تبليغاتX



روانشناسی و مشاوره جمهوری اسلامی ایران
designer: saeed_asad86
تصـــــــوير تصادفي
منوي کاربري

پيغام مدير : به شما كاربر گرامي سلام عرض مي كنم . اميدوارم در اين وبلاگ دقايقي خوبي را سپري كنيد . براي آگاهي از امكانات اين وبلاگ خواهشمندم كه تا آخر صفحه اين وبلاگ را مشاهده نماييد .

   ...............................   اين وبلاگ را صفحه خانگي خود كن !    به مدير وبلاگ ايميل بزنيد !    ذخيره كردن صفحه!   اضافه کردن اين وبلاگ به علاقه منديها!   لينک RSS  
site map site map ror html site map
  Add to Technorati     ..............................

لينك دوستان
جستجوگر

Google
  
            
     در كل اينترنت
     در اين سايت

ارتباط با ما
آرشيو
الفبای زندگی

الفبای زندگی
 الف: اشتیاق برای رسیدن به نهایت آرزوها
 ب: بخشش برای تجلی روح و صیقل جسم
 پ: پویایی برای پیوستن به خروش حیات
 ت: تدبیر برای دیدن افق فرداها
 ث: ثبات برای ایستادن در برابر بازدارنده ها
 ج: جسارت برای ادامه زیستن
 چ: چاره اندیشی برای یافتن راهی در گرداب اشتباه
 ح: حق شناسی برای تزکیه نفس
 خ: خودداری برای تمرین استقامت
 د: دور اندیشی برای تحول تاریخ
 ذ: ذکر گویی برای اخلاص عمل
 ر: رضایت مندی برای احساس شعف
 ز: زیرکی برای مغتنم شمردن دم ها
 ژ: ژرف بینی برای شکافتن عمق درد ها
 س: سخاوت برای گشایش کارها
 ش: شایستگی برای لبریز شدن در اوج
 ص: صداقت برای بقای دوستی
 ض: ضمانت برای پایبندی به عهد
 ط: طاقت برای تحمل شکست
 ظ: ظرافت برای دیدن حقیقت پوشیده در صدف
 ع: عطوفت برای غنچه نشکفته باورها
 غ: غیرت برای بقای انسانیت
 ف: فداکاری برای قلب های دردمند
 ق: قدر شناسی برای گفتن ناگفته های دل
 ک: کرامت برای نگاهی از سر عشق
 گ: گذشت برای پالایش احساس
 ل: لیاقت برای تحقق امیدها
 م: محبت برای نگاه معصوم یک کودک
 ن: نکته بینی برای دیدن نادیده ها
 و: واقع گرایی برای دستیابی به کنه هستی
 ه: هدفمندی برای تبلور خواسته ها
 ی: یک رنگی برای گریز از تجربه دردهای مشترک

  پس: جواب سلام را با علیک بده ،
 جواب کینه را با گذشت،
 جواب بی مهری را با محبت،
 جواب ترس را با جرأت،
 جواب دروغ را با راستی،
 جواب دشمنی را با دوستی،
 جواب زشتی را به زیبایی،
 جواب توهم را به روشنی،
 جواب خشم را به صبوری،
 جواب سرد را به گرمی،
 جواب نامردی را با مردانگی،
 جواب همدلی را با رازداری،
 جواب پشتکار را با تشویق،
 جواب اعتماد را بی ریا،
 جواب بی تفاوت را با التفات،
 جواب یکرنگی را با اطمینان،
 جواب مسئولیت را با وجدان،
 جواب حسادت را با اغماض،
 جواب خواهش را بی غرور،
 جواب دورنگی را با خلوص،
 جواب بی ادب را با سکوت،
 جواب نگاه مهربان را با لبخند،
 جواب لبخند را با خنده،
 جواب دلمرده را با امید،
 جواب منتظر را با نوید،
 جواب گناه را با بخشش،
 و جواب عشق چیست جز عشق؟
 هیچ وقت هیچ چیز و هیچ کس را بی جواب نگذار

[+] نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 8:5 AM | |

«فرزند سالاري»، يك شيوه تربيتي ناصحيح است


 

«فرزند سالاري» يك شيوه تربيتي ناصحيح است
يك روانشناس باليني:
محبت بيش از حد به كودك، موجب طغيان و سركشي وي در بزرگسالي مي‌شود
يك روانشناس باليني با بيان اين‌ كه حمايت‌هاي افراطي منجر به سركشي افراطي در بزرگسالي مي‌شود، گفت: پدر و مادر بايد بيشتر انرژي خود را بر روي استقلال و افزايش آستانه تحمل فرزند خود بگذارند.
دكتر رامين خدابخشي در گفت‌وگو با خبرگزاري (ايسنا)، افزود: ابراز محبت خود يك مقوله معمولي است اما ابراز بيش از حد آن مي‌تواند مشكلاتي را به همراه داشته باشد.
وي ادامه داد: اين روزها مادرها، بيش از حد لازم دلواپس فرزندان خود هستند و بسياري از والدين براي اين‌ كه محبت‌هاي افراطي خود به فرزندشان را توجيه كنند عنوان مي‌كنند كه زمانه ما عوض شده است و بچه‌ها به مراقبت بيشتري نياز دارند.
خدابخشي ضمن بيان اين مطلب كه اين ميزان محبت از سوي والدين لازم نيست و توجيهي ندارد، اظهار كرد: نتايج نشان داده است كه محبت‌ بيش از حد به كودك اثر منفي دارد. در حالي كه براساس آمارها و مشاهدات باليني ما كودكان امروز در مقايسه با نسل‌هاي پيشين، زندگي راحت‌تري دارند. امكاناتي كه يك كودك از طبقه متوسط امروز دارد در اختيار بچه‌هاي آن زمان نبود.
اين روانشناس باليني با بيان اين ‌كه نظارت والدين بر اغلب فعاليت‌هاي بچه‌ها اعم از غذا خوردن و تماشاي تلويزيون گرفته تا روابط با دوستان و ثبت نام در انواع كلاس‌هاي ورزشي، موسيقي، زبان انگليسي بسيار زياد شده است، گفت: يك دليل آن اين است كه امروز والدين بچه‌هاي خود را بسيار خاص و متفاوت مي‌دانند و از آنها مراقبت‌هاي ويژه‌اي مي‌كنند.
وي ادامه داد: اين مراقبت‌ها به حدي افزايش يافته است كه پدرو مادر از سالن‌هاي ورزشي تا دبيرستان، دانشگاه، خدمت سربازي و حتي پيدا كردن شغل نيز به دنبال فرزندشان هستند تا او بتواند به مسيرش ادامه بدهد.
دكتر خدابخشي با توضيح اين مطلب كه محبت بيش از حد در نهايت به كنترل منجر مي‌شود، گفت: در اين صورت آزادي و استقلال از كودك سلب مي‌شود.
به گفته اين روانشناس باليني،‌ مادر امروز هم دلسوزي بيش از حد دارد و هم كنترل بيش از حد.
وي ادامه داد: زماني كه پدرومادر به كودك بيش از حد محبت مي‌كنند، او مفهوم ارزش را از ياد مي‌برد. تصور كنيد كودك انواع و اقسام ماشين‌هاي اسباب بازي از نوع عالي را در اختيار دارد. حال اگر يكي نفراز آشنايان يك ماشين اسباب بازي به او هديه بدهد كه يك ماشين معمولي هم باشد، آن را به گوشه‌اي پرتاب مي‌كند، زيرا از بازي كردن با اين وسيله‌ها ديگر لذت نمي‌برد.
خدابخشي با بيان اين‌ كه اين گروه از والدين سعي مي‌كنند مشكلات فرزندشان را خود حل كنند، اظهار كرد: اين افراد زماني كه بزرگ مي‌شوند با مشكلات فراواني دست به گريبان خواهند بود كه از اين ميان مي توان به پايين آمدن اعتماد به نفس و توانايي‌ در اداره خود اشاره كرد.
وي ادامه داد: ترس از شكست خوردن و خطا كردن در وجود اين كودك نهادينه مي‌شود و هيچ گاه نمي‌آموزد چگونه بايد براي زندگي كردن بر روي پاهاي خودش بايستد.
اين روانشناس باليني، اختلال در رشد شناختي و بلوغ عقلي را از جمله ديگر جنبه‌هاي منفي محبت بيش از حد دانست و اظهار كرد: اين افراد در توانايي‌هايي نظير گفت‌وگو و بيان نيازهايشان، حل مشكلات و تعامل با افراد ديگر دچار نارسايي هستند.
وي تاكيد كرد: پدر و مادر بايد انرژي خود را بر روي استقلال و افزايش آستانه تحمل فرزند خود بگذارند.
اين روانشناس باليني در ادامه به افزايش اضطراب والدين نيز اشاره كرد و گفت: والديني كه مدام ارزش‌هاي خود را با موفقيت‌هاي فرزندانشان محك مي‌زنند، احساس غمگيني بيشتري مي‌كنند و تصوير منفي‌تري از خود در مقايسه با والديني كه خود را درگير اين ارزيابي‌ها نمي‌كنند، دارند.
وي افزود: در مشاهدات باليني مشخص شده است كه اين بچه‌ها والدين خود را اذيت مي‌كنند و رفتارهاي پرخاشگرانه از خود نشان مي‌دهند و حتي والدين خود را تهديد مي‌كنند.
خدابخشي، پيدا كردن يك شخصيت خودشيفته در كودكاني كه بيش از حد تحت حمايت عاطفي قرار مي‌گيرند را از ديگر جنبه‌هاي منفي اين امر دانست و عنوان كرد: اين بچه‌ها بسيار مغرور هستند، در حالي كه توانايي و بضاعت كمي دارند، اهميت زيادي به خواسته‌هاي خود مي‌دهند و بدون توجه به امكانات والدين در به دست آوردن اهداف خود سرسختي مي‌كنند و زياده‌خواه مي‌شوند.
وي ادامه داد: اين كودكان هيچ‌گاه فرصت كافي پيدا نمي‌كنند كه با فكر خود كاري را شروع كنند زيرا هميشه بر روي كارهايشان نظارت مي‌شود و زماني كه در بطن مشكلات قرار مي گيرند به علت ترس از شكست عقب مي‌كشند.
اين روانشناس باليني، با بيان اين ‌كه اغلب اين بچه‌ها همزمان با ورود به اجتماع، دستخوش انواع انحرافات مي‌شوند، گفت: برخي از اينها به سمت استفاده از مواد مخدر متمايل مي‌شوند. ديگر اين كه اين بچه‌ها با مظاهر قدرت چون معلم‌ها، مديران خود، والدين و رييس خودشان نمي‌توانند سازگار شوند و كنار بيايند. طغيان و نافرماني نيز نتيجه ديگر اين حمايت بيش از حد است.
وي ادامه داد: چون اين كودكان مرتب از سوي الدين خود براي انجام كارهايي نهي مي‌شوند و عباراتي مي‌شنوند مانند اين ‌كه « بيرون نرو!، مسافرت نرو! ، اردو نرو ! و ...» خسته مي‌شوند. در حالي كه نوجوانان دوست دارند خودشان تصميم بگيرند و ريسك كنند. اين حمايتهاي افراطي منجر به سركشي افراطي مي‌شود.
به گفته خدابخشي، دليل والدين براي ابراز بيش از حد محبت به فرزندشان اين است كه احساس مي‌كنند دوران كنوني براي فرزندشان خطرناك‌تر شده و مي‌ترسند مبادا كودكانشان در انجام وظايف خود شكست بخورند.
وي ادامه داد: دليل ديگر نيز اين است كه والدين تصور مي‌كنند اگر بچه‌ها مستقل شوند و كارهايشان را خودشان انجام بدهند از آنها بي‌نياز شده و تنهايشان مي‌گذارند.
اين روانشناس باليني، با بيان اينكه نوع تربيت در ميان خانواده‌هاي ايراني از «تربيت محدود» به «تربيت آزادي» رسيده است، گفت: در گذشته والدين براي بچه‌ها محدويت اعمال مي‌كردند. حالا پدرو مادرهاي امروز ما چون در همان سيستم تربيتي پرورش يافته‌اند، كودكان خود را كاملا آزاد مي‌گذارند.
وي ادامه داد: اين در حالي است كه بهترين نوع تربيت، تربيت «آزادي محدوديت» است. «تربيت آزادي»، نه تنها موجب شده اعتياد گسترش يابد، بلكه چون جامعه ما به سمت تربيت آزادي و امكانات بيش از حد دادن به بچه‌ها حركت مي‌كند اين آمار در آينده بيشتر نيز خواهد شد.
خدابخشي با اشاره به اينكه حمايت‌ افراطي، ارتباط مستقيم با رفاه و طبقه اقتصادي ندارد، گفت: حمايت افراطي، بيشتر در ميان خانواده‌هاي متوسط رو به بالا ديده مي‌شود. اما بچه‌هايي كه در فقر هستند نيز ممكن است مورد حمايت عاطفي قرار بگيرند. به عنوان مثال ممكن است يك نوجوان از خانواده‌اي با سطح طبقاتي پايين، ساعت 10 شب به خانه بيايد و مادر به او چيزي نگويد و حتي در مقابل خطاي فرزند به او خدمات بدهد. در اينجا ديگر تفاوتي نمي‌كند كه اين اتفاق در يك خانواده فقير بيفتد يا ثروتمند. هر دو انحراف از تربيت است.
وي ادامه داد: مهمترين كاري كه والدين بايد انجام بدهند اين است كه روشهاي تربيتي خود را اصلاح كنند. اگر مادران تربيت فرزند خود را به همين سبك و سياق، ندانم كاري‌ها، افراط در محبت و درك ناصحيح از تربيت پي بگيرند، جامعه ما روز به روز بيشتر به سمت انحراف حركت مي‌كند.
خدابخشي با اشاره به اينكه متاسفانه بخشي از تفكر غلطي كه امروز درباره تربيت وجود دارد از سوي متخصصان روانشناسي‌ ما تقويت مي‌شود، عنوان كرد: اين اقدامات موجب مي‌شود يك ساختار سازي در مسير منفي و به سوي انحراف در تربيت صورت بپذيرد.
اين روانشناس باليني ادامه داد: زماني كه فرصت‌هاي دوران كودكي را براي تربيت بچه‌ها با ترويج اين عقيده كه «بگذار بچه آزاد باشد» از دست مي‌دهيم، ديگر براي اصلاح اين رفتارها در زمان نوجواني دير مي‌شود. تربيت مانند موم است كه هر چقدر زمان مي‌گذرد تغيير شكلش دشوار و دشوارتر مي‌شود.
وي با بيان اين‌ كه «فرزند سالاري» مفهومي است برگرفته از استيصال والدين، اظهار كرد: فرزند سالاري ديدگاه نادرستي است و دليل استفاده از اين مفهوم از سوي متخصصان ما اين است كه شايد مفهوم تربيت را به خوبي نشناخته‌اند

[+] نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 7:53 AM | |

پژوهشگران استرس احتمالا درمان تازه ای برای ریزش مو یافتند

پژوهشگران دانشگاه کالیفرنیا در لس آنجلس و سازمان امور بازنشستگان [ارتش آمریکا] در حالی که بر روی رابطه مغز و معده کار می کردند، به طور اتفاقی به درمان احتمالی تازه ای برای ریزش مو دست یافتند. این پژوهشگران عقیده دارند که در مطالعه ای درباره تاثیر فشار عصبی (استرس) بر روی جهاز حاضمه، آنها ممکن است ترکیب شیمیایی را یافته باشند که با سد کردن یک هورمون مرتبط با استرس و ریزش مو سبب باز-رویش مو می شود.

برای مدت های طولانی دانسته بود که استرس در ریزش مو نقش دارد، و اگرچه در طول سالیان درمان های پرشماری برای بازسازی مو پدیدار شد، از جمله داروهای معتبری مانند مینوکسیدال، این درمان ها در عمل تاثیرهای محدودی داشته است. تیم پژوهشی تحت هدایت دانشگاه یو.سی.ال.ای. می گوید که یافته های آنها نشان می دهد که ترکیب شیمیایی که آنها کشف کرده اند می تواند در یک دوره درمانی کوتاه سبب باز-رویش دراز مدت موها شود.

این پژوهشگران در پژوهش خود به جای استفاده از موش هایی که [استرس] بدهکاری و یا خانه عوض کردن را داشته باشند، موش هایی را به کار گرفته بودند که از نظر ژنتیک آنگونه دستکاری شده بودند که یک هورمون مربوط به استرس به نام عامل آزادسازی کونتیکورتوفین (سی ار اف) را بیش از اندازه تولید کنند. با سالمندتر شدن این موش ها، آنها مو های خود را از دست دادند و در نهایت پشت آنها کاملا بی مو شد، به گونه ای که به طور مشخص از همتایان غیر دستکاری شده خود قابل تمیز بودند.

تیم دانشمندان آنگاه پپتایدی به نام استرسن-بی، که قادر است مانع کنش سی ار اف شود، را به موش های بی مو شده تزریق کرد تا ببیند که این قابلیت سد-سی آر اف شدن چگونه بر عملکرد سیستم معده تاثیر می گذارد. هنگامی که یک تزریق پپتاید بی تاثیر بود، پژوهشگران تزریق را برای پنج روز ادامه دادند تا به این پپتاید شانس بیشتری برای تاثیر گذاری دهند. [ادامه در زیر ...]

RESEARCH WATCH

Researchers Stumble on Potential New Treatment for Hair Loss

By Darren Quick

GizMag | February 17, 2011

The mice before and after injections with astressin-B  Photo: via Gizmag

While conducting research into brain-gut interactions, a team led by researchers from UCLA and the Veterans Administration may have inadvertently stumbled across a new treatment for hair loss. During an investigation into the affect of stress on gastrointestinal function, the researchers believe they may have found a chemical compound that induces hair growth by blocking a stress-related hormone associated with hair loss.

It's long been recognized that stress plays a role in hair loss and, although there have been numerous hair-restoration remedies emerge over the years, even legitimate medications such as minoxidil have only shown limited effectiveness. The UCLA-led team says their findings show that the chemical compound they have uncovered could provide long-term hair regrowth from a short-duration treatment.

Instead of looking for mice burdened with debt or in the process of moving house, for their research the researchers had been using mice that were genetically altered to overproduce a stress hormone called corticotrophin-releasing factor, or CRF. As these mice age, they lose hair and eventually become bald on their backs, making them visually distinct from their unaltered counterparts.

The UCLA and VA researchers then injected a peptide called astressin-B, which has the ability to block the action of CRF, into the bald mice to observe how its CRF-blocking ability affected gastrointestinal tract function. When the initial single injection had no effect the investigators continued the injections over five days to give the peptide a better chance of blocking the CRF receptors. They measured the effects of this regimen on the stress-induced response in the colons of the mice and placed the mice back in the cages with their hairy counterparts.

Three months later the researchers returned to the mice to conduct further gastrointestinal studies and found they couldn't distinguish them from their unaltered brethren as their previously bald backs were now covered in hair.

"When we analyzed the identification number of the mice that had grown hair we found that, indeed, the astressin-B peptide was responsible for the remarkable hair growth in the bald mice," said Million Mulugeta, an adjunct professor of medicine in the division of digestive diseases at the David Geffen School of Medicine at UCLA and a corresponding author of the research. "Subsequent studies confirmed this unequivocally," he added.

Particularly noteworthy was the fact that just one injection a day for five consecutive days was enough to maintain the effects for up to four months.

"This is a comparatively long time, considering that mice's life span is less than two years," Mulugeta said.

Whether the same effect happens in humans remains to be seen, but the researchers say the fact that the bald mice also showed mild hair growth when treated with minoxidil alone, as is the case in humans, suggests that astressin-B could also produce hair regrowth in humans. In fact, it is known that the stress-hormone CRF, its receptors and other peptides that modulate these receptors are found in human skin.

UCLA and the Salk Institute have applied for a patent on the use of the astressin-B peptide for hair growth.

[+] نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 2:49 PM | |

زبان پدری، و نه مادری، زبان نیاکان پیش از تاریخ ما را تعیین می کرد

پژوهش تازه ای ادعا می کند که تغییر زبان در میان نیاکان پیش از تاریخ ما از طریق مهاجرت مردان – و نه زنان – به مستعمره های جدید ایجاد شد.

این ادعا توسط پیتر فاستر و کالین رنفرو، دو عضو علمی دانشگاه کمبریج در گزارشی که در شماره 9 سپتامیر مجله علمی ساینس انتشار یافت طرح شد.

آنها موردهایی از نشانگرهای ژنتیک (کروموزوم وای در مردان و mtDNA در زنان) از هزاران نفر از جوامع گوناگون از سرتاسر جهان را که به نظر می رسید ظهور جهانی انتقال زبان جنسیت-ویژه را نشان دهد مطالعه کردند.

از وایکینگ های اسکاندیناوی، که زنان بریتانیایی را دزدیده و با کشتی به ایسلند می بردند، گرفته تا آفریقایی ها، آسیایی ها و قبایل جزیره های پلینزی، الگویی پدیدار می شود که در آن به نظر می رسد ورود مردان به یک مکان جغرافیایی – از طریق پراکندگی کشاورزی یا نیروی نظامی – می تواند تاثیر عمده ای بر زبانی که در میان مردم آن مکان صحبت می شود داشته باشد.

پروفسور رنفرو گفت: "در دوران مستعمره سازی توسط کشاورزان مهاجر، شمار مردان عموما بیشتر از زنان در میان گروه های پیشقراول بوده و آنها از میان زنان محلی همسر اختیار می کردند."

"هنگامی که پدر و مادرها از زبان های مختلف باشند، بیشتر هنگام این زبان پدر است که در درون گروه فامیلی نقش غالب دارد." [ادامه در زیر ...]

Mother Tongue Comes from Your Prehistoric Father

ScienceDaily | Sep. 17, 2011)


New research suggests that language change among our prehistoric ancestors came about via the arrival of immigrant men -- rather than women -- into new settlements. (Credit: © TheStockCube / Fotolia)


Language change among our prehistoric ancestors came about via the arrival of immigrant men -- rather than women -- into new settlements, according to new research.

The claim is made by two University of Cambridge academics, Peter Forster and Colin Renfrew, in a report to be published in Science on September 9.

They studied the instances of genetic markers (the male Y chromosome and female mtDNA) from several thousand individuals in communities around the world that seem to show the emergence globally of sex-specific transmission of language.

From Scandinavian Vikings who ferried kidnapped British women to Iceland -- to African, Indian and Polynesian tribes, a pattern has emerged which appears to show that the arrival of men to particular geographic locations -- through either agricultural dispersal or the arrival of military forces -- can have a significant impact on what language is spoken there.

Professor Renfrew said: "It may be that during colonisation episodes by emigrating agriculturalists, men generally outnumber women in the pioneering groups and take wives from the local community.

"When the parents have different linguistic backgrounds, it may often be the language of the father which is dominant within the family group."

Dr Forster, of Murray Edwards College, also pointed to the fact that men have a greater variance in offspring than women -- they are more likely to father children with different mothers than vice versa. This has been recorded both in prehistoric tribes such as the 19th and 20th century Polar Eskimos from Greenland and in historic figures like Genghis Khan, who is believed to have fathered hundreds of children.

Indeed, his Y chromosome is carried by 0.5 per cent of the world's male population today.

Perhaps the most striking example of sex-biased language change however comes from a genetic study on the prehistoric encounter of expanding Polynesians with resident Melanesians in New Guinea and the neighbouring Admiralty Islands. The New Guinean coast contains pockets of Polynesian-speaking areas separated by Melanesian areas. The Polynesian mtDNA level (40-50%) is similar in these areas regardless of language, whereas the Y chromosome correlates strongly with the presence of Polynesian languages.

Past studies have shown similar findings in the Indian subcontinent among the speakers of Tibeto-Burman and among the immigrant Indo-European languages as opposed to indigenous Dravidian languages.

In the Americas, too, language replacement in the course of postulated farming dispersal has also been found to correlate for the Uto-Aztecan language family.

Added Forster: "Whether in European, Indian, Chinese or other languages, the expression 'mother tongue' and its concept is firmly embedded in popular imagination -- perhaps this is the reason why for so many years the role of fathers, or more likely, specific groups of successful males, in determining prehistoric language switches has not been recognised by geneticists."

"Prehistoric women may have more readily adopted the language of immigrant males, particularly if these newcomers brought with them military prowess or a perceived higher status associated with farming or metalworking."

[+] نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 2:48 PM | |

ناپختگی مغز نوجوان آیا یک خطر نالازم است، یا یک ویژگی حساب شده تکاملی

نوجوانان شهرت بدی دارند. آنها خلق و خوی متغیری دارند. دوست دارند خطرهایی کنند که پدر و مادرهای آنها را به وحشت می اندازد و به نظر هم می رسد که سرخوشانه از پیامدهای احتمالی کنش های خود بی اطلاع هستند. دانشمندان با استفاده از فناوری های مدرن اسکن مغزی کشف کرده اند که دلیل همه اینها آن است که مغز آنها هنوز کاملا جا نیافتاده است – و هنوز در فرایند باز-سیم کشی و تغییر شکل خود است تا به بلوغ و بزرگسالی برسد.

اما یک پرسش اغواکننده در اینجا وجود دارد: چرا مغز انسان در مسیر خود به بلوغ می بایست از چنین مرحله به ظاهر بیهوده و خطرناک – و طولانی – گذر کند؟ آیا این مرحله برای مغز ضربه پذیر نوجوان فایده ای هم دارد، یا آن که این مرحله می بایست فقط به عنوان یک دوره خطرآلود دیده شود؟

این ها پرسش هایی است که نویسنده علمی دیوید دابز در گزارش فوق العاده جالبی در "نشنال جیوگرافیک" طرح می کند. اگرچه بیشتر پژوهشگران علمی بر روی کاستی های نوجوانان و انگیزش های خود-زنی آنها تمرکز کرده اند، دابز جنبه های مثبت مغز نوجوان و نیازهای تکاملی پیش برنده دوران نوجوانی را برجسته می کند.

به گفته دابز، مغز نوجوان تنها یک "کار در حال پیشرفت" نیست، بلکه این مغز در حال هماهنگ سازی (تطابق دادن) خود با چالش های مشخصی است. او می نویسد:

در طول حدود پنج سال گذشته، در حالی که داستان کار در حال پیشرفت در فرهنگ ما گسترش می یافت، رشته مطالعه مغز نوجوان آموخت که خود مستقلا به تفکر عمیق تری در این زمینه بپردازد. شمار کمی از پژوهشگران شروع کردند تا یافته های تازه درباره مغز و ژنتیک را از نگاه روشن تر و محترمانه تری، و به طور مشخص از دیدگاه نظریه تکامل، ببینند. شرحی که به این ترتیب به دست می آید – آن را داستان مغز تطابق پذیر نوجوان بنامید – مغز نوجوان را کمتر به عنوان یک پیش نوس ناپخته و بیشتر به عنوان موجودی بسیار حساس، شدیدا تطابق پذیر ترسیم می کند که تقریبا به طور کامل برای این نقش ساخته شده است که از امنیت خانه به دنیای پیچیده بیرون گام بگذارد. [ادامه در زیر ...]

[برای گزارش دیگری در این زمینه در سامانه پی.بی.اس. اینجا را کلیک کنید]

The Half-Baked Teen Brain: A Hazard or a Virtue?

Time (Magazine) | By Maia Szalavitz | Friday, September 16, 2011 |


Teenagers have a bad reputation. They're moody, they thrive on drama. They take risks that terrify their parents and seem blithely unaware of the potential consequences of their actions. The reason for this, as scientists have discovered through modern brain-scanning technology, is that the teen brain isn't fully cooked — it's still in the process of rewiring and remodeling itself and maturing toward adulthood.

But here's an intriguing question: Why would the human brain pass through such a seemingly senseless and dangerous — and protracted — phase on its way to maturity? Is there some utility to the vulnerable adolescent brain, or should it be seen only as a hazard?

These are the questions raised by science writer David Dobbs in a fascinating feature in National Geographic. Although most scientific research has focused on adolescents' deficits and self-destructive impulses, Dobbs highlights work that looks at the upside of the teen brain and the evolutionary needs that drive adolescence.

MORE: Fact-Check: A Survey Links Facebook to Drug Use in Teens

The teenage brain isn't just a "work in progress," Dobbs argues. Rather, it's adapted to meet specific challenges. He writes:

Over the past five years or so, even as the work-in-progress story spread into our culture, the discipline of adolescent brain studies learned to do some more-complex thinking of its own. A few researchers began to view recent brain and genetic findings in a brighter, more flattering light, one distinctly colored by evolutionary theory. The resulting account of the adolescent brain — call it the adaptive-adolescent story — casts the teen less as a rough draft than as an exquisitely sensitive, highly adaptable creature wired almost perfectly for the job of moving from the safety of home into the complicated world outside.

This view will likely sit better with teens. More important, it sits better with biology's most fundamental principle, that of natural selection. Selection is hell on dysfunctional traits. If adolescence is essentially a collection of them — angst, idiocy, and haste; impulsiveness, selfishness, and reckless bumbling — then how did those traits survive selection? They couldn't — not if they were the period's most fundamental or consequential features.

Dobbs explores the research on changes in the brain's dopamine system, for example, which is what drives teens to novelty and thrill-seeking, and part of what makes socializing with their peers so overwhelmingly attractive. It's maddening to the parent, who focuses on the risks while his teen seeks rewards, but evolutionarily speaking, this is exactly what sexually maturing humans should be doing if they are to successfully find mates and create a social network to support child-raising.

MORE: Students Sue 'Troubled Teen' School for Systematic Sexual, Emotional Abuse

Of course, the problem is that, these days, becoming a teen parent is not the typical road to success. Like many hard-wired human imperatives — the genes that spur our bodies to seek and store fat, for example — it is more adapted to our past than to our present. But when humans first evolved, early reproduction was probably advantageous. And in small, tribal groups, the ability to fit in with one's peers was actually a life-or-death matter — much the way modern teens still tend to view it.

Dobbs' story covers a lot of other fascinating research; check it out here. And let's hope this new perspective engenders a little more compassion for teens: they face big challenges, and being treated dismissively (or worse) by adults doesn't make it easier.

Maia Szalavitz is a health writer at TIME.com. Find her on Twitter at @maiasz. You can also continue the discussion on TIME Healthland's Facebook page and on Twitter at @TIMEHealthland.

  • Related Topics:

adolescence, Adolescence, adolescents, David Dobbs, Mental Health, risk, risk-taking, teen brain, teenagers, teens

[+] نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 2:46 PM | |

مغز نوزادان حتی 9 ماهه می تواند آموزش تمرکز ببیند، با پیامدهای مثبت برای یادگیری

مغز نوزادان حتی 9 ماهه می تواند آموزش تمرکز ببیند، با پیامدهای مثبت برای یادگیری


دانشمندان می گویند آنها اولین مستندهایی را یافته اند که نشان می دهد نوزادانی به کوچکی 11 ماهگی می توانند برای تمرکز دادن توجه آموزش ببینند، که این خود یادگیری مهارت های تازه توسط آنها را آسانتر می سازد.

این مطالعه، توسط دانشگاه لندن، بیرکبک، دریافت نوزادانی که به آنها مجموعه ای از برنامه های رایانه ای نشان داده شد که در آن تشویق شدند تا بر بخش های گوناگون صفحه نمایشگر تمرکز کنند، در آزمون هایی که توان تمرکز آنها را اندازه گیری می کرد بهتر از دیگر نوزادان عمل کردند.

پژوهشگران گفتند که یافته های آنها از این سو مهم است که بهبود توان تمرکز به کودکان در یادگیری مهارت ها و زبان کمک می کند، و مغز نوزادان در دوران اولیه زندگی بیشترین توان سازگاری (تطابق پذیری) را دارد.

با این حال، به مطالعه های بیشتری نیاز است تا مشخص شود که آیا این بهبودی [تمرکز] درازمدت است یا نه.

در این آزمایش، 42 نوزاد برای شرکت در پنج بار تمرین به دو گروه تقسیم شدند. به آنها برنامه رایانه ای که آنها را تشویق می کرد تا حرکت هدف های متحرکی را دنبال کنند، و یا کارتون تلویزیونی نشان داده شد.

پس از آن، از همه نوزادان یک سری آزمون هایی گرفته شد که میزان تمرکز آنها را اندازه می گرفت. نوزادانی که تحت "آموزش مغزی" قرار گرفته بودند می توانستند مدت طولانی تری بر روی تصویرهای مشخص تمرکز کنند و با اسباب بازی ها بازی کنند بدون آن که حواس آنها پرت شود.

سام واس، از مرکز مغز و علوم شناختی بیرکبک، این یافته ها را "بسیار هیجان انگیز" خواند. [ادامه در زیر ...]

 

 

Research Suggests Brain Training for Babies Works

Babies can learn to concentrate by playing "brain-training" computer games, according to new research.

By Laura Donnelly, Health Correspondent
Daily Telegraph | 17 Sep 2011

Scientists say they have found the first evidence that infants as young as 11 months can be taught to focus attention, making it easier for them to learn new skills.

The study by University of London, Birkbeck, found that those who were shown a series of computer programmes, encouraging them to focus on different parts of the screen, performed better than other babies in tests to measure powers of concentration.

Researchers said the findings were significant, because improved focus helps children to learn skills and acquire language, and the brain is at its most adaptable early in life.

However, further studies will be required to see whether improvements are long-lasting.

In the experiment, 42 babies were split into two groups, for five laboratory visits, and either shown computer programmes, which encouraged them to track the progress of moving targets, or television cartoons.


Related Articles


Afterwards, all the infants were given a battery of tests used to measure concentration, when those who had undergone "brain training" able to focus longer on specific images and to play with toys, without getting distracted.

Researcher Sam Wass, from Birkbeck's Centre for Brain and Cognitive Sciences, described the findings as "very exciting".

He said: "We know the brain is more plastic early on, so an impact at this stage could potentially make a big difference to a child's abilities later on. We already know that the early years of school are very important; what we have shown for the first time is that it is possible that difference can be made at an even younger age."

Concentration uses the frontal regions of the brain, which are much less developed in infants and young children than they are in adults, making them more easily distracted.

Further studies will attempt to establish the impact of brain training is in the longer term, starting with infants most likely to suffer from difficulties with attention and learning, such as those born prematurely.

Researchers say if long term success is shown, specially designed computer programmes could help all children - but they believe some parents may be wary of the idea.

Mr Wass said: "Parents want to do everything they can for their child, but often they don't like the idea of fiddling about with baby's brains, and they don't like the idea of putting them in front of computers."

He added: "We love the innocence of the early years: the question is, do we want to leave those intact or do we follow the science, which suggests that if we want to help children's development, the earlier we start the better?"

 

Research Suggests Brain Training for Babies Works

Babies can learn to concentrate by playing "brain-training" computer games, according to new research.

By Laura Donnelly, Health Correspondent
Daily Telegraph | 17 Sep 2011

Scientists say they have found the first evidence that infants as young as 11 months can be taught to focus attention, making it easier for them to learn new skills.

The study by University of London, Birkbeck, found that those who were shown a series of computer programmes, encouraging them to focus on different parts of the screen, performed better than other babies in tests to measure powers of concentration.

Researchers said the findings were significant, because improved focus helps children to learn skills and acquire language, and the brain is at its most adaptable early in life.

However, further studies will be required to see whether improvements are long-lasting.

In the experiment, 42 babies were split into two groups, for five laboratory visits, and either shown computer programmes, which encouraged them to track the progress of moving targets, or television cartoons.


Related Articles


Afterwards, all the infants were given a battery of tests used to measure concentration, when those who had undergone "brain training" able to focus longer on specific images and to play with toys, without getting distracted.

Researcher Sam Wass, from Birkbeck's Centre for Brain and Cognitive Sciences, described the findings as "very exciting".

He said: "We know the brain is more plastic early on, so an impact at this stage could potentially make a big difference to a child's abilities later on. We already know that the early years of school are very important; what we have shown for the first time is that it is possible that difference can be made at an even younger age."

Concentration uses the frontal regions of the brain, which are much less developed in infants and young children than they are in adults, making them more easily distracted.

Further studies will attempt to establish the impact of brain training is in the longer term, starting with infants most likely to suffer from difficulties with attention and learning, such as those born prematurely.

Researchers say if long term success is shown, specially designed computer programmes could help all children - but they believe some parents may be wary of the idea.

Mr Wass said: "Parents want to do everything they can for their child, but often they don't like the idea of fiddling about with baby's brains, and they don't like the idea of putting them in front of computers."

He added: "We love the innocence of the early years: the question is, do we want to leave those intact or do we follow the science, which suggests that if we want to help children's development, the earlier we start the better?"

[+] نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 2:39 PM | |

تبریک سال جدید تحصیلی

 

 از بیانات مقام معظم رهبری
ما می خواهیم آن کسی که از آموزش و پرورش خارج می شود از نظر اخلاقی انسانی شجاع ، خوش بین ،خیر خواه،امید وار،بلند همت و از نظر فکری خلاق ،پرسشگر،اهل نو آوری و از نظر رفتاری فردی منضبط ،قانون شناس باشد .
دانش آموز دوران بلوغش در اختیار شماست . دوران بلوغ یک انسان دوران تحول و شکل یابی شخصیت ماندگار و طولانی اوست . معلم نه فقط با درس خود بلکه با شخصیت خود روی دانش آموزان اثر می گذارد .

 

 

جلوه گر شدن شور و نشاط علمی بر ره پویان علم و معرفت مبارک باد

آغاز سال تحصیلی را به کلیه ی دبیران محترم و دانش آموزان عزیز(سمپادیهای پر تلاش) و خانواده های محترم ، صمیمانه تبریک و تهنیت عرض می نماییم .

از درگاه خداوند متعال ، دستیابی به مدارج عالی علمی ، دینی و اخلاقی ، توأم با موفقیت ، بهروزی و سعادت را  خواهانیم .

 

مشاور دبیرستان استعدادهای درخشان(فرزانگان)

 

[+] نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 2:3 PM | |

منابع کارشناسی ارشد روان شناسی عمومی و بالینی و صنعتی سازمانی

مجموعه روان شناسی ویژگی‌‌های خاصی دارد که آن را به نحوی از سایر رشته‌ها متمایز می‌سازد. از جمله‌ اینکه ‌این رشته جذابیت خاصی دارد چرا که به عنـوان یک عـلم کاربـردی در خدمت زندگـی بهتـر قـرار دارد.روان شناسی درباره‌ی شما، دیگران، رفتارها، عملکرد ذهن و آنچه که به آسانی قابل مطالعه نیست سخن می‌گوید.گرچه با وجود جذابیت این رشته در عین حال باید توجه داشت که دستیابی به ‌این موارد کار چندان آسانی نیست.

از طرفی تعلق این رشته به دو مجموعه‌ی کلی علوم انسانی و علوم پایه از دیگر ویژگی‌‌های منحصر به فرد آن است. از آنجایی که رشته روان‌شناسی از سویی به مطالعه سخت افزار (دستگاه عصبی و غدد) و از سویی دیگر با مطالعه نرم افزار (رفتار، واکنش، عملکرد، تفکر و …) در ارتباط است عده‌ای آن را متعلق به مجموعه انسانی و عده‌ای متعلق به مجموعه‌ی علوم پایه و پزشکی می‌دانند، همانطور که آزمون این رشته نیز، هم توسط وزارت علوم و هم توسط وزارت بهداشت برگزار می‌گردد.به طور کلی روان شناسی یعنی شناخت روان و ذهن افراد که ما از طریق مشاهده رفتار و جلوه‌های آن به بررسی ذهن و ساختار آن می‌پردازیم.

مجموعه روان شناسی شامل 5 گرایش 1- روان شناسی عمومی2- روان شناسی بالینی 3- سنجش و اندازه‌گیری (روان‌سنجی)
4- روان‌شناسی صنعتی و سازمانی 5- روان‌شناسی بالینی کودک و نوجوان

می‌باشد.

روان شناسی بالینی، پر طرفدارترین گرایش این مجموعه است‌ .روان‌شناسی بالینی با ارزیابی، تشخیص و درمان اختلالات از اختلالات بالینی شدید تا مشکلات جزیی فردی که به نحوی عملکرد فرد را در زندگی با مشکل مواجه کرده است، سر و کار دارد. کارشناس ارشد روان‌شناسی بالینی می‌تواند به عنوان روان‌شناس بالینی به کار روان درمانی در بیمارستان‌‌های روانی، کلینیک‌‌های روان‌شناسی، مراکز مشاوره و راهنمایی، سازمان بهزیستی و ادارات مربوطه به صورت فردی یا گروهی مشغول گردد. امکان ادامه تحصیل در این گرایش در مقطع دکترا در انستیتو روانپزشکی تهران و دانشگاه علوم بهزیستی وجود دارد.

روان‌شناسی عمومی، دیگرگرایش این مجموعه است که به نسبت 3 گرایش دیگر ظرفیت پذیرش بالاتری را نیز به خود اختصاص داده است. روان‌شناسی عمومی با مسائلی چون رفتار، رشد، هوش، یادگیری، حـافظه، انگیـزه، هیجـان، بهنجاری و ناهنجاری و رفتارهای اجتماعـی سر و کار دارد.کارشناس ارشـد روان شناسی عمومی‌می‌تواند به کار درمان مشکلات خانوادگی، بین فردی، فردی، تحصیلی، شغلی، زناشویی و پژوهش‌‌‌های روان شناختی، خدمات روان شناسی در مراکز بهزیستی و بهداشت روانی بپردازد.دانشگاه‌‌های تربیت مدرس، علامه طباطبایی و الزهراء، شهید چمران اهواز، شیراز و علوم تحقیقات امکان ادامه تحصیل در مقطع دکترا را برای این گرایش مهیا دارند.

روان سنجی، گرایش سوم مجموعه روان شناسی است که کمترین تعداد داوطلب و در عین حال کمترین تعداد پذیرش را دارا است‌. روان سنجی عمدتاً با آمار، شیوه‌های سنجش در آموزش و پرورش و یادگیری، ارزیابی‌های روانشناختی از طریق آزمون‌‌های روانی و شیوه‌های گزینش و سرند کردن در ارتباط است‌.کارشناس ارشد روان‌سنجی می‌تواند به کار اجرای آزمون‌‌های روانی - تشخیصی، سنجش هوش، ویژگی‌‌های شخصیتی، آسیب‌های مغزی، عقب ماندگی‌های ذهنی، ارزیابی در آموزش و پرورش، سازمان سنجش و داده‌پردازی مشغول گردد. یا به همراه یک تیم درمان در کلینیک‌‌های روان شناختی مشغول به کار گردد. گرایش روان سنجی در حال حاضر در ایران دکترا ندارد و اساتید دارای تخصص این گرایش در ایران بسیار محدودند‌.

روان‌شناسی صنعتی و سازمانی، از سال 1383 به این مجموعه افزوده شده است. روان‌شناسی صنعتی و سازمانی پلی است بین روان‌شناسی محض و مهندسی انسانی. این رشته عمدتاً با علل، معلول‌های رفتاری، تأثیرات متقابل فرد و محیط کار و اثرگذاری محیط- فرد بر روی هم بحث می‌کند. گرچه ظرفیت پذیرش در این رشته بسیار محدود است ولی امروزه بسیاری از کارخانجات ضرورت آن را حس کرده‌اند و درصدد بهره‌گیری از روان‌شناسان صنعتی در بهبود شرایط کاری خود هستند، که البته این گرایش در وزارت علوم نیز 2 نفر ظرفیت دارد.

روان‌شناسی بالینی کودک و نوجوان، از سال 1384 به مجموعه روان‌شناسی افزوده شد. این گرایش همگام با روان‌شناسی بالینی است با این تفاوت که با اختلالات دوران کودکی و نوجوانی سر و کار دارد.

منابع کارشناسی ارشد را به صورت كاملا دقيق نمي توان مشخص كرد.با اين حال مواردي است كه توجه به آنها احتمال قبوليتان را بسيار زياد مي كند.براي شركت در آزمون كارشناسي ارشد روانشناسي وزارت علوم (يعني دانشگاههاي دولتي و پيام نور) و دانشگاه آزاد نوع مدرك كارشناسي اهميت ندارد يعني يك كارشناس كشاورزي يا عمران مي تواند در آزمون كارشناسي ارشد روان شناسي شركت كند و پذيرفته شود!! و بالعكس!!(البته به علت رقابت زياد، احتمال قبولي اين افراد در سالهاي اخير به شدت كم شده است).اينجانب هرگز توصيه نمي كنم با مدرك نامرتبط در رشته ديگر بويژه روان شناسي شركت كنيد.قطعا در فعاليتهاي حرفه اي،شغلي،استخدامي و حتي ادامه تحصيل در مقطع دكترا دچار مشكلات عديده اي خواهيد بود.براي شركت در آزمون كارشناسي ارشد روان شناسي وزارت بهداشت حتما بايد مدرك كارشناسي روان شناسي(كليه گرايشها) يا مشاوره داشته باشيد.اميدواريم اين قانون براي ديگر دانشگاهها نيز تصويب شود.

برای دسترسی به تازه ترین منابع باید از اساتید، دوستان و بخصوص دانشجويان كارشناسي ارشدي که در سالهاي قبل (ترجیحا 2 سال قبل) در مقطع کارشناسی ارشد قبول شده اند کمک بگیرید. هرچند که در چند سال گذشته تغییر کمی در این منابع صورت گرفته است. بیشتر سئوالات آزمون کارشناسی ارشد مفهومی هستند. بدین معنی که اگر داوطلبی مفاهیم دروس رشته خود را بخوبی مطالعه و درك کرده باشد حال از هر کتابی که آنها را مطالعه کرده است به آن سئوالها جواب خواهد داد،بطور مثال وقتي يك داوطلب در درس آسيب شناسي رواني با پنج محور DSM آشنايي داشته باشد و يا طبقه اختلالات اضطرابي را خوب فهميده باشد در آزمون موفق است هر چند ممكن است از منبعي استفاده كرده باشد كه جز ليست نباشد و يا مطالبي را در كلاس درس ياد بگيرد و كمك كننده باشد.

ترتيب مطالعه درسها: درسها را به همان ترتيبي كه دانشگاه درسها را به صورت پيش نياز ارايه كرده و شما قبلا گذرانديد ،مطالعه كنيد.مثلا شما اول روان شناسي رشد را گذرانديد بعد آسيب شناسي رواني.

بجای مطالعه همه منابعی که از مراجع مختلف به دست شما می رسد، سعی کنید منابع جامع و مهم را بطور دقیق، کامل و با مرور بخوانید.اينكه چه جوري بخوانم؟ خود شما بهتر مي توانيد به اين سوال جواب دهيد! (تجربه شخصي: علاوه بر علامت گذاري مطالب مهم در كتب، مطالبي كه احتمال مي دهيد مهم تر هستند و ممكن است فراموش كنيد در برگه اي ديگر خلاصه نويسي و رمز گرداني كنيد تا نزديك امتحان مرور كنيد.خلاصه نويسي هر درس يا كتاب را جدا كنيد).موفقيت با كساني است كه همان منابع جامع و مهم را بهتر و دقيقتر بخوانند.به تعداد كتابهاي مورد مطالعه زياد توجه نكنيد.(تجربه شخصي: اينجانب براي درس آسيب شناسي رواني علاوه بر اينكه در دوران تحصيل كتاب آسيب شناسي رواني را با دكتر آزاد گذراندم،كتاب روان شناسي مرضي تحولي دادستان(دو جلد) را خوب مطالعه كردم و ضرايب بسيار بهتري نسبت به يكي از همكلاسي هايم داشتم كه علاوه بر كتاب دكتر دادستان كتاب خلاصه روانپزشكي كاپلان را نيز مطالعه كرده بود!).

سعی کنید از هر درس حداقل یک کتاب را بخوانيد بدین معنی که هیچ درسی را به نفع سایر دروس کنار نگذارید. لازم به ذکر است که در هر درس تعدادی از سئوالات در سطح دشواری نسبتا پایینی قرار داشته و شما با خواندن حتی یک کتاب از هر درس نیز می توانید به تعدادی از سئوالات آن درس جواب دهید.اين فرصت بزرگ را هرگز از دست ندهيد.

در هر درس یک یا دو کتاب که مهمترین منابع آن درس را تشکیل می دهند مطالعه کنید، سپس به سراغ مهمترین منبع درس بعدی رفته و به‌همین صورت ادامه دهید تا هنگامی که مطالعه مهمترین منابع همه دروس را تمام کنید. به این‌صورت وقت شما بین دروس مختلف توزیع می شود.

هنگامي كه براي خود برنامه مي ريزيد منعطف باشيدچون متوجه خواهيد شد كه براي بعضي دروس بايد وقت بيشتري بگذاريد چون پراكندگي منابع آن زياد است و برخي نيز منابع محدودي دارند(مثلا علم النفس) كه وقت شما را كمتر مي گيرند.

براي درس زبان انگلیسی بهترين توصيه اين است كه در دوران تحصيل به پاورقيهاي انگليسي كتابهاي درسيتان توجه كنيد و اگر لازم ديديد فيش برداري كنيد.مواقع زيادي پيش مي آيد كه مي توانيد از فيشهايي كه نوشتيد استفاده كنيد(مثلا زمانيكه در مسير دانشگاه يا .. هستيد).اگر از ابتداي تحصيلتان روزانه با 3 لغت ! تخصصي آشنا شويد قطعا در آينده كارتان راحتتر خواهد بود.توصيه مي كنم مطالعه زبان را هر روز به مدت حداكثر يك ساعت در برنامه تان قرار دهيد.(تجربه شخصي:مطالعه زبان قبل از خواب و بعد از مطالعه روزانه دروس ديگر مفيد است،فريب يادگيري زبان در خواب را نخوريد.شما در درسهاي انگيزش هيجان ،روان شناسي فيزيولوژيك و آسيب شناسي رواني به صورت تلويحي به اهميت خواب كامل و آرام پي مي بريد بنابراين خواب شيرين و معمولي خود را خراب نكنيد!. دانشجويان دانشگاه پيام نور با مطالعه و مرور كامل كتاب درسي خود يعني متون روان شناسي عمومي به زبان خارجه 1 و 2 (از جعفري گوهر و عليمحمدي) كه راهنماي آنها نيز موجود است اطلاعات كامل و جامعي را كسب مي كنند.مطالعه عميق منابع درسي در دوران تحصيل بسيار مهم هستند.مثلا منبع درسي آسيب شناسي رواني 1 دانشگاه پيام نور (تاليف ديويسون ترجمه دكتر دهستاني) منبع بسيار مهم و جامعي است.

حتما،حتما براي نمونه سوالات آزمونهاي كارشناسي ارشد سالهاي قبل وقت بگذاريد.اول اينكه تا شما سوالات سالهاي قبل را نبينيد نمي توانيد تشخيص دهيد كه چه مطالبي مهم تر هستند.بنابراين اگر با سوالات قبلي آشنايي داشته باشيد با چشماني باز جلو مي رويد.دوم اينكه در حين و بعد از مطالعه مي توانيد با نمونه سوالات، خودتان را محك بزنيد.اگر عملكرد خوبي نداشتيد نااميد نشويد به تلاشتان ادامه دهيد احتمال اينكه زمان آزمون عملكرد بهتري داشته باشيد كم نيست.موفق باشيد.(عبداله زاده 1388) http://psychologyinfo.blogfa.com

آمار و روش تحقيق:- احتمالات و آمار كاربردي در روان شناسي و علوم تربيتي،دكتر دلاور- روش تحقيق در علوم رفتاري ،دكتر سرمد و بازرگان و حجازي- روش تحقيق در روان شناسي و علوم تربيتي،دكتر دلاور

روان شناسي عمومي:- زمينه روان شناسي،هيلگارد،دو جلد ، ترجمه براهنی یا رفيعي

مرضي و استثنايي:- روان شناسی کودکان استثنایی دکتر سیف نراقی- روان شناسي مرضي تحولي 2 جلد اول دادستان- آسيب شناسي رواني 2 جلد ،سليگمن ترجمه سيد محمدي- (روان شناسي كودكان استثنايي،ميلاني فر)

زبان تخصصي:- پاورقيهاي منابع اعلام شده و فيش برداري از آنها -متون روان شناسي عمومي به زبان خارجه 1 و 2 (از جعفري گوهر و عليمحمدي)انتشارات پیام نور يا متون روان شناسي از نايينيان

علم النفس:- روان شناسي شخصيت از ديدگاه دانشمندان ،دكتر احمدي-علم النفس دكتر حسن احدي.-علم النفس دکتر ایروانی و صبحی

رشد: - روان شناسي ژنتيك ،دكتر منصور-روان شناسي رشد دو جلد ، ترجمه یحیی سید محمدی-

انگيزش هيجان و روان شناسي فيزيولوژيك:- انگيزش و هيجان ،كريم خداپناهي - روان شناسي فيزيولوژيك کریم خداپناهی

روان شناسي باليني:- روان شناسي باليني ،شاملو - روان شناسي باليني، دكتر دادستان- روان شناسي بالینی جری فیرس ترجمه فیروز بخت

كتاب تست:مجموعه تستهاي گروه روان شناسي و مجموعه تستهاي سال قبل .مجموعه كتابهاي انتشارات سنجش تكميلي.

با توجه به اينكه نمي توان به طور دقيق منابع كارشناسي ارشد را براي سالهاي بعدي پيش بيني كرد، شرط اصلي در قبولي شما علاوه بر مطالعه منابع فوق، مطالعه دقيق و كامل كليه كتب درسي در دسترس شما و افزايش دامنه اطلاعات در طول تحصيل است.

دانشجويان محترم روان شناسی دانشگاه پيام نور مرکز بهشهر ليست منابع را می توانند از مسوول آزمایشگاه روان شناسي تهيه كنند.http://psychologyinfo.blogfa.com

منابع تخصصی روان شناسی صنعتی و سازمانی

  • رفتار سازمانی
  1. مردم در سازمانها - تالیف میچل
  2. رفتار سازمانی (۳ جلد) -تالیف رابینز
  3. روانشناسی کار- تالیف محمود ساعتچی
  • روانشناسی اجتماعی
  1. روانشناسی اجتماعی - تالیف ارنسون ترجمه دکتر شکر کن
  2. روانشناسی اجتماعی - تالیف یوسف کریمی
  • روانشناسی صنعتی وسازمانی
  1. روانشناسی صنعتی وسازمانی- تالیف ریجو
  2. روانشناسی صنعتی وسازمانی- تالیف کورمن
  3. روانشناسی صنعتی وسازمانی- اسپکتور
  4. روانشناسی صنعتی وسازمانی- تالیف دکتر مهداد

علاوه بر این ها کتابهایی در این زمینه از دکتر ساعتچی و حمزه گنجی مفید خواهد بود.

  • بالندگی سازمانی
  1. مدیریت تحول -تالیف فرنچ وبل
  2. مدیریت تحول و بالندگی - تالیف کامینگز و وارلی
  • مدیریت امور کارکنان ومنابع انسانی
  1. مدیریت امور کارکنان ومنابع انسانی - دولان شولر
  2. مدیریت امور کارکنان ومنابع انسانی- دکتر سعادت                                         منبع

[+] نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 2:0 PM | |

دکتر حسابی

بازی روزگار را نمی فهمم!

من تو را دوست می دارم... تو دیگری را... دیگری مرا... و همه ما تنهاییم!

داستان غم انگیز زندگی این نیست که انسانها فنا می شوند،
این است که آنان از دوست داشتن باز می مانند.

همیشه هر چیزی را که دوست داریم به دست نمی آوریم،
پس بیاییم آنچه را که به دست می آوریم دوست بداریم.

انسان عاشق زیبایی نمی شود،
بلكه آنچه عاشقش می شود در نظرش زیباست!

انسان های بزرگ دو دل دارند؛
دلی که درد می کشد و پنهان است و دلی که میخندد و آشکار است.

همه دوست دارند که به بهشت بروند،
ولی کسی دوست ندارد که بمیرد ... !

عشق مانند نواختن پیانو است،
ابتدا باید نواختن را بر اساس قواعد یاد بگیری. سپس قواعد را فراموش کنی و با قلبت بنوازی.

دنیا آنقدر وسیع هست که برای همه مخلوقات جایی باشد،
پس به جای آنکه جای کسی را بگیریم تلاش کنیم جای واقعی خود را بیابیم.

‏‏اگر انسانها بدانند فرصت باهم بودنشان چقدر محدود است؛
محبتشان نسبت به یکدیگر نامحدود می شود.

عشق در لحظه پدید می آید
و دوست داشتن در امتداد زمان
و این اساسی ترین تفاوت میان عشق و دوست داشتن است.
راه دوست داشتن هر چیز درک این واقعیت است که امکان دارد از دست برود :

انسان چیست ؟
شنبه: به دنیا می آید.
یكشنبه: راه می رود.
دوشنبه: عاشق می شود.
سه شنبه: شكست می خورد.
چهارشنبه: ازدواج می كند.
پنج شنبه: به بستر بیماری می افتد.
جمعه: می میرد.
فرصت های زندگی را دریابیم و بدانیم که فرصت با هم بودن چقدر محدود است

[+] نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 1:57 PM | |

گرايشهاي اجتماعي مطلوب

بررسي ساختار عاملي، روايي و اعتبار مقياس گرايشهاي اجتماعي مطلوب در بين دانشجويان كجباف محمدباقر,سجاديان ايلناز*,نوري ابوالقاسم * دانشگاه اصفهان

اين پژوهش با هدف بررسي روايي و پايايي مقياس گرايشهاي اجتماعي مطلوب در بين دانشجويان دوره كارشناسي دانشگاه اصفهان به مرحله اجرا درآمده است. جامعه آماري اين پژوهش را كليه دانشجويان دوره كارشناسي دانشگاه اصفهان در سال تحصيلي 1388-1387 تشكيل مي دادند كه به روش تصادفي ساده و بر حسب فرمول تعيين حجم کوهن و همکاران (2000)، تعداد 300 نفر بعنوان نمونه در نظر گرفته شدند. پرسشنامه هايي كه به طور همزمان در اين پژوهش مورد استفاده قرار گرفتند بدين شرح است: پرسشنامه 25 سوالي گرايشهاي اجتماعي مطلوب تجديدنظر شده كارلو و همکاران (2003)، پرسشنامه 20 سوالي رفتار اجتماعي مطلوب جهاني راشتون و همکاران، (1981)، پرسشنامه 7 سوالي نگراني هاي همدلانه ديويس (1983)، پرسشنامه 4 سوالي ارزشهاي نوعدوستانه نيكل (1998)، وب و همکاران (2000) و پرسشنامه 4 سوالي انگيزش مسووليت اجتماعي استيل و همكاران (2008). در پايايي از ضرايب آلفاي كرونباخ، اسپيرمن - براون،گاتمن و بازآزمايي و در روايي از تحليل عاملي (مولفه هاي اصلي و چرخش از نوع واريماكس) و روايي همزمان (همبستگي بين مقياسها) استفاده شده است. نتايج حاصله نشان داد كه ضريب آلفاي كرونباخ براي مقياسهاي گرايشهاي اجتماعي مطلوب تجديدنظر شده، رفتارهاي اجتماعي مطلوب جهاني، نگراني هاي همدلانه، ارزشهاي نوعدوستانه و انگيزش مسووليت اجتماعي، به ترتيب برابر با 0.861، 0.845، 0.600، 0.500، 0.782 هستند. روايي همزمان بين پرسشنامه هاي گرايشهاي اجتماعي مطلوب تجديدنظر شده با مقياسهاي رفتارهاي اجتماعي مطلوب جهاني، نگراني هاي همدلانه، ارزشهاي نوعدوستانه و انگيزش مسووليت اجتماعي در سطح (p<0.0001) معنادار بود. نتايج تحليل عاملي براي پرسشنامه گرايشهاي اجتماعي مطلوب كارلو و همكاران (2003) نشان داد كه اين پرسشنامه داراي پنج عامل به نامهاي رفتارهاي اجتماعي مطلوب ناشناس (گمنام)، نوعدوستانه و جمعي، هيجاني، در موقعيت بحراني (اضطراري) و متابعت آميز است.

كليد واژه: گرايشهاي اجتماعي مطلوب، رفتار اجتماعي مطلوب جهاني، نگراني هاي همدلانه، ارزشهاي نوعدوستانه، انگيزش مسووليت اجتماعي، پايايي، روايي

منبع

[+] نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 1:56 PM | |

:: مطالب پيشين
ارتباط با مدیر ...
* نام و نام خانوادگی :
* آدرس ایمیل:
موضوع پیام:
*پیام: