
براي تبادل لينک ابتدا لينک مارو
بانام:روانشناسی و مشاوره جمهوری اسلامی ایران در وبلاگ ياسايتتان قراردهيد ،
سپس از طريق فرم نظرات به ما خبر دهيد تا در اسرع وقت شما نیز لینک گردید.
خرداد 1389
اردیبهشت 1389
فروردین 1389
اسفند 1388
بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
وقتی پر از سوال باشی می توانی مفید باشی ، می توانی سازنده باشی ، می توانی دوست بداری و دوست داشته شوی . می توانی پر تلاش باشی و راه حل بیابی ، می توانی از میان کوله باری از رنج ها ، موانع و محدودیتها راهی برای عبور پیدا کنی .. می توانی روشن ببینی و از خودت ، تغییراتت ، سختی هایت و اشتباهاتت نهراسی ، درس بگیری و پیش بروی ... می توانی بفهمی که تو هم انسانی هستی همچون بقیه که با آزمون و خطا بزرگ می شوی ،..
با سوال کردن و کنکاش و جستجو ، می آموزی که انسانها با هم برابرند و هیچ کس به هر دلیلی مجاز به برتری جویی و سلطه گری نیست ... یاد خواهی گرفت که همانگونه که تو با تجربیات و گذشتن و آموختن از خطاها و اشتباهاتت رشد می کنی ، دیگران هم اینگونه اند ... خواهی آموخت که همانگونه که هیچ کس بر تو برتری و ترجیح ندارد ، تو نیز حق خود برتربینی نداری ...
آن وقت است که تلاش می کنی با این باور، خویشتن ، خانواده ، محیط و جامعه ای بسازی پویا و متحول ... و در این راه ناهموار و پر افت و خیز ، هیچگاه نقش خودت را کوچک ، ضعیف ، ناچیز و ناتوان نخواهی دید ... بلکه با تکیه بر بزرگی وجود، همیشه تاثیر گذار و نافذ خواهی بود ...
آزمون ها و پرسشنامه های روانشناختی![]()
اخبار روانشناسی ، روانپزشکی و مشاوره![]()
مجلات تخصصی و سایت های روانشناسی![]()
(مقالات متخصصین(انگلیسی![]()
(مقالات متخصصین(فارسی![]()
معرفی اختلالات روانی_رفتاری![]()
اختلالات و مشکلات رفتاری![]()
روان شناسان مشهور Key people![]()
اساتید محترم cv![]()
پایان نامه ها![]()
پژو هشهای علمی (بیدی) نقش مادر در تربیت فرزند![]()
پژو هشهای علمی (بیدی) تفکرات غیر منطقی![]()
(پژو هشهای علمی (بیدی Addiction to internet![]()
روانشناسی کودک![]()
خانواده![]()
نکته های زندگی![]()
سخن بزرگان![]()
حدیث روانشناسی![]()
مناجات با خالق هستی![]()
نغمه های جان![]()
معرفی کتاب![]()
مناسبت ها![]()
کلیپ![]()
بدون شرح![]()
صداي پاي عيد مي آيد و دل مومن برسر دو راهي آمدن عيد رمضان و رفتن ماه رمضان بلا تکليف است، از آمدن آن يک دل شاد باشد يا از رفتن اين يک محزون ؟ عيد فطر پاک ترين و عيدترين عيدهاست چرا که پاداش يک ماه عبادت و شست وشوي جان درنهر پاک رمضان است.
عيد فطر، عيد پايان يافتن رمضان نيست ، عيد برآمدن انساني نو از خاکسترهاي خويشتن خويش است، چونان ققنوس که ازخاکستر خويش دوباره متولد مي شود. رمضان کوره ايي است که هستي انسان را مي سوزاند و آدمي نوبا جاني تازه از آن سر بر مي آورد . فطر شادي و دست افشاني بر رفتن رمضان نيست ، بر آمدن روز نو، روزي نو و انساني نو است . بناست که رمضان با سحرها و افطارهايش ، با شبهاي قدر و مناجاتهايش از ما آدمي ديگر بسازد . اگر درعيد فطر درنيابيم که از نو متولد شده ايم، اگر تازگي را درروح خود احساس نکنيم، عيد فطرعيد ما نيست . از اينروست که در دعاي قنوت نماز عيد فطر مي خوانيم :
اسئلک بحق هذااليوم الذي جعلته للمسلمين عيدا و لمحمد صلي الله عليه و اله ذخراً و مزيداً
"از تو خواهم به حق اين روز که آن را براي مسلمانان عيد قرار دادي وبراي محمد و آل او ذخيره و فزوني ساختي ."

و چقدر سخت است که این عزیزترین عید را بدون آن عزیزترین غایب از نظر بگذرانیم... اللهم عجل لولیک الفرج
[+]
نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 7:42 PM
|
|
خيليها دوران کودکي را شادترين دوران زندگي ميدانند و هر از گاه آرزو ميکنند که برگردند به همان دوران شاد و رها و بيغم و غصه، به همان دوران کودکي. ولي پزشکان ميگويند در همان دوران شاد و رها و بيغم و غصه هم گاهي اوقات، افسردگي سراغ آدم ميآيد. يعني کودکان هم افسرده ميشوند؟ اين، پرسشي است که با دکتر نسرين اميري، فوقتخصص روانپزشکي کودک و نوجوان و عضو هيات علمي دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي، در ميان گذاشتهايم و ماحصل سوال ما و جوابهاي ايشان، شده است گفتگويي که پيش رو داريد...
سلامت : خانم دکتر! آيا ممکن است بچهها هم افسرده شوند؟
بله، افسردگي در کودکان هم رخ ميدهد. حتي افسردگي در شيرخواران هم ممکن است رخ دهد. در گذشته ميگفتند شيرخوار دچار بيمارستانزدگي شده است، براي اينکه ميديدند بچههايي که بنا به دلايل جسماني به ناگهان از والدينشان جدا ميشوند و در بخشهاي ويژه مراقبت ميشوند، به مرور زمان نگاهشان فرق ميکند، ميزان خواب، غذا خوردن و گريه کردنشان تغيير ميکند و بعدها که اين بچهها پيگيري شدند، متوجه شدند که دچار نوعي افسردگي شدهاند. افسردگي در بسياري از موارد با علايم جسماني و رواني همزمان ديده ميشود. افسردگي در کودکان يک بيماري جدي محسوب ميشود و از طرفي در هر سني ممکن است رخ دهد؛ حتي در دوران نوزادي.
سلامت : افسردگي در کودکان بيشتر ديده ميشود يا نوجوانان؟
البته افسردگي بيشتر در نوجوانان ديده ميشود اما به هر حال ميزان آن در کودکان هم قابل توجه است. ما آمار خيلي دقيقي در اين رابطه نداريم اما آمارهايي که از کشورهاي آمريکايي و اروپايي داريم، گواه آن است که پنج درصد کودکان مبتلا به افسردگي ميشوند و اين، آمار بسيار قابل توجهي است که البته در کشورهاي در حال توسعه، از جمله کشور خودمان، احتمالا بيشتر هم هست.
سلامت : چه عواملي در ايجاد اين افسردگي موثر است؟
افسردگي ميتواند يک بيماري ژنتيکي باشد، يعني اگر افسردگي در خانواده وجود داشته باشد ميتواند انتقال پيدا کند. به جز عوامل ژنتيکي، تغييرات اجتماعي مانند جنگ، بلاياي طبيعي مانند سيل، زلزله و يکسري عوامل روانشناختي، مثل بچههايي که فقدان را تجربه کرده باشند، به خصوص فقدان پدر يا مادر و يا عزيزانشان، بيشتر مستعد ابتلا به افسردگي هستند. تحقيقات نشان داده است که اگر پسربچهها زير سن 13 سالگي پدر خود را از دست بدهند، براي ابتلا به افسردگي مستعدتر هستند. عامل ديگر، از دست دادن سلامت جسماني کودک است؛ مثل قطع عضوهايي که در حوادث رانندگي رخ ميدهد که متاسفانه در کشور ما زياد هم است. از ديگر عواملي كه به بروز افسردگي كمك ميكنند و براي پيشگيري، بايد به آنها توجه كرد. عبارت اند از: جدا شدن از خانواده و حاميان عاطفي، تعويض مدرسه يا مهدکودک و از دست دادن دوستان، مهاجرت يا اسبابکشي، تبعيض بين فرزندان، به رخ كشيدن نكات منفي كودك و ابراز نكردن صفات مثبت او، دوري يا مرگ عزيزان، شكايت والدين از ناراحتيهاي جسماني كه كودكان را نگران از دست دادن آنها ميكند، مطرح كردن مسايل و مشكلات اقتصادي در حضور فرزندان و...
سلامت : آيا تنبيه کودکان هم ميتواند سبب ايجاد افسردگي در آنها شود؟
بله؛ تنبيه و بدرفتاري با کودک بهعنوان يک عامل محيطي در ايجاد افسردگي در کودکان موثر است ولي توجه کنيد که جديت را نبايد با بدرفتاري اشتباه بگيريد. ما توصيههايي داريم در رابطه با بچهها که گاهي جديتهايي را به کار ببريم. جديت در مورد بچهها کاربرد دقيق دارد و با خشونت متفاوت است.
سلامت : علايم و نشانههاي بيماري افسردگي در کودکان چه چيزهايي است؟
اندوه، اشک و گريه مداوم، نااميدي به آينده، از فعاليتهايي که در گذشته انجام ميداده و از آنها لذت ميبرده است لذتي نميبرد، بيحوصله و کم انرژي ميشود، از نظر اجتماعي منزوي ميشود و دوست ندارد در جمع دوستان يا در مهمانيها شرکت کند، اعتماد به نفس او پايين آمده و دايم احساس گناه ميکند، دايم به دليل کارهايي که ميکند عذرخواهي ميکند و يا خودش را مقصر چيزهايي ميداند که به او ربطي ندارد. علامت ديگر اينکه به صورت مشخصه حساس شده است، به خصوص اگر طرد شده باشد، تحريکپذير و پرخاشگر شده است و مثل اين است که کودک دايم از چيزي شاکي است و در درونش حرصي دارد، به راحتي ارتباط برقرار نميکند و سخت دوست پيدا ميکند، شکايتهاي مکرر از بيماري جسمي مانند سردرد، شکم درد، پادرد و... بدون علت پزشکي دارد، غيبتهاي مکرر از مدرسه و يا انجام ندادن تکاليف، کاهش تمرکز، صحبت کردن درباره فرار از خانه و يا تلاش در جهت آن، اختلالات عمده در خواب و خوراک و صحبت از خودکشي از ديگر علايم است که در صورت ديدن اين علايم بايد به يک روانپزشک کودک مراجعه کرد زيرا افسردگي يک بيماري جدي است و سريعا بايد درمان شود.
سلامت : خانواده چه نقشي در درمان افسردگي کودکان دارد؟
خانواده و فضاي رواني آن نقش بسيار مهمي در پيشگيري از افسردگي و درمان اين اختلال دارد. البته در صورتي كه افسردگي، ناشي از عوامل دروني باشد، درمان آن بايد حتما توسط روانپزشک انجام شود اما براي درمان افسردگيهاي ناشي از عوامل محيطي، ساختن فضايي دوستانه و صميمانه كه كودك در آن احساس كند همه دوستش دارند و نيازهايش را به موقع و به جا برآورده ميكنند، موثر است. والدين بايد بدانند که ارتباطات منفي و عاري از عشق و پذيرش آنها ميتواند موجب افسرده شدن کودکان شود بنابراين وجود محيطي سرشار از عشق و محبت و روابطي سالم و صميمي براي كودكان ضروري است و نبايد آنان را از اين نعمت محروم كنيم. بايد اجازه بدهيم كودك افسرده صحبت كرده و احساس خود را بيان کند. به احساس او احترام بگذاريم و سعي كنيم با تغيير رفتار خودمان تفسير كودك از وقايع پيرامونش را عوض كنيم. گاهي نيز لازم است محيط كودك را قدري تغيير دهيم. كودكان، خودشان بهترين منابع اطلاعرساني به بزرگسالان هستند. يعني ميتوانيم از خود كودك اطلاعاتي در مورد اين كه چرا غمگين است به دست آوريم. در بسياري موارد، افسردگي كودك به نوع رابطه او با عزيزانش به خصوص مادر مربوط مي شود. گاهي نيز رفتار خشونتبار پدر و عدم ابراز عشق و محبت توسط او، به بروز حالات غمزدگي و افسردگي در كودك ميانجامد. در اين صورت، آموزش والدين براي اين كه چگونه با فرزندشان رفتار كنند ميتواند بسيار كمككننده باشد.
منبع:salamat
[+]
نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 7:13 PM
|
|


[+]
نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 11:30 PM
|
|










[+]
نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 3:30 PM
|
|
1- خوش بين باشيد: به زندگى با ديدى مثبت نگاه كنيد تا خود را به دليل احساس انرژى و خوشحالى بسيار زيادى كه نصيبتان خواهد شد، شگفتزده کنيد.
۲- ديد گسترده ای داشته باشيد: اجازه ندهيد مشکلات كوچك شما را آشفته نمايد.
۳- سپاسگزار باشيد: از ديگران قدردانى كنيد. از همكار خود به خاطر كمكش سپاسگزاری كرده و به دليل پيروزی در انجام كارش به او شادباش بگوييد.
۴- كارهايى انجام دهيد كه از انجام دادن آنها لذت مى بريد: اتومبيلتان را بشوييد، به برخى تعميرات کوچک در منزل بپردازيد، تلويزيون تماشا كنيد، خريد برويد.
۵- از جسم خود مراقبت كنيد: خوب بخوريد و خوب ورزش و استراحت كنيد. به باشگاه رفته و كمى بدويد يا در يك بازى ورزشى شركت كنيد.
۶- برنامه هاى روزانه خود را عوض كرده تا انرژى جديدى پيدا كنيد.
۷- با مردم در تماس باشيد: آيا به خاطر مى آوريد زمانى كه يك دوست قديمى به طور غيرمنتظره با شما تماس گرفت چه احساسى داشتيد؟ با افراد فاميل و يا دوستان قديمى خود تماس گرفته و از حال آنها باخبر شويد.
۸- خلاق باشيد: روزنه اى براى انرژى خلاق خود بيابيد. اين ممكن است شامل كاردستى، بازسازى، نقاشى، ترسيم كاريكاتور، نويسندگى و يا حتى باغدارى باشد. مهم نيست كه چقدر مشغله داشته باشيد و يا تا چه اندازه در آخر هفته احساس بى حالى مى كنيد، اگر زمانى را براى انجام فعاليت هاى خلاق اختصاص دهيد، احساسى شادتر و سالم تر خواهيد كرد.
۹- تخيل كنيد: آرزوها و بلندپروازى هاى خود را يادداشت كرده و به تدريج آنها را واقعيت بخشيد آنگاه هميشه چيزهايى براى انتظار كشيدن، و جايى براى متمركز كردن انرژى خود خواهيد داشت.
۱۰- بخشنده باشيد: شايد زمان آن فرا رسيده باشد كه كسى (يا خودتان) را به خاطر چيزى كه اتفاق افتاده و يا گفته شده مورد بخشايش قرار دهيد. اتفاقات و اشتباهات گذشته را پذيرفته و فراموش كنيد. بدانيد كه نمى توانيد زمان را به عقب برگردانيد. شادمانى خود را با از ياد بردن نااميدى ها و شكست هاى گذشته دوباره به دست آوريد.
برگرفته از روزنامه ی شرق
[+]
نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 3:28 PM
|
|
بهمنکده : همه چیز از فکرتان شروع می شود. این سیستم اعتقادی شما و طرز تفکرتان است که زندگی امروزتان را شکل می دهد. اگر زندگی متوسط الحالی را می گذرانید به خاطر تصمیمات بدی است که اتخاذ کرده اید. و تصمیمی که گرفتید هم از طرز تفکر و باورهایتان سرچشمه می گیرد.درنتیجه، اگر می خواهید به موفقیت دست پیدا کنید، باید اول از فکرتان شروع کنید. طرز تفکر افراد موفق را الگوی خود قرار دهید و مطمئن باشید که شما هم مثل آنها نتیجه عالی به دست خواهید آورد.
طرزفکر 1: همه انسانهای موفق مسئولیت پذیر هستند. مهم نیست چه اتفاقی بیفتد، افراد موفق مسئولیت آنرا به گردن می گیرند. هیچوقت اقتصاد یا کس دیگری را در کسادی کارشان مقصر نمی کنند. درعوض، با قبول اشتباه خود مسئولیت آن را پذیرفته و به فکر بهبود وضعیت می افتند. افراد موفق می دانند که اگر دیگران را مقصر بدانید یا مسئولیت را گردن این و آن بیندازید، قدرت کنترل موقعیت را از دست خواهید داد.
طرزفکر 2: همه انسانهای موفق به کار خود متعهدند. موفقیت اتوماتیک وار به دست نمی آید؛ از آسمان به زمین نمی افتد. باید برای به دست آوردن چیزهایی که در زندگی می خواهید، 100% به کارتان تعهد داشته باشید. خیلی ها فقط رویای موفق شدن را در سر می پرورانند، امیدوارند که موفق شوند، آروزیشان موفقیت است اما هیچوقت به کارشان متعهد نمی شوند. لحظه ای که تصمیم می گیرید و 100% به کاری متعهد می شوید، دیگر هر کاری که لازم باشد برای رسیدن به آن انجام می دهید.
طرزفکر 3: همه انسانهای موفق جرات تصمیم گیری برای موفقیت در زندگی را دارند. می دانید، موفق شدن جرات و جسارت می خواهد. اگر فرصتی پیش رویتان است، برای استفاده از آن نیاز به جرات و شهامت دارید. این مسئله مخصوصاً در موفقیت های مالی بسیار مهم است. قبل از اینکه کار و بیزنسی را شروع کنید، باید جرات بله گفتن به آن و شروع آنرا داشته باشید.با دنبال کردن این سه طرزفکر افراد موفق، امیدواریم که بتوانید به هرچه در زندگی می خواهید برسید.موفقیت تصادفی نیستموفقیت هیچوقت تصادفی اتفاق نمی افتد. البته ممکن است که در طول مسیر کمی شانس با شما همراه شود و در یک موقعیت خوب قرارتان دهد اما بادوام نیست. موفقیت از آن کسانی می شود که روی شانسشان سرمایه گذاری می کنند و احتمال شکست خود را پایین می آورند.اگر به بعضی از موفق ترین افراد دنیا نگاه کنید می فهمید که اکثر آنها از هیچ به آنجا رسیده اند. خیلی از آنها بچه یتیم هایی بوده اند که حتی نمی توانستند سالی یک حمام درست و حسابی بگیرند. اما چطور ممکن است کسی که چنین شانس بدی در زندگی خود داشته است، به چنان موفقیتی دست پیدا کند؟ساده است، چون موفقیت هیچوقت تصادفی اتفاق نمی افتد. خیلی از این افراد با تلاش بی وقفه به موفقیت دست پیدا کرده اند چون انتخاب دیگری نداشته اند. این سخت کوشی برایشان به شکل عادت در آمده و هیچوقت حتی وقتی زندگی مرفهی برای خود تهیه کردند هم دست از تلاش برنداشته اند. کار سخت، هوشمندانه و داشتن دوستان زیاد آنها را به این پله رسانیده است.اینها عناصر موفقیتند که در اختیار همه است، حتی اگر خیلی افراد نخواهند که این اصول را بپذیرند. از این گذشته همه ما در انتخابمان آزادیم. می توانیم تصمیم بگیریم که موفق شویم یا شکسته بخوریم، انتخاب با ماست.موفقیت تصادفی نیست. هیچکس نیست که بدون تلاش و ذکاوت توانسته باشد به موفقیت دست پیدا کند. این خودتان هستید که می توانید تصمیم بگیرید که در زندگیتان موفق باشید یا ناموفق. انتخاب با شماست.
منبع : بهمنكده
[+]
نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 3:26 PM
|
|
[+]
نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 3:19 PM
|
|
به گزارش پارسينه، پايگاه خبري "المذهب" در مطلبي به 21 راه براي فروپاشي زندگي زناشويي اشاره كرد:
۱- سرسختانه همواره خود را حق بجانب دانستن، حتي زماني كه ادله كافي در اختيار نداشته باشيد .
۲- هيچگاه عذرخواهي نكردن، حتي زماني كه تقصير كار بودن شما اثبات گرديده باشد.
۳-بيرحمانه خطاهاي شريك زندگي خود را بازگو كردن.
۴-ادعاي متعصبانه از آگاهي داشتن از انگيزههاي شريك زندگي بهتر از خود وي.
۵-تصور آنكه شريك شما ميبايد نيازهاي شما را درك كرده و فورا بدون درخواست شما آنها را برآورده سازد.
۶-ناديده گرفتن كامل اولويتهاي شريك زندگي و پافشاري بر اولويتهاي خود.
۷-تصور آنكه نيازهاي جنسي همسر شما و نيازهاي جنسي شما يكسان و مشابه ميباشند.
۸- عدم اقرار به رنجش و بلافاصله ابراز خشم كردن.
۹- شناسايي عيوب و كاستيهاي شخصيتي همسر و اسرار خانوادگي وي، و بهره گيري از آنها براي پيروزي در مشاجرات، زماني كه منطق در ميماند.
۱۰- بهرهگيري از عذاب وجدان و حس گناه كار بودن براي به بازي گرفتن، دستيابي به اهداف و يا مجازات همسر.
۱۱- در شناسايي و يافتن بديها و معايب همسر چيره دست بودن، اما هيچگاه خوبيها و محاسن وي را بزبان نياوردن.
۱۲- كوتاه نيامدن به هيچ قيمتي، و كشاندن مجادله تا جايي كه همسر از خانه بگريزد.
۱۳- هيچگاه رها نكردن گذشته، و بازگويي و باز آفريني آن به كرات.
۱۴-ابراز وابستگي شديد به همسر خود،وادعاي آنكه بي وي و يا در صورت بياعتنايي وي بيشك خواهد مرد.
۱۵-در صورت عدم وابستگي شديد، فاصله گرفتن از لحاظ فيزيكي و احساسي تا حد بي اعتنايي كامل.
۱۶-قول دادن، وهيچگاه عمل نكردن.
۱۷- تا حدي متظاهر و دو رو بودن كه همسر نميداند شما چه زمان جدي هستيد.
۱۸-عذرتراشي هميشگي براي عادات ناپسند خود.
۱۹- پافشاري براين عقيده كه همواره مطلبي كه شما ميخواهيد بيان كنيد مهمتر از مطلبي است كه همسرتان ميخواهد بگويد، بنابراين حرف وي را قطع ميكنيد.
۲۰-وانمود ميكنيد كه حرفهاي بيان شده همسرتان را كاملا متوجه شدهايد، ولو آنكه هيچ چيزي از صحبتهاي وي را نفهميدهايد.
۲۱-به گونهاي رفتار ميكنيد كه گويي شما مرتكب هيچكدام از اشتباهات ذكر شده نگرديدهايد و اين شريك شماست كه بايد تغيير كند .
[+]
نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 3:15 PM
|
|
دو قطره آب اگر در کنا هم قرار بگیرند چه میکنند؟
آنها تصویر قطره دیگر را در خوددیده وبه هم می پیوندند ویک قطره بزرگ
را تشکیل میدهنداگر چند سنگ به هم نزدیک شوند چه میشود؟
آنها هیچگاه یکی نمی شوند.شاید وشاید تصویر سنگ دیگر را تاحدودی
در خود ببینند.
اما کدام یک مقاومتر وسخت ترند؟ آب یا سنگ؟
اگرسنگی ازکوه سرازیر شود وبه مانعی برخورد کند،چه می کند؟
اگرمانع کوچک باشد،از روی آن عبور میکند.
اگرمانع متوسط باشد،آن رادرهم می شکند.
اگربزرگترباشد،پشت آن می ایستد،تا تقدیر چه پیش آید.
اما آب چه میکند؟
ابتدا سعی میکند مانع را با خود همراه کند.اگرنتوانست
آنگاه بدون دردسر به دنبال فرار از کوچکترین روزنه میگردد واگرنتوانست
صبرمیکند تا به اندازه کافی قوی شود وآنگاه یااز روی مانع عبورمیکند
ویا مانع را درهم می شکندآب درعین نرمی ولطافت،در مقایسه با سنگ
به مراتب سر سخت تر ودر رسیدن به هدف خود،لجوج ترومصمم تراست.
سنگ پشت اولین مانع جدی می ایستد.ولی آب راه خود را به سوی
دریا می یابدوآنرامی پیماید.
در این مثال نکته این است که هرچه سخت وقالبی باشیدهضم دیگران
برایتان مشکل تر خواهد بودودرنتیجه احتمال بزرگتر شدنتان نیز کاهش می یابد.
مهارتهایی که به شما برای آرامش،بزرگواری واجتماعی شدن کمک
خواهد کرد را به یاد داشته باشید
نرمی وبخشش ومداراوپشتکار.
درزندگی باید معنای واقعی سرسختی واستواری ومصمم بودن رادردل
نرمی وگذشت جستجوکرد
گاهی لازم است کوتاه بیایی وگاه ...نگاهت رابه سمت دیگری بدوزی.
صبور باید بود،اما همیشه مصمم!![]()
[+]
نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 3:6 PM
|
|
مجله روانپزشكي و روانشناسي باليني ايران (انديشه و رفتار سابق) نشريهاي علمي- پژوهشي در زمينههاي روانپزشكي، روانشناسي باليني و بهداشت رواني وابسته به انستيتو روانپزشكي تهران است. اين نشريه پذيراي مقالههاي پژوهشي اصيل، مروري و گزارش موردي، و نيز مقالههاي كوتاه علمي و نامه به سردبير است. كليه مقالهها توسط داوران نشريه ارزيابي ميگردد و در صورت نداشتن مشكل عمده، نتيجههاي ارزيابي به اطلاع نويسنده مسئول مقاله ميرسد تا نسخه جديد مقاله را آماده و ارسال نمايد. نسخه جديد دوباره توسط داوران و شوراي نويسندگان نشريه ارزيابي و نتيجه آن به نويسنده مسئول مقاله اعلام ميگردد
[+]
نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 3:4 PM
|
|
|
رديف |
نام و نام خانوادگي |
توانمنديهاي محققين |
|
1 |
دكتر اصغر الهي |
تحقيقات درحوزۀ روانپزشكي جامعه نگر |
|
2 |
دكتر حميدرضا احمدخانيها |
تحقيقات درحوزۀ اعتياد و اختلالات پسيكوتيك |
|
3 |
دكتر مهرداد افتخار |
تحقيقات در حوزۀ اختلالات جنسي و اعتياد |
|
4 |
دكتر جعفر بوالهري |
بهداشت تحقيقات روان |
|
5 |
دكتر بهروز جليلي |
تحقيقات درحوزۀ بهداشت روان كودكان |
|
6 |
دكتر احمد حاجبي |
تحقيقات درحوزۀ سلامت روان |
|
7 |
دكتر سيد مهدي حسن زاده |
تحقيقات درحوزۀ روانپزشكي اجتماعي و خودكشي |
|
8 |
دكتر بدري دانش آموز |
تحقيقات درحوزۀ بهداشت روان |
|
9 |
دكتر مريم رسوليان |
تحقيقات درحوزۀ بهداشت روان |
|
10 |
دكتر مهرزاد سراجي |
تحقيقات درحوزۀ اختلالات جنسي |
|
11 |
دكتر سيد وحيد شريعت |
تحقيقات درحوزۀ بهداشت روان و اختلال ADHD |
|
12 |
دكتر ميترا حكيم شوشتري |
تحقيقات درحوزۀ بهداشت روان كودكان |
|
13 |
دكتر امير شعباني |
تحقيقات درحوزۀ اختلال دو قطبي |
|
14 |
دكتر منصور صالحي |
تحقيقات درحوزۀ اختلالات جنسي |
|
15 |
دكتر مرتضي قدسي |
تحقيقات درحوزۀ اختلالات جنسي |
|
16 |
دكتر محمد قديري وصفي |
تحقيقات درحوزۀ ژنتيك و روانپزشكي |
|
17 |
دكتر مير فرهاد قلعه بندي |
تحقيقات درحوزۀ ژنتيك و روانپزشكي |
|
18 |
دكتر محمد ولي مجد تيموري |
تحقيقات درحوزۀ مشاوره خانواده |
|
19 |
دكتر مهرداد محمديان |
تحقيقات درحوزۀ بهداشت روان كودكان |
|
20 |
دكتر حميد مصطفوي عبدالملكي |
تحقيقات درحوزۀ ژنتيك و روانپزشكي |
|
21 |
دكتر سيد كاظم ملكوتي |
تحقيقات در حوزۀ بهداشت روان سالمندان در خودكشي |
|
22 |
دكتر مهدي نصر اصفهاني |
تحقيقات درحوزۀ بهداشت روان |
|
23 |
دكتر شبنم نوحه سرا |
تحقيقات درحوزۀ ژنتيك و روانپزشكي |
|
24 |
دكتر علي اصغر اصغرنژاد فريد |
تحقيقات درحوزۀ بهداشت روان و مطالعات اسلامي |
|
25 |
خانم عزيزه افخم ابراهيمي |
تحقيقات درحوزۀ بهداشت روان كودكان و تست روانشناختي |
|
26 |
دكتر بهروز بيرشك |
تحقيقات درحوزۀ بهداشت روان |
|
27 |
دكتر محمد كاظم عاطف وحيد |
تحقيقات درحوزۀ بهداشت روان |
|
28 |
دكتر بنفشه غرايي |
تحقيقات درحوزۀ آزمون سازي |
|
29 |
دكتر رخساره يكه يزدان دوست |
تحقيقات درحوزۀ بهداشت روان |
[+]
نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 3:2 PM
|
|
دفتر مطالعات اسلامي در بهداشت روان دردهه1360پايهگذاري شد.در اين دهه شعار انقلاب فرهنگي در دانشگاه ها مطرح بود وجامعه دانشگاهي ميرفت تا خود را با شرايط جديد وفق دهد.رشتههاي مربوط به حوزه بهداشت روان از جمله روان شناسي وروان پزشكي نيز ازشرايط پيش آمده پس از انقلاب اسلامي تاثير گرفتند.يكي از گزاره هاي مطرح در اين دوره اين بود كه پيامبران به ويژه پيامبر اسلام(ص)براي ايجاد تعادل دررفتار،فكرواحساس بشر آمده اند.بنابراين، روان شناسان به عنوان پيام آوران عصر جديدملزم به ادامه همين راه هستند.اين فرضيه كه دراكثر اوقات به دليل فضاي حاكم الزام آور بود موافقان ومخالفان خود را داشت.گروهي بطور كامل مخالف اين نظر بودند وگروهي به طور كامل موافق.اما از آنجا كه علم كرانه هاي قطبيت يافته را در مي نورد دو پس از مدتي با مطلق انگاري بيگانه مي شود گروه ميانه اي نيز شكل گرفت.
گروه ميانه نه توانست از دست آوردهاي مهم،كاربردي، رو به فزوني و علمي بهداشت روان چشم پوشي كند ونه توصيه هاي ديني به ويژه آموزه هاي اسلامي را ناديده بگيرد.در نتيجه لازم بود تا براي تبيين و بررسي بيشتر،دفتري باروش شناسي علمي و دانشگاهي در حوزه بهداشت روان شروع به فعاليت كند تا همگام با دانش روز جهان مشخص شود كه مذاهب واديان، از جمله اسلام، در مورد مفاهيم روان شناختي چون احساس،ادراك،تفكر،روابط بين فردي، شخصيت وامثال آن چه نظري دارند.
در اين راستا، از1363گروهي ازمتخصصان بهداشت روان كه در ميان آنها نامهايي چون دكتر جعفر بوالهري،دكتر سيد احمدواعظي،دكتر مهدي بيناودكتر مصطفي حمديه به چشم مي خوردبه اين مهم علاقمند شدند وجلسه هايي را با حضور اساتيد حوزه از جمله مرحوم علامه محمد تقي جعفري برگزار كردند.به دنبال اين تلاش ها در آذر ماه 1366طي نامه شماره9913،دكتر سيداحمد واعظي معاون پژوهشي وقت دانشگاه علوم پزشكي ايران در پاسخ به پيشنهاد تاسيس دفتر مطالعات اسلامي در بهداشت روان از طرف دكتر جعفر بوالهري عضو هيئت علمي انستيتو روانپزشكي تهران موافقت با ايجاد دفتر مطالعات اسلامي در بهداشت روان را به صورت كتبي اعلام نمود.
دانشگاه باتاسيس دفتر مطالعات اسلامي در بهداشت روان موافقت كرداما به دليل اينكه تمام امكانات كشور در خدمت دفاع از كشور در جنگ با عراق خلاصه شده بود دانشگاه بدون ايجاد واحدي مستقل و رسمي خواست تا دفتردرساختار غيررسمي (فعلي) شكل گيرد.براين اساس مي بايست سرپرستي دفترداوطلبانه به عهده فردي گذارده ميشد.
در نوزدهم ديماه همان سال دكتر سيد احمد واعظي معاون پژوهشي دانشگاه طي حكمي دكتر جعفر بوالهري رئيس وقت مركز روان پزشكي اسماعيلي را با حفظ سمت به عنوان سرپرست دفتر مطالعات اسلامي در بهداشت روان منصوب كرد[1]ومقررشد كه دفتر مطالعات اسلامي در بهداشت روان در انستيتوروان پزشكي تهران كه يك دهه از عمرآن ميگذشت و در آن زمان دكتر احمد محيط رياست آن را برعهده داشت، مستقر شود.[2]
دفتر مطالعات اسلامي در بهداشت روان در يكم بهمن ماه همان سال آغاز به كار كرد[3]. در سال 1372دكتر سيداحمد واعظي و سپس در1383آقاي عباس رمضاني فراني به عنوان سرپرست دفتر مطالعات اسلامي در بهداشت روان منصوب گرديدند. با توجه به 19سال تلاش مستمر وفراگير دفتر مطالعات اسلامي در بهداشت روان بدون وجود بودجه، رسميت و جايگاه سازماني واداري مستقل وتنها باتكيه بر انگيزش هاي فردي وفعاليتهاي داوطلبانه،مي توان در يك جمله اين فرازونشينها را خلاصه كرد كه دو دهه تلاش مستمربراي اهراز هويت مستقل صورت گرفته است. زيرا با وجودتمام تلاشها، مكاتبهها وپيگيريها، و مخالفتهاي فراوان از مجله مخالفت هيئت مميزه دانشگاه، تنها كميتهاي تحت عنوان دين وبهداشت روان در مركزتحقيقات بهداشت روان انستيتوبه وجود آمده است كه هويت مستقلي را، باتوجه به اهميت وجايگاه ماهوي دفتر مطالعات اسلامي در بهداشت روان، شكل نداده است. با اين حال، دفتر مطالعات اسلامي در بهداشت روان از اين پس تحت عنوان واحد بهداشت روان و دين مركز تحقيقات بهداشت روان انستيتو به فعاليت هاي خود ادامه خواهد داد.
اهداف
درابتدا،طرح پيشنهادي تشكيل دفتر مطالعات اسلامي در بهداشت روان هدف اصلي زيررا مطرح كرد:"ايجاد هماهنگي وهمكاري درآن دسته ازمطالعه ها وپژوهش هاي مختلف در زمينه بهداشت روان كه به نحوي در ارتباط با مفاهيم وآموزش هاي اسلامي باشد.همچنين،تشويق پژوهشگران به انجام اين مطالعه ها،انتشاروآموزش مطالعههاي موجود وايجاد مركز اطلاعات وكتابخانه مربوط به آن[4]."
پس از گذشت دودهه طراحان اهداف فوق در پاسخ به اين پرسش كه هدف كلي از تشكيل دفتر مطالعات اسلامي در بهداشت روان چه بود؟پاسخهايي برخاسته از تجربه را ارايه ميدهند: دكتر سيداحمد واعظي هدف كلي از تشكيل دفتررا"بررسي تاثير اعتقادهاي ديني بر بهداشت رواني باعنايت به معيار ها وملاكهاي علمي روان شناسي در مورد كاركنان بهداشت روان و مراجعان به آنها مي داند."دكتر جعفر بوالهري هدف از تشكيل دفتر مطالعات اسلامي در بهداشت روان را "بررسي روش شناسانه علمي،دانشگاهي و نوين در بهداشت روان در جهت پاسخگويي به اين پرسش مي داندكه مذاهب از جمله اسلام در مورد احساس،رفتار،تفكرواصلاح روابط بين فردي چه چيزي مي گويند: "بنابراين،عنوان دفتر مطالعات اسلامي در بهداشت روان نيز اشاره به مطالعات در مورد اسلام و مرتبط با بهداشت روان دارد."
بانگاهي به فعاليتهاي19 ساله دفتر مطالعات اسلامي در بهداشت روان مي توان دريافت كه نه تنها در جهت دستيابي به اين اهداف تلاش شده است بلكه در عمل، دفتر مطالعات اسلامي در بهداشت روان سعي كرده فراتر از آن نيز پا بگذارد.
با توجه به آنچه گذشت اهداف شكل گيري دفتر مطالعات اسلامي در بهداشت روان عبارتند از:
1-توسعه،گسترش وحمايت از پژوهش در زمينه تبيين ديدگاه هاي ديني با تاكيد برآموزه هاي اسلامي در مورد مفاهيم بهداشت روان.
2- تسهيل فرآيند پژوهش در حوزه بهداشت روان.
3-تهيه وانتشار مقاله ها، كتابها و متون آموزشي براي پژوهشگران، مربيان و دانشجويان در حوزه و دانشگاه.
4-همكاري با موسسه هاو مراكز دانشگاهي و حوزوي كشوردر مورد برگزاري همايش ها،كارگاه هاي آموزشي،گردهمايي هاي ماهانه،تهيه متون واجراي طرح هاي پژوهشي.
5-برقراري ارتباط دوسويه بين پژوهشگران دانشگاهي- حوزوي و بهداشت روان
فعاليتهاي دفتر: ازفرازبي فرود تا تلاش مستمر وافق هاي فراسو
دفتر از آغاز تاكنون به دنبال تدوين چهارچوب روش شناسانه، تعيين خط مشي و ترسيم مسير آتي بوده است. اين فراز و نشيبها را ميتوان به صورت زير مرحله بندي كرد:
1- گردآوري منابع موجود داخلي: در آن زمان كتابهاي مولفاني چون، بازرگان، پاك نژاد، فلسفي، راشد و امثال آن بدست آمد كه مي كوشيدند نكته هاي تربيتي، اخلاقي و تا حدودي روان شناسي دين اسلام را براي عوام و خواص بيان كنند. به عبارت ديگر تلاش ميكردند زندگي روزمره و دين را گره بزنند ديگر اينكه دين را با علم به اثبات برسانند. اين مرحله حدود 2 سال به طول انجاميد.
2- گردآوري منابع خارجي: در اين مرحله به مجله ها و كتاب هاي معتبر علمي دنيا رجوع شد. با بررسي اين منابع دفتر خيلي زود متوجه شد كه منابع داخلي برداشتهاي سطحي، شخص مدار و فاقد روش شناسي و تكرار پذيري است. اين آشنايي با دنياي مطالعه هاي بهداشت روان و مذهب به دفتر در خروج از پوستهي خود كمك شايان توجهي كرد.
3- تدوين چهارچوب روش شناسانه: لازم بود الگوها و طرحهاي موجود براي بررسي روش مند رابطه ي بين مذهب و بهداشت روان بررسي شوند تا مناسب ترين روش انتخاب شود. روش شناسي تدوين شده ميبايستي هم با جهانشمولي دين و علم و هم با فرهنگ غني ايراني- اسلامي منطبق ميبود. اين مرحله قريب به 2 سال طول كشيد.
4- ارايه الگوهاي روش شناسي به صاحب نظران حوزه و دانشگاه: واضح است كه به خاطر وجود برخي حساسيتها در قلمرو پژوهشهاي روان شناختي در مورد اسلام، نظر حوزه در اين خصوص مهم بود. در اين مرحله افرادي چون مرحوم علامه محمدتقي جعفري، استاد مكارم شيرازي، آيه الله مصباح يزدي و دكتر عبدالكريم سروش و مرحوم دكتر محمدنقي براهني، پدر علم روان سنجي ايران، امثال آنها در مورد الگوهاي روششناسي، نقطه نظريه هايي را ارايه دادند. با توجه به بررسي مجموعه نقطه نظرها و اعمال تعديلها و تصحيحهاي ارايه شده، روش شناسي ديني واحدي به دست آمد.
5- انجام پژوهشها و اجراي كارگاهها و همايشها: پس از فراز و نشيبهاي زياد بايستي مرحله عمل شروع مي شد عمل در اينجا به معني تحقق پژوهشهاي روان شناختي در مورد مذهب در چهارچوب روش شناسي به دست آمده بود. اما جامه ي عمل پوشيدن به يك روش مستلزم اسباب و لوازمي است. عدم حمايت از دفتر و طرحهاي آن اين فراز را فرازي بي فرود تبديل كرد.
كارنماي دفتر مطالعات اسلامي در بهداشت روان
در اين ميان ممكن است به نظر آيد كه دفتر متوقف شد اما استفاده از حداكثر امكانات موجود، بي مهري هاي مانع ساز را تبديل به فرصتهاي مغتنمي كرد كه پيامدها و نتايج آن در بخش ضميمه تحت عنوان كارنماي دفتر مطالعات اسلامي در بهداشت روان به تفصيل آمده است.
كارنماي دفتر را ميتوان در دو بخش و 6 بند آورد:
بخش نخست: فعاليتهاي انجام شده كه شش بند را در برميگيرد:
1- انجام يا مشاركت در طرحهاي تحقيقاتي و ارايه مشاوره به محققان و دانشجويان.
2- برگزاري بيش از 144 گردهمايي ماهانه با موضوع هاي سخنراني مربوط به حوزه مذهب و بهداشت روان از سال 1371 تاكنون.
3- برگزاري همايشها يا همكاري در برگزاري آنها
4- انتشارات
5- گردآوري منابع و اطلاع رساني
6- همكاري با ساير مراكز علمي- پژوهشي فعال در قلمرو مذهب و بهداشت روان و كمك به راه اندازي و فعال ماندن اين مراكز.
بخش دوم: فعاليتهاي آتي : كه در ده بند خلاصه ميشود:
1- راه اندازي سايت بهداشت روان و مذهب
2- انتشار مجله بهداشت روان و مذهب، فعلاً به صورت خبرنامه الكترونيكي.
3- برگزاري كارگاه هاي آموزشي و تهيه بسته هاي آموزشي مربوط به آن.
4- انجام طرح هاي پژوهشي يا مشاركت در انجام آنها.
5- برگزاري دومين همايش بين المللي نقش دين در بهداشت روان با همكاري نهاد مقام رهبري در دانشگاه علوم پزشكي ايران و همكاري در برگزاري دومين همايش بين المللي و داخلي علم و دين با مركز تحقيقات علوم پزشكي كشور.
6- ادامه گردهمايي هاي ماهانه و نشست سالانه با مراكز فعال.
7- انتشار كتاب و مقاله ها، ترجمه كتابها يا مقالههاي مرجع،حمايت از مولفين داخلي براي تاليف كتابهاي مرجع و برگردان مقالههاي فارسي زبان به انگليسي و عربي.
8- تدوين درس مذهب و بهداشت روان براي دانشجويان مقاطع مختلف روان شناسي.
9- تشويق و حمايت از پايان نامهها و پژوهشهاي مرتبط.
10- تلاش براي اهراز هويت رسمي و ساختار سازماني.
راز ماندگاري
همواره آغازگري و پيشگامي امتياز مهمي محسوب ميشود زيرا خاستگاه حركتهاي بعدي ميگردد. پس از آغاز به كار دفتر مراكز ديگري در كشور سربرآوردند كه به نوعي در راستاي اهداف دفتر حركت مي كردند. اما استمرار هر كاري نياز به جاذبه هايي دارد كه در آن نهفته است و امكانات لازم سازماني- مالي به نوعي تحقق اهداف را بيمه ميكند.
تاكنون فعاليتهاي انجام پذيرفته از سوي دفتر تنها با حمايت انستيتو روانپزشكي تهران و فعاليتهاي داوطلبانه اساتيد، پژوهشگران و دانشجويان علاقمند دانشگاهي و حوزوي بوده است. در اين ميان نقش اشخاص داوطلب كه در كنار افراد شاغل در دفتر كه همواره مامور به خدمت و قرضي از ساير واحدها بوده اند برجسته است كه راز ماندگاري دفتر در گره خوردن اشتياقهاي دروني افراد با اهداف آن است. اشخاصي چون: عليرضا مرتضايي، شهلا زعفري نوبري، پرتو فرجام پور، سيروس مبيني، فريبا زرگرشيرازي، مجتبي احسان منش، فاطمه محسن خواه، شمس اله ابراهيمي، نجمه وفايي، علي اصغر اصغرنژادفريد، محمدعلي كرباسي، عفت حق بيان، عباسعلي دشتيان، اسحاق رحيميان، علي حافظ اميني، رمضان علي ابول سمناني، بالابيك نورمحمدي، عيسي كريمي كيسمي، احمدنوراهان، فربد فدايي، محمدرضا متعبد، غلامحسين عباسي، گيتي رجبي، پوراندخت صفوي و زهرا خلفي، دكتر محمدكاظم عاطف وحيد، دكتر علي اكبر بيان زاده، دكتر محمود گلزاري، دكتر شكوه نوابي نژاد، دكتر باقر غباري، دكتر شيوا خليلي، دكتر فريدون مهرآسا، دكتر احمد صافي، دكتر حامي رضوي، دكتر لادن فتي، دكتر ايوب مالك، آقاي كوكبه، حجت الاسلام و المسلمين سيدكال الدين عمادي، آيت ا.. احمدي فقيه يزدي، حجت الاسلام بيگدلي، حجت الاسلام پسنديده، حجت الاسلام بهرامي و حجت الاسلام اعلم المهدي و ...
افزون بر انستيتو روانپزشكي تهران، نهاد رهبري، دارالحديث، كميته علم و دين، گروه روانپزشكي و روان شناسي باليني انستيتو، انجمن علمي روان شناسي باليني ايران، اداره كل تهيه و تأليف متون معاونت پژوهش و آموزشي سازمان تبليغات اسلامي و ... نيز در رديف مراكزي هستند كه تاكنون با دفتر مطالعات اسلامي همكاري كردهاند.
[+]
نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 2:45 PM
|
|
سردرگمي در تشخيص
اختلالات دوقطبي: كمتشخيصي يا بيشتشخيصي؟
دكتر امير شعباني، گروه پژوهشي اختلالات دوقطبي، انستيتو روانپزشكي تهران
[اين مقاله در خبرنامه انجمن روانپزشكان ايران (1386، شماره 14، صفحه 9-5) به چاپ رسيده است].
سه دهه پيش، بيشتشخيصي FF اسكيزوفرنيا و كمتشخيصي FF اختلال دوقطبي گزارش شد(1). همچنين در سالهاي اخير، مكرراً بر وقوع كمتشخيصي اختلالات دوقطبي – حتي اختلال نوع يك با مانياي آشكار - تأكيد شده (6-2)، و گزارش شده است كه پزشكان فاقد تبحر كافي براي شناسايي اين اختلالات ميباشند (
بنابراين محققان و صاحبنظران پزشكان را از ضرورت غربال اپيزودهاي مانيا/هيپومانيا – حتي سندرمهاي زيرآستانهاي (7) – و نيز از پيامد زيانبار درمان بيماران مبتلا به افسردگي دوقطبي بهعنوان افسردگي يكقطبي آگاه كردهاند. بههرحال رويكرد «نگرانبودن نسبت به وقوع كمتشخيصي اختلالات دوقطبي» داراي فوايدي در كمك به تعيين بيماراني كه احتمال ابتلاي آنها به اختلال دوقطبي زياد است و نيز بيماراني كه مستعد اثرات مضر مونوتراپي با داروهاي ضد افسردگي بهصورت تندچرخي FF هستند ميباشد. با اين وجود، نظرات محتاطانه (8، 9) و گاه مخالفي (10، 11) نيز در مورد اين رويكرد ابراز شده است.
ميزان رو به افزايشي از تشخيص اختلالات دوقطبي در بيمارستانهاي روانپزشكي دانشگاهي تهران ديده ميشود. نسبت تشخيص اختلالات معادل دوقطبي به تشخيص اسكيزوفرنيا ( BP/SZ ratio ) در ميان بيماران بستري 55 سال قبل، در مقايسه با همين نسبت در دو سال پيش در يكي از قديميترين بيمارستانهاي روانپزشكي ايران ميتواند جالب باشد. دادههاي بهدستآمده از بيمارستان روانپزشكي روزبه نشان ميدهد كه نسبت يادشده ( BP/SZ ratio ) در سال 1331 ( برابر 7/0) (12) بهمراتب كمتر از اين نسبت در سال 1384 (برابر 7/1) (13) است. اين نسبت در بررسي چند سال اخير بيمارستان دانشگاهي ديگري در تهران كه داراي تاريخچه كوتاهتري است (مركز آموزشيدرماني روانپزشكي ايران) نيز تقريباً يكسان با نسبت موجود در بيمارستان روزبه بود. BP/SZ ratio در ميان بيماران بستري اين بيمارستان طي سالهاي 1382 تا 1384، 6/1 بهدست آمد.
اين غلبه تشخيصي اختلال دوقطبي نسبت به اسكيزوفرنيا، در يك مطالعه باليني در تهران كه در ارتباط با اعتباريابي نسخه فارسي مصاحبه تشخيصي جامع بينالمللي ( CIDI ) انجام گرفت نيز نشان داده شد. اين مطالعه در پنج مركز روانپزشكي – شامل چهار درمانگاه/بيمارستان دانشگاهي - انجام شد (14). نمونه شامل 307 بيمار بستري يا سرپايي بود كه بهطور پيدرپي در اين مراكز پذيرش ميشدند. BP/SZ ratio برابر با 4/2 بهدست آمد.
البته اين غلبه تشخيصي اختلالات دوقطبي تنها نسبت به اسكيزوفرنيا نميباشد؛ در مطالعه جديدي كه در درمانگاه يك مركز روانپزشكي تهران جهت تعيين ويژگيهاي سايكومتريك مقياس تشخيصي طيف دوقطبي ( BSDS ) انجام شد، نسبت موارد مبتلا به اختلال دوقطبي نوع يك ( BD type I ) به موارد اختلال افسردگي ماژور ( MDD ) در ميان بيماران متوالي مراجعهكننده، 7/2 بود (15).
دلايلي را ميتوان براي غلبه تشخيصي اختلال دوقطبي در نظر گرفت:
1- صاحبنظران اين حوزه مكرراً بر لزوم جستجوي دقيق سابقه هيپومانيا/مانيا در شرح حال بيمار، گرفتن اطلاعات تكميلي در همين مورد از بستگان بيمار، و توجه كافي به ويژگيهاي باليني طيف دوقطبي (و نه فقط اختلالات استاندارد دوقطبي) تأكيد ميكنند. با احتمال زياد ميتوان گفت كه آموزشهاي اين صاحبنظران كه نويسندگان كتب مرجع روانپزشكي در ايران نيز در ميان آنها ميباشند، تأثير بسياري در ايجاد اين گرايش تشخيصي داشتهاند.
2- اين افزايش تشخيص اختلالات دوقطبي ميتواند تا اندازهاي به افزايش مصرف داروهاي ضد افسردگي – چه به تجويز پزشك و چه مصرف خودسرانه آنها – مربوط باشد. ايجاد اختلالات دوقطبي در اثر تجويز داروهاي ضد افسردگي، ايدهاي پذيرفتهشده است (16، 17).
3- افزايش تشخيص اختلال دوقطبي ممكن است بهدليل تغيير ميزان اختلالات رواني بهطور كلي، يا تغيير نسبت اختلالات روانپزشكي گوناگون، مثلاً بهعلت يك اثر زمان FF يا شيوه جديد زندگي پس از گسترش صنعتيشدن يا امثال آنها باشد. بههرحال شواهدي براي اين مورد در دست نيست، هرچند بار برخي بيماريهاي رواني بر جمعيت عمومي در جهان، در حال تغيير است (18).
4- عملكرد روانپزشكان نيز ميتواند عاملي ديگر باشد. بهعنوان مثال گوشبهزنگي مفرط FF روانپزشكان به هرگونه نوسانات خلقي FF را ميتوان مطرح نمود. همانگونه كه غفلت از نرمنشانههاي دوقطبي FF ميتواند به كمتشخيصي اين اختلالات بيانجامد، اين گوشبهزنگي مفرط ميتواند به نتيجهاي معكوس (بيشتشخيصي) برسد. در واقع بهكارگيري مفرط رويكرد بُعدي FF به اختلالات روانپزشكي، ميتواند به بيشتشخيصي اختلالات دوقطبي منجر شود. برخي پزشكان ممكن است بروز هرگونه علامتي از هيپومانيا را بهعنوان مدركي قطعي از وجود اختلال دوقطبي در نظر بگيرند، درحاليكه هر يك از ملاكهاي تشخيصي مانيا/هيپومانيا داراي تشخيصهاي افتراقي است. مثلاً پرحرفي ميتواند نشانهاي از اضطراب، اعتماد به نفس مفرط نشانهاي از اختلال شخصيت نارسيسيستيك يا ناشي از موفقيتهاي پيدرپي، خلق بالا ناشي از مصرف ماده، نوسانات خلقي نشانهاي از اختلال شخصيت
مرزي، تكانشگري FF نشانهاي از اختلال شخصيت مرزي يا اختلال بيشفعالي و نقص توجه، و تحريكپذيري نشانهاي از يك اختلال اضطرابي، افسردگي، يا شخصيت و يا ناشي از مصرف يك ماده باشد. مطالعهاي كه اخيراً بر روي نمونهاي از افراد تحت درمان براي سوءمصرف يا وابستگي مواد كه از قبل داراي تشخيص اختلال دوقطبي بودند انجام شد، نشان داد كه حدود 43 درصد آنها دچار اختلال خلقي ناشي از مصرف مواد بودهاند و نه اختلال دوقطبي (19).
نكته مهمي نيز در ارتباط با درمان بيماران طيف دوقطبي قابل ذكر است. گرچه بسياري از موارد MDD بايد بهعنوان اختلال طيف دوقطبي در نظر گرفته شوند (1،2)، بهكارگيري يافتههاي درماني مربوط به اختلال دوقطبي تيپيك براي درمان «همه موارد طيف دوقطبي با هر تعريفي»، صحيح بهنظر نميرسد. اين واقعيت كه براي انتخاب بهترين درمان در بسياري از موارد مبتلا به اختلالات طيف دوقطبي تنها شواهد اندكي در ادبيات مربوطه وجود دارد، كاملاً آشكار است. حتي برخي پژوهشگران شواهدي مقدماتي از اثربخشي داروهاي ضد افسردگي (بدون همراهي داروهاي تثبيتكننده خلق) در درمان گروهي از افراد مبتلا به اختلال طيف دوقطبي ارائه كردهاند (20، 21).
با وجود بسياري از گزارشهاي كمتشخيصي اختلالات دوقطبي بهوسيله پزشكان (6-2)، ممكن است گرايش معكوسي در مراكز دانشگاهي تهران - كه پزشكان آنها بيش از مراكز غير دانشگاهي تكيه بر اطلاعات و تئوريهاي جديد دارند و برخي از آنها ممكن است نسبت به تشخيص نرمنشانههاي دوقطبي بيش از حد حساس شده باشند – وجود داشته باشد.
به باور اينجانب دلايل 1، 2 و 4 محتملتر بهنظر ميرسد. بنابراين ميتوان مشكلي دوسويه را تصور نمود: از يك طرف تجويز نابجاي داروهاي ضدافسردگي ميتواند به سوئيچ تشخيص از افسردگي يكقطبي به اختلال دوقطبي و يا بروز سير تندچرخي منجر شود. از سوي ديگر، بيشتشخيصي اختلالات دوقطبي ميتواند به سوءدرمان بيماراني بيانجامد كه ممكن است بدون چنين درماني وضعيت بهتري داشته باشند. با وجوديكه مكرراً به جلوگيري از كمتشخيصي اختلالات دوقطبي توصيه شده، تا كنون خطرات بيشتشخيصي اين اختلالات (يا همان موارد مثبت كاذب) بهطور سيستماتيك ارزيابي نشده است. اين خطرات يا مشكلات بالقوه ميتواند شامل موارد زير باشد:
1- عدم تجويز مؤثرترين دارو (يا حتي تجويز داروي بدون اثربخشي)، 2- ادامه درمان دارويي نگهدارنده بيش از مدت مورد نياز (چه بسا تا پايان عمر)، 3- تحميل بيشتر عوارض جانبي داروها بر بيمار، 4- گمراهكردن ساير پزشكان به سمت تشخيص اشتباه
اختلال طيف دوقطبي در بستگان بيمار و 5- ايجاد استيگما براي بيمار و خانوادهاش. بنابراين، بحث حاضر موضوع بسيار مهمي است و نيازمند توجه بيشتري از جانب محققان و مدرسان دانشگاه ميباشد. براي رسيدن به چشماندازي در جهت حل مشكل و هدايت صحيح پزشكان در كار باليني، وظيفه اصلي بر دوش پژوهشگران و استادان دانشگاه است.
منابع
1. Katzow JJ, Hsu DJ, Ghaemi SN. The bipolar spectrum: a clinical perspective. Bipolar Disord 2003; 5: 436–442.
2. Ghaemi SN, Ko JY, Goodwin FK. “Cade's disease” and beyond: misdiagnosis, antidepressant use, and a proposed definition for bipolar spectrum disorder. Can J Psychiatry 2002; 47: 125–134.
3. Allilaire JF, Hantouche EG, Sechter D et al. Frequency and clinical aspects of bipolar II disorder in a French multicenter study: EPIDEP. Encephale 2001; 27: 149–158.
4. Angst J, Gamma A. A new bipolar spectrum concept: a brief review. Bipolar Disord 2002: 4(Suppl.1): 11–14.
5. Ghaemi SN, Sachs GS, Chiou AM, Pandurangi AK, Goodwin FK. Is bipolar disorder still underdiagnosed? Are antidepressants overutilized? J Affect Disord 1999; 52: 135–144.
6. Angst J. Do Many Patients With Depression Suffer From Bipolar Disorder? Can J Psychiatry 2006; 51: 3–5.
7. Angst J, Cassano G. The mood spectrum: improving the diagnosis of bipolar disorder. Bipolar Disord 2005; 7 (Suppl. 4): 4–12.
8. Baldessarini RJ. A plea for integrity of the bipolar disorder concept. Bipolar Disord 2000; 2: 3–7.
9. Patten SB. Does almost everybody suffer from a bipolar disorder? Can J Psychiatry 2006; 51: 6–8.
10. Paris J. Psychiatric diagnosis and the bipolar spectrum. CPA Bulletin 2004; 36[3]: 3.
11. H Hutto B H. Potential overdiagnosis of bipolar disorder [Letter]. Psychiatr Serv 2001; 52(5): 687-8.
12. Mirsepassi A, Nezam A., Bigdeli M. Statistical assessment of mental diseases in Iran. Tehran: Kavian, 1965.
13. Sharifi V. Personal communication. 2007.
14. Amini H, Alaghband-rad J, Sharifi V, Davari-Ashtiani R, Kaviani H, Shahrivar Z, Shabani A, Arabgol F, Shirazi E, Hakim-shoushtari M. Validity of a Farsi translation of the composite international diagnostic interview (CIDI) to diagnose schizophrenia and bipolar disorder. Journal of Faculty of Medicine 2006; 64(8): 31-42.
15- شعباني ا، نجومي م، چيمه ن، قائمي سن . گ زارش نهايي طرح پژوهشي: پايايي و روايي نسخه فارسي مقياس تشخيصي اختلالهاي طيف دوقطبي (BSDS) . قطب پژوهشي انستيتو روانپزشكي تهران و مركز تحقيقات بهداشت روان. 1386.
16. Chun BJDH, Dunner DL. A review of antidepressant-induced hypomania in major depression: suggestions for DSM-V. Bipolar Disord 2004; 6: 32–42.
17. Mundo E, Cattaneo E, Russo M, Altamura AC. Clinical variables related to antidepressant induced mania in bipolar disorder. J Affect Disord 2006; 92: 227–230.
18. Murray C, Lopez A. Evidence-based health policy – lessons from the Global Burden of Disease Study. Science 1996; 274: 740–743.
19. Stewart C, El-Mallakh RS. Is bipolar disorder overdiagnosed among patients with substance abuse? Bipolar Disord 2007; 9: 646–648.
20. Amsterdam JD, Shults J, Brunswink DJ, Hundert M. Short-term fluoxetine monotherapy for bipolar type II or bipolar NOS major depression – low manic switch rate. Bipolar Disord 2004; 6: 75–81.
21. Parker G, Tully L, Olley A, Hadzi-Pavlovic D. SSRIs as mood stabilizers for Bipolar II Disorder? A proof of concept study. J Affect Disord 2006; 92: 205–214.
[+]
نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 2:42 PM
|
|
شما چقدر شاد هستيد و به شاد بودن خود فكر مي كـنيد ؟
آيا براي اينكه شاد باشيد تلاش مي كنيد ؟
قضاوت خودتان درباه ميزان شادي تان چقدر است ؟
قضاوت ديگران درباره ميزان شادي شما چگونه است ؟
با طرح اين سؤالات قصد آنرا ندارم تا به شـما بـگويم بـايد در تمامي لحظات زندگي شاد باشيد و هرگز از اوج
شادي فرود نياييد ! خيرزيرا چنين تصور و انتظاري بيهوده است . انسان مجمو عه اي از احساسات و هيجان ها را در زندگي روزمره تجربه مي كند
وماندن دائم در وضعيت نـشاط و شادماني نه تنها مشكل بلكه غير ممكن است به نحوي كه مي توان پذيرفت كساني كه دائماً و در همه شرايط
و حـالات به شـادي مي پردازند دچار اختلالات روان شناختي باشند ؟
اما ذكر اين نكته ضروري است كه فاصله اي بين دوران كودكي و بزرگسالي در نحوه وميزان شـاد بـودن افــراد بوجود مي آيد كه مقصود اصلي
اين مقاله تاكيد وتوجه بدان است . انسان ها تا زمانيكه كودك هستند و دوران كودكي را سپري مي كنند عموماً شاد هستند اما بعداز مدتي
ديگر شـادي بـراي آنـها مفهوم خاصـي نـدارد. آنها تصور مي كنند شاد بودن در بزرگسالي وبا انبوه مشـكلات و مسئوليتها چيزي دست نيافتني
است وبه جاي تلاش براي كسب آن بهترين راه را صرفنظر كردن از شادي مي دانند.هسـتند كسـاني كه مـدتها از تـه دل خـنديـدن را تجربه
نكرده اند و تنها به تبسمي اكتفا نموده اند و حتي از آن هم دريغ كرده انـد. آيا واقعـاً نشـاط و شادمانـي را فراموش كرده اند؟
آيا شاد بودن كار دشواري اسـت ؟ آيا بـراي شـاد بـودن بايد خيلـي تلاش كـرد ؟ البته ممكن است اين افراد نيز تمايل داشته باشند تا شاد باشنـد
وبتوانند با خنده آشتي كنند. اما شرايط و برخوردار نبودن از مهارتهاي لازم مانع آن ميشود كه بتوانند بخندند و شاد باشند. خنده بر هر درد بي درمان دواست. امروزه در بسياري ازكشورهاكلاسها و دوره هايي براي خنديدن و خنداندن مردم برپا مي شود زيرا تاثيرات روان شناختي آن كاملا " مشهود است.
در ادامه اين مبحث سعي خواهد شد تا مطالبي را جهت شاد بودن ارائه نمايم.
اما اكنون كه مي خواهيم به خنديدن بيانديشيم ، آيا زمان آن فرا نرسيده تا لبخند بر لب داشته و به خواندن ادامه مطالب بپردازيد؟
شاد بودن حالتي ناپايدار وگذرا است و بستگي به عوامل زيادي ( مسائل خانوادگي- زيستي - اجتماعي - مشكلات روزمره - آب و هوا و... ) دارد.
اما راه هاي زيادي وجود دارد كه ميتوان با انجام آن به جاي عصبانيت ، اضطراب و ناراحتي به شادي برسيد،
اكنون چه بايد كرد ؟
از ميان راههاي زير آنهايي را كه مي تواند بر اساس روحيه و توان تان موثر واقع شود را برگزينيد وعمل نماييد.
1 - تمركزكردن را تمرين نماييد :
در لحظه باشيد ، به جاي اين كه نگران نتيجه معاينه پزشكي فردا باشيد ، به اين جا واكنون متمركز شويد به غذايي كه سرميز شام مي خوريد ،
دوستان وگفت وگويي كه با آنها انجام مي دهيد.
2 – با صداي بلند بخنديد :
درست متعاقب يك واقعه شاد وبامزه ميزان آندروفين وسايرهورمون هايي كه باعث افزايش شادي در بدن
مي شوند زياد مي شود و ميزان هورمون هاي استرس زا پايين مي آيد. محققين در دانشگاه كالفرنيا 16 مرد را انتخاب كردند كه همه
معتقد بودنديك نوار ويدئويي مشخص خنده دار مي باشد. به نيمي از آنان سه روز زودتر گفته شد كه آن نوار را تماشا خواهند كرد. آنها
به سرعت تغييرات بيولوژيكي را تجربه كردند. وقتي كه واقعاً ويدئو را تماشا كردند ميزان هورمون استرس زاي آنها به طور قابل توجهي پايين آمد
در حاليكه ميزان آندروفين آنها 57 درصد بالا رفت وميزان هورمون هاي رشد آنها ( كه نشان دهنده بهبود سيستم ايمني ميباشند ) 87 درصد بالا رفت.
3 - خوب بخوابيد :
خواب شبانه بهترين و مناسب ترين زمان براي افراد است سعي كنيد برنامه تان را طوري تنظيم نماييد تا شب ها به مدت 8 ساعت بخوابيد
و از شب زنده داري بپرهيزيد.
4 – آواز يا آهنگ را زمزمه نماييد :
موسيقي بيشتر حيوانات وحشي را نيز آرام مي نمايد، مطالعات نشان ميدهند كه موسيقي بخش هايي از مغز را كه ايجاد شادي مي نمايند
تحريك مي كند، موسيقي همچنين آرام بخش مي باشد. در يك مطالعه بزرگسالاني كه به موسيقي انتخابي خود در طول يك عمل جراحي سرپايي
چشم، گوش مي دادند، به ميزان قابل توجهي، ضربان قلب و فشارخون پايين تري نسبت به آنهايي كه جراحي ساكت كرده بودند داشتند.
5- در كارها نظم وترتيب داشته باشيد :
وقتي همه جاباكاغذ، صورتحساب، ومجلات پوشيده شده است تقريباً غيرممكن است كه مراقبه كنيد، نفس عميق بكشيد، تمرين
ريلكسشن نماييد، قفسه هاي شما جاي خالي ندارد ومدت6 ماه است كه دسته چك هاي خود را مرتب نكرده ايد، علاوه بر اين ويژگي تكرار شونده
كارهاي تميزكاري مثل جارو كردن،گردگيري،وشستن مي تواند به خودي خود اثر مراقبه اي داشته باشد، اگر به روي آن چه انجام مي دهيد تمركز داشته باشيد.
6- فقط بگوييد نه :
فعاليت هايي را كه لازم نيستندو از آنها لذت نمي بريد حذف كنيد. استعفا دهيد وبگذاريد كس ديگري اين كار را انجام دهد.
7- ليست تهيه نماييد :
هيچ چيز مانند اين كه كارهاي خود را يادداشت كنيد به شما كمك نمي كند تا افكار خود را سازماندهي نماييد و اضطراب خود را كاهش دهيد،
علامت زدن هر مورد، حس رضايت بزرگي را فراهم مي نمايد.
8- در هر زمان فقط يك كار را انجام دهيد و بر روي آن تمركز كنيد :
دكتر ادواردسوارز استادروانپزشكي دانشگاه دوك دريافت مردمي كه هم زمان چندين كار مختلف را با هم انجام ميدهند ممكن است فشار خون
بالاتري داشته باشند. بايداين نصيحت را آويزه گوش خود نماييد.
به حاي آنكه درحالي كه لباس ها رادر ماشين لباسشويي مي اندازيد يا آشپزخانه را تميز مي كنيد با تلفن صحبت نماييد روي يك صندلي
راحتي بنشينيد و همه توجه خودتان را معطوف مكالمه نماييد يا به جاي اين كه در حالي كه مشغول انجام پروژه هاي كاري هستيد ايميل هاي
خود را چك كنيد رايانه خود را خاموش نماييد تا وقتي كه گزارشي را كه مي نويسيدتمام شده باشد، اين كار شبيه تمركز كردن مي باشد.
9 – باغباني كنيد :
هواي تازه و ورزش نه تنها استرس را كاهش مي دهند و احساس سلامتي مي آورند، بلكه احساس موفقيتي كه ازپاك كردن علف هاي
هرز و يا تماشاي دانه هايي كه تبديل به گل مي شوند و يا هرس كردن شاخه ها به دست مي آيد ساعت ها بلكه روزها طول خواهد كشيد.
10 – به اخبار گوش ندهيد :
يك هفته را بدون خواندن روزنامه، تماشاي اخبار، يا جست وجوي عناوين جاري خبري بگذرانيد. به جاي ناراحتي هايي كه ما هر روز توسط
وسايل ارتباط جمعي دربرخوردبا آن هستيم به خود يك تعطيلات بدهيد و از آن زمان براي پياده روي، مراقبه،يا نوشتن در دفتر خاطراتتان استفاده كنيد.
11 – براي پرندگان دانه بپاشيد :
مطالعات زيادي مزاياي استرس زدايي ارتباط با حيوانات خانگي را تاييد مي نمايد، در يك بررسي محققين نشان داده است، افرادي كه ارتباط خوبي
با حيوانات خانگي دارندويابراي ديدن آنهابه باغ وحش مي روند وقتي در معرض مسائل استرس زا قرار مي گرفتند به ميزان قابل توجهي ضربان قلب
و فشار خون پايين تري داشتند.
12 – هوا را خوشبو نماييد :
تحقيقات نشان مي دهند كه عطر درماني در كاهش استرس موثر مي باشد، در يك مطالعه مردمي كه در معرض رايحه رزماري قرار گرفتند
استرس كمتري داشتند، هوشياري ]نها افزايش مي يافت و محاسبات رياضي را سريع ترانجام مي دادند.بزرگسالاني كه در معرض رايحه اسطوخودوس
قرار مي گرفتند، افزايشي را در نوع امواج مغزي كه نشان دهنده آرامش بودند نشان مي دادند، امروز شما روش هاي متعددي را براي خوشبو كردن
اتاق ها داريد، از اسپري خوشبو كننده تا روغن هاي معطروشمع هاي خوشبوكننده
13- به ديدن يك مكان ساكت برويد :
كتابخانه ها،موزه ها،باغ ها و مكان هاي پرستش( عبادتگاه ها) جزيره هاي صلح وآرامش دنياي ديوانه وار را امروز فراهم مي نمايند.مكان آرامي را
نزديك خانه خود پيدا كنيد وآن را خلوتگاه سري خود قرار دهيد.
14- داوطلب كمك به ديگران شويد :
كمك كردن به ديگران شما را قادر مي سازد تا مشكلات خود را بهتر درك كنيد و همچنين تعامل اجتماعي برايتان فراهم مي سازد، در حالي كه
افراد شاد احتمال بسشترش دارند تا به ديگران كمك نمايند كمك كردن به مردم شاديتان را افزايش مي دهد.يك بررسي نشان داد كه داوطلب كمك
به ديگران شش جنبه شادي، رضايت از زندگي، سلامت روان، عزت نفس، احساس كنترل برروي زندگي وسلامت جسماني را بهبود مي بخشد.
15- اوقاتي را به تنهايي بگذرانيد :
اگر چه داشتن روابط اجتماعي يكي از بهترين راه هاي مبارزه با استرس مي باشد، بعضي اوقات براي انديشيدن و سرحال شدن نياز به تنهايي داريد،
به تنهايي به يك رستوران يا سينما برويد يا به سادگي بعدازظهر را به مطالعه يا ورق زدن كتاب هاي كتابفروشي يا ديدن عتيقه جات بگذرانيد.
16- با دقت ( تمركز ) راه برويد :
احتمالاً شما قبلاً مي دانسته ايد كه ورزش موثرتر از قرص آرام بخش براي رهايي از اضطراب و استرس مي باشد، اما آن چه با ذهن خود
در هنگام پياده روي انجام دهيد مي تواندبه شما كمك كند كه حتي سودمندتر پياده روي كنيد.
17- به روابط نزديك وصميمي اهميت بدهيد :
يك مطالعه روي بيش از 1300 زن ومرد نشان داد كه آنهايي كه دوستان صميمي بيشتري داشتندنسبت به كساني كه دوستان نزديك كمتري
داشتند فشار خون سالم تر، ميزان كلسترول، قند خون ومتابوليسم وميزان هورمون استرس كمتري داشتند. زنان وبه ميزان كمتري مردان
همچنين به نظر مي رسيد كه از روابط خوب با والدين و همسرانشان سود مي برند. مطالعات همچنين نشان داد مردمي كه احساس تنهايي،
انزوا و افسردگي مي كنند نسبت به كساني كه روابط اجتماعي دارند سه تا پنج برابر بيشتر احتمال مريض شدن و مرگ زودرس دارند.
18- از روان خود مراقبت نماييد:
مطالعات نشان مي دهد كه مردم مذهبي شادتر هستند و بهتر با بحران ها مقابله مي نمايند بر اساس گفته دكتر مايرز
استاد روان شناسي كالج هوپ در ميشيگان براي انسان هاي زيادي ايمان يك حامي،يك حس،معناي زندگي، احساس تأييدتا سر حدنهايي،
دليلي براي تمركز ماوراي خودتان و يك چشم انداز بدون زمان به غم ها و درس هاي زندگي مي باشد، يك معنويت قوي حتي اگر مذهبي نيستيد
سود مندي هاي زيادي را به شما به ارمغان مي آورد.
19- نعمت هاي زندگي خودرا حساب كنيد:
مردمي كه هر روز زماني راصرف تعمق كردن بر روي بعضي از جنبه هاي مثبت زندگي شان مي نمايند براي مثال سلامتي، دوستان،خانواده،
آزادي،تحصيلات وغيره يك حس قوي خوشبختي را تجربه مي نمايند.
20- وآخرين پيام:
سعي كنيد اكنون كه مطالب را مطالعه كرده ايد و به تأثير شگفت انگيز شاد بودن آشنا شده ايد ، لبخند را به چهره تان دعوت كنيد و با آن آشتي كنيد
انسانها وقتي لبخند بر لب دارند پذيرفتني تر و دوست داشتني تر هستند.
گرد آورنده : پژمان عاطفي منش
كارشناس روانشناسي باليني
منــابع
ده راه براي رسيدن به نيروي نبوغ كلامي
نويسنده : توني بازان
مترجم : حورزاد صالحي
انتشارات : پل
زندگي عاقلانه
مؤلف : آلبرت اليس- رابرت هارپر
مترجم : مهرداد فيروز بخت
انتشارات : رشد
روانشناس اجتماعي
نويسنده : استفن ال. فرنزوي
مترجم : مهرداد فيروز بخت- منصور قنادان
ناشر : رسا
[+]
نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 2:37 PM
|
|
در زمان ها ي گذشته ، پادشاهي تخته سنگ را در وسط جاده قرار داد و براي اين كه عكس العمل مردم را ببيند خودش را در جايي مخفي كرد.
بعضي از بازرگانان و نديمان ثروتمند پادشاه بي تفاوت از كنار تخته سنگ مي گذشتند. بسياري هم غرولند مي كردند كه اين چه شهري است كه نظم ندارد. حاكم اين شهر عجب مرد بي عرضه اي است و ...
با وجود اين هيچ كس تخته سنگ را از وسط بر نمي داشت.
نزديك غروب، يك روستايي كه پشتش بار ميوه و سبزيجات بود ، نزديك سنگ شد. بارهايش را زمين گذاشت و با هر زحمتي بود تخته سنگ را از وسط جاده برداشت و آن را كناري قرار داد.
ناگهان كيسه اي را ديد كه زير تخته سنگ قرار داده شده بود ، كيسه را باز كرد و داخل آن سكه هاي طلا و يك يادداشت پيدا كرد.
پادشاه در ان يادداشت نوشته بود :
"هر سد و مانعي مي تواند شانسي براي تغيير زندگي انسان باشد."
[+]
نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 2:16 PM
|
|
| * نام و نام خانوادگی : | |
| * آدرس ایمیل: | |
| موضوع پیام: | |
| *پیام: |
|
|
| |