ مشكلات توام با روان درمانی

 

اين روشهای درمانی معمولا بسيار بيخطر هستند ولی  گاهی می ‌توانند اثرات جانبی داشته باشند. گفتگو در مورد مسائل ممكن است خاطرات بدی را از گذشته به ذهن آورد، و اين می ‌تواند شما را غمگين يا متاثر سازد

بعضی گزارش كرده‌اند كه روان درمانی می ‌تواند ديدگاه  و ارتباط افراد را با دوستان و خانواده‌‌شان تغيیر دهد. اين امر می ‌تواند روی روابط  تاثير گذار باشد. مهم است که  شما به تراپيست خود اطمينان  داشته باشیدوبدانید كه آنها آموزش لازم را ديده‌اند. اگر نگران  روان درمانی هستيد با دكتر يا تراپيست خود مشورت کنید. متاسفانه،مابا کمبود روان درمانگر مواجه هستیم و در برخی مناطق، ممكن است مجبور باشيد ماهها صبر كنيد

 

ـ راه‌حلهای جايگزين

سنت جان وارت3 یک داروئی گیاهی موثر می باشدکه در داروخانه ها قابل تهیه میباشد،این دارو در آلمان كاربرد وسيعي دارد و شواهدی وجود دارد كه در موارد افسردگی خفیف تا متوسط موثر است. مصرف يك قرص در روز کافی میباشد.به نظر می ‌رسد در اكثر موارد مشابه قرص های ضد‌افسردگی اثر میکند ولی برخی افراد گزارش   کرده اند که این دارو عوارض جانبی كمتری دارد. اگر داروی  ديگری مصرف می ‌كنيدقبل از استفاده ازسنت جان وارت با دكتر  خود مشورت کنید

 

ـ ضد افسردگی ‌ها

اگر افسردگی شما شديد است يا مدتها طول كشيده است، طبق نظر دكترتان برای مدتی  از دارو های ضد افسردگی استفاده خواهید کرد. اين دارو ها(ضد افسردگی ها) آرامبخش نيستند. گرچه ممكن است به شما كمك كنند احساس اضطراب و پريشانی كمتری داشته باشيد. اين داروها به افراد افسرده كمك می ‌كنند حس بهتری داشته باشندبطوريكه بتوانند دوباره از زندگی لذت برده و با مشكلات خود  به طور موثر دست وپنجه نرم کنند

به خاطر داشته باشيد كه ، برخلاف بسياری از داروها، شما اثر ضدافسردگی ‌ها را به سرعت حس نمی ‌كنيد. اغلب افراد، برای 2 يا 3 هفته اول، هيچ بهبودی در خلق و خوی خود مشاهده نمی ‌كنند، گرچه برخی مشكلات ديگر ممكن است با سرعت بيشتری بهبود يابند. مثلاً، افراد اشاره می ‌كنند كه بهتر می ‌خوابند و اضطراب شان کم می شود

 

ـ ضد افسردگی ‌ها چگونه عمل می ‌كنند؟

 

مغز از ميليونها سلول ساخته می ‌شود كه پيام‌ها را با استفاده از مقادير انبوهی اجزای شيميايی موسوم به انتقال دهنده‌های عصبی به يكديگر منتقل می ‌كنند. بيش از یکصد نوع ماده شيميايی مختلف در قسمتهای مختلف مغز فعال هستند.  در افسردگی، دو نوع از اين انتقال دهنده‌های عصبی نقش مهم‌تری دارند که عبارتنداز: سروتونين  و نورآدرنالين. ضدافسردگی ‌ها مقادیر  اين دو ماده شيميايی را در قسمتهای انتهايی عصب افزايش می‌‌دهند و بنابراين عملكرد  بخش‌هائی از مغز را كه از سروتونين و نورآدرنالين استفاده می‌‌كنند، تقويت می ‌كنند

 

ـ  مشكلات توام با ضد‌افسردگی ‌ها

 مثل تمام داروها، ضد‌افسردگی‌‌ها نيز اثرات جانبی(ناخواسته) دارند.اگرچه،اين اثرات معمولاً ملايم بوده و با ادامه درمان  بتدریج کاهش میابند. ضدافسردگی ‌های جديدتر مثل(اس اس آر آیز4 ) ممكن است در ابتدا كمی احساس تهوع به شما بدهند و  برای مدت كوتاهی احساس اضطراب كنيد. ضد افسردگی ‌های قديمی ‌تر        می ‌توانند باعث خشكی دهان و يبوست شوند.  دكتر شما معمولا توصیه به ادامه درمان میکند مگر اینکه عوارض داروئی بسیار شدید باشند

همانند هرگروهی از داروها، ضد‌افسردگی های مختلف نيز اثرات مختلفی دارند. دكتر شما ميتواند درباره عوارض و اثرات داروهااطلاعاتی به شما بدهد ومشتاق است درباره هرآنچه شما را نگران ميكند بداند.يك نسخه از بروشور اطلاعاتی را همراه با دارو از دارو ساز بگيريد.بعضی از این داروها باعث احساس گیجی و خواب آلودگی می شوند،که معمولاً در شب تجويز می شوند، بنابراين به نوعی می ‌تواند به شما كمك كنند بهتر بخوابيد. هرچند اگر در طی روز احساس خواب آلودگی می‌‌كنيد، بايداز رانندگی و یا کار با ماشين‌آلات خودداری كنيد

 مصرف اين قرصهااحتیاج به رعایت الگوی غذایی خاصی نداردو شما می ‌توانيد از رژیم غذایی معمول خود استفاده كنيد(اگر در مواردی نیاز به رعایت رژیم غذائی خاصی باشد دكتر به شما خواهد گفت). اين قرصها تداخل داروئی با مسكن‌ها ، آنتی ‌بيوتيك‌ها يا قرص‌های ضد بارداری ندارند. شما بهتر است که از مصرف الكل اجتناب كنيد.مصرف الكل و قرص می ‌تواند  باعث خواب آلودگی شديد شما گردد

معمولا قرص های ضد افسردگی توسط دکترعمومی تان تجویز میشود(و نه روانپزشک).در  وهله اول او شما را بطور منظم ویزیت خواهد کردتا مطمئن شود قرصها خوب عمل   می ‌كنند. اگر قرصها موثر باشند برای حداقل 4 ماه بعد ازاحساس بهبودی نیز تجويز خواهند شد. اگر اين  اولین تجربه افسردگی شما باشد ممكن است نیاز باشدبرای مدت  بيشتری قرص بخوريد. وقتی زمان قطع آن برسد، بايد به تدریج و تحت نظر پزشکتان قرصها را كم وسپس قطع كنيد

اغلب افراد نگرانند كه ضد افسردگی ‌ها ا عتياد آور باشند.در حالیکه اینطور نیست ولی شما ممكن است علایمی را در صورت قطع ناگهانی ضد افسردگی ‌ها تجربه كنيد ـ که می ‌تواند شامل اضطراب، اسهال، روياهای زنده يا حتی كابوس باشد. اين امر می ‌تواند تقريباً همواره با كاهش آهسته دوز آنها قبل از توقف کامل دارو، قابل اجتناب باشد. برخلاف دارو هائی مثل واليوم، نيكوتين يا الكل شما نیاز به افزايش مقدار دوز برای دستیابی  به همان اثر  نخواهيد داشت و هيچ وقت اعتیاد به مصرف آنها  پیدا نخواهيدکرد

برای آگاهی بیشتر میتوانید به بروشور داروهای ضدافسردگی رجوع کنید

 

 

 

ـ كداميك برای من مناسب است ـ روان درمانی يا مصرف قرص؟

 

اين بستگی به افسردگی شما و شدت آن دارد. در كل، روان درمانی در افسردگی خفیف تا متوسط موثر‌تر است. دارو در افسردگی خفیف خیلی موثر نيست. اگر افسردگی شما شديد باشد احتمالا نياز به مصرف داروی ضد افسردگی برای مدت شش الی نه ماه خواهد بود

 پس از بهبود نسبی بادارو های  ضد افسردگی، اغلب افراد  روان درمانی را روش مناسبی یافته اند . روان درمانی می ‌تواند به شما كمك كند روی مواردی در زندگی‌تان کارکنید كه اگربه آنها توجه نشود ممکن است دوباره افسرده‌شويد.هم ضدافسردگی‌ها و هم روان درمانی در كمك به افراد جهت بهبود افسردگی متوسط موثرهستند. بسياری از روانپزشكان معتقدند كه ضد افسردگی ‌ها در درمان افسردگی شديد موثر‌تر هستند. برخی افراد فقط ايده دارو را دوست ندارند، عده‌ای  هم ايده روان درمانی را نمی ‌پسندند بنابراين اینکه کدامیک موثرتر است امری نسبی است.در ضمن باید این نکته را هم در نظر داشت که مشاوره صحيح و روان درمانی  در برخی نقاط كشور در دسترس نمی باشد

وقتی افسرده باشيد تصمیم گیری سخت می ‌شود اين را به دوستان ،خانواده يا به كسانی كه اعتماد داريد، بگوييد آنها به شما كمك می ‌كنند تصميم بگيريد

 

ـ آيا به ديدن روانپزشك نياز خواهم داشت؟

 

 اكثر افراد افسرده توسط پزشک عمومی  درمان میشوند ولی  تعداد كمی از افراد بهبود نمی ‌يابند و به كمك تخصصی ‌تری نياز دارند. آنها احتمالا به روانپزشك يا عضوی از  تيم بهداشتِ روانی5 برای كمك اختصاصی ارجاع می شوند. روانپزشك يك دكتر است كه در زمينه درمان اختلالات روانی و روحی تخصص دارد. اعضای تيم بهداشت روانی ممكن است پرستار، روانشناس، مددكار اجتماعی يا متخصص کاردرمانی باشند.  هر یک از این افراد در مسائل بهداشت روانی مجرب و ورزيده هستند

مصاحبه اول با روانپزشك احتمالا يك ساعت طول ميكشد. ممكن است از شما خواسته شودبه همراه یکی از  خويشاوندان يا دوستانتان به روانپزشک مراجعه نمائید. نيازی به نگرانی نيست روانپزشك می ‌خواهد در موردگذشته شماودر مورد هر بيماری جدی يا مشكلات روحی شما در گذشته بیشتر  بداند. وی در مورد مسائلی كه اخيراً در زندگی شما رخ داده ،در مورداینکه چطور دچار  افسردگی شدید و در مورد سابقه درمانی و دارو یی شما سئوال می ‌كند. گاهی اوقات  پاسخ به تمامی اين سئوالات  ممکن است مشكل باشد، ولی به دكتر كمك می ‌كند به اطلاعاتی در مورد شما دست يابد و بهترين درمان را برای شما تجويز كندکه ممکن است صرفاً یک توصیه،تغییر دارو و یابستری در بیمارستان باشد(اگر افسردگی شما شديد باشد يا به نوع خاصی از درمان نيازمند باشید، بهتر است به بيمارستان برويد) اين فقط برای يك درصد افراد افسرده ضروری می ‌باشد

 

اگر هيچ درمانی را اتخاذ نكنم، چه خواهد شد؟

 

جالب اينكه 4 نفر ازهر 5 نفرافراد افسرده ظرف مدت 4 تا 6 ماه بدون هيچ كمكی كاملاً بهبود می ‌يابند. بنابراين چرا بايد به درمان افسردگی پرداخت؟

 

اگرچه 4 نفر از هر 5 نفر با گذشت زمان خوب می ‌شوند، 1 نفر باقيمانده،تا دوسال بعد هم افسرده می ‌ماند. ما قادر به پيش‌بينی دقيق اينكه نهایتاً چه كسی بهبود ميابد و چه كسی بهبود  نميابد نمی باشیم. حتی اگرهمه افراد مبتلا هم به تدريج بهبود يابند، تجربه افسردگی می ‌تواند به قدری ناخوشايند باشد كه تلاش برای كوتاه کردن  زمان آن ارزشمند است. به علاوه،افرادی که  اولین تجربه  افسردگی را  می گذرانند، 50  درصد احتمال ابتلای مجددبه افسردگی را خواهند داشت.همچنین خطر خودکشی -هر  چند تعداد كمی از افراد افسرده ممکن است اقدام به خودكشی کنند-را هم باید به موارد بالا اضافه کرد

 با بکار گیری برخی پيشنهاداتِ اين بروشور، ممكن است مدت افسردگی ‌تان كوتاه‌تر شود. اگر بتوانيد خودتان بر افسردگی غلبه كنيد، اعتماد به نفستان برای غلبه دوباره برآن در آينده افزايش خواهد يافت. هرچند، اگر افسردگی شديد یا مزمن باشد  ممكن است قادر به   كار نباشيدواز زندگی لذت نبريدکه دراین صورت نیازبه کمک پزشک دارید

 

ـ چگونه می ‌توانیم به كسی كه افسرده است كمك كنيم؟

 

 می توانیدشنونده خوبی باشيد، اين می ‌تواند سخت‌تر از آن چیزی باشد که به نظر میاید، ممكن است مجبور به شنيدن يك مطلب، بارها و بارها باشيد.  پيشنهاد یا نصیحت نکنید حتی اگرپاسخ به  نظر برايتان بسیار راحت و شفاف باشد مگر آنکه از شما خواسته شود که نظر یا پیشنهاد دهید. گاهی اوقات،  ممكن است افسردگی به علت یک  مشكل مشخص وواضح به وجود آمده باشد، در اين صورت ممكن است قادر به كمك به فرد افسرده باشيد تا راه حلی پيدا كند يا حداقل روشی برای غلبه بر مشكل بيابيد. تنها صرف وقت با كسی كه افسرده است نيز    می ‌تواند مفيد باشد. شما می ‌توانيد فرد افسرده را تشويق كنيد، به وی كمك كنيد حرف بزند، و كمك كنيد به كارهای عادی و روزمره خود بپردازد. كسی كه افسرده است باور اين موضوع که می ‌تواند بهتر شود برایش سخت  می باشد شما می ‌توانيد به وی اطمینان بدهيد كه بهتر خواهد شد ولی ممكن است مجبورشوید بارها اين مطلب را تكرار کنید. مطمئن شويد كه فرد به مقدار كافی غذا مصرف می ‌كند و از الكل دوری  می كند. اگر فرد بدتر شد و شروع به صحبت از عدم علاقه به حيات و زندگی كردو یا صحبت از آسیب رساندن به خود کرد،آن را جدی بگیریدوبه دکتر اطلاع دهید. سعی كنيد به وی كمك كنيد درمان را بپذيرد، وی را از مصرف دارو يا ديدن مشاور يا روانكاو مايوس نكنيد. اگر درمورد نحوه درمان نگران هستيد،با دكتر بیمار خود صحبت كنيد

[+] نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 10:51 PM | |

دارو های ضد افسردگی

دارو های ضد افسردگی

 

Antidepressants 


ا ین برشور برای افرادی که می خواهند درباره داروهای ضد افسردگی بدانند تهیه شده است و در مورد چگونگی عملکرد داروها، اثر دارو ها، عوارض جانبی و درمانهای غیرداروئی اطلاعاتی می دهد.چنانچه پاسخ سوالات خود را در این پمفلت نیافتید در انتها منابعی دیگری را برای اطلاعات بیشتر معرفی خواهیم کرد.در مواردیکه  عقاید متفاوتی درباره اثر بخشی داروهای ضد افسردگی، عوارض ناشی از قطع ناگهانی  دارو، و مقایسه درمان دارویی با سایر درمانهای غیر داروئی وجود دارد ،ما منابعی جهت اخذ اطلاعات بيشتر معرفی كرده ايم كه می توانيد به آنها رجوع كنيد.در حال حاضر دستیابی به این منابع از طریق اینترنت و رایگان می باشد

دارو های ضد افسردگی

دارو های ضد افسردگی علا ئم بیماری افسردگی را از بین می برند, این داروها در دهه 1950به بازار آمدند و از آن زمان به طور مرتب استفاده می شوند 
 .امروزه حدود  30 نوع دارو های ضد افسردگی از 4 گروه مختلف وجود دارد

تری سیکلیک ها (Tricyclics)
ام -اِی -اُ- آی-ز ) مونو- آمینو اُکسیداز)  (MAOI)
اس- اس- ار- آی- ز) سلکتیو- سروتونین- ری آپ تِیک -اینهیبیتورز)  (SSRIs)
اس- ان- ار- آی- ز )  سروتونین و نورآدرنالین- ری آپ تِیک -اینهیبیتورز) (SNRIs)

دارو های ضد افسردگی چگونه تاثیر می کنند؟

جواب قطعی برای این سوال وجود ندارد، اما به نظر میرسد که دارو های ضد افسردگی فعالیت بعضی از مواد شیمیایی مغز به نام نوروترانسمیترها را افزایش می دهند.در  افسردگی غالباً سروتونین و نورآدرنالین که هر دو جز نوروترانسمیتر ها هستند ، دچار اختلال می شوند

دارو های ضد افسردگی در چه مواردی تجویز می شوند؟

افسردگی متوسط و شدید لازم به ذکر است که معمولا برای افسردگی خفیف دارو تجویز نمی شود-
 اضطراب شدید و حملات پانیک-

اختلالات وسواسی- جبری-
دردهای مزمن-
اختلالات تغذیه ای (Eating Disorders)-
اختلال استرسی پس ازسانحه-
.اگر نمی دانید چرا دارو ضد افسردگی برای شما تجویز شده، از پزشک خود بپرسید

داروهای ضد افسردگی تا چه حد موثر هستند؟

بعداز3 ماه درمان 50 تا 65  درصد افراد بهبودی چشمگیر پیدا می کنند, در حالیکه این درصد  برای افرادیکه دارونما(پلاسبو) استفاده کنند 25تا 30 میباشد.این نکته که بعضی افراد با دارونما بهتر میشوند شاید جالب به نظربرسد، ولی لازم است بدانید که این اثر مشابه اثری است که مسکن ها میتوانند روی احساس ما داشته باشند. از طرف دیگر هر داروئی  که ما استفاده می کنیم، مقداری از اثر خود را مدیون داشتن نام دارو بر خود دارا می باشد، به این معنی که افراد گاهی صرف اینکه فکر می کنند دارو استفاده می کنند احساس بهتری پیدا می کنند 

آیا داروهای ضد افسردگی جدید بهتر از داروهای ضد افسردگی قدیمی هستند؟

بله ونه. داروهای ضد افسردگی قدیمی تر(تری سیکلیک ها) به همان اندازه داروهای جدید موثر می باشند، اما داروهای جدید اثرات جانبی کمتری دارند.یک نکته مهم این هست که اگر فردی تعداد زیادی از این دارو را یکباره استفاده کند (به طور اتفاقی یا به منظور خودکشی) ،چندان خطرناک نیستند

چه نوع دارو ضد افسردگی به من توصیه شده است؟

در انتهای این پمفلت فهرستی از تمامی داروهای ضد افسردگی ؛ نام تجاری آنها و نوع آنها داده شده است

آیا داروهای ضد افسردگی عوارض جانبی دارند؟

بله ،پزشک شما در این زمینه شما را راهنمائی می نماید ودرعین حال لازم هست که شما وی را از هرگونه بیماری دیگرخودتان آگاه سازید.در زیر فهرستی از عوارض جانبی داروهای ضد افسردگی مختلف  آورده شده

 

تری سیکلیک ها

خشکی دهان ، لرزش خفیف، طپش قلب، یبوست، خوابی آلودگی و افزایش وزن از عوارض شایع این دسته داروها می باشند.در افراد سالخورده عوارض دیگری مانند گیجی،کندی در شروع وتوقف جریان ادرار،افت فشارخون وگاهاً ازدست دادن تعادل وافتادن، ممکن است اتفاق بیفتد.اگر بیماری قلبی دارید بهتر هست از این گروه                    ضد افسردگی ها استفاده نکنید
مردها ممکن هست دچار اختلالاتی در نعوظ ویا انزال دیررس شوند.  استفاده یکباره تعداد زیادی از این دارو (به منظور خودکشی) می تواند بسیار خطرناک باشد

 

اس-اس-آر-آیز SSRIs
در طی دو هفته اول  ممکن است، احساس تهوع و اضطراب بیشتری  کنید. بعضی از این داروها می توانند باعث سوء هاضمه بشوند ولی اگر همراه غذا میل شود این مسئله برطرف خواهد شد.از عوارض جانبی دیگر این گروه می توان ،ایجاد اختلال در عملکرد جنسی را نام برد. مواردی از پرخاشگری نیزگزارش شده که البته این تعداد زیاد نمی باشد
آگاهی داشتن  از عوارض جانبی  این داروها  ممکن هست نگران کننده باشد، خصوصاً اینکه بروشور همراه دارو، حتی عوارض جانبی بیشتری را ذکر میکند که ممکن است به نگرانی  شما بیا فزاید .اما بیشتر افراد ،دچارهیچ عوارض جانبی نمی شوند ویا شکل  خفیفی از عوارض جانبی  را تجربه میکنند.عوارض جانبی غالباً درعرض چند هفته برطرف خواهد شد. اما داشتن لیست آنها مهم است چون درصورتیکه دچار عوارض جانبی بشوید متوجه آن خواهید شد و می توانید با پزشک خود مشورت کنید
عوارض جانبی جدی مانند ، اختلال جریان ادرار،گیجی، فراموشی و ازدست دادن تعادل وافتادن، در افراد جوان و میان سال به ندرت اتفاق می افتد. داشتن افکار خودکشی یا خودآزاری در افرادی که افسرده هستند امر شایعی      می باشد،درصورت  داشتن این افکاربا پزشک خود صحبت کنید. این افکار به محض بهتر شدن افسردگی، برطرف خواهد شد


   اس-ان -آر-آیز SNRIs  
عوارض جانبی آنها مشابه با اس-اس-آر-آیزها بوده ولی ونلافاكسين1  برای كسانی كه مشكل جدی قلبی دارند، تجويز نمی ‌شود. اين دارو ممكن است باعث افزايش فشارخون  شود بنابراين فشارخون بايد اندازه گيری شود


مونو آمینو اکسیداز اینهابیتور(MAOIs)  
اين نوع ضد‌افسردگی ها  اين روزها بندرت تجویز می ‌شوند.اگراین دسته داروها، همراه با غذاهایی که  حاوی ماده‌ای موسوم به تيرامين هستند مصرف شوند، می ‌توانند باعث افزایش فشارخون شوند. اگر نیاز به  مصرف آنها داشته باشيد دكترتان ليست غذاهایی را كه بايد پرهيز كنيد ، به شما می ‌دهد

ـ در مورد رانندگی يا كار با ماشين آلات چطور؟

برخی ضد‌افسردگی ‌ها باعث خواب آلودگی شده و واكنش‌های شما را كند می ‌سازند(داروهای قديمی ‌تر احتمالا  بیشتراين اثر را دارند)اما، برخی از آنها می ‌توانند هنگام رانندگی هم تجويز شوند. ولی بخاطر داشته باشيد كه  افسردگی به خودی خود  در تمركز شما اختلال ايجاد می ‌كند و می تواند  باعث افزایش ریسک تصادف ‌شود.اگر  ترديد دارید، قبل ازاقدام به  رانندگی وضعیت خود را با دکترتان در ميان بگذاريد و نظرش را جویا شوید

ـ آيا ضد‌افسردگی ‌ها اعتياد آورند؟


داروهای ضد افسردگی باعث ایجاد اعتيادی كه افراد  با مصرف آرام بخش ها، الكل يا نيكوتين پیدا میکنند،      نمی شوند
ـ زیرا كه با گذشت زمان نيازی به افزايش دوز مصرفی (برای رسيدن به همان اثرقبلی) نداريد
ـ زیرا با قطع آنها میل به مصرف مجدد آنها نخواهيد داشت

 هرچند دراین مورد  هنوز بايد بحث و تحقیق شود،  زیرا عليرغم نداشتن علائم اعتياد، تا يك سوم افرادی كه اس- اس-آر-آیزها واس-ان- آر-آیزها را قطع كرده‌اند علائم سندرم قطع را داشته‌اند. اين موارد عبارتست از

ـ احساس ناراحتی در معده
 ـ علائم شبيه سرماخوردگی
ـ اضطراب
 ـ گيجی-
  در شب (vivid)روياهای زنده
 ـ احساساتی در بدن كه شبيه شوك الكتريكی است.در صورت نیاز به توضیح بیشتر ،به منابعی که در انتها آورده شده ، مراجعه کنید

در اكثر افراد اين علائم فوق ملايم است، ولی برای عده كمی از افراد می ‌تواند  شديد باشد. اين علائم عمدتاً   با  مصرف پَروگزتين با نام تجارتی سروگزات وونلافاكسين با نام تجارتی افکسور رخ می ‌دهد. برای جلوگیری از این موضوع , معمولاً كاهش تدریجی  دوز ضد‌افسردگی ها قبل از  قطع ناگهانی آنها توصیه می شود


 عده‌ای گزارش كرده‌اند كه بعد از مصرف اس- اس- ار- آیز ها برای چند ماه، وقطع آن ،  احساس کرده اند که به دارومعتاد   شده‌اند، اما بيشتر دكترها معتقدند ‌ كه اين  علائم در واقع به علت  بازگشت افسردگی است و نه به علت اعتیاد  به مصرف ضد افسردگی ها.كميته ايمنی داروها در بريتانيا مدارك موجود را در سال 2004 مرور كرده و نتيجه گرفته كه بر طبق معيارهای  بين المللی،هیچ گونه  شواهدی دال بر اينكه مصرف اس- اس- ار- آیز ها  و  ضد‌افسردگی های مرتبط،  باعث  وابستگی شديد يا بروز  سندروم وابستگی  شوند  وجود ندارد

ـ ضد افسردگی های اس-اس-آر-آیز، تمايلات به خودكشی و جوانان

شواهدی از افزايش افکار خودكشی (و نه الزاماً اقدام به خود کشی) و عوارض جانبی ديگر در  جوانان مصرف كننده ضد‌افسردگی ها  ديده شده است. بنابراين مصرف اس- اس- ار- آیز  ها  در نوجوانان زير 18 سال مجاز نيست. هرچند، بر طبق دستورالعمل  موسسه  نایس2 مصرف  فلوگزتين كه يك اس- اس- ار- آیزاست در افراد زير هيجده سال ، منعی ندارد.
 شواهدی  دال بر افزايش افکار خودكشی و یا خودآزاری در افراد بالای 18 سال که ضد افسردگی ها  را مصرف می کنند، ديده نشده است.اما از آنجايی كه  جوانان بيشتر از  بزرگسالان  دست به خودكشی می ‌زنند، بنابراين اگراین گروه مصرف کننده ضد افسردگی ها هستند، بايد بيشتر مراقب آنها بود

ـ در مورد بارداری چطور؟


همواره بهتر است از مصرف دارو  در دوران بارداری، به ويژه در سه ماهه نخست،  حتی المقدور اجتناب شود. اخيراً، شواهدی از افزايش نقص‌ مادرزادی و معلوليت در كودكان مادرانی كه در طی اين زمان از  داروی ضد افسردگی استفاده كرده‌اند مشاهده شده است. هر چند برخی مادران مجبور به مصرف  داروهای ضدافسردگی در طی دوران بارداری هستند، در این موارد باید مضرات و منافع مصرف دارو برای مادر و نوزاد به دقت  توسط پزشک بررسی شود و سپس در مورد  ادامه مصرف یا قطع مصرف تصمیم گیری شود. شواهدی وجود دارد كه كودكان مادران مصرف كننده ضد افسردگی ها، بعد از تولد ممکن است با  علائم سندرم قطع مواجه شوند.احتمال وقوع این حالت  در صورتی كه پَروگزتين   مصرف شده باشد متحمل تر به نظر می ‌رسد.در حال حاضر توصیه شده است که در طی دوران حاملگی بهتر است از درمان های جایگزین استفاده گردد

ـ در مورد شيردهی چطور؟


احساس افسردگی پس اززایمان در مادران بسیار شایع میباشد( این حالت  افسردگی پس اززایمان نامیده میشود).این حالت معمولاً با مشاوره و حمایت  از مادر بهبود میابد.اگر افسردگی پس اززایمان  شدید باشد، به نوعی که مادر قادر به شیردهی و مراقبت از نوزاد نباشد و اين قضیه در روند رشد نوزاد تاثير گذارد، داروهای افسردگی         می تواند کمک کننده باشد

در مورد بچه چطور؟


 مقدار ناچیزی ازداروهای  ضد افسردگی از طریق شیرمادر به نوزاد منتقل می گردد.نوزادان پس از چند هفته اول  تولد به علت کارا بودن کلیه ها و کبدشان ، همانند بزرگسالان ، قادر هستند که داروهای ضدافسردگی دریافت شده از طریق شیر را تجزیه و دفع کنند، بنابر اين خطر جدی متوجه  نوزاد  نمی باشد.  نوزادان بعضی داروهای ضد افسردگی را بهتر دفع ميكنند ،در این مورد می توانید از پزشک یا  دکترداروساز خود سوال کنید. با توجه به اثرات مفيد شیردهی بنظر میرسد بهتر است حتی در مواردی که مادر داروی ضدافسردگی مصرف می کند، به شیردهی ادامه دهد

ـ ضد افسردگی ‌ها چگونه بايد مصرف شوند؟


با دكترتان در چند هفته اول شروع مصرف در تماس باشيد. برای  برخی داروهای تری سيكليك قديمی ‌تر، شروع با  دوز كمتر و بالا بردن آن درعرض چند هفته بهتر است.بنابراین اگر با دكترتان در تماس نباشید، دوز داروئی کافی را دریافت نخواهید کرد .اما در مورد قرص‌های اس- اس- ار- آیز معمولا نیازی به افزایش دوز نمی باشد

دوزی كه شروع می‌‌كنيد معمولا دوزی است كه  آنرا ادامه خواهید داد
 مصرف دارو رابه علت  عوارض جانبی قطع نکنید، بسياری ازاین عوارض درعرض چند روز از بین خواهند رفت. قرص‌ها را قطع نكنيد مگر اينكه اثرات جانبی واقعاً ناخوشايند باشند ، اگر چنين بود، بلافاصله  دكترخود را مطلع نمائید. اگر احساس می کنید افسردگی تان  بدترشده است ،  دكترخود را مطلع نمائید چراكه ممکن است نیاز باشد که  داروی دیگری برای تان تجویز گردد.همچنین اگر دچار اضطراب یا بی قراری شده اید باید دکترتان را در جریان امر قرار دهید

 داروی ضد افسردگی  خود را هر  روز مرتب مصرف كنيد، درغير اين صورت، موثر نخواهند بود
ـ  داروهای ضد افسردگی  سریع  اثر نمی ‌كنند، کمی تحمل داشته باشید.در بيشتر افراد 2-1 هفته طول می کشد تا اثرات  قرص  معلوم ‌شود ولی گاهی ممکن است برای مشاهده تاثیر کامل  تا 6 هفته زمان نیاز باشد
 در مصرف دارو استقامت داشته باشيد.چرا که  قطع زود هنگام دارو، شایع ترين‌ علت عدم بهبود و یا بازگشت افسردگی است 
ـ  سعی کنید الکل مصرف نکنید. الكل  میتواند افسردگی شما را تشديد ‌‌كند،  ضمن اینکه مصرف آن با داروهای ضد افسردگی تداخل دارد (باعث افت سطح هوشیاری و خواب آلودگی  می شود)   اين امرمنجر به مشكلاتی در رانندگی يا هرچيزی كه نياز به تمركز دارد، می انجامد

 داروهای ضد افسردگی را از دسترس اطفال دور نگه داريد-
ـ اگر وسوسه شدید که با مصرف یکباره تعداد زیادی قرص خودکشی کنید، سريعاً  دكترتان را در جریان  بگذاريد و قرص‌هايتان را به فرد ديگری بدهيد تا برايتان نگه دارد
ـاگر هنگام تغيیر دوزدارویتان، دچار  تغييرات عمده احساسی شدید، پزشکتان را در جریان  بگذارید

چه مدت باید دارو مصرف شود؟

ضد افسردگی ‌ها لزوماً عامل افسردگی را درمان نمی كنند. بدون هيچ درمانی، بيشتر افسردگی ‌ها بعد از 8 ماه بهتر می ‌شوند.اگر قبل از 8 يا 9 ماه دارو را قطع كنيد،احتمالاً علائم افسردگی باز می ‌گردد.در حال حاضر توصيه     می ‌شود، حداقل تا شش ماه بعد ازاحساس بهبودی ،مصرف داروهای ضد افسردگی ادامه یابند. گاهی یافتن علت افسردگی می تواند بسیار مفید باشد و باعث شود احتمال بازگشت افسردگی بطور قابل ملاحظه ای کاهش یابد.اگر دو يا بیش از دو حمله افسردگی داشته‌ايد، درمان را  بايد حداقل برای  دو سال ادامه دهید

ـ اگر افسردگی عود كند (باز گردد) چطور؟


برخی افراد بارها دچار افسردگی شديد می ‌شوند. حتی وقتی كه بهتر می ‌شوند، بايد چند سال داروی ضد افسردگی استفاده کنند تا افسردگی آنها مجدداً باز نگردد. اين امر در افراد سالخورده شایع تراست. برای برخی از این  افراد،  داروهای دیگر مثل ليتيم تجویز می ‌شود،ضمن اینکه روان درمانی علاوه بر مصرف قرص می ‌تواند مفيد باشد

اين قرصها چه اثری برزندگی مان خواهند داشت؟

افسردگی تجربه ناخوشايندی است و می ‌تواند روی  عملکرد واحساس لذت شما از زندگی تاثیر نامطلوب بگذارد. داروهای ضد افسردگی ‌ می‌‌توانند به بهبود سريعتر شما كمك كنند.این دارو ها  توسط  پزشک شما تجويز شده و به جز عوارض جانبی ذکر شده در بالا ،اصولاً تاثیر دیگری نباید بر روی زندگی داشته باشد. افرادی كه اين قرصها را مصرف می کنند، به ويژه قرصهای نسل جديدتر، معمولا به فعالیتهای  اجتماعی و عادی خود  ادامه می دهند
 اگر افسردگی شما  مزمن  باشد،ممکن است نزدیکان  شما(به عنوان مثال همسر)  به  خلق و خوی افسرده شما عادت کرده باشند.  برخی افراد  گزارش كرده‌اند كه  به تدریج که افسردگی شان  بهتر شده و ديد بهتری پيدا كرده‌اند، با نزدیکان خود  دچار مشکل شده اند. اين می ‌تواند باعث بروز اصطكاك و سو تفاهم بین طرفین  شود ، به این دلیل بهتر است  افراد از این موضوع آگاه باشند و در صورت  مواجه با آن ، بتوانند در این باره با یکدیگر صحبت کنند و یا در صورت لزوم از پزشک خود راهنمایی بگیرند

چه خواهد شد اگر از اين داروها مصرف نكنيم؟

نظر دادن در این باره آسان نیست.  بستگی به علت تجويز آنها، شدت  افسردگی شما و مدت ابتلا به افسردگی دارد. بيشتر افسردگی ‌ها پس از حدود 8 ماه به طور خودبه خود درمان می ‌شوند. اگر افسردگی شما خفیف است بهتر است از یکی از  روشهای درمانی زیر بهره بگيريد. در صورتی که نمی توانید یکی از این روش ها را انتخاب کنید، با دكترتان مشورت  كنيد

چه روشهای درمانی دیگربرای افسردگی وجود دارند؟

تنها مصرف قرص كافی نيست. پيدا كردن راههائی که بتوانند باعث ایجاد حس بهتری در شما شود هم مهم می باشد چرا كه شانس برگشت افسردگی را کم می کند. اين راه ها می ‌تواند شامل:   کسی که بتوانید با او صحبت کنید ،  ورزش کردن به طور منظم، كاهش مصرف مشروبات الکلی، تغذیه  سالم و كافی، تکنیک های خود-درمانی که کمک به آرامش شما میکنند،  و پيدا كردن راهی برای حل مسائلی  كه در ابتدا باعث بروز افسردگی در شما      شده اند، باشد. برای اطلاعات بیشتر در  زمینه تکنیک های خود درمانی میتوانید به بروشور افسردگی مراجعه نمائید

ـ روان درمانی

روشهای روان درمانی موثرومتفاوتی برای درمان افسردگی وجود دارد

مشاوره در افسردگی خفیف مفيد است-

 تكنيك‌های حل مشكل در درمان  افسردگی که به علت  مشكلات زندگی ايجاد شده مفيد است-
 رفتار درمانیِ شناختی، به شما كمك می ‌كند به  شناخت بهتری از  طرز تفکرتان نسبت به خودتان، افراد دیگر و دنيای اطراف پيدا كنيد
 .برای اطلاعات بیشتر در این زمینه میتوانید به بروشور روان درمانی و رفتار درمانیِ شناختی  مراجعه نمائید

روشهای درمانی گياهی

 هيپريكم گرفته شده و(Hypericum) برای افسردگی وجود دارد ، كه از گیاه St Johns Wortگیاهی موسوم به

بدون نسخه ارائه می ‌شود

روشنايی

بعضی افراد در طی زمستان  دچار افسردگی شده ودر زمانی که روزها  آفتابی و بلند است بهبود میابند. اين حالت، اختلالِ خلقیِ فصلی نامیده میشود. در اين شرايط ممكن است استفاده از جبعه نور  مفید باشد ،که  در واقع یک منبع نور روشن است  که  میتوانید  در طی زمستان هر روز وبه مقدار معینی از آن استفاده کنید. این در واقع کمبود نوردر زمستان  را جبران میکند

ـ مقایسه اثر درمانی ضد افسردگی ها با  روشهای درمانی ذکر شده

نتايج اخير نشان داده كه دریک دوره  يك ساله، بسياری از اين روان درمانی ‌ها به  اندازه   داروهای ضد‌افسردگی  موثر بوده‌اند. بطور کلی پذيرفته شده كه ضد افسردگی ها سريعتر عمل می ‌كنند. برخی مطالعات نشان داده كه تركيب ضد افسردگی ها با روان درمانی بهترين نتیجه را در بر خواهد داشت. متاسفانه تعدادی از اين  روشهای درمانی در  برخی قسمتهای كشور در سیستم بهداشتی موجود نيست
داروی گیاهی هيپركيوم   که در آلمان به طور شایعی استفاده می شود ، در افسردگی خفیف به اندازه داروهای ضدافسردگی  موثر است گرچه در مورد  اثر آن بر افسردگی های متوسط تا  شديد شواهد مستدلی تقریباً وجود  ندارد
ورزش ومطالعه كتابهای روانشناسی که بر اساس رفتار درمانیِ شناختی تالیف شده اند، می ‌توانند درمانهای موثری برای افسردگی باشند
 اگر سئوالات ديگری در مورد ضد‌افسردگی ها داريد که در این بروشور جوابی برای آنها نیافته اید، می توانید به بخش مطالعه بيشتر(ضمیمه همین بروشور)  رجوع نمائید و یا با  دكتر خود مشاوره كنيد.همچنین  در بسیاری از موارد ، گفتگو با دوستان يا خانواده نيزمی تواند مفيد باشد

ضد افسردگی ‌هايی كه معمولاً استفاده می ‌شوند عبارتند از 

نام دارو

نام تجارتی دارو

گروه

آمي‌تريپتيلين          Amitriptyline  

تریپتیزول Tryptizol

تری سيكليك

كلومیپيرامين  Clomipramin   

آنا فرانيل Anafranil

تری سيكليك

سيتالوپرام  Citalopram        

سيپراميلCipramil

SSRI

دوسولپين    Dosulpine          

پروتيادن Prothiaden

تری سيكليك

دوگزپين   Doxepine            

سينكوآنSinequan

تری سيليك

فلوكستين  Fluoxtine              

پروزاك  Prozac

SSRI

ايمی ‌پرامين      Imipramine        

توفرانيل  Tofranil 

تری سيكليك

لوفپرامين Lofepramine       

گامانيل  Gamanil

ترسيكليك

ميرتازاپين   Mirtazipne        

زيسپين Zispin

NaSSA

موكلوبميد  Moclobemide      

مانريكس Manerix

MAOI

نورترپتيلين   Nortriptyline   

آلگرون  Allegron

تري سيكليك

پروگزتين    Paroxetine          

سروگزات   Seroxat

SSRI

فنلزين  Phenelzine              

نارديل Nardil 

MAOI

ربا گزتين      Reboxetine         

ادروناكس  Edronax

SNRI

سرترالين   Sertraline          

لوسترال Lustral

SSRI

ترانيل سيپرومين

Tranylcypromine

پارنایت            Parnate 

MAOI

ترازودون    Trazodone

موليپاكسين     Molipaxin

مرتبط با ترسيكليك

ونلافاكسين   Venlafaxine        

افكسور   Efxor

SNRI

 

 

[+] نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 10:49 PM | |

اختلال استرسي پس از حادثه

اختلال استرسي پس از حادثه يا

Post-traumatic Stress Disorder

مقدمه

در زندگي روزمره ، هركسي ممكن است با حوادث طاقت فرسا ، ترسناك ، و خارج از كنترل روبرو شود.ما ممكن است دچار حادثه رانندگي شويم , قرباني  يك تجاوز باشيم , يا شاهد يك حادثه دردناك باشيم . پليس ،

 آتش نشانهاوكاركنان امبولانس هابا احتمال بيشتري  با چنين حوادثي روبرو مي گردند ،آنها اغلب مجبورند با حوادث ترسناك مقابله كنند . سربازان ممكن است   هدف تير يا انفجار قرار گيرند  و يا شاهد كشته و مجروح شدن دوستانشان باشند.

 اغلب مردم  ، بعد از مدتي  بدون هيچ كمكي با آن كنار مي آيند.  اگرچه در بعضي افراد تجربيات تلخ واكنشي را  ايجاد مي كند كه ممكن است براي ماهها يا سالها طول بكشد. ما اين واكنش را اختلال استرسي پس از حادثه يا اختصارا (PTSD)مي ناميم.

 اين ليفلت براي هر كسي  كه چنين تجربيات تلخي داشته است و يا كسي را مي شناسد كه چنين تجربيات تلخي داشته است مفيد مي باشد.

چگونه (PTSD)شروع مي گردد؟

PTSD ميتواند پس از هر حادثه تلخي آغاز گردد. يك حادثه تلخ ، حادثه اي ميباشد كه ما در آن احساس خطر مي كنيم ، زندگي مان در معرض تهديد است يا  شاهد مردن و يا مجروح شدن ديگران باشيم.بعضي از نمومه  هاي بارز حوادث تلخ شامل موارد زير مي باشد:

- حوادث شديد جاده اي  

- درگيري هاي نظامي

- تجاوزهاي شديد شخصي (مانند: تجاوز جنسي,حمله فيزيكي,سو ئ استفاده,دزدي,زور گيري)   

- به گروگان گرفته شدن      

-حملات تروريستي

- اسير جنگي بودن  

-حوادث ناگوار طبيعي يا حاصل دست بشر     

داشتن بيماري هاي لاعلاج        

حتي شنيدن حوادث غير منتظره و يامرگ ناگهاني يك دوست و يا فاميل مي تواند اغاز گر PTSD باشد    

       

چه و قت

PTSD

شروع مي گردد؟

 علائم PTSD مي تواند بعد از يك تاخير  چند هفته اي و يا چند ماهه شروع گردند.آنها معمولآ در طی 6 ماه پس از حادثه ناگوار ظاهر میگردند.

 

 بسياري احساس غم عميق ، افسردگي ، اضطراب، احساس گناه و يا عصبانيت مي كنند . بغير از اين احساسات  قابل درك ، سه نوع عمده علائم ديگرهم  وجود دارند :

1-     فلاش بك و كابوس:

آن حادثه مداوما پيش چشم تان  تكرار مي شود.اين ممكن بصورت فلاش بك در طي روز و يا كابوس در خواب باشد. آنها ممكن است آنچنان واقعي بنظر برسند كه شما احساس كنيد واقعا آن حادثه در حال اتفاق افتادن است. شما آن را در ذهن خود مي بينيد اما ممكن است احساسات (ترس ،  تعريق) و يا حواس فيزيكي (اعم از شنوايي ،  بويايي ،  درد)كه اتفاق افتاده بود را دوباره احساس كنيد.

چيزهاي معمولي ممكن است باعث فلاش بك شوند. بعنوان مثال اگر شما يك حادثه رانندگي در يك هواي باراني داشته ايد يك روز باراني ممكن است باعث فلاش بك شود.

2- دوري گزيني و بي تفاوتي:

 دوباره زنده كردن خاطرات ممكن است بسيار افسرده كننده باشد بنا براين ممكن است شما بخواهيد به آنها بي توجهي كنيد مثلا شما خودتان را با سرگرمي ،  زياد كار كردن،  يا حل كردن جدول و يا معما مشغول مي كنيد. شما از مكانها  و افرادي كه باعث بخاطر آوردن حادثه مي گردند  اجتناب مي ورزيد.

 شما ممكن است خود را به بي تفاوتي كامل بزنبد. شما كمتر با ديگران ارتباط برقرار مي كنيد و در نتيجه زندگي كردن و كار كردن با شما سخت تر مي گردد.

3- در حالت گارد بسر بردن(On guard):

 شما ممكن است هميشه در حالت آماده باش بسر ببريد گويي كه منتظر خطر مي باشيد. شما نمي توانيد احساس آرامش كنيد. احساس اضطراب داريد و بسختي بخواب فرو ميرويد. اطرافيان شما مي بينند كه شما بيقرار و نا آرام هستيد.

علايم ديگر:

 واكنش احساسي به استرس اغلب همراه هستند با

 دردهاي عضلاني   

 اسهال        

 ضربان قلب نامنظم      

 سردرد      

 ترس و حملات پانيك      

 افسردگي     

 نوشيئن بيش از حد الكل      

 مصرف مواد مخدر و دارو از جمله مسكنها

 

    چرا حوا دث ناگوار بسيار تكان دهنده هستند؟  

 

 زيرا آنها اين احساس را كه زندگي زيبا و تا حدمعقولي ايمن ميباشد و ما ايمن هستيم راتحت تاثير قرار ميدهند. يك حادثه ناگوار بطور واضحي بما مي گويد كه ما ممكن است در هر لحظه اي فوت كنيم. علايم PTSD قسمتي از يك واكنش طبيعي به يك حادثه بالقوه مرگ آور ميباشد.

 

آيا هر كسي بعد از يك حادثه دچار  PTSDمي گردد؟

 

نه. اما تقريبا هر كسي علايم PTSD را در طي ماه اول تجربه خواهد كرد. اين بشما كمك خواهد كرد كه  به پيش برويد و همچنين  باعث فهم آن تجربيات تلخ مي گردد. اين يك  واكنش استرسي حاد ميباشد. اغلب افراد پس از چند هفته بآرامي با اتفاقات پيش آمده كنار مي آيند و علایم استرس بمرور از بین میروند.

 اما همه خوش شانس نيستند . حدود يك سوم افراد متوجه مي شوند كه علائمشان ادامه پيدامي كند و نمي توانند با آنچه كه اتفاق افتاده است كنار بيايند . گويي كه راه خلاصي وجود ندارد . علائم استرس پس از حادثه، اگر چه ذاتاً طبيعي مي باشند ، اما وقتي علائم طولاني گردند  خود تبديل به يك مشكل مي گردد كه به آن بيماري استرس پس از حادثه (PTSD) مي گويند .

 

چه چيزي PTSDرا تشديد مي كند؟

 

هر چه حادثه اسفناك تر باشد احتمال ابتلا به بيماري استرس پس از حادثه ((PTSD بيشتر مي گردد . اسفناك ترين حوادث عبارتند از :

- مرگ ناگهاني و غير منتظره

- حادثه مكرر و طولاني

- وقتي نمي توانيم از حادثه فرار كنيم

- حادثه ايجاد شده بوسيله انسان

- وقتي افراد زيادي فوت مي كنند

- حادثه منجر شونده به نقص عضو يا قطع دست و پا

- وقتي كودكان قرباني مي شوند 

 

آيا حوادث روزمره هم ممكن است PTSDايجاد كنند ؟

 

هر كسي ممكن است گهگاه دچار احساس استرس شود.  متاسفانه ،  كلمه فشار (stress) با دو معناي مختلف استفاده مي شود:

- احساس دروني ما از نگراني و  فشار جسماني و روحي.

يا

- مشكلات زندگي كه اين احساسات را به ما مي دهند . اين مشكلات مي توانند شامل كار ، روابط شخصي و يا مسائل مالي باشند . بر عكس PTSD ، اين مشكلات ذكر شده هميشه با ما هستند . آنها قسمتي از زندگي طبيعي ما مي باشند اما مي توانند اضطراب ، افسردگي ، خستگي و سر درد ايجاد كنند . آنها همچنين مي توانند باعث تشديد بعضي مشكلات جسماني مانند زخم معده و ناراحتي هاي پوستي گردند . آنها بطور قطع مشكل زا هستند اما آنها PTSD نيستند .

 

چرا PTSDاتفاق مي افتد ؟

 

ما جواب قطعي را نمي دانيم . چند توضيح احتمالي براي رخداد PTSD وجود دارد .

روانشناسي :

وقتي كه ترسيده ايم ، حوادث را بوضوح بخاطر مي آوريم . هر چند بخاطر آوردن آنها ممكن است استرس زا باشند ،اما بما كمك مي كنند تا بهتر آنچه را كه اتفاق افتاده است بفهيم و در طولاني مدت بما كمك مي كتند تا به زندگي ادامه دهيم .

- تداعي (فلاش بك) و يا تجديد خاطرات ما را مجبور به تفكر درباره آنچه اتفاق افتاده است

مي كند . ما مي توانيم تصميم بگيريم چكار كنيم اگر دوباره حادثه اي رخ داد . بعد از مدتي ، ما ياد ميگيريم كه درباره آن فكر كنيم بدون آنكه غمگين شويم .

- بخاطر آوري يك تجربه تلخ خسته كننده و استرس زا مي باشد .دوري گزيني وكرختي احساسي باعث كاهش تعدد تجديد خاطرات به يك سطح قابل كنترل مي شود .

- گارد گرفتن بما كمك ميكند كه اگر بحران ديگري اتفاق بيفتد سريع واكنش نشان دهيم. ما بعضي وقتها شاهد اين پديده در بازماندگان يك زلزله هستيم كه ممكن است زلزله هاي دوم و يا سوم را تجربه كنند .اين همچنين بما  انرﮋي لازمه براي مقابله با بحران را ميدهد.

اما ما نمي خواهيم باقيمانده عمرمان را اينطور بگذرانيم . ما فقط مي خواهيم درباره آن وقتي كه مجبوريم فكر كنيم  ، مثلاً وقتي كه دوباره شرايط مشابهي برايمان بوجود مي آيد .

جسماني :

آدرنالين هورموني است كه تحت شرايط استرس توليد ميشود . اين هورمون باعث آمادگي بدني براي واكنش مي باشد . وقتي كه استرس از بين مي رود  ، سطح آدرنالين پايين مي افتد . در PTSD ، خاطرات حادثه سطح آدرنالين را بالا نگه مي دارد . اين باعث مي شود كه يك شخص دچار فشار ، بيقراري، نا تواني از احساس راحتي و بيخوابي گردد .

- هيپوكامپ قسمتي از مغز است كه خاطرات را پردازش مي كند . مقادير بالاي هورمونهاي آزاد شونده در طي استرس مانند آدرنالين ممكن است باعث جلو گيري از كاركرد طبيعي آن گردد (مانند پريدن فيوز) . اين بدان معناست كه فلاش بكها و كابوسها ادامه پيدا مي كنند زيرا خاطرات حادثه نميتوانند پردازش گردند . اگراسترس از بين برود و سطح آدرنالين به حد طبيعي باز گردد مانند ساير تزميهاي طبيعي بدن مغز قادر به ترميم آسيب خواهد بود. آنگاه خاطرات ناراحت كننده پردازش خواهند  شد و فلاش بكها و كابوسها از بين خواهند رفت.

 

چگونه من متوجه شوم كه بر يك حادثه تلخ غلبه كرده ام ؟

 

وقتي كه شما :

- به آن حادثه فكرمي كنيد بدون آنكه مضطرب گرديد .

- احساس در تهديد بودن نداشته باشيد .

- در اوقات نا مناسب به آن فكر نمي كنيد .

 

چرا اغلب PTSDتشخيص داده نمي شود ؟

 

- هيچكس تمايل ندارد درباره حوادث و احساسات ناگوار صحبت كند .

- بعضي افراد نمي خواهند بپذيرند كه مشكلي دارند چرا كه نمي خواهند به عنوان يك انسان ضعيف و يا از نظر ذهني ناپايدار به آنها نگريسته شود .

- پزشكان و متخصصات انسان هستند . آنها ممكن است دچار ناراحتي شوند اگر ما درباره آن حوادث خوفناك ومهيب صحبت  كنيم .

- افراد مبتلا به PTSD ممكن است احساس كنند كه راحت تر آن است درباره مشكلات همراه آن مانند ،سر درد ، مشكلات خواب ، بيقراري ، افسردگي ،فشار روحي ، استفاده از مواد روان گردان ، مشكلات خانوادگي و يا مشكلات مربوط به كار صحبت كنند.

 

چگونه مي توانم بفهمم كه PTSDدارم ؟

 

آيا شما يك حادثه تلخ از نوعي كه قبلاً در اين ليفلت توضيح داده شده داشته ايد ؟

اگر داشته ايد :

- آيا شما خاطرات واضح و زنده ، فلاش بك و يا كابوس داريد ؟

- آيا شما سعي مي كنيد كه از چيزهايي كه باعث بخاطر آوردن آنها مي شوند اجتناب كنيد ؟

- آيا گاهي اوقات دچار كرختي احساسي مي گرديد ؟

- آيا دچار بيقراري و اضطراب بدون دليل مي گرديد ؟

- آيا بيشتر از حد معمول مي خوريد ،مي نوشيد و يا مواد مخدر استفاده ميكنيد ؟

- آيا احساس مي كنيد كه خلق شما قابل كنترل نيست ؟

- آيا احساس ميكنيد كه كنار آمدن با ديگران سخت مي باشد ؟

- آيا احساس مي كنيد كه مجبوريد خود را بسيار مشغول نگه داريد تا مقابله كنيد ؟

- آيا احساس افسردگي يا خستگي ميكنيد ؟

اگر اين علائم كمتر از 6 هفته بعد از حادثه مي باشد و در حال بهبود مي باشند ، اين ممكن است يك واكنش طبيعي تطابقي نلقي گردد اگر اين علائم بيشتر از 6 هفته بعد از حادثه طول كشيده و در حال بهبود نيستيد بهتر است با دكترتان صحبت كنيد.

- كودكان و PTSD :

PTSD ممكن است در هر سني ايجاد <

شود .

كودكان كم سن وسال ممكن است تخيلات غم انگيز از حادثه واقعي داشته باشند كه بعداً ممكن است به كابوس درباره هيولا تبديل گردد .آنها اغلب حادثه را در بازيهايشان زنده ميكنند.  بعنوان مثال ،كودكي كه درگير يك حادثه جدي تصادف بوده است ممكن است بطور مكرر آن حادثه را با ماشين هاي اسباب بازي تكرار كند .

ممكن است آنها علاقه شان را به چيزيهايي كه قبلاً علاقه مند بودند از دست بدهند. ممكن است باور اينكه آنها به سنين بزرگسالي خواهند رسيد برايشان دشوار باشد .

آنها اغلب از درد معده ويا سر درد شكايت مي كنند .

 

چگونه مي توانيم به خودمان كمك كنيم ؟

بايد ها :

- سعي كنيد زندگي را تا حد امكان به حالت نرمال بر گردانيد .

- به زندگي روزمرتان بازگرديد .

- درباره اتفاقيكه افتاده است با كسي كه اعتماد داريد صحبت كنيد .

- تمرينات آرامبخش را انجام دهيد .

- به سر كار بر گرديد .

- بصورت منظم بخوريد و ورزش كنيد .

- به محلي كه آن حادثه اتفاق افتاده است  برگرديد.

- لحظاتي را با خانواده و دوستان صرف كنيد .

- با احتياط رانندگي كنيد – زيرا ممكن است تمركزتان ضعيف باشد .

- بصورت كلي محتاط باشيد – حوادث در اين لحظات با احتمال بيشتري اتفاق مي افتند .

- با دكترتان صحبت كنيد .

- انتظار بهبود داشته باشيد .

 

نبايدها :

- خودتان را بخاطر PTSD ملامت نكنيد . علائم PTSD نشانگر ضعف شما نيست . اين علائم ، علائم طبيعي در افراد طبيعي به حوادث تلخ مي باشند.

- احساساتتان را در خودتان نگه نداريد . اگر دچار PTSD شديد آنها را در خودتان نگه نداريد چرا كه درمان معمولا بسيار موفقيت آميز است .

- از صحبت كردن درباره آن اجتناب نكنيد .

- انتظار نداشته باشيد كه خاطرات سريعاً از بين بروند . آنها ممكن است براي مدتي با شما باشند.

- زياده از حد از خودتان انتظار نداشته باشيد.  به خودتان زمان بدهيد تا تطابق به آنچه اتفاق افتاده است رخ دهد .

- از ديگران دوري نكنيد .

- از مصرف بيش از اندازه الكل ، قهوه و سيگار اجتناب كنيد .

- خودتان را بيش از اندازه خسته نكنيد .

- و عده هاي غذايتان را فراموش نكنيد .

- به تنهايي تعطيلات را سپري نكنيد .

 

 

چه چيزي مي تواند با بهبود تداخل كند ؟

 

شما ممكن است متوجه شويد كه مردم :

- به شما اجازه صحبت درباره آن را نمي دهند .

- از شما دوري مي كنند .

- از شما عصباني هستند

- فكر مي  كنند كه شما ضعيف هستيد .

- شما را سر زنش مي كنند .

اين روشها را مردم براي حفاظت خودشان از فكر كردن درباره حوادث مهيب و خوفناك بر

مي گزينند .اين كمك كننده نيست چرا كه به شما اجازه صحبت درباره آنچه  رخ داده است را  نمي دهد .

شما ممكن است صحبت كردن درباره آنرا آسان نيابيد . يك حادثه تلخ ممكن است شما را در يك حالت خلسه فرو ببرد كه در نتيجه موقعيت شما غير واقعي يا عجيب براي ديگران بنظر برسد . اگر نتوانيد آنچه را كه اتفاق افتاد به خاطر آوريد و يا نتوانيد به زبان آوريد و يا نتوانيد آنرا قابل درك كنيد ، مقابله با آن برايتان سخت تر خواهد بود .

 

درمان :

 

همانطور كه PTSD  دو وجه جسماني و روانشناسي دارد ، دو درمان جسماني وروانشناسي هم براي PTSD وجود دارد.

رواندرماني :

همه رواندرماني هاي موثر در PTSD ، بر روي آن حادثه نا گوار كه علائم را ايجاد كرده اند تمركز مي كنند نه بر روي زندگي گذشته تان. شما نمي توانيد آنچه را اتفاق افتاده است تغييردهيد و يا فراموش كنيد اما شما مي توانيد ياد بگيريد طور ديگري درباره آن ،درباره جهان  و درباره زندگي تان فكر كنيد .

شما بايد قادر باشيد آنچه را كه اتفاق افتاده است تا آنجايي كه ممكن است بدون اينكه دچار وحشت و اضطراب شويد به خاطر آوريد . اين درمان ها به شما كمك مي كند تا حوادق ناگواري كه داشته ايد را به زبان آوريد . بوسيله به ياد آوردن حادثه ، غلبه كردن به آن و برخورد معقول با آن ذهنتان مي تواند كار طبيعي اش را كه شامل زدودن خاطرات گذشته و پرداختن به كارهاي ديگر است را انجام دهد .

اگر شما بتوانيد دوباره احساس امنيت داشته باشيد و احساساتتان را كنترل كنيد ، شما احتياج زيادي به دوري گزيدن از آن خاطرات ناگوار را نداريد . در واقع ، شما مي توانيد دوباره خاطرات گذشته تان را به كنترل در آوريد و بنابراين مي توانيد در رابطه با آنها تنها وقتي فكر كنيد كه شما مي خواهيد ، نه آنكه آنها به صورت خود به خود به ذهنتان هجوم آورند .

همه اين درمانها، بايد به وسيله متخصص درمان PTSD انجام گردد . جلسات بايد يك متخصص بصورت حداقل هفتگي برگزارشوند و بايد به مدت 12-8 هفته طول بكشد. اگر چه جلسات حدوداً 1 ساعت طول مي كشند ، اما ممكن است تا 90 دقيقه هم طول بكشند .

درمان شناختي رفتاري (CBT) راهي است كه به شما كمك مي كند تا به گونه ديگري درباره خاطرات نا مطلوبتان فكر كنيد . بنابراين آنها كمتر استرس زا ميشوند و بيشتر قابل كنترل مي گردند . معمولاً ، اين نوع درمان شامل چند جلسه آرامش بخشي (relaxation)  هم ميباشد تا به شما كمك كند نا خوشايندي فكر كردن در رابطه با حوادث نا خوشايند را تحمل كنيد. براي اطلاعات بيشتر ميتوانيد به ليفلت اختصاصي ما درباره درمان شناختي رفتاري (CBT) رجوع نماييد.

حساسيت زدايي و بازپردازش حركت چشم EDMR)) تكنيكي است كه از حركات چشم براي كمك به مغز براي پردازش تداعي ها ومنطقي سازي حادثه نا خوشايند استفاده ميكند. ممكن است عجيب  بنظر برسد ولي اين روش درماني موثر واقع شده است.

گروه درمان روشي است كه شما افراد مختلفي را كه مشكلات يكسان يا يك حادثه نا گوار يكسان را تجربه كرده اند ملاقات مي كنيد . اين حقيقت كه افراد ديگر گروه ، نظراتي در رابطه با مشكل شما دارند ، باعث مي شود كه صحبت كردن در رابطه با آنچه كه اتفاق افتاده است را آسان تر كند .

درمان دارويي :

قرصهاي ضد افسردگي SSRI هم باعث كاهش شدت علائم PTSD مي شوند و هم باعث رفع علائم افسردگي كه به طور همزمان وجود دارند ، مي شوند . اين قرصها  بايد به وسيله دكتر تجويز گردند .

اين نوع درمان نبايد باعث خواب آلودگي شما گردد ، اگرچه آنها عوارض جوانبي براي بعضي افراد برجاي مي گذارند.

همچنين آنها ممكن است علائم نا خوشايندي را در صورت قطع ناگهاني ايجاد كنند. بنابراين بايد بصورت تدريجي كاهش يابند . اگر آنها اثر بخش هستند بايد بمدت 12 ماه مصرف گردند. بلافاصله بعد از شروع  مصرف قرصهاي ضد افسردگي بعضي افراد ممكن است متوجه شوند كه آنها بيشتر :

- مضطرب هستند .

- بيقرار هستند .

-تمابلات خودكشي دارند .

اين احساسات بعد از چند روز از بين مي روند . اما شما بايد دكترتان را بطور مرتب ملاقات كنيد. اگر اين گروه داروئي موثر واقع نشد ، داروهاي ضد افسردگي سه حلقه اي و يا MAOI ممكن است اثر بخش باشد . براي اطلاعات بيشتر ميتوانيد به ليفلت ما درباره داروهاي ضد افسردگي مراجعه كنيد .

اگر در موارد معدودي ،شخص آنقدر مضطرب است كه نمي تواند بخوابد يا فكر كند ، داروهاي كاهش دهنده اضطراب ممكن است لازم باشد . اين داروها نبايد براي بيشتر از 10 روز تجويز گردد .

 

 

درمانهاي متمركز بر جسم :

اين درمانها باعث كنترل اضطراب ناشي از PTSD مي گردد . آنها همچنين باعث كاهش حالت درگارد بودن (On guard) ميگردند . اين درمانها شامل فيزيوتراپي و استئوپاتي است اما درمانهاي مكملي نظير ماساژ ، طب سوزني،  رفلكسولوژي ، يوگا ، مديتيشن و تاي چي (Tai chi) را نيز شامل ميشود . همه آنها به شما كمك مي كند تا راههاي آرامش بخشي (Relaxing) و كنترل استرس را ياد بگيريد .

تاثير بخشي درمان:

در حال حاضر ، شواهدي وجوددارد كه نشان مي دهد EDMR ، رواندرماني ، درمان

شناختي- رفتاري (CBT) و داروهاي ضد افسردگي همگي درمانهاي مواثري هستند . اطلاعات كافي كه نشانگر برتري يكي از اين روشها بر ديگري باشد وجود ندارد  . شواهدي كه بيانگر مفيد بودن شكلهاي ديگر رواندرماني يا مشاوره برايPTSD باشد وجود ندارد .

كدام درمان ابتدا بايد مد نظر قرار گيرد ؟

راهنماي انستيتو ملي براي بهبود طبابت (NICE) پيشنهاد مي كند تا آنجا كه ممكن است درمانهاي روانشناختي متمركز بر حادثه (CBT) يا (EMDR) بايد قبل از درمان داروئي بكار گرفته شوند .

 

براي دوستان ، وابستگان و همسايگان :

 

بايد ها

- مراقب هر گونه تغيير رفتار مانند كارائي ضعيف در سر كار ، تاخير ، مرخصي هاي ناشي از بيماري و تصادفات كوچك باشيد .

­- مراقب عصبانيت ، تحريك پذيري ، افسردگي ، عدم علاقه و عدم تمركز باشيد .

- منتظر باشيد فردي كه حادثه نا گواري را پشت سر گذاشته است داستانش را براي شما بازگو كند .

- سوالات كلي بپرسيد .

- بگذاريد صحبت كنند ، جريان صحبت آنها را قطع نكنيد و به تجربيات خودتان رجوع نكنيد .

نبايدها :

- از كسي كه حادثه بدي را پشت سر گذرانده است نپرسيد كه او چه احساسي دارد .

- به آنها نگوئيد كه خوش شانس بوده اند كه زنده مانده اند چرا كه عصباني مي شوند .

- سعي در كوچك جلوه دادن تجربيات تلخشان نداشته باشيد مانند: " اين خيلي هم بد نيست ، مطمئاً...."

-به آنها پيشنهاد نكنيد كه فقط احتياج به كنترل احساساتشان را دارند .

 

[+] نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 10:47 PM | |

اختلالات دو قطبی(افسردگی شیدایی)

این مقاله برای کسانی است که می خواهند درباره اختلالات دو قطبی(که گاهی به عنوان افسردگی شیدایی از آن نام برده می شود) مطالبی بدانند. این موضوع به طور خاص برای کسانی که خود، دوستان و آشنایانشان از این موضوع رنج می برند، مناسب است.

این مقاله شامل بخشهای زیر است:

  •  بیماری
  •  مشکلات ناشی از آن
  •  روشهای کنترل
  •  برخی از درمانهای موجود

اختلالات دوقطبی چیست؟

اختلالات دو قطبی قبلا به عنوان افسردگی شیدایی شناخته شده بود. با توجه به نام قبلی کسی که دچار اختلال دو قطبی است، دچار خلق‌های مختلف روحی است. هر کدام از این شرایط روحی چندین هفته یا ماه به طول می انجامند و از شدت بیشتری نسبت به آنچه یک انسان عادی تجربه می کند برخوردارند. در حالت پایین یا افسردگی آنها احساس شدید افسردگی و ناامیدی دارند

در حالت بالا یا شیدایی احساس شدید شادی همراه با ناامیدی در آنان وجود دارد.
در حالت مختلط به عنوان نمونه؛ خلق افسرده با حالت بی‌قراری و همراه با دوره‌های بیش فعالیِ خلق شیدایی.

اختلالات دو قطبی تا چه اندازه شایع هستند؟

در حدودو یک نفر از هر 100 بزرگسال در طول زندگی خود دچار این اختلال می گردد. معمولا این اختلالات بعد از سنین نوجوانی اتفاق می افتد. برای سنین بالاتر از 40 سال این اختلالات غیر معمول است. مردان و زنان به یک اندازه در معرض این اختلالات قرار دارند.

چه انواعی از این اختلالات وجود دارد؟

  •  اختلال دو قطبی نوع 1

حداقل یک خلق بالا یا هیجانی با طول حداقل یک هفته وجود دارد.
برخی از افراد با اختلالات نوع 1 تنها دارای دوره‌های شیدایی هستند. گرچه اغلب دارای هردو خلق روحی می باشند.
دوره های شیدایی به طور کلی در حالت بدون درمان بین 3 تا 6 ماه به طول می انجامند. در صورتی که مداوا نشوند ادامه پیدا می کنند.

  •  اختلال دو قطبی نوع 2

در این نوع بیش از یک دوره افسردگی شدید وجود دارد. در صورتی که خلق شیدایی ملایم است. این نوع به نام شیدایی خفیف (Hypomania) نامیده می شود.

اختلال دو قطبی با تناوب سریع

بیش از 4 بار تغییر شرایط روحی در طول یکسال وجود دارد. این نوع در حدود 10 درصد افراد مبتلا به اختلالات دوقطبی دیده شده است و می تواند با هر کدام از انواع 1 یا 2 اتفاق بیفتد.

اختلال خلق ادواری(Cyclothymia)

این تغییر وضعیت بشدت تغییرات در اختلالات کامل نیست، اما می تواند طولانی تر باشد. این حالت می تواند منجر به اختلالات دو قطبی کامل گردد.

علل اختلالات دوقطبی چیست؟

دلیل قطعی برای این اختلالات شناخته نشده، اما تحقیقات بیان می کند که:

  •  اختلالات دوقطبی از خانواده ها به ارث می رسد. به عبارتی ژنها بیشتر از تربیت در این اختلالات موثرند.
  •  ممکن است مشکل فیزیکی در قسمتی از مغز که کنترل حالات روحی را به عهده دارد عامل این اختلالات باشد. به این دلیل است که این اختلالات با استفاده از دارو قابل مداوا هستند.
  •  دوره های روحی ممکن است گاهی توسط استرس و یا بیماری بوجود بیایند.

علایم اختلالات دو قطبی چیست؟

 

این علایم بر اساس اين‌که حالات روحی شما به چه شکل تغییر می کند، بستگی دارد.

  •  افسردگی

احساس افسردگی احساسی است که همه ما در طول زندگی آنرا تجربه کرده ایم. این موضوع می تواند به ما در شناخت و برخورد با مشکلات در زندگی کمک کند. اما در افسردگی بالینی یا اختلالات دوقطبی این احساس افسردگی بسیار بدتر است. در این حالت احساس افسردگی برای مدت طولانی باقی می ماند و حتی انجام امور عادی زندگی را سخت یا غیر ممکن می سازد. در صورتی که شما افسرده شده باشید متوجه این تغییرات در خود شده اید:

روحی

  •  احساس نامطلوبی که از بین نمی رود
  •  احساس نیاز به گریستن بدون هیچ دلیلی
  •  ازدست دادن تمایل و رغبت به همه چیز 
  •  از دست دادن قابلیت لذت بردن
  •  احساس بی قراری و آشفتگی
  •  از دست دادن اعتماد به نفس
  •  احساس بی ارزشی و ناامیدی
  •  زودرنجی و تحریک پذیری
  •  فکرکردن به خود کشی

فکری

 

  •  از دست دادن قدرت تفکر مثبت و امیدوارانه
  •  از دست دادن قدرت تصمیم گیری حتی در موارد ساده
  •  اختلال در تمرکز کردن

جسمی

 

  •  کم شدن اشتها و وزن
  •  مشکل خوابیدن
  •  بیدار شدن زودتر از موقع
  •  احساس خستگی کامل
  •  یبوست
  •  ترک کردن سکس

 

رفتاری

  •  مشکل در شروع و به پایان رساندن کارها- حتی کارهای روزمره
  •  گریه کردن زیاد و یا احساس نیاز به گریه و عدم توانایی گریستن
  •  پرهیز از مواجهه با افراد
  • 2 شیدایی یا مانیا

شیدایی یک احساس شدید از خوب بودن، انرژی و خوش بینی است. این حالت می تواند آنقدر شدید باشد که فکر کردن و قضاوت شما را تحت تاثیر قرار دهد. ممکن است تفکرات عجیبی راجع به خود داشته باشید، تصمیمات بدی بگیرید و به صورت شرم آور، مضر و گاهی خطرناک رفتار کنید.

مانند حالت افسردگی، در این حالت هم زندگی فرد مختل می شود و می تواند روابط و کار فرد را تحت تاثیر قرار دهد. در حالتی که این حالت خیلی شدید نیست به آن شیدایی خفیف می گویند.

در صورتی که شما شیدا شوید ممکن است حالات زیر را در خود مشاهده کنید:

روحی

  •  بسیار شاد و مهیج
  •  برانگیختن توسط افرادی که در عقاید خوش بینانه شریک نمی شوند
  •  احساس مهم بودن زیاد

فکری

 

  •  پر از ایده های جدید و مهیج
  •  پریدن از یک ایده یه ایده دیگر
  •  شنیدن صداهایی که افراد دیگر نمی شنوند

 

جسمی

  •  پر انرژی
  •  بی میل یا ناتوان از خوابیدن
  •  بسیار مشتاق به سکس

 

رفتاری

  •  برنامه ریزی های بلندپروازانه و غیر واقعی
  •  بسیار فعال و پر جنب و جوش
  •  رفتارهای نا معمول
  •  حرف زدن سریع – دیگران ممکن است متوجه صحبتهای شما نشوند.
  •  تصمیمات عجولانه و گاهی با نتایج مصیبت بار
  •  ولخرجی
  •  احساس صمیمیت زیاد
  •  بروز بیش از حد احساسات

اگر شما برای اولین بار در اواسط دوره شیدایی باشید، ممکن است متوجه هیچ چیز غیر عادی نشوید. حتی دوستان و خانواده شما نیز ممکن است متوجه نشوند. حتی ممکن است اگر کسی سعی کند به شما در این مورد چیزی بگوید ناراحت شوید. در این حالت شما به شدت از روزنامه ها و احساسات افراد حذر می کنید.

علایم جنون (Psychotic)

اگر دوره های شیدایی و یا افسردگی خیلی جدی شود، شما ممکن است دچار علایم دیوانگی شوید.

  •   حالت شیدایی: این علایم شامل احساس بزرگ نمایانه راجع به خود است-اینکه در یک ماموریت مهم بوده یا از یک قدرت بسیار زیاد برخوردار هستيد.
  •  حالت افسردگی: احساس گناه شدید، احساس بدترین بودن و یا حتی احساس عدم وجود.
    به غیر از همه این تفکرات غیر طبیعی باید توهم را هم اضافه کرد. شنیدن، دیدن، بوییدن و یا احساس کردن چیزها یا کسانی که وجود ندارند.
  •  حالت میانی: قبلا بر این باور بودند که اگر شما از اختلالات دو قطبی رنج می برید، باید در حالت طبیعی در شرایط روحی بین افسردگی و شیدایی قرار بگیريد. اما اکنون می دانیم که در این حالت علی رغم بهبود ظاهری ممکن است علایم افسردگی خفیف و مشکلات ذهنی ادامه پیدا کند.

درمان


کارهایی برای کنترل تغییر خلق کامل از افسردگی به شیدایی  وجود دارد. این کارها در زیر نام برده می شوند. اما دارو نیز اغلب مورد نیاز است برای:

  •  پایدار ساختن حالت روحی(پیشگیری)
  •  درمان افسردگی یا شیدایی

تجویز دارو برای تثبيت حالت روحی


چندین نوع پایدار کننده وجود دارد که اغلب نیز برای درمان صرع به کار می روند. اما در بین آنها لیتیوم(که از نمک طعام بدست می آید) موثرترین آنهاست.

لیتیوم

لیتیوم به مدت پنجاه سال است که به عنوان پایدار کننده حالت روحی به کار می رود. اما چگونگی کارکرد آن هنوز مشخص نیست. از آن برای درمان هر دو نوع افسردگی و شیدایی استفاده می کنند.

درمان با لیتیوم باید توسط روانپزشک شروع شود. مشکل تعیین مقدار دقیق لیتیوم در بدن است. مقدار کم آن بی اثر بوده و مقدار زیاد آن سمی است. بنابراین شما باید به طور مرتب در چند هفته اول آزمایش خون دهید تا مطمین  شوید که از دوز مناسبی  استفاده می کنید. با ثابت شدن دوز، دکتر شما می تواند لیتیوم را همراه با آزمایش خون منظم برای شما  تجویز کند.

مقدار لیتیوم در خون به شدت به مقدار آب بدن بستگی دارد. اگر آب بدن کم شود مقدار لیتیوم در خون بالا رفته و احتمال بروز اثرات منفی آن و یا حتی اثرات سمی آن وجود دارد. بنابراین بسیار مهم است که:

  •  آب بسیار بنوشید- در مواقعی که هوا گرم یا فعالیت شما زیاد است بیشتر بنوشید.
  •  چایی و قهوه کمتر مصرف کنید- آنها باعث افزایش آب خروجی از بدن توسط ادرار می گردند. حداقل سه ماه یا بیشتر طول می کشد تا لیتیوم اثر گذار شود. در این مدت حتی اگر تغییر حالت روحی شما وجود دارد، به خوردن قرصهای لیتیوم ادامه دهید.

اثرات جانبی

 

اثرات زیر در چند هفته اول شروع مصرف خود را نشان می دهند. این اثرات نا مطلوب هستند اما با گذشت زمان بهبود می یابند.

  •  احساس تشنگی
  •  ادرار زیادتر از معمول
  •  افزایش وزن
  •  اثرات جانبی نا متعارف
  •  تاری ديد
  •  ضعیف شدن ماهیچه‌هاي بدن
  •  اسهال
  •  لرزش کم دستها
  •  احساس بیماری درونی

این اثرات معمولا با کم کردن دوز بهبود می یابد.
اگر سطح لیتیوم در خون شما خیلی بالا باشد، شما حالات زیر را تجربه می کنید:

 

  •  استفراق کردن
  •  تلو تلو خوردن
  •  لکنت زبان

در این حالت باید هرچه سریعتر با پزشک تماس گرفت.

آزمایش خون

در ابتدا شما باید هر هفته یکبار برای اطمینان از درست بودن سطح لیتیوم در خون آزمایش دهید. تا انتهای مصرف لیتیوم این آزمایشات ادامه دارد. اما پس از چند ماه اول تعداد آزمایشات کم می شود.
استفاده طولانی از لیتیوم به کلیه و غده تیرویید صدمه می زند. بهتر است هر چند ماه یکبار برای اطمینان از کارکرد صحیح  آنها آزمایش داد. در صورت بروز مشکل باید استفاده از لیتیوم را متوقف کرده و از یک جایگزین ديگر استفاده  کنید.

مراقبت از خویشتن

  •  استفاده از رژیم غذایی مناسب
  •  نوشیدن مرتب نوشیدنی های غیر شیرین. اینکار به نگه داشتن سطح آب و نمک بدن شما کمک می کند.
  •  خوردن متناوب – اینکار به تعادل مایعات بدن کمک می کند.
  •  مصرف کم کافئین در چای ، قهوه و نوشابه- این مواد با افزایش ادرار سطح لیتیوم را بالا می برند.

پایدار کننده های دیگر

گرچه لیتیوم موثرترین پایدار کننده است، اما تجویزهای دیگری نیز وجود دارد.

  •  سدیم والپورات که یک ضد تشنج است. عملکرد خوبی دارد اما هنوز شواهد کافی برای آن وجود ندارد. این دارو نباید برای خانمها تجویز شود.
  •  کاربامازپین اثر کمتری داشته و کمتر برای اختلالات دو قطبی پیشنهاد می شود. اما اگر برای شما مناسب است نیازی به تغییر آن نیست.
    داروهای ضدجنون جدید (مثل اولانزاپین) نیز می تواند به عنوان پایدار کننده استفاده شود.

بهترین تجویز برای من کدام است؟

شما باید در این مورد با روانپزشک خود مشورت کنید، اما چند قاعده کلی وجود دارد:

  •  لیتیوم، سدیم والپورات ، اولانزاپین معمولا برای درمان طولانی مدت تجویز می گردند.
  •  کاربامازپین برای مواقعی که تغییر خلق سریعتر و متناوب تری دارید پیشنهاد می گردد.
  •  ترکیب دارو ها نیز گاهی لازم است

بطور کلی بهترین تجویز به این بستگی دارد که شما کدام دارو را بهتر مصرف می کنید. یک دارو ممکن است برای یک نفر مناسب باشد ولی در شخص دیگری اثر خوبی نداشته باشد. اما برای اولین تجویز اصولا دارویی تجویز می گردد که علایم مثبت بیشتری در دیگران نشان داده است.

بدون دارو چه اتفاقی می افتد؟

لیتیوم 30 تا 40 درصد تغییر حالت روحی را کم می کند، اما  هرچه تعداد شیدایی شما بیشتر باشد، احتمال بازگشت آن هم بیشتر است.

 

تعداد دوره ای شیدایی قبلی

احتمال بازگشت دوباره شیدایی در سال بعد

بدون مصرف لیتیوم

با مصرف لیتیوم

1-2

10%

6%-7%

3-4

20%

12%

بیشتر از 5

40%

26%

 

تعداد دوره ای شیدایی قبلی

با افزایش سن ، احتمال بازگشت یک دوره دیگر همچنان باقی می ماند. حتی ممکن است شما برای مدت طولانی مشکلی نداشته باشید، اما همواره احتمال بازگشت یک دوره وجود دارد.

از چه موقع شروع به مصرف دارو کنیم؟

پس از گذراندن یک دوره، نمی توان گفت که دوره های بعدی چه زمانی به سراغ شما می آیند. ممکن است شما مایل به مصرف دارو در این مرحله نباشید مگر اینکه دوره شما بسیار شدید بوده باشد. اگر شما دوره دومی داشتید به احتمال 80 درصد دوره های بعدی نیز خواهید داشت. اغلب روانپزشکان در این حالت داروهای پایدار کننده را پیشنهاد می دهند.

برای چه مدت یک داروی پایدار کننده باید مصرف شود؟

برای حداقل دو سال بعد از یک دوره اختلال و تا 5 سال برای حالتی که :

  •  بازگشت دوره‌ای  دفعات قبلی
  •  دوره جنون
  •  استفاده از الکل
  •  داشتن استرس در خانه یا محل کار

در صورت ادامه داشتن مشکل، ممکن است مجبور شوید برای مدت طولانی تری به مصرف دارو ادامه دهید.
اطلاعات بیشتر در ارتباط با مصرف داروهای پایدار کننده در بروشورهای مربوطه وجود دارد.

روشهای درمانی روانشناسی

در بین دوره های شیدایی یا افسردگی، درمانهای روانشناسی می تواند موثر باشد. این درمانها باید حدود 16 جلسه یک ساعته در فاصله 6 تا 9 ماه باشند.

این درمانها شامل:

  •  تربیت روانی(Psycho education)- دانستن بیشتر در مورد اختلالات دو قطبی
  •  تحت نظر داشتن حالت روحی- کمک کردن به شما برای شناخت زمانهای تغییر حالت روحی
  •  استراتژی روحی- کمک کردن برای جلوگیری از تغییر حالت روحی به شیدایی یا افسردگی کامل
  •  کمک برای افزایش مهارتهای کنترل
  •  شناخت و رفتار درمانی(CBT) برای افسردگی

حاملگی

شما باید هر برنامه برای حاملگی را با روانپزشک خود در میان بگذارید. به همراه هم، شما می توانید برای مدیریت حالات روحی خود در طول حاملگی و پس از تولد نوزاد برنامه ریزی کنید. اگر شما باردار هستید، بهتر است برای آگاهی از قطع یا ادامه مصرف لیتیوم با روانپزشک خود مشورت کنید. گرچه لیتیوم از دیگر داروهای پایدار کننده بی خطرتر است، اما باید خطر احتمالی آن برای نوزاد با خطر احتمال بازگشت افسردگی یا شیدایی در شما مقایسه شود. این احتمال در سه ماه اول بارداری بیشتر است. پس از گذشت هفته بیست و ششم، لیتیوم بی خطر است. به هر حال اگر لیتیوم مصرف می کنید، نباید به نوزاد شیر دهید.
در طول زمان حاملگی، تمام کسانی که با این موضوع در رابطه اند- پزشک متخصص زنان- ماما- GP – روانپزشک و کمیته پرستاری وابسته به روانپزشکی- باید با هم در ارتباط باشند.

درمان یک دوره افسردگی یا شیدایی

دوره افسردگی

داروهای افسردگی معمولا باید به داروهای پایدار کننده اضافه شود. متداول ترین این داروها SSRI است. این دارو بر یک ماده شیمیایی در مغز به نام سروتونین تاثیر گذاشته و به نظر می رسد که با مصرف این دارو نسبت به داروهای دیگر  احتمال تغییر خلق به حالت شیدایی کمتر است. داروهای قدیمیِ تری‌سیکلیک به همین علت توصیه نمی گردد.


در صورتی که شما به تازگی یک دوره شیدایی داشته و یا تغییر حالت شما بسیار سریع است، داروهای ضد افسردگی ممکن است منجر به بازگشت به حالت شیدایی شوند. در این حالت بهتر است سطح داروی پایدار کننده را افزایش داده و از داروهای ضد افسردگی استفاده ننمایید. داروهای ضد افسردگی بین 2 تا 6 هفته برای بهبود حالت روحی می توانند استفاده شوند، اما خواب و اشتها زودتر بهبود پیدا می کند. مصرف این دارو باید حداقل 8 هفته پس از بهبود افسردگی ادامه پیدا کند و سپس باید به آرامی از مقدار آنها کاسته شود.

حتی پس از بهبودی بهتر است  همواره این قرصها را با توجه به نظر روانپزشک  همراه خود داشته باشید. اگر خیلی زود مصرف قرصها را ترک کنید، احتمال بازگشت افسردگی در شما زیاد است. اگر شما به یکباره مصرف را قطع کنید، ممکن است دچار علایم Withdrawal  شوید.

در صورتی که دوره افسردگی به دوره شیدایی انتقال نيافت، علی‌رغم مصرف داروی ضد افسردگی می توان داروی ضد افسردگی و داروی پایدار کننده را همزمان استفاده کرد.
در صورتی که دوره شیدایی داشتید، نباید داروهای ضد افسردگی را برای مدت طولانی مصرف کنید.

شیدایی و دوره های افسردگی مخلوط


هرگونه داروی ضد افسردگی باید متوقف شود. داروی پایدار کننده و یا داروهای ضد جنون به تنهایی و یا حتی به صورت مشترک  می توان استفاده کرد. داروهای ضد جنون در اسکیزوفرنی استفاده می شوند اما می توان برای کم کردن بیش فعالی، خودبزرگ بینی، بی خوابی و از بین بردن دوره شیدایی استفاده کرد.
داروهای ضد جنون قدیمی تر مثل کلروپرومازین و هالوپریدول اثرات جانبی مثل لرزش، گرفتگی عضلات و سفتی عضلات دارند. برخی از داروهای جدیدتر مثل رسیپریدون

 

و اولانزاپین بدون این اثرات جانبی نامناسب می توانند علایم شیدایی را کاهش دهند.
پس از شروع درمان، علایم ممکن است پس از چند روز بهبود یابند اما درمان باید چندین ماه ادامه پیدا کند. برای رانندگی در مدت مصرف باید با GP خود مشورت نمایید.

توقف تغییر حالت روحی – کمک به خود

  •  زیر نظر داشتن خود

نشانه های تغییر حالت خود را یاد بگیرید تا بتوانید در موقع مناسب کمک بگیرید. با اینکار شما می توانید از بروز یک دوره کامل و یا بستری شدن در بیمارستان اجتناب کنید. نوشتن حالات روحی روزانه می تواند به شما در این کار کمک کند.

  •  دانش

تا می توانید در مورد بیماری تان و آنچه برای درمان آن مفید است اطلاعات کسب کنید.
- استرس
از شرایط استرس زا بپرهیزید. پرهیز کامل از استرس غیر ممکن است بنابر این بهتر است یاد بگیرید چگونه این شرایط را کنترل کنید. شما می توانید از طریق CD یا DVD و یا گروه‌های تمدد اعصاب و یا پیشنهادهای روانشناسان، به استرس خود غلبه کنید.

  •  روابط

افسردگی یا شیدایی می توانند اثرات بدی بر دوستان و خانواده داشته باشد. شما ممکن است مجبور به بازسازی روابط تان بعد از یک دوره افسردگی یا شیدایی داشته باشید.
داشتن حداقل یک نفر که بتوانید به آن اعتماد کنید بسیار مناسب است. دوستان و خانواده نیاز دارند بدانند که چه اتفاقی برای شما می افتد و آنها چه کاری می توانند برای شما انجام دهند.

  •  فعالیت

سعی کنید زندگی، کار، استراحت و روابط‌تان با دوستان و خانواده را متعادل کنید. در صورتی که شما خیلی مشغول هستید ممکن است دچار دوره شیدایی شوید.
مطمئن باشید که زمان کافی برای استراحت دارید. در صورتی که شما بیکار هستید به دنبال گذراندن دوره ای و یا  عضویت  گروهی برای پرهیز از مشکلات روحی باشید.

  •  ورزش

20 دقیقه ورزش، سه بار در هفته برای بهبود شرایط روحی مفید است.

  •  تفریح

مطمئن باشید که شما به طور مرتب کارهایی انجام می دهید که شما را شاد کرده و به زندگی شما معنا می بخشد.

ادامه درمان


ممکن است شما بخواهید قبل از اینکه دکتر دستور قطع دارو بدهد ، از مصرف خودداری کنید. متاسفانه اینکار اغلب به بازگشت دوره ها منجر می شود. با دکتر و خانواده خود هنگامی که بهبود یافتید در این مورد صحبت کنید.

بگویید که دیگران چگونه رفتار کنند


اگر برای اختلال دو قطبی در بیمارستان بستری شده اید، بهتر است برای دکتر و خانواده خود یک «رهنمود آینده،Advance Directive» تهیه کنید که اگر شما دوباره مریض شدید چگونه با شما رفتار کنند.

از پزشکم (GP) چه انتظاری دارم؟


در صورتی که شما لیتیوم مصرف می کنید دکتر شما باید موارد زير را کنترل کند:

  •  فشار خون و تست کامل سلامتی در هر سال
  •  آزمایش سطح لیتیوم خون هر 3 تا 6 ماه
  •  آزمایش خون برای تست کارکرد کبد و تیرویید حداقل هر 15 ماه یکبار

نکاتی برای دوستان و خانواده

افسردگی و شیدایی برای دوستان و خانواده ناراحت کننده و انرژی بر است.

رفتار در طول دوره

افسردگی

دانستن اینکه  به یک فرد بسیار افسرده چه بگوییم سخت است. آنها همه چیز را از دیدگاه منفی می بینند و قادر نیستند بگویند از شما چه می خواهند. آنها ممکن است زودرنج و گوشه گیر باشند اما در همان حال به کمک شما نیاز دارند. آنها ممکن است نگران باشند ولی نخواهند یا نتوانند که نصیحت شما را بپذیرند. سعی کنید در حد امکان صبور باشید و آنان را درک کنید.

شیدایی


در شروع یک دوره شیدایی، شخص شاد و پرانرژی به نظر می رسد. هرچند که اینگونه هیجانات منجر به بدتر شدن شرایط روحی آنان می گردد. بنابراین سعی کنید آنان را متقاعد کنید که کمکشان نمایید و به آنان در مورد بیماری شان توضیح دهید.
کمکهای عملی بسیار مهم هستند. مطمئن شوید که دوست یا فامیل شما قادر است که از خود نگهداری کند.

کمک به شخص محبوبتان برای بهبودی


اطلاعات بیشتری در مورد اختلالات دوقطبی پیدا کنید. همراهی شما با بیمار در جلسات روانپزشکی بسیار موثر خواهد بود.

از خودتان مراقبت کنید

به خودتان زمان و فضا ی کافی برای برگرداندن انرژی تان بدهید. مطمین باشید که زمانهایی برای خودتان و گذراندن با دوستانتان دارید. در صورتی که دوست یا فامیل شما در بیمارستان است، زمانهای ملاقات را با دیگران تقسیم کنید. شما  به دوستتان وقتی خسته نیستید بهتر می توانید کمک کنید.

در مواقع اضطراری


در شیدایی شدید، شخص ممکن است حالت تخاصمی و بدگمانی به خود گرفته و یا به صورت لفظی و یا فیزیکی درگیر شود.
در افسردگی شدید، شخص ممکن است تصمیم به خودکشی بگیرد.
در صورتی که متوجه شدید که آنها:

  •  با نخوردن و نیاشامیدن کاملا از خود غافل شده اند
  •  خود یا دیگران را در شرایط خطرناک قرار می دهند.
  •  از آزار دادن یا کشتن خود حرف می زنند.

سریعا برای آنان از مراکز درمانی کمک بخواهید.
نام و شماره یک شخص حرفه ای قابل اعتماد را داشته باشید. گاهی بستری شدنِ کوتاه مدت در بیمارستان لازم است.

مراقبت از کودکان


در صورتی که شما شیدا یا افسرده هستید، به طور موقت نمی توانید از کودکانتان مراقبت کنید. در این مدت همسر یا فرد دیگری از خانواده باید این وظیفه را به عهده بگیرد. بهتر است در دوران بهبودی در این مورد تصمیم گیری کنید.


ممکن است بچه شما هنگامی که شما سالم نیستید احساس نگرانی و گیجی داشته باشد. این موضوع را از رفتارشان نیز می توان فهمید. اگر آنها نتوانند احساساتشان را بیان کنند، ناراحتی شان را در رفتارهای غیر طبیعی نشان می دهند.

برای بچه ها بسیار مفید خواهد بود اگر بزرگترهای آنان حساس و فهیم بوده و بتوانند با خونسردی و سازگاری به مشکلات آنها پاسخ دهند. بزرگترها می توانند به آنان بفهمانند که چرا پدر یا مادر آنها رفتار متفاوتی دارد. سوالات انها باید با خونسردی، به درستی و به زبانی که متوجه شوند پاسخ داده شود. آنها احساس بهتری خواهند داشت اگر به برنامه عادی زندگی شان بازگردند.

چگونه اختلالات دوقطبی را برای کودکان توضیح دهیم؟

بچه های بزرگتر ممکن است خود را در بروز مشکل مقصر بدانند. باید آنان را مطمئن ساخت که عامل این بیماری نیستند و می توانند به بهبود آن کمک کنند. هنگامی که بچه های بزرگتر وظیفه مراقبت از پدر یا مادر بیمار را برعهده بگیرند، نیاز به درک ویژه و پشتیبانی عملی دارند

[+] نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 10:44 PM | |

سایت های روانشناسی و مشاوره

سایت های روانشناسی و مشاوره
www.iranpa.org انجمن روانشناسی ایران
بانک اطلاعات بهداشت روان کشور
www.iransco.org بانک اطلاعات بهداشت روان دانشجویان
www.pcoiran.com معرفی سایت سازمان نظام روانشناسی و مشاوره جمهوری اسلامی ایران
   

[+] نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 10:33 PM | |

نشريه انگليسي زبان انجمن روانشناسي ايران

نشريه انگليسي زبان انجمن روانشناسي ايران
International Journal of psychology

اولين شماره نشريه انگليسي زبان انجمن روانشناسي ايران " International Journal of psychology " بزودي منتشر مي‌شود. علاقمندان مي‌توانند مقالات خود را به نشاني انجمن روانشناسي ايران ارسال نمايند. - نشاني: تهران، اوين، بلوار دانشجو خيابان كودكيار، دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي، انجمن روانشناسي ايران - تلفن : 22429373  ـ  تلفكس : 22429648

[+] نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 10:32 PM | |

از برترین سایت های روانشناسی تخصصی در ایران

 

سایت انجمن روانشناسی ایران
Iranian Psychological Association
از برترین سایت های روانشناسی تخصصی در ایران

این سایت دارای بخشهای متنوع در زمینه مراكز دانشگاهي ، مجلات ، كنفرانس ها ، انجمن ها ، تازه هاي كتاب ، وب سايتها  ، بانكهاي اطلاعاتي علمي ، كنفرانس ها ، مجلات ، دوره هاي دانشگاهي ، انجمن ها ، موسسه ها ، مراكز پژوهشي کارگاه ها و ... در زمینه روانشناسی می باشد.

[+] نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 10:31 PM | |

برترین سایت روانشناسی تخصصی در زمینه بهداشت روان در ایران

[+] نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 10:29 PM | |

مجلات تخصصی روانشناسی

دوفصلنامه روانشناسی معاصر ( مجله تخصصی انجمن روانشناسی ایران )  
 
 
 
فصلنامه انديشه و رفتار
 Andeesheh Va Raftar 
 
فصلنامه علمي ـ پژوهشي روانپزشكي و روانشناسي باليني دانشگاه علوم پزشكي ايران ( مركز تحقيقات بهداشت روان )
 آدرس : تهران ، خيابان طالقاني ، نرسيده به خيابان شريعتي ، كوچه جهان ، پلاك 1 ، انستيتو روانپزشكي ايران ، كدپستي15636 ،صندوق پستي 344ـ15745
 تلفن دفتر نشريه : 3ـ7537842
 فاكس : 7533847
 Email: tepsyins@hbi.dmr.or.ir
 
 
 
فصلنامه شناخت - مجله روانشناسي و روانپزشكي
 Shenakht - A Journal of Psychology and Psychiatry
 
دانشگاه علوم پزشكي و خدمات بهداشتي درماني كردستان
نشاني : سنندج ، خيابان پاسداران ، دانشگاه علوم پزشكي كردستان ، كد پستي : 345/66135 ،  صندوق پستي : 345/66135
تلفن : 6662466
 فاكس :6665327
 E- mail : shenakht@hotmail.com
 
 
 فصلنامه تازه هاي روان درماني
 Psychotherapical Novelties
صاحب امتياز ومدير مسئول : دكتر محمد مهدي خديوي زند
 آدرس مجله : مشهد ـ بلوار ملك آباد ـ نسترن 1ـ پلاك 38 فصلنامه صندوق پستي :1716ـ91775
تلفن : 09135155968 ـ 7612510
دورنگار : 7637962
 
 
پژوهشهاي روان شناختي
 Psychological Researches
 
نشاني : تهران ـ صندوق پستي 5191-14155
تلفن : 8908292 ، 8893409
فاكس: 8803719
 
 
 
مجله روانشناسی و علوم تربیتی
 Journal of Psychology and Education
 
فصل نامه علمي ـ پژوهشي دانشگاه شهيد چمران اهواز ، دانشكده علوم تربيتي و روانشناسي

نشاني دفتر مجله: اهواز، دانشگاه شهيد چمران اهواز ، دانشكده علوم تربيتي و روانشناسي ، صندوق پستي 139ـ 61355 اهواز
تلفن 333910ـ 0611 داخلي 20
فاكس 3333911ـ0611

  
 
مجله روانشناسي و علوم تربيتي دانشگاه تهران
   Journal of Psychology and Education
آدرس : تهران ، زرگراه جلال آل احمد ، مقابل كوي نصر ، دانشكده روان شناسي و علم تربيتي ، صندوق پستي ك 6456-14155
دورنگار :8254734
پست الكترونيكي : jedpsy@ut.ac.ir
 
 
 
فصلنامه روانشناسان ايراني
  Journal of Iranian Psychologists
 
نشاني دفتر فصلنامه : تهران ـ خيابان سپهبد قرني ـ شماره 165 ـ معاونت پژوهشي و برنامه ريزي دانشگاه آزاد اسلامي واحد تهران جنوب ، كد پستي 15847
 تلفن : 8830501- 8845629 - 8811727 - 8845649
 نمابر : 8830666
 پست الكترونيكي : Jip@azad.ac.ir/jip
 پايگاه اينترنتي : www.azad.ac.ir/jip
 
 
فصلنامه علمي پژوهشي صداي مشاور
The Quarterly Journal of Counselor Voice
 

[+] نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 10:21 PM | |

Key people روان شناسان مشهور

 

Key  people

Aaron  T.  Beck   (b. 1921)  American  psychiatrist  who  founded   cognitive  therapy  (CT)  a  psychotherapy   based  on  the  assumption  that  depression  and   other  psychological  problems  are  caused  by  baised   perceptions  distored   thinking  and  inaccurate  beliefs .

Albert   Ellis  (b.  1913)  American  psychologist  who  founded  the  cognitive  psychotherapy  called  rational -  emotive  therapy  (RET)  which  emphasizes  recognizing  and  changing  irrational  beliefs.

Sigmund  Freud  (1856-1939)  Austrian  physician  and  founder  of  psychoanalysis  who  theorized  that  psychological  symptoms  are the  resulf  of  unconscious  and  unresolved  conflicts  stemming  from  early  childhood.

Mary  Cover   Jones  (1896-1987)  American   psychologist   who  conducted  the  first  clinical  demonstrations  of  behavior  therapy.

Carl   Rogers  (1902-1987)  American  psychologist  who  help  found  humanistic  psychology  and  developed  client-centered  therapy.

[+] نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 10:2 PM | |

Key people روان شناسان مشهور

Key  people

Robert  Ader  (b.  1932)   American  psychologist  who  with  immunologist  Nicholas  Cohen  first   demonstrated  that  immune  system  responses  could  be  classically  conditioned  ; helped  establish  the  new  interdisciplinary  field  of  psychoneuroimmunology.

Walter  B.  cannon   (1871-1945)  American  psychologist  who  made  several  important  contributions  to  psychology  especially in  the  study  of  emotions.

Described  the  fight-or-fight  response. Which  involves  the  sympathetic  nervous  system  and  endocrine  system.

Janice  Kieolt  -  Glaser  (b.  1951)  American  psychologist   who   with  immunologist  Ronald  Glaser  has  conducted   extensive   research  on  the  effects   of  stress  on  the   immune  system.

Richard  Lazarus  (b.  1922)  American  psychologist  who  helped  promote  the  cognitive   perspective  in  the  study  of  emotion  and  stress ;  developed  the  cognitive  appraisal  model  of  stress   and  coping  with  co-researcher  Susan  Folkman.

Martin  Seligman  (b.  1942)  American  psychologist   who  conducted  research  on  explanatory  style  and  the  role  it  plays  in  stress  health  and  illness.

Hans  Selye  (1907-1982)  Canadian  endocrinologist   who  was  a pioneer  in  stress  researchs:  defined  stress  as"and  described  a  three- stage  response   to  prolonged  stress  that  he  termed  the  "general   adaptation  syndrome".

[+] نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 10:1 PM | |

Key people روان شناسان مشهور

 

Key   people 

Solomon   Asch  (1907-1996)  American  social   psychologist   who  is  best   known  for  his  pioneering  studies  of  conformity.

John  M.   Darley  (b.  1938)   Contemporary  American   social  psychologist   who  along   with  coresearcher   Bibb   latane   is  best  known  for  his  pioneering  studies  of  bystander    intervention   in  emergency  situations.

Bibb   latane   (b.  1937)   Contemporary  American  social   psychologist   who  along  with  co-researcher  John  Darley  is  best  known for  his  pioneering  studies  of  bystander   intervention  in  emergency  situations .

Stanley  Milgram   (1933-1984)   American  social  psychologist  who  is  best  known  for    his  controversial   series  of   studies  inversitgating   destructive   obedience  to  an  authority.

Muzafer  sherif (b.  1906)   American  social  psychologist  who  is  best  known  for  his  "Robber’s Cave "  experiment s  to  study  prejudice  conflict  resolution  and  group  processes.

[+] نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 9:59 PM | |

Key people روان شناسان مشهور

 Kay  people 

Alfred   Adler  (1870-1937)  Austrian  physician  who  broke  with sigmand  Freud  and  developed  his  own  psychoanalytic  theory  of  personality   which   emphasized   social  factors  and  the  motivation  toward  self –improvement  and  self-realization;key  ideas  included  the  inferiority  complex.

Albert   Bandura  (b.  1925)  Contemporary  American  psychologist  who  is  best  known   for  his  research  on  observational   Iearning  and  his  social  cognitive  theory  of  personality ; kay  ideas  self-efficacy  beliefs  and  reciprocal  determinism.

Raymond   Cattell  (b.  1905)  Biritish-born  American   psychologist  who  developed  a  trait  theory  that  identifies  sixteen  essential   source traits   or  personality  factors ; also  developed  the  widely  used  self-report   personality  test ; the  Sixteen  Personality  factor  Questionnaire  (16  PF)  .

Hans  Eysenck  (1916-1987)  German-born  Biritish  psychologist  who  developed  a trait  theory  of  personality  that  identifies  the  three  basic  dimensions  of  personality  as  neuroticism  extraversion  and  psychoticism.

Sigmund   Freud   (1856-1939)  Austrian  physician  who  founded  psychoanalysis  which  is  both  a  comprehensive  theory  of  personality  and  a  form  of   psychotherapy  emphasized  the  role  of  unconscious  determinants  of  behavior  and  early  childhood  experiences  in  the  development   of  personality  and  psychological    problems;  Kay  ideas include  Id  Ego  and   Superego  the  psychosexual  stages  development  and  the  Ego defense  mechanisms.

Karen  Horney  (1885-1952)  German-born  American  psychoanalyst   who   emphasized  the  role  of   social  relationships  and  culture  in  personality;  sharply  disagreed   with  Freud’ s  characterization  of   female  psychological  development   especially  his  notion  that  women  suffer  from  penis  envy ; key  ideas  included  basic  anxiety.

Garl  G. Jung  (1875-1961)  swiss  psychiatrist   who   broke  with  Sigmand  Freud  to  develop  his  own  psychoanalytic  theory  of  personality  which  stressed  striving  toward  psychological  harmony;  key   ideas  included  the  collective  unconscious  and  archetpes.

Abraham   Maslow  (1908-1970)  American  psychologist  who  was  one  of  the  founders   of  humanistic  psychology  and  emphasized   the  study  of  healty  personality  development; developed   a   hierarchical  theory  of  motivation   based  on  the  idea  that  people  will  strive  for   self-actualization;  the  highest  motive  only  after  more  basic  needs have  been  met:  key  ideas  included   the  hierarchy  of  need s  and  sekf-actualization.

Carl  Rogers  (1902-1987)American  psychologist   who  was  one  of  the  founders  of  humanistic  psychology  ;  developed  atheory  of  personality  and  form  psychotherapy  that  emphasized  the  inherent  worth    of  people  the  innate  tendency  to  strive  toward   one ’s  potential  and  the  importance  of  the  self-concept  in  personality   development  ;key  ideas  included  the  actualizing  tendency  and  unconditional  positive  regard.

[+] نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 9:58 PM | |

Key people روان شناسان مشهور

Kay  people 

Noam   Chomsky  (b.  1928)  American  linguist  who  proposed  that  people  have  an  innate  understanding  of  the  basice  principles  of   language  which  he  called  a   "universal  grammar".

Erik  Erikson  (1902-1994)  German –born   American  psychoanalyst  who  proposed  an  influential   theory  of  moral  development  throughout  the  lifespan.

Lawrence   Kohlberg  (1927-1987)  American   psychologist  who  proposed  an  influential  theory  of  moral   development.

Jean  Piaget  (1896-1980)  Swiss  child  psychologist  whose  influential  theory  proposed   that  children  progress  through  distinct  stages  of  cognitive  development .

Lev  Vygotsky  (1896-1934)  Russian  psychologist  who  stressed   the  importance  of  social  and  cultural  influences  in  cognitive  development.

 

[+] نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 9:56 PM | |

Key people روان شناسان مشهور

Kay   people

Walter  B.  Cannon   (1871-1945)  American  psychologist   who   developed  an  influential   theory  of  emotion  called   the Cannon  Bard  theory  of   emotion.

William  James   (1892-1910)  American  psychologist   who   developed  an  influential   theory  of   emotion  called  the  James-Lange  theory  of  emotion.

Virginia   E.Johnson  (B. 1925)  American  behavioral  scientist   who  along  with  William  H. masters. Conducted   pioneering  research  in  the  field  of  human sexuality  and  sex  therapy.

Richard  lazarus  (b.  1922)  American  psychologist  who  promted  the  cognitive  perspective  in   the  study  of  emotion  proposed  the  cognitive  mediational  theory  of  emotion.

Abraham  Mslow  (1908-1970)  American  psychologist  and  a  founder  of  humanistic  psychology  who  developed  a  hierarchical  model  of  human  motivation  in  which  basic  needs  must  first  be  satisfied  before  people  can  strive  for  self-actualization.

William  H.  Masters  (b.  1915)   American  physician  who   along  with  Virginia  E.  Johnson   conducted  pioneering  reseach  in  the  field  of   human  sexuality and  therapy.

[+] نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 9:52 PM | |

کلاس ها و سمینارهای رابطه عاطفی خانه توانگری آغاز شد

  • آغاز ارتباط عاطفی
  • کانال ارتباطی من چیست و چگونه با کانال طرف مقابلم هم فرکانس شوم ؟
  • زبان بدن و NLP
  • کاربرد نکات کلیدی نظریه کودک بالغ والد TA در رابطه عاطفی
  • نظریه استرنبرگ ( داستانهای  عشقی) در رابطه عاطفی
  • توانگران چگونه از محبوب خود انتقاد بدون آسیب میکنند ؟
  • کجا باید از یه رابطه خارج شد؟
  • چسبندگی عاطفی ، ترک اعتیاد عاطفی
  • چه نکاتی را در خواستگار خود بررسی کنی ؟
  • بلوغهای ۶گانه ازدواج و راههای بررسی آن
  • نظریه آنیما -آنیموس  یونگ  JUNG  در رابطه عاطفی

 

 

.تیمی متشکل از دکتر شیری ، پروفسور مجد ، حجت السلام مخبر نکاتی اساسی درباره زندگی  سالم به شما خواهند آموخت

لیست مطالب این دوره و محل و نحوه ثبت نام  را بزودی اعلام خواهیم کرد

[+] نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 9:32 PM | |

سخنان حکیمانه فردوسی

سخنان حکیمانه فردوسی

دانایی توانایی به بار می آورد  ، و دانش دل کهن سالان را جوان می سازد . فردوسی


گوش شنونده  همیشه در جست و جوی سخن خردمندانه و حکیمانه است .   فردوسی


خرد برترین هدیه الهی است . فردوسی


خرد و دانش مرد دانا در گفتار او هویداست . فردوسی


کسی که خرد ندارد همواره از کرده های خویش پشیمان و در رنج است . فردوسی


بی خردی اسارت بدنبال دارد .و خرد موجب آزادی و رهایی است . فردوسی


خرد مانند چشم هستی و جان آدمی است و اگر آن نباشد چگونه جهان را به درستی خواهی گذراند . فردوسی


اولین مرحله شناخت آفرینش همانا خرد است چشم و گوش و زبان سه نگهبان اویند که لاجرم هر چه نیکی و شر است از همین سه ریشه می گیرد .و افسوس که بدنبال کنندگان خرد اندکند باید که به سخن دانندگان راه جست و باید جهان را کاوش نمود و از هر کسی دانشی آموخت و یک دم را هم برای آموختن نباید از دست داد . فردوسی


خداوند درهای هنر را بر روی دانایان دادگر گشوده است . فردوسی


کسی به فرجام زندگی آگاه نیست ، خداوند هم نیازی به عبادت بنده ندارد . فردوسی


دانش ارزش آن را دارد که به خاطر آن رنج ها بکشی . فردوسی


به این زمین گرد که بسرعت می گردد بنگر که درمان  ما در آن است و درد ما نیز ، نگاه کن و ببین که نه گردش زمانه آن را می فرساید و نه رنج و بهبودی حال بشر آن را به آتش  می کشد ، نه آرام می شود  و نه همچون ما تباهی می پذیرد .  فردوسی


روح و روان  و دل جهان روشن است و زمین را بی دریغ روشن می سازد خورشید از خاور برخاسته بسوی باختر که مسیری درست و بی نظیر است ای آنکه همچون آفتاب لبریز از نور و خردی تو را چه شده است که بر من نمی تابی ؟!! . فردوسی


چراغ مایه دفع تاریکی است ، بدی جوهر تاریکی در زندگی آدمی است ، که از آن دوری باید جست . فردوسی


بی خردی  است، که بگویم  کسی بدی را بی بهانه (دلیل )انجام می دهد . فردوسی


رنج منتهی به گنج را کسی خریدار نیست . فردوسی


اگر برای انجام کاری بزرگ ، زمان نداری  .بهتر است بی درنگ آن را به دیگران بسپاری . فردوسی


کتاب زندگی گذشتگان ، جان تاریک را روشنی می بخشد . فردوسی


این جهان سراسر افسانه است جز نیکی و بدی چیزی باقی نیست . فردوسی


فرمان ایزد به جهانداران داد و دهش است . فردوسی


کسی که به آبادانی  می کوشد جهان از او به نیکی یاد می کند . فردوسی


آنکه آفریننده و با فر است در این جهان رنج های بسیار خواهد خورد . فردوسی


از بزرگان تنها رنجهاست که باقی می ماند . فردوسی


جایگاه پرستش گران کوهستان است . فردوسی


آزادگان را کاهلی ، بنده می سازد . فردوسی


فرمانرویانی که گوش به فرمان مردم دارند در زندگی جز رامش و آوای نوش نخواهند شنید . فردوسی


کسی که بر جایگاه خویش منم زد بخت از وی روی بر خواهد تافت . فردوسی


خسروی بزرگتر ، بندگی بیشتر می خواهد . فردوسی


ابلیس مانند نیکخواهان پیش می آید ، ابتدا عهد و پیمان می گیرد ، سپس راز می گوید . فردوسی


آنگاه که هنر خوار می گردد جادو ارجمند می شود . فردوسی


دیوان که فرمانروا و دست دراز شدند سخن از نیکی را هم  باید مانند راز گفت . فردوسی


جز مرگ را ، هیچ کسی از مادر نزاد . فردوسی

[+] نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 11:35 PM | |

سخنان حکیمانه ارد بزرگ

سخنان حکیمانه ارد بزرگ


سیاسیون وقتی دشمن یک خواسته پایدار مردمی هستند ، بهترین گزینه ایی که برای نابودی آن اجرا می کنند این است که : پیشتر آفات آن را خوب بپرورند و سپس آن درخواست همگانی را با آفاتی که ساخته اند آزاد می سازند . ارد بزرگ


آرمان ما نباید موجب نابودی دیگران گردد آرمانی ارزشمند است که بهروزی ما و دیگران را در پی داشته باشد . ارد بزرگ


ناراستی ها یمان را بپذیریم چرا که بهانه آوردن ،  دو چندان آنها را سنگین می کند  . ارد بزرگ


اندیشه همه گیر مردمی همیشگی نیست زیرا همواره دستخوش دگرگونی بدست جوانان پس از خود است ورود جوانان به آرامی ، آرمانهای نو  پدید می آورد ، و اگر آرمان گذشتگان نتواند خود را بازسازی کند ناگریز  نابود می گردد . ارد بزرگ


جهان همواره در حال دگرگونی و رشد است نباید این پویندگی را زشت دانست ،  باید همراه بود و سهمی از این رشد را بر عهده داشت . ارد بزرگ


میهن دوستی ، دسته و گروه نمی خواهد ! این خواستی است همه گیر ، که اگر جز این باشد باید در شگفت بود . ارد بزرگ


آزادی باجی به مردم نیست ! چرا که مال و داشته آنهاست. ارد بزرگ


ابله ترین آدمیان آنانیند که  با مسخره نمودن شایسته گان شاد می گردند . ارد بزرگ


آدمیانی اندک ، تنها به هدف می اندیشند  ! و بسیار کسان که هدفشان جز خانه نشین کردن همان گروه و دسته کوچک نیست . ارد بزرگ


پیشرفت تنها در سایه آمادگی همیشگی ما بدست می آید . ارد بزرگ


بزرگترین اشتباه و چاله زندگی یک زیاده خواه  ، در  آنست که پیش از کسب آمادگی لازم  پشت میز مدیریت بنشیند . ارد بزرگ


پادشاهی که مردمش از او فروتر بنشینند در فزونی و برتری نیست او در ته چاه کبر و خود بینی فرو افتاده است . ارد بزرگ


دوستی تنها برآیند نیاز ما نیست از خودگذشتگی نخستین پایه دوستی ست . ارد بزرگ


ستایش گران میهن ،  زنان و مردان آزاده اند . ارد بزرگ


اندیشمندان را شاید بتوان نادیده گرفت و یا بزور خفه شان نمود ! اما تاریخ ، گواه هزاران سال فریاد رسای آنان بوده و هست . ارد بزرگ


هیچ گاه از راستی و درستی خویش آزرده مباش چون همیشه در انتهای هر داستان تو برنده ایی ! . ارد بزرگ


با فریب شاید بتوان چیزی بدست آورد اما در نهایت همان دستاورد مایه تباهی خواهد بود . ارد بزرگ


نخستین گام در راه پیروزی ، آموختن ادب است و نکو داشت دیگران . ارد بزرگ


اسطوره ها زاینده اند ! آنان برای فرزندان سرزمین خویش همواره امید به ارمغان می آورند . ارد بزرگ


زندگی میدان ادامه راه اشتباه نیست هر گاه پی به ناراستی راه خود بردیم  باید به ریشه و بن پاکی خویش باز گردیم ، نه آنکه با اشتباهی دیگر آن را ادامه دهیم که برآیند آن ، از دست دادن همه عمر است . ارد بزرگ


توان آدمیان را، با آرزوهایشان می شود سنجید. ارد بزرگ


آنکه برنامه ها را از پایان به آغاز ، مورد گفتگو و ارزیابی قرار می دهد بر راستی در حال سرپوش گذاری بر روی چیزی است . ارد بزرگ


گفتگو با آدمیان ترسو ، خواری بدنبال دارد. ارد بزرگ


دوستان فراوان نشان دهنده کامیابی در زندگی نیست ، بلکه نشان نابودی زمان ، به گونه ای گسترده است. ارد بزرگ


آدمی می تواند بارها و بارها به شیوه های گوناگون قهرمان شود . ارد بزرگ


اگر دست تقدیر و سرنوشت را فراموش کنیم  پس از پیشرفت نیز افسرده و رنجور خواهیم شد . ارد بزرگ


آنکه پیاپی  سخنتان را می برد ، دلخوش به شنیدن سخن شما نیست . ارد بزرگ


اندیشه و انگاره ای که نتواند آینده ای زیبا را مژده دهد ناتوان و بیمار است . ارد بزرگ


کارمندان نابکار ، از دزدان و آشوبگران بیشتر به کشور آسیب می رسانند.  ارد بزرگ


مردانی که بیشتر از جایگاه و هنجار زنان پشتیبانی می کنند خود بیشتر از دیگران به نهاد زن می تازند . ارد بزرگ


دشمن ابزار نابود ساختن آدمی را ، در  درون سرای او جست و جو می کند . ارد بزرگ


خنده فراوان و بلند و پیگیر ، نفیر فرا رسیدن هنگامه رنج و سختی است.  ارد بزرگ


اگر آغاز زندگی ات با سپیده دم و روز همزاد  گشت همواره در جست و جوی چراغ و پناهگاهی برای شبانگاهان باش ، و اگر درشب و سیاهی  آغاز شد از امید در خود چراغی بیافروز که پگاه خوشبختی نزدیک است. ارد بزرگ


گاهی تنها راه درمان روانهای پریشان ، فراموشی است.  ارد بزرگ


اهل خرد ، پیشتاز روزگار خویش اند . ارد بزرگ


نقد و ارزیابی بی کینه ، پاداشی است که ارزش آن را باید دانست .  ارد بزرگ


مردمان توانمند  در خواب نیز ، رهسپار جاده پیشرفتند .  ارد بزرگ


آنکه  دیگران را ابزار  پرش خویش می سازد ، تنها خواهد ماند .  ارد بزرگ


بزرگترین کارخانه نابودی توانمندیها ، آیین آموزشی نادرست است. ارد بزرگ


هم رنگ دیگر کسان شدن ، باور هیچ کدام از بزرگان نبوده است .  ارد بزرگ


صدا زنده است یا مرده؟ رنگ ها بخشی از پیکره ای زنده اند یا مرده ؟ ! آذین بند و رخت چطور؟ !!!
اگر کسی در این پرسش ها خوب بنگرد خواهد دید همه آنها دارای روان و نیرو هستند . یک آوای زیبا می تواند شما را از خود بی خود کند ، رنگی ویژه می تواند شما را آرامش و یا  به خشم در آورد و یا پدیده های  بی جانی همچون نامه و جامه و ...  به صد زبان با شما گفتگو می کنند ، همه آنها در حال سرودن آواز خوش دمادم زندگی اند ...  ارد بزرگ


دشمنی و پادورزی ، به آدم خردمند انگیزه زندگی می دهد .  ارد بزرگ


آدم بی مایه ، همه افراد را ابزار رسیدن به خواسته های خویش می سازد . ارد بزرگ


آدم های بزرگ به خوشی های کوتاه هنگام تن نمی دهند .  ارد بزرگ


برای پویایی و پیشرفت ، گام نخست از پشت درهای بسته برداشته می شود .  ارد بزرگ


جایی که شمشیر است آرامش نیست .  ارد بزرگ


ریشه کارمند نابکار ، در نهاد سرپرست و مدیر ناتوان است .  ارد بزرگ


اگر به سخنی که گفته اید با تمام وجود پایبند هستید، دیگر نیازی نیست برای آن پوزش بخواهید .  ارد بزرگ


نرمدلی و نرمش منش آدمی است و سنگدلی و سختسری منش اهریمن.  ارد بزرگ


گفتگو با خردمندان و دانشوران ، پاداشی کمیاب است . ارد بزرگ


فرمانروایانی که یک شبه دارای توان می شوند ،  با تلنگری فرو می ریزند . ارد بزرگ


در هر سرنوشتی ، رازی مهم فرو نهفته است  .  ارد بزرگ


آدمهای ماندگار به چیزی جز آرمان نمی اندیشند .  ارد بزرگ


اندیشه برتر در روزهای توفانی و آشوب و در همان حال خموشی و آرامش ، توانایی برتر خویش را از دست نمی دهد.  ارد بزرگ


آدمیانی که با دیگران روراست نیستند با خود نیز بدین گونه اند .  ارد بزرگ


پیش نیاز رسیدن به دلیری و بی باکی ، یافتن  آرمان و خواسته ای هویدا است .  ارد بزرگ


گاهی برای رسیدن به پیشرفت می بایست راه سخت کوهستان را برگزینیم  .  ارد بزرگ


رَد راستی ، رَد خویشتن است . ارد بزرگ


اگر از خودخواهی کسی به تنگ آمده ای او را خوار مساز ، بهترین راه آن است که چند روزی رهایش کنی . ارد بزرگ


هر آرزویی بدون پژوهش و تلاش ، به سرانجام نخواهد رسید .  ارد بزرگ


فرمانروایان نیرومند ، رایزنانی باهوش و کارآمد در کنار خود دارند . ارد بزرگ


جایگاه ارزیابی و نقد شما بر کارکرد دیگران ، می تواند آغازگاه نخستین گام شما برای سازندگی باشد . ارد بزرگ


آدمهای بزرگ و اندیشمند ، بسیار اشک می ریزند . ارد بزرگ


میندیش که دیگران ، تو را به آرمانت خواهند رساند .  ارد بزرگ


اگر شناخت زن و مرد نسبت به ویژگی های درونی و بیرونی یکدیگر بیشتر گردد کمتر دچار گسست می شوند . ارد بزرگ


سرآمد این جهانی شما هر چه بزرگتر باشد سرنوشت زیباتری در برابر شماست . ارد بزرگ


آدمهای آرمانگرا هنگامیکه به نادرست بودن آرزویی پی می برند بر ادامه آن پافشاری نمی کنند .  ارد بزرگ


هر چه بلند پروازتر باشید تپش دلتان کمتر خواهد شد . فشار و دردهای روانیتان نیز  . ارد بزرگ


آدمهای پاک نهاد درهای وجودشان را پس از ناسپاسی می بندند نه پیش از آن .  ارد بزرگ


اگر دیگران را با زیباترین منشها و صفات بخوانیم چیزی از ارزش ما نمی کاهد بلکه او را دلگرم ساخته ایم  آنگونه باشد که ما می گویم .   ارد بزرگ


پیرامونیان ما چه بخواهیم و یا نخواهیم بر اندیشه های ما اثر خواهند گذاشت .  ارد بزرگ


آرمان و انگیزه هویدا ، ویژگی آدم کار آمد است .  ارد بزرگ


آنکه درست سخن نمی گوید داناترین هم که باشد همگان بی سوادش می پندارند . ارد بزرگ


هیچ گاه در برابر فرزند ، همسرتان را بازخواست نکنید . ارد بزرگ


فرمانروا با اندیشه وزیران توانمند خویش فرمانروایی می کند . ارد بزرگ


پرسش روشن شاگرد از پاسخ استاد ارزشمندتر است . ارد بزرگ


همه آدمیان به شیوه های گوناگون سختی های روزگار را می چشند . ارد بزرگ


ارزش استاد را دانستن هنر نیست ، بلکه بایستگی و وظیفه است . ارد بزرگ


پیام آوران باورهای  پست و خُرد بزرگترین پیروزیهای تاریخ مردم خویش را با گفتاری پست به ریشخند گرفته اند .  ارد بزرگ


آنکه پرسشهای پراکنده در وادی های گوناگون را همزمان می پرسد ، تنها می خواهد زمان و نیروی استاد را تباه کند . ارد بزرگ


درون ما با تمام جزئیات ، از نگاه تیزبین اهل خرد پنهان نیست .  ارد بزرگ


بکار گیری آشنایان در یک گردونه کاری برآیندی جز سرنگونی زود هنگام سرپرست آن گردونه را به دنبال نخواهد داشت .  ارد بزرگ


آهنگ دلپذیر ، ریتم و آوای طبیعت است. ارد بزرگ


بی پایبندی به نظم در گیتی  ، ویژگی آدمهای گوشه گیر است که عشق و احساس را سپر دیدگاههای نادرست خود می کنند.  ارد بزرگ


هنگام گسست و بریدن از همه چیز ، می توانی بسیاری از نداشته ها را در آغوش کشی . ارد بزرگ


خودبینی ، خواستگاهش درون است که آدمی را شیفته خویش می سازد و وارون بر این خواستگاه افتادگی پیرامون ماست ، که همگان را به سوی ما می کشاند .  ارد بزرگ


در خواب می توانی نیروی روان خویش را بنگری . ارد بزرگ


بدبخت کسی است که نمی تواند ناراستی خویش را درست کند . ارد بزرگ


میان اشک مرد و زن فاصله و بازه ای از آسمان تا زمین است . ارد بزرگ


آنگاه که شب فرا رسید و همه پدیدگان فرو خُفتند ابردریاها به پا می خیزند، آیا تو هم بر می خیزی ؟ ارد بزرگ


آنکه نمی تواند از خواب خویش برای قراگیری دانش و آگاهی کم کند توانایی برتری و بزرگی ندارد . ارد بزرگ


گیتی همواره در حال زایش است و پویشی آرام در همه گونه های آن در حال پیدایش است . ارد بزرگ


بزرگترین نابکاری آن است که بپنداریم برای آنکه برترین باشیم باید دست به ویرانگری چهره دیگران بزنیم . ارد بزرگ


وارونگی آدمیان و جانوران در پویایی اندیشه و دانش  است ولی آدمی هر دم می تواند به رفتار و خوی بسیار بربرگونه دست یابد و دست به هر بزهی بزند که پلیدترین جانوران هم در بایسته ترین هنگامه از انجام آن می پرهیزند . ارد بزرگ


هنر خوراک روان و هنرمند آفریننده آن است . بارگاه هنر  با هیچ جایگاهی درخور ارزیابی نیست . ارد بزرگ


شورشهای آدمیان ، با بسامدهای پر نیروی کیهان خیلی زود به سامانه درست خویش باز می گردد . ارد بزرگ


سازگاری با زیستگاه و تلاش برای بهتر شدن جایگاه کنونی ویژگی ناب آدمهای پاک است .  ارد بزرگ


سربازی که می ترسد ، جان خود و  دیگر سربازان را به خطر می افکند . ارد بزرگ


همواره آدمیان محیط  و چنبره بدی و پلیدی را با دانش و اندیشه برتر خویش بسته و بسته تر می سازند . ارد بزرگ


بسیاری از جنگها و آوردهای مردمی از روی نبود شناخت و آگاهی آنها نسبت به یکدیگر بوده است . ارد بزرگ


خوار نمودن هر آیین و نژادی به کوچک شدن خود ما خواهد انجامید . ارد بزرگ


فزون خواهی برای داشته های ما زیانبار است . ارد بزرگ


افزایش ناگهانی مردم سبب کاهش ادب ،فرهنگ و فرهیختگی می گردد آنهم از آن رو که نسل و تبار پیش از آن نمی تواند بایستگیها و وظایف خویش را همچون آموزگار بدرستی انجام دهد . ارد بزرگ


آنانیکه خویی جانور گونه دارند و تنها در پی زدودن گرفتاریهای خویشتن و یا گهگاه افزایش قلمروی زمینی خویش هستند بزهکاران روزگارند. باید گفت نشانه آنها بر گیتی هم تراز ریگ کوچکی در کرانه دریای آدمیان نیز نخواهد بود . ارد بزرگ


تاراج و شورش هیج گاه بهانه تاراج  و شورش دیگر نیست . ارد بزرگ


جشن های بزرگ انگیزه افزایش باروری و پویایی آدمیان می شود . ارد بزرگ


خوش نامی بزرگترین فر و افتخار هر آدمی است . ارد بزرگ


بسیاری از چیزهای را که می خواهیم داشته باشیم می توانیم با نشان دادن توانمندی خویش به آسانی بدست آوریم . ارد بزرگ


پیش از آنکه با کسی پیمانی ببندید ، دمی درباره توانایی خود در اجرای آن بیندیشید و سپس پاسخ گویید . ارد بزرگ


برای ربودن دل آدمیان باید بر هم پیشی گرفت و این  زیباترین آورد زندگی است . ارد بزرگ


جز نامیدی و افسردگی هیچ بن بستی در زندگی آدمی نیست . ارد بزرگ


دیدگاه خوب مردم ، بهترین پشتیبان برگزیدگان است . ارد بزرگ


خود را برای پیشرفت مردم ارزانی دار تا مردم پشتیبان تو باشند . ارد بزرگ


آنگاه که سنگ خویشتن را به سینه می زنید نباید امید داشته باشید همگان فرمانبردار شما باشند . ارد بزرگ


تا چیزی از دست ندهی چیز دیگری بدست نخواهی آورد این یک هنجار همیشگی است . ارد بزرگ


تبهکار همیشه نگران کیفر خویش است حتی اگر بر زر و زور لمیده باشد و این بسیار درد آور است چرا که سایه کیفر همواره در برابر دیدگانش است . ارد بزرگ


سختی های بزرگ به آدمی نیرویی دو چندان می بخشد . ارد بزرگ


اگر برای رسیدن به آرزوهای خویش زور گویی پیشه کنیم ، پس از چندی کسانی را در برابرمان خواهیم دید که دیگر زورمان بدانها نمی رسد . ارد بزرگ


فرهنگ های همریشه ، انگیزه ای توانمند است که موجب همبستگی کشورها در آینده می گردد . ارد بزرگ


آب و هوا ، بر جهان بینی ، پبوندهای مردمی و اندیشه ما تاثیرگذار است . ارد بزرگ


اهل فرهنگ و هنر ، سازندگان آینده اند . ارد بزرگ


شالوده و زیربنای گسترش هر کشور ، فرهنگ است . ارد بزرگ


با گذشت ، شما چیزی را از دست نمی دهید بلکه بدست می آورید . ارد بزرگ


آنکه به سرنوشت میهن و مردم سرزمین خویش بی انگیزه است ارزش یاد کردن ندارد . ارد بزرگ


شکست های زندگی ، درهای پیروزی را  می گشاید و خودپسندی درهای پیروزی را یکی پس از دیگری می بندد . ارد بزرگ


کوشش های سیاسی برای جوانان ، مردابی مرگبار است . ارد بزرگ


آنانکه پژوهش کرده اند تنها کمی به داشته های درونی خویش و رازهای کیهانی آشنا شده اند و این رویکرد نمی تواند دستاویزی برای کوچک شمردن دیگر کسان گردد چرا که بسیاری به این رازها پی می برند بی کوچکترین بررسی و پژوهشی، آنها با کار و همچنین نگرش در نمایه های هستی به بسیاری از ناگفته ها پی می برند .  ارد بزرگ


هیچ دوستی بهتر از تنهایی ، برای اهل اندیشه نیست . ارد بزرگ


برای آنکه همواره دوستانمان را نگاه داریم بهتر است همواره فاصله و بازه ای میان خود و آنها داشته باشیم  . ارد بزرگ


اگر می خواهی دوستیت پا برجا بماند هیچ گاه با دوستت شریک مشو . ارد بزرگ


آدم خودباور ، هیچ گاه برای رسیدن به مادیات ، ارزشهای آدمی را زیر پا نمی گذارد . ارد بزرگ


آزمودگی آدمها ، از زر هم با ارزشتر است . ارد بزرگ


پیران فریبکار، آتش زندگی جوانانند . ارد بزرگ


هنرمند و نویسنده  مزدور ، از هر کشنده ای زیانبارتر است . ارد بزرگ


بزرگواری ، بی مهر و دوستی بدست نمی آید . ارد بزرگ


اگر جانت در خطر بود بجای پنهان شدن بکوش همگان را از گرفتاری خویش آگاه سازی . ارد بزرگ


پشتیبانی از داشته دیگران ، پشتیبانی از داشته خود ماست . ارد بزرگ


هیچ گاه در برابر فرزند ، همسرتان را بازخواست نکنید . ارد بزرگ


هنگامی که می خواهی وظیفه و بایسته خویش را انجام دهی از کسی فرمان نگیر .  ارد بزرگ


همای بخت بر شانه ات نخواهد نشست مگر آنکه شانه ای به گستره و پهنای کوهستان داشته باشی . ارد بزرگ


برای رسیدن به کامیابی نباید از شکست های پیشین خیلی ساده بگذرید ، شناخت موشکافانه آنها ، پیشرفت شما را در پی خواهد داشت . ارد بزرگ


هیچ گاه عشق به همدم را پاینده مپندار و از روزی که دل می بندی این نیرو را نیز در خویش بیافرین که اگر تنهایت گذاشت نشکنی و اگر شکستی باز هم نامید نشو  چرا که آرام جان دیگری در راه است . ارد بزرگ


بدان همواره آنکه برای رسیدن به تو از همه چیزش می گذرد روزی تنهایت خواهد گذاشت، این هنجار دردناک زندگی است . ارد بزرگ


تنها مادر و پدر خواست های فرزند را بی هیچ چشم داشتی بر آورده می سازند . ارد بزرگ


در بلند هنگام هیچ نیرویی نمی تواند در برابر فرهنگ و هنر ایستادگی کند . ارد بزرگ


در دوی زندگی ، همیشه هماورد را شانه به شانه ات بپندار و همیشه با خود بگو تنها یک گام پیشترم ، تنها یک گام . ارد بزرگ


هیچ گاه هماورد خویش را کوچک مپندار چون او بهترین دوست توست او انگیزه پیشرفت و پویش می دهد . ارد بزرگ


اگر می خواهی کسی را بزرگ کنی ، پیوسته از او به دشمنی یاد کن . ارد بزرگ


پیش نیاز دلیر بودن بدنی ورزیده نیست ، گاهی آدمهای سبکبار، پشت کوهستان را هم به خاک مالیده اند . ارد بزرگ


خموشی در برابر بدگویی از دوستان ، گونه ای دشمنی است . ارد بزرگ


دریاها نماد فروتنی هستند . در نهاد خود کوه هایی بلندتر از خشکی دارند ولی هیچ گاه آن را به رخ ما نمی کشند . ارد بزرگ


سامانه همه گیر هستی با آنکه یکنواخت پنداشته می شود ولی رو به پویش و پیشرفت است . گردش آرام هستی نباید ما را فریب دهد ، ما بخشی از یک برنامه بزرگ و پیشخواسته در کیهان هستیم  که پیشرفت را در نهاد خود دارد .  ارد بزرگ


پوزش خواستن از پس اشتباه ، زیباست حتی اگر از یک کودک باشد. ارد بزرگ


در هنگام توانایی اگر بستانکاری دیگران را ندهی ، بویژه هنگامی که او درمانده باشد ، فر و جایگاه خویش را برای همیشه از دست می دهی . ارد بزرگ


میهمانی های فراوان  از ارزش آدمی می کاهد ، مگر دیدار پدر و مادر . ارد بزرگ


خویشتن و مردم را هنگامی می شناسی ، که تنها شوی . ارد بزرگ


همیشه بین خود و همسرت بازه ای را نگاهدار تا به خواری گرفتار نشوی . ارد بزرگ


خوارترین کارفرما کسی است که با ندادن و یا کم کردن دستمزد زیر دست فرمانروایی می کند . ارد بزرگ


بخشیدن تخت و اورنگ به خویشاوندان ، از زبونی است . ارد بزرگ


بهترین آموزگار استاد ، شاگرد اوست . ارد بزرگ


اگر می خواهی بزرگ شوی ، از کردار نیک دیگران فراوان یاد کن . ارد بزرگ


هرگز به کودکانتان نگویید پیشه آینده اش چه باشد همواره به او ادب و ستایش به دیگران را آموزش دهید چون با داشتن این ویژگیها همیشه او نگار مردم و شما در نیکبختی خواهید بود و اگر اینگونه نباشد هیچ پیشه ای نمی تواند به او و شما بزرگواری بخشد . ارد بزرگ


هیچ گاه برای آغاز دیر نیست ، همین بس که به خود بگویم این بار کار نا تمام را ، پایان می دهم . ارد بزرگ


میان گام نخست و آرمان بازه ای نیست ، آنچه داریم  اندازه نیروی کنونی ماست . ارد بزرگ


در پشت هیچ در بسته ای ننشینید  تا روزی باز شود . راه کار دیگری جستجو کنید  و اگر نیافتید همان در را بشکنید . ارد بزرگ


فرودستان ، در بهترین هنگامه هم ، بهانه های فراوان ، برای انجام ندادن کار های خویش دارند . ارد بزرگ


هیچ گاه از داشتن دشمن نترس ، از انجام ندادن درست آرمان های خویش بترس . ارد بزرگ


رایزنی با خردمندان ، پیروزی در پی دارد . ارد بزرگ


آنانیکه سامان و پویندگی در کیهان را دروغ می پندارند ، همواره در اندیشه کین خواهی و حمله به جهان پیرامون خویش هستند . زندگی خود و نزدیکانشان را تباه می سازند  و سرانجام در برآیندی بزرگتر از هستی ناپدید می شوند . ارد بزرگ


به کوهستان می نگرم ، درونم سرشار از نیرو می شود کوهها سر فرود می آورند ، و می گویند : باز ما را درخواهی نورد . ارد بزرگ


امیدوار مباش دیگران همراهیت کنند ، تنها به درمان دردهای روزگار خویش بیاندیش .  ارد بزرگ


مردمان توانمند در میان جشن و بزم  نیستند . آنها در هر دم به آرمانی بزرگتر می اندیشند  و برای رسیدن به آن  در حال پیکارند . ارد بزرگ


مستمند کسی است ، که دشواری و سختی ندیده باشد . ارد بزرگ


قهرمان های آدمهای کوچک ، همانند آنها زود گذرند . ارد بزرگ


نامداری بی نیک نامی ، به پشیزی نمی ارزد . ارد بزرگ


دوستی که نومیدنامه می خواند ، همیشه سوار تو  و پیشدار دورخیزهای بلندت خواهد شد . ارد بزرگ


آن که پند پذیر نیست ، در حال افتادن در چاله سستی و زبونی است . ارد بزرگ


دست استاد خویش را ببوس ، چون او هم پدر است هم پرورنده خرد . ارد بزرگ


با ترشرویی به میان مردم رفتن ، تنها از بیماران ساخته است .  ارد بزرگ


مادر و پدر ، زندگیشان را با فروتنی به فرزند می بخشند .  ارد بزرگ


فرومایگان پس از پیروزی ، همآورد شکست خورده  خویش را به ریشخند می گیرند . ارد بزرگ


اگر دشمنت با روی خوش نزدیکت شد ، در برابرش خموش باش و تنهایش بگذار . ارد بزرگ


دل کیهان را اگر بگشاییم این سخن را خواهیم شنید " هر کنشی واکنشی را در پی دارد " پس بر این باور باشید ! همه کردار ما چه خوب و چه زشت ، بی بازگشت نخواهد بود . ارد بزرگ


بی مایگی و بدکاری پاینده نخواهد بود ، گیتی رو به پویندگی و رشد است . با نگاهی به گذشته می آموزیم  آدمیان، اشتباهاتی همچون : برده داری ، همسر سوزی و ... را رها نموده است ،  خردورزی ! آدمی را پاک خواهد کرد .  ارد بزرگ


همواره تنهایی ، توانایی به بار می آورد .  ارد بزرگ


برای پرش های بلند ، گاهی نیاز است چند گامی پس رویم . ارد بزرگ


سرپرستانی که از ارزش سربازی می کاهند ، و پدر و مادرانی که ، پیشدار میهنداری فرزندان خویش می شوند ، به کشورشان پشت کرده اند  . ارد بزرگ


یک آموزگار می تواند با رفتار و گفتارش کشوری را دگرگون سازد . ارد بزرگ


پیامد دانایی ، پذیرفتن بار ساماندهی دیگران است .  ارد بزرگ


هنرمندان ناب ، هر روز در برابر دیدگان مردم نیستند . ارد بزرگ


نیرنگ پیران بدنهاد ، تنها با مرگ به پایان می رسد . ارد بزرگ


نمی توان امید داشت ، آدم های کوچک رازهای بزرگ را نگاه دارند. ارد بزرگ


آنکه به خرد توانا شد ، ترس برایش نامفهوم است . ارد بزرگ


کین خواهی از خاندان یک بدکار ، تنها نشان ترس است ، نه نیروی آدمهای  فرهمند . ارد بزرگ


از آه و نفرین بزرگان و ریش سفیدان هر ایلی باید ترسید . ارد بزرگ


گیتی در جنگ و آوردی بزرگ در گردش است . اندیشه و تلاش خردمندان از یک سو و پوزخند اهریمن و روان دیوپیشگان از سوی  دیگر ، معرکه این جهان گذارا  است . ارد بزرگ


دودمانی که بزرگان و ریش سفیدانش خوار باشند ، به کالبد بی جانی ماند که خوراک جانوران دیگر شود . ارد بزرگ


در برف ، سپیدی پیداست . آیا تن به آن می دهی ؟ بسیاری با نمای سپید نزدیک می شوند که در ژرفنای خود نیستی بهمراه دارند .  ارد بزرگ


دودمان بی نیا و مرد کهن ، به هزار آیین اهریمنی گردانده می شود . ارد بزرگ


گِره های که به هزار نامه دادگستری باز نمی شود ، به یک نگاه و یا ندای ریش سفیدی گشاده می گردد . ارد بزرگ


اگر نتوانیم به تبار خویش سامانی درست دهیم ، مانند این است که در خانه ایی بی دیوار زندگی می کنیم  . ارد بزرگ


اندیشه و سخن ریش سفیدان برآیند بردباری ، مردمداری و سرد و گرم چشیدگی روزگار است .  ارد بزرگ


ریش سفید داراترین به اندیشه است نه به دارایی و اندوخته . ارد بزرگ


دانش امروز  فر بسیاری در پی داشته ، اما  نیروی جاری سازی آرامش به روان ما را ندارد . امنیت را  بزرگان خردمند به ما می بخشند .  ارد بزرگ


ریش سفیدان ، زنجیر ارتباط نسل ها هستند . و قوم بدون ریش سفید ، گذشته ای کم رنگ دارد و  آیین های به جای مانده ، به هزار گونه ، تفسیر می شود . ارد بزرگ


آنانکه تیشه به ریشه بزرگان و ریش سفیدان می زنند خود و فرزندانشان را بی پناه خواهند ساخت . ارد بزرگ


برای نزدیکی و همگرایی قوم خویش ، کمک بهم و ستیز با نادانی و ناراستی را پیش گیرید .  ارد بزرگ


نادانی ، خودخواهی به بار می آورد . ارد بزرگ


هیچ پیر جهان دیده ای منکر برآیند زهرآلود ، دارایی حرام در زندگی آدمی نیست . ارد بزرگ


آسودگی آدمی ، به گنج و دینار نیست که به خرد است و روشن بینی . ارد بزرگ


نیکی برآیند خرد است ، در دل و روان آدمی . ارد بزرگ


آسیب دیده همیشه درهای رویاهایش کوچک و کوچکتر می شود ، مگر با امید که شرایط ما را دگرگون می سازد . ارد بزرگ


پیران جهان دیده برای گفتگو  مانع تراشی نمی کنند . ارد بزرگ


اسنخوان بندی فریاد ، پاسخ هزاران ستم بی صداست . ارد بزرگ


آنکه می دزدد ، جز حق خویش چیزی نمی ستاند . اما این ستاندن نفرین و خواری ابدی در پی دارد . ارد بزرگ


جام عمر را جز با می دلدادگی به خرد و دانش پر مکن . ارد بزرگ


راز اندوختن خرد ، یکرنگی است و بخشش . ارد بزرگ


خواسته مراد از مرید خاموشی و ژرف نگریست ، و خواهش مرید از مراد ، نشان دادن مسیر پیشرفت .  ارد بزرگ


آنگاه که نمی دانم چه می گویم ، جز راستی چیزی بر زبانم جاری نیست . ارد بزرگ


برای ماندگاری ، رویایی جز پاکی روان نداشته باش . ارد بزرگ


یاد اشک و شیفتگی ، آویزه خاموش دلهاست . ارد بزرگ


خودت را بشناس اما به آن مبال  . ارد بزرگ


راه آشتی را کسی باید بیابد که خود سبب جدایی شده است .  ارد بزرگ


نگاه زمینیان ،  تهی است از انوار آسمانیان . ارد بزرگ


بسیاری در پیچ وخم  یک راه مانده اند و همواره از خویشتن می پرسند : ما چرا ناتوان از ادامه راهیم . بدانها باید گفت می دانی در کجا مانده ای؟ همانجای که خود را پرمایه دانسته ای. ارد بزرگ


بسیاری بخاطر برآیند هنجارهای درونی اشان بین نمای سپید  و پاکی در اشتباهند . ارد بزرگ


ره آورد سفر در درون آدمی ،  به جز خرد و پیشرفت نیست . ارد بزرگ


رهایی و آزادی ، برآیند پرستش خرد است و دانایی . ارد بزرگ


آدم خردمند ، تار و پودهای اصلی زندگی را می یابد . ارد بزرگ


کردار ناپسند خویش را با دارایی زیاد هم نمی توانی پنهان سازی . ارد بزرگ


پرتگاه می تواند به وجدآورنده روان و یا کشنده جسم باشد . ارد بزرگ


خودآختگی قابلیتی است که بسیاری ندارند . ارد بزرگ


نکات سخت هم اساسی ساده دارند . ارد بزرگ


سرود طبیعت ضربانی ملایم و کشیده دارد . ارد بزرگ


برای نوشیدن شهد بهشت ، هموار نگاهت به راستی باشد و درستی . ارد بزرگ


برای آنکه روانت را بپروری ، ابتدا با خود یکی شو . ارد بزرگ


کاهلی خشم بدن را در پی دارد و چه زود با لرزش و تلاتم آن را بروز می دهد . ارد بزرگ


سفر ، نای روان است برای اندیشه و آرمان بزرگ فردا . ارد بزرگ


بازده خرد برای اهل معنا ، کلام سکرآور است . ارد بزرگ


خموشی ، دری به سوی نگاه ژرف تر است . ارد بزرگ


برای دلهره شبانگاهان ، نسیم گرما بخش خرد را همراه کن . ارد بزرگ


ستایشگر همیشه بر ستایش شونده در حال پیشی گرفتن است . او یاد می کند و دلدار برآورده می سازد . ارد بزرگ


کسی که همسر و کودک خویش را رها می کند ، در پی خفت ابدیست . ارد بزرگ


برای آنکه پرواز کنی ، پیکر خویش را به حال خود رها مکن . ارد بزرگ


به هنگام نکوهش هنگامه باران ، به بهره اش نیز بیاندیش . ارد بزرگ


در زندگی نادان سرانجام یک گره  ، صدها گره باز نشدنی است  . ارد بزرگ


با بردباری همه چیز در چنگ توست .  ارد بزرگ


در کنارمان دلبر هست و اگر نیست ، در سفر رسیدن به اویم . پس تنهای وجود ندارد . ارد بزرگ


برای کسب گنج سکوت ، بارگاه دانش ات را بزرگتر بساز . ارد بزرگ


برای آنکه به فرودستی گرفتار نشویی ، دست گیر آدمیان شو . ارد بزرگ


روان مردگان و زندگان در یک ظرف در حال چرخش اند . ارد بزرگ


پر حرفی در هنگام اندرز ، از اثر آن می کاهد . ارد بزرگ


با خرد ، به سرچشمه پاکی بیاندیش . آدمی گاهی مبدا را اشتباه می گیرد ، برسان زمانی که رودها را سر چشمه  دریاها می نامد ، حال آنکه ابرها از دریاها برمی خیزند و  رودها و چشمه ها را لبریز می کنند . ارد بزرگ


به ارزش نگاه دوست را هنگامی پی می بری که در بند دشمن و بدسگالان باشی . ارد بزرگ


تاریکی در زندگی ماندگار و ابدی نیست ، برسان روشنایی . ارد بزرگ


راهی جز نرمش و بازی با هستی نیست . ارد بزرگ


روشنایی روز  ، دلیل و برهان نمی خواهد . ارد بزرگ


هنگامه شادمانه سرودن  و بنواختن ، چه زود گذر و کوتاه است . ارد بزرگ


میرآب ، به اندازه دهد ، همه دشت سبز باقی خواهد ماند . ارد بزرگ


شب زندگی برای خردمند ، همچون روز روشن است . ارد بزرگ


اندرز جوان باید کوتاه ، تازه و داستان وار باشد . ارد بزرگ


هرگز هنگام گام برداشتن به سوی آرمان بزرگ ، نگاهت به آنانی که دستمزد خویش را پیشاپیش می خواهند نباشد ! تنها به توانایی های خود اندیشه کن . ارد بزرگ


در هستی جنبش حشرات هم چهار چوبی دارد . ارد بزرگ


اگر بر ساماندهی نیروهای خود توانا نباشیم ، دیگران سرنوشتمان را می سازند . ارد بزرگ


تنها با از خودگذشتگی برای دیگر آدمیان می توان جاودانه شد . ارد بزرگ


خار های کوچک  زخم به جان نمی زنند ، بلکه با او می آمیزد برای روزهای سختر . ارد بزرگ


سخن های پست ، آدمهای حقیر را جذب و خردمندان را فراری می دهد . ارد بزرگ


بی گمان اولین باژ ، آخرین باژ نخواهد بود . ارد بزرگ


با احساس می شود پند و اندرز داد اما سامان دهی به کشور نیاز به هنجار و چهارچوبی توانمند دارد . ارد بزرگ


سرایش یک بیت درست از زندگی ، نیاز به سفری ، هفتاد ساله دارد . ارد بزرگ


پشیمانی، اولین گام برای پوزش است. ارد بزرگ


استخوان بندی شهرها در دیوار است و بزرگداشت . ارد بزرگ


نماز عشق ترتیبی ندارد چرا که با نخستین سر بر خاک گذاردن ، دیگر برخواستنی نیست . ارد بزرگ


آدم خودبین ، چاره ای جز فرود آمدن ، ندارد . ارد بزرگ


یکی از بزرگترین خوشبختی ها ، خدمت بیشتر به مردم است . ارد بزرگ


ستایش ، هنگام نو رُستن را .  ارد بزرگ


آه و بردباری ، ریشه هر دیوزاد ، و بد خویی را ، خواهد کَند . ارد بزرگ


آدم مادیگرا جادهای احساسش  ،  کم رفت و آمد است . ارد بزرگ


کلید رازهای بزرگ ، در ژرفای کمی نیست . ارد بزرگ


گسستن دو همسر می تواند خاندانی را از هم بپاشد . ارد بزرگ


رویش باغ سکوت ، در هنگامه خروش و همهمه ارزشش را نشان می دهد .  ارد بزرگ


نادانی و پستی یک نفر در گذشته ، نمی تواند میدان انتقام از خاندان او باشد . ارد بزرگ


آدمیانی مانند گل های لاله ، زندگی کوتاه در هستی  و نقشی ماندگار در اندیشه ما دارند . ارد بزرگ


رازها در هنگامه شادی و بازی آدمی است . نکته فراموش شده جهان اندیشه ، تعریف درست این حالت هاست .  ارد بزرگ


این دیدگاه اشتباست که بپنداریم مرد توانا ، فرزندی همچون خود خواهد داشت .  ارد بزرگ


ریگهای ساحل خرد ، نشیمنگاه پندارهای پاک و شبانه توست . ارد بزرگ


خرد ابتدا به اندیشه پناه می برد . ارد بزرگ


پیوند پاک ، پیوندی ابدی است . ارد بزرگ


آنانکه از رسیدن به ریشه ها هراس دارند ، در روزمرگی دست و پا می زنند .  ارد بزرگ


سخن بدون پشتوانه ، یعنی گزاف گویی . ارد بزرگ


شناور بودن خرد آدم در جهان احساس  به او میدان بروز و رشد هنر را داده است . ارد بزرگ


خودخواهی ، کاشی سادگی  روانت را ، خواهد شکست . ارد بزرگ


نگارنده و سخنگویی که دیگران را کوچک و خوار می نامد ، خود چیزی برای نمایش و بروز ندارد . ارد بزرگ


تمنای واپسین آدمی ، شناور شدن در بسامدهای گیتی است .  ارد بزرگ
بسامدها : امواج


کسی که درد روشنگری و بازگویی تجربه را ندارد خود نیز زمانی برای بهره از آن را نخواهد یافت .  ارد بزرگ


برای کسب خرد ، سختی را بر خود هموار کن .  ارد بزرگ


کژی و ناراستی ، شکاف و رخنه گاه اندیشه اهریمن خواهد شد . ارد بزرگ


تبار بی ریش سفید ، همچون خانه بی سقف است . ارد بزرگ


آدمی با کینه ، زندگی را بر دوستان نیز تنگ می کند . ارد بزرگ


جفتت اگر پرید برای پریدن عجله نکن .  ارد بزرگ


خودخواه ، تجربه سخت تنهایی را ، پیش رو دارد . ارد بزرگ


این سخن پذیرفته نیست که : "پیکر بزرگترین زندان روان آدمی است" باید گفت پیکر بهترین دوست و همدم زندگی این جهانی روان است چرا که همیشه بدون کوچکترین بهانه ای بدنبال خواسته های او می دود . این که گفته شود روان در بند بدن است و باید زودتر آزاد شود تا به دیدار دلدار بشتابد ، اشتباه است چون هم او بدن را به روان هدیه نموده است کسی که دلدار می خواهد باید به خواست او تن دهد . ارد بزرگ


چهار چوب نگاه ما زمینی است ، اما برآیند اندیشه ما جنبه آسمانی نیز پیدا می کند . ارد بزرگ


شباهنگام برای خانواده و نزدیکانت نامه بنویس و در روز برای اربابان و سرپرستان  .  ارد بزرگ


بن و ریشه هستی مانند گردونه ای دوار است  که همه چیز را گرد رسم کرده است برسان : گردش روزها ، چرخش اختران و ستارگان ، چرخش آب بر روی زمین ، زایش و مرگ ، نیکی و بدی ، گردش خون در بدن ، حرکت اتم و  ... ارد بزرگ


یک آموزگار خام می تواند مدتها شاگردان خویش را سرگردان کند . ارد بزرگ


هنگامه رهایی اهریمن ، هنگام دربند شدن توست . ارد بزرگ


ناتوان ترین آدمیان، آنانی هستند که نیروی بدنی خویش را به رخ دیگران می کشند . ارد بزرگ


صدها راه برای پند و اندرز دادن وجود دارد اما بیشتر بدترین گونه آن ، که همان رو راست گفتن است را برمی گزینیم . ارد بزرگ


نتیجه گیری زود پس از رخدادهای مهم زندگی از بی خردی است .  ارد بزرگ


کسی که چند آرزوی درهم ورهم دارد به هیچ کدام از آنها نمی رسد مگر آنکه با ارزشترین آنها را انتخاب کند و آن را هدف نهایی خویش سازد  . ارد بزرگ


اگر شیفته کارت نباشی ، روانت بیمار می شود و در نهایت پیکرت از پای در خواهد آمد .  ارد بزرگ


زیباترین خوی زن ، نجابت اوست . ارد بزرگ


آیا از بخشندگی و مهربانی که نخستین حالات خداوند است ، در ما نشانی هست ؟  ارد بزرگ


هیچ کس و هیچ چیز نمی تواند مانع پویندگی ما شود . ارد بزرگ


بدگویی ، رسوایی در پی دارد .  ارد بزرگ


گاهی هدف خود ، سد دید آدمیست باید دور شد و آنگاه برگشت چه درخشان هویداست .  ارد بزرگ


اندوخته ای با ارزشتر از تندرستی ، نمی شناسم . ارد بزرگ


با ولخرجی تنها مال نمی رود ، زمان ارزشش فراتر است ، و آن هم نابود می شود . ارد بزرگ


اگر آماده نباشیم ارزشمندترین زمان ها را نیز از دست خواهیم داد ، و کسی که آماده نیست بخت کمتری برای پیروزی خواهد داشت ، آمادگی یعنی بروز بودن در هر حرفه و کاری . ارد بزرگ


شهامت گله ، ناشی از چوپان بیدار است . ارد بزرگ


بیچاره مردمی که فرمانروایانش  رایزن ! ، و رایزنانشان فرمانروا هستند .  ارد بزرگ


بخش بزرگی از ادب آدمی برآیند ریشه نژادی و خانوادگی است .  ارد بزرگ


ساده باش ، آهوی دشت زندگی ، خیلی زود با نیرنگ می میرد . ارد بزرگ


کار ، بهترین تسکین دهنده ، افکار پریشان ، و غم است . ارد بزرگ


رایزنی که کار ، اجرایی می کند ، قابل اعتماد نیست . ارد بزرگ


برای شناخت آدمیان ، بجای کنکاش در اندیشه تک تک آنها ، بدنبال شناخت پیشوای انگاره و خرد آنها باشید . ارد بزرگ


تن پوشی زیباتر از سرشت و گفتار نیکو سراغ ندارم . ارد بزرگ


کودکی که گناه خویش را بدون پرسش ما به گردن می گیرد در حال گذراندن نخستین گام های  قهرمانی است  .  ارد بزرگ


کیهان دارای ساختاری هدفمند است . این ساختار به آن پویایی بخشیده ، و برآیندی شگرف ، در آن بر جای می گذارد . ارد بزرگ


تنهایی برای جوان ارزشمند ، و برای پیر آزار دهنده است . ارد بزرگ


هر قدر به دیگران احترام بگذاریم ، به ما احترام خواهند گذاشت . ارد بزرگ


آینده جوانان را از روی خواسته ها ، و گفتار ساده اشان ، می توان پی برد ، نپنداریم که میزان دارایی و یا امکانات آنها ، دلیلی بر پیروزی و  شکست آنهاست ، تنها مهم خواسته و آرزوی آنهاست . ارد بزرگ


کسی که می ماند و نمی پرد به یک راز بزرگ آگاه گشته و آن فلسفه پرواز است. ارد بزرگ


چه بسیار گردن کشانی که به آنی دچار  زبونی شدند . ارد بزرگ


آنکه کارش را دوست ندارد خیلی زود پیر می شود . ارد بزرگ


نخستین گام بهره کشان کشورها ، ابتدا نابودی بزرگان و ریش سفیدان است و سپس تاراج دارایی آنها . ارد بزرگ


آنکه در بیراهه قدم بر می دارد آرمان و هدف خویش را گم کرده است . ارد بزرگ


اگر روانتان در گفتگویی مورد حمله قرار گرفت  شما با کلمات نمی توانید بیزاری از واژها بجویید ، تنها سکوت و ترک گفتگو ، نجات دهنده روان آسیب دیده شماست . ارد بزرگ


نگاه آدمهای کوچک ، چه زود پر می شود و لبریز .  ارد بزرگ


اگر در بند زندگی روزمره تان شوید نمی توانید گامی بسوی بهروزی بردارد .  ارد بزرگ


ارزش پیمان شکن ، باندازه کفن هم نیست .  ارد بزرگ


آنکه برای بهروزی آدمیان تلاش می کند و راه درست را نشان می دهد بارها و بارها می زید و تا یاد و سخنش جاریست او زاده می شود و باز هم . ارد بزرگ


هر پیوستنی آگاهی و میوه ای نو ارمغان می آورد . ارد بزرگ


با ، رفته گان به جهان دیگر، نتوان همراه شد ، که  این کوشش و همراهی عمر را  بباد می دهد . ارد بزرگ


آنکه زیبایی خرد را ندید ، گرفتار زیبایی آدمیان شد و بدین گونه از هر چه داشت تهی گشت . ارد بزرگ


وزن یک تهمت ، سنگین تر از هزار هزار دشنام است . ارد بزرگ


بدخو ، عمرش کم است . ارد بزرگ


زیبارویی که می داند ، زیبای ماندنی نیست ، پرستیدنی است . ارد بزرگ


مرد دلیر بهنگام ستیز و نبرد ، همراهانش را نمی شمارد . ارد بزرگ


همیشه بدنبال سرنوشتی بهتر برای خود باش ، و اگر کسب دانش  آرمانت است هر آنچه در این مسیر رنج ببری ارزشش را دارد . ارد بزرگ


آغاز هر روز، نو شدنی دوباره است ، و زمانی برای پویایی بیشتر . ارد بزرگ


اهل خرد و فرهنگ همیشه زنده اند . ارد بزرگ


خاموشی بیشه نبرد ، فریادها در سینه دارد .  ارد بزرگ


بداندیش همیشه ، کارش گره  می خورد . ارد بزرگ


نادان همیشه از آز و فزون خواهی خویش خسته است . ارد بزرگ


فرزند نانجیب ، آتش عمر پدر است . ارد بزرگ


از سفر کرده ، ارزش سرزمین مادری را بپرس . ارد بزرگ


مردی که همسرش را به درشتی بیرون می کند ،  به اشک به دنبالش خواهد دوید . ارد بزرگ


چو گرمای تن مردان کهن به آسمان پر کشید با یادشان اندیشه هواخواهان خویش را گرما دهند .  ارد بزرگ


آنکه راستی نپوید گرفتار آمیزش با اهریمن است ، فرزند این آمیزش فتنه است و شورش . ارد بزرگ


غروب جان آدمی ، سپیده دمی به جهان دیگر است . ارد بزرگ


میوه کشتن ، کشته شدن است . ارد بزرگ


سرآمد دشواری و سختی دانایست و دانا چشم خویش را بر  بسیاری از زیبایی های زود گذر گیتی خواهد بست . ارد بزرگ


هر آنکه خردمندتر است  اهریمن بیشتر به او حمله می کند . در میدان جنگ و آورد او هزاران فتنه و افسون کشته شده را خواهی دید . ارد بزرگ


روز های خوش برای کژاندیش بسیار کوتاه و روز کیفر بسیار دراز . ارد بزرگ


اندرز پیران ، بیشتر زمان ها مملو از خون و درد است که بدبختانه جوان از فهم آن ناتوان است . ارد بزرگ


چه نشانی از بد اندیش بجاست ؟ هیچ . ارد بزرگ

[+] نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 11:33 PM | |

سخنان حکیمانه بزرگمهر

سخنان حکیمانه بزرگمهر

ستوده و نیک فرجام کسی است که دادگر و نیکنام و در کردار و گفتار به هنجار باشد . بزرگمهر بختگان



آنچه دلخواه همه است جز تن درستی نیست ، که اگر کسی روزی از آن محروم شد آرزویی جز بدست آوردنش ندارد . بزرگمهر بختگان



فر و شکوه زمانی فزونی می یابد که دانا نزدمان ارجمند باشد ، و کام بدخواه را به زهر بی اعتنایی بیالایم . بزرگمهر بختگان



برترین دانش ها یزدان پرستی است . بزرگمهر بختگان



دانایان روشندل می دانند که دوران زندگی دراز نیست ، تن آدمی از این جهان است و روان از سرای دیگر . بزرگمهر بختگان



دل در آرزوی آنچه دسترسی بدان متصور نیست نباید بست ، از آنکه مایه رنج تن و بلای جان است . بزرگمهر بختگان



کسی در شمار دانایان است که بر آنچه از دستش رفته افسوس نخورد  ، از نایافته به رنج نباشد ، چون در طلب مرادی با سختی رویا رو شود سست نگردد و دل به ناامیدی نسپارد . بزرگمهر بختگان



خود را با هوس نزدیک مکن که خرد از تو روی بر می تابد . بزرگمهر بختگان



اگر خرسند و رضا باشی زندگی به دلخواه می سپاری . بزرگمهر بختگان



در آیین خرد در هر کاری اندیشه باید . بزرگمهر بختگان



برای آدمی دشمن دانا از دوست نادان بهتر است . بزرگمهر بختگان



دیو کین و دیو سخن چینی گزنده است . سخن چین هرگز جز به دروغ لب نمی گشاید . گفتارش همیشه بی فروغ است .دو روی و سخن چین از مهر یزدان بی بهره اند و از او در هراسند . بزرگمهر بختگان



هرکس گوش نصیحت نیوش داشته باشد ، و دل به آموختن بسپارد ، بسا سخنان سودمند که از دانایان بشنود . بزرگمهر بختگان



کسی که زبانش را از بد گفتن باز دارد ، و دل هیچ کس را به گفتن سخنان زشت نیازارد . بزرگمهر بختگان



به نزدیک خردمندان چهار چیز بر پادشاهان عیب است : ترسیدن در میدان جنگ ، گریز از بخشندگی ، خوار داشتن رای خردمندان ، شتابزدگی و نا آرامی و بیقراری در کارها . بزرگمهر بختگان



سخنی که سودی در آن نیست نگفتن بهتر ، چه سخن بی سود در مثل مانند، آتشی است که دودش بسیار و گرمی و فروغش سخت اندک باشد . بزرگمهر بختگان



برای نادان پیرایه ای سزاورتر و زیباتر از خاموشی نیست . بزرگمهر بختگان



فرخنده روزگار کسی است که اهرمن او را از راه راست بیرون نبرد و همواره بی گناه زندگی کند . بزرگمهر بختگان



کسی که به حکمت پروردگار معتقد و خستو باشد به بد ونیک روزگار نمی پردازد چنین بنده ای در پرستیدن یزدان بیشتر می کوشد و از بد سکالی و پیروی دیوان می پرهیزد ، ناکردنی نمی کند و از رنجه کردن بی گناهان بیزاری می جوید . بزرگمهر بختگان


نام جستن بی دلیری میسر نمی گردد ، و زمانه از بددلان بیزار است . بزرگمهر بختگان



اگر شاه به تو مهربان باشد دلیر و گستاخ مشو ، از آنکه طبع شاه چون آتش است و دل شیر از آن می هراسد . بزرگمهر بختگان



اگر  کوه با همه سنگینی و عظمت و صلابت  که وی راست فرمان شاه را سبک دارد تیره رای خیره سری بیش نیست . بزرگمهر بختگان



به هنگام نبرد هوشیار و نگهدار تن خویش باش . چون دشمن در برابر تو ایستاد بر آشفته مشو و تدبیر نیکو کن .  بزرگمهر بختگان



دل کسی که خاطر شاه دادگر از او مکدر باشد جایگاه دیو است . بزرگمهر بختگان



هر کس را سرنوشتی مقدر است . یکی روز و شب در طلب سربلندی و سروری به جان  می کوشد و بهر ه اش جز خستگی و فرسودگی و نامرادی چیزی نیست . به تعبیر دیگر در کنار چشمه روشن و گوارا تشنه  می ماند. از سوی دیگر بی هنری بختیار ، بی آنکه تن به کار و کوشش بسپارد ، روزگار بر او می خندد و از همه گونه آسایش و آرامش برخوردار می گردد . پروردگار چنین خواسته و تدبیر بر تقدیر کارگر نمی افتد . بزرگمهر بختگان



دانش برترین داده های یزدان پاک است . خردمند همیشه سرور است ،  بزرگمهر بختگان



هر که تن درست و نیرو دارد هرگز سخن نادرست نمی گوید . دروغگویان همه بیمار و ناتوان و زبون اند . بزرگمهر بختگان



آنکه طالب آسایش جان و تن است باید شکیبا و بردبار باشد ، در دوستی  و داد و ستد با مردم کژی و کاستی و فریبکاری نکند . چون گناهی از کسی بیند و بر او دست یابد ببخشد ، و کینه خواه و تیز خشم و دشمن سوز و نا بردبار نباشد .  بزرگمهر بختگان



آنکس بر خویشتن نگهبان دارد که برای رسیدن به هوس و آرزوهای کوچک  قدر نیکخویی و جوانمردی را نشکند ، و اگر فزونی و کامیابی بد روزگار را دید تن به پستی و زبونی نسپارد .  بزرگمهر بختگان



بخشنده نیکخوی آن کس است که به بخشش جانش را آراسته گرداند . دور از جوانمردی است که بخشنده بر آن کسی که چیزی به او داده یا خیری رسانده منت نهد . بزرگمهر بختگان



ده چیز بر ده گروه خاصه بر دانش پژوهان نکوهیده است : دروغ گفتن به فرمانروا ، سپهبدی که زر بر سپاه خویش نپراگند ، مرد سپاهی که از پیکار بهراسد ، دانشمندی که چون چیزی در نظرش مطبوع افتد دل به هوس سپارد و از گناه نترسد ، پزشکی که خود بیمار و دردمند شود . تنک مایه ای که به دروغ به سرمایه و دارایی خویش نازد ، سفله ای که بر هر کس که چیزی دارد رشک برد ، خردمندی که زود خشم بود ، و به چیز کسان طمع ورزد ، کسی که رهنمایی از نادان امید دارد ، و آنکه کارگاه و یا بنیادی سترگ را به کاهلی سپارد ، و بی خردی که خردجوی نباشد . بزرگمهر بختگان



آدمی باید از گناه بپرهیزد ، هر چه را به خویش نمی پسندد به دوست و دشمن خود روا ندارد . بزرگمهر بختگان



خرد بر سر جان چون افسری تابنده است و مدارا و مهربانی به قدر همسنگ خرد است . بزرگمهر بختگان



آنکه به خداوند پاک و مهربان بیش از دگران امید و بیم بسته است ، بیش از همه در خور ستایش است . بزرگمهر بختگان



روشندل  و نکته دان کسی است که سخنان کوتاه و پر معنی بگوید . بزرگمهر بختگان



دل  اهل دانش وقتی شاد می گردد که بردبار بوده و مردم بی شرم را به خویش نزدیک نکند . بزرگمهر بختگان



زورمندترین  و پر گزنده ترین اهرمن آز است ، که دیوی است ستمکار و دیر ساز . بزرگمهر بختگان



خردمند  هرگز غم آنچه را  از دستش رفته نمی خورد ، حتی اگر عزیز ترین کسش مرد و وی را به خاک سپرد ، شکسته غم و درد نمی گردد ، دیگر آنکه مرد خردور از نادیدنیها چنان دل می کند که باد از بید می گذرد . بزرگمهر بختگان



پادشاهان مردم دوست برگزیدگان پروردگارند . بزرگمهر بختگان



مال هم مایه سربلندی و آسایش است ، و هم سبب خواری و پریشانی . اگر به آیین خرد صرف شود آفریننده شادی و برآورنده نام نیک است ، اما اگر بنهند و نخورند یا چنانکه باید بکار نبرند بهای سنگ و گوهر شاهوار یکی است . بزرگمهر بختگان



اگر امیدواری که رنجت بار نیکو دهد هرگز گفتار آموزگاران را خوار مدار و از فرمانشان سر مپیچ . بزرگمهر بختگان



توانگر کسی است  که به آنچه خداوند توانا نصیبش کرده خرسند باشد . زیرا شوریده بخت تر و پراکنده خاطرتر از آزمند کسی نیست . بزرگمهر بختگان



بیدارترین ، هشیارترین ، و پسندیده ترین کسان ، دانای سالخورده ای باشد که دانش به تجربت آموخته است . بزرگمهر بختگان



آنکه در طلب کمال است باید خرد ور و با دانش باشد . بزرگمهر بختگان



به بسیار گفتن آبروی خود مبر . بزرگمهر بختگان



خوشا به حال پیمان منشانی که وجودشان به پیرایه پاکی و شرم آراسته شده . بزرگمهر بختگان



اگر پرسند کیستی باید هنرهای خویش را بشماری . بزرگمهر بختگان



باید پیوسته به پروردگار بی همتا رو آوریم ، در هر کاری او را بینا دانیم و باور کنیم که روزی ده مختار اوست . بزرگمهر بختگان



آز مایه نگرانی و تشویش خاطر است . بزرگمهر بختگان



در حق کسی که قدر نیکمردی نشناسد نیکی نشاید . بزرگمهر بختگان



گشاده دلان بختیارانند . بزرگمهر بختگان



آسوده حال کسی است که بردبار است . بزرگمهر بختگان



آن که آرزوی سروری دارد باید هنر بسیار داشته باشد. بزرگمهر بختگان



هرگز در کژی و کاستی نمی کوبد و جز ره رادی و راستی نمی پوید . بزرگمهر بختگان



هفت چیز نشان بی خردی است : خشم آوردن بر بی گناه ، بخشش به ناسزاوار ، ناسپاسی به یزدان ، پراکندن راز ، دست زدن به کار ناسودمند ، اعتماد به مردمان نا استوار ، لجاج و ستیهندگی در درغگویی . بزرگمهر بختگان



کسی که در انجمن خاموش بماند دل آسوده است . هوش و دل و جان از شنیدن و به خاطر سپردن سخن دانندگان توشه می یابد . بزرگمهر بختگان



هنر خردمند در این است که عیب خویش را دریابد و به رفع آن بکوشد . بزرگمهر بختگان



چون به کسی اجازه دادی که در حضورتو سخن بگوید بر او درشتی و تندی مکن و بمان تا سخنش را به پایان برد . بزرگمهر بختگان



چون دل راست اندیش و زبان راستگو باشد در کاستی و نادرستی بسته می شود . بزرگمهر بختگان



از دانش آموختن هیچ زمان ناآگاه ممان ، گرچه در این راه رنجها کشی ، مبادا که دلت از آموختن ناتوان و آشفته گردد .  بزرگمهر بختگان



خرد ، آدمی را گرانبهاترین چیز است ، و خداوند خرد در هر دو جهان کامروا و سرافراز است . و اگر از خلعت خرد محروم بود دانش بجوید ، چه دانشور سرور سروران است . و اگر از آن هم بی بهره بود باید دلیر باشد و در میدان نبرد بی باک باشد تا در نظر پادشاه گرامی ، و پیوسته شاد و فرمانروا باشد .و اگر این نیز نداشت  دیگر درخور زنده ماندن نیست ، و بهتر است که مرگ وی را دریابد .   بزرگمهر بختگان



آنکه در آموختن جهد نمی کند هرگز نباید در انجمن دانایان لب به گفتار بگشاید . بزرگمهر بختگان



دوستان برای نخجیر دشمنان چون تیر و پیکان اند . بزرگمهر بختگان



در نظر خردمند شادیی که غم به دنبال دارد بی ارزش است .  بزرگمهر بختگان



تن به تن آسانی و کاهلی نباید سپرد . کاری باش و از این راه شادی  و آسایش فراهم کن .   بزرگمهر بختگان



چون بخشنده ای با مستحق بخشش و کرم کرد در دل احساس شادی و فرح کند ، و ببالد . اما نیکی کردن به ناسزاوار روا نیست ، چه او هرگز قدر احسان را نمی شناسد و همچنانکه از خار خشک گل نمی روید ، ارج نهادن به نیکی را نمی داند . اگر از گنگی یا کری چیزی بپرسیم دور نیست که به گونه ای پاسخ گوید ، اما نشدنی است که نااهل و ناسزاوار قدر احسان را بشناسد و سپاس گوید . بزرگمهر بختگان



بد نژادان و بدگوهران  اشتباه کار را باید از درگاه خویش براند تا نیکان از گزندشان در امان بمانند .  بزرگمهر بختگان



شهریاری در خور آفرین است که مردمان راستگو و پرهیزگار از او  گزند نیابند . و شراندیشان و بدان از بیمش اشتباه  و گناه نکنند . بزرگمهر بختگان



رشک بردن زهر جان است ، و همنشینی و همزبانی با مردمان سخن چین و دو روی پر گزند . بزرگمهر بختگان



اگر کسی نه در وقت ضرورت سخن گفت قدرش شکسته می شود .  بزرگمهر بختگان



خردمند به چیزی که اگر به دستش نیاید غمگین و دلازرده می شود ، هرگز دل نمی بندد . بزرگمهر بختگان



گرانبهاترین خلعت ایزدی خرد است . اگر زورمندی بی خرد باشد در حقیقت ناتوان و خوار و بی خریدار است . بزرگمهر بختگان



مرگ نادان به از زندگی اوست . بزرگمهر بختگان



اگر روزی به چیزی نیازمند شدی به ملک و مال و دیگر اسباب حشمت و بزرگی خویش مناز . به کار و پیشه ای بپرداز که نامت سبک و ننگین نشود . بزرگمهر بختگان



دوستی برای خود برگزین که به گاه سختی و درماندگی مددکارت باشد. بزرگمهر بختگان



در نظر مردم سخن سنج قدر سخن بیش از گنج است . بزرگمهر بختگان



کوشیدن به کار ناشدنی خلاف خرد است که در آهن به آب رخنه نتوان کرد . بزرگمهر بختگان



مبادا که از دشمن همزور بیم کنی ، اما اگر در نبرد سستی نمایی نگون بخت و شکسته می شوی . بزرگمهر بختگان



بیهوده گوی در نظر هیچ کس قدر ندارد . بزرگمهر بختگان



همرزمان هوشیار اختیار کن ، و اگر خصم بر تو تیز گردیداز او برمتاب . اما چون یقین کردی که در برابر او تاب پایداری نداری به جنگ مکوش و با خصم پر توان میاشوب . بزرگمهر بختگان



در خوردن اندازه نگهدار که پر خوردن مایه زورمندی نیست .  بزرگمهر بختگان



چون دانستی که خدا از خاکت آفریده کردنکشی و خود رایی مکن . بزرگمهر بختگان



اگر بخردی هرگز گرد بدی مگرد ، که نیکوترین کسان آن بود که بیرون و دترونش پاکیزه و نیک باشد . بزرگمهر بختگان



دل آدمی بنده آرزوست ، سرشتها یکسان نیست ، هر کس خویی دارد ، و جویا و خواهان چیزی است . بزرگمهر بختگان



خرد در نظر گاه مردمان آزاده و نیکخو جهان پر از شادی و شکوه می نماید . بهره خردمندان و امید واران همیشه شادکامی است .  بزرگمهر بختگان



دبیر اگر رایمند و هوشمند باشد ، خط نیکو بنویسد ، کم گو ، پارسا، شکیبا ، با دانش ، راستگوی، وفادار ، و  تازه روی باشد شرف همصحبتی فرمانروا را می یابد . بزرگمهر بختگان



هر که را زر و سیم و خواسته است باید در خرج کردن اندازه نگهدارد ، نه چندان گشاده دست باشد که مدتی کوتاه بی چیز و بینوا گردد ، و نه چندان در نگهداری آن بکوشد و برخود سخت بگیرد که به مال اندوختن و خست طبع منسوب و  معروف شود . بزرگمهر بختگان



هرگز سخنی که خرد نپسندد بر زبان میاور . بزرگمهر بختگان



دانا  هرگز برده و زبون خواسته نمی شود ، و در راه اندوختن مال ، خویش را در تنگی و رنج نمی افگند .اما خصم خرد و روان روشن ، کردار بد است . بزرگمهر بختگان



شتاب زدگی از سبکساری باشد ، و هر که شتابزده باشد و آهستگی ندارد همواره پشیمان و غمناک باشد ، و مردم سبکسار در چشم مردمان حقیر باشد . بزرگمهر بختگان



فرو ریزی سلسله های بزرگ از آن جهت است که بر کارهای بزرگ  کاردان خُرد و نادان گماشتند ، و دیگر آن که دانش را و اهل دانش را دشمن داشتندی  . بزرگمهر بختگان



خردوران همیشه به راه آزادگان و راستان می روند . بزرگمهر بختگان



خود رایی و خودبینی ، همه کام و مراد خود طلبیدن و دیگران را نامراد و خوار و زبون خواستن ، راه اهرمن ، و دل به بهی و نیکی سپردن راه یزدان است . بزرگمهر بختگان



آنکه پیروی  خرد است دل به هوس نمی سپارد . بزرگمهر بختگان



هر که را جان نگهبان تن باشد و خرد به او فرمانروایی کند زندگیش سراسر آسایش و روشنی است. بزرگمهر بختگان



توانگر راستین کسی است که آز در دلش راه نیافته است . بزرگمهر بختگان



شاه به دانایی و خاطر نگهداشتن مردمان نامبردار است نه به خودستایی و کبر و خودبینی و بیدادگری . بزرگمهر بختگان



پرحرف را که دشمن راستی و خصم روان پاک است هرگز نپذیر . بزرگمهر بختگان



بیزاری بجوی از کسی که دریغش می آید که کسی از نیکی و یاری کس دیگر بهره یابد ، نه دانشور است و نه می خواهد که از دانش دیگران سود جوید . بزرگمهر بختگان



دانای روشندل کسی است که به فرمان دیو از راه یزدان پاک جهان آفرین برنگردد. بزرگمهر بختگان



آنکه  خشم بر او چیره نشود و بر گنهکار سخت نگیرد از گزند در امان است . بزرگمهر بختگان



دیو خشم چنان پر جوش و خروش است که هوش و خرد را زبون خویش می کند . دیوی پر آژنگ چهر که به هیچ مهربانی آرام نگیرد . بزرگمهر بختگان



هر کس از بند آز برهد ، و پیوسته بی نیاز بماند براستی نیکبخت است . بزرگمهر بختگان



ناسپاس رای و شرم ندارد . بزرگمهر بختگان



خرد در پیکار با دیوان برنده ترین سلاح ها ااست  در برابر شمشیر تیز دیو  ، خرد جوش است و جان بدان روشن . بزرگمهر بختگان



درگاه فرمانروا بسان دریاست ، جوینده ای از دریا ریگ به کف می آورد و دیگری دُر شاهوار . بزرگمهر بختگان



کسی که بنده گنج و درم نباشد هرگز پراگنده خاطر و دژم نمی گردد . بزرگمهر بختگان



هیچکس پر آوازه و به نیکی سمر نمی گردد مگر آنکه از بدیها بپرهیزد . بزرگمهر بختگان



برای رسیدن به هدف و مقصود بهترین راه آن است که از راه راست رو نگر داند و از گناه بپرهیزد ، بی گمان آرام ، و کام و نام نصیبش می شود .  بزرگمهر بختگان



کسی که به آنچه دارد رضا و خرسند است هرگز رنج و تیمار و بدی در دلش راه نمی یابد . بزرگمهر بختگان



ارزش هر کس به قدر خرد اوست . بزرگمهر بختگان



مردم خوش منش خویشتن دار همیشه در نظر همگان گرامی اند .  بزرگمهر بختگان



خردمندی که بخشنده و دانشور و دادگر و نژاده باشد هرگز بد خو نمی شود . بزرگمهر بختگان



گیتی همه فسانه و باد است ، و آنچه بر آدمی می گذرد سراسر خواب و خیال را ماند ، آنچنانکه آدم وقتی از خواب بیدار می شود از آنچه به خواب دیده اثر نمی یابد ، تلخیهای و شیرینی های زندگی نیز پایدار نمی ماند . بزرگمهر بختگان



سخنهای بلند و نیکو را فراموش مکن که سخن بر تخت شاهی تاج است . بزرگمهر بختگان



خرسندترین  آدم کسی است که دل از مهر و موافقت گردان سپهر برگیرد . بزرگمهر بختگان



امید ، آهستگی و ملایمت زندگی را روشن و شیرین می کند ، خشم و تیزی مایه رنج و بلاست . آهسته رو از عیبجوی می گریزد و شرم و آهستگی را دوست می دارد . بزرگمهر بختگان



آن کس که به آموختن کوشاتر و گوشش به دانش نیوشاتر است ، امیدوارترین کسان است . بزرگمهر بختگان



کسی لیاقت سرفرازی و سروری  را دارد که فروتن ، بخشنده باشد ، بکوشد ، بجوید ، با همراهان همدل در طلب دانش و تجربه سفر کند ، و همیشه با همه کس به مدارا و آهستگی رفتار نماید . بزرگمهر بختگان



کسی که دلش از بیم نداری و بینوایی نلرزد  وجودش همیشه لبریز شادی است . بزرگمهر بختگان



بیهوده گویان پند آموزند ، زیرا هشیاران عیب ایشان را به دیده می نگرند و از بیهوده گویی می پرهیزند .  بزرگمهر بختگان



بد خو چنان به رنج اندر است که از زندگانی و تندرستی و خواسته لذت نمی برد . بزرگمهر بختگان



سنگین ترین چیزها برای آدم بار گناه است . بزرگمهر بختگان



بهترین خو سازش و آشتی خواهی است . بزرگمهر بختگان



هر که نیک نهاد و پاک منش و کوشا باشد ، به آنچه سزاوار است می رسد . بزرگمهر بختگان

[+] نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 11:26 PM | |

جبران خلیل جبران

سخنان حکیمانه جبران خلیل جبران

 

زجر کشیده ! تو آنگاه به کمال رسیده ای که بیداری در  سخن گفتنت جلوه کند . جبران خلیل جبران



چون عاشقی آمد، سزاوار نباشد این گفتار که : خدا در دل من است ، شایسته تر آن که گفته آید : من در دل خداوندم. جبران خلیل جبران



هنگامی که در سکوت شب گوش فرا دهی خواهی شنید که کوهها و دریاها و جنگلها با خود کم بینی و هراس خاصی نیایش می کنند . جبران خلیل جبران



و کدامین ثروت است که محفوظ بدارید تا ابد؟
آنچه امروز شما راست ، یک روز به دیگری سپرده شود.
پس امروز به دست خویش ببخشید ، باشد که شهد گوارای بخشش ، نصیب شما گردد ، نه مرده ریگی وارثانتان. جبران خلیل جبران



چشمه ساری که خود را در اعماق درون شما پنهان ساخته است ، روزی قد خواهد کشید و فوران خواهد کرد و با ترنم و نغمه راه دریا را درپیش خواهد گرفت . جبران خلیل جبران



این کودکان فرزندان شما نی اند ، آنان پسران و دختران اشتیاق حیاتند و هم از برای او .از شما گذر کنند و به دنیا سفر کنند ، لیکن از شما نیایند . همراهی تان کنند ، اما از شما نباشند. جبران خلیل جبران



اگر گام در معبدی نهادی تا اوج فروتنی و هراس خود را اظهار کنی ، برای همیشه برتری کسی نسبت به کس دیگر نخواهی یافت . برای تو کافی است که گام در معبدی نهی ، بی آنکه کسی تو را ببیند . جبران خلیل جبران



دهش (بخشش )، آنگاه که از ثروت است و از مکنت ، هر چه بسیار ، باز اندک باشد ، که واقعیت بخشش ، ایثار از خویشتن است. جبران خلیل جبران



رابطه دلی دو دوست نیاز به بیان الفاظ و عبارات ندارد . جبران خلیل جبران



پند آموز است ماجرای مردی که زمین را می کاوید تا ریشه های بی ثمر را از اعماق زمین بیرون کشد ، اما ناگاه گنجی بزرگ یافت ؟! جبران خلیل جبران



مگر نه چیزی که امروز در تسلط توست ناچار روزی از دست تو خواهد رفت ؟ پس ، اکنون از ثروت خویش ببخش و بگذار فصل بخشش یکی از فصلهای درخشان زندگی تو باشد . جبران خلیل جبران



ای که در رنج و عذابی ! تو آنگاه رستگاری که با ذات و هویت خویش یکی شوی . جبران خلیل جبران



وقتی حیوانی را ذبح می کنی ، در دل خود به قربانی بگو:نیروی که فرمان کشتن تو را به من داد ، نیرویی است که بزودی مرا از پای در خواهد آورد و هنگامی که لحظه موعد من فرا رسد ، من نیز همانند تو خواهم سوخت ، زیرا هنجاری که تو را در برابر من تسلیم کرده است بزودی مرا به دستی قوی تر خواهد سپرد. خون تو و خون من عصاره ای است که از روز ازل برای رویاندن درخت آسمانی (در آن سویی طبیعت ) آماده شده است. جبران خلیل جبران



مبادا او که دارای اشتیاق و نیرویی فراوان است ، به کم شوق طعنه زند که : "چرا تو تا این حد خمود و دیررسی؟! " .
زیرا ، ای سوته دل ! فرد صالح هرگز از عریان و لخت نمی پرسد " لباست کو؟! " و از بی پناه سوال نمی کند " خانه ات کجاست ؟! " . جبران خلیل جبران



تاسف ، ابرسیاهی است که آسمان ذهن آدمی را تیره می سازد در حالی که تاثیر جرائم را محو نمی کند . جبران خلیل جبران



شما را اگر توان نباشد که کار خود به عشق در آمیزید و پیوسته بار وظیفه ای را  بی رغبت به دوش می کشید ، زنهار دست از کار بشویید و بر آستان معبدی نشینید و از آنان که به شادی ، تلاش کنند صدقه بستانید.زیرا آنکه بی میل ، خمیری در تنور نهد ، نان تلخی واستاند که آدم را تنها نیمه سیر کند ، و آنکه انگور به اکراه فشارد ، شراب را عساره ای مسموم سازد ، و آنکه حتی به زیبایی آواز فرشتگان نغمه ساز کند ، چون به آواز خویش عشق نمی ورزد ، تنها می تواند گوش آدمی را بر صدای روز و نجوای شب ببندد. جبران خلیل جبران



کار تجسم عشق است. جبران خلیل جبران



به روزگار شیرین رفاقت سفره ی خنده بگسترید و نان شادمانی قسمت کنید . به شبنم این بهانه های کوچک است که در دل ، سپیده می دمد و جان تازه می شود . جبران خلیل جبران



اندوه و شادی همواره دوشادوش هم سفر کنند و در آن هنگام که یکی بر سفره ی شما نشسته است ، دیگری در رختخوابتان آرمیده باشد.شما پیوسته چون ترازویید بی تکلیف در میانه اندوه و شادی . جبران خلیل جبران



مردم ! هشدار ! که زیبایی زندگانی ست ، آن زمان که پرده گشاید و چهره برنماید .
لکن زندگی شمایید و حجاب خود ، شمایید .
زیبایی قامت بلند ابدیت است ، نگران منتهای خویش در زلال آینه .
اما صراحت آینه شمایید و نهایت جاودانه شمایید . جبران خلیل جبران



شما می توانید بانگ طبل را مهار کنید و سیم های گیتار را باز کنید ، ولی کدامیک از فرزندان آدم خواهد توانست چکاوک را در آسمان از نوا باز دارد؟ جبران خلیل جبران



از یک خود کامه، یک بدکار، یک گستاخ، یا کسی که سرفرازی درونی اش را رها کرده، چشم نیک رای نداشته باش .  جبران خلیل جبران



زندگی روزمره شما پرستشگاه و نیز دیانت شماست . جبران خلیل جبران



برادرم تو را دوست دارم ، هر که می خواهی باش ، خواه در کلیسایت نیایش کنی ، خواه در معبد، و یا در مسجد . من و تو فرزندان یک آیین هستیم ، زیرا راههای گوناگون دین انگشتان دست دوست داشتنی "یگانه برتر " هستند ، همان دستی که سوی همگان دراز شده و همه آرزومندان دست یافتن به همه چیز را رسایی و بالندگی جان می بخشد .  جبران خلیل جبران



در پهنه ی پندار و خلسه ی خیال ، فراتر از پیروزیهای خود بر نشوید ، و فروتر از شکستهای خود نروید . جبران خلیل جبران



چه ناچیز است زندگی کسی که با دست هایش چهره خویش را از جهان جدا ساخته و چیزی نمی بیند، جز خطوط باریک انگشتانش را .  جبران خلیل جبران



حاشا که آواز آزادی از پس میله و زنجیر به گوش تواند رسید و از گلوگاه مرغان اسیر . جبران خلیل جبران



چه زیباست هنگامی که در اوج شادی و بی نیازی هستی دست به دعا برداری . جبران خلیل جبران



بسیاری از دین ها به شیشه پنجره می مانند.راستی را از پس آنها می بینیم، اما خود، ما را از راستی جدا می کنند .  جبران خلیل جبران



ایمان از کردار جدا نیست و عمل از پندار . جبران خلیل جبران



زندگی روزانه شما پرستشگاه شما و دین شماست .آنگاه که به درون آن پای می نهید، همه هستی خویش را همراه داشته باشید .  جبران خلیل جبران



گروهی دریای زیبای حقیقت را به درون خود نهان دارند و زلال آنرا در پیاله کوچک کلام نمی کنند .
به گرمای مهربان سینه ی آنان باشد که جان به سکوتی موزون ماوی گزیند . جبران خلیل جبران



آدم فـرزانه با مشعـل دانش و حکمت، پیش رفته و راه آدمیان را روشن می سازد . جبران خلیل جبران



اگر به دیدار روح مرگ مشتاقید ، هم به جسم زندگی روی نمایید و دروازه های دل بدو برگشایید .
که زندگانی و مرگ ، یگانه اند ، همچنانکه رودخانه و دریا . جبران خلیل جبران



اگر از دوست خود جدا شدی ، مبادا که بر جدایی اش افسرده و غمین گردی ، زیرا آنچه از وجود او در تو دوستی و مهر برانگیخته است ، ای بسا که در غیابش روشن تر و آشکارتر از دوران حضورش باشد . جبران خلیل جبران



به رویاها ایمان بیاورید که دروازه های ابدیت اند . جبران خلیل جبران



براستی آیا این خداوند است که آدم را آفریده است یا عکس آن؟
خداوند، درهای فراوانی ساخته که به حقیقت گشوده می شوند و آنها را برای تمام کسانی که با دست ایمان به آن می کوبند ، باز می کند.
نیکی در آدم باید آزادانه جریان و تسرِی یابد . جبران خلیل جبران



همه آنچه در خلقت است ، در درون شماست و هر آنچه درون شماست ، در خلقت است.  جبران خلیل جبران



شاید بتوانید دست و پای مرا به غل و زنجیر کشید و یا مرا به زندانی تاریک بیافکنید ولی افکار مرا که آزاد است نمی توانید به اسارت در آورید.  جبران خلیل جبران



آنگاه مردم را درست می ببینی که در بلندیهای سر به آسمان کشیده حضور داشته باشی و نیز در منزلگاههای دور . جبران خلیل جبران



به هنگام باز ایستادن تنفس ،نفس از تکرار پی در پی آزاد  می شود و تلاش برای آزادی از زندانی مخوف و اوج گرفتن در فضایی گسترده و پر از آثار حیات به سوی پروردگار ادامه می یابد ، تا بی پرده به وصال برسد . جبران خلیل جبران



در رنجی که ما می بریم ، درد نه تنها در زخم هایمان ، که در اعماق دل طبیعت نیز حضور دارد.در تغییر هر فصل ، کوهها ، درختان و رودها ظاهری دگرگونه می یابند ، همانگونه که آدم در گذر عمر ، با تجربیات و احساساتش تحول می یابد. در دل هر زمستان ، تپشی از بهار و در پوشش سیاه شب، لبخندی از طلوع نمایان  است . جبران خلیل جبران



جهت الهی شما ، دریایی است پهناور و بی ساحل . ذات الهی شما از ازل پاکیزه بوده است و تا ابد نیز خالص و پاک خواهد ماند . جبران خلیل جبران



عشق هنگامی که شما را می پرورد شاخ و برگ فاسد شده را هرس می کند .  جبران خلیل جبران



چنانکه برگ ناچیز درخت نمی تواند رنگ سبز خود را تغییر دهد و آن را به زردی درآورد ، جز با خواست طینت درخت و نوعی شناخت که در نهاد آن به کار گرفته شده است ، کسی هم که مرتکب گناهی می شود قادر نیست بدون خواست و اراده ناپیدای شما و نیز بدون آگاهیهای مرموز دل شما مرتکب بزهکاری شود ، زیرا شما همگی در یک قافله رو به سوی ذات الهی در حرکتید (راه شمایید و رهروان شما ) . جبران خلیل جبران



شکنجه ها عشق به شما روا می دارد تا به رازی که در دلهایتان نهفته است پی برید و بدین وسیله جزئی از قبل حیات باشید . جبران خلیل جبران



کامل ترین پاداش برای آدم ، بخششی است که بتواند امیال هستی اش را تغییر دهد و خواستهای دو لب خشکیده از عطش او را دگرگون سازد و تمام زندگی اش را به چشمه های همیشه جوشان و ابدی تبدیل کند . جبران خلیل جبران



با سالخوردگان و افراد با تجربه مشورت کنید که چشمهایشان ، چهره ی سالها را  دیده و گوشهایشان ، نوای زندگی را شنیده است . جبران خلیل جبران



شما چون فصلهای سال هستید ، زیرا در زمستان خود بهار را انکار می کنید ، در حالی که بهار سرسبز هرگز شما را انکار نمی کند ، بلکه در سنگین ترین خواب غفلت به روی شما لبخند می زند ، بی آنکه خشمگین شود و یا با شما ستیز کند و صفا و یکرنگی را نادیده بگیرد . جبران خلیل جبران



طبیعت با آغوشی باز و دستانی گرم ، از ما استقبال کرده و می خواهد که از زیبایی اش لذت بریم.چرا آدم باید آنچه در طبیعت ساخته شده است را از بین برد ؟ جبران خلیل جبران



چه حقیر است و کوچک ، زندگی آنکه دستانش را میان دیده و دنیا قرار داده و هیچ نمی بیند جز خطوط باریک دستانش. در خانه نادانی ، آینه ای نیست که روح خود را در آن به تماشا بنشیند . جبران خلیل جبران



آرامش گهواره ای ست بر دامن خاک و سنگ پله هایی به جانب افلاک . جبران خلیل جبران



به پزشک خود ایمان داشته باشید و به گفته هایش ، که جز دارویی شفا بخش نیست ، اعتماد کنید و جرعه تلخ او را با طمانینه و خاطری جمع سرکشید . جبران خلیل جبران



کسی که بخشش می کند زمانی به شادی واقعی دست می یابد که پس از جستجوی فراوان نیازمندی را پیدا کند که بخشش وی را بپذیرد .تلاش برای یافتن چنین شخصی ، از ایپار لذت بخش تر است . جبران خلیل جبران



گنجی که در اعماق نامحدود شما حبس شده است ، در لحظه ای که خود نمی دانید ، کشف خواهد شد . جبران خلیل جبران



آه این زندگی است که زندگی را می طلبد ، به توان و امید ، به اشتیاق و شور ، اما به قالب اندامهایی در آمده است که دلواپس مرگند و نگران گور .
در اینجا هیچ گوری نباشد ، هیچ گوری . جبران خلیل جبران



دل شما در سکوت و آرامش ، به اسرار روزها و شبها شناخت می یابد ولی گوشهایتان در حسرت و آرزویند که آوای چنین شناختی را که بر دلهایتان فرود می آید ، بشنوند . جبران خلیل جبران



هیچ کس نمی تواند چیزی را به شما بیاموزد جز آنچه که در افق دید و خرد شما وجود داشته و شما از آن ناآگاه بوده اید . جبران خلیل جبران



و مردم هرگز نمی دانند پیشوا جز ذات سترگ آنها که به سوی آسمان سیر می کند ، شکاری ندارد . جبران خلیل جبران



گروهی از مردمند که اندکی از ثروت کلان خویش را می بخشند و آرزویی جز شهرت ندارند . این خودخواهی و این شهرت پرستی که به طور ناخودآگاه گرفتارش هستند بخشش آنان را ضایع می سازد . جبران خلیل جبران



درختان شعرهایی هستند که زمین بر آسمان می نویسد و ما آنها را بریده و از آنها کاغذ می سازیم تا نادانی و تهی مغزی خویش را در آنها به نگارش درآوریم .  جبران خلیل جبران



و تو کیستی؟ تو که باید آدمیان سینه های خویش را در برابرت بشکافند و پرده حیا و آزرم و عزت نفس خود را پاره کنند تا تو آنها را به بخشش خود سزاور بینی و به جود و کرم خود لایق؟
پس ، نخست بنگر تا ببینی آیا ارزش و لیاقت آن را داری که وسیله ای برای بخشش باشی ؟
آیا شایسته ای تا بخشایشگر باشی؟
زیرا فقط حقیقت زندگی است که می تواند در حق زندگی بخشش کند، و تو که این همه به بخشش خود می بالی فراموش کرده ای که تنها گواه انتقال بخشش از موجودی به موجود دیگر بوده ای!. جبران خلیل جبران



شادمانی اسطوره ایست که در جستجویش هستیم. جبران خلیل جبران



آنانی که می بخشند و در بخشش خود معنایی برای درد و شکنجه نمی یابند . اینان در جستجوی هیچ نوع شادی نیستند و حتی به فکر نشر مناقب و فضایل خود نمی افتند . اینان آنچه را که دارند می بخشند ، مانند گلها و ریحانها که بوی عطرآگین خود را در چمنزارها و جلگه ها پخش می کنند .
خدای بزرگ با دست این افراد سخن می گوید و از میان دیدگان این اشخاص به زمین لبخند می زند . جبران خلیل جبران



اگر سزاوار است آن است که دوست با جزر زندگی ات آشنا شود ، بگذار تا با مد آن نیز آشنا گردد ، زیرا چه امیدی است به دوستی که می خواهی در کنارش باشی ، تنها برای ساعات و یا قلمرو مشخصی ؟ جبران خلیل جبران



بجاست دوستی بخواهی که به روزهایت تلاش و به شبهایت آرامش بخشد. جبران خلیل جبران



معرفت زمانی تکامل می یابد که کار و کوشش با آن همراه باشد . جبران خلیل جبران



آن هنگام که تاب زیستن در خلوت دل از کف دهید ، زندگانی در لبهایتان جاری شود . و صدا ، آهنگ دلنوازی ست که بدان ، اوقات گذرانید و دل ، خوش دارید .اما به ترنم این گفتار نیمی از اندیشه تان معصومانه مقتول گردد . که تفکر ، شاهین آسمانها است و در قفس کلام ، بالهای خود را شاید که بگشاید ، اما پرواز نتواند . جبران خلیل جبران



شما دل به یار خود بسپارید ، ولی نه برای نگهداری آن ، زیرا فقط گرمی زندگی است که می تواند دلها را حفظ کند . جبران خلیل جبران



به فرزند عشق خود توانید داد، اما اندیشه تان را هرگز ، که وی را افکاری دیگر به سر است ، تفکراتی از آن خویشتن. جبران خلیل جبران



در میان شما هستند کسانی که خواسته اند برای گریز از تنهایی و بیقراری و یکنواختی ، به زیاده گویی و یاوه سرایی  روی آورند ، زیرا سکوت تنهایی تصویر روشنی از ذات عریانشان را در برابر چشمانشان می گشاید که با دیدن آن رعشه می گیرند و به گریز پناه می برند . جبران خلیل جبران



هنگامی که سیبی را با دندانهای خود له می کنی در دل خویش به آن بگو :دانه ها و ذرات تو در کالبد من به زندگی ادامه خواهند داد. شکوفه هایی که باید از دانه هایی تو سر زند ، فردا در دل من شکوفا می شود .عطر دل انگیز تو ، توام با نفسهای گرم من به عالم بالا صعود خواهد کرد ، و من و تو در تمام فصلها شاد و خرم خواهیم بود.  جبران خلیل جبران



رنجدیده ! اگر بکوشی تا چیزی از مال خویش را به مردم بذل کنی بی تردید رستگاری . جبران خلیل جبران



اگر بکوشی و در پی نصیبی حتی برای خود باشی بدان که صالحی . جبران خلیل جبران



حیات درختان در بخشش میوه است . آنها می بخشند تا زنده بمانند ، زیرا اگر باری ندهند خود را به تباهی و نابودی کشانده اند. جبران خلیل جبران



آن که گرفتار رنج و عذاب شده اما با ذاتش و هویتش همنواست همانند کشتی است که سکانش درهم شکسته و در اطراف جزایر و دریاها سرگردان است و از هر طرف محاط در خطرها ، ای بسا که غرق نشود و به قعر دریا فرو نرود . جبران خلیل جبران



نصیحت  جبران خلیل جبران به زوج های جوان به هنگام شادی :و همگام نغنمه ساز کنید و پای بکوبید و شادمان باشید ، اما امان دهید که هر یک در حریم خلوت خویش آسوده باشد و تنها .
چون تارهای عود که تنهایند هر کدام ، اما به کار یک ترانه ی واحد در ارتعاش. جبران خلیل جبران



راز نیکی تو در اشتیاقی است که با ذات نیرومند و سرکش تو گره خورده و این اشتیاق در همه شما یکسان نیست . جبران خلیل جبران



هشدار ! تنها به عزم نیاز اگر به معبد درون شوید ، هرگز هیچ نیابید . جبران خلیل جبران



هر ضعیف و ناچیزی که در میان شما عذاب دیده و نابود گشته است ، نیرومندترین و ایستاده ترین چیزی است که در هستی شماست . جبران خلیل جبران



عبادت ، گستردن جان است بر کرانه ی هستی و آمیزش آدم است با اکسیر حیات . جبران خلیل جبران



هنگام نیایش به روح خود امکان اوج می دهی تا در همان لحظه با تمام ارواحی که نیایش می کنند یکی شود ، ارواحی که جز از طریق دعا هرگز به جمعشان نخواهی پیوست . جبران خلیل جبران



شعوری که در پهنه درون کسی فرود آمد ،  هرگز دوبال خود را به دیگری عاریه نمی دهد . جبران خلیل جبران



نیازهای آدم در حال دگرگونی است و تنها چیزی که دگرگون نمی شود عشق به اوست ؟ زیرا عشق او باید پاسخگوی نیازهایش باشد . جبران خلیل جبران



محبت شما را مانند توده های سنبل در آغوش می گیرد و در خرمنگاه خود می کوبد تا عریانتان سازد . سپس آن را در غربال هیجانات روحی می ریزد تا شما را از قید پوسته ها آزاد کند . پس از آن ، شما را در آسیای حوادث می گرداند تا درونتان از برف سپیدتر گردد و با اشکهای زلال خود ، شما را خمیر می کند تا نرم شوید ، سپس شما را برای آتش مقدس و پاکی آماده می سازد تا به شکل نان مقدسی در آیید بر سفره قدسی خداوند . جبران خلیل جبران



نفرین بر او که با بدکار به اندرز خواهی آمده همدستی کند. زیرا همرایی با بدکار مایه رسوایی، و گوش دادن به دروغ خیانت است.  جبران خلیل جبران



آموختن تنها سرمایه ای است که ستمکاران نمی توانند به یغما ببرند . جبران خلیل جبران



ذات آدمی اقیانوسی است خارج از محدوده وزن و سنجش . ذات خود را شکوفا می سازد مانند گلی با گلبرگهای  غیر قابل شمارش . جبران خلیل جبران



اگر کلمات برای فهم شما دشوار است ، هرگز درپی روشن ساختن آنها نباشید ، زیرا پیچشها و گره های هر چیز ، در آغاز دشوارند نه در پایان . جبران خلیل جبران



اگر کار و کوشش با محبت توام نباشد پوچ و بی ثمر است ، زیرا اگر شما با محبت به تلاش برخیزید ، می توانید  ارواح خویش را با یکدیگر گره بزنید و آنگاه همه شما با خدای بزرگ پیوند خورده اید.  جبران خلیل جبران



اندرز جبران خلیل جبران به همسران جوان :
جام یکدیگر پر کنید ، لکن از یک جام ننوشید .از نان خود به هم ارزانی دارید ، اما هر دو از یک نان تناول نکنید . جبران خلیل جبران



پیشوایان ، دانه های نبات و گیاهان ناشناخته و شگفت انگیزی هستند که به هنگام باروری و کمال دلشان به باد هدیه می شود تا بر روی زمین پراکنده شوند . جبران خلیل جبران



هر گاه مهر به شما اشاره کند دنبالش بروید .حتی اگر گذرگاهش سخت و ناهموار است .و وقتی بال هایش شما را در بر می گیرد اطاعت کنید .حتی اگر شمشیری که در میان پرهایش پنهان است شما را زخمی کند .و اگر با شما سخن گفت او را باور کنید .گر چه صدایش رویاهای شما را بر آشوبد چون باد شمال که باغ را ویران می کند . جبران خلیل جبران



شما در بسیاری از رنجها بر سر دو راهی قرار گرفته اید ، و این رنجها جرعه هایی هستند بسیار تلخ و زهرآگین که پزشکی حکیم و چیره دست بیماریهایی را که در درونتان ریشه دوانیده اند ، با آنها علاج می کند . جبران خلیل جبران



در هر کاری که انجام می دهی ، روح خود را در آن سهیم گردان و اطمینان داشته باش که تمام ارواح پاکی که از این خاکدان رو به اقلیم بالا رخت بر بسته اند ، از عالم بالا فرود آمده و اطراف تو حلقه زده اند و به دقت در اعمال تو می نگرند . جبران خلیل جبران



کسی که کشته می شود ، در جریان قتل خود سهمی دارد و نمی تواند از آن تبرئه شود . آن که چیزی از وی به سرقت می رود نمی تواند از سرزنش برکنار باشد.آدم نیکوکار هرگز نمی تواند خود را از اعمال تبهکاران تبرئه کند ، و آدم پاک نمی تواند از آلودگی و ناپاکی تبهکاران در امان باشد . چه بسا که آدم  مجرم ، خود قربانی کسی است که جرم و جنایت را در حق او انجام داده. جبران خلیل جبران



آدمیت روح خداوند است در زمین.در اعماق روح، شوقی است که آدم را از دیده به نادیده ، و به سوی فلسفه و آسمانها سوق می دهد. جبران خلیل جبران



اگر نوازندگان و پایکوبان و بازیگران به سوی شما آمدند ،از بخشش های آنان بگیرید و هرگز محرومشان نسازید ، زیرا آنان میوه ها و عطر ها را چون شما جمع آوری می کنند و با اینکه متاع خود را از رویاها به دست می آورند و کالای خود را از خوابها و خیالها ساخته اند ولی ، به هر صورت ، کالای آنان زیبنده ترین جامه برای روح شما و لذیذترین غذا برای روان شماست . جبران خلیل جبران



ظاهر هر چیز بنا بر احساس ما تغییر می کند و به این خاطر، سحر و زیبایی را در آن می بینیم ، حال آنکه سحر و زیبایی، به واقع درون خود ماست.آنکه فرشتگان و شیاطین را در زیبایی و زشتی زندگی نمی بیند ، به یقین از دانش و آگاهی دور است و روحش نیز تهی از عشق و محبت . جبران خلیل جبران



زمانی که خورشید از پیشوایان در غروب جدا می شود ، هنگامی که از مشرق دوباره زبانه کشد هرگز آنها را در آن مکان نخواهد دید ، زیرا آنها در حرکت و سیری که به ایشان ارزانی شده است همچنان بیدار و در حرکتند ، حتی اگر زمین به خواب رفته باشد . جبران خلیل جبران



هیچکس نمی تواند چیزی را بر شما آشکار سازد ، مگر آنچه که از قبل درطلیعه ی ناخود آگاه معرفتتان قرار داشته است . جبران خلیل جبران



تو که دارای دوپای سالم و تنی نیرومندی ! باید که پیشاپیش کسانی که می لنگند ، لنگ لنگان گام بر نداری و هرگز مپنداری که چنین عملی ، محبتی در حق آنان است !! جبران خلیل جبران



افکار جایگاهی والاتر از دنیای ظاهری دارند .  جبران خلیل جبران



روح سترگ که تنها سرور روی زمین است هرگز به خواب نمی رود و در برابر موج بادها مژه برهم نمی نهد و به شما موجودات خاکی نظاره می کند تا ببیند که آیا بینوایان نیز مانند توانگران ، احتیاج و نیاز خود را بر طرف ساخته اند ؟ جبران خلیل جبران



شما چون کمانید که فرزندتان  همچون پیکان هایی سرشار زندگی از آن رها شوند و به پیش روند.
و تیرانداز ، نشانه را در طریقت بی انتها نظاره کند و به نیروی او اندامتان خمیده شود ، که تیرش تیز بپرد و در  دوردست نشیند. پس شادمان می بایدتان خمیدن در دستهای کماندار، چون او هم شفیق تیرست که می رود ؛ و هم رفیق کمان که می ماند. جبران خلیل جبران



خون تو و خون من عصاره ای است که از روز ازل برای رویاندن درخت آسمانی ( در آن سوی طبیعت ) آماده شده است .  جبران خلیل جبران



کوه در چشم کسی که از دامنه آن صعود می کند ، جلوه گرتر و کبریایی تر است تا به چشم کسی که از دور آن را می نگرد . جبران خلیل جبران



چه بسیارند گل هایی که از زمان زاده شدن بویی برنیاورده اند! و چه بسیارند ابرهای سترونی که در آسمان گرد هم آمده، اما هیچ دری نمی افشانند .  جبران خلیل جبران



اگر حرکت و تلاش با زندگی همراه نباشد ، آنگاه زندگی بدرستی ظلمتی است مرگبار . جبران خلیل جبران



بخشش زودگذر توانگران بر تهیدستان تلخ است و همدردی نمودن نیرومندان با ناتوانان، بی ارزش. چرا که یادآور برتری آنان است .  جبران خلیل جبران



باید رنج ها پوست شما را بشکافند پیش از آنکه معنای حیات را دریابید ، چرا که اگر می توانستید شگفتی های روزانه زندگی خود را سراسیمه و در عین حال به درستی و با تامل بشناسید ، چنین نمی پنداشتید که شگفتی های رنجها کمتر از عجایب شادیهایتان است .  جبران خلیل جبران



آنکه وجود حقیقی خویش را می بیند ، به راستی واقعیت زندگی را برای خود ، آدمیان و همه چیز دیده است . جبران خلیل جبران



زیباترین‌ لفظی که‌ از زبان‌ آدمیان‌ می‌تراود، کلمه‌ مادر است‌ . جبران خلیل جبران



آن که آدم را بجرم  اشتباه های رفته برسنجد ، هم بدان کردار  ماند که فصلهای بی سکون را به جرم ناپایداری ملامت کند .  جبران خلیل جبران



تعبیر جبران خلیل جبران از زنا شویی:
در کنار هم بایستید ، نه بسیار نزدیک ، که پایه های حایل معبد ، به جدایی استوارند ، و بلوط و سرو در سایه ی هم سر به آسمان نکشند. جبران خلیل جبران



پیشوایان در سخت ترین راه ها همیشه تنها بوده اند . جبران خلیل جبران



اگر در اندیشه دوست نکته ای منفی یافتی ، بی هراس و با صراحت گوشزد کن . جبران خلیل جبران



دوستی و عشقی که امیدی بدان نیست جز دریدن پرده اسرار و افشای رازها ، عشق و دوستی نیست ، بلکه توری است گسترده در پهنای اقیانوس حیات که تنها بی فایده ها را شکار می کند و در خود حبس می سازد . جبران خلیل جبران



محبت در همان لحظه که با شما صحبت می کند شما را به صلیب می کشد .  جبران خلیل جبران



به معیار دل ، شادمانی ، چهره ی بی نقاب اندوه است و آوای خنده از همان چاه بر شود که بسیاری ایام ، لبریز اشک می باشد. جبران خلیل جبران

[+] نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 11:19 PM | |

فریدریش ویلهلم نیچه

سخنان حکیمانه فریدریش ویلهلم نیچه

سیاستمدار آدم‌ها را به دو دسته تقسیم می‌کند: ابزار و  دشمن. یعنی فقط یک طبقه را می‌شناسند و آن هم دشمن است.  فریدریش ویلهلم نیچه



بلند پروازی من آنست که در ده جمله چیزی را بگویم که کسی دیگر در یک کتاب می گوید . فریدریش ویلهلم نیچه



با دیگران بودن آلودگی می آورد. فریدریش ویلهلم نیچه



باید در تضادهای دوگانه شک کرد. از کجا معلوم که این تضادهای دوگانه اصلا وابسته به هم و یکی نباشند؟ در فلسفه معین ارزشی بیشتر از نامعین  دارد همان طور که ارزش نمود کمتر از حقیقت است. فریدریش ویلهلم نیچه



نادرستی یک حکم باعث نمی شود که آن حکم را رد کنیم ، احکام نادرست برای زندگی آدمی ضروری است و رد  کردن آنها را به معنای رد کردن زندگی است. فریدریش ویلهلم نیچه



حرف کسانی که می گویند عشق بری از خودخواهی ست  خنده دار است زیرا  همه چیز طبق خواست قدرت ما است.  فریدریش ویلهلم نیچه



آنچه برای یک نفر سزاوار است را نمی توان گفت برای فرد دیگر هم سزاوار است. به عنوان مثال انکار نفس و افتادگی سزاوار یک فرمانده نیست و برایش فضیلت محسوب نمی شود. حکم یکسان صادر کردن برای همه غیر اخلاقی ست. فریدریش ویلهلم نیچه



آینده از آن کسانی است که به استقبالش می روند . فریدریش ویلهلم نیچه



فرد خلوت نشین می گوید که واقعیت در کتاب ها نیست و فیلسوف آن را پنهان می کند. فرد والا از فهمیده شدن توسط دیگران در هراس است نه از بد فهمیده شدن چون می داند که کسانی که او را بفهمند به سرنوشت او یعنی رنج کشیدن در دنیا دچار خواهند شد. فریدریش ویلهلم نیچه



همه به چیزی دلبستگی دارند و افراد والاتر به چیزهای والاتر  اما افراد فرومایه فکر می کنند که افراد والاتر به چیزی دلبستگی ندارند و  ظاهربینی افراد فرومایه از سطحی نگری و ریاکاری آنهاست و برپایه هیچ شناخت اخلاقی نیست. فریدریش ویلهلم نیچه



با رنج عمیق درون ، آدمی از دیگران جدا می شود و والا می گردد.  فریدریش ویلهلم نیچه



آدم های آزاده دل شکسته و پر غرور ، خود را از تیررس نگاه دیگران پنهان می کنند. فریدریش ویلهلم نیچه



کسانی که در خود احساس حقارت می کنند به دیگران رحم می کنند اما به دلیل غرورشان دم نمی زنند! یعنی درد می کشند و می خواهند با دیگران هم دردی کنند.کسانی که با دیگران همدردی می کنند به دلیل دردمند بودن خودشان است. فریدریش ویلهلم نیچه



لذت بیرحمی در دیدن رنج دیگران است اما فردی که بیرحم است این بیرحمی گریبانگیر خودش هم می شود و به ایشان نیز آزار خواهد  رسید. فریدریش ویلهلم نیچه



کسانی که مردم  آنها را اهل اخلاق می دانند اگر ما اشتباهشان را ببینیم از ما به بدی یاد خواهند کرد حتی اگر دوست ما باشند. فریدریش ویلهلم نیچه



اختلاف طبقاتی  از ضروریات جامعه است چون عامل اشتیاق به پرورش حالت های والاتر کمیاب تر دورتر و عامل چیرگی بر نفس می شود. فریدریش ویلهلم نیچه



هر اخلاق و دستور اخلاقی طبیعت بردگی و حماقت را پرورش می دهد زیرا روح را با انضباط تحمیلی خود خفه و نابود می کند. فریدریش ویلهلم نیچه



یک دانشمند حتی برای عشق زمینی هم وقت ندارد! او نه رهبر است نه فرمانبردار. او کمال بخش نیست.سرآغاز  هم نیست. او فردی بی خویشتن است. فریدریش ویلهلم نیچه



کسی که دلش را به بند بکشد جانش را آزاد کرده است. فریدریش ویلهلم نیچه



دانستن و از مسئولیت فروگذار نکردن و آن را به دیگران محول نکردن از نشانه های والا بودن است. فریدریش ویلهلم نیچه



آنچه والا بودن یک فرد را ثابت می کند کرده های او نیست چون بیخ و بن آنها معلوم نیست و معانی مختلفی دارند ، والایی در ایمان به هدف و آرمان است. فریدریش ویلهلم نیچه



مرد خواهان حقیقت است اما زن  موجودی سحطی نگر است. فریدریش ویلهلم نیچه



پاکی نفس جدایی می آورد. فریدریش ویلهلم نیچه



آدم نمی تواند از غرایز خود فرار کند ، وقتی از خطر جانی  دور شود دوباره به غرایزش برمی گردد. فریدریش ویلهلم نیچه



نسبت به فرد پایین تر از خود نفرت نداریم بلکه نسبت به فرد برابر با خود یا بهتر از خود. فریدریش ویلهلم نیچه



کسی که بخواهد به سمت معرفت برود از خدا فاصله می گیرد.  فریدریش ویلهلم نیچه



اجحاف نکردن و آسیب نرساندن به دیگران برای رسیدن به برابری ریشه و بنیاد جامعه است ولی این خواست نفی زندگی ست چون زندگی بهره کشیدن از دیگران است که ناتوان ترند. فریدریش ویلهلم نیچه



آدمی به خاطر نیاز به مراقبت و کمک دیگران با آنها ارتباط برقرارمی کند. فریدریش ویلهلم نیچه



پیشداوری درباره اخلاق به این معناست که نیت اعمال را منشاء آنها می دانیم. فریدریش ویلهلم نیچه



از فلاسفه می خواهم که به دنبال حقیقت نروند چون حقیقت نیاز به پشتیبان ندارد.  فریدریش ویلهلم نیچه



هیچ پدیده ای اخلاقی نیست بلکه ما آن را اخلاقی تفسیر می کنیم.  فریدریش ویلهلم نیچه



فیلسوفی که درصدد آفرینش جهان بنابر تصور خویش است می خواهد همه به فلسفه اش ایمان بیاورند و این همان روا داشتن استبداد بر دیگران است. فریدریش ویلهلم نیچه



حقیقت مانند آب دریا است چون نمک  آب دریا زیاد است تشنگی را رفع نمی کند. اگر حقیقت آدمی تحریف شود مثل آب شور دریا خواهد بود که تشنگی اش را رفع نخواهد کرد. فریدریش ویلهلم نیچه



خطر خوشبختی در این است که آدمی در هنگام خوشبختی هر سرنوشتی را می پذیرد و هرکسی را نیز. فریدریش ویلهلم نیچه



خیر و نباید همگانی باشد وگرنه دیگر خیر نیست زیرا چیزهای همگانی ارزشی ندارند. فریدریش ویلهلم نیچه



نمی توان همساز طبیعت بودن را یک اصل اخلاقی دانست. زیرا  طبیعت  بی رحم  است و  اگر آدمی بخواهد مطابق با طبیعت زندگی کند باید بی رحم باشد . فریدریش ویلهلم نیچه



فلسفه همان خواست قدرت است همان خواست علت نخستین. فریدریش ویلهلم نیچه



کسی که جنگجوست باید همواره در حال جنگ باشد چون زمان صلح با خودش درگیر خواهد شد!. فریدریش ویلهلم نیچه



استعداد آدمی را می پوشاند و وقتی استعدادش کاهش یافت آنچه هست نمایان می شود. فریدریش ویلهلم نیچه



باید بر فریب حواس خود پیروز شویم . فریدریش ویلهلم نیچه



عشق فریبنده و ویرانگر است  نه نجات بخش. فریدریش ویلهلم نیچه



آدمی به دلیل خواست " قدرت " به دنبال شناخت است نه به دلیل تشنگی عقل ناب. فریدریش ویلهلم نیچه



علم جهان را بیان نمی کند بلکه تفسیر می کند و در واقع معنایی برای وجود نباید در نظر گرفت. فریدریش ویلهلم نیچه



ذهن و  اندیشه  مسئول به اشتباه افتادن آدمی است. فریدریش ویلهلم نیچه



برای آدمی بنیادی تر از بررسی حقیقت جستجوی ارزش آن بوده است و متافیزیسین ها همگی به دنبال ارزش گذاری مفاهیم متضاد بوده اند. فریدریش ویلهلم نیچه



فیلسوف باید از ایمان به زبان فراتر رود زیرا مفاهیم در چارچوب زبان اسیر می شوند و نمی توان آنها را کاملا با زبان بیان کرد. فریدریش ویلهلم نیچه



آنچه آدمی را والا می کند مدت احساس های والا در اوست نه شدت آن احساس ها. فریدریش ویلهلم نیچه



آدمی را مشتاق زندگی ساده و همراه با ریاکاری اخلاق گرایانه می بینم. فریدریش ویلهلم نیچه



زندگی بدون ، آهنگ  اشتباه است. فریدریش ویلهلم نیچه



کسانی که به شهود دلایل منطقی را متصل می کنند راه  اشتباه  رفته اند. فریدریش ویلهلم نیچه



چهار فضیلت آدم والا عبارت است از : دلیری ، درون بینی ، همدلی و تنهایی  که گرایش به آنها سبب پاکی می شود.  فریدریش ویلهلم نیچه



باید از دگم گرایی ها در اندیشه فلسفی دوری کرد. فریدریش ویلهلم نیچه



غرور و فریب رواقیون دلیل علاقه آنها به اخلاق و آمیختن آن با طبیعت است. زیرا تفکر رواقی درواقع نوعی استبداد راندن بر خویشتن است و چون فرد جزئی از طبیعت است پس طبیعت نیز استبداد را بر او حاکم می کند. فریدریش ویلهلم نیچه



اراده یک احساس نیست بلکه شامل احساس های فراوان است و نمی توان آن را از اندیشه جدا کرد. در عین حال اراده یک شور است و کسی که اراده می کند به اشتباه اراده را با عمل یکی در نظر می گیرد. فریدریش ویلهلم نیچه



مردان بزرگ فقط آرمان های خود را نمایش داده اند. فریدریش ویلهلم نیچه



کسی که آرمان نداشته باشد کمتر لاابالی ست تا کسی که راه رسیدن به آرمانش را نمی داند. فریدریش ویلهلم نیچه



آدمی برای فرار از خدا طبیعت را عامل همه چیز می داند و  هنجاری در طبیعت در کار نیست بلکه پدیده های طبیعی به دلیل قدرت به وجود می آیند. فریدریش ویلهلم نیچه



قدرت خواهی آدمی و نه میل به شناخت اولین عامل برای گرایش او به فلسفه بوده است. فریدریش ویلهلم نیچه



اراده زندگی برتر و نیرومند تر در مفهوم ناچیز نبرد برای زندگی نیست، بلکه در اراده جنگ اراده قدرت و اراده مافوق قدرت است! فریدریش ویلهلم نیچه



می خواهم آدمیت را به تصمیم هایی وادارم که به سراسر آینده بستگی دارد. شاید چنین پیش آید که همه هزاره ها، والاترین عهد و پیمان های خود را بنام من ببندند. فریدریش ویلهلم نیچه



آدم برتر از ابرآدم بسیار دور  است . فریدریش ویلهلم نیچه



ابرآدم است که می آفریند . فریدریش ویلهلم نیچه



از ابرآدم است که آدم های برتر دلگرمی و شجاعت می گیرند . فریدریش ویلهلم نیچه



سرود ابرآدم ، سرود ارزش های نو آفریده است . فریدریش ویلهلم نیچه



درسی که از بازگشت جاودان می گیریم این است که چیز منفی باز نمی گردد. معنای  بازگشت جاودان این است که هستی، انتخاب است. تنها آن چیزی باز می گردد که تصدیق کند یا تصدیق شود . فریدریش ویلهلم نیچه



عرصه عمل برای ابر آدم بی کرانه است . فریدریش ویلهلم نیچه



فرزانگی نمی تواند خود خواهانه باشد و فرزانه نمی تواند منزوی بماند  . فریدریش ویلهلم نیچه



ارزش یابی هر چیز بستگی به توان خواهی آن دارد. فریدریش ویلهلم نیچه



در همه جا هر چه مورد انتقاد ابر آدم است همواره نوعی خواست ویرانگر و منفی وجود دارد. فریدریش ویلهلم نیچه



نخستین نبرد با کسانی است که با احسان شان  با ترحمِ حقارت انگیزشان، آدم را، آدم بیچاره یی را که خودش زیر بار شرم و احساس گناه در مانده است، از پا می اندازند و دومین دومین قلمرویی که منفی خواهی در آن حاکم است قلمرو آیین های اخلاقی و سیاست است. فریدریش ویلهلم نیچه



اگر علم و دانش ما این همه به بی طرف بودن خود می نازد، از آن روست که جز کنجکاوی ناسالمِ ناتوانان چیز دیگری ندارد . فریدریش ویلهلم نیچه



زندگی، زمین و هستی، درد و رنج و بلا نیست. فریدریش ویلهلم نیچه



توان خواهی می تواند بر گذشت زمان پیروز شود . فریدریش ویلهلم نیچه



آزادی ابر آدم تنها در صورتی واقعی است که در زمان فراشد و در ساختن آینده یی بر پایه گذشته عملی شود. فریدریش ویلهلم نیچه



باید در محدوده ی امکانات زمینی بیافرینیم، و در آفرینش  به زمین وفادار بمانیم . فریدریش ویلهلم نیچه



در این جهان، آن کسی به نابودی می رود که نتواند به ‹‹مفسر››ی خود مختار بدل شود. آنگاه است که او دیگر نه در مقام شخص، بلکه در مقام عدد یا رقمی آماری خواهد زیست.  فریدریش ویلهلم نیچه



اصولا زمانی پوچی برای چیزی معنا پیدا میکند که بیایم برای آن ، هدفی تعریف کنیم .و اگر بدانیم هدفی در کار نیست، به پوچی هم نخواهیم رسید .  فریدریش ویلهلم نیچه



جرم این است که ندانیم زندگی خیلی ساده تر از اینهاست که ما فکر می کنیم . فریدریش ویلهلم نیچه



فلسفه معنوی ترین خواست قدرت است . فریدریش ویلهلم نیچه



کشش به سوی توانایی گوهره اصلی زندگی آدم می داند . فریدریش ویلهلم نیچه



فروپاشی و زوال هر فرهنگ یا  هر شخص هنگامی رخ می دهد که کشش به سوی نیرومندی رنگ بازد و چیز دیگری بر این کشش اولویت یابد ، ولو این جایگزین خرد ، دانش و هنر باشد. فریدریش ویلهلم نیچه



فرد مقتدر  کسی است که قادر به کسب تعهد است، زیرا حق  چنین کاری را به دست آورده  و یا کسب کرده است. فریدریش ویلهلم نیچه



زمان لا یتناهی است و هر چه وجود دارد، در یک گردش ادواری تکرار می شود و این عمل تا انتهای نا معلومی ادامه خواهد داشت.  فریدریش ویلهلم نیچه



برای گله ی آدمی تمام نشانه های ابرآدم چون نشانه های بیماری یا دیوانگی ظاهر می شوند. فریدریش ویلهلم نیچه



حقیقت چیزی نیست که باید یافته یا کشف  شود، بلکه چیزی است که باید آفریده شود و فرایندی را نامگذاری کند ؛ شناساندن حقیقت نوعی تعیین فعالانه است و نه آگاه شدن از چیزی که به خودی خود قطعی و تعیین شده است.که آن واژه دیگری است برای خواست قدرت . فریدریش ویلهلم نیچه



آنچه که باید بیشترین علاقه را در ما به وجود آورد این نیست که آیا تفسیر ما از جهان، حقیقی است یا دروغین ، بلکه این است که آیا این تفسیر، خواست قدرت را برای نیرومندی و کنترل جهان پرورش می دهد ، یا هرج و مرج و ناتوانی را.



سرنوشت من این است که پس از مرگ دوباره به دنیا بیایم . فریدریش ویلهلم نیچه



اکنون به شما می گویم که مرا گم کنید وخود را بیابید.وتنها آن گاه که همگان مرا انکار کردید،  نزد شما  باز خواهم آمد. فریدریش ویلهلم نیچه



بدترین خوانندگان کتاب آنانی اند که چون «سربازان غارتگر» عمل می کنند، یعنی از هر جا که دستشان برسد تکه یی بر می دارند. فریدریش ویلهلم نیچه



اندیشه های ما، آری و نه گفتن های ما، و اگر و اما گفتن های ما، همه با همان ضرورتی از درون ما رشد می کنند که میوه از دل درخت- به هم مر بوط و با هم خویشاوندند، و همه از یک اراده، یک وضع جسمانی، یک خاک، و یک خورشید نشان دارند .  فریدریش ویلهلم نیچه



تقریبا هر چیزی که وجود دارد در معرض تاویل است؛ زندگی خود چیزی نیست جز ستیزه و جدال ارزش ها و مبارزه برای تاویل اندیشه ها و آرمان ها. فریدریش ویلهلم نیچه



ایرانیان راستگوترین و راست تیرانداز ترین قوم تاریخ اند.  فریدریش ویلهلم نیچه



زمان ما پیش رس بدنیا آمدگان هنوز فرا نرسیده است، فقط پس  فردا از آن من است . فریدریش ویلهلم نیچه



زمین روزی از آن ابرآدم می شود . فریدریش ویلهلم نیچه



در جایی که دیگر تنها چیز درخشان زر دکانداران است دکانداران سروری کنند! امروز دیگر روزگار شهریاران نیست! آنچه امروز خود را ملت می نامد شایسته هیچ شهریاری نیست. بنگرید که این ملت ها خود اکنون چگونه چون دکانداران رفتار می کنند: آنان از کمترین بهره در هیچ زباله ای نمی گذرند! در کمین یکدیگرند و یکدیگر را می پایند و نام آن را ‹‹حس همجواری›› می گذارند .  فریدریش ویلهلم نیچه



جنبش تساوی خواهی زنان موجب می شود زن از زنانه ترین غرایز خود دور می شود . فریدریش ویلهلم نیچه



برخلاف ‹‹اندیشه های مدرن›› درباره ی زن و مرد، آموزش واقعی در مورد رابطه ی جنس ها را باید در فرهنگ های شرقی یافت. فریدریش ویلهلم نیچه



سنجیدگی و  هنر زن در دلربایی، شوخ وشنگی، و  سبکسری است؟ چرا آنان باید به دنبال کشف حقیقت زن باشند ، در حالیکه هنر بزرگ او دروغگویی و مهم ترین مساله مورد علاقه اش سرو وضع و زیبایی است؟.  فریدریش ویلهلم نیچه



مرد و زن هر دو خود را در مورد یکدیگر فریب می دهند، زیرا آنچه برای آنان گرامی و قابل احترام است، تنها آرمان های خودشان است. فریدریش ویلهلم نیچه



زن بازیچه ای باد پاک و ظریف، همچون گوهری، رخشان از فضیلت های جهانی که هنوز در کار نیست.در عشق تان فروز ستاره فروزان باد! وامیدتان این باد: بادا که ابر آدم را بزایم!.  فریدریش ویلهلم نیچه



از آنچه باعظمت است یا باید هیچ نگفت یا با عظمت سخن گفت و با عظمت سخن گفتن یعنی به دور از آرایش وآلایش . فریدریش ویلهلم نیچه



آنچه ناگزیر و حتمی الوقوع است مرا خشمناک نمی کند. عشق به سرنوشت در اعماق دل من نهفته است. فریدریش ویلهلم نیچه



برادران آیا من سنگدل ام ؟ باری من می گویم : هرچه را که افتادنی ست می باید بیشتر زور داد!
هر چه امروزین است می افتد و بر می افتد ! چه کس می خواهد آن را نگاه دارد ؟ باری من - می خواهم آن را بیشتر زور دهم !
می شناسید شهوتی را که سنگ را به ژرفناهای تند شیب فرو می غلتاند ؟
بنگرید این آدم های امروزین را که چه گونه به ژرفناهای من فرو می غلتاند ؟
برادران من پیش درامد بازیگرانی بهترام یک سر مشق از سرمشق من پیروی کنید !
و به آن کس که پرواز نمی آموزید تندتر افتادن آموزید! .  فریدریش ویلهلم نیچه



این تاج مرد خندان این تاج گل سرخ را من خود بر سر نهادم . من خود خندهء خویش را مقدس خواندم. بهر چنین کاری هیچ کس دیگر را امروز چندان که باید نیرومند نیافته ام.  فریدریش ویلهلم نیچه



شیطان روزی با من چنین گفت : خدا را نیز دوزخی هست : دوزخ او عشق به آدم است. و چندی پیش شنیدم که گفت : خدا مرده است . رحم خدا به آدم او را کشت. فریدریش ویلهلم نیچه



آموزش را در خانواده و دانش را در جامعه می آموزند و بینش را در تفکرات تنهایی. فریدریش ویلهلم نیچه



فریب بهار را نخور. تابستانی و پاییز و زمستانی هم هست. فریدریش ویلهلم نیچه



آدمی حق انتخاب ندارد چون محکوم و مجبور به سرنوشت است. فریدریش ویلهلم نیچه



یک عمر صرف کسب اعتقاد کردم و در پایان به بی اعتقادی رسیدم. فریدریش ویلهلم نیچه



آرامش مدام نیز کسل کننده است. گاهی طوفان هم لازم است. فریدریش ویلهلم نیچه



آدم امروز در پرستش بتان می زید بتان عرصهء اخلاق بتان گستره سیاست بتان عرصه فلسفه.خدایانی کاملا" باطل که خود آنها را بر ساخته آنگاه پرستیده اند.از این روی از راه راست بیراه گشته و همراه بر این باور پا می فشرده  و از آن چنان جانبداری کرده تا اینکه به فرجامش رسیده موقفی که از همان آغاز به نیستی و فنا چشم داشت. فریدریش ویلهلم نیچه



حتی از میان پر دلترین کسانمان چه اندک اند آنان که دانایی خویش را تاب توانند آورد. فریدریش ویلهلم نیچه



آسودگی مادر هر روانشناسی است. آنگاه آیا هر روانشناسی تباهی است؟ .  فریدریش ویلهلم نیچه



خدا پنداریست ! اما چه کسی است که این پندار را بیاشامد و نمیرد؟ .  فریدریش ویلهلم نیچه



در دنیا زندگیهای پر تلخی و مرارتی هم هستند که مرگ برای صاحبانشان سعادت است. فریدریش ویلهلم نیچه



زیبایی غیر از اینکه نعمت خداست. دام شیطان نیز هست. فریدریش ویلهلم نیچه



زمستان بدون بهار دل عاشق شکست خورده است. فریدریش ویلهلم نیچه



باید دنبال شادی ها گشت ولی غمها خودشان ما را پیدا می کنند. فریدریش ویلهلم نیچه



تکبر زائیده قدرت مادی است و تواضع زاییده ضعف معنوی. فریدریش ویلهلم نیچه



هزار تلاش آدم به اندازه یک تقدیر کارساز نیست. فریدریش ویلهلم نیچه



هیچ نظم و ساختاری در جهان وجود ندارد، مگر نظم و ساختاری که ما به آنها می‌بخشیم. فریدریش ویلهلم نیچه



اگر به عمق اعتقادات نفوذ کنیم، درخواهیم یافت که تمام ارزش ها بی پایه و عقل ناتوان است. هر اعتقاد به صحت و درستی هر چیز ضرورتاً نادرست است. چون جهان حقیقی وجود ندارد. والاترین ارزش‌ها خودشان را نابود می‌کنند و هدفی در کار نیست، چرا که هیچ وقت پاسخی نمی یابند.  فریدریش ویلهلم نیچه



آدم بندی ست بسته میان حیوان و ابر آدم.
بندی بر فراز مغاکی.
آنچه در آدم بزرگ است این است که او پل است نه غایت. فریدریش ویلهلم نیچه



زمانی می رسد که "زرتشت" (شخصیت نمادین فلسفه ی او) تصمیم به ترک دوستان و مریدان خود می گیرد. او هنگام خداحافظی سخن شگرف و پر مغزی به آنان می گوید:
می گویید به زرتشت ایمان دارید؟ اما زرتشت کیست!
مومنان من اید : اما مومنان کیستند!
شما آنگاه که مرا یافتید هنوز خود را نجسته بودید. مومنان همه چنین اند.
از این رو ایمان چنین کم بهاست.
اکنون شما را می فرمایم که مرا گم کنید و خود را بجویید و تنها آنگاه که همگان مرا انکار کردید , نزد شما باز خواهم آمد.  فریدریش ویلهلم نیچه



دوست می دارم آن را که فضایل بسیار نمی خواهد. زیرا که یک فضیلت به است از دو فضیلت. زیرا که یک فضیلت چنبری است استوارتر برای در آویختن سرنوشت. فریدریش ویلهلم نیچه



غم خودش ما را پیدا می کند باید دنبال شادیها گشت. فریدریش ویلهلم نیچه



به سراغ زنان می روی ؟ تازیانه را فراموش مکن !.  فریدریش ویلهلم نیچه



فرزانه ترینان همه برای آسایش خاطر من چنین گفته اند. دریغا , کاش امروز نیز چنین می بود ! زیرا شر بهترین نیروی آدم است . فریدریش ویلهلم نیچه



رسالت جوانان است که پایه های فساد کنونی تندرستی و فرهنگ را بلرزانند و تنفر و استهزاء را به جای این عقاید انبوه خالی از لطافت بر پا سازند. در انجام این کار ممکن است جوانان نافرهیخته بنمایند ولی تخریب و ویران سازی نخستین مرحله ی لازم در علاج و مداوای ِآدمیت جدید است.  فریدریش ویلهلم نیچه



هر چه ریشه های طبیعت باطنی و شناخت درست تاریخ و گذشته یک مرد عمیقتر باشد بیشتر خواهد توانست گذشته را به خود جذب کند و بزرگترین و قدرتمندترین طبیعت ها را توسط عدم وجود محدودیتها در آن معنای تاریخی اش که موجب زیان زدن  به کار سازنده است خواهد شناخت و گذشته را اگر چه بیگانه باشد در خود جای  داده و هضم خواهد کرد.  فریدریش ویلهلم نیچه



آن اندیشه هایی را دوست دارم که با خون نوشته شده باشند .  فریدریش ویلهلم نیچه



آیا برده هستی؟
پس دوست نتوانی بود
آیا خودکامه هستی؟
پس دوستی نتوانی داشت
در زن دیر زمانی است که برده ای و خودکامه ای نهان گشته اند از این رو زن را توان دوستی نیست
او عشق را می شناسد و بس . فریدریش ویلهلم نیچه



پرندگان دیگری هم هستند که بالاتر می پرند . فریدریش ویلهلم نیچه



آنکس که نمی تواند فرمان دهد بایستی فرمان ببرد . فریدریش ویلهلم نیچه



مردم دنیا دو دسته اند یکی زیر دستان و دیگر بزرگان اصالت ، و شرف متعلق به بزرگان است و آنها غایت وجودند و زیر دستان وسیله اجرای هدفهای ایشان هستند ترقی دنیا و بسط زندگی آدم بوسیله بزرگان و سرداران صورت می پذیرد که معدودند . فریدریش ویلهلم نیچه



شاید من بهتر می دانم که چرا آدمی تنها حیوانی است که می خندد.تنها  آدم است که به شدت رنج می برد و مجبور است خنده را بیافریند.  فریدریش ویلهلم نیچه



دوست می دارم آن را که چون تاس به سودش افتد شرمسار شود و پرسد : نکند قمار بازی فریبکار باشم؟ زیرا که خواهان فناست. فریدریش ویلهلم نیچه



نیکی و راستی و زیبایی امور حقیقی و مطلق نیستند ،  آنچه حقیقت دارد آن است که همه کس خواهان توانایی است و می خواهد زندگی خود را بالا ببرد ، غایت وجود " پیدایش مرد برتر است  " و ترتیب زندگانی و اصول اخلاقی باید چنان باشد که مرد برتر ظهور کند . فریدریش ویلهلم نیچه



آدم باید بهتر و شریرتر شود  : من چنین می آموزانم ! شریرانه ترین چیز برای بهترین چیز در ابرآدم نیاز است. فریدریش ویلهلم نیچه



افزونی دانش گذشته، افزونی تاریخ آدم را پژمرده خواهد ساخت و بزدل. در حالیکه آدم  باید قادر باشد گذ شته را در خد مت حال دربیاورد. البته اگر بتوانیم خوب یاد بگیریم که تاریخ را وسیله ای برای زندگانی قرار دهیم . فریدریش ویلهلم نیچه



باور چیست ؟ از کجا سرچشمه می گیرد ؟ هر باور چیزی را حقیقی انگاشتن است. فریدریش ویلهلم نیچه



افراطی ترین صورت هیچ انگاری می تواند این دیدگاه باشد که همه باورها ؛ همهء چیزی را حقیقی انگاشتن ها لزوما" به  اشتباه  می روند ؛ به این علت ساده که هیچ دنیای واقعی در کار نیست . چنین است یک ظاهر دورنمایی که از درون ما سرچشمه گرفته است .  فریدریش ویلهلم نیچه



هیچ انگاری به عنوان انکار یک دنیای راستین ؛ انکار هستی ؛ ممکن است یک شیوهء خدایی اندیشیدن باشد. فریدریش ویلهلم نیچه



پیوسته به دنیای تنگ تر ؛ مختصر شده و ساده نیاز داریم . فریدریش ویلهلم نیچه



آن کس که نداند ؛ خواست خویش را در چیزها چگونه بگمارد ؛ دست کم معنایی بر آن خواهد افزود ... و از آن ؛ این پندار زاده می شود که گاهی در آن خواست بنیاد باوری بوده است. فریدریش ویلهلم نیچه



آدم باید والاترین آرمانهایش را دنبال کرده و هرلحظه به آنها عمل کند، چرا که آنچه شخص اینک انجام می دهد بازگشتی مکرر در سراسر ابدیت خواهد داشت.  فریدریش ویلهلم نیچه



دوست می دارم آن را که خدای خویش را گوشمال می دهد. زیرا عاشق خدای خویشتن است. پس باید با غضب خدایش فنا شود... فریدریش ویلهلم نیچه



دوست می دارم آن را که روان اش در زخم پذیری نیز ژرف است و پیشامدی کوچک او را نابود تواند کرد. پس شادمانه پای بر پل می گذارد. فریدریش ویلهلم نیچه



هان ؛ من ام یک بشارتگر آذرخش و چکه ای گران از ابر ! و اما این آذرخش را نام ابر آدم است. فریدریش ویلهلم نیچه



براستی ؛ ای کاش جنون شان را حقیقت نام بود یا وفاداری یا عدالت . اما دریغ که فضیلت شان در خدمت دراز زیستن است و آسودگی نکبت بار. فریدریش ویلهلم نیچه



آدمی بهر تنها زیستن می باید یا حیوان باشد یا خدا. ارسطو می گوید: انگارهء سومی نیز هست بودن یکجای هر دوی آنان ... آن هم فیلسوف وار ..حقایق همه ساده اند. این نه مگر دروغی است دو چندان که آن را بر ساخته اند؟ .  فریدریش ویلهلم نیچه



شاید این شایسته ء آن واعظ مردم کوچک بود که بار گناه آدم را بکشد و از آن رنج ببرد.
اما من از گناه بزرگ همچون آرام بخش بزرگ خویش شادمان ام.
باری , چنین سخنان را بهر گوش های دراز نمی گویند و هر کلامی نیز نه از آن هر دهانی ست.
این سخنان چیزهایی ظریف و کمیاب اند : سم گوسپندان بدان ها مرساد ! .  فریدریش ویلهلم نیچه



ارزشها و تغییرات آنها به افزایش قدرت آنانی که ارزشها را مقرر می دارند ؛ مربوط می شوند. میزان ناباوری ؛ ( میزان ) (( آزادی اندیشهء )) مجاز بیانی از افزایش قدرت است. هیچ انگاری آرمانی است متعلق به بالاترین درجه ء قدرتمندی روح ؛ و سرشارترین زندگی – گاهی ویرانگر و گاهی ریشخند آمیز. فریدریش ویلهلم نیچه



دلاور آن کسی ست که ترس را می شناسد , اما بر ترس چیره می شود . فریدریش ویلهلم نیچه



هیچ انگاری به چه معناست ؟ ( به آن معناست ) که والاترین ارزشها از ارزش خویش می کاهند. هدفی در کار نیست. (( چرا؟ )) پاسخی نمی یابد.  فریدریش ویلهلم نیچه



علم مجموعه ای از حقایق یا روشی برای کشف حقایق نیست,بلکه مجموعه ای است از قراردادهای مفید که مثل افسانه های مخلوق ذهن آدم است و هیچ پایه ای در واقعیت ندارد. علم مانند دین, اخلاق و هنر تجلی ای از خواست قدرت است, و خواست قدرت خود به نوبه چیزی نیست جز نیاز آدم به تحمیل کردن نظم به واقعیتی که در جوهرش آشوب و بی نظمی محض است. علم نیز مانند دین, اخلاق و هنر, کوششی است برای شکل دادن به جهان و تبدیل کردن آن به چیزی درک پذیر برای ذهن آدم. فریدریش ویلهلم نیچه



جهان پیرامون ما خالی از غایت و معناست, در نتیجه نسبت به تمامی باورها و هدف های ما بی اعتناست. اما این امر نباید به نه نگفتن به آن چه هست یا خواست نیستی بیانجامد. به عکس, پوچی جهان باید انگیزة آری گفتن به جهان باشد_آن چنان که هست. فریدریش ویلهلم نیچه



از آن جا که جهان حقیقی وجود ندارد, به ضرورت هر باور و هر فرضی بر درستی نادرست است.  فریدریش ویلهلم نیچه



من آدم نیستم، من دینامیت ام. فریدریش ویلهلم نیچه



علم بیانگر حقیقت نیست, زیرا حقیقتی موجود نیست که بیان شدنی باشد.
هدف علم نه یافتن حقیقت به خاطر حقیقت, بلکه چیرگی بر طبیعت است. فریدریش ویلهلم نیچه



اگر ما (( بی دل و جان )) هستیم ؛ دست کم نسبت به زندگی چنین نیستیم ؛ بلکه ؛ اکنون با همهء انواع (( تمنیات )) روبروییم . با خشمی ریشخند آمیز در آنچه (( آرمانها )) می نامیمشان ؛ در حال غور و تامل هستیم. ما خویش را خوار می شماریم تنها از آن رو که لحظاتی وجود دارند که نمی توانیم آن انگیزش نامربوطی را که (( آرمانگرایی )) نام دارد ؛ مهار نماییم. تاثیر نازپروردگی بیش از اندازه ؛ نیرومند تر از خشم فرد بی دل و جان است.
82- تنها بدان خدایی ایمان دارم که رقص بداند. فریدریش ویلهلم نیچه



کرمکی که زیر گامهامان پایمال می شود ؛ به خود می پیچد. این عین فرزانگی است ؛ اما او دیگر بار توانی باز می جوید که خویشتن را دوباره پامال ببیند ؛ در زبان اخلاقیون به این کار (( فروتنی )) گویند. فریدریش ویلهلم نیچه



سرانجام باور باید داشت که مسئله ی ارزش"حقیقت" تاکنون طرح نشده است و این ماییم که نخستین بار آن را دیده ایم و چشم بدان دوخته ایم و در این راه جسارت ورزیده ایم. زیرا چنین کاری جسارت می طلبد ، چنان جسارتی که از آن بالاتر جسارتی نیست. فریدریش ویلهلم نیچه



درازگوش چگونه تراژدی ( حزن انگیز ) تواند بود ؟ ... آنکه زیر باری سنگین نابود شود ؛ باری که نه تواند برد ( تاب نتوان آورد ) و نه به زمین تواند افکند ؟ ... فیلسوف را نیز روزگار اینچنین است. فریدریش ویلهلم نیچه



بوزینه در برابر آدم چیست ؟ چیزی خنده آور یا چیزی مایهء شرم دردناک.
روزگاری کفران خدا بزرگترین کفران بود. اما خدا مرد و در پی آن این کفرگویان نیز بمردند.
براستی آدم رودی است آلوده. دریا باید بود تا رودی آلوده را پذیرا شد و ناپاکی نپذیرفت.
آن ساعت که می گویید : چه سود از دادگری ام که خویش را همچون شعله و ذغال نمی بینم . حال آنکه دادگر همچون شعله است و ذغال.
چه سود از رحم ام ؟ مگر رحم همان صلیبی نیست که بر آن آن دستان آدمی را میخکوب کرده اند؟
اما رحم من کجا و به صلیب کشیده شدن کجا ... فریدریش ویلهلم نیچه



جهان فقط همین جهان ظاهر است و دنیای حقیقی، دروغی بیش نیست. فریدریش ویلهلم نیچه



سه ساده لوحی بزرگ :
شناخت همچون وسیله ای برای خوشبختی ؛
همچون وسیله ای برای فضیلت ؛
همچون وسیله ای برای (( نفی زندگی )) تا آن حد که وسیله ای برای نومیدی و دلشکستگی است. فریدریش ویلهلم نیچه



آه ؛ ای مجنون مهربان ؛ زرتشت ! ای شیدای اعتماد ! تو همیشه همین سان بوده ای . تو همیشه با اعتماد به هر چیز هراسناک نزدیک شده ای .
تو همیشه می خواهی هر غولی را بنوازی. هرم نفسی گرم و کمی موی نرم بر پنجه ؛ همین بس تا تو یکباره آمادهء عاشق شدن و به دام انداختن اش شوی.
عشق خطری است در کمین تنهاترین کس. عشق به هر چیزی که زنده باشد و بس ! براستی ؛ خنده آور است جنون و فروتنی من در عشق ! فریدریش ویلهلم نیچه



اینها ضعفا هستند که اراده به سوی قدرت خودشان را به این صورت مخفی می کنند که عالم دیگری بسازند در واقع عالم افلاطونی همین است .



ما را چه نسبت است با غنچه ای که از نشستن ژاله ای بر تن اش بر خویش می لرزد ؟ فریدریش ویلهلم نیچه



وای بر آن عاشقانی که از رحم شان پایگاهی برتر ندارند!  فریدریش ویلهلم نیچه



چه ؟ آیا می کوشی که ده بار یا صد بار دو چندان شوی ؟ نکند بهر خود مریدان بسیار می جویی ؟ - پس می باید ظرفهای تهی ( هیچ ) را بجویی. فریدریش ویلهلم نیچه



حقیقت نیازمند نقد است نه ستایش . فریدریش ویلهلم نیچه



جهان هیولای انرژیست که آغاز و پایان ندارد وتنها خود را دگرگون می سازد. فریدریش ویلهلم نیچه



درست است که ما عاشق زندگی هستیم ؛ اما نه از آن رو که بدان خو کرده ایم ؛ بل از آن رو که خو کردهء عشق ایم. عشق هیچگاه بی بهره از جنون نیست. اما جنون نیز هیچگاه بی بهره از خرد نیست. فریدریش ویلهلم نیچه



باری ؛ زرتشت در مردم نگریست و حیران بود. سپس چنین گفت :
آدم بندی است بسته میان حیوان و ابر آدم ؛ بندی بر فراز مغاکی.
فرارفتنی ست پر خطر ؛ در – راه – بودنی پر خطر ؛ واپس نگریستنی پر خطر ؛ لرزیدن و درنگیدنی پر خطر.
آنچه در آدم بزرگ است این است که او پل است نه غایت ؛ آنچه در آدم خوش است این است که او فراشدی ست و فروشدی. فریدریش ویلهلم نیچه



آموزش اندیشه کردن : در مدارس ؛ اندک نشانی از آن نمی توان یافت ؛ حتی در دانشگاه ها ؛حتی در میان شناخته ترین فیلسوفان ؛ آری می بینم که منطق به عنوان یک نظریه ؛ کار و تکنیک ؛ دارد به سستی می گراید. فریدریش ویلهلم نیچه



در حقیقت در این بینش عملی مشروعیت دارد که سود کنشگر در آن نهفته باشد. فریدریش ویلهلم نیچه



آنگاه که آدمی (( چرایی / غایت چیست )) زندگی خویش را می شناسد ؛ آنگاه است که او از هر (( چگونه ؟ )) آسوده خاطر می شود. آدمی مشتاق نیکبختی نیست ؛ تنها انگلیسی چنین است. فریدریش ویلهلم نیچه



نیرومند، پیروزمند است. این هنجاریست جهان گستر. از حق و باطل به معنای عام سخن گفتن حرف مفت است. هیچ خشونت، ناموس ربایی، بهره کشی، یا ویرانگری در ذات ظالمانه نیست، چرا که زندگی در ذات خشونت بار و ناموس ربا و بهره کش و ویرانگر است و جز آن گمان پذیر نیست. فریدریش ویلهلم نیچه



نه می خواهم شریعت خداوندی باشد نه نیاز یا هنجار آدمیان ، مباد دستهایی که مرا راهنمای آسمانها و بهشتها باشد. فریدریش ویلهلم نیچه



دوست می دارم آن را که چون تاس به سودش افتد ؛ شرمسار شود و پرسد : نکند قماربازی فریبکار باشم ؟ زیرا که خواهان فناست. فریدریش ویلهلم نیچه



دوست می دارم آن را که فضایل بسیار نمی خواهد. زیرا که یک فضیلت به است از دو فضیلت ؛ زیرا که یک فضیلت چنبری ست استوار تر برای در آویختن سرنوشت. فریدریش ویلهلم نیچه



ای اختر بزرگ ؛ تو را چه نبکبختی می بود اگر نمی داشتی آنانی را که روشنی شان می بخشی !
هان ! از فرزانگی خویش به تنگ آمده ام و چون زنبوری انگبین بسیار گرد کرده ؛ مرا به دستهایی نیاز است که به سویم دراز شوند.
هان ! این جام دیگر بار تهی شدن خواهد و ابرآدم دیگر بار آدم شدن. فریدریش ویلهلم نیچه



در گوش آن کس که در تسخیر شیطان است ؛ اما ؛ این سخن را زمزمه می کنم : همان به که شیطان ات را بزرگ کنی ! درین کار تو را نیز راهی به بزرگی هست !  فریدریش ویلهلم نیچه



یک رمانتیک هنرمندی است که ناخشنودی والای او نسبت به خودش او را آفرینشگر می سازد ؛ کسی که از خودش و جهانش به دور می نگرد ؛ به واپس می نگرد. فریدریش ویلهلم نیچه



باری ؛ بدترین چیز خرداندیشی ست. به راستی ؛ شرارت به که خرداندیشی! فریدریش ویلهلم نیچه



مبادا ؛ شما را چنین در نظر آید که در کارهاتان دون پایه و خوارید ؛ بلکه چنین سزد که به محض رخدادنش وا گذارید ! ... که نکوهش وجدان خاموش گردانیدن اندرون بایسته نیست. فریدریش ویلهلم نیچه



دوست می دارم خوارشمارندگان بزرگ را ؛ زیرا که پاس دارندگان بزرگ اند و خدنگ های اشتیاق به سوی کرانه ء دیگر. فریدریش ویلهلم نیچه



آموزه ای پدید آمد و باوری در کنارش : همه چیز پوچ است ؛ همه چیز یکسان ؛ همه چیز رو به پایان ! . فریدریش ویلهلم نیچه



هیچ انگاری نشانگر یک مرحلهء انتقالی آسیب شناختی است آنچه آسیب شناختی است یک تعمیم سترگ است ؛ این استنباط است که ؛ به هیچ روی ؛ معنایی در کار نیست. خواه از این رو که نیروهای مولد هنوز به اندازهء کافی قوی نیستند ؛ یا این که انحطاط هنوز درنگ و تردید می ورزد و راه چارهء خویش را از آستین به در نیاورده است . پیش فرض این فرضیه این است که هیچ حقیقتی در کار نیست ؛ هیچ جوهر مطلق امور و اشیاء و هیچ (( چیز در خود )) ( شی فی نفسه ) در کار نیست. این نیز صرفا" هیچ انگاری است – حتی افراطی ترین هیچ انگاری . او ارزش اشیاء را دقیقا" به فقدان هر واقعیت مربوط به این ارزشها نسبت می دهد ؛ همچنین به این امر نسبت می دهد که اشیاء صرفا" نشانه ای از نیرومندی نزد ارزش آفرینان ؛ و یک ساده سازی به خاطر زندگی ؛ هستند. فریدریش ویلهلم نیچه



آن کس که آفرینندگی و نو آفرینی می خواهد. در نیک یا بد. ناگزیر نخست می باید با نیست و نابود کردن ارزشها آغاز کند. فریدریش ویلهلم نیچه



آن که بر فراز بلندترین کوه رفته باشد ؛ خنده می زند بر همهء نمایش های غمناک و جدی بودن های غمناک. فریدریش ویلهلم نیچه



آدم چیزی است که بر او چیره می باید شد. فریدریش ویلهلم نیچه



از کدامین ستاره بر زمین افتادیم تا در اینجا یکدیگر را ملاقات کنیم.؟  فریدریش ویلهلم نیچه



در اینجا بود که نخستین بار فهمیدم که ارادهٔ زندگی برتر و نیرومند تر در مفهوم ناچیز نبرد برای زندگی نیست، بلکه در اراده جنگ اراده قدرت و اراده مافوق قدرت است! . فریدریش ویلهلم نیچه

[+] نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 11:14 PM | |

:: مطالب اخیر



ارتباط با مدیریت ...
* نام و نام خانوادگی :
* آدرس ایمیل:
موضوع پیام:
*پیام: