تبليغاتX




روانشناسی و مشاوره جمهوری اسلامی ایران
designer: saeed_asad86
تصـــــــوير تصادفي

 

پيغام مدير : به شما كاربر گرامي سلام عرض مي كنم . اميدوارم در اين وبلاگ دقايقي خوبي را سپري كنيد . براي آگاهي از امكانات اين وبلاگ خواهشمندم كه تا آخر صفحه اين وبلاگ را مشاهده نماييد .

   ...............................   اين وبلاگ را صفحه خانگي خود كن !    به مدير وبلاگ ايميل بزنيد !    ذخيره كردن صفحه!   اضافه کردن اين وبلاگ به علاقه منديها!   لينک RSS  
site map site map ror html site map
  Add to Technorati     ..............................






لينك همکاران
جستجوگر

Google
  
            
     در كل اينترنت
     در اين سايت

پیغام شما

اسما خداوند متعال

آرشيو
طراح قالب
حکمت روزگار

اسمش فلمينگ بود . کشاورز اسکاتلندي فقيري بود. يک روز که براي تهيه معيشت خانواده بيرون رفت، صداي فرياد کمکي شنيد که از باتلاق نزديک خانه مي آمد. وسايلشو انداخت و به سمت باتلاق دويد.اونجا ، پسر وحشتزده اي رو ديد که تا کمر تو لجن سياه فرو رفته بود و داد ميزد و کمک مي خواست. فلمينگ کشاورز ، پسربچه رو از مرگ تدريجي و وحشتناک نجات داد.

روز بعد، يک کالسکه تجملاتي در محوطه کوچک کشاورز ايستاد.نجيب زاده اي با لباسهاي فاخر از کالسکه بيرون آمد و گفت  پدر پسري هست که فلمينگ نجاتش داد.

نجيب زاده گفت: ميخواهم ازتوتشکر کنم، شما زندگي پسرم را نجات داديد.

کشاورز اسکاتلندي گفت: براي کاري که  انجام دادم چيزي نمي خوام و پيشنهادش رو رد کرد.

در همون لحظه، پسر کشاورز از در کلبه رعيتي بيرون اومد. نجيب زاده پرسيد: اين پسر شماست؟ کشاورز با غرور جواب داد بله.” من پيشنهادي دارم.اجازه بدين پسرتون رو با خودم ببرم و تحصيلات خوب يادش بدم.اگر پسربچه ،مثل پدرش باشه، درآينده مردي ميشه که ميتونين بهش افتخار کنين” و کشاورز قبول کرد.

بعدها، پسر فلمينگ کشاورز، از مدرسه پزشکي سنت ماري لندن فارغ التحصيل شد و در سراسر جهان به الکساندر فلمينگ کاشف پني سيلين معروف شد.

سالها بعد ، پسر مرد نجيب زاده دچار بيماري ذات الريه شد. چه چيزي نجاتش داد؟ پني سيلين. اسم پسر نجيب زاده  چه بود؟ وينستون چرچيل

[+] نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 11:10 PM | |

مطالب ارایه شده در سخنرانی همایش شناخت آگاهانه، ازدواج آگاهانه، زندگی عاشقانه در 19 اردیبهشت 1389

مطالب ارایه شده در سخنرانی همایش شناخت آگاهانه، ازدواج آگاهانه، زندگی عاشقانه در 19 اردیبهشت 1389 دانشگاه پیام نور بهشهر

آماده نبودن براي ازدواج یعنی شكست و ناكامي.انتخاب همسر بزرگترين انتخاب هر فردي است.اكثر مردم آن قدر كه براي مراسم عقد و عروسی در ازدواج وقت و انرژي صرف مي كنند براي انتخاب همسر و آمادگي ازدواج وقت صرف نمي كنند!.آيا هرگز به صورت جدي و حساب شده به دنبال اين بوده ايد كه آينده زناشويي خوبي را براي خود رقم بزنيد؟واقعا چقدر برای این موضوع سرمایه گذاری کرده اید؟زندگی کردن مهمتر و سخت تر است یا رانندگی کردن؟ما برای رانندگی کردن بیشتر وقت و انرژی می گذاریم یا برای انتخاب همسر؟ما معتقديم كه ديد پيشگيرانه به طلاق بسيار حايز اهميت است. یک ازدواج حقیقی درست از نقطه ای آغاز میگردد که توهمات پایان می یابند. چالش یک ازدواج آن است که کشف کنیم با چه کسی ازدواج کرده ایم. ما بايد به جاي سخت كردن طلاق به هر شيوه اي تلاش كنيم تا نياز به طلاق بوجود نيايد.مشكل از اين است كه ازدواج ساده است و حتي بسيار ساده تر از طلاق.بیایید برای این انتخاب مهم جدی تر باشید.

اشتباهات رایج قبل از ازدواج

۱- اشتباه اول : سؤالات کافی نمی پرسیم

نپرسیدن سؤال کافی به چند دلیل می باشد :

الف ) سؤال نمی پرسیم چون می ترسیم روابط عاشقانه بهم بخورد سؤال کردن شاید عاشقانه نباشد اما تنها راه هوشمندانه و عاقلانه برای شناخت همسر آینده است .

ب ) برخی اوقات فکر این هستیم و بدون دلایل منطقی تصمیم می گیریم که حتماً با فرد مقابل ازدواج می کنیم و نمی خواهیم رابطه به پایان برسد ، نمی خواهیم چیز بد بشنویم به همین دلیل به طور نا خود آگاه سؤال نمی پرسیم

ج ) می ترسیم متقابلاً از ما نیز همان سؤالات پرسیده شود زمانی که از گذشته خود راضی نیستیم و احساس خوبی نسبت به خودمان نداریم بطور نا خود آگاه از پرسیدن سؤال طفره می رویم تا از ما نیز همان سؤالات پرسیده نشود .

د ) نمی دانیم در باره چه موضوعاتی باید سؤال کنیم به این معنا که ما از ازدواج تصور روشنی نداریم . نمی دانیم در زندگی مشترک چه اموری با اهمیت است.

اشتباه دوم :

۲- نشانه های هشداردهنده را نا دید ه می گیریم :

نادیده گرفتن نشانه های هشدار دهنده یکی از خطرناک ترین اشتباهاتی است که در هنگام ازدواج برخی از افراد مرتکب می شوند . ما چیزی را از فرد متقابل خود می بینیم که نشانگر این واقعیت است که باید دقت بیشتر بکنیم اما خود آگاه یا نا خود آگاه از آن چشم پوشی می کنیم .

تنها بروی جنبه های مثبت تمرکز کردن. عدم تمایل به شناخت ضعف ها، محدودیتها،جنبه های منفی و عادات ناپسند طرف مقابل. شما بایستی منصفانه جنبه های منفی و مثبت فرد مقابل خود را ببینید و مورد ارزیابی قرار دهید.

مهمترین علائم هشدار دهنده :

الف ) مسائل را کم اهمیت جلوه می دهیم

- آنقدر هم عصبانی نیست

- آنقدر هم سیگار مصرف نمی کند

- آنقدر هم مواد مصرف نمی کند

ب ) کار های او را توجیه می کنیم

- کودکی بدی داشته به همین خاطر زود عصبانی می شود

- چون استرس کاری زیادی دارد فعلاً کمی مواد مصرف می کند

ج )‌ کارهای او را منطقی جلوه می دهیم

- او واقعاً با هوش است اگر کار  نمی کند در عوض بسیار مطالعه می کند

د )‌ مشکلات و مسائل را انکار می کنیم

- هیچکس تا به حال همانند او مرا دوست نداشته است چه کسی گفته که او عصبانی است - او معتاد نیست فقط بعضی وقتها بطور تفننی مواد مصرف می کند

۳- عجولانه و زود هنگام سازش می کنیم

یکی از اشتباهات که در زمان آشنایی مرتکب می شویم این است که ارزشها ، رفتارها و عادت های خود را به سرعت تغییر می دهیم تا وانمود کنیم با فرد مقابل توافق و هماهنگی داریم . در ابتدای آشنایی با چشم پوشی و کوتاه آمدن از آنچه برایمان اهمیت دارد سعی می کنیم رابطه را فقط حفظ کنیم وقتی که متوجه می شویم که عقاید و باورهایمان به مزاق فرد مقابل خوش نمی آید ممکن است برای عقاید خود اهمیت کمتری قائل می شویم تا وانمود کنیم که بسیار با هم تفاهم داریم .

سازش و مدارا و مصالحه در زندگی مشترک از اهمیت زیادی برخوردار است . اما وقتی که سازش زود هنگام و نا پخته بود تأثیر مخربی در ارتباط و آینده خواهد داشت .

۴- تسلیم نیاز جنسی می شویم

وقتی که کسی می خواهد ازدواج کند ، یکی از مسائل عمده ای که در تصمیم گیری صحیح ایجاد مانع می کند میل جنسی است . فرد هم جوان است و هم می داند که ازدواج می تواند به میل جنسی خود پاسخ دهد . بنا براین سعی می کند که به سرعت به سمت ازدواج حرکت کند تا به میل جنسی خود پاسخ دهد . برای اینکه ار اشتباه مصون باشیم لازم است به موارد زیر عمل شود :

- با حوصله و بدون عجله در طول زمان با فرد مقابل خود آشنا شوید .

- برای ازدواج عجله نکنید .

- از هر گونه رابطه جنسی قبل از ازدواج پرهیز کنید .

۵- تسلیم زرق و برق های مادی و ظاهری می شویم

در اجتماع ما ودر جهان امروزین تاکید زیادی بر ثروت ، پول و وضعیت ظاهری افراد می شود . در عین حال ثروت ،شهرت وپول به تنهایی اغوا کننده وافسونگر است . بسیاری از ما در مقابل ثروت وپول افسون می شویم.

برخی از ما در انتخاب همسر خود متأثر از عوامل زیر هستیم :

- پول فرد

- ثروت خانوادگی

- قدرت و نفوذ فرد

- شغل او

- شهرت او

- زیبایی او

بسیاری از ما فکر می کنیم که این عوامل بالا شباهتهایی بین دو نفر وجود داشته باشد اما داشتن شباهت با تحت تأثیر قرار گرفتن متفاوت است وقتی یک رابطه صرفاً به دلیل مسائل اقتصادی ظاهری و مادی شکل می گیرد رابطه نا سالم است .

انتخاب فردی که به شما نیاز دارد. فردی را برگزینید که شما را دوست دارد و تمایل دارد در کنار شما باشد. نه کسی که به شما محتاج است. چراکه ممکن است پس از برآورده شدن نیازش در آینده، دیگر خواهان شما نباشد.

۶- تعهد را مقدم بر تفاهم می دانیم

قبل از اینکه متوجه شویم با او تفاهم داریم یا نه و قبل از اینکه متوجه شویم که آیا او همسر مناسبی برای من هست یا نه متعهد به ازدواج با او می شویم و سریع قول ازدواج می دهیم . هنگامی که دیوانه وار عاشق وی شده اید و یا در مراحل نخست رابطه بسر می برید ، تصمیم گیری درباره اینکه فرد مقابلتان مناسب و درخور شماست یا خیر!! هنگامی که شما دیوانه وار عاشق کسی هستید، از احساس خود لذت ببرید، اما محتاط باشید. در این وضعیت شما در یک حالت خلسه و سرخوشی شگفت انگیزی بسر می برید و براحتی توسط احساسات خود گمراه می شوید. بنابراین در این مقطع و برهه حساس هیچگونه تصمیم مهمی اتخاذ نکنید. اجازه دهید این احساسات خوشایند فروکش کنند و سپس در مورد فرد مقابل و رابطه خود تصمیم نهایی را اتخاذ کنید.

۸- باور به این که پس از ازدواج مشکلات کم می شود

بسیاری از ما امیدواریم که با ازدواج همه چیز به خیر وخوشی خواهد گذشت . حتی اگر قبل از ازدواج مسایل ومشکلاتی وجود داشته باشد ورابطه دوطرف غیر صمیمی باشد ، باز هم فکر می کنیم که با ازدواج همه چیز حل خواهد شد . بسياري از افراد به‌ويژه دختران ازدواج را راهي براي سعادتمند شدن مي‌دانند. اين عده تصور مي‌كنند با ازدواج همه مشكلات به پايان مي‌رسد و بعد از آن مشكل ديگري در زندگي نخواهند داشت. به همين دليل اين عده هنگامي كه با استرس ازدواج روبه‌رو مي‌شوند، بسيار واكنش‌هاي شديدي از خود نشان مي‌دهند. زيرا برخلاف تصور آنان نه‌تنها مشكلات پايان نيافته بلكه گاهي شديدتر هم مي‌شود. گاهي اوقات اين عده شروع به سرزنش و مقصر دانستن همسر و خانوادة وي مي‌كنند. به عْت رفتارهاي نامناسب يا ضعف آنان است كه ازدواج آنها با خوش‌بختي و سعادت كامل همراه نبوده است. اما لازم است به این نکته توجه کنیم که آنچه در خلال آشنایی از فرد می بینیم ، به احتمال بسیار زیاد بعد از ازدواج تداوم خواهد یافت . یکی از راههای شناخت فرد مقابل شناخت خانواده اوست یکی از بهترین شیوه های برای شناخت فرد ، مشاهده او در زمانی است که با خانواده اش درتعامل است. نحوه برخوردبا اعضای خانواده ، پدر ،مادر ، شاخصی از رفتار در آینده او در یک ارتباط صمیمانه است.در هر حال ازدواج هم برای خودش مشکلاتی دارد .انتظارات نامعقول و کمال گرایانه نداشته باشید.برای حل مشکلات آماده باشید.

از طرفی بعضي افراد ديدگاه بسيار بدبينانه‌اي نسبت به ازدواج دارند و آن را نوعي محدود شدن آزادي‌هاي خود مي‌دانند. معمولاً اين باور در ميان مردان بيشتر ديده مي‌شود. حقيقت آن است كه اين ديدگاه بسيار افراطي است. اگر چه، پس از ازدواج زوجين تغييراتي در برنامة خود مي‌دهند و برنامة زندگي آنها تغيير مي‌كند ولي در حدي نيست كه مجبور شوند تمام فعاليت‌ها و تفريحات خود را كنار بگذارند.

۹- باور به این که او را تغییر خواهیم داد

یکی از باورهای بسیار رایج وغلط در اکثر فرهنگها این باور است که ما می توانیم با عشق وتوجه وتلاش همسر خود را تغییر دهیم . به خصوص خانمها مستعد پذیرش این باور غلط در زمان آشنایی وازدواج هستند در حالی که این باور نادرست وعملی نیست . در رفتار طرف مقابل مشکلاتی به عینه مشاهده می کنند وخود را به روشهای مختلف توجیه می کنند مثلا چون کودکی خوبی نداشته عصبانی است ، چون پدر ومادر خود را از دست داده مواد مصرف می کند و… واعتقاد دارند چون تاکنون کسی به آنها محبت نکرده دچار این مشکل شده اند ومن اگر به او توجه بیشتر ومحبت کنم مشکل او بر طرف می شود .

تصور می کنید که قادرید وی را تغییر داده و به وی رفتار صحیح را بیاموزید، در زندگی هدایتش کنید و یا آنقدر دوستش دارید که قادرید از کاستی ها و عیوب وی چشم پوشی کرده و آنها را تحمل کنید.اما این اتفاق به ندرت پیش می آید. هر چه می خواهید تلاش کنید، شما هیچگاه قادر نخواهید بود شریک خود را تغییر دهید، هر چند اگر شما خود را تغییر دهید، ممکن است شریک شما نیز تغییر کند!.

اگر با فلاني ازدواج كنم، خوش‌بختم در غیر این صورت بدبختم.

متأسفانه اين باور در ميان جوانان بسيار شايع است كه تصور مي‌كنند فقط در صورت ازدواج با يك فرد خاص مي‌توانند خوش‌بخت شوند. اگر با فرد مذكور ازدواج كردند، خوش‌بخت و اگر نتوانستند، با هيچ فرد ديگري نمي‌توانند خوش‌بخت شوند. اين باور بسيار اشتباه است. آن‌چه يك ازدواج را موفق مي‌سازد، پختگي، مهارت و توانايي‌هاي ارتباطي انسان‌هاست. چنان‌چه افراد داراي اين توانايي‌ها باشند مي‌توانند در زندگي خود موفق شوند. اگر فرد نتوانست با فرد مورد علاقة خود ازدواج كند، مي‌تواند با فرد ديگري معقولانه و آگاهانه ارتباط برقرار كند و ازدواج كند.

-          دلايل نادرست ازدواج:

-     شورش عليه والدين: براي بسياري از ما راحت نيست اقرار كنيم كه با والدين خود تعارض داريم.تعارض با والدين،مي تواند يكي از دلايلي باشد كه جوان را به سوي ازدواج سوق دهد.آنهايي كه قرباني شرايط نامناسب و رفتارهاي نادرست والدين خود بوده اند دلايل موجهي دارند تا از خانواده به نحوي بگريزند و از آن دور شوند.آيا اين دليل دليل موجهي براي ازدواج است؟پيدا كردن راه حل و رودررو شدن با مشكلات مناسب تر از ازدواج در اين شرايط است.

-      جستجوي استقلال: جوانان تمايل زيادي به مستقل شدن دارند.اما استقلال امري است كه فرد فقط به تنهايي مي تواند به آن برسد.با اتكاي به همسر، فرد به استقلال نخواهد رسيد.ازدواج راه و دليل مناسبي براي استقلال فردي شما نيست.

-     التيام يك ارتباط شكست خورده:ازدواج زماني موفق تر خواهد بود كه دو نفر ((بخواهند))ازدواج كنند تا اينكه ((نياز)) به ازدواج داشته باشند.ارتباطي كه بر اساس التيام يكي از دو نفر شكل بگيرد از همان آغاز در معرض خطر است.چرا كه عاطفه ي بين آن دو نه تنها به دليل دوستي و عشق،نيست بلكه به خاطر شفا بخشي و التيام زخمها و جراحات ارتباط ديگري است كه قبلا رخ داده است.اجازه دهید تا زخمهای عاطفی قبلی بهبود یابند و سپس رابطه ای سالم و واقعی را شکل دهید.خیلی خطرناکه که برای بهبود یه فردی که شکست عشقی داشته،سریعا یه فرد دیگه ای رو برای ازدواج پیشنهاد بدین. 

-      فشار خانواده يا اجتماع:برخي خانواده ها يا جوامع به صراحت يا به طور نامحسوس از جوان مي خواهند كه ازدواج كند.خانمها بيشتر در معرض اين استرس هستند.بسياري از دانشجويان پس از مدتي شاهد ازدواج دوستان و همكلاسيهاي سابق خود خواهند بود كه حتي بچه دار شده اند اين موضوع مي تواند فشارزا باشد.اما در ازدواج نبايد عجله كرد زيرا عواقب ناخوشايندي در پي خواهد داشت.افرادي كه دلايل درستي براي انتخاب همسر و  ازدواج دارند نبايد تسليم اين فشارها شوند.زندگی خود را فدای حرف و حدیثهای نامعقول دیگران نکنید.توجهي نكنيد كه همه فاميل فكر مي كردند شما باید با فلاني ازدواج مي كرديد.توجهی نکنید دلایل و ملاکهای درست و منطقی را ملاک قرار دهید.ازدواج اجباري در ايران آمار قابل توجهی در طلاق و مشكلات بعدي را داراست.

-      ازدواج صرفا برای  نياز جنسي:ازدواج براي رفع نياز جنسي احتمالا نمي تواند به ازدواج موفقي منجر شود زيرا ديگر عوامل را مد نظر قرار نمي دهند.در اينگونه ازدواج،زيبايي هاي ظاهري همسر بيشتر مدنظر است و شتاب و تعجيل در ازدواج مهمترين عامل منفي تاثير گذار مي شود.در فرهنگ عامه عدم ارضاي نياز جنسي سبب بيماريهاي رواني دانسته اند و مثلا براي بهبود برخي افرادي كه مبتلا به اختلال رواني يا مسايل عاطفي هستند توصيه به ازدواج مي كنند كه نه تنها حال آنها را بهتر نمي كند بلكه استرس و فشار رواني بيشتري را ايجاد مي كند و بيماري فرد تشديد مي شود.

-     تنهايي و استيصال:همه ما گاهي در زندگي احساس تنهايي مي كنيم.ازدواج براي فرار از تنهايي دليل نامناسبي براي ازدواج است.بهتر است تنهايي خود را از راههاي ديگري برطرف كنيم تا اينكه ازدواج را به عنوان راه حل اين مشكل انتخاب كنيم.

-          احساس گناه:اگر به خاطر احساس گناه و يا ترحم و دلسوزي با كسي ازدواج كنيد،دليل نادرستي را براي ازدواج انتخاب كرده ايد.

-     احساس كمبود و تهي بودن:گاهي افرادي كه هدفي در زندگي دنبال نمي كنند و احساس ناكامي و نارضايتي مي كنند براي حل اين مشكلات به نادرست به ازدواج رو مي آورند.

مشكلات ذكر شده بايد از راههاي غير ازدواج حل شود.ازدواج يك رابطه درماني نيست،بلكه يك رابطه صميمانه است.

علايم هشدار دهنده ازدواج: 

اين فهرست به ترتيب اولويت است.در اولويتهاي بالايي، زندگي زناشويي مشكل دار و حتي احتمال طلاق بيشتر است.

1-زوجين به فاصله كوتاهي از يك فقدان معني داري(مثل شكست عشقي)با هم آشنا شوند و ازدواج كنند.

2-آرزوي دور شدن از يك نفر در خانواده پدري عاملي براي ازدواج باشد.

3-تفاوتهاي زمينه اي(مذهبي،تحصيلي،طبقه اي و اجتماعي)معني داري بين دو نفر وجود داشته باشد.

6-زن و شوهر به لحاظ مالي و عاطفي به خانواده هاي خود وابسته باشند.

7-ازدواج قبل از سن بيست سالگي.

8-مدت آشنايي و يا نامزدي كمتر از شش ماه باشد و يا اينكه بيشتر از سه سال به طول بيانجامد.

9-مراسم ازدواج بدون حضور خانواده يا دوستان فعلي انجام شود.

10-زن قبل از ازدواج يا خيلي زود حامله شود.

11-همسران دوره كودكي و نوجواني ناشاد و بد را به خاطر داشته باشند.

12-همسران رابطه ضعيفي با خواهران و برادران و يا والدين خود داشته باشند.

- ملاكها و معيارهاي ازدواج موفق:

تنها زماني مي توانيد فرد مناسبي براي زندگي خود پيدا كنيد كه خودتان فرد مناسبي شده باشيد حتي اگر فرد مناسبي را به عنوان همسر برگزينيد اما خود شما فرد مناسبي نباشيد،ارتباط شما به شكست مي انجامد.اين ملاكها مي تواند به شما در انتخاب همسر كمك كند:

1-     قبل از ازدواج هر دو نفر بايد مستقل و پخته باشند.ازدواج در سنين پايين مانع حس استقلال و پختگي افراد مي شود.هر چه سن ازدواج پايين تر باشد احتمال طلاق بيشتر است.

2-     هر دو نفر به همان اندازه كه ديگري را دوست دارند خودشان را هم دوست داشته باشند

3-     هر دو نفر همانگونه كه از با هم بودن لذت مي برند از تنها بودن نيز لذت ببرند.

4-     هر دو نفر یا حداقل یکی در شغل يا حرفه خود ثبات و رضايت داشته باشد.

5-     هر دو نفر،خود را بشناسند و ارزيابي درستي از خود داشته باشند.

6-     هر دو نفر بتوانند نظرات و خواسته هاي خود را قاطعانه بيان كنند.

7-     هر دو نفر سعي كنند كه خودخواه نباشند و خواسته هاي ديگري را برآورده كنند.

دقت کنید که این باور که با ازدواج تمام آرزوها برآورده می شود شبیه تصور آرمانی همه ما از ازدواج است یعنی چیزی دست نیافتنی و غیرممکن. اغلب نوجوانان و جوانان تصور می کنند سختی هایی را که در زندگی می کشند قرار است پس از ازدواج خاتمه پیدا کند و با ازدواج در واقع از بار تمامی مشکلات رهایی پیدا کنند.

عشق واقعی و گرم، ساختنی است نه یافتنی. زوجین باید روی کارهایی که باعث بیشتر شدن عشق واقعی و گرم می شود تمرکز کنند و برای عاشق شدن از خودشان شروع کنند. اغلب زوجین این تصور را دارند که عشق به یک باره، ناگهانی و همه جانبه در یک نفر به وجود می آید و خود فرد هیچ نقشی در عاشق شدن ندارد. در حالی که این طور نیست و این ماییم که تصمیم می گیریم به همسرمان عشق بورزیم و یا در ذهن از عشق و دوست داشتن، رویاها و خیالات موهوم داشته باشیم.شناخت آگاهانه ، انتخاب عاقلانه (علاقه،تعهد و تفاهم) و در نهایت زندگی عاشقانه را به دنبال دارد.

تیتر مطالبی که در زمان آشنایی و خواستگاری لازم است دختر و پسر  درباره هم بدانند.

-         معرفی کامل خود

-          هدف از انتخاب

-         ویژگی شخصیتی خود

-         ارزشهای فردی و فرهنگی

-         اداب و رسوم خانوادگی

-         اداب و رسوم ازدواج

-         ارزشهای مذهبی و معنوی

-         پوشش

-         شغل و میزان درامد

-         نحوه هزینه کردن درآمدها

-         نحوه حل تعارضات و مشکلات

-         نحوه کنترل خشم و هیجانات

-         اهداف و ارزوها

-         محل زندگی

-         استقلال فردی

-          فردیت

-         زمان بچه دار شدن

-         نحوه گذران اوقات فراغت

-         عواطف و ابراز احساسات

-         بیماریها و سوابق ژنتیکی خود و خانواده

من می توانم خوب،بد،فرشته خو یا شیطان صفت باشم.

من می توانم تو را دوست داشته و یا از تو متنفر باشم.

من می توانم سکوت کنم،نادان و یا دانا باشم.

چرا که من یک انسانم و این صفات انسانی است.

تو هم به یاد داشته باش:

من نباید چیزی باشم که تو می خواهی. من را خودم از خودم ساخته ام.تو را دیگری باید برایت بسازد؟؟ و تو هم به یاد داشته باش، منی که من از خود ساخته ام،آمال من است.تویی که تو از من می سازی،آرزوها و یا کمبودهایت هستند.

لیاقت انسانها،کیفیت زندگی را تعیین می کند نه آرزوهایشان.

من متعهد نیستم که چیزی باشم که تو می خواهی و تو هم می توانی انتخاب کنی.

می توان دوستم باشی،همین گونه که هستم و من هم.

می توانی از من متنفر باشی بی هیچ دلیلی و من هم.

چرا که ما هر دو انسانیم   و این جهان مملو از انسانهاست.

منبع

 

 

[+] نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 5:4 PM | |

«من کور هستم لطفا کمک کنید.» - آن مرد روستايى چيزى را می‌دانست که بسيارى از ما نمی‌دانيم!

 

روزی مرد کوری روی پله‌های ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی را در کنار پایش قرار داده بود. روی تابلو خوانده می شد: «من کور هستم لطفا کمک کنید.»

روزنامه نگار خلاقی از کنار او می گذشت؛ نگاهی به او انداخت. فقط چند سکه در داخل کلاه بود... او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اینکه از مرد کور اجازه بگیرد، تابلوی او را برداشت، آن را برگرداند و اعلان دیگری روی آن نوشت و تابلو را کنار پای او گذاشت و آنجا را ترک کرد. عصر آن روز، روز نامه نگار به آن محل برگشت و متوجه شد که کلاه مرد کور پر از سکه و اسکناس شده است. مرد کور از صدای قدمهای او خبرنگار را شناخت و خواست اگر او همان کسی است که آن تابلو را نوشته بگوید ،که بر روی آن چه نوشته است؟ روزنامه نگار جواب داد: چیز خاص و مهمی نبود، من فقط نوشته شما را به شکل دیگری نوشتم؛ لبخندی زد و به راه خود ادامه داد. مرد کور هیچ وقت ندانست که او چه نوشته است ولی روی تابلوی او خوانده می شد:

« امروز بهار است، ولی من نمیتوانم آنرا ببینم !!!!! »

وقتی کارتان را نمی توانید پیش ببرید، استراتژی خود را تغییر بدهید؛ خواهید دید بهترین ها ممکن خواهد شد؛ باور داشته باشید هر تغییر بهترین چیز برای زندگی است.
حتی برای کوچکترین اعمالتان از دل، فکر، هوش، و رو حتان مایه بگذارید؛ این رمز موفقیت است....

خیلی وقتها اتفاق می افتد که ما در غل و زنجیر زندگی می کنیم و هرگز در نمی یابیم که کلید آن در جیب خودمان است.

آدمی را باید تشویق نمود تا مسوولیت وجودی خود را بپذیرد و متوجه شود که در درون محدوده های خاص می تواند خویشتن را در هر لحظه که بخواهد مجددا تعریف کرده و در محیط اجتماعی خود رفتار و احساس متفاوتی داشته باشد.

---

در روزگار قديم، پادشاهى سنگ بزرگى را در يک جاده اصلى قرار داد. سپس در گوشه‌اى قايم شد تا ببيند چه کسى آن را از جلوى مسير بر می‌دارد. برخى از بازرگانان ثروتمند با کالسکه‌هاى خود به کنار سنگ رسيدند، آن را دور زدند و به راه خود ادامه دادند. بسيارى از آن‌ها نيز به شاه بد و بيراه گفتند که چرا دستور نداده جاده را باز کنند؛ امّا هيچيک از آنان کارى به سنگ نداشتند!

سپس يک مرد روستايى با بار سبزيجات به نزديک سنگ رسيد. بارش را زمين گذاشت و شانه‌اش را زير سنگ قرار داد و سعى کرد که سنگ را به کنار جاده هل دهد. او بعد از زور زدن‌ها و عرق ريختن‌هاى زياد بالاخره موفق شد. هنگامى که سراغ بار سبزيجاتش رفت تا آن‌ها را بر دوش بگيرد و به راهش ادامه دهد متوجه شد کيسه‌اى زير آن سنگ در زمين فرو رفته است. کيسه را باز کرد پر از سکه‌هاى طلا بود و يادداشتى از جانب شاه که اين سکه‌ها مال کسى است که سنگ را از جاده کنار بزند.

آن مرد روستايى چيزى را می‌دانست که بسيارى از ما نمی‌دانيم!

  هر مانعى = فرصتی

[+] نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 4:35 PM | |

پسر با خود اندیشید كه احتمالا پیرمرد با شنیدن این خبر سكته می كند

ادیسون در سنین پیری پس از كشف لامپ، یكی از ثروتمندان آمریكا به شمار میرفت و درآمد سرشارش را تمام و كمال در آزمایشگاه مجهزش كه ساختمان بزرگی بود هزینه می كرد... این آزمایشگاه، بزرگترین عشق پیرمرد بود. هر روز اختراعی جدید در آن شكل می گرفت تا آماده بهینه سازی و ورود به بازار شود.

در همین روزها بود كه نیمه های شب از اداره آتش نشانی به پسر ادیسون اطلاع دادند، آزمایشگاه پدرش در آتش می سوزد و حقیقتا كاری از دست كسی بر نمی آید و تمام تلاش ماموان فقط برای جلوگیری از گسترش آتش به سایر ساختمانها است! آنها تقاضا داشتند كه موضوع به نحو قابل قبولی به اطلاع پیرمرد رسانده شود...

پسر با خود اندیشید كه احتمالا پیرمرد با شنیدن این خبر سكته می كند و لذا از بیدار كردن او منصرف شد و خودش را به محل حادثه رساند و با کمال تعجب دید كه پیرمرد در مقابل ساختمان آزمایشگاه روی یك صندلی نشسته است و سوختن حاصل تمام عمرش را نظاره می كند!!!

پسر تصمیم گرفت جلو نرود و پدر را آزار ندهد. او می اندیشید كه پدر در بدترین شرایط عمرش بسر می برد.

ناگهان پدر سرش را برگرداند و پسر را دید و با صدای بلند و سر شار از شادی گفت: پسر تو اینجایی؟ می بینی چقدر زیباست؟!! رنگ آمیزی شعله ها را می بینی؟!! حیرت آور است!!! من فكر می كنم كه آن شعله های بنفش به علت سوختن گوگرد در كنار فسفر به وجود آمده است! وای! خدای من، خیلی زیباست! كاش مادرت هم اینجا بود و این منظره زیبا را می دید. كمتر كسی در طول عمرش امكان دیدن چنین منظره زیبایی را خواهد داشت! نظر تو چیست پسرم؟!!

پسر حیران و گیج جواب داد: پدر تمام زندگیت در آتش می سوزد و تو از زیبایی رنگ شعله ها صحبت می كنی؟!!!!!! چطور میتوانی؟! من تمام بدنم می لرزد و تو خونسرد نشسته ای؟!

پدر گفت: پسرم از دست من و تو كه كاری بر نمی آید. مامورین هم كه تمام تلاششان را می كنند. در این لحظه بهترین كار لذت بردن از منظره ایست كه دیگر تكرار نخواهد شد...! در مورد آزمایشگاه و باز سازی یا نو سازی آن فردا فكر می كنیم! الآن موقع این كار نیست! به شعله های زیبا نگاه كن كه دیگر چنین امكانی را نخواهی داشت!!

توماس آلوا ادیسون سال بعد مجددا در آزمایشگاه جدیدش مشغول كار بود و همان سال یكی از بزرگترین اختراع بشریت یعنی ضبط صدا را تقدیم جهانیان نمود.

آری او گرامافون را درست یك سال پس از آن واقعه اختراع کرد

[+] نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 4:23 PM | |

نامه یک مادر به فرزندانش

نامه يك مادربه فرزندانش:
مي خواهم بدانيد چه قدر دوستان دارم وشما نزد من ازچه پايگاه وي‍ژه اي برخوردارهستيد.
دراين برهه از هستي كه ما ان رازندگي مي ناميم دونكته اموخته ام :يكي اينكه هريك ازما درعالم وجود ؛انسانهايي ويژه و يكتا هستيم؛وديگر اينكه عشق بالاترين و قدرتمند ترين وسيله اي است كه درزندگي دراختيارداريم.
تعهد ومسئوليت ما«درمقابل زندگي»دراين سياره اين است كه از كليه وتواناييهاي خود براي رسيدن به انچه توانايي ان راداريم استفاده كنيم واين امتياز رابراي كليه همنوعان خود نيز قائل باشيم .چنانچه اين وظيفه راازراه ابراز عشق ؛علاقه واحترام وبي غرضانه به انجام رسانيم. وقتي دنيا راترك مي كنيم كه ناگزير روزي ترك خواهيم كرد ؛پيوسته جاي نيك ماخالي خواهد بود.
ماموريت مادرزندگي اين است تاانجا كه مي توانيم شاداب و مثبت انديش باشيم .اين حقي است كه پروردگار به ما عطاكرده است و چنانچه نتوانيم عميقا وقلبا ازخود راضي باشيم وبه عنوان انساني ويژه ويكتا به خود عشق بورزيم هرگز موفق نخواهيم شد به طور كامل درخدمت ديگران قرار گيريم و دنيايي زيبا ؛ دوست داشتني و قرين صلح وارامش كه ارزوي هميشگي ماست ؛داشته باشيم .
عشق به خود عشقي خود خواهانه نيست .خود شيفتگي درواقع مثبت ترين وكامل ترين نحوه بيان تشكرازپروردگاري است كه زندگي را به ما عطا كرده است.
شادي به خودي خود وجود خارجي ندارد وچيزي جز وهم و خيال نيست .فقط بااحساس شادي دروني مي توانيم ان رادرك كنيم اگر تاپايان عمر به دنبال شادماني بگرديد ان رانخواهيد يافت .شادي رانمي توان درپديده هاي مادي ؛در هيجانات درساير مردم درارزوي شادبودن درخريد ان يا هروسيله ديگر پيدا كرد شادي احساس دروني است كه صرفا از درون نشات مي گيرد.
شگفت اوراين است كه اين شادي دردسترس هركس هست وصرف نظر ازاينكه چه كسي ودر چه موقعيتي هستيد بايد از اين واقعيت اگاه باشيدكه اين هديه ازان شماست.شما شايستگي ان را داريد كه شاد باشيد ولازمه شادبودن ؛داشتن خصوصيات ويژه اي نيست .شما هرگز براي كسب شادي نبايد متكي به ديگري باشيد چون اين تحميلي به دو طرف محسوب مي شود .اگر شادي شما دروني وواقعي باشد واين حق را به ديگران بدهيد به طور طبيعي وخود به خود اين شادي را به ديگران هم منتقل مي كنيد بدون انكه لازم باشد تلاش براي ان كنيد ما بايد به هر موقعيتي كه در زندگي برايمان پيش مي ايد به ديده عشق و احترام بنگريم و براي ديگري هم همين حق را قايل باشيم ؛زندگي با شكوه وزيباست .اراده پروردگار از ابتدا براين قرار گرفت كه چنين باشد واين صرفا به علت رفتاري كه ماباخود وديگران داريم است كه اجازه مي دهيم زندگي چيزي كمتراز يك پديده كامل و زيبا باشد.
سياره اي كه ما دران زندگي مي كنيم مانند بدن انسان است و هر يك از ما يكي از سلولهاي ان ما درمقابل اين بدن كه ان را كره ارض مي نا ميم . مسئوليت داريم سلولي سالم و شاداب كه تابش وپرتوي جز نيكي و مثبت انديشي نداردباشيم؛جايي براي بدبيني و خودخواهي وجود ندارد .تنها باكوشش براي بهترين بودن واين حق رابراي ديگران هم قايل شدن است كه مي توانيم به موفقيت برسيم.همواره بايد كوشش كنيم ا شخصي دوست داشتني و بي غرض باشيم واين حق رابراي ديگران نيز محفوظ بداريم كه صرف نظر از اختلافهايي كه ازنظر قيافه ؛رفتار ياعقايد با ما دارند ؛شخصي دوست داشتني و بي غرض باقي بمانند .اين يگانه راه بقاي سياره ماست.
تصميم دارم عمري طولاني ؛پر ثمر وموفقيت اميز داشته باشم؛رشد كنم و درسهاي جديدي بياموزم اما اگر تافردا زنده نماندم اين پيامي است كه دوست دارم پيش ازترك دنيا براي هريك از شما به جاي گذارم .
فردفردشما رااز صميم قلب دوست دارم و شما راهمان طوركه هستيد پذيرا مي باشم.از شماانتظاري ندارم جز اينكه شاداب و بانشاط باشيد؛زندگي موفقيت اميزي داشته باشيد .
درمقابل من هم سعي مي كنم درحد توان خود بهترين انسان باشم اطمينان داشته باشيد كاري نيست شما انجام دهيدكه موجب ياس و نوميدي من شود وذره اي از عشق و محبتم نسبت به شما بكاهد.عشق منن به شما عشقي بدون قيدوشرط است .تنها ارزويم اين است كه شما از حقي كه پروردگاربزرگ برايتان قائل شده بهره جوييد يعني شادبودن وازحداكثرتوانايي هاي خود براي بهترين شدن استفاده كردن ؛واين حق را بدون قيدوشرط براي ديگران هم قائل باشيد .

[+] نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 3:21 PM | |

سخنرانی ماهانه انجمن روانشناسی ایران

 

 موضوع: خود در نوروسایکولوِژی

 تاریخ :  27 خرداد ماه 1389
ساعت سخنرانی: 9 صبح

سخنران : دکتر شیوا دولت آبادی ؛ دانشیار دانشگاه علامه طباطبایی

مکان سخنرانی
خیابان ولی عصر - بالاتر از تقاطع زرتشت- کوچه پزشک پور - پلاک 18-
پِِژوهشکده علوم شناختی

 سخنرانی با همکاری پژوهشکده علوم شناختی انجام می شود و شرکت برای عموم
آزاد است.

[+] نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 0:1 AM | |

:: مطالب اخیر



ارتباط با مدیریت ...
* نام و نام خانوادگی :
* آدرس ایمیل:
موضوع پیام:
*پیام: