
براي تبادل لينک ابتدا لينک مارو
بانام:روانشناسی و مشاوره جمهوری اسلامی ایران در وبلاگ ياسايتتان قراردهيد ،
سپس از طريق فرم نظرات به ما خبر دهيد تاما هم اين کار رو براي شما بکنيم.
بهمن 1390
دی 1390
آذر 1390
آبان 1390
مهر 1390
شهریور 1390
مرداد 1390
تیر 1390
خرداد 1390
اردیبهشت 1390
فروردین 1390
اسفند 1389
بهمن 1389
دی 1389
آذر 1389
آبان 1389
مهر 1389
شهریور 1389
مرداد 1389
تیر 1389
خرداد 1389
اردیبهشت 1389
فروردین 1389
اسفند 1388
بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
آرشيو
باید معنا ، چیستی و چرایی امور را درک کنی تا بتوانی عبور کنی و جلو بروی وگرنه ، اگر هوشیار و پر از ظرافت و فهمیدگی نباشی ، ساده ترین موضوعات برایت پیچیده ، لاینحل ، آزار دهنده و دیگرگون خواهد بود ...
وقتی پر از سوال باشی می توانی مفید باشی ، می توانی سازنده باشی ، می توانی دوست بداری و دوست داشته شوی . می توانی پر تلاش باشی و راه حل بیابی ، می توانی از میان کوله باری از رنج ها ، موانع و محدودیتها راهی برای عبور پیدا کنی .. می توانی روشن ببینی و از خودت ، تغییراتت ، سختی هایت و اشتباهاتت نهراسی ، درس بگیری و پیش بروی ... می توانی بفهمی که تو هم انسانی هستی همچون بقیه که با آزمون و خطا بزرگ می شوی ،..
با سوال کردن و کنکاش و جستجو ، می آموزی که انسانها با هم برابرند و هیچ کس به هر دلیلی مجاز به برتری جویی و سلطه گری نیست ... یاد خواهی گرفت که همانگونه که تو با تجربیات و گذشتن و آموختن از خطاها و اشتباهاتت رشد می کنی ، دیگران هم اینگونه اند ... خواهی آموخت که همانگونه که هیچ کس بر تو برتری و ترجیح ندارد ، تو نیز حق خود برتربینی نداری ...
آن وقت است که تلاش می کنی با این باور، خویشتن ، خانواده ، محیط و جامعه ای بسازی پویا و متحول ... و در این راه ناهموار و پر افت و خیز ، هیچگاه نقش خودت را کوچک ، ضعیف ، ناچیز و ناتوان نخواهی دید ... بلکه با تکیه بر بزرگی وجود، همیشه تاثیر گذار و نافذ خواهی بود ...
آزمون ها و پرسشنامه های روانشناختی![]()
اخبار روانشناسی ، روانپزشکی و مشاوره![]()
مجلات تخصصی و سایت های روانشناسی![]()
(مقالات متخصصین(انگلیسی![]()
(مقالات متخصصین(فارسی![]()
معرفی اختلالات روانی_رفتاری![]()
روان شناسان مشهور Key people![]()
اساتید محترم cv![]()
پایان نامه ها![]()
روانشناسی کودک![]()
خانواده![]()
ویژه دانش آموزان![]()
اخبار آ.پ و هسته مشاوره![]()
نکته های زندگی![]()
سخن بزرگان![]()
حدیث روانشناسی![]()
مناجات با خالق هستی![]()
نغمه های جان![]()
معرفی کتاب![]()
مناسبت ها![]()
کلیپ![]()
بدون شرح![]()
استاد دانشگاه با این سوال شاگردانش را به يك چالش ذهنی کشاند:آیا خدا هر چیزی که وجود دارد را خلق کرد؟
شاگردی با قاطعیت پاسخ داد:"بله او خلق کرد"
استاد پرسید: "آیا خدا همه چیز را خلق کرد؟"
شاگرد پاسخ داد: "بله, آقا"
استاد گفت: "اگر خدا همه چیز را خلق کرد, پس او شیطان را نیز خلق کرد. چون شیطان نیز وجود دارد و مطابق قانون که کردار ما نمایانگر صفات ماست , خدا نیز شیطان است!"
شاگرد آرام نشست و پاسخی نداد. استاد با رضایت از خودش خیال کرد بار دیگر توانست ثابت کند که عقیده به مذهب افسانه و خرافه ای بیش نیست.
شاگرد دیگری دستش را بلند کرد و گفت: "استاد میتوانم از شما سوالی بپرسم؟"
استاد پاسخ داد: "البته"
شاگرد ایستاد و پرسید: "استاد, سرما وجود دارد؟"
استاد پاسخ داد: "این چه سوالی است البته که وجود دارد. آیا تا کنون حسش نکرده ای؟ "
شاگردان به سوال مرد جوان خندیدند.
مرد جوان گفت: "در واقع آقا, سرما وجود ندارد. مطابق قانون فیزیک چیزی که ما از آن به سرما یاد می کنیم در حقیقت نبودن گرماست. هر موجود یا شی را میتوان مطالعه و آزمایش کرد وقتیکه انرژی داشته باشد یا آنرا انتقال دهد. و گرما چیزی است که باعث میشود بدن یا هر شی انرژی را انتقال دهد یا آنرا دارا باشد. صفر مطلق (460- F) نبود کامل گرماست. تمام مواد در این درجه بدون حیات و بازده میشوند. سرما وجود ندارد. این کلمه را بشر برای اینکه از نبودن گرما توصیفی داشته باشد خلق کرد." شاگرد ادامه داد: "استاد تاریکی وجود دارد؟"
استاد پاسخ داد: "البته که وجود دارد"
شاگرد گفت: "دوباره اشتباه کردید آقا! تاریکي هم وجود ندارد. تاریکی در حقیقت نبودن نور است. نور چیزی است که میتوان آنرا مطالعه و آزمایش کرد. اما تاریکی را نمیتوان. در واقع با استفاده از قانون نیوتن میتوان نور را به رنگهای مختلف شکست و طول موج هر رنگ را جداگانه مطالعه کرد. اما شما نمی توانید تاریکی را اندازه بگیرید. یک پرتو بسیار کوچک نور دنیایی از تاریکی را می شکند و آنرا روشن می سازد. شما چطور می توانید تعیین کنید که یک فضای به خصوص چه میزان تاریکی دارد؟ تنها کاری که می کنید این است که میزان وجود نور را در آن فضا اندازه بگیرید. درست است؟ تاریکی واژه ای است که بشر برای توصیف زمانی که نور وجود ندارد بکار ببرد."
در آخر مرد جوان از استاد پرسید: "آقا، شیطان وجود دارد؟"
زیاد مطمئن نبود. استاد پاسخ داد: "البته همانطور که قبلا هم گفتم. ما او را هر روز می بینیم. او هر روز در مثال هایی از رفتارهای غیر انسانی بشر به همنوع خود دیده میشود. او در جنایتها و خشونت های بی شماری که در سراسر دنیا اتفاق می افتد وجود دارد. اینها نمایانگر هیچ چیزی به جز شیطان نیست."
و آن شاگرد پاسخ داد: شیطان وجود ندارد آقا. یا حداقل در نوع خود وجود ندارد. شیطان را به سادگی میتوان نبود خدا دانست. درست مثل تاریکی و سرما. کلمه ای که بشر خلق کرد تا توصیفی از نبود خدا داشته باشد. خدا شیطان را خلق نکرد. شیطان نتیجه آن چیزی است که وقتی بشر عشق به خدا را در قلب خودش حاضر نبیند. مثل سرما که وقتی اثری از گرما نیست خود به خود می آید و تاریکي که در نبود نور می آید.
نام مرد جوان يا آن شاگرد تيز هوش چیزی نبود جز ، آلبرت انیشتن !
[+]
نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 2:45 PM
|
|
اولین همایش عصب روان شناسی ایران در 25 و 26 بهمن ماه سال جاری در سالن دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی
از غرفه موسسه آزمونیارِ، در این همایش دیدن فرمایید.
زمان: از 25 و 26 بهمن ماه
مکان: تهران- دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی
فهرست آزمونهایی که به تازگی توسط موسسه آزمونیارِ پویا آماده شده است.
|
شناسه |
نام آزمون |
تعداد عبارات |
سن |
هدف |
زير مقياس ها |
اعتبار و روايي |
|||||||
|
1204 |
آزمون شدت لکنت-3 در کودکان پیشدبستانی (SSI-3) |
- |
کودکان پیشدبستانی |
سنجش شدت لکنت در کودکان |
سه بُعد فراواني، ديرش و رفتارهاي فيزیكي |
ایرانی |
|||||||
|
1205 |
پرسشنامه آگاهی جنسی (SAS) |
36 ماده |
بزرگسالان |
ارزیابی تمایلات مرتبط با آگاهی جنسی |
دارای4 زيرمقياس: هشیاری جنسی، نظارت جنسی، جرأتورزی جنسی و آگاهی از جاذبه جنسی |
خارجی |
|||||||
|
1206 |
پرسشنامه امید به زندگی |
33 ماده |
بزرگسالان |
ارزيابي امید به زندگی |
- |
ایرانی |
|||||||
|
1207 |
مقیاس بهزیستی روانشناختی ریف (RSPWB) |
84 ماده |
بزرگسالان |
ارزيابي بهزیستی روانشناختی |
دارای 6 زيرمقياس: پذیرش خود، روابط مثبت با دیگران، خودمختاری، تسلط بر محیط، زندگی هدفمند و رشد فردی |
ایرانی |
|||||||
|
1208 |
پرسشنامه غربالگری مصرف مواد (DAST-20) |
20 ماده |
بزرگسالان و نوجوانان |
غربالگری مصرف مواد |
دارای 2 فرم بزرگسالان و کودکان |
خارجی |
|||||||
|
1209 |
پرسشنامه غربالگری مصرف مواد (DAST-10) |
10 ماده |
بزرگسالان |
غربالگری مصرف مواد |
- |
خارجی |
|||||||
|
1210 |
مقیاس تعارض زناشویی کنزاس(KMCS) |
27 ماده |
بزرگسالان |
سنجش مراحل تعارض زناشویی |
شامل 3 مرحله در تعارض زناشویی |
خارجی |
|||||||
|
1211 |
مقیاس رضایت زناشویی انریچ – 35 عبارتی |
35 ماده |
بزرگسالان |
سنجش میزان رضایت زناشویی |
- |
ایرانی |
|||||||
|
1212 |
مقياس سنجش كيفيت عزت نفس (SSES) |
20 ماده |
بزرگسالان |
سنجش كيفيت عزتنفس |
دارای 3 زیرمقیاس: کارایی، اجتماعی و ظاهری |
خارجی |
|||||||
|
1213 |
پرسشنامه هوش فرهنگی |
20 ماده |
بزرگسالان |
ارزيابي هوش فرهنگی |
دارای 4 زيرمقياس: راهبردی، دانشی، انگیزشی و رفتاری |
ایرانی |
[+]
نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 7:49 PM
|
|
[+]
نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 8:20 PM
|
|
کتاب «برزخ تن» در واقع خاطرات یک جراح از بیماران دوجنسی است که چگونه بعد از جراحی سلامتی روحی و روانی خود را بازیافتهاند و چگونه با روحیهای سالم در اجتماع و خانواده ابراز وجود میکنند.
به گزارش خبرآنلاین، «برزخ تن» نوشته شهریار کهنزاد در 167 صفحه از سوی انتشارات کتابسرا با قیمت 3500 تومان روانه بازار نشر شده است. این کتاب برای بیمارانی که اختلالات روحی- روانی به خاطر دوجنسیتی دارند، میتواند راهنمای خوبی باشد.
نویسنده در مقدمه این کتاب آورده است: «کاری را که میکنم با ارایه یک مقاله علمی در گزارش بیماران یک جراح اشتباه نگیرید! این بار از مراجعه تنها به مجموع پروندههای بیمارانم معذورم. بنا دارم به ندای قلبم گوش بسپارم و در زوایای پنهان آن خاطرههایی از انسانهایی را به در آورم که در برزخ وجود خود گرفتارند. آنانی که از دومین حق بنیادین حیات یعنی هویت جنسی محرومند و لاجرم در تاریکی از خود زندگی که نه روزمرگی میکنند».
در یکی از خاطرات منتشر شده در این کتاب با عنوان «گرگ و میش؛ خبرنگاری در کپنهاک» میخوانیم: «اسم شناسنامه ای این یکی س-ن بود وقتی دانشجوی سال سوم مدیریت بازرگانی بود، او را برای اولین بار دیدم لهجه غلیظ آذری داشت. با پوششی که برای دانشجویان دختر مناسب است، روبه رویم قرار گرفت و به معرفی خود پرداخت با وجود ظاهر کاملاً زنانه حرکتهای بدن و شیوه گفتارش، از ذاتی متناقض و دوگانه حکایت میکرد. در این زمان در زمینه جراحی های دوجنسی ها کاملاً شناخته شده بودم این بیمار هم بعد از تحقیق و تفحص بسیار به سراغ من آمده بود.
بیمار اهل تبریز و فرزند طلاق بود و در آن زمان به چهار برادر بزرگتر، متعصب و درگیر روزمرگی زندگی وابستگی داشت بعد از قبولی در دانشگاهی دولتی برای ادامه تحصیل به تهران آمده و در بدو امر در خانه کوچکی در جنوب شهر سکنی گرفته بود از قراین به دلیل عدم حمایت مالی برادرانش که گفتم خود گرفتار تنگناهای دست و پاگیر زندگی بودند، الزاماً به خوابگاهی دخترانه منتقل شده و با سه دختر دانشجوی دیگر در یک اتاق زندگی میکرد! خودش می گفت این همزیستی عذاب آور و موقعیت بازدارنده ای که در این دوره متحمل شده است، ذات واقعی وی را برایش هویدا و آشکار ساخته است.
از من جراح فوق تخصص این رشته بپذیرید؛ که در تمام این دوره آن سه دختر با یک مرد، خلاف همه موازینی که با عنایت به آنها زن ها و مردها را از هم جدا می سازند، روزگار گذرانده و این سه بی آنکه نیت بدی داشته باشند، شکنجه سختی را به این هم اتاق خود روا داشتهاند!
این شکنجه دردآور قریب سه سال به درازا کشیده بود. البته این بیمار تناقض جسم و ذات جنسی خود را از مدتها پیش و در اوان کودکی در شیوه بازی، گزینش همبازی و کشش غریبش به دخترها به همگان نشان داده تا حدی که چندین بار مورد سرزنش و حتی تنبیه دشوار بدنی قرار گرفته بود.
چند نشست را به شناخت درست و اصولی اش مختص کردم و به مرور درمان هورمونی مردانه ای را برایش آغاز کردم هنوز چند دوز اول را دریافت نکرده بود، که روزی سراسیمه و پریشان به مطب مراجعه کرد دوگانگی عجیبی را در وی یافتم از یک سو بسان گمشده ای که خویش را باز یافته است از همه وجود جدید خود سرشار شعف و خرسندی بود و از سوی دیگر از پی آمد دگرگونی هایی که در خود یافته بود بیمناک و بدگمان می نمود.
هراس بیمار از دگرگونی های ظاهری عارض شده منشا میگرفت که به نوعی مورد کنکاش و کنجکاوی هم اتاقی هایش قرار گرفته، و نیز احساس مردانه مزاحمی که پیدا کرده بود دگرگونی های قابل پیش بینی و فیزیولوژیک جدید به قدری عنان گسیخته و غیرقابل سرکوب بودند، آرامش ذهن و تمرکز لازم را از وی گرفته و شرایط تحصیلی او را مختل کرده بود بسیار نگران لو رفتن و رسوا شدن در دانشگاه، اخراج و پی آمدهای آن بود انگار در واقع مردی است که مزورانه همگان را فریب داده و در لباسی مبدل، عنقریب شناخته شده و مجازات می شود.
همانطور که گفتم، این بیمار در سال سوم دانشگاه تحصیل می کرد و به دلایل عدیده، به هیچ وجه نمی خواست و اساساً به صلاح خود نمی دید که موقعیت دانشجویی خود را به مخاطره اندازد یادآور می شوم که در درمان این بیماران، درمانگر با یک زندگی درگیر است؛ که متناسب با آن باید برخورد کند از این رو آرامش کرده و ضمن قطع داروهای تجویز شده، به وی توصیه نمودم، شرایط گذشته را تا پایان تحصیل پذیرفته و تنها هر از گاهی برای مصاحبه های موردنیاز مراجعه کند بیمار پذیرفت و مطب را ترک کرد.
چند هفته دیگر وی را دوباره دیدم وضعیت بهتری پیدا کرده و در انتظار فارغ التحصیل شدن روزشماری می کرد این بار همراه دختری هم سن و سال خود مراجعه کرده و باثبات تر و مطمئن تر به خویش به نظر می رسید در معرفی همراهش لحن شعرای غزل سرا در تبیین عشقی آسمانی داشت و پی در پی از او تمجید می کرد دختر هم کمتر از او واله و شیدا به نظر نمی رسید. از قراین، پنهان از روند تحصیلی مراحل قانونی دریافت مجوز پزشکی قانونی را به پایان رسانیده و بسیار زودتر از معمول به آن دسترسی یافته بود.
باید بدانید که در ایران در سالهای اخیر بیماران دوجنسی روند قانونیای را گذرانده و مجوزی را دریافت می دارند که به خصوص پس از عمل به کارشان می آید بعد از عمل و براساس تایید مکتوب جراح و معاینه های بعدی هویت جدید آنها به رسمیت شناخته شده و در بسیاری از موارد تمامی مدارک قانونی بیمار بر اساس هویت جدید، صادر میشوند. این بیمار درصدد بود تا علاوه بر نام کوچک اسم خانوادگی خود را نیز تغییر دهد از شدنی بودن این تمایل چندان اطلاعی نداشتم؛ به این دلیل نمی توانستم او را مطمئن کنم زمانی که با اصرار بی اندازه وی در این مورد روبرو بودم متوجه شدم بیمار هیچ آینده ای را بعد از تبدیل جنسی در کنار خانواده خود ممکن نمی داند؛ و حتی خود را در خطر می بیند و به گونه ای برنامه ریزی کرده تا در اولین فرصت پس از عمل، خود را از طریق ترکیه به اروپا برساند و آنطور که خود بیان می کرد زندگی را از نو بسازد بیمار رفت و تا مدت ها از وی خبری نداشتم.
اگر می خواهید بدانید که این دو جنسیتی به چه کارهایی تن داده بود، می گویم شاید خود شما زمانی که برای تمیز کردن خانه کارگر ساده ای را استخدام کرده، او را دیده باشید! از قراین این دانشجوی ممتاز دانشگاهی دولتی! نیمی از خانه های تهران را تمیز کرده بود تا حقی را که اساسا و ذاتا از آن وی بوده است با مرارت و سختکوشی به دست آورد.
بالاخره این بیمار تحصیلاتش را به پایان رساند؛ و برای تبدیلی که برایش سختی کشیده و محرومیت ها متحمل شده بود، اعلام آمادگی کرد در این زمان اتاق کوچکی را در آریاشهر اجازه کرده، و بی صبرانه در انتظار عمل بود به هر حال و لاجرم باید دوره ای با هورمون درمان می شد که از آن گریزی نبود.
این دوره سه ماهه آنطور که خود می گفت برایش سالها گذشت. او را در جریان هورمون درمانی، دو یا سه بار دیگر دیدم اوضاع بسیار خوبی داشت انگار هورمون ها آنچه را میل داشت در درون احساس کند به بهترین شیوه ممکن برایش مهیا می کردند تنها گاه و بیگاه از علایمی که مشخصا در اثر غلظت خون عارض شده بود شکایت می کرد این علایم را با دوبار اهدا خود به سادگی حل کردم.
هورمون درمانی این بیمار پس از چند ماه خاتمه یافت و بالاخره با تامین شرایط لازم، زمان عمل فرا رسید...او بعد از عمل تنها شش ماه دیگر در مطب اشتغال داشت در این دوره سخت کار می کرد که پس انداز محدودی را مهیا کند تا به این وسیله هزینه های لازم برای سفری را که در پیش داشت تامین نماید... هرگز به من نگفت و من هم هیچوقت کنجکاوی نکردم اما پرپیدا بود که دختری را که من می دانم بسیار دوستش داشت ترک کرد؛ و دیگر هرگز او را ندید! یک بار او را رفیق نیمه راه خطاب کرد.
سال پیش در یکی از روزهای پرازدحام مطب، مرد آراسته و خوش لباسی همراه با خانمی زیبا در برابرم نشست لبخند شیطنت آمیزی بر لب داشت و پیدا بود که برای دردمندی مراجعه نکرده است چون سالهاست که طبابت می کنم هستند بیمارانی که تنها چهره آشنایی از آنها را در ذهن دارم این بیمار را جزء این دسته دانستم تا این که خود زبان گشود و از من پرسید: من را فراموش کرده اید؟
در آنی شناختمش. س-ن بود باورم نمی شد! به قدری تغییر کرده بود که امکان نداشت اگر او را جای دیگری می دیم می شناختم. می خواهم بگویم حتی ورای انتظار علمی و اصولی ام دگرگون شده بود! این تغییر شامل ساختار بدنی و رفتار فیزیکی اش هم می شد به قدری روان و در عین عاطفی و دلچسب ارتباط برقرار می کرد که از بیان آن عاجزم!
در لابلای حرفهایش با من هراز گاهی با همسرش به زبانی که بعدها فهمیدم دانمارکی است صحبت می کرد و دوباره درگیر بحث با من می شد به قدری گفتنی داشت و به میزانی سرم شلوغ بود که از وی خواستم فردا به خانه من بیاید تا من که در وی دیگر چهره بیماری را نمی دیدم و به علاوه بنا داشتم دست پختم را به رخش بکشم کنجکاوی ام را نیز ارضا کنم...او شناسنامه اش را همانطور که میخواست عوض کرده بود و...
خبر دارم که این زوج، کودکی را به فرزندی پذیرفته اند و س-ن که خبرنگار خوش نامی در کپنهاک است بنا دارد در سفر آینده خود، مصاحبه مفصلی با من ترتیب دهد! این که چه می خواهد بپرسد، تا چه جوابش دهم مورد سوال من است!
منبع:روانشناسی عمومی
[+]
نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 8:16 PM
|
|
آیا تو نیمه گمشده من هستی ؟ " دانستنی های انتخاب همسر مناسب "
نوشته باربارا. دی. آنجلیس
ترجمه ی محبوبه ایمنی
این کتاب به شما نشان می دهد که چگونه روابط رضایت بخش شایسته خود را بیافرینید.
شما می آموزید:
* چگونه انتخاب صحیحی در انتخاب همسر داشته باشید.
* ده نوع رابطه ای که پایان خوشی ندارند.
* خاطرات کودکی شما چگونه بر زندگی عشقی شما تأثیر می گذارند.
* شش خصوصیت مهم که یک همسر باید دارای آن باشد.
* چگونه نقایص شخصیتی مهلک برای یک همسر را تشخیص دهید.
* به چه دلایلی عاشق فرد نامناسب می شوید.
اگر مجرد هستید و یا از همسرتان جدا شده اید،با خواندن این کتاب می آموزید که چرا انتخاب های قبلی
مناسب شما نبودند و اینکه این بار چگونه انتخاب کنید و اگر عاشق کسی هستید چگونه مطمئن شوید
که این فرد همسر ایده آل شماست یا نه.
امیدوارم با مطالعه این کتاب تصمیم های بهتری داشته باشید.
[+]
نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 8:14 PM
|
|
|
|
[+]
نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 7:53 PM
|
|
|
ردیف |
سوال |
جواب |
|
1 |
تاریخ آغاز ثبت نام آزمون |
3 بهمن ماه |
|
2 |
تاریخ پایان ثبت نام آزمون |
10 بهمن ماه |
|
3 |
تعداد گروههای آزمایشی آزمون |
9 گروه آزمایشی |
|
4 |
چگونگی دریافت دفترچه راهنما و کارت اعتباری ثبت نام آزمون |
مراجعه به سایت سازمان سنجش به نشانی www.sanjesh.org |
|
5 |
تعداد رشته هایی که هر داوطلب می تواند متقاضی آن برای شرکت در آزمون شود |
یک رشته |
|
6 |
فرصت ویرایش اطلاعات ثبت نامی آزمون |
فرصتی در نظر گرفته نشده است |
|
7 |
زمان انتشار اطلاعیه توزیع کارت آزمون |
16 اسفند ماه 89 |
|
8 |
زمان توزیع کارت آزمون |
22 و 23 فروردین ماه 90 |
|
9 |
زمان برگزاری آزمون |
25 فروردین ماه 90 |
|
10 |
تعداد سوالات هر درس آزمون |
مشخص نیست |
|
11 |
نوع سوالات آزمون |
کوتاه جواب |
|
12 |
نحوه دسترسی به منابع آزمون |
مراجعه به سایت سازمان سنجش به نشانی www.sanjesh.org |
|
13 |
سهم آزمون کتبی سازمان سنجش در محاسبه امتیاز داوطلب در این آزمون |
80 درصد |
|
14 |
سهم سوابق تحصیلی در محاسبه امتیاز داوطلب در این آزمون |
20 درصد |
|
15 |
میزان و نحوه تأثیر سوابق تحصیلی در آزمون |
مجموع معدلهای کارشناسی و کارشناسی ارشد داوطلب دکتری به میزان 20 درصد |
|
16 |
تعداد دانشگاههای مجری پذیرش دانشجوی دکتری 91- 90 |
86 دانشگاه |
|
17 |
ظرفیت پذیرش در دوره دکتری سال تحصیلی 91-90 |
5 هزار و 600 نفر |
|
18 |
میزان سهمیه رزمندگان در آزمون |
سهمیه 20 درصدی |
|
19 |
شیوه تصحیح پاسخنامه های آزمون |
ماشینی |
|
20 |
پاسخ به سوالات زبان آزمون سراسری دکتری حتی در صورت داشتن نمره های بالای تافل و ... |
پاسخ به سوالات زبان اجباری است |
|
21 |
زمان معرفی داوطلبان چند برابر ظرفیت به دانشگاهها |
اردیبهشت 90 |
[+]
نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 10:17 PM
|
|
پرخوابی، پرخوری و کندی روانی و حرکتی از بارزترین ویژگیهای آن است. بههم خوردن متابولیسم ملاتونین از عوامل آن است و قرار گرفتن در معرض نور شدید آن را درمان میکند - به نقل از ویکی پدیا -
|
آیا تاکنون روزهای کوتاه، گرفته و تاریک زمستان باعث احساس خستگی، بیحوصلگی یا افسردگی در شما شده است؟ همه مردم به نوعی ردّ پای زمستان را در خلق و خوی خود حس میکنند امّا بعضیها در طول زمستان به طور جدّی گرفتار افسردگی شدید میشوند. این عارضه، اختلال عاطفی فصلی یا به طور خلاصه SAD نام دارد. افرادی که دچار این اختلال هستند، احساس افسردگی، تحریکپذیری و خستگی میکنند. در اغلب موارد، اینگونه بیماران با ترکیبی از نوردرمانی و داروهای ضدافسردگی درمان میشوند امّا پژوهشها نشان داده است که روشهای رفتاری-شناختی نیز در درمان این اختلال مؤثرند. اختلال عاطفی فصلی چیست؟ چه کسانی دچار اختلال عاطفی فصلی میشوند؟ چه چیزی باعث اختلال عاطفی فصلی میشود؟ سروتونین، مادّه شیمیایی مهمی در مغز است که به عنوان «انتقالدهنده عصبی» شناخته میشود. انتقالدهنده عصبی، مولکولی در مغز است که به سلّولهای عصبی کمک میکند که با یکدیگر کار کنند. یکی از نقشها و وظایفی که سروتونین در مغز دارد، عمل کردن به عنوان پلیس راهنمایی و رانندگی برای سایر انتقالدهندههای عصبی است. بدون وجود سروتونین به مقدار کافی، بسیاری از فعالیتهای بدن و از جمله حالتهای روحی، تحت تاثیر قرار میگیرند. کاهش روشنایی روز، باعث افزایش تولید هورمون خاصی در بدن به نام ملاتونین ( melatonin ) میشود. نقش ملاتونین هنوز به درستی مشخص نشده است امّا تصوّر میشود که به فرایند خوابیدن کمک کند زیرا بدن آن را در شب و در خلال خواب، آزاد میکند. این دو باهم، یعنی کمبود سروتونین (که باعث هماهنگی و همکاری سلّولهای عصبی میشود) و افزایش ملاتونین (که بدن را به حالت خواب میبرد) باعث اختلال عاطفی فصلی میشوند. نشانههای اختلال عاطفی فصلی چیست؟
اختلال عاطفی فصلی چگونه تشخیص داده میشود؟ روشهای درمان اختلال عاطفی فصلی چیست؟
|
|
|
منبع:روانشناسی عمومی |
|
[+]
نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 10:11 PM
|
|
[+]
نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 10:7 PM
|
|
![]()
آیا شما هم زوجهایی را دیدهاید که حتی با وجود گذشت دهها سال از زندگی مشترکشان هنوز هم شدیدا به یکدیگر علاقه دارند و مشکلات زندگی و کارهای سخت خانه و محل کار هیچ تاثیری روی حس آنها نسبت به یکدیگر نگذاشته است؟
محققان با استفاده از اسکنهای مغزی اثبات کردند این موضوع کاملا امکانپذیر است و بعضی از زوجها حتی با وجود گذشت دهها سال از زندگی مشترکشان هنوز هم با شدت به یکدیگر علاقه دارند.
دانشمندان اسکنهای مغز زوجهایی را که بیش از ده سال از ازدواجشان میگذشت و علاقه زیادی به یکدیگر داشتند را با زوجهایی که به تازگی ازدواج کرده بودند مقایسه کردند و متوجه شدند بین این تصاویر شباهتهای زیادی وجود دارد.
دکتر آرتور آرون استاد روانشناسی دانشگاه استونی بروک در نیویورک در این باره گفت: البته این افراد زوجهایی نبودند که فقط از زندگی خود راضی باشند بلکه زوجهایی بودند که حتی با گذشت 21 سال درست مانند افرادی که به تازگی ازدواج کرده بودند به یکدیگر علاقه نشان میدادند.
دانشمندان این زوجها را به چند گروه تقسیم بندی کردند، زوجهایی که مدتهای طولانی از ازدواجشان میگذشت، زوجهایی که به تازگی ازدواج کردهاند، زوجهایی که شدیدا به یکدیگر علاقه دارند و گروهی که چندان از زندگی خود رضایت نداشتند.
از تمام این افراد پرسیده شد آیا هنوز هم مانند روزهای اول به یکدیگر علاقه دارند؟ نسبت به همسر خود چه احساسی دارند و همسر خود را تا چه حدی مهمترین انسان در زندگی خود میدانند؟
سپس به هر کدام از زوجها تصویر همسرشان داده شد و در همان حال از مغز آنها تصویربرداری شد. این اسکنها نشان داد زمانی که همسران به تصویر همسر خود نگاه میکنند قسمتهای خاصی از مغز آنها فعال میشود. این قسمتها که سرشار از دوپامین هستند با انگیزه و پاداش مرتبط هستند. این قسمتها همچنین در زوجهایی که برای اولین بار به یکدیگر علاقهمند میشوند و همچنین در افرادی که به مصرف کوکائین معتاد شدهاند فعالیت بیشتری دارد.
همچنین قسمتهای خاصی از مغز که مرتبط با احساسات مادری و ارتباط صمیمانه با دیگران است در این زوجها فعالتر است.
اما در مغز این افراد یک تفاوت بسیار مهم دیگر هم وجود دارد که آنها را از بقیه افراد متمایز میکند. در اسکنهای انجام گرفته مشخص شد عملکرد قسمتهای مرتبط با ناامیدی و عقدههای روحی در مغز این زوجها شدت کمتری دارد و در عوض فعالیت قسمتهای مرتبط با خونسردی بیشتر است.
روبرت اپستین روانشناس و محقق دانشگاه سندیگو در کالیفرنیا که در مورد عشق و روابط دیگران مطالعات زیادی انجام داده است در این باره گفت: این تحقیقات همچنین نشان میدهد که یک فرد میتواند چند بار در زندگی خود عاشق شود و همچنین یک عشق را میتوان برای سالها محکم و استوار باقی نگاه داشت.
ازدواج زوجها در طول زندگی مشترک وارد فازهای مختلفی شود، زمانی که زوجها صاحب فرزند میشوند میزان شادی آنها کاهش پیدا میکند. زمانی که کودکان بزرگ شده و والدین را ترک میکنند زوجها حس میکنند روابط آنها وارد فاز جدیدی شده و دوباره از سر گرفته میشود.
جالب این جاست که زوجهایی که زندگی خود را نسبتا شاد و راضی کننده میدانند هیچگاه دوست ندارند در مورد زوجهایی که شدیدا به یکدیگر علاقهمند هستند بشنوند و معمولا از آنها دوری میکنند. اما بررسیها نشان میدهد یکی از بهترین راهها برای بهتر شدن حس زوجهایی که از زندگی خود رضایت زیادی ندارند این است که به زندگی زوجهای علاقهمند به یکدیگر نگاه کرده و خود را با آنها مقایسه کنند. شاید این کار تاثیر مثبتی روی زندگی آنها داشته باشد.

[+]
نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 10:5 PM
|
|
در هر موجود زنده آهنگی ویژه نوشته شده است و در تمام هستی همه مشغول نواختن آهنگی منحصر به فرد هستند.
در انسان، هر ژن (و پروتئین مربوط به آن) خود، آهنگی پیچیده میسازند و بدین سان، هر انسان تبدیل به كنسرت باشكوهی میشود، در حالیكه خود در كنسرت آفرینش یك آهنگ است.
كلمة Universe (به معنای جهان) كه در زبان انگلیسی برای توصیف بینهایت و فضای لایتناهی به كار می رود از دو جزء UNI به معنی یك و Verseبه معنی آواز ساخته شده است؛ جهان یعنی یك آواز. به تازگی دانشمندان علم ستارهشناسی، بعد از تحقیقات وسیع و طولانی، به این نتیجه رسیدهاند كه آفرینش نه با یك انفجار عظیم (به نام بیگ بنگ) كه با نوایی آرام آغاز شده است. نوایی كه به تدریج منتشر شده و اكنون در تمام فضا جریان دارد. محققان در دانشگاه كمبریج نیز دریافتهاند كه خورشید كهكشان پرسیوس آوازی خاص و ریتمیك میخواند. (1) اصوات و نواها نه تنها در اعماق فضا، بلكه در مولكولها و اتمها نیز یافت شدهاند. دكتر دیوید دیمر (2) زیست شناس و سزوان ژاندر (3) موسیقی دان، سراع شگفتانگیزترین مولكول حیات یعنی DNA رفتهاند. این ایده كهDNA و موسیقی ممكن است با یكدیگر مرتبط باشند برای اولین بار توسط دكتر سوسومواوهنو (4) مطرح شد. DNA نردبانی مارپیچ است كه از یكسری رمز تكرار شونده تشكیل شده است. رمزهایی كه با ترجمه بخش اندكی از آن، پروتئینها و در نهایت موجودات زنده شكل میگیرند. DNA زبان رمز مشترك در بین تمامی موجودات زنده روی كرة زمین میباشد، در آغاز حیات تاكنون، و راستی این زبان مشترك چه میگوید؟
دكتر دیمر و ژاندر، در طی آزمایشات علمی و با ثبت ارتعاشات مولكول DNA به وسیله اسپكترومتر مادون قرمز و تبدیل فركانسها به نت موسیقی، سعی كردند این زبان مشترك را به صوت ترجمه كنند.(5) و حالا سؤال این است: آیا این اصوات و نتها، ملودیك و آهنگین هستند و یا DNA تنها مجموعهای نامنظم و تصادفی از صدا و فركانسهاست؟
آنها فركانسهای DNA یك سلول را به نت ترجمه كرده و شروع به نواختن كردند. نتیجه شگفتانگیز بود، یك موسیقی بسیار زیبا!
ژاندر در این رابطه میگوید: «برخی از این تركیبات فركانسها، بسیار حیرتانگیز بودند. با شنیدن آنها من به موسیقی زندگی خودم گوش میدادم.
بسیاری از افرادی كه به موسیقی DNA گوش دادند، كاملاً هیپنوتیزم و مسحور شدهاند و بسیاری دیگر نیز ساعتها گریستهاند. برخی دیگر اذعان كردهاند كه این موسیقی نوایی از درون آنهاست و آنهایی كه با موسیقی كلاسیك آشنایی داشتند به شباهت موسیقی DNA با آثار نوابغی چون باخ، برامز، شوپن و…اشاره كردهاند.
دكتر اوهنو در این باره می نویسد: «ملودی های DNA با عظمت و الهام بخش می باشند. بسیاری از افرادی كه برای اولین بار این موسیقی را می شنوند، شروع به گریه می كنند. آنها نمی توانند باور كنند كه بدنشان – كه تا حالا اعتقاد داشتند فقط تجمعی از مواد شیمیایی است – شامل چنین هارمونی های معنوی و الهام بخشی باشد.
نه تنها می توان با DNA موسیقی ساخت، بلكه حتی امكان معكوس كردن فرایند نیز ممكن است. به بیان دیگر شما یك بخش از موسیقی را برداشته و نت ها را به واحدهای سازنده DNA (نوكلئوتیدها) برمی گردانید . در پایان نتیجه شبیه یك رشته از DNA می شود. اوهنو تلاش كرد تا با قطعه شوپن این كار را انجام دهد. در پایان نتیجه شبیه یك ژن سرطانی شد!
دانشمندان از نتایج این یافته ها در تحقیقات پزشكی نیز استفاده كرده اند. اگر شما هم اهمیت دنبال كردن این آواها را بدانید ممكن است به این نتیجه برسید كه با بررسی دی ان ای در تریلیونها سلول بدن و دانستن نوسانات آنها شاید راهی برای بیش از پنج میلیون نفری كه از سال 1990 مبتلا به سرطان تشخیص داده شده اند، پیدا شود. فابین مامن یك متخصص بیوانرژی است كه با كمك هلن گریمال بیولوژیست و موسیقی دان، بیش از یك و نیم سال بر روی افكت های سلولهای سرطانی در مركز ملی فرانسه كه یك مركز معتبر تحقیقات اند است كار كرده اند. آنها به این نتیجه رسیده اند كه سلول های بافتهای سرطانی صداهای مغشوش و ناهنجاری تولید می كنند.
و علاوه بر این در آزمایشات بسیاری ثابت شد كه قرار گرفتن سلولهای سرطانی در معرض صداها و امواج صوتی، تغییراتی اساسی در آنها ایجاد می كند،صداهایی كه آوادرمانی را به عنوان یك پتانسیل قوی درمانی برای این نوع بیماریها و موارد بسیار دیگری مطرح می كند. مامن همچنین تحقیقاتی را بر روی دو بیمار مبتلا به سرطان سینه دنبال كرده است. هر خانم به مدت سه ساعت در روز در طول دوره یك ماهه تحت آوادرمانی (موسیقی درمانی) قرار گرفتند. پس از اتمام دوره درمان، تومور یكی از آنها كاملا ناپدید شد، اما بیمار دوم مجبور شد تومور را جراحی كند. جراح او گزارش می دهد كه اندازه تومور كاملا كوچك شده بود و تا حد بسیار زیادی هم تحلیل رفته بود.
از این یافته ها به این نتیجه می رسیم كه وقتی اندامهایمان بصورت هماهنگ آواز می خوانند ما سلامت هستیم و وقتی كه آنها خارج از تنظیمشان آواز می خوانند ما احساس بیماری می كنیم.
و این داستان شگفتانگیزتر میشود اگر بدانیم كه تمام سلولهای بدن یك موجود زنده، دارای یك نوع DNA منحصر به فرد هستند و DNA هر موجود (با وجود زبان و ساختار مشترك)، با DNA دیگری متفاوت است و این بدین معناست كه در هر موجود زنده آهنگی ویژه نوشته شده است و در تمام هستی، همه مشغول نواختن آهنگی منحصربهفرد هستند. تصور كنید چگونه «100 تریلیون سلول در بدن هر انسان در حال خواندن آوازی یگانه هستند و شاید این آواز، هم آوا با آواز كهكشان پرسیوس باشد! چرا كه نه؟ موسیقیدان و رهبر اركستری كه نتها را در آغاز آفرینش نوشته است یكی بوده و یكی هست.
نكات جالب توجه دیگری نیز در این تحقیقات و یافتهها وجود دارد. هر چه موجود از نظر تكاملی (تكامل در زیستشناسی) پیشرفتهتر بوده، موسیقی DNA آن نیز پیچیدهتر شده است. یك جاندار تك سلولی با داشتن DNA كمتر و پروتئینهای محدودتر، موسیقی سادهتری ایجاد میكند. در حالیكه در انسان، هر ژن (و پروتئین مربوط به آن) خود، آهنگی پیچیده میسازند و بدین سان، هر انسان تبدیل به كنسرت باشكوهی میشود، در حالیكه خود در كنسرت آفرینش یك آهنگ است.
و راستی در كنسرت بزرگ جهان ما آهنگ را چقدر همآهنگ مینوازیم؟ آیا، هم آواز با هستی و خیره به دستان رهبر اركستر مینوزایم؟ آیا با هر حركت آرام او، آرام و با هر اشارة سریع، تند میزنیم؟ شاید هم ساز خودمان را میزنیم؟
سایت هایی كه می توانید در آنها اطلاعات بیشتری در مورد این موضوع پیدا كنید و به موسیقی دی ان ای گلبولهای قرمز و بعضی دیگر از انواع سلول ها گوش دهید:
www.oursoundunivers e.com www.dnamusic. com www.nsliy-genetics. org/danmusic
1-مقاله آوای علم، روزنامه گلدن برید، دسامبر 2003
2- Divid dimmer
3- Susan Alexjander
4- Susumu Ohno
5_ روش آزمایش به این صورت بود كه ارتعاشات با استفاده از اسپكترومتر مادون قرمز اندازه گیری می شوند. با قرار دادن هر بخش از DNA در مقابل اشعه مادون قرمز و اندازه گیری طول موج اشعه جذب شده، این كار انجام شد و سپس نسبتهای فركانس نوری به فركانس صوتی تبدیل شد
[+]
نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 9:36 PM
|
|
قیمت یک روز زندگی چقدره ؟!
راستی؛ هیچ وقت از خودت پرسیدی قیمت یه روز زندگی چنده؟
تموم روز رو کار می کنیم و آخرشم از زمین و زمان شاکی هستیم
که از زندگی خیری ندیدیم!
شما رو به خدا تا حالا از خودتون پرسیدید:
قیمت یه روز بارونی چنده؟
یه بعدازظهر دلنشین آفتابی رو چند می خری؟
حاضری برای بو کردن یه بنفشه وحشی توی یه صبح بهاری
یه اسکناس درشت بدی؟
پوستر تمام رخ ماه قیمتش چنده؟
ولی اینم می دونی که اگه بخوای وقت بگذاری و حتی نصف روز
هم بشینی به گل های وحشی که کنار جاده در اومدن نگاه کنی
بوته هاش ازت پول نمی گیرن!
چرا وقتی رعد و برق میاد تو زیر درخت فرار می کنی؟
می ترسی برقش بگیرتت؟
نه، اون می خواد ابهتش رو نشونت بده.
آخه بعضی وقت ها یادمون میره چرا بارون می یاد!
این جوری فقط می خواد بگه منم هستم
فراموش نکن که همین بارون که کلافت می کنه که اه چه
بی موقع شروع شد، کاشچتر داشتم، بعضی وقتا
دلت برای نیم ساعت
قدم زدن زیر نم نم بارون لک می زنه.
هیچ وقت شده بگی دستت درد نکنه؟
شده از خودت بپرسی چرا تمام وجودشونو روی سر ما گریه می کنن؟
اونقدر که دیگه برای خودشون چیزی نمی مونه و نابود میشن؟
ابرا رو می گم
هیچ وقت از ابرا تشکر کردی؟
هیچ وقت شده از خودت بپرسی که چرا ذره ذره وجودشو انرژی
می کنه و به موجودات زمین می بخشه؟!
ماهانه می گیره یا قراردادی کار می کنه؟
برای ساختن یه رنگین کمون قشنگ چقدر انرژی لازمه؟
چرا نیلوفر صبح باز میشه و ظهر بسته می شه؟
بابت این کارش چقدر حقوق می گیره؟
چرا فیش پول بارون ماهانه برای ما نمی یاد؟
چرا آبونمان اکسیژن هوا رو پرداخت نمی کنیم؟
تا حالا شده به خاطر این که زیر یه درخت بشینی و
به آواز بلبل گوش کنی پول بدی؟
قشنگ ترین سمفونی طبیعت رو می تونی یه شب مهتابی
کنار رودخونه گوش کنی.
قیمت بلیتش هم دل تومنه!
خودتو به آب و آتیش می زنی که حتی تابلوی گل آفتابگردون رو
بخری و بچسبونی به دیوار اتاقت
ولی اگه به خودت یک کم زحمت بدی می تونی
قشنگ ترین تابلوی گل آفتابگردون رو
توی طبیعت ببینی. گل های آفتابگردونی که اگه
بارون بخورن نه تنها رنگشون پاک نمی شه، بلکه
پررنگ تر هم میشن
لازم نیست روی این تابلو کاور بکشی، چون
غبار روی اونو، شبنم صبح پاک می کنه و می بره.
تو که قیمت همه چیز و با پول می سنجی تا حالا شده
از خدا بپرسی :
قیمت یه دست سالم چنده؟
یه چشم بی عیب چقدر می ارزه؟
چقدر باید بابت اشرف مخلوقات بودنم پرداخت کنم؟!
قیمت یه سلامتی فابریک چقدره؟
خیلی خنده داره نه؟
و خیلی سوال ها مثل این که شاید به ذهن هیچ کدوممون نرسه ...
اون وقت تو موجود خاکی اگه یه روز یکی از این دارایی هایی رو
که داری ازت بگیرن
زمین و زمان رو به فحش و بد و بیراه می گیری؟
چی خیال کردی؟
پشت قبالت که ننوشتن. نه عزیز خیال کردی!
اینا همه لطفه، همه نعمته که جنابعالی به حساب حق و حقوق خودت
می ذاری
تا اونجا که اگه صاحبش بخواد می تونه همه رو آنی ازت پس بگیره.
آ خدا رو می گم ...
همون اوستاکریمی که رحمتش رو بروی هیچ بنده ای نمی بنده
پروردگاری که هر چی داریم از ید قدرت اوست ...
اینو بدون اگه یه روزی فهمیدی قیمت یه لیتر بارون چنده؟
قیمت یه ساعت روشنایی خورشید چنده؟
چقدر باید بابت مکالمه روزانه مون با خدا پول بدیم؟
یا اینکه چقدر بدیم تا نفسمون رو، بی منت با طراوت طبیعت
زیباش تازه کنیم
اون وقت می فهمی که چرا داری تو این دنیا وول می خوری!
قدر خودت رو بدون و لطف دوستان و اطرافیانت رو هم دست کم نگیر
به زندگیت ایمان داشته باش تا بشه تموم قشنگیهای دنیا مال تـــو
[+]
نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 7:31 PM
|
|
| * نام و نام خانوادگی : | |
| * آدرس ایمیل: | |
| موضوع پیام: | |
| *پیام: |
|
|
| |