
براي تبادل لينک ابتدا لينک مارو
بانام:روانشناسی و مشاوره جمهوری اسلامی ایران در وبلاگ ياسايتتان قراردهيد ،
سپس از طريق فرم نظرات به ما خبر دهيد تا در اسرع وقت شما نیز لینک گردید.
خرداد 1389
اردیبهشت 1389
فروردین 1389
اسفند 1388
بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
وقتی پر از سوال باشی می توانی مفید باشی ، می توانی سازنده باشی ، می توانی دوست بداری و دوست داشته شوی . می توانی پر تلاش باشی و راه حل بیابی ، می توانی از میان کوله باری از رنج ها ، موانع و محدودیتها راهی برای عبور پیدا کنی .. می توانی روشن ببینی و از خودت ، تغییراتت ، سختی هایت و اشتباهاتت نهراسی ، درس بگیری و پیش بروی ... می توانی بفهمی که تو هم انسانی هستی همچون بقیه که با آزمون و خطا بزرگ می شوی ،..
با سوال کردن و کنکاش و جستجو ، می آموزی که انسانها با هم برابرند و هیچ کس به هر دلیلی مجاز به برتری جویی و سلطه گری نیست ... یاد خواهی گرفت که همانگونه که تو با تجربیات و گذشتن و آموختن از خطاها و اشتباهاتت رشد می کنی ، دیگران هم اینگونه اند ... خواهی آموخت که همانگونه که هیچ کس بر تو برتری و ترجیح ندارد ، تو نیز حق خود برتربینی نداری ...
آن وقت است که تلاش می کنی با این باور، خویشتن ، خانواده ، محیط و جامعه ای بسازی پویا و متحول ... و در این راه ناهموار و پر افت و خیز ، هیچگاه نقش خودت را کوچک ، ضعیف ، ناچیز و ناتوان نخواهی دید ... بلکه با تکیه بر بزرگی وجود، همیشه تاثیر گذار و نافذ خواهی بود ...
آزمون ها و پرسشنامه های روانشناختی![]()
اخبار روانشناسی ، روانپزشکی و مشاوره![]()
مجلات تخصصی و سایت های روانشناسی![]()
(مقالات متخصصین(انگلیسی![]()
(مقالات متخصصین(فارسی![]()
معرفی اختلالات روانی_رفتاری![]()
اختلالات و مشکلات رفتاری![]()
روان شناسان مشهور Key people![]()
اساتید محترم cv![]()
پایان نامه ها![]()
پژو هشهای علمی (بیدی) نقش مادر در تربیت فرزند![]()
پژو هشهای علمی (بیدی) تفکرات غیر منطقی![]()
(پژو هشهای علمی (بیدی Addiction to internet![]()
روانشناسی کودک![]()
خانواده![]()
نکته های زندگی![]()
سخن بزرگان![]()
حدیث روانشناسی![]()
مناجات با خالق هستی![]()
نغمه های جان![]()
معرفی کتاب![]()
مناسبت ها![]()
کلیپ![]()
بدون شرح![]()
خدایا، به مذهبی ها بفهمان که آدم از خاک است ، بگو که: یک پدیده مادی نیز به همان ماده خدا را معنی می کند که یک پدیده غیبی، در دنیا همان اندازه خدا وجود دارد که در آخرت. و مذهب اگر پیش از مرگ به کار نیاید، پس از مرگ هم به هیچ کار نخواهد آمد. خدایا، به من توفیق تلاش در شکست ، صبر در نومیدی ، رفتن بی همراه ، جهاد بی سلاح، کار بی پاداش، فداکاری در سکوت ، دین بی دنیا ، مذهب بی عوام ، عظمت بی نام ، خدمت بی نان، ایمان بی ریا ، خوبی بی نمود، گستاخی بی خامی ، مناعت بی غرور، عشق بی هوس ، تنهايي در انبوه جمعيت ، دوست داشتن بي آنكه دوست بداند ، روزي كن! خدايا، مرا با ابتذال آرامش و خوشبختي مكشان ، اضطراب هاي بزرگ ، غم هاي ارجمند و حيرت هاي عظيم را به روحم عطا كن . لذت ها را به بندگان حقيرت ببخش و درد هاي عزيز به جانم ريز! خدايا، انديشه و احساس مرا به حدي پايين مياور كه زرنگي هاي حقير و پستي هاي نكبت بار و پليد شبه آدم هاي اندك را متوجه شوم ، چه ، دوست مي دارم بزرگواري گول خور باشم تا ، همچون اينان ، كوچكواري گول زن!
خدایا؛ «عقیده» مرا از دست «عقده ام» مصون بدار.
خدایا؛ به من قدرت تحمل عقیده «مخالف» ارزانی بدار.
خدایا؛ به من زیستنی عطا کن که در لحظه مرگ بر بی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است حسرت نخورم و مردنی عطا کن که بر بیهودگیش سوگوار نباشم، بگذار تا آنرا من خود انتخاب کنم اما آنچنان که تو دوست می داری.
خدایا؛ «چگونه زیستن» را تو به من بیاموز، «چگونه مردن» را خود خواهم آموخت.
خدایا؛ خودخواهی را چنان در من بکش یا چنان برکش تا خودخواهی دیگران را احساس نکنم و از آن در رنج نباشم.
خدایا؛ مرا در ایمان «اطاعت مطلق» بخش تا در جهان «عصیان مطلق» باشم.
خدایا؛ رحمتی کن تا ایمان «نام و نان» برایم نیاورد، قوتم بخش تا نانم را و حتی نامم را در خطر ایمانم افکنم.
خدایا؛ بر اراده، دانش، عصیان، بی نیازی، حیرت، لطافت روح، شهامت و تنهاییام بیفزای.
خدایا؛ در برابر هر آنچه انسان ماندن را به تباهی می کشاند، مرا با «نداشتن» و «نخواستن» روئین تن کن.
خدایا؛ به من توفیق تلاش در شکست، صبر در نومیدی، رفتن بی همراه، جهاد بی سلاح، کار بی پاداش، فداکاری در سکوت، دین بی دنیا، مذهب بی عوام، عظمت بی نام، خدمت بی نان، ایمان بی ریا، خوبی بی نمود، گستاخی بی خامی، مناعت بی غرور، عشق بی هوس، تنهایی در انبوه جمعیت، دوست داشتن بی انکه دوست بداند، روزی کن.
در پایان اگر تنهاترین تنها شوم باز خدا هست، او جانشین همه نداشتن هاست. ( منبع :کتاب ” نیایش “ )
[+]
نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 7:32 PM
|
|
بسم الله الرحمن الرحیم![]()
الهى من كيستم و اطوار خلقتم چيست.
الهى همه از مردن ميترسند و من از زيستن كه اين كاشتن است و آن درويدن كلما رزقوا منها من ثمرة رزقا قالوا هذا الذى رزقنا من قبل و اتوا به متشابها، و الدنيا مزرعة الآخرة، جزاء وفاقا.
الهى غذا بكردار و گفتار رنگ و بو مىدهد واى بر آنكه دهنش مزبله است.
الهى عبادت بى معرفتخروارى بخردلى فلا نقيم لهم يوم القيمة وزنا. خرم آنكه ثقلت موازينه.
الهى ميوه در طول هسته خود است و جزا در طول عمل بلكه نفس عمل يوم تجد كل نفس ما عملت من خير محضرا و ما عملت من سوء خوشا آنكه روضة من رياض الجنة است.
الهى در بسته نيست ما دست و پا بستهايم. ![]()
الهى در جواب خطاب يا ايها الذين آمنوا لبيك بگويم مايه شرمندگى است، نگويم دور از وظيفه بندگى.
الهى امروز هم چون اليوم نختم على افواههم كه لا يسئل عما يفعل و هم يسئلون.
الهى دل خوشم كه آلهى گويم.
الهى دل به جمال مطلق دادهايم هر چه باداباد.
الهى كيست كه موفق بزيارت جمال دل آرايتشد و شيدايت نشد.
الهى كى الله گفت و لبيك نشنيد. ![]()
الهى حرفهايم اگر مشوش است از ديوانه پراكنده خوش است.
الهى گل دماغ را معطر كند و گندنا دهن را ابخربا اينكه كاشته ديگرانند و خارج از ذات ما پس آنچه در خود كاشتهايم با ما چه خواهد كرد.
الهى پيش از تشنگى آب از چشمهسار مىجوشد و تشنه تشنه است و پيش از گرسنگى گندم از كشتزار ميرويد و گرسنه گرسنه است عشق است كه در همه ساريستبلكه يكسره جز عشق نيست.
الهى خوابهاى ما را تبديل به بيدارى بفرما. ![]()
الهى آنكه سحر ندارد از خود خبر ندارد.
الهى ذلت و لذت قريب هم بلكه قرين همند كه ان مع اليسر يسرا راهرو در رنج تن گنج روان يابد و در اين بار گران بار گران.
الهى آنكه عالم است عامل است اين خفته صنعتگر است نه دانشور.
الهى آنكه سرمايه دارد و از آن بهره نمىبرد از گدا گرفتارتر و بيچارهتر است.
الهى شكرت كه در لباس دوستانت هستم، مرا در عداد دوستانتبدار. ![]()
الهى در صورت انبيايم داشتى در سيرت آنانم هم بدار.
الهى عاشق را ترك ما سواى معشوق عين فرض است كه يك دل و دو معشوق كذب محض است.
الهى در اياك نستعين صادقم و در اياك نعبد كاذب نيستم.
الهى كريمه الله يتوفى الانفس حين موتها و التى لم تمت فى منامها خواب را شيرين مىكند و مرگ را شيرين تر.
الهى شب پره را در شب پرواز باشد ومن را نباشد.
الهى هر چه پيش آمد خوش آمد كه مهمان سفره توايم. ![]()
الهى تن خوش است كه براى يكتا دو تا بود و جان خوش است كه از دو تا يكتا بود.
الهى اگر خدا خدا نكنيم چه كنيم و اگر ترك ما سوا نكنيم چه كنيم؟
الهى در شگفتم از كسى كه غصه خودش را نميخورد و غصه روزيش را ميخورد.
الهى فرزانگان گنگ شدند ديوانگان چه بگويند.
الهى اسمى جز بى اسمى برايم مباد.
الهى چرا بگريم كه تو را دارم و چرا نگريم كه منم.
الهى بر سر نوح نجى چه آوردند كه تا رب لا تذر گفت؟!سلام على نوح فى العالمين. ![]()
الهى كودكان كتابى بوعده گرد و بكمال رسند و بزرگان كودك مآب بوعده مينو.
الهى خوشا بحال عالين كه جز تو نديدند و ندانند.
الهى حرم بر نامحرم حرام است محرم چرا محروم باشد.
الهى به امروز و فردا نه كار امروز رسيده شد نه فردا چه كنيم با كل ياتيه يوم القيمة فردا.
الهى بدان بر ما حق بسيار دارند تا چه رسد بخوبان.
الهى جهان زندان رندان است و جهانبان بهشت آنان ما را با رندان بدار.
الهى قاسم كه تويى كسى محروم و مغبون نيست. ![]()
الهى باد دان بتوان بسر بردن با دو نان چه بايد كرد.
الهى چه عذابى از حجاب سختتر استبحق خودت از جهنم حجابم وارهان.
الهى توبه از گناه آسان است توفيق ده كه از عبادتمان توبه كنيم.
الهى شكرت كه مىگويم شكرت.
الهى اگر آخرم مثل اولم باشد بدا به اول و آخرم.
الهى خلقى در ناسوت متوغلند و جمعى بمثال ملتذند و قليلى در ملكوت مبهوت، سبحانك ما اعظم خلقك و امرك؟!
الهى از نام بردن انبياء و ملائكه شرم دارم كه با كدام زبان، با نام تو چه كنم كه فرمودهاى عظم اسمائى، و با تلاوت كتاب تو چه كه لا يمسه الا المطهرون.
الهى لولا الشيطان لبطل التكليف سبحانك ما احسن صنعك.
الهى شكرت كه پريشانى بمقام يقين رسيده است.
الهى شكرت كه از تنهايى و خلوت لذت ميبرم چه تنها از خلوت وحشت دارد.
الهى بكبريائيتسوگند كه از ثياب فقر فخر دارم و از فاخر شرم كه در آن هم رنگ بينواى دل شكستهام و در اين بيم دل شكستن است چه كنم كه در اين اوان بى اساس لولا اللباس لا لتبس الامر على اكثر الناس.
الهى لذت گرسنگى را در كامم بركت ده. ![]()
الهى حشر با عالم خيال كه اينقدر لذيذ استحشر با عالم عقل چه خواهد بود.
الهى آمدم ردم مكن، آتشينم كردهاى سردم مكن.
الهى اگر تا قيامتبراى يك صغيره استغفار كنم از شرمندگى تقصير بندگى بدر نخواهم شد.
الهى سخن در عفو و رحمتت نيست گيرم كه تو بخشيم من از شرمندگى چه كنم تو خود گواهى كه از استغفار شرم دارم.
الهى استغفار خواستن غفران تستبا خاطره گناه چه كنيم.
الهى چه بايد كرد كه گناه فراموش شود و گرنه با ياد گناه اگر برانى شرمنده و اگر نوازى شرمندهترم.
الهى ديگر از بهشت لذت نتوانم برد چه عفو احسان در ازاى جرم و عصيان انفعال بيشتر آورد مگر جنت لقاء نصيب شود كه در حضور تام جز تو فراموش شود.
الهى واى بر آنكه در شب قدر فرشته بر او فرود نيامده با ديو همدم و همنشين گردد.
الهى يقينم را زياد گردان و اضطرابم را به اطمينان مبدل كن و آنى را در آخر خواهى كنى در اول كن كه شفاعت آخرين از آن ارحم الراحمين است.
الهى دل خوش بودم كه گاهى گريه سوزناك داشتم و دانههاى اشك آتشين ميريختم ولى اين فيض هم از من بريده شد كه بيم زوال بصر است و امور مهمى كه در آنها امتثال فرمان تو است در نظر، ولى بارآلها عاشق نگريد چه كند و بنده فرمان نبرد چه كند.
الهى مرا در سايه خاتم صلى الله عليه و آله و سلم داشتى كه تو را يابم و بندگانت را دريابم شكر اين موهبت چگونه گذارم بارآلها ناپاك را بسويتبار نيست و با بندگانت كار نيست دستم را بدار تا در راهم استوار باشم.
الهى حشر و صحبتبا خيالات نوعى از ماليخوليا است.كه الجنون فنون بحرمت عوالم عقول از آنم برهان و به اينم برسان كه اين حضور نور دهد و آن صحبت ظلمت.
الهى چگونه شور و نوايم نباشد كه از آنچه در كامم ريختى اگر كوه دماوند از آن لب تر كند پاى كوبان سر از پا نشناسد و دست افشان از دستبرود.
الهى اگر علم رهزن شود عاصم جز تو كيست.
الهى اگر دانشمند رهزن شود از هر اهريمنى بدتر است كه دزد با چراغ است. ![]()
الهى حاصل يك عمر درس و بحثم اين شد كه جهانرا جهانبانى است و انسان را سروسامانى.
الهى اى آشنايم تو خود دانى كه بيگانهام بيگانه ترم كن خوشا بحال مؤمن كه غريب است.
الهى ستارهشناس شدم و خودشناس نشدم، از رموز زيج و ربع مجيب و اسطرلاب با خبرم و از اسرار جام جم خويش بيخبر. ![]()
الهى بتسنگين شكستن نيك آسان است و بت نفس شكستن سخت دشوار، خنك آنكه از امتخليل بتشكن است كه هر دو را بشكست.
الهى اگر سر مويى باورم شود كه پيشهام در پيشگاه تو پذيرفته است چون سروى كه از وزش صبا بچپ و راست ميچمد چنان پاى كوبى و دست افشانى كنم كه سنگ و گل را از شورم بشورانم و كوه را از سازم برقصانم.
الهى سرتاسر ذرات عوالم وجود در جنب و جوشند چگونه من خاموش باشد.
الهى آنكه را عشق نيست ارزش چيست.
الهى سر در راه سردار دادن آسان است و دل بدست دلدار دادن دشوار، كه آن جهاد اصغر است و اين اكبر.
الهى حاصل فكرم بى فكرى استخنك آنكه از فكر بگذشت.
خنك آن حاجى كه ناجى است.
الهى وسعت جهان كيانى كه اين است فسحت عالم ربانى چون خواهد بود.
الهى از من آهى و از تو نگاهى.
الهى عمرى آه در بساط نداشتم و اينك جز آه در بساط ندارم.
الهى غبطه ملائكهاى ميخورم كه جز سجود ندانند كاش حسن از ازل تا ابد در يك سجده بود.
الهى از نخوردن رسوائيم و از خوردن رسواتر. ![]()
الهى سستتر از آنكه مست تو نيست كيست.
الهى همه اين و آن را تماشا كنند و من خود را كه تماشايىتر از خود نيافت.
الهى هر كه شادى خواهد بخواهدمن را اندوه پيوسته و دل شكسته ده.كه فرمودهاى:انا عند المنكسرة قلوبهم.
الهى دل بى حضور چشم بى نور است اين دنيا را نمىبيند و آن عقبا را.
الهى فرد تنها تويى كه ما سوايست همه زوج تركيبىاند و صمد فقط تويى كه جز تو پرى نيست و تو همهاى كه صمدى.
الهى آنكه خواب را حباله اصطياد مبشرات نكرده است كفران نعمت گرانبهايى كرده است كه درى از پيغمبرى است. ![]()
الهى مراجعت از مهاجرت بسويت، تعرب بعد از هجرت است و تويى كه نگهدار دلهائى.
الهى نور برهانم دادهاى نار وجدانم هم بده.
الهى هشيار را با بستر و بالين چه كار و مست را با دين و آيين چه كار.
الهى آنكه در نماز جواب سلام نميشنود هنوز نماز گذار نشد ما را با نمازگذاران بدار.
الهى خوشا آنكه بر عهدش استوار است و همواره محو ديدار است. ![]()
الهى همه در راه خود استوارند حسن را در راهش استوار بدار.
الهى توفيق ترك عبادتم در عبادتم ده.
الهى حاضر با غافل برابر نيستحضور و غفلتم ده.
الهى شكرت كه بسر من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة الجاهلية رسيدم و امام شناس شدم و فهميدم كه امام اصل او قائم و نسل او دائم است.
الهى آنكس تاج عزت بر سر دارد كه حلقه ارادتت را در گوش دارد و طوق عبوديتت را در گردن.
الهى در خواب سنگين بودم و دير بيدار شدم باز شكرت كه بيدار شدم خنك آنكه مشمول آتيناه الحكم صبيا، و آتيناه رحمة من عندنا و علمناه من لدنا علما است.
الهى شكرت كه حقير و فقيرم نه امير و وزير.
الهى چگونه حاضر نباشم كه معلوم تو بلكه علم توام وسع ربى كل شىء علما.
الهى چگونه از عهده شكر برآيم كه اين بى نام و نشانرا سر و سامان دادهاى.
الهى تا كنون ديوانه فرزانه نما بودم و اينك فرزانه ديوانه نما شدم. .
الهى عاشق را با شعر و شاعرى و سجع و قافيه پردازى و الفاظ بازى چه كار.
الهى پرندگان همه يكطرف و مرغ عشق يكطرف، گياهان همه يك جهت و گياه عشق يك جهت، همه درسها يكجانب و درس عشق يكجانب، همه يكسوى و عشق يك سوى. ![]()
الهى بلبل به چمن خوش است و جعل به چمين.من را آنچنان كن نه اينچنين.
الهى از خوردن در شگفتم كه جماد را حيوان مىكند و حيوان را انسان.
الهى اين ايام معدوداتست و محرم ماه ارشاد در پيش، توفيقم ده تا هم اكنون قابل ارشاد شوم كه گفتار از دهن بى كردار نمودارى ندارد.
الهى كجا سر دوست از دوست مستور است چگونه من دعوى دوستى كنم كه مهجور است.
الهى يك عمر امروز را فردا بردم توفيقم ده كه حال فردا را بامروز آورم.
الهى ثمره درس و بحث و فكر و ذكرم اين شد كه جهانرا جهانبانى است و جان را جانانى. ![]()
الهى قربان لب و دهانم بروم كه بذكر تو گويايند.
الهى تا كنون از اين و آن بسويت راه مىيافتم و اينك از تو باين و آن آشنا ميشوم.
الهى در شگفتم از آنكه در غربت از ياد وطن شكفته ميشود و در دنيا از ياد آخرت گرفته.
الهى چونست كه در خود مىنگرم بتو نزديك ميشوم و در تو مينگرم از تو دور.
الهى تو خود بزرگى و بر همه دست دارى.مرا بزرگ آفريدى و بر همه دست دادى، بارى از بزرگ آنچنان بزرگ اينچنين پديد آيد. ![]()
الهى تا حال تو را پنهان مىپنداشتم و حال جز تو را پنهان ميدانم.
الهى يكى حافظه قوى دارد و ديگرى هاضمه قوى خنك آنكه عاقله بالغه دارد.
الهى آنكه را دل باز دادى دهن بسته است اينسخن پرداز دل بسته است. ![]()
الهى مرا بر همه سلطنت دادى بسلطانت مرا بر من سلطنت ده.
الهى تو را دارم چه كم دارم پس چه غم دارم.
الهى هر كه را مىبينم با خودند مرا با خودت دار.
الهى از سجده كردن شرمسارم و سر از سجده برداشتن شرمسارتر.
الهى يا لا اله الا انت اجازه خواهم كه هو هو گويم و انت انت.
الهى اين كمترين را با قليل بدار.
الهى در شگفتم از آنكه كوه را مىشكافد تا بمعدن جواهر دستيابد و خويش را نميكاود تا بمخزن حقائق برسد. ![]()
الهى هر نقمت و زحمتبر من آيد نعمت و رحمت است و همه تلخيها در كامش شيرينتر از عسل است و هر دشوارى براى او آسان است جز اينكه گرفتار احمق شود بعزت و سلطانت در چنگ احمق گرفتارش مكن.
الهى من را شير و پلنگ بدرد و با احمق بسر نبرد.
الهى نمىگويم كه ظالم نيستم ولى شكر كه از عمال ظلمه نشدم.
الهى سيلى سرازير شد تا قطرهاى نصيب من گرديد.
الهى شكرت كه اين كودك را در سايه اقبال بزرگان واسطه فيض گردانيدى.
الهى گرچه علم رسمى سر بسير قيل و قال استباز شكر كه علم و كتاب حجابم شدند نه سنگ و گل و درهم و دينار.
الهى بحرمتسر و سامان گرفتهگانت اين بى سر و پا را آوارهات كن. ![]()
الهى شكرت كه از دوستان دشمنانت و از دشمنان دوستانت نيستم.
الهى شكرت كه دوستانت را دوست دارم و دشمنانت را دشمن. ![]()
[+]
نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 9:6 PM
|
|
بسم الله الرحمن الرحیم![]()
الهى خنك آنكس كه وقف تو شد.
الهى شكرت كه دولت صبرم دادى تا بملكت فقرم رساندى.
الهى شكرت كه از تقليد رستم و به تحقيق پيوستم.
الهى تو پاك آفريدهاى ما آلوده كردهايم.
الهى پيشانى بر خاك نهادن آسان است دل از خاك برداشتن دشوار است.
الهى ظاهر ما اگر عنوان باطن ما نباشد در يوم تبلى السرائر چه كنيم. ![]()
الهى شكرت كه كور بينا و كر شنوا و گنگ گويايم.
الهى درويشان بى سر و پايت در كنجخلوت بى رنج پا، سير آفاق عوالم كنند كه دولتمندانرا گامى ميسر نيست.
الهى اگر گلم و يا خارم از آن بوستان يارم.
الهى انسان ضعيف كجا و حمل قول ثقيل كجا.
الهى چگونه دعوى بندگى كنم كه پرندگان از منميرمند و ددان رامم نيستند.
الهى گرگ و پلنگ را رام توان كرد با نفس سركش چه بايد كرد.
الهى چگونه ما را مراقبت نباشد كه تو رقيبى و چگونه ما را محاسبت نبود كه تو حسيبى.
الهى حلقه گوش من آن در ثمين انا بدك اللازم يا موسى.
الهى علف هرزه را وجين توان كرد ولى از تخم جرجير، خس نرويد.
الهى حق محمد و آل محمد بر ما عظيم است اللهم صل على محمد و آل محمد.
حس
الهى نهر بحر نگردد ولى تواند با وى پيوندد و جدولى از او گردد.
الهى چون در تو مينگرم رعشه بر من مستولى ميشود پشه با باد صرصر چه كند.
الهى ديده از ديدار جمال لذت ميبرد و دل از لقاى ذوالجمال.
الهى انسانرا قسطاس مستقيم آفريدهاى افسوس كه ما در ميزان طغيان كردهايم.
الهى شكرت كه نعمت صفت ايثارم بخشيدى.
الهى نعمت ارشادم عطا فرمودهاى توفيق شكر آن را هم مرحمتبفرما.
الهى عروج بملكوت بدون خروج از ناسوت چگونه ميسر گردد يا من بيده ملكوت كل شىء خذ بيدى.
الهى بسوى تو آمدم بحق خودت مرا بمن بر مگردان. ![]()
الهى اگر بخواهم شرمسارم و اگر نخواهم گرفتار.
الهى ظاهر كه اينقدر زيبا استباطن چگونه است.
الهى آخر خودت را در حق ما اول بفرما كه آخرين شفاعت را ارحم الرحمين فرمايد.
الهى دل بى حضور چشم بى نور است نه اين صورت ببيند و نه آن معنى.
الهى فرزانهتر از ديوانه تو كيست.
الهى دولت فقرم را مزيد گردان.
الهى شكرت كه فهميدم كه نفهميدم. ![]()
الهى گريه زبان كودك بى زبان است آنچه خواهد از گريه تحصيل مىكند از كودكى راه كسب را بما ياد دادهاى قابل كاهل را از كامل مكمل چه حاصل.
الهى شك شوريده جهانى را ميشوراند اين شوخ ديده را شوريدهتر كن.
نبودم و خلعت وجودم بخشيدهاى، خفته بودم و نعمتبيداريم عطا كردهاى، تشنه بودم و آب حيوتم چشاندهاى، متفرق بودم و كسوت جمعم پوشاندهاى، توفيق دوام در صلوتم هم مرحمتبفرما كه الذين هم على صلوتهم دائمون كامروا هستند.
الهى مصلى كجا و مناجى كجا تالى فرقان كجا و اهل قرآن كجا خنك آنكه مصلى مناجى و تالى فرقان و اهل قرآنست.
الهى عارف را با عرفان چه كار عاشق معشوق بيند نه اين و آن.
الهى توانگرانرا به ديدن خانه خواندهاى و درويشانرا بديدار خداوند خانه آنان سنگ و گل دارند و اينان جان و دل آنان سرگرم در صورتند و اينان محو در معنى خوشا آن توانگرى كه درويش است.
الهى اگر عنايت تو دست ما را نگيرد از چهلها چله ما هم كارى برنيايد.
الهى خوشا آنانكه همواره بر بساط قرب تو آرميدهاند.
الهى شكرت كه اين تهيدست پا بست تو شد. ![]()
الهى خوشا آنانكه در جوانى شكسته شدند كه پيرى خود شكستگى است.
الهى عقل و عشق سنگ و شيشهاند عاشقان از عاقلان نالند نه از جاهلان.
الهى اگر كودكان سرگرم بازيند مگر كلانسالان در چه كارند.
الهى شكرت كه پيرنا شده استغفار كردم كه استغفار پير استهزاء را ماند.
الهى آنكه ترا دوست دارد چگونه با خلقت مهربان نيست.
الهى كى شريك دارد تا تو را شريك باشد.
الهى من واحد بى شريكم چگونه ترا شريك باشد.
الهى خوشا آندم كه در تو گمم.
الهى از من و تو گفتن شرم دارم انت انت.
الهى نه خاموش ميتوان بود و نه گويا در خاموشى چه كنيم در گفتن چه گوييم. ![]()
الهى دل بسوى كعبه داشتن چه سودى دهد آنكه را دل بسوى خداوند كعبه ندارد.
الهى عبادت ما قرب نياورده بعد آورده است كه فويل للمصلين الذين هم في صلوتهم ساهون.
الهى كامم را به حلاوت و تلاوت كلامتشيرين بدار.
الهى فتح قلب به ضم عين است، نصب عينم مرفوعغضوا ابصاركم ترون العجائب.
الهى قول و فعل قائل و فاعلند در لباس ديگر كه كل يعمل على شاكلته در كتاب تدوين و تكوين جز مصنف آن كيست.
الهى از خواندن نماز شرم دارم و از نخواندن آن شرم بيشتر.
الهى اين آفريده كه بدين پايه مهربان است آفريننده وى در چه پايه است.
الهى خفتگانرا نعمتبيدارى ده و بيدارانرا توفيق شب زنده دارى و گريه و زارى.
الهى جز اين نميشد با كه درآويزيم.
الهى تو خود گواهى كه اينسخنان از بى تابى استبر ما متاب.
الهى چه رسوايى از اين بيشتر كه گدا از گدايان گدايى كند. ![]()
الهى جن گفتند سمعنا قرآنا عجبا يهدى الى الرشد فآمنا به واى بر انسى كه از جن كمتر است.
الهى واى بر من اگر دلى از من برنجد.
الهى ايكاش الفاظى جز اسماء عليا و صفات حسنايت نبود كه از الوان الفاظ چه رنگها گرفتهايم.
[+]
نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 8:48 PM
|
|
بسم الله الرحمن الرحیم![]()
الهى همه آرامش خواهند ومن بىتابى، همه سامان خواهند ومن بى سامانى.
الهى چون در تو مىنگرم از آنچه خواندهام شرم دارم.
الهى از من برهان توحيد خواهند و من دليل تكثير.
الهى از من پرسند توحيد يعنى چه من گويم تكثير يعنى چه. ![]()
الهى از نماز و روزهام توبه كردم بحق اهل نماز و روزهات توبه اين نا اهل را بپذير.
الهى بفضلتسينه بى كينهام دادى بجودت شرح صدرم عطا بفرما.
الهى عقل گويد الحذر الحذر، عشق گويد العجل العجل آن گويد دور باش و اين گويد زود باش.
الهى ضعيف ظلوم و جهول كجا و واحد قهار كجا.
الهى آنكه از خوردن و خوابيدن شرم دارد از ديگر امور چه گويد.
الهى اگر چه درويشم ولى داراتر از من كيست كه تو دارايى منى.
الهى در ذات خودم متحيرم تا چه رسد در ذات تو. ![]()
الهى نعمتسكوتم را ببركت و الله يضاعف لمن يشاء اضعاف مضاعفه گردان.
الهى بلطفت دنيا را از من گرفتهاى بكرمت آخرت را هم از من بگير.
الهى روزم را چو شبم روحانى گردان و شبم را چون روز نورانى.
الهى حسنم كردى احسنم گردان.
الهى دندان دادى نان دادى، جان دادى جانان بده.
الهى همه از گناه توبه مىكنند و من را از خودم توبه ده.
الهى گويند كه بعد سوز و گداز آورد من را بقرب سوز و گداز ده. ![]()
الهى خودت گفتهاى و لا تياسوا من روح الله نااميد چون باشم.
الهى انگشترى سليمانيم دادى انگشتسليمانيم ده.
الهى سرمايه كسبم دادى توفيق كسبم ده.
الهى اگر ستار العيوب نبودى ما از رسوايى چه مىكرديم.
الهى من الله الله گويم اگر چه لا اله الا الله گويم.
الهى مست تو را حد نيست ولى ديوانهات سنگ بسيار خورد،من مست و ديوانه توام.
الهى ذوق مناجات كجا و شوق كرامات كجا.
الهى علمم موجب ازدياد جهلم شد يا علم محض و نور مطلق بر جهلم بيفزا.
الهى اثر و صنع توام چگونه بخود نبالم.
الهى دو وجود ندارد و يكى را قرب و بعد نبود.
الهى هر چه بيشتر دانستم نادانتر شدم بر نادانيم بيفزا.
الهى تا كعبه وصلت فرسنگها است و در راه خرسنگها و اين لنگ بمراتب كمتر از خرچنگ است، خرچنگ را گفتند بكجا ميروى گفتبه چين و ما چين گفتند با اين راه و روش تو.
الهى دل داده معنى را از لفظ چه خبر و شيفته مسمى را از اسم چه اثر.
الهى كلمات و كلامت كه اينقدر شيرين و دلنشيناند خودت چونى.
الهى از گفتن يا شرم دارم.
الهى داغ دل را نه زبان تواند تقرير كند و نه قلم يارد بتحرير رساند الحمد لله كه دلدار به ناگفته و نانوشته آگاه است. ![]()
الهى محبت والد به ولد بيش از محبت ولد به والد است كه آن اثر است نه اين با اينكه اعداد است و عليت و معلوليت نيست پس محبت تو بما كه علت مطلق مايى تا چه اندازه است، يحبهم كجا و يحبونهم كجا؟!
الهى از كودكان چيزها آموختم لا جرم كودكى پيش گرفتم.
الهى چون است كه چشيدهها خاموشند و نچشيدهها در خورشند.
الهى از شياطين جن بريدن دشوار نيستبا شياطين انس چه بايد كرد.
الهى خوشدلم كه از درد مينالم كه هر دردى را درمانى نهادهاى. ![]()
الهى در خلقتشيطان كه آنهمه فوائد و مصالح است در خلقت ملك چهها باشد.
الهى ديده را بتماشاى جمال خيره كردهاى،دل را بديدار ذوالجمال خيره گردان.
[+]
نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 8:44 PM
|
|
بسم الله الرحمن الرحيم ![]()
الهى بحق خودت حضورم ده و از جمال آفتاب آفرينت نورم ده.
الهى راز دل را نهفتن دشوار است و گفتن دشوارتر.
الهى يا من يعفو عن الكثير و يعطى الكثير بالقليل از زحمت كثرتم وارهان و رحمت وحدتم ده.
الهى ساليانى مىپنداشتم كه ما حافظ دين توايم استغفرك اللهم در اين ليلة الرغائب هزار و سيصد و نود فهميدم كه دين تو حافظ ما است احمدك اللهم.
الهى چگونه خاموش باشم كه دل در جوش و خروش است و چگونه سخن گويم كه خرد مدهوش و بيهوش است.
الهى ما همه بيچارهايم و تنها تو چارهاى و ما همه هيچكارهايم و تنها تو كارهاى.
الهى از پاى تا فرقم در نور تو غرقم يا نور السموات و الارض انعمت فزد.
الهى شان اين كلمه كوچك كه به اين علو و عظمت است پس يا على يا عظيم شان متكلم اينهمه كلمات شگفت لا تتناهى چون خواهد بود. ![]()
الهى واى بر من اگر دانشم رهزنم شود و كتابم حجابم.
الهى چون تو حاضرى چه جويم و چون تو ناظرى چه گويم.
الهى چگونه گويم نشناختمت كه شناختمت و چگونه گويم شناختمت كه نشناختمت.
الهى چون عوامل طاحونه چشم بسته و تن خستهام راه بسيار ميروم و مسافتى نمىپيمايم واى من اگر دستم نگيرى و رهاييم ندهى.
الهى خودت آگاهى كه درياى دلم را جزر و مد استيا باسط بسطم ده و يا قابض قبضم كن.
الهى دستبا ادب دراز است و پاى بى ادب، يا باسط اليدين بالرحمة خذ بيدى.
الهى بسيار كسانى دعوى بندگى كردهاند و دم از ترك دنيا زدهاند، تا دنيا بديشان روى آورد جز وى همه را پشت پا زدهاند اين بنده در معرض امتحان درنيامده شرمسار استبحق خودت ثبت قلبى على دينك.
الهى ناتوانم و در راهم و گردنههاى سخت در پيش است و رهزنهاى بسيار در كمين و بار گران بر دوش يا هادى اهدنا الصراط المستقيم صراط الذين انعمت عليهم غير المغضوب عليهم و لا الضالين.
الهى از روى آفتاب و ماه و ستارگان شرمندهام از انس و جان شرمندهام حتى از روى شيطان شرمندهام كه همه در كار خود استوارند و اين سست عهد ناپايدار.
الهى رجب بگذشت و ما از خود نگذشتيم و تو از ما بگذر.
الهى عاقبت چه خواهد شد و با ابد چه بايد كرد.
الهى عارفان گويند عرفنى نفسك، اين جاهل گويد عرفنى نفسى.
الهى اهل ادب گويند به صدرم تصرفى بفرما اين بى ادب گويد بر بطنم دست تصرفى نه.
الهى در راهم، اگر در بارهام گويى لم نجد له عزما چه كنم.
الهى آزمودم تا شكم دائر است دل بائر استيا من يحيى الارض الميتة دل دائرم ده.
الهى همه گويند خدا كو من گويم جز خدا كو.
الهى همه از تو دوا خواهند ومن از تو درد. ![]()
الهى آن خواهم كه هيچ نخواهم.
الهى اگر تقسيم شود به من بيش از اين كه دادى نميرسد فلك الحمد.
الهى ما را ياراى ديدن خورشيد نيست، دم از ديدار خورشيد آفرين چون زنيم.
الهى همه گويند بده من گويم بگير.
الهى همه سرآسوده خواهند و من دل آسوده.
[+]
نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 8:33 PM
|
|
| * نام و نام خانوادگی : | |
| * آدرس ایمیل: | |
| موضوع پیام: | |
| *پیام: |
|
|
| |