تبليغاتX




روانشناسی و مشاوره جمهوری اسلامی ایران
designer: saeed_asad86
تصـــــــوير تصادفي

 

پيغام مدير : به شما كاربر گرامي سلام عرض مي كنم . اميدوارم در اين وبلاگ دقايقي خوبي را سپري كنيد . براي آگاهي از امكانات اين وبلاگ خواهشمندم كه تا آخر صفحه اين وبلاگ را مشاهده نماييد .

   ...............................   اين وبلاگ را صفحه خانگي خود كن !    به مدير وبلاگ ايميل بزنيد !    ذخيره كردن صفحه!   اضافه کردن اين وبلاگ به علاقه منديها!   لينک RSS  
site map site map ror html site map
  Add to Technorati     ..............................






لينك همکاران
جستجوگر

Google
  
            
     در كل اينترنت
     در اين سايت

پیغام شما

اسما خداوند متعال

آرشيو
طراح قالب
جملات مثبت

چنانچه نیک اندیش باشید خیر و خوشی به دنبالش خواهد امد>>>>>>>>>> ژوزف مورفی


افراد موفق هیچ وقت اجازه نمیدهند که شرایط ازارشان دهد>>>>>>>>>>> مارک فیشر


افرادی که زمان را در انتظار شرایط عالی از دست میدهند هرگز موفق نمیشوند> مارک فیشر


اعمال ثابت ما سرنوشت ما را تعیین میکند.>>>>>>>>>>>>>>>>>>>> انتونی رابیتز

[+] نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 7:47 PM | |

تشکر

یک تشکر ویژه

گاهی اوقات خداوند به بندگانش هدایایی می‌بخشد، منحصر به‌فرد. شاید این هدایا را نصیب همگان کرده‌باشد اما مهم است که بدانی و بفهمی و قدرشناس آن باشی و نگاه خداوندت را ببینی که به‌رویت می‌خندد و می‌گوید : بنده  من.. برو و با این هدیه‌ات زندگی کن.
یکی از این هدایا،" استاد "خوب است.
در این چندماه اخیر انگار آدم‌هایی از آسمان برایم می‌رسند. آدم هایی با ویژگی‌های منحصر به‌فرد که در تمام طول زندگی‌ام نه دیده بودم و نه شنیده بودم.آدم‌هایی با نگاه متفاوت به‌دنیا. که خرج کردن انسانیت و محبت برایشان ساده باشد. آدم‌هایی که در دوست‌داشتن خست نورزند. بدون تکبر.کسانی که بی‌آنکه صدایشان کنی، حضور یابند. پاره‌ای از هستی‌ات شوند . خودت باشند و خودشان باشی. آدم‌هایی که نه دیر می‌رسند و نه زود ترکت می‌کنند. هستند برای تو. محبت می‌کنند برای تو. عشق می‌ورزند برای تو. نصیحت می‌کنند برای تو. آموزش می‌دهند برای تو. و در تمام این ها نفع شخصی سهمی ندارد مگر لذتی که از این بخشش‌ها نصیب‌شان می‌شود.
این اساتید می‌توانند تمام زندگی باشند یا فقط یک معلم. و من هردو رامیپسندم.

 انسان خوشبختی هستم. داشتن اساتید خوب بزرگ‌ترین نعمت است. هم‌ردیف سلامتی جسم. و از این بابت خدا را شکر میکنم و میگویم: مهربانا.. ممنونم که دستم را گرفتی.. آن زمان که صدایت زدم، پاسخ دادی و آن وقت که  سوال کردم خندیدی و جواب دادی

و من خوشبختم که شک نکردم

[+] نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 7:33 PM | |

عشق به مادر


مردي مقابل گل فروشي ايستاده بود و مي خواست دسته گلي براي مادرش که در شهر ديگري بود سفارش دهد تا برايش پست شود.
وقتي از گل فروشـي خارج شد، دختري را ديد که روي جـدول خيابان نشستـه بود و هق هق گريـه مي کرد. مرد نزديک دختر رفت و از او پرسيد: دختر خوب، چرا گريه مي کني؟
دختر در حالي که گريه مي کرد، گفت: مي خواستم براي مادرم يک شاخه گل رز بخرم ولي فقط 75 سنت دارم در حالي که گل رز 2 دلار مي شود. مرد لبخندي زد و گفت: با من بيا، من براي تو يک شاخه گل رز قشنگ مي خرم.
وقتي از گل فروشي خارج مي شدند، مرد به دختر گفت: "مادرت کجاست؟ مي خواهي تو را برسانم؟ دختر دست مرد را گرفت و گفت: آنجا و به قبرستان آن طرف خيابان اشاره کرد.
مرد او را به قبرستان برد و دختر روي يک قبر تازه نشست و گل را آنجا گذاشت.
مرد دلش گرفت، طاقت نياورد، به گل فروشي برگشت، دسته گل را گرفت و 200 مايل رانندگي کرد تا خودش دسته گل را به مادرش بدهد.

[+] نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 10:29 AM | |

مقصر من هستم یا شوهرم؟!

چه کسی در اختلافات، مشاجرات و مشکلات مختلف درون خانواده مقصر است؟
غالبا در جلسات مشاوره خانواده با مراجعانی روبرو می شویم که پس از درگیریها و دعوا در خانواده، برای پیدا کردن مقصر، ( بهتر بگویم؛ برای تائید نظر خود مبتنی بر مقصر بودن همسرشان) مراجعه نموده اند. لذا آنها با آب و تاب نقاط ضعف همسرشان را با هیجان فراوان تعریف می کنند و بلافاصله نیز می گویند که من هم هر کاری را جهت اینکه او را متوجه اشتباهش بکنم، انجام داده ام.
گاهی هم ادبیات دیگری انتخاب می کنند و از مشاور می خواهند نقش قاضی را بازی کند و پس از شنیدن ما وقع درگیریهای زوجین، حکم کند که چه کسی گناهکار و مجرم است و چه کسی بی تقصیر؟!
اما به راستی کدامیک مقصرند؟! خانم؟! یا شوهر؟!
رویکردهای اخیر به خانواده درمانی حامی نظریه های سیستمیک خانواده است. در این نظریه کل خانواده به عنوان یک کل و یک سیستم شناخته می شود که تغییرات هر بخش از آن روی سایر بخشهای این سیستم خانواده تاثیر می گذارد. با این فرض ، به دنبال مقصر گشتن در سیستم خانواده یک خطا محسوب می شود. در واقع هر بخش سیستم به لحاظ ارتباطهایی که با سایر اجزاء دارد می تواند در هر مشکلی سهیم باشد.
البته ممکن است نقطه آغازین مشکل یا شدت دهنده و ....، متفاوت باشند؛ اما به هر حال هر یک از اعضاء سیستم خانواده در اختلافات خانواده نقش ایفاء می کنند.
خلاصه:
پس کنش ها و واکنش های افراد خانواده در تعامل با هم، مسائل خانواده را رقم می زند و در مشکلات خانواده باید همه اعضاء، خود را تا حدی مقصر بدانند و برای جبران کوتاهی ها یا تغییر روابط و رفتار خود تلاش کنند.
مثال1:
خانواده ای به علت شیطنت، شلوغی و رفتارهای ناهنجار کودک خود مراجعه می کنند. پس از اخذ شرح حال و بررسی مسائل خانواده متوجه این موضوع می شویم که زن و شوهر سر مسائل مختلف با هم جر و بحث دارند و این کودک در جهت جلب توجه والدین، ناخودآگاه دست به اقدامات تحریک کننده و ناهنجار می زند تا بدینوسیله هم ذهن والدین را از درگیریهای بین خودشان منحرف سازد و هم آنها را متوجه این کند که فرزندی نیز در این خانواده نیاز به توجه دارند. لذا در صورتیکه صرفا به مشکل کودک و رفع آن توجه شود، درمان ناقص بوده و مجددا به خاطر سیستم معیوب خانواده ، مشکل کودک نیز عود خواهد کرد.
مثال2
زن و شوهری را تصور کنید که به مرور زمان، شوهر فاصله خود را با خانم بیشتر کرده و به طرف پدر و مادرش کشیده می شود و خانم نیز مرتب شوهر خود را به خاطر وابستگی به خانواده پدریش و بچه ننه بودن، مورد تمسخر و دعوا قرار می دهد. از طرف دیگر خانم، مشکل شوهرش را برای مادرش شرح می دهدو با چنین وضعی شوهر روز به روز محیط بیرون خانواده را جهت آرام بخشی خود انتخاب می کند.
در این مثال باید طبق یک قرارداد درمانی و یک درمان سیستمیک ، طرفین متعهد به تغییر روشهای خود شوند و به مرور تغییر هر یک منجر به تغییر دیگری می شود. ارتباط صمیمی زن با شوهر منجر می شود که شوهرش به درون خانواده سوق یابد و تغییر روش شوهر نیز در ایجاد فضای عاطفی مناسب درون خانواده ، منجر به تغییر روش خانم در جهت راز داری مسائل خانواده می شود.
البته از نظر زمانی ممکن است بعضی اعضاء خانواده جرقه زن و شروع کننده مشکل ، یا ادامه دهنده یا تشدید کننده مشکل شوند یا نقش های کمتری یا بیشتری در درگیریها داشته باشند، ولی این ها خیلی مهم نیستند. مهم اینست که تمام اعضاء در سیستم خانواده در تغییر بافت خانواده سهیم شوند. یا حداقل سعی کنند نقش خود را در ایجاد یا تشدید مشکل حذف کرده یا کاهش دهند تا بدینوسیله به مرور زمان دیگری نیز به تبع او دچار تغییر رفتار شود.
اگرچه عنصر زمان و گذشت زمان شرط لازم( نه کافی) جهت تغییرات اساسی و مثبت در خانواده است ولی زمان به تنهایی کافی نیست. یعنی پس از اینکه شیوه های صحیح حل مسئله، مهارتهای ارتباطی و مهارتهای زندگی و ... را جهت بهتر شدن زندگی در پیش گرفتیم ، حتما به صورت تدریجی و در بستر زمان نتیجه آنها مشخص می شود و هر گونه تعجیل و انتظارات غیر واقع بینانه افراطی نسبت به تغییرات بزرگ و لحظه ای و زودرس در خانواده ، خود از مشکلات اساسی خانواده هاست.که منجر به سرخوردگی ، یاس و نامیدی نسبت به بهبود اوضاع خانواده می شود.
فراموش نکنیم که هر گونه تغییر رویه جهت بازسازی خانواده به زمان نیاز دارد و تصور نکنیم با اتخاذ روش جدید برای چند هفته تمام سیستم خانواده سریعا تغییر می کند. بلکه با خویشتنداری و صبر ،به همراه ایجاد تغییرات مثبت در رفتار و اعمال خود، شاهد موفقیت را به آغوش بکشیم.
ابوالفضل سنگ تراشان

[+] نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 10:22 AM | |

نسبت به جريانات زندگيمان آگاه وبيدار باشيم


اگر يک قورباغه را برداريد وداخل يک ظرف آب جوش بيندازيد قورباغه چه
کار مي کند؟
بيرون مي پرد! درواقع قورباغه فورا به اين نتيجه مي رسد که لذتي در کار نيست وبايد برود!

حالا اگر همين قورباغه را برداريد وداخل يک ظرف آب سرد بيندازيد وبعد ظرف را روي اجاق بگذاريد وبه تدريج به آن حرارت بدهيد قورباغه چه کار مي کند؟

استراحت ميکند...چند دقيقه بعد به خودش مي گويد: ظاهرا آب گرم شده است وتا چشم به هم بزنيد يک قورباغه آب پز آماده است.

نتيجه اخلاقي داستان!

زندگي به تدريج اتفاق مي افتد.ماهم مي توانيم مثل قورباغه داستانمان ابلهي کنيم و وقت را از دست بدهيم و ناگهان ببينيم که کار از کار گذشته است .همه ما بايد نسبت به جريانات زندگي مان آگاه وبيدار باشيم.

سوال؟

اگر فردا صبح از خواب بيدار شويد وببينيد که بيست کيلو چاق شده ايد نگران نمي شويد؟

البته که مي شويد!سراسيمه به بيمارستان تلفن مي زنيد :الو ،اورژانس ،کمک،کمک ،من چاق شده ام !

اما اگر همين اتفاق به تدريج رخ بدهد، يک کيلو اين ماه،يک کيلو ماه آينده و...آيا بازهم همين عکس العمل را نشان مي دهيد؟ نه! با بي خيالي از کنارش مي گذريد.

براي کساني که ورشکسته مي شوند ،اضافه وزن مي آورند يا طلاق ميگيرند يا آخر ترم مشروط مي شوند! اين حوادث دفعتا اتفاق نمي افتد يک ذره امروز،يک ذره فردا وسر انجام يک روز هم انفجار و سپس مي پرسيم :چرا اين اتفاق افتاد؟

زندگي ماهيت انبار شوندگي دارد.هر اتفاقي به اتفاق ديگر افزوده مي شود، مثل قطره هاي آب که صخره هاي سنگي را مي فرسايد.

اصل قورباغه اي به ما هشدار مي دهد که مراقب تمايلات خود باشيد!

ما بايد هر روز اين پرسش را براي خود مطرح کنيم :به کجا دارم مي روم؟آيا من سالمتر، مناسبتر، شادتر وثروتمندتر ازسال گذشته ام هستم؟ واگر پاسخ منفي است بي درنگ بايد در کارهاي خود تجديد نظر کنيم.

خلاصه کلام :

شايد اين نکته رعب انگيز باشد اما واقعيت اين است که هيچ ثباتي در کار نيست يا بايد به جلو پيش برويد يا بلغزيد و به پايين افتيد.


بر گرفته از کتاب ارزشمند آخرين راز شاد زيستن

[+] نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 10:19 AM | |

چگونه همسران مشکلات،اختلافات و درگیریهای بین خود را حل کنند؟


چگونه مشکلات و اختلافات خانوادگی را حل کنیم؟





غالبا زن و شوهرها به خاطر ارتباط نزدیک و صمیمانه ای که با یکدیگر شروع کرده اند ، از نظر کمی و کیفی ، شناخت های خاصی نسبت به یکدیگر پیدا می کنند.

آنها به مانند دختر و پسرانی که در بدو آشنایی، تریپ محبت وعشق برای هم می زنند، خام یکدیگر نمی شوند و خیلی زودتر از آنچه که تصور می کنند بر نقاط ضعف یکدیگر مسلط می شوند و به خاطر انتظارات و توقعات ایده الانه قبل از ازدواج دچار وحشت، خشم و یا یاس می گردند.

همسران معمولا سعی می کنند از کوتاه ترین مسیر و کمترین زمان که دادن اطلاعات، راهنمایی، توصیه، کنایه، تهدید و ....، به تغییر همسرشان و از بین بردن نقاط ضعف او ، اقدام کنند و اینجا همان نقطه ایست که موجب شکاف بیشتر بین همسران و تشدید اختلافات و عمیق شدن نقاط ضعف آنها می شود.

اما بطور خلاصه:
آن چه برای تحت تاثیر قرار دادن همسران و تغییرات سازنده آنها ، به ویژه آقایان مورد تاکید است از این قرار است:

1 – خونسردی
خونسردی به معنی صبوری منفعلانه و سکون و بی حرکتی نیست. خونسردی در مقابل رفتارهای تکانشی و انفجاری احساسی است. یعنی در مواردی که با پدیده منفی و یا بحرانی در زندگی روبرو شدیم ، ضرورت دارد قبل از هر چیزی خونسرد باشیم تا قدرت تعقل ما بتواند موضوع و راه حلها را بررسی کند. در ساحل امن خونسردی است که سایر مهارتها و آگاهی های ذیل فرصت عرض اندام پیدا می کنند.

2 – تجزیه و تحلیل موضوع مشکل ساز
شاید پس از خونسردی بتوان گفت یکی از مراحل مهمی است که در حوزه آگاهی فرد می گنجد.
مثلا :
- مردی که از همسرش و آریش او تعریف نمی کند.
- زنی که بدی مادر شوهرش را می گوید.
- آقایی که با یک دختر خانم SMS عاشقانه رد و بدل می کند.
- خانمی که خود را و احساسات خود را برای شوهرش عیان نمی کند
- مردی که به جای خانه ، محل کار خود را محور قرار داده و حتی روزهای تعطیل سرکار می رود.
- خانمی که نق نق می کند، یا در جمع با کنایه و با تحقیر با شوهرش صحبت می کند
- و .....

همه اینها شکل ظاهری و سطحی مشکلات را نشان می دهد. اگر بدون تجزیه و تحلیل این مشکلات دست به اقدام بزنیم ، علاوه بر اینکه مشکل حل نمی شود، مشکلات شدیدتری به خاطر عملکرد نامناسب زوجین پیش می آید.
شما در سئوالات این تالار دیده اید که افراد می گویند: « ابتدا مشکل فلان بود و بعد که با او در میان گذاشتم مرا مورد ضرب و جرح قرار داد یا قهر کرد یا توجه نکرد و به مرور بدتر از گذشته شد.... »
به نظرم تجزیه و تحلیل مشکلات زناشویی خیلی تخصصی هست. توصیه بنده به عنوان مشاور خانواده این است که حداکثر سعی خود را انجام دهید که در این مرحله از نظر تخصصی مشاوران خانواده بهره ببرید. یا اینکه قبل از هر اقدامی ، مدتی به مطالعه و بررسی مشکل خود همت کنید و اقدام را برای مرحله بعد بگذارید.

نکته مهم اینست که در تجزیه و تحلیل مشکلات خانواده، حتی الامکان از نزدیکان صمیمی مثل خواهر ، برادر و والدین کمک نخواهید، چون این مشکلی در محور شماره بعد ایجاد می کند.

3 – رعایت حریم و مرزهای خانواده ( احترام به استقلال خانواده)
معمولا مشکل در این بند و طرح مسائل خانواده با اطرافیان دلسوز، موجب انتشار یک مشکل، بسان یک تومور به همه ارکان و تنه زندگی می شود.
مشکلی که در یک بخش زندگی شروع می شود، ناگاه در مدت کمی همه زندگی را گرفته و همگان نسبت به آن اظهار نظر می کنند.

نظرات غیر تخصصی که مبتنی بر تجارب فردی افراد است ، معمولا اگر هدایت شده نباشد ، می تواند مشکل را شدیدتر کند.
پس در این مرحله پس از اینکه خونسرد بودیم، تجزیه و تحلیل را به کمک مشورت با متخصص انجام دادیم از تسری آن به دیگران و و دلسوزان خود جلوگیری می کنیم. تا فرصت اقدام در مرحله بعدی را بیابیم.

4 – متمرکز شدن روی لایه های عمیق مشکل
پس از اینکه مشکل را تجزیه و تحلیل کردیم ، متوجه می شویم که رفتار و گفتار همسرمان لایه سطحی مشکل را تشکیل داده است. و انرژی گذاشتن روی آن و مقابله با آن خیلی موثر و پایدار نیست. و چون خونسرد بوده ایم ، فرصت یافته ایم که لایه های عمیق را شناسایی کنیم.
مثلا لایه احساسی از لایه رفتاری همسرمان مهمتر است.
یعنی نیاز است از سطح رفتار و گفتار نامطلوب همسرمان بگذریم و به سطح احساس زیر بنایی او به پردازیم.
پس نیاز است که احساسات همسرمان را در رفتار و گفتار مشکل زا بررسی کنیم.

همچنین نیاز است از لایه احساسات همسرمان نیز بگذریم تا به لایه عمیق تر او برسیم یعنی: افکار و باورها
ضرورت دارد که افکار و باورها و نظرات همسرمان را در خصوص احساست و رفتارش را دقیقا بشنویم و ارزیابی کنیم.

اما عمیق ترین لایه و ریشه تمام این رفتار، احساسات و افکار هر فردی نیازهای اوست. پس در اساسی ترین اقدام، ما به شناسایی نیازهای همسرمان به خصوص نیازهای روانی او می پردایم.
اما از سطحی ترین لایه تا ریشه ای و عمیق ترین لایه که باید مورد بررسی قرار گیرد بدین ترتیب است:
1 – لایه سطحی قابل رویت: گفتار، رفتار ، تظاهرات بدنی
2 – لایه عمقی تر: احساسات، هیجانات و انگیزه ها ....
3 – لایه زیرین و عمیق تر: افکار، باورها و ...
4 – عمیق ترین و ریشه ترین لایه : نیازهای فرد به خصوص نیازهای روانی خاص او


تشخیص این لایه ها مستلزم اینست که علاوه بر رعایت تمام محورهای فوق ، با همسرمان هم حسی کنیم که ضروت محور بعدی را مورد تاکید قرار می دهد.

5 – هم احساسی
برای اینکه در تجزیه و تحلیل همسرمان، اقدام عملی کنیم ، نباید هیچ برخورد و تنشی ایجاد شود. نیاز است که احساسات همسرمان مورد تائید قرار بگیرد.
مثلا احساس خشم ( اشتباه نکنید ما به علت درست یا نادرست خشم ایشان کار نداریم. و فقط با احساس خشم فرد ، هم حسی می کنیم)
عصبانیت چه علت به جا، یا علت نا به جا داشته باشد، در هر صورت به وقوع پیوسته است.
وقتی شما، همسرتان را عصبانی می بینید، اولین اقدام :خونسردی و بعد «هم احساسی» با اوست. یعنی به او نشان دهید که عصبانیتش را درک می کنید( ممکن است مشکل از خودش باشد یا علت عصبانیتش، بی مورد باشد) ، اما در هر صورت او فعلا عصبانی است.
فراموش نکنید تا آتشی خاموش نشده است ، منطقی نیست که در میان آتش شروع به بازسازی کنیم و برای اینکه آتشی ( مانند احساسات) را خاموش کنیم ، ابتدا باید «هم احساسی» کنیم، گوش دادن را بلد باشیم( نه فقط منفعلانه بشنویم)، شروع به قضاوت نکنیم، کلام او را قطع نکنیم و شروع به راهنمایی و توصیه نکنیم . باید مسائل را از دید او بشنویم. (این محور جزء آن بخش مهارتهای ارتباطی است که به موانع ارتباط می پردازد).
شاید باورش برای عزیزان سخت باشد که این گونه برخورد ها در اکثر مواقع بدون اینکه حتی راهکارهای دیگر را طی کنیم و یا اقدام دیگری انجام دهیم، خودش منجر به حل مسئله و رفع سوء ظن و سوء تفاهمات می شود.
و این مرحله (هم احساسی)، وقتی خوب انجام می شود و موثر است که مراحل قبلی به درستی پیموده شده باشد.


6 – آگاهی نسبت به ضرورت زمان.( تغییرات در بستر زمان به دست می آید)
اکثر زن و شوهرها تصور می کنند ، همین که همسرشان متوجه مشکل و راه حل آن بشود ، مسائل باید حل شود.
اما فراموش نکیند که طی زمان بسیار ضروری است.
این به مانند اینست که شما متوجه شوید دروغ بد است و راه حل آنهم راستگویی است و تصور کنید از فردا شما راستگوترین می شوید. اما واقعیت اینست که ترک و تغییر عادات بسیار وقت گیر، سخت و هزینه بر است و احتیاج به صبوری توام با تلاش فراوان و مستمری دارد.



7 – متمرکز شدن روی نقاط مثبت به جای نقاط منفی
افراد به ویژه آنها که باهوشتر ، کمالگرا ، وسواسی تر، حساس تر، تیزبین تر، و دقیق تر هستند، اشتباهات بزرگتری در این موضوع مرتکب می شوند. آنها چون خیلی زیرکانه و بزودی متوجه کوچکترین تعارضات و مشکلات زناشویی می شوند، روی آنها تمرکز می کنند و برای عالی شدن زندگی اشان، سریعا واکنش نشان می دهند و برای رفع مشکلات آشفته می شوند. همین مسئله منجر به کاهش ارتباط حسنه بین زوجین می شود. ( چون در اکثر موارد آدمها نمی پسندند که روی ضعفهایشان انگشت گذاشته شود)
روش صحیح و حل مشکل همسران بیشتر مبتنی بر تمرکز بر نقاط مثبت همسران به صورت محوری و اساسی هست .
یعنی وقتی می خواهیم یک مشکلی را حل کنیم. نیاز به مصالح، هزینه و انرژی داریم و این همه از طریق نقاط مثبت همسرمان به دست می آید.
( اگر همسرمان باید نقاط ضعفش را حل کند، باید هزینه آن را از بخش مثبت شخصیتش تامین کند)
پس نباید از اول شروع کنیم به ویران کردن همه شخصیت و اعتماد به نفس همسرمان. در واقع تا همسری احساس می کند در خانواده مفید، موثر، کارآمد، مورد توجه و دوست داشتنی هست خود به خود به بسیاری از مشکلات تن نمی دهد.
در اینجا این مسئله در مورد آقایان مشکل دار، خود را بیشتر نشان می دهد.
یعنی اگر کسی متوجه مشکلات و ضعفهای شوهرش شد، توصیه اکید می کنم که از پرداختن صریح و موعظه وار، یا کنایه وار به مشکل همسرش اجتناب کند. و پس از کسب مهارتهای فوق الذکر؛ در این بند نیاز است که شروع به شناسایی نقاط مثبت همسرش ( هر چند کم) کند.
یعنی شما هر چه نقاط مثبت همسرتان را بیشتر شناسایی کنید به این معناست که مصالح و مواد بیشتری جهت بازسازی ضعفهای او در اختیار دارید.
اگرچه این روش دیرتر به نتیجه می رسد، اما نتیجه مطلوبتر است؛ در حالیکه تمرکز بر نقاط منفی همسر، معمولا منجر به ویرانی یک خانواده می شود. البته نقاط منفی را باید شناخت اما در مرحله اجرا و اقدام باید غیر مستقیم به تغییر آنها همت گماشت.

یک مثال:
مردی که توجه عاطفی و احساسی به خانمش ندارد

اینجا باید همسر چنین فردی متمرکز روی نقاط مثبت همسرش مثل فعالیت کاری او داشته باشد و هزینه هایی که همسرش انجام می دهد. و همین مسئله را به عنوان هسته مرکزی مثبت همسرش بداند و شروع به تعریف خالصانه و صادقانه بکند. ( فراموش نکنید تعریف مزورانه و متقلبانه به قصد دستکاری همسر معمولا جواب عکس می دهد. برای اطلاع بیشتر اینجا را کلیک فرمائید و مقاله «مهارتهای ارتباطی بین زن و شوهر به تنهایی کافی نیست!!»را مطالعه فرمائید).
بعد کم کم این هسته مثبت مرکزی ( نقاط مثبت شوهر ) را توسعه می دهیم. به او می گوئیم که چقدر قدر این زحمات خالصانه اش را می دانید و براتون ارزشمند است. حتی در جمع یا بین فرزندان و دیگران او را به عنوان مردی که زیاد به خانواده توجه دارد مطرح می کنید. مرتب به او میگوئید که باعث افتخار شماست و شما در کنارش خوشبخت هستید. در واقع شما با ابراز عاطفه مثبت به همسرتان حس خوبی به او می دهید و او را عملا در مهرورزی آموزش می دهید و به مرور بحث عاطفه برای او مهمتر شده و محور قرار خواهد گرفت.

7 – فراز و نشیب های تغییر در بستر زندگی طبیعی است
( نکته بسیار مهمی هست)
گاهی طی گذر از مسیر این تغییرات متوجه افت کار می شوید. یعنی می بینید بعد از چند روز که وضعیت بهتر شد، امروز همسرت از قبل هم بدتر شده است. این طبیعی است.... مواظب باشید فریب نخورید و نگران نشوید. این کاملا امری طبیعی است.
خونسردی خود را حفظ کنید، بعد از مدتی دوباره روند مثبت تغییرات خود را به شما نشان خواهد داد و ادامه خواهد یافت.
خیلی خانواده ها را دیده ام که در این مرحله یکباره مایوس شده و تصور می کردند همه چیز به جای اول برگشت یا بدتر شد....

این بدیهی هست اگر شما قبلا روش دیگر و منفی در قبال همسرتان داشته باشید. همسرتان با این تغییرات مثبت در شما به تعجب بیفتد، غالبا او برای اینکه ببیند این یک بازی جدید هست. یا واقعا شما تغییر اساسی کرده اید، ممکن است روشهای منفی خود را یه کمی شدیدتر بروز دهد، تا متوجه عکس العمل شما شود. اگر شما خود را ببازید و روش پیشین خود را انجام دهید حتما این جمله را از همسرتان خواهید شنید که : « می دونستم این عشق ورزی ها و محبت ها هم یک بازی جدیدیه.. تو همش به فکر خودت هستی!!!»

ابوالفضل سنگ تراشان

[+] نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 10:16 AM | |

پند

 تالار گفتگوی همدردی:کد قصار  تصادفی برای نمایش در وبلاگ و سایت شما در رنجی که ما می بريم ، درد نه تنها در زخم هايمان ، که در اعماق دل طبيعت نيز حضور دارد.در تغيير هر فصل ، کوهها ، درختان و رودها ظاهری دگرگونه می يابند ، همانگونه که آدم در گذر عمر ، با تجربيات و احساساتش تحول می يابد. در دل هر زمستان ، تپشی از بهار و در پوشش سياه شب، لبخندی از طلوع نمايان است

[+] نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 7:7 PM | |

پند

 تالار گفتگوی همدردی:کد قصار  تصادفی برای نمایش در وبلاگ و سایت شما تنها زمانی اجازه داریم از بالابه کسی نگاه کنیم که بخواهیم از زمین بلندش کنیم

[+] نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 7:6 PM | |

پند

 تالار گفتگوی همدردی:کد قصار  تصادفی برای نمایش در وبلاگ و سایت شما پیروزی اسان به دست نمی اید قدر ان را بدانید  

[+] نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 7:5 PM | |

پند

 تالار گفتگوی همدردی:کد قصار  تصادفی برای نمایش در وبلاگ و سایت شما تپه اي وجود ندارد كه سراشيبي نداشته باشد.

[+] نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 7:4 PM | |

پند

 تالار گفتگوی همدردی:کد قصار  تصادفی برای نمایش در وبلاگ و سایت شما داشتن ذهن خوب کافی نیست .مهم ،به کار بستن آن است  

[+] نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 7:2 PM | |

پند

 تالار گفتگوی همدردی:کد قصار  تصادفی برای نمایش در وبلاگ و سایت شما از سنگ های سرراهتان برای ساختن پلکان استفاده کنید

[+] نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 7:2 PM | |

پند

 تالار گفتگوی همدردی:کد قصار  تصادفی برای نمایش در وبلاگ و سایت شما كلمات حباب آبند و اعمال قطره طلا

[+] نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 7:1 PM | |

پند

 تالار گفتگوی همدردی:کد قصار  تصادفی برای نمایش در وبلاگ و سایت شما زندگی نقاشی بامداد است اما بدون پاک کن ،پس مراقب باشیم و نقاشی های زیبا بکشیم  

[+] نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 7:1 PM | |

پند

 تالار گفتگوی همدردی:کد قصار  تصادفی برای نمایش در وبلاگ و سایت شما خوشبختی ،ازداشتن فضائل حاصل می گردد

[+] نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 7:0 PM | |

پند

 تالار گفتگوی همدردی:کد قصار  تصادفی برای نمایش در وبلاگ و سایت شما دیروز تاریخ،فردا معما و امروز زندگی است

[+] نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 7:0 PM | |

پند

 تالار گفتگوی همدردی:کد قصار  تصادفی برای نمایش در وبلاگ و سایت شما هرگز درمقابل سوالی نماندم ،جز انکه ازمن پرسیدند: تو کیستی؟.

[+] نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 6:59 PM | |

پند

 تالار گفتگوی همدردی:کد قصار  تصادفی برای نمایش در وبلاگ و سایت شما در بطن هر اتفاق ،درس خوب و عبرت امیز وجود دارد و درواقع رویدادهای نامطلوب فرصت هایی اند در لباس مجهول و مبدل

[+] نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 6:58 PM | |

پند

 تالار گفتگوی همدردی:کد قصار  تصادفی برای نمایش در وبلاگ و سایت شما به یاد داشته باش که گاهی سکوت بهترین پاسخ است

[+] نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 6:58 PM | |

پند

 تالار گفتگوی همدردی:کد قصار  تصادفی برای نمایش در وبلاگ و سایت شما آنکه برای بهروزی آدمیان تلاش می کند و راه درست را نشان می دهد بارها و بارها می زید و تا یاد و سخنش جاریست او زاده می شود و باز هم.

[+] نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 6:57 PM | |

آدم مادیگرا

[+] نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 9:10 PM | |

معجزه عاطفه

واکسن عاطفه رابه روح خود ترزیق کردم

 تا از پذیرش احساسات خارجی محروم شوم..

هرگاه عاطفه ایی جدید به سراغم می آید گلبولهای روحم فعال میشوند و درنبردی جانانه به کشتار عواطف خارجی دست میزنند

 آنگاه پیروزمندانه ...به مقرخویش باز می گردند... 

ومن با همصحبتی بی نظیر همچنان...

 به سنگدلی خود ادامه میدهم.

[+] نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 8:18 PM | |

پند

 سلام

پسرک از پدر بزرگش پرسید :
- پدر بزرگ درباره چه می نویسی؟

پدربزرگ پاسخ داد :
درباره تو پسرم، اما مهمتر از آنچه می نویسم، مدادی است که با آن می نویسم. می خواهم وقتی بزرگ شدی، تو هم مثل این مداد بشوی !

پسرک با تعجب به مداد نگاه کرد و چیز خاصی در آن ندید :
- اما این هم مثل بقیه مداد هایی است که دیده ام !

پدر بزرگ گفت : بستگی داره چطور به آن نگاه کنی، در این مداد پنج صفت هست که اگر به دستشان بیاوری، برای تمام عمرت با دنیا به آرامش می رسی :

صفت اول : می توانی کارهای بزرگ کنی، اما هرگز نباید فراموش کنی که دستی وجود دارد که هر حرکت تو را هدایت می کند. اسم این دست خداست، او همیشه باید تو را در مسیر اراده اش حرکت دهد.

صفت دوم : باید گاهی از آنچه می نویسی دست بکشی و از مداد تراش استفاده کنی. این باعث می شود مداد کمی رنج بکشد اما آخر کار، نوکش تیزتر می شود ( و اثری که از خود به جا می گذارد ظریف تر و باریک تر) پس بدان که باید رنج هایی را تحمل کنی، چرا که این رنج باعث می شود انسان بهتری شوی.

صفت سوم : مداد همیشه اجازه می دهد برای پاک کردن یک اشتباه، از پاک کن استفاده کنیم. بدان که تصحیح یک کار خطا، کار بدی نیست، در واقع برای اینکه خودت را در مسیر درست نگهداری، مهم است.

صفت چهارم : چوب یا شکل خارجی مداد مهم نیست، زغالی اهمیت دارد که داخل چوب است. پس همیشه مراقب باش درونت چه خبر است.

و سر انجام پنجمین صفت مداد : همیشه اثری از خود به جا می گذارد. پس بدان هر کار در زندگی ات می کنی، ردی از تو به جا می گذارد و سعی کن نسبت به هر کار می کنی، هشیار باشی و بدانی چه می کنی.
 
موفق باشید

 

[+] نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 7:26 PM | |

ان الحسين مصباح الهدي و سفينه النجاه

 

 "باز باران باترانه
مي خورد بر بام خانه"
يادم آيد کربلا را دشت پر شور ونوا را
گردش يک ظهر غمگين گرم و خونين
لرزش طفلا ن نالان زير تيغ و نيزه ها را
باز باران با صداي گريه هاي کودکانه
از فراز گونه هاي زرد وعطشان با گهرهاي فراوان
مي چکد از چشم طفلان پريشان
پشت نخلستان نشسته
رود پر پيچ وخمي در حسرت لبهاي ساقي
چشم در چشمان هم آرام وسنگين
مي چکد آهسته از چشمان سقا برلب اين رود پيچان باز باران
باز باران با ترانه آيد از چشمان مردي خسته جان
هيهات بر لب از عطش در تاب و در تب
نرم نرمک مي چکد اين قطر ه ها روي لب شش ماهه طفلي رو به پايان
مرد محزون دست پر خون
مي فشاند از گلوي نازک شش ماهه بر لب هاي خشک آسمان
باچشم گريان باز باران
باز باران قطره قطره
مي چکد از چوب محمل خاکهاي چادر زينب به آرامي شود گل
مي رود اين کاروان منزل به منزل
مي شود از هر طرف اين کاروان هم سنگ باران
آري آري باز سنگ و باز باران
آري آري تا نگيرد شعله ها دردل زبانه
تانگيرد دامن طفلان محزون را نشانه
تانبيند کودکي لب تشنه اينجا اشک ساقي
بر فراز خيمه
برگونه ها
بر مشک ساقي
کاش مي باريد باران ....

 
 

[+] نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 9:42 AM | |

10 اشتباه بزرگ والدين

خانواده- ترجمه - رزيتا شاهرخ:

 والدين هميشه دوست دارند كه فرزنداني خوب و با ادب داشته باشند و همه تلاش خود را براي رسيدن به اين منظور انجام مي‌دهند. ولي در بعضي مواقع راه را اشتباه انتخاب مي‌كنند و نتيجه معكوس مي‌گيرند. همانقدر كه رسيدگي به كودك و توجه به نيازهاي او اهميت دارد، بيش از حد اعتنا كردن و يا شايد زياده روي در بعضي از امور بازده خوبي ندارد و درست خلاف آن چيزي مي‌شود كه شما انتظار داريد. در اينجا به نكات مهمي كه باعث بيراهه رفتن در امر تربيت كودكان مي‌شود اشاره شده است: 1 - لوس كردن فرزند: همه والدين فرزندان خود را دوست دارند و تمام آنچه دارند و ندارند را براي فرزندان خود طالب هستند كه به هر حال هزينه‌بر است. پدر و مادرهاي زيادي هستند كه با محبت افراطي باعث لوس شدن فرزند شده و تازه بچه‌ها با داشتن اين همه چيز، خوشحال به نظر نمي‌رسند. اين باعث مي‌شود كه كودكان هرگز راضي به نظر نرسند و مدام تقاضا و توقع بيشتري داشته باشند. 2 - تربيت نامناسب: زماني كه شما تنبلي به خرج مي‌دهيد كه فرزندان خود را به طور صحيح تربيت كنيد، در نتيجه اين وظيفه خطير را برعهده اطرافيان فرزندتان قرار مي‌دهيد. اگر شما نتوانيد كودكتان را به طور صحيح تربيت كنيد ديگران اقدام مي‌كنند. 3 - عدم مشاركت در مدرسه فرزندان: بعد از خانه، مدرسه محلي است كه بچه‌ها در آن بيشترين ساعت را حضور دارند و بنابراين معلمان و هم‌سن و‌سالان نقش مهمي در زندگي آنها دارند. در نتيجه شما نبايد از مدرسه فرزندتان فاصله بگيريد و بايد خود را درگير مسائل مربوط به آنها كنيد. مهم حضور يكي از شماست. شما حتي بايد از طريق تلفن و يا حضوري با معلم فرزندتان در تماس باشيد. اين نشان‌دهنده حساسيت شما روي تربيت و رشد فرزندتان است و معلم را ملزم به دقت و هوشياري بيشتري نسبت به تربيت فرزندتان مي‌كنيد. 4 - افراط و تفريط در تشويق فرزندان: زماني كه فرزند خود را تشويق مي‌كنيم، باعث افزايش عزت‌نفس آنها مي‌شويم. اما بايد مراقب بود كه در اين موارد حداعتدال را رعايت كنيم. اجازه دهيد كه تشويق در وقت مناسب و تنها زماني كه كار فرزندتان واقعا لايق تشويق است انجام شود. اگر براي كار معمولي كه انجام داده‌اند از آنها خيلي زياد قدرداني كنيد باعث مي‌شود كه كودكان نسبت به ارزش واقعي دستاورد خود دچار انحراف فكري ‌شوند. 5 - عدم اعطاي مسئوليت به فرزندان: فرزند شما نبايد به خاطر انجام كارهاي عادي و معمولي چيزي دريافت كند، چون آنها عضوي از خانواده هستند نه مهمان حاضر در هتل. هركس كه در خانه زندگي مي‌كند موظف به انجام امور مربوط به خانه است. از شستن ظروف گرفته تا گردگيري و... تشويق كودكان براي انجام كارهاي فوق‌العاده لازم است البته نه در كارهايي كه وظيفه عادي هر عضو خانواده است. بچه بايد بخشي از مسئوليت زندگي مشترك با خانواده را به دوش بگيرد. آنها برده شما نيستند اما مطمئن باشيد كه در تعطيلات و مرخصي دائم هم به سر نمي‌برند. 6 - عدم رفتار صحيح با همسر: هر طور كه با همسر خود رفتار كنيد، به عنوان الگو براي آينده فرزندان خواهيد بود؛ يعني آنها نيز دقيقا همين‌طور با همسر خود رفتار خواهند كرد. اگر به صورت غير صحيح با همسر خود رفتار كنيد و مدام در حال مشاجره باشيد آنها نيز به همين سبك رفتار مي‌كنند. بچه‌ها بيشتر از آنچه شما به عنوان نصيحت به آنها گوشزد مي‌كنيد، از رفتار شما پيروي مي‌كنند. اگر با همسر خود به احترام و توام با عشق رفتار كنيد، ارزش خانواده را به فرزند خود نشان مي‌دهيد و آنها از داشتن يك پناهگاه امن در اين دنياي وحشي بيشتر احساس امنيت مي‌كنند. 7 - داشتن توقعات غير واقعي از فرزند: اگر با كودكان سر وكله مي‌زنيد از آنها انتظارات معقول و منطقي داشته باشيد، به خصوص بچه‌هاي كوچك. اگر براي شام جايي دعوت هستيد و از كودك 2 ساله خود انتظار داريد كه درست مانند يك شاهزاده كوچك رفتار كند، سخت در اشتباهيد. اگر در خيال و روياي خود انتظار داريد كه فرزندتان يك ستاره ورزشي و يا علمي شود، در حالي كه او تنها مايل به نوازندگي پيانو است، لازم است راجع به توقع خود تجديدنظر كنيد. انتظار شما از آنها بايدباعث شادي آنها باشد. 8 - نديدن آموزش براي دفاع از خود و خواسته‌هايشان: خيلي از والدين تمام نيازهاي فرزندان را برآورده مي‌كنند و به اين ترتيب ارزش كار سخت و عدم وابستگي را در فرزند از بين مي‌برند. به اين ترتيب نسلي از آدم‌هاي بي‌بو و خاصيت و به اصطلاح پهلوان پنبه ظهور خواهد كرد. بچه‌هاي امروزه انتظار دارند كه همه كارها برايشان انجام شود. اينكه آنها را محكم و پرطاقت تربيت كنيد و از آنها بخواهيد كه اموراتشان را خود انجام دهند دليل عدم دوست داشتن آنها نيست بلكه نشانه عشق واقعي است. 9 - تحميل كردن گرايش و تفكر خود به فرزندان: اجازه دهيد كه بچه‌ها بچگي كنند. والدين نبايد تمايلات و گرايش و نقطه نظرهاي خود را به فرزندشان تحميل كنند. اينكه فرزند خود را از اشتياقات خود آگاه كنيد خوب است اما آنها را تحميل نكنيد. اجازه دهيد همان‌طور كه هستند رشد كنند؛ بدون تحميل عقايد و خواسته‌هاي شما. 10 - بي وفايي به قول و عهد: اگر فرزندتان را به خاطر نقاشي روي ديوار تهديد به تنبيه كردن مي‌كنيد، حتما اين كار را انجام دهيد. متاسفانه پيروي از قول‌هايي كه به فرزندتان مي‌دهيد زندگي را كمي سخت مي‌كند اما افزايش اعتماد به گفته شما چيزي مهم‌تر است. اگر شما به گفته‌هاي خود عمل نكنيد، بچه‌ها به اين نتيجه مي‌رسند كه بين قول و عمل شما تناسبي نيست و در نتيجه به شما اعتماد نخواهند كرد.

[+] نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 4:20 PM | |

راه‌هاي افزايش موفقيت در فرزندان

خانواده- اشرف راضي:

 والدين مي‌توانند نقش مهمي را در زندگي فرزندانشان به‌ويژه در پيشبرد و افزايش مهارت‌ها، سطح آموزش و موفقيت شغلي او در آينده ايفا كنند. اما چگونه و چه اقدامات و فعاليت‌هايي را والدين بايد انجام دهند تا بتوانند چنين تأثيري داشته باشند، مقاله زير به اين سؤال پاسخ داده است. والدين براي افزايش موفقيت فرزندان‌شان اقدامات زير را بايد انجام دهند: از فعاليت‌هايي كه در مدرسه انجام داده و چيزهايي كه ياد گرفته است سؤال كنيد: اگر جواب دقيقي نداد، سؤال جزئي‌تري بپرسيد مثلاً امروز در كلاس رياضي چه كاري انجام داديد و چه چيز جديدي ياد گرفتيد؟ معمولاً بچه‌ها اگر علاقه شما را به شنيدن صحبت‌هايشان ببينند به شما جواب كامل و مثبتي خواهند داد.حتي اگر او چيز بامزه‌اي راجع به مدرسه گفت به او روي خوش نشان دهيد و او را تشويق كنيد تا بيشتر راجع به مدرسه صحبت كند. همواره او را ستايش كنيد و به او اجازه دهيد: وقتي فرزندتان سخت‌كوشي مي‌كند و نمره خوبي يا موفقيتي را به دست مي‌آورد خوشحالي خود را به او نشان دهيد و بگوييد كه به او افتخار مي‌كنيد. به او درمواقع مقتضي پاداش دهيد و همواره مشوق او باشيد.اگر فرزند شما با وجود تلاشي كه انجام داده موفقيت خوبي كسب نكرد به او برچسب نامناسب نزنيد؛ بچه‌هايي كه برچسب كودن و كم‌هوش مي‌خورند معمولاً به همين شيوه هم عمل خواهند كرد. از انجام تكاليفش اطمينان حاصل كنيد: از او بخواهيد وقتي تكاليفش تمام شد آن را به شما نشان دهد.همواره انجام تكاليف را به او گوشزد كنيد اين قضيه به او كمك مي‌كند تا اهميت انجام تكاليف را درك كند. در خانه محل آرام و مناسبي را براي مطالعه فرزندانتان اختصاص دهيد: موقع درس خواندن او تلويزيون و ساير لوازم صوتي را خاموش نگه داريد. از رفت‌وآمدهاي غيرضروري كه به مطالعه و پيشرفت فرزندتان ضربه مي‌زند خودداري كنيد. محدوديت‌هايي را براي تماشاي تلويزيون او اعمال كنيد: مطالعات نشان مي‌دهد كه دانش‌آموزاني كه زياد تلويزيون تماشا مي‌كنند نمرات كمتري دريافت مي‌كنند. به جاي تماشاي تلويزيون او را تشويق كنيد اول تكاليفش را انجام دهد يا حتي جدولي را با ساير اعضاي خانواده حل كند. اجازه ندهيد كه بيشتر از يك تا 2 ساعت در روز تلويزيون تماشا كند، علاوه براين، بر تماشاي برنامه‌هاي تلويزيوني او نظارت كنيد. فرزندتان را تشويق به مطالعه كنيد: همواره كتاب، مجله و روزنامه‌هاي مختلف در منزل داشته باشيد، لازم نيست پول زيادي را در اين زمينه صرف كنيد بلكه مي‌توانيد از كتابخانه محل قرض بگيريد. از فرزندتان بپرسيد به چه مطالبي علاقه دارد و كتاب‌ها و مجلات مورد علاقه او را تهيه‌ كنيد. يكي از بهترين راهها براي تشويق فرزندتان به مطالعه اين است كه او مطالعه كردن شما را ببيند. در خانه انضباط و قوانين ساده اعمال كنيد: قوانين ساده و قابل فهمي را تنظيم كنيد. به او بگوييد در صورتي كه از اين قوانين تخطي كند با تنبيه روبه‌رو خواهد شد. وقتي فرزندتان در امور خانه به شما كمك مي‌كند يا تلاش دارد به ساير اعضاي خانواده كمك كند او را ستايش كنيد. برقراري انضباط صحيح در خانه به بچه كنترل بر رفتار خود و احترام به حقوق ديگران را ياد مي‌دهد. در برابر مشكلات انضباطي او واكنش نشان دهيد: اگر فرزندتان به طور خشونت‌آميزي رفتار كرد يا خارج از كنترل شد او را در حد معقول و با تنبيه‌هاي مناسب مانند اخم كردن،كم كردن پول توجيبي و ...تنبيه كنيد. در صورتي كه اين راهكارها سودمند واقع نشد از مشاوران و افراد با تجربه كمك بگيريد. ارزش‌هاي مناسب را به فرزندتان تعليم دهيد: هر خانواده‌اي ارزش‌هاي شخصي، مذهبي و فرهنگي خود را دارد اما با اين حساب ارزش‌هاي ديگري هم وجود دارد كه متعلق به همگان است مانند درستكار بودن، احترام به ديگران، مهربان بودن و ... اين ارزش‌ها را در فرزندتان دروني كنيد. از تعطيلات سال به خوبي براي افزايش يادگيري فرزندتان استفاده كنيد: يادگيري در فرزندتان نبايد با پايان سال تحصيلي به اتمام برسد. بعضي از فعاليت‌هاي كم‌هزينه وجود دارد كه همراه با فرزندتان مي‌توانيد انجام دهيد. براي مثال بازديد و آشنايي با مكان‌هاي فرهنگي و آموزشي به فرزندتان در يادگيري و علاقه‌مندي به آموزش و تحصيل مي‌تواند سودمند واقع شود. رفتن به اين مكان‌ها توصيه مي‌شود: موزه‌ها كتابخانه‌ها جشنواره‌هاي فرهنگي و هنري نمايشگاه‌ها و ... با معلم فرزندتان همواره تماس داشته باشيد: با او راجع به عادت‌هاي درس‌ خواندن فرزندتان، علايق ويژه او و مشكلاتي كه مي‌تواند بر يادگيري او تأثير داشته باشد صحبت كنيد. حتي شما مي‌توانيد راجع به اتفاقات ناگواري (مثل مرگ عزيزان و ...) كه بر درس خواندن و مطالعه او تأثير داشته است با معلم‌شان صحبت كنيد. اين امر باعث مي‌شود تا معلم‌اش او را بهتر درك كند. همواره از معلم فرزندتان راجع به عملكرد او سؤال كنيد: براي مثال بپرسيد كه فرزند من در كلاس چگونه رفتار مي‌كند؟ آيا دچار مشكل رفتاري است؟ نحوه پيشرفت او در درس‌هايش چگونه است؟ و ...

[+] نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 4:17 PM | |

فقر عاطفي

خانواده- شهلا رحیمی زربیل:

 برانگيختگي و فعاليت بيش از حد برخي كودكان مي‌تواند نشانه و علامتي از يك مشكل باشد. مشكلي كه از آن به‌عنوان اختلال كمبود توجه ياد مي‌شود. باتوجه به آثار و پيامدهاي اين اختلال بر رفتار و كردار كودك شناخت نشانه‌ها و راه‌هاي درمان آن حائز اهميت است اين مقاله تلاش كرده است چنين شناختي را در اختيار خوانندگان قرار دهد. با هم مي‌خوانيم. كودكان كم‌توجه و يا ‌بي‌توجه به سه دسته تقسيم مي‌شوند: 1- نسبت به مسايل اطرافشان بي‌توجه و بي‌اهميتند. 2- سريع برانگيخته مي‌شوند. 3- بيش فعالند. 1-كودكان دسته اول شامل: الف- اغلب موارد در تمام كردن كارهايي كه خود شروع كرده‌اند با شكست و ناكامي مواجه مي‌شوند. ب- غالبا به نظر مي‌رسد كه به موضوع مورد نظر گوش نمي‌دهند. ج- در نظر دادن به كار با مشكل مواجه‌اند. د- در انجام فعاليت‌هاي مربوط به بازي نيز با مشكل روبه‌رو مي‌شوند. 2-كودكان دسته دوم شامل: الف- اغلب قبل از فكر كردن كاري را شروع مي‌كنند. ب- به طور افراطي از يك فعاليت به فعاليت ديگر مي‌پردازند. ج- در نظم دادن به كار با مشكل مواجه‌اند. د- نياز به نظارت و سرپرست مداوم دارند. ر- كرارا در كلاس فرياد مي‌زنند. ز- تحمل رعايت را در بازي‌ها و فعاليت‌هاي گروهي ندارند. 3-كودكان دسته سوم شامل: الف- مرتبا به اين طرف و آن طرف مي‌روند از روي چيزهاي مختلف بالا مي‌روند. ب- نمي‌توانند آرام و ساكت باشند؛ مرتبا وول مي‌خورند، بي‌قراري و ناآرامي از خود نشان مي‌دهند. ج- قادر نيستند براي مدتي در جايي ثابت بنشينند. د- به هنگام خواب نيز مرتبا به اين طرف و آن طرف مي‌چرخند و- هميشه در حال حركت و انجام كاري هستند و آرام و قرار ندارند، گويا به وسيله موتوري حركت داده شده‌اند. والدين لازم است بدانند در صورت مشاهده سه مورد از موارد فوق در رفتار كودكانتان مي‌توانيد قضاوت كنيد كه كودك شما دچار عدم توجه شده است. زمان بروز اين مسئله: 1- در كودكان قبل از 7سالگي قابل مشاهده است. 2- طول مدت يا تداوم اين اختلاف حداقل 6ماه است. علل احتمالي بروز عارضه كم‌توجهي كودكان يكي از سه موارد زير مي‌تواند باشد: 1- عوامل ژنتيكي. 2- شرايط قبل از تولد(دوران بارداري) 3- شرايط خاص زيستي(بندي)- فردي. حال مهمترين و اساسي‌ترين مسئله اين است كه بدانيم با اين دسته از كودكان چه بايد كرد و كدام شيوه برخورد در روند بهبودي آنان موثر واقع مي‌شود. شيوه‌هاي بهبود اختلال عدم توجه كودكان الف- تلاش فشرده و همه‌جانبه ما در جهت تقويت دامنه توجه كودكان ب- ايجاد محرك‌هاي قوي مثلا استفاده از ابزارهاي آموزشي. ج- توجه به نيازهاي اساسي كودكان: نيازهاي مادي مثل خريد لباس. نيازهاي غير مادي مثل: تفريح كردن. د- كاهش محرك‌هاي مزاحم: 1-جلوگيري از پرخاشگري مثل پرهيز از داد و فرياد كشيدن. 2- جلوگيري از خشونت مثل پرهيز از رفتارهاي عصباني و خشك. 3- دوري از جو ناملايم و متشنج در منزل مثل ايجاد جو مساعد به واسطه مهرباني و عطوفت. ر- آموزش اين مسئله كه كودكان بايد ياد بگيرند ابتدا فكر كنند و بعد كاري را انجام دهند مثل قبل از پريدن از بلندي بايد فكر كنند كه ممكن است آسيب ببينند. نمونه‌ها الف- تلاش همه جانبه مادر در جهت تقويت دامنه كودك(آموزش خوب گوش دادن): مثلا در زماني كه پدر و يا مادر و يا يكي از بزرگترها در حال صحبت كردن است و كودك شما در حال بازي كردن او را صدا كنيد و با منطق و دليل و زبان خوش به او بگوييد. كار درستي نيست در زماني كه بزرگتري صحبت مي‌كند به حرف‌هايش بي‌توجه باشيد. و آيا شما دوست داريد كه در زماني كه صحبت مي‌كنيد ديگران با تو اينچنين كنند. و موضوع مهمتر اينكه صحبت‌هاي او مي‌تواند براي شما مفيد باشد و در آينده بتوانيد از آنها استفاده كنيد. با مثال زدن يكي از افراد شناخته شده كه فرزندانتان بدان علاقه دارد و فرد مثبت و تحصيلكرده‌اي است مطلب را بهتر بيان كنيد. كه اگر مي‌بيني فلان كس به اين مقام رسيده به خاطر اين بوده كه به حرف‌هاي بزرگان گوش كرده و شنونده خوبي براي حرف‌هاي ديگران و محيط پيرامونش بوده است. حتي مي‌توانيد به وسيله وعده پاداش و تشويق، انگيزه او را براي (خوب شنيدن، خوب ديدن) بالا ببريد و بعد او را آزمايش كنيد و بدين وسيله به ميزان درك و توجه‌ او پي ببريد. اين كودكان لازم است بياموزند كه چگونه با كمك ديگران حواس‌پرتي‌ها و آشفتگي‌هاي ذهني خود را به حداقل برسانند. ب- ايجاد محرك‌هاي قوي: 1- داشتن صبر و حوصله از سوي والدين. 2- ابراز علاقه و موفقيت تحصيلي دانش‌آموز. 3- استفاده از ابزارهاي آموزشي. 1- داشتن صبر و حوصله از سوي والدين: گاه پيش آمده كه موضوعي را به كودكتان مي‌گوييد. اما او با بي‌توجهي و سر به هوايي به حرف شما، به كار خود مي‌پردازد براي دومين بار و حتي چندمين بار مي‌گوييد و او اهميت نمي‌دهد. و شما نيز فراموش مي‌كنيد. در صورتي كه عكس‌العمل‌هاي فرزندان شما نبايد باعث شود تا با بي‌حوصلگي ميدان را خالي كنيد و كوتاه بياييد. بلكه لازم است با دقت و حوصله و شادابي و حتي با استفاده از روش‌هاي كودكانه و بازي موضوع را به او تفهيم كنيد. و زمينه رضايتبخشي را براي او فراهم آوريد تا با ايجاد انگيزه و خاطره خوشي از آن صحنه به درك و فهم خود در پذيرش موضوعات بپردازد. 2- ابراز علاقه و موفقيت تحصيلي دانش‌آموز: والدين بايد نسبت به وضع تحصيلي فرزندشان بي‌تفاوت نباشند. مثلا زماني كه فرزندانتان با شادي تمام نمره بالاي خود را به شما نشان مي‌دهند. با استقبال و خوشرويي و تشويق از نمره‌اي كه او گرفته اظهار خوشنودي كنيد. و اما زماني كه نمره پاييني گرفته به سركوب، تحقير و سرزنش او نپردازيد. -بلكه با تشويق كلامي و ايجاد انگيزه و اميدواري او را به كسب موفقيت‌ها در آينده كمك كنيد. و متوجه باشيد كه نبايد هم‌سن و سالان را به رخ آنها كشيد زيرا اين مسئله به جاي اينكه سازنده باشد، مخرب است. 3- استفاده از ابزارهاي آموزشي: بهتر است والدين در مورد آن دسته از كودكانشان كه در توجه داشتن با مشكلاتي روبه‌رو هستند براي يادگيري و آموزش مطالب از وسايل كمك آموزشي استفاده كنند. - استفاده از اين وسايل درك و فهم كودك را نسبت به موضوع بيشتر مي‌كند. ج- توجه به نيازهاي اساسي كودكان نيازهاي مادي: بايد اجازه دهيد تا كودك به ميل، علاقه و سليقه خود وسايل شخصي( از قبيل كيف، كفش و ...) را تهيه نماييد. -سعي كنيد سليقه و نظر خود را به آنها تحميل نكنيد. - هر وسيله معقول ديگري را كه به آن علاقه دارد و تهيه آن در توان شما است و مي‌تواند براي كودك شما مفيد فايده باشد براي او تدارك ببينيد تا از آن استفاده كنيد. - اجازه دهيد كودكانتان با دوستان هم سن و سال خود معاشرت كنند البته با حسن نظارت شما بر روابط آنها. رعايت اين قبيل موارد و سايل موارد باعث مي‌شود كه حسن اعتماد به نفس و استقلال در او پرورش يابد و بتواند در آينده مستقل عمل كند و وابسته به ديگران نباشد. نيازهاي غير مادي: زمينه لازم براي عشق ورزيدن و محبت كردن را براي فرزندانتان فراهم آوريد. و متقابلا بدين وسيله او را مورد عشق و محبت قرار داده‌ايد. بايد توجه داشته باشيد كه فرزند شما نياز به محبت دارد و بايد وجود او را سرشار عشق و محبت كنيد. بي‌علاقگي و بي‌توجهي به كودك اثرات زيان‌آوري دارد كه غير قابل جبران است. براي جلوگيري از اين پيش آمد حداقل مي‌توانيد با دستورات زير او را از محبت اغنا كرده و زمينه‌هاي كمبود را در درون او از بين ببريد. و فكر و ذهن او را معطوف توجه به خود و اطراف خود كنيد. لازم است در طول روز چندين‌بار به كودكان خود بگوييد تو را خيلي دوست دارم. در طول روز چندبار او را در آغوش بگيريد و ببوسيد. به او احترام بگذاريد و به شخصيت او بها بدهيد. با الفاظي چون عزيزم او را صدا كنيد و براي پاسخ دادن به او جانم و فدايت شوم را به كار ببريد. د- كاهش محرك‌هاي مزاحم 1- جلوگيري از پرخاشگري: - اگر به اين نكته توجه داشته باشيم كه فرزندان ما از ما الگو مي‌گيرند. و در واقع آنها آينه ما خواهند بود مسلما سعي خواهيم كرد تا بهترين و مفيدترين نقش‌ها را در منزل ايفا و اجرا كنيم پس بياييم شيوه صحيح رفتارمان را براي تربيت فرزندانمان از جزيي‌ترين رفتارهاي شروع كنيم. در حضور او در جو خانوادگي با صداي بلند صحبت نكنيم، با صداي بلند او را خطاب نكنيم، داد و بيداد نكنيم و فرياد نكشيم. در حضور او از دعوا كردن بپرهيزيم، به همديگر طعنه نزنيم، الفاظ نادرست و ناپسند را در منزل به كار نبريم، توهين‌آميز و غرض‌دار در حضور او صحبت نكنيم. در حضور او با همديگر مهرباني كنيم صميميت و صداقت را به او بياموزيم تا او خود را با محيط آرام و مهرباني مانوس سازد. 2- جلوگيري از خشونت: - لازم است حتي‌الامكان در حضور كودكانمان عصبي نشويم. - مضطرب نباشيم. - نگراني‌هايمان را بروز ندهيم. - حتي چهره خود را برانگيخته نسازيم. - خشك و رسمي برخورد نکنیم. - درگيري فيزيكي در حضور او نداشته باشيم. زيرا خشونت روح و روان كودك شما را مي‌آزارد و آينده او را با مشكل روبه‌رو مي‌سازد. درست است كه شما (پدر و مادر) از سركار برگشته‌ايد. خسته و احتياج به استراحت داريد و در همان زمان كودكتان با شلوغ كردن سرگرم بازي است و از شما نيز انتظار بازي دارد. شما به جاي استفاده از الفاظ خشن و برخورد كردن با او، با خوشرويي و استدلال از او بخواهيد كه فعلا سرگرم بازي و كار ديگري شود تا شما استراحت كنيد. به او قول بدهيد كه بعد از استراحت‌تان حتما با او بازي خواهيد كرد و حتما به قول خود عمل كنيد. 3- پرهيز از جو ناملايم: پدران و مادران بايد توجه داشته باشند كه اگر با همديگر اختلافاتي دارند اختلافات خود را براي فرزندانشان بازگو نكنند. -در حضور آنان نبايد كنايه‌آميز با هم برخورد كنيد هيچ كدام نبايد نكات منفي ديگري را براي كودكتان بازگو كنيد. -كوتاهي‌هاي همديگر را براي فرزندتان سهوي و اتفاقي جلوه دهيد. - نكات منفي يكديگر را توجيه مثبت كنيد و ديگري را از برچسب‌هاي منفي كه فرزندتان نسبت به شما داشته مبرا و تبريه سازيد. - در حضور فرزندانتان دعوا نكنيد، حتي اگر شده به ظاهر نشان دهيد كه با همديگر مشكلي نداريد و صميمي هستيد. ذ- آموزش تفكر قبل از انجام كار به كودكان: كودكان و دانش‌آموزان مبتلا به كمبود توجه نيز مي‌بايست همزمان مورد توجه اصلاح و درمان قرار گيرند. - آنها بايد بياموزند كه قبل از ارائه پاسخ به هر سؤالي و يا شروع به انجام هر كاري لازم است ابتدا تامل كنند. بالطبع براي ايجاد چنين نگرش مثبت و عادت مطلوبي در اين قبيل كودكان لازم است اين امر با نظارت مستمر والدين صورت پذيرد. رعايت اين مسئله از سوي والدين باعث مي‌شود تا كودك به اين موضوع عادت كند و در واقع با تقويت خودانضباطي و خويشتن‌داري‌اين رفتارها را جزو عادت فردي خود كند و بدين‌وسيله انديشيدن و عمل كردن به كودك واگذار مي‌شود. و اما دسته سوم از كودكان بي‌توجه يا كم توجه بيش فعالان هستند. همانطور كه مي‌دانيم عامل ديگري كه در زمينه بي‌توجهي و يا كم‌توجهي كودكان موثر است بيش فعال بودن آنهاست. استفاده از روش شبيه‌سازي لاك‌پشته در مرتفع كردن اين موضوع. والدين بايد توجه داشته باشند روشي وجود دارد به نام شبيه سازي لاك‌پشت به اين معنا كه به كودكانتان آموزش دهيد كه بگوييد مي‌خواهند آرام و با طمانيه حركت كنند آرام و آهسته همچون لاك پشت، در اين روش كودك با بهره‌گيري از برنامه‌اي جامع، منظم و هدايت شده كه مركب از فعاليت‌ها وتمرينات گوناگون با خونسردي و آرامش است.مي‌آموزد كه حركت زائد و غير ضروري خود را كاهش دهد. حركت لاك پشتي، آهنگ و هدف مطلوب اين روش محسوب مي‌شود. الف- استفاده از روش‌هاي الگويي: رفتار مطلوب بزرگسالان را براي او الگو ونمونه قرار دهيد. ب- استفاده از روش‌هاي خوداصلاحي: كاهش يا اصلاح رفتار زائد و غير ضروري از طريق مشاوره رفتار خود در ويدئو. مثلا زماني كه كودكان شروع به حركات بيش فعالانه مي‌كنند توسط دوربين از آنها فيلم تهيه كنيد و در زماني كه آرام هستند فيلم را براي او به نمايش بگذاريد و از اين طريق علت رفتارهاي عجولانه و پر جنب و جوش را از او در فيلم بپرسيد و شروع به اصلاح تك تك رفتارهاي او كنيد. ج- استفاده از روش نمايش و ايفاي نقش: فردي را كه بدان معتقد هستيد و رفتارهاي او را مي‌پسنديد براي كودكان نمونه و مثال بزنيد و از او بخواهيد كه رفتارهاي آن فرد را برايتان ايفا كنند. بدين طريق كم‌كم او عادت مي‌كند كه چنين رفتار كند، خصوصا زماني كه مورد تشويق نيز قرار گيرد. همانطور كه واقف هستيد از ديگر مشكلات كودكان بي‌توجه، عدم برقراري ارتباط اجتماعي متقابل با همسالان است. براي برقراري ارتباط اجتماعي مفيد كودكان مي‌توان مهارت‌ها و توانمندي‌هاي ادراكي اين كودكان را تقويت كرد. به وسيله تكرار برنامه‌هاي آموزشي به نحوي كه تكاليف آموزشي بر روش‌هاي رفتاري استوار باشد. مثلا نمايش فيلم آموزشي( مطالعه گروهي دانش‌آموزان و يا مطالعه دو نفر كه در فيلم علاوه بر آموزش درسي آموزش رفتاري نيز داشته باشند) و تقويت رفتارهاي مثبت كودكان با افراد خانواده و يا دوستان و همسالان. انتظار مي‌رود والدين اصول زير را رعايت كنند: - صبر و حوصله وافر. -كاهش تحرك‌هاي زائد محيطي. - طرح و تنظيم برنامه‌هاي جامع و متنوع آموزشي. - ايجاد نگرش مثبت. - تقويت انگيزه توجه و تلاش. - توجه به نيازهاي اساسي كودك. - توجه به رغبت و علاقه كودك.

[+] نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 4:15 PM | |

خانواده و تربيت ديني كودكان

خانواده- صغري نوري سلوط:

 

 

خانواده اولين مأمن و جايگاهي‌ است كه گوهر وجودي انسان در آن شكل مي‌گيرد و مي‌تواند پديد آورنده انساني با ارزش از جهات مختلف به‌خصوص رشد و تربيت ديني و اعتقادي و يا برعكس، انساني دور از انسانيت باشد و در اين ميان والدين به‌عنوان اركان اصلي خانواده، نقشي اثرگذار و مهم در شكل‌دهي فطرت و سرشت پاك و بالفعل كردن صفات بالقوه مثبت فرزندان دارند. به‌گونه‌اي كه اگر والدين از همان ابتداي حيات فرزندان با برنامه‌اي جامع، عميق و هماهنگ، عزم خود را براي تربيت آنان به‌ويژه رشد تفكرات و عقايد مذهبي و ديني جزم كنند و هيچ‌گاه وظيفه مهم تربيت ديني فرزندانشان را در حاشيه قرار ندهند، مهارت‌هايي در آنان شكل خواهد گرفت كه در طول زندگيشان قادر خواهند بود با تكيه بر معيارهاي تربيتي كه به‌تدريج در بطن خانواده آموخته‌اند در مسير صحيح رسيدن به هدف نهايي و آرامش حقيقي با كمترين تخطي و انحراف باقي‌بمانند. برخلاف اعتقاد برخي روان‌شناسان و جامعه‌شناسان غربي از جمله واتسون- روان‌شناس آمريكايي- كه به‌گونه‌اي افراطي و غيرواقع‌بينانه، انسان را كالايي صرفاً محصول فعل و انفعالات محيط پيرامونش مي‌دانند، تربيت فرآيندي تدريجي است كه بنابر اعتقاد بسياري از بزرگان دين و عرصه تعليم و تربيت، پيش از تولد آغاز و پس از آن با مديريت و برحسب توانايي‌هاي والدين و سپس در جامعه ادامه مي‌يابد. والدين به‌عنوان اولين مربيان عرصه تربيت، فرزندانشان را با بايدها و نبايدهاي مسير زندگي آشنا مي‌سازند. براي بشر همواره عدم آگاهي و ندانستن! منشأ بسياري از دشواري‌ها و خلأهاي زندگي بوده است، لذا پرورش عقلي و خرد فرزندان بي‌هيچ ترديد به‌عنوان بزرگترين مسئوليت والدين به‌شمار مي‌رود و اين محقق نخواهد شد مگر با تربيت صحيح و آموزش درست مبتني بر دستورات اسلامي. تربيت ديني كودكان در دوره خردسالي تنها با ايجاد احساسي خوشايند نسبت به مسائل ديني كه فقط با مشاهده اجراي منظم احكام و آداب ديني توسط اعضاي خانواده حاصل مي‌شود، در مراحل بعدي به وسيله ايجاد حس تقليد در كودك، موجب عادت به‌انجام فرايض ديني و نهادينه شدن خواهد بود. تشويق و نوازش والدين در هنگام انجام فرايض ديني كودك باعث افزايش انگيزه و ميل او به انجام فرايض خواهد شد. از طرفي خوشايندكردن اجراي احكام براي كودكان، تضمين‌‌كننده آينده‌ روشن تربيتي آنها خواهد بود. البته ذكر اين مطلب ضروري است كه شيوه والدين بايد منطبق بر روش آزاد‌منشانه و مبتني بر محبت دوسويه و احترام متقابل بين والدين و فرزندان ‌باشد. علايق ديني والدين اگر موجب انتخاب شيوه‌هاي نادرست تربيتي (مستبدانه) و زياده‌خواهي آنان در اين زمينه و مانع از انجام داوطلبانه آداب ديني شود بي‌شك تأثيري مستقيم در بروز ناهنجاري‌ها، بزهكاري‌ها و جرايم در جامعه خواهد داشت. فطرت انسان كه دربردارنده عميق‌ترين گرايش‌‌هاي فطري از جمله احساس مذهبي است، وسيله‌اي مطمئن در جهت رشد عواطف ديني كودكان است كه اگر زمينه شكوفايي آن فراهم شود به‌سرعت رشد مي‌كند. اگر مهارت والدين در ارائه پاسخ‌ها و دلايل كوتاه، ساده و قابل فهم و به‌دور از استدلال‌هاي پيچيده كه فراتر از سطح درك و ظرفيت ذهني كودك باشد، تأثيري مهم در پرورش و رشد احساس مذهبي كودك دارد و پايه و اساس جهان‌بيني و تفكرات ديني او را در آينده شكل خواهد داد. امروزه خانواده‌ها به‌دليل نداشتن مهارت‌هاي لازم در اين راستا با چالش‌هايي جدي در راه تربيت ديني فرزندان مواجه هستند؛ مشكلاتي كه پيچيده‌تر شدن جوامع و ارتباطات بر آن دامن مي‌زند. مواجهه منطقي با اين چالش‌ها زماني صورت مي‌پذيرد كه والدين بتوانند آنها را به خوبي شناسايي كرده و به‌آگاهي كامل نسبت به آنها برسند. در اين مورد مي‌توان به دو چالش مهم اشاره كرد: اول آنكه عدم تطابق هماهنگي ميان آموخته‌هاي ديني در جامعه و خانه، فرزندان را دچار سردرگمي و تضاد كرده و موجب ناتواني او در انتخاب صحيح مي‌شود، لذا براي حل مشكلات و يافتن پاسخ، به همسالان خود مراجعه مي‌كند كه معلوم نيست چه پاسخي دريافت خواهد كرد، چرا كه او در راستاي تأييد شدن حركت مي‌كند و اين حركت، خود عامل اصلي مواجه شدن فرزندان با مشكلات و چالش‌هايي در آينده خواهد بود. از ديگر چالش‌هاي مهم كه مي‌توان به آن اشاره كرد، سلطه تربيت رسانه‌اي (به معناي تحت نفوذ قرار گرفتن فعاليت‌هاي خانه و جامعه به‌وسيله رسانه‌ها و رايانه‌ها) است كه موجب تغييرات ناآگاهانه و تحميلي به‌عنوان زيان‌بارترين تغيير در زندگي مي‌شود. وسايل ارتباط جمعي به‌طور عام و تلويزيون به‌طور خاص به دليل ارائه برنامه‌هاي متنوع و جذاب، كودكان و نوجوان و حتي بزرگسالان را به‌سوي خود مي‌كشاند و به رفتار آنها جهت مي‌دهند و اين تأثيرگذاري گاهي به‌گونه‌اي است كه تغييرات ناخواسته‌اي بر تربيت كودك و نگرش‌هاي ديني او موجب مي‌شود. شايد بتوان گفت كه اگر خانواده با اقدامات ماهرانه خود زمينه تقويت مهارت‌هاي ديني فرزندان را فراهم آورد، آنها در آينده تنها تحت‌تأثير مشاهدات منطبق بر اصول ديني حركت كرده و در صورت لزوم دست به اصلاح تفكرات و اطلاعات دريافتي ناصحيح از رسانه‌ها خواهند زد. بنابراين در مواجهه با چالش‌هاي جدي خانواده‌ها در عصر حاضر، تقويت معنويت در نهاد خانواده به ترميم و تقويت پيوندهاي درون خانواده و به‌تبع آن افزايش قدرت تحليل مسائل پيش روي فرزندان منجر خواهد شد تا بتوانند مشاهدات خود را به نقد كشيده و اصلاح كنند.

[+] نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 4:14 PM | |

چالش‌هاي زناشويي در ميانسالي

خانواده- فریده حاج آقایی خیابانی:

                                                 

  مادربزرگ در حسرت زندگي اين و آن آهي مي‌كشد و بغض مي‌كند. پدربزرگ از درد تن مي‌نالد. زن خشمگين به شوهرش نگاه مي‌كند و برايش آرزوي مرگ دارد و پيرمرد با غضب بر سرش هوار مي‌كشد و از بي‌توجهي همسر شكوه دارد و هردو سردرگم به گذشته بي‌ثمر و آينده مبهم خود فكر مي‌كنند. در بانوان بعد از شروع علائم يائسگي، تغييرات هورموني و كاهش ميل جنسي معمولا با ازدواج و رفتن كامل فرزندان از خانه مصادف است، به عبارتي زن سندرم «آشيان خالي» را تجربه مي‌كند. چالش‌هاي زنانه وقتي به اوج خود مي‌رسد كه بحران ميانسالي با كم شدن زيبايي و ظرافت زنانگي كه زماني مايه دلگرمي و توجه اطرافيان، دوست و فاميل مي‌شده، تارهاي سفيد در لابه‌لاي موها خبر رسيدن اين ايام را به همراه مي‌آورد. در مردان بعد از 40 سالگي با كمتر شدن ميل جنسي، بازنشستگي و مانند زنان از دست دادن حمايت عاطفي فرزندان و والدين، ايجاد بحران هويت شغلي و عدم توجه و نوازش همسر از سويي ديگر، چالش‌ها از راه مي‌رسند. گاه مرد براي اعاده آن هويت كاذب از دست رفته، نداشتن بانك عاطفي قابل قبول نسبت به همسر و بيگانه بودن با كودك درون و خود واقعي به عشق‌هاي زمان پيري دل مي‌سپارند، تا كمبود نوازش و توجه را جبران كنند. در زنان اين كسب هويت تخيلي به شكل حساسيت‌هاي غيرمتعارف راجع به سن، لباس‌هاي نامتناسب، حركات و سكنات جوان مآبانه بروز مي‌كند. اگر زنان و شوهرانشان در جواني برخوردي مناسب و عاشقانه با يكديگر داشته باشند و فضاي زندگي‌شان همراه با عاطفه و يكدلي باشد؛ يعني ارتباطات زناشويي كودك به كودك و يا بالغ به بالغ بوده و در جنبه‌هاي مختلف توجه نوازش كامل و قابل قبول رد و بدل شود، در دوران ميانسالي با استفاده از اين بانك عاطفي پربار و به ياد خاطرات و تجربه‌هاي مثبت از ادامه زندگي مشترك لذت بيشتري خواهند برد. اگر زوجين در دوران اوليه زندگي خشونت و بازنوازي‌هاي منفي عاطفي داشته باشند[اين امر در مورد مردان كه مدير خانواده هستند بيشتر مصداق دارد] و يا با خشنودسازي اجباري و يا هر ويژگي افراطي غيرطبيعي ديگر كه از كودك يا بالغ برخاسته نباشد، سعي غير واقعي در جلب رضايت طرف مقابل[به خاطر منافع و مصالح شخصي] و يا گدايي محبت در دوران كهنسالي طرفي كه احساس اجحاف و فشار مي‌كرده، تجربه‌هاي خشم و نفرت خود را با آزار و اذيت طرف مقابل نقد خواهد كرد. اين ارتباطات در خانواده‌هاي مسن به وضوح قابل مشاهده است. براي گذراندن پرنشاط بهار دوم زندگي به اين نكات توجه كنيد. شناخت خواسته‌هاي واقعي داشتن آگاهي‌هاي لازم در راستاي شناخت خود و نيازهاي احساسي، عقلاني، تحليل رفتارهاي فردي و اجتماعي، ارتباط صحيح با كالبد و ضميرهاي آگاه و ناخودآگاه دستمايه قدرتمندي است كه كمك مي‌كند، انسان در چالش‌هاي زندگي مشترك جايگاه خود را بهتر ارزيابي كرده و توانايي لازم را براي رفع مسائل في‌مابين به دست آورد. در اين حالت فرد نه منفعلانه در پي انتخاب شدن است بلكه فاعلانه با بررسي دقيق و همه‌جانبه خود برمي‌گزيند و پس از شروع زندگي عادلانه‌تر در مورد خود و همسر قضاوت كرده و سهم خود را در مشكلات و مسائل مي‌بيند و در نتيجه بالغانه نه كسي را وارد بازي‌هاي رواني مي‌كند و نه در بازي رواني طرف مقابل شركت مي‌كند. رفتارشناسان معتقدند:«اغلب روابط انساني غير بالغانه نوعي بازي محسوب مي‌شود كه بازيگران بنا به تربيت خردسالي، ناخودآگاه روابط خود را براساس احساسات تخريبي و موقعيت شخصي ادامه مي‌دهند، تبادلات افراد در سه وضعيت «بازنده»،‌«برنده»و «قرباني» ظاهر مي‌شود.» در جامعه سنتي زنان با ماسك «قرباني» دوران زندگي خود را سپري مي‌سازند ولي مردان ابتدا در نقش برنده و در دوران كهنسالي كه قدرت جسمي و فكريشان رو به نقصان مي‌رود به احساس «بازنده» تغيير موقعيت مي‌دهند. در اغلب كشورهاي پيشرفته دوره‌هاي اجباري در مدارس و موسسات، مربوط به ازدواج در راستاي خودشناسي دقيق‌تر و آموزش‌هاي پيش از زندگي مشترك برقرار بوده و اطلاعات لازم در اين زمينه را در اختيار افراد مي‌گذارند. پرداختن به امور و علايق فردي ازدواج و زندگي مشترك به معناي خاتمه اشتغالات و تفريحات فردي نيست. جبران خليل جبران نويسنده بزرگ مصري مي‌گويد:«مانند ستون‌هاي خانه‌اي باشيد كه جدا از هم سقفي را برپا داشته‌اند.» و در جايي ديگر مي‌گويد:«مانند تارهاي سازي باشيد كه جدا از هم آهنگ خوشي را مي‌نوازند.» همسر بايد به مثابه بال پروازي باشد كه در ايجاد زمينه پيشرفت و صعود طرف مقابل در ابعاد مختلف سهيم باشد. داشتن ساعات و روزهاي اختصاصي براي يادگيري، انجام اشتغالات علمي، ‌معنوي و تفريحي جز حقوق اوليه زوجين به حساب مي‌آيد. برخورداري از اوقات فراغت و يا مسافرت و گردش‌هاي جدا از همسر نيز حق طبيعي براي ايشان محسوب مي‌شود. ايجاد تنگنا، عدم پذيرش حدود و حريم شخصي تنها به ايجاد و افزايش تنش منجر مي‌گردد. عشق واقعي در احترام به حريم‌هاي فردي و اجتماعي معنا و مفهوم مي‌يابد نه‌چسبيدن به طرف مقابل. شاعر مي‌گويد:«عشق محدود نمي‌كند، دربند نمي‌كشد، خسته نمي‌كند، وبال گردن نيست، مزاحم نيست، همسر رفيق راه است و پناه و مأمن، وقتي خسته و بيچاره‌ايم، شانه‌هايي براي گريه و لبخندي براي برخاستن وقتي نااميديم.» داشتن اوقاتي انفرادي همراه با دوست، خانواده يا به تنهايي فشارهاي ناشي از تاهل را كاهش داده و انسان با خاطري آسوده‌تر و دلي لبريز از اميد و خشنودي به سوي خانه باز مي‌گردد. داشتن سرگرمي يكي از الزامات زناشويي داشتن تفريحات[همگام و توام] مورد علاقه طرفين مي‌باشد. ورزش‌ها و بازي‌هاي رقابتي، سفرهاي علمي، تفريحي، يادگيري هنرهاي دستي،‌ نقاشي و... از اموري است كه دقايق و خاطرات خوشي را به همراه داشته و سبب مي‌شود زوجين بانك‌هاي عاطفي مثبت خود را غني سازند. شايد يكي از معدود خاطرات انسان در زمان پيري يادآوري سفرهايي باشد كه تجربه كرده و اين گذران اوقات مشترك حتي در زمينه شغلي و اقتصادي اولا منجر به همدلي و شناخت بيشتر زواياي روحي طرف مقابل مي‌شود و هم يادواره‌هاي ماندگاري را به ارمغان مي‌آورد. معمولا بعد از تولد فرزندان فاصله والدين روز به روز بيشتر مي‌شود و به بهانه رسيدگي به كودك پرداختن به يكديگر، تبادل نوازش‌هاي مناسب و تقديم عشق و هيجان در زندگي كمرنگ‌تر مي‌شود. [اين رويكرد از طرف مردان بيشتر استقبال مي‌شود]. صداقت و اعتماد به يكديگر ازدواج از مقوله‌هاي ويژه‌‌اي است كه براي حفظ كمي و كيفي آن از شروع تا انتها بيش از نظارت و پيگيري‌هاي قانوني نياز به توجه، دقت، پيگيري و حفظ احتياط‌هاي لازمه دارد. يكي از تهديدات مهم دراين راستا پرده‌دري داخلي و بيروني است. گستاخي و عدم رعايت ادب و احترام از مسائلي است كه در همه ارتباطات به خدشه‌دار شدن و بي‌مهري مي‌انجامد و از‌لحاظ اجتماعي واگويي مشكلات خصوصي خانواده به ديگران و فاش‌شدن ضعف‌هاي زندگي نزد اين و آن به بي‌مقداري طرفين در نظر مردم منتهي شده و اعتبار و ارزش خانواده را زير سؤال مي‌برد و نه‌تنها مسئله حل نمي‌شود بلكه پيچيدگي و دخالت در آن مشكل را صدچندان كرده و درگيري را شدت مي‌بخشد. دكتر ناريان روانشناس مي‌گويد:‌ «در ايران به‌دليل وجود روابط نزديك فاميلي و حرمت طلاق، عدم حمايت‌هاي قانوني و عدم اشتغال زنان به‌شكل فراگير، طلاق كمتر اتفاق مي‌افتد و اگر امكان فرصت‌هاي مشابه كشورهاي پيشرفته در ايران جاري شود آمارهاي جدايي به‌شكل ناهنجاري، بالا خواهد رفت.» عدم آموزش‌هاي قبل از ازدواج، تربيت‌هاي مسموم، اختلاف طبقاتي [فكري، مالي و...]، ازدواج‌هاي غيرقوم و قبيله‌اي و اغلب ناشناس و شناخته نشده، پرداختن بيشتر به جوانب غيرضروري زندگي مانند تشريفات و چشم‌و‌هم‌چشمي‌ها به‌جاي آشنايي با پيام اصلي وصلت كه همان يكدلي و عشق و اميد است، همگي پيش‌زمينه پرده‌دري‌ها، گستاخي‌ها و مسائلي از اين دست را رقم مي‌زند. رعايت احترام، اعتماد و حفظ حريم‌هاي شخصي طرفين و بالاخره داشتن صداقت نسبت به يكديگر به انسجام فضاي خانه كمك مي‌كند. يادآوري نكات مثبت همسر و رسيدن به اين بلوغ فكري كه تنها با تحول فكري، مطالعه پيگير و اميد و تلاش ماست كه فضاي زندگي عوض مي‌شود، خانه‌اي خواهيم داشت به‌دور از تنش و اضطراب كه در آن هم ما آسوده خواهيم بود و هم مدلي قابل قبول همراه با نوازشي مؤثر را به فرزندانمان هديه خواهيم داد و خاطرات اين تلاش را در دوران پيري با همسر خود رقم خواهيم زد. دوستي مي‌گفت: «وقتي تنهاييم به دنبال يك دوست مي‌گرديم، وقتي پيدايش كرديم، دنبال عيب‌هايش مي‌گرديم، وقتي از دستش داديم، دنبال خاطراتش مي‌گرديم و باز تنهاييم...»

[+] نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 4:12 PM | |

وظیفه زوجین ایجاد فضای آرامش بخش است

خانواده- همشهري آنلاين:

                                              

 رئيس انجمن علمي ‌اوليا و مربيان ايران گفت: وظيفه اصلي زوجين در خانه ايجاد فضاي آرامش بخش براي يكديگر است. به گزارش خبرگزاري زنان ايران (ايونا)، غلامعلي افروز در يك نشست خبري گفت: خانواده تنها نهاد فطري و بشري است و بقيه نهادها حتي مسجد، دانشگاه جزء نهادهاي فرعي در جامعه محسوب مي‌شود. وي در ادامه افزود‌: خداوند خانواده آفرين است و هيچ نهادي نمي‌تواند اين‌گونه باشد پس تنها نهاد فطري و بشري خانواده است. افروز ابراز داشت: خانواده يعني زن و شوهر حتي در اين نهاد فرزندان هم جايي ندارند براي اين‌كه فرزندان مهمان خانواده بودند و پس از مدتي از خانه مي‌روند. رئيس انجمن علمي اوليا و مربيان ايران گفت: خداوند زوج‌آفرين است و در تمام گياهان و نباتات همچون انسان‌ها اين‌گونه عمل مي‌كند. وي ابراز داشت: ‌خدا آفرينش اصلي را براي خانواده قرار داده است و اين خانواده است كه محبوب‌ترين بناي هستي به شمار مي‌رود. افروز با بيان اين‌كه انتخاب ازدواج مهم‌ترين امر براي انسان در طول حيات است افزود: در ايران ما براي هر هزار دختر هزار و 18 پسر در موقعيت سني ازدواج داريم. وي در ادامه گفت: در كشور چين اين رقم به 100 ميليون‌ پسر مازاد بر تعداد دختران در جامعه چين است. افروز تصريح كرد: خانواده متعادل و متعالي خانواده‌اي است كه زن و شوهر در آن آرامش و امنيت را به يكديگر هديه كنند و طبق تعبير قرآن لباس وجودي هم باشد. رئيس انجمن علمي اوليا و مربيان ايران تأكيد كرد: عواقبي همچون‌ همسر ستيزي، همسر گريزي و طلاق نتيجه خانواده‌هاي متزلزل و گسسته است كه اين خانواده‌ها زمينه‌هاي كج‌روي در جامعه را ايجاد مي‌كنند. وي در ادامه اضافه كرد: خانواده متزلزل خانواده‌اي است كه در آن هر دوي والدين ديكتاتورمنش رفتار كنند و در اين خانواده‌ها الگوي مطلوب وجود ندارد.‌ افروز در ادامه گفت: اگر زن و شوهر در فضاي خانواده رفتاري مناسب و صحيح داشته باشند دختر و پسر خانواده به دنبال همسري مي‌گردند كه همچون والدين خود پويا، خلاق و آرامشگر باشند. رئيس انجمن علمي اوليا و مربيان ايران خاطر نشان كرد: مردها بايد سنگرباني براي خانواده باشند. نقش اصلي شوهر آرامش‌گري و آرامش‌بخشي در فضاي خانواده است البته در كنار همسري كه وي اين آرامش را به خانه هديه كند. افروز با انتقاد از برنامه‌ها و سريال‌هاي تلويزيوني ابراز داشت: رسانه‌هاي ما نمي‌توانند خانه مطلوب را براي مردم ترسيم كنند‌ و به خانواده موجود در جامعه بسنده كرده و آن را با اغراق براي بيننده تعريف مي‌كنند. افروز تصريح كرد‌: پائين آمدن ميزان ديالوگ بين زن و شوهر و استفاده از واژه‌هاي انضباطي در خانواده سبب ايجاد فاصله بين زن و شوهر شده و آرامش را از خانواده سلب مي‌كند.

[+] نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 4:5 PM | |

اعتیاد به اینترنت و نقش عوامل فراشناختی در استفاده منفی از اینترنت

به زودی مقالات ترجمه ای  این حقیر در این بخش قرار داده میشود.

[+] نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 4:32 PM | |

دكتر حسین شُكركُن

آغاز فعالیت های رسمی و جدی دكتر حسین شُكركُن به سال ۱۳۵۲ بازمی گردد. در نیمه ابتدایی این سال، او پس از تكمیل تحصیلات در خارج از كشور به وطن بازگشت و بهمن ماه همان سال در دانشگاه جُندی شاپور اهواز (شهید چمران) مشغول به تدریس شد و در نخستین اقدام گروه روانشناسی دانشگاه را تأسیس كرد.

دکتر حسین شکرکن

حسین شكركن ۱۳۱۸ اهواز
▪ دكترای روانشناسی صنعتی از بركلی انگلستان ۱۳۵۱
▪ كارشناسی زبان انگلیسی دانشسرای عالی تهران ۱۳۴۲
▪ استاد دانشگاه چمران اهواز از سال ۱۳۵۲
▪ رئیس منطقه ۸ سازمان نظام روانشناسی و مشاوره جمهوری اسلامی
▪ استاد نمونه كشوری در سال ۱۳۸۳
▪ تألیف بیش از صد مقاله درباره روانشناسی سازمانی و صنعتی
▪ ارائه بیش از ۵۰ طرح به سازمان ها و نهادهای كشور در ارتباط با مسائل انسانی
▪ همكاری در تألیف كتاب مكتب های روانشناسی و نقد آنها در راستای همكاری حوزه و دانشگاه
▪ ترجمه كتاب هایی با عنوان:
- روانشناسی صنعتی و سازمانی (كتاب برگزیده دانشگاه ها در سال تحصیلی ۷۲-۷۱)
- مردم در سازمان ها
- خاستگاه های پویایی گروهی
- روانشناسی اجتماعی
آغاز فعالیت های رسمی و جدی دكتر حسین شُكركُن به سال ۱۳۵۲ بازمی گردد. در نیمه ابتدایی این سال، او پس از تكمیل تحصیلات در خارج از كشور به وطن بازگشت و بهمن ماه همان سال در دانشگاه جُندی شاپور اهواز (شهید چمران) مشغول به تدریس شد و در نخستین اقدام گروه روانشناسی دانشگاه را تأسیس كرد.
وی با یادآوری این نكته كه از هنگام شروع به كارش تاكنون، روانشناسی در كشورمان پیشرفت های قابل توجهی داشته، معتقد است هنوز جای پیشرفت بیش تر بخصوص در زمینه تحقیق، بسیار وجود دارد، چرا كه روانشناسی به دلیل تعدد زمینه ها برای پیشگیری ـ حتی بیش از پزشكی به ـ همه شئون زندگی انسان مربوط است و هرچه شرایط زندگی اجتماعی وسعت می یابد و جامعه به طرف رشد و توسعه پیش می رود نیاز به این رشته و پیشرفت آن بیش از پیش حس می شود.
شكركن درباره جایگاه و شناخت این علم در ایران اظهار می دارد: «در كشور ما روانشناسی فقط در حد روانشناسی بالینی شناخته شده و این خود عاملی است برای بی اطلاعی و آشنا نبودن مردم به شاخه های دیگر روانشناسی و راهگشا بودن آنها در زمینه های زیادی از زندگی فردی و اجتماعی. در نتیجه تنها با ارتباط مطلوب روانشناسی و جامعه است كه می توان در عرصه های بیش تری مددرسان بود».
فعالیت های پژوهشی و تحقیقی شكركن دامنه گسترده ای دارد. عمده فعالیت های تحقیقی او با سازمان های صنعتی و تولیدی به علت تخصص اش در روانشناسی سازمانی و صنعتی است كه در استان هایی مانند تهران، اصفهان، خوزستان و كرمان صورت پذیرفته و همچنین همكاری با سازمان های مهم و حساس در رابطه با مسائل انسانی و البته ریاست منطقه ۸ سازمان نظام روانشناسی و مشاوره جمهوری اسلامی (شامل استان های خوزستان، بوشهر و كهگیلویه و بویراحمد) و نیز مشاركت در ایجاد مركز تحقیقات علوم و فناوری و قبول مسئولیت آن، نشان از همت بلند وی در راه تحقیق، پژوهش و همكاری با طیف گسترده ای از اساتید، دانشجویان و مدیران دارد.
حسین شكركن، بیش ترین سعی و هدفش را، تحقیق و پژوهش به صورت انفرادی یا همكاری با دیگر اساتید و یا در راهنمایی دانشجویان، عنوان می كند و از این روست كه دغدغه پژوهش و تحقیق نزد او، بر ترجمه ارجحیت دارد و در این راه، از سال ۶۸ (همزمان با تأسیس گروه كارشناسی ارشد روانشناسی دانشگاه چمران) تا امروز بیش از ۱۰۰ مقاله تحقیق به زبان های فارسی و انگلیسی ارائه كرده است: «همیشه سعی در تبدیل كار ترجمه به فعالیت های تحقیقی ـ پژوهشی داشتم.
اگرچه چاپ هر شماره از مجله های دانشكده به اندازه كار و فعالیت یك كتاب جداگانه، وقتم را می گیرد، اما با این حال كار تحقیق و پژوهش را بیش از ترجمه می پسندم». در سال ۵۱ گروه علوم تربیتی دانشگاه شهید چمران اهواز تأسیس شده بود كه شكركن از بدو ورود به این دانشگاه علاوه بر اهتمام به قوت گرفتن گروه روانشناسی، همكاری اش را با مجله علوم تربیتی آغاز كرد و نخستین مقاله های خود را در سال ۵۳ مصادف با شروع به كار نشریه در آن به چاپ رساند. پس از انقلاب، مجله علوم تربیتی كه دچار وقفه ای در انتشار شده بود با پیگیری های او، بار دیگر با عنوان مجله علوم تربیتی و روانشناسی چمران احیا شد، هرچند كه عمر این دوره جدید بیش از ۲ سال نبود و عاقبت با تلاش های مستمر او چاپ دوره سوم مجله از ۱۳۷۳ با حجم انبوهی از مقاله ها به مدت ۱۳ سال شروع شد.
در همین زمان با رأی و نظر استادان۲ گروه علوم تربیتی و روانشناسی، مجله به ۲ بخش ویژه «علوم تربیتی» و «روانشناسی» تقسیم شد كه از آن تاریخ تاكنون، شكركن مسئولیت سردبیری بخش روانشناسی را عهده دار است. وی برنامه آینده اش را درمورد مجله، مستقل كردن مجله روانشناسی می داند كه مراحل پایانی آن درحال انجام است.
علاوه بر این، او با نشریات دیگر دانشگاه های كشور به شكل عضو ثابت هیأت تحریریه و در مواردی ارسال مقاله همكاری های درخورتوجهی داشته است.
به عنوان نمونه می توان به مجله پژوهش های علوم تربیتی و روانشناختی دانشگاه اصفهان و مجله روانشناسی معاصر (نشریه انجمن روانشناسان ایران) اشاره كرد.
شكركن علاوه بر حضور در همایش های معتبر علمی و كنگره های داخلی و خارجی و ارائه بیش از ۱۰۰ مقاله و چكیده در این همایش ها، با شركت در شورای آموزش و پرورش خوزستان اقدام به عرضه بیش از ۵۰ طرح و همچنین همكاری به عنوان استاد ناظر از بدو تأسیس شورا در سال ۷۰ كرده است.
او با بررسی رفتارهای انسان در صحنه ها و شرایط مختلف، روانشناسی را عرصه ای بسیار وسیع می داند و براهمیت روانشناسی صنعتی وسازمانی تأكید ویژه ای دارد: «این رشته شاخه ای مهم از روانشناسی است كه با رشته های پراهمیتی چون كامپیوتر و IT و صاحبان مشاغل گوناگونی مانند مهندسان و طراحان درارتباط است و همان طور كه روانشناسی بالینی در رفع اختلال های رفتاری و روانشناسی پرورشی و آموزشی در برطرف كردن مشكلات آموزش و پرورش می كوشد، روانشناسی صنعتی و سازمانی در همه جنبه های مشاغل انسانی كاربرد دارد.
ازطرفی روانشناسی اجتماعی نیز به عنوان یكی از مهم ترین شاخه های روانشناسی مطرح است، چرا كه بسیاری از رفتارهای اجتماعی انسان را موردمطالعه قرارمی دهد.
من از این كه هنوز در كشور ما این بخش رشد محسوس و چشمگیری نداشته، متأسفم. گرچه به راه اندازی كارشناسی ارشد این شاخه از روانشناسی در دانشگاه های ایران خوشبینم و معتقدم رشد و توسعه روانشناسی اجتماعی می تواند بسیارمفید و مؤثر واقع شود.»
با آن كه حسین شكركن درمورد روانشناسی معنوی و پدیده هایی از این دست كه چندی است مخاطبان بی شماری را جذب كرده به صراحت داوری نمی كند، اما با بیان این نكته كه روانشناسی یك علم است، روش علمی را نیز بر روش های دیگر برای بررسی مسائل و كنش و واكنش های فردی و اجتماعی ارجح می داند.
از آن جا كه فعالیت های مهم شكركن، فعالیت های تحقیقی و پژوهشی در بستر دانشگاه است، در رابطه با خصوصیات دانشجویان امروز، به پارامترهای تحقیق و پژوهش و ارزیابی دانشجویان از این منظر مراجعه می كند و با ابراز تأسف از بی توجهی به تحقیق و پژوهش در میان دانشجویان، یادآور می شود: «گویی هم اكنون دانش به دنبال دانشجویان می دود، نه دانشجو به دنبال آن! البته برای سستی دانشجوی امروز در تحقیق، می توان به نبود تضمین آینده شغلی اشاره كرد كه خود عامل بزرگ و بازدارنده ای برابر ارتقای سطح انگیزه اولیه هر دانشجوست.»
وی درمورد تكامل علم روانشناسی معتقداست رویكردی كه در شرف حاكم شدن است، رویكردی شناختی است و تعریفی كه از روانشناسی شناختی ارائه می دهد این گونه است: شاخه ای كه به فرآیندهای ذهنی می پردازد یا استدلال هایی كه به صورت آگاهانه و ناآگاهانه در ذهن می گذرند و بر رفتار انسان حاكم می شوند. از منظر شكركن عوامل موفقیت در زندگی فردی - اجتماعی، حاصل برآیند پیچیده ۳ مشخصه اصلی و مهم است؛ نخست خصوصیت های شخصی كه بیش تر زمینه های ارثی دارد، سپس عامل انگیزش كه مجموعه ای از نیروهای درونی و بیرونی است. به طوری كه شخص را فعال كرده و به آن فعالیت جهت می دهد و آن جهت یابی را تداوم می بخشد و درنهایت شرایط محیطی، البته گاه رابطه این ۳ مشخصه با هم ضربی است و گاه جمعی. به طور نمونه رابطه انگیزه، ضربی و رابطه شرایط محیطی، جمعی است.
شكركن به شعر و خطاطی نیز علاقه دارد و زمانی شعر نیز می سروده است. او می گوید: همه نوشته ها و ترجمه هایش به نوعی متأثر از ادبیات است و شأن والایی برای هنر قائل است: «انسان همواره یا آفریننده هنر است یا از هنر لذت می برد.»
حل مشكلات و ناهنجاری های جامعه و رفع این مصائب با توسل به تحقیقات و پژوهش ها و طرح هایش، از آرزوهای همیشگی شكركن بوده و هست.دكتر «دیزلی» پایه گذار روانشناسی سازمانی و صنعتی در غرب آمریكا، روانشناس موردعلاقه حسین شكركن است و شكركن از دانشجویان وی بوده است.همچنین دكتر «دونل» را از اساتید تأثیرگذار در حوزه روانشناسی سازمانی و صنعتی در زمان تحصیل خود معرفی می كند. شكركن این روزها با همكاری چندتن از همكارانش در دانشگاه شهیدچمران اهواز، ترجمه كتابی به نام «روش های تحقیق در روانشناسی اجتماعی» را به پایان رسانده است.
حسین شكركن روانشناسان را از خطا و رفتارهای نامناسب مصون نمی داند، ولی بر این عقیده است كه این دسته از مردم به سبب آگاهی بیش تر نسبت به خود و تجزیه و تحلیل یك رفتار نامناسب، امكان تكامل و تغییر بهتری دارند و این خود می تواند دلیل خوبی برای ایجاد انگیزه در افراد یك جامعه برای مطالعه روانشناسی باشد.

روزنامه ایران

[+] نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 9:40 PM | |

تاثیر فشار روانی مسابقه بر غلظت کورتیزول، تستوسترون و IgA بزاقی مربیان لیگ برتر فوتبال ایران

حرفه مربیگری فوتبال یکی از شغلهای پر مخاطره در جهان به شمار می رود و فشارهای روانی ناشی از ماهیت این حرفه موجب فرسوده شدن مربیان فوتبال می شود.

 

حرفه مربیگری فوتبال یکی از شغلهای پر مخاطره در جهان به شمار می رود و فشارهای روانی ناشی از ماهیت این حرفه موجب فرسوده شدن مربیان فوتبال می شود. هدف پژوهش حاضر، بررسی تاثیر فشار روانی مسابقه بر غلظت کورتیزول، تستوسترون و ایمونوگلوبولین A مربیان لیگ برتر فوتبال در فصل مسابقات ۸۴-۸۳ بود. آزمودنی های این تحقیق را ۱۶ نفر از مربیان حرفه ای لیگ برتر با میانگین سنی ۹.۱۸±۵۲.۲۷ و سابقه مربیگری در لیگ ۶.۰۱±۱۱.۶۷ سال تشکیل دادند. نمونه های بزاقی در روز مسابقه در پنج مرحله (یک ساعت قبل از مسابقه، قبل از مسابقه، بین دو نیمه، پایان مسابقه و یک ساعت پس از مسابقه) جمع آوری شدند. برای تعیین غلظت کورتیزول و تستوسترون بزاقی از روش رادیو ایمونو اسی و برای تعیین میزان ایمونوگلوبولین A از روش نفلومتری و دستگاه می نی نف استفاده شد. داده های حاصل از تحلیل آزمایشگاهی نمونه های بزاقی، با استفاده از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر (ANOVA) و آزمون تعقیبی شفه برای آزمون فرضیه ها استفاده شدند. نتایج این پژوهش با سطح معناداری P<۰.۰۵ نشان دادند که بین میزان غلظت کورتیزول بزاقی مربیان زمان استراحت با یک ساعت قبل از مسابقه، قبل از مسابقه، بین دو نیمه و پایان مسابقه و همچنین بین دو نیمه با یک ساعت بعد از مسابقه تفاوت معناداری وجود داشت. همچنین بین میزان غلظت تستوسترون بزاقی مربیان یک ساعت قبل از مسابقه با پایان مسابقه، پایان مسابقه با یک ساعت بعد از مسابقه تفاوت معناداری وجود داشت، اما تاثیر معناداری بر غلظت IgA بزاقی مربیان نداشت.
 

تاثیر فشار روانی مسابقه بر غلظت کورتیزول، تستوسترون و IgA بزاقی مربیان لیگ برتر فوتبال ایران

 

دانلود کامل مقاله در لینک زیر:

دانلود فایل tasire feshare ravani mosabeghe.pdf

338 KB

[+] نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 9:23 PM | |

:: مطالب اخیر



ارتباط با مدیریت ...
* نام و نام خانوادگی :
* آدرس ایمیل:
موضوع پیام:
*پیام: