
براي تبادل لينک ابتدا لينک مارو
بانام:روانشناسی و مشاوره جمهوری اسلامی ایران در وبلاگ ياسايتتان قراردهيد ،
سپس از طريق فرم نظرات به ما خبر دهيد تا در اسرع وقت شما نیز لینک گردید.
خرداد 1389
اردیبهشت 1389
فروردین 1389
اسفند 1388
بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
وقتی پر از سوال باشی می توانی مفید باشی ، می توانی سازنده باشی ، می توانی دوست بداری و دوست داشته شوی . می توانی پر تلاش باشی و راه حل بیابی ، می توانی از میان کوله باری از رنج ها ، موانع و محدودیتها راهی برای عبور پیدا کنی .. می توانی روشن ببینی و از خودت ، تغییراتت ، سختی هایت و اشتباهاتت نهراسی ، درس بگیری و پیش بروی ... می توانی بفهمی که تو هم انسانی هستی همچون بقیه که با آزمون و خطا بزرگ می شوی ،..
با سوال کردن و کنکاش و جستجو ، می آموزی که انسانها با هم برابرند و هیچ کس به هر دلیلی مجاز به برتری جویی و سلطه گری نیست ... یاد خواهی گرفت که همانگونه که تو با تجربیات و گذشتن و آموختن از خطاها و اشتباهاتت رشد می کنی ، دیگران هم اینگونه اند ... خواهی آموخت که همانگونه که هیچ کس بر تو برتری و ترجیح ندارد ، تو نیز حق خود برتربینی نداری ...
آن وقت است که تلاش می کنی با این باور، خویشتن ، خانواده ، محیط و جامعه ای بسازی پویا و متحول ... و در این راه ناهموار و پر افت و خیز ، هیچگاه نقش خودت را کوچک ، ضعیف ، ناچیز و ناتوان نخواهی دید ... بلکه با تکیه بر بزرگی وجود، همیشه تاثیر گذار و نافذ خواهی بود ...
آزمون ها و پرسشنامه های روانشناختی![]()
اخبار روانشناسی ، روانپزشکی و مشاوره![]()
مجلات تخصصی و سایت های روانشناسی![]()
(مقالات متخصصین(انگلیسی![]()
(مقالات متخصصین(فارسی![]()
معرفی اختلالات روانی_رفتاری![]()
اختلالات و مشکلات رفتاری![]()
روان شناسان مشهور Key people![]()
اساتید محترم cv![]()
پایان نامه ها![]()
پژو هشهای علمی (بیدی) نقش مادر در تربیت فرزند![]()
پژو هشهای علمی (بیدی) تفکرات غیر منطقی![]()
(پژو هشهای علمی (بیدی Addiction to internet![]()
روانشناسی کودک![]()
خانواده![]()
نکته های زندگی![]()
سخن بزرگان![]()
حدیث روانشناسی![]()
مناجات با خالق هستی![]()
نغمه های جان![]()
معرفی کتاب![]()
مناسبت ها![]()
کلیپ![]()
بدون شرح![]()

مطالب ارایه شده در سخنرانی همایش شناخت آگاهانه، ازدواج آگاهانه، زندگی عاشقانه در 19 اردیبهشت 1389 دانشگاه پیام نور بهشهر
آماده نبودن براي ازدواج یعنی شكست و ناكامي.انتخاب همسر بزرگترين انتخاب هر فردي است.اكثر مردم آن قدر كه براي مراسم عقد و عروسی در ازدواج وقت و انرژي صرف مي كنند براي انتخاب همسر و آمادگي ازدواج وقت صرف نمي كنند!.آيا هرگز به صورت جدي و حساب شده به دنبال اين بوده ايد كه آينده زناشويي خوبي را براي خود رقم بزنيد؟واقعا چقدر برای این موضوع سرمایه گذاری کرده اید؟زندگی کردن مهمتر و سخت تر است یا رانندگی کردن؟ما برای رانندگی کردن بیشتر وقت و انرژی می گذاریم یا برای انتخاب همسر؟ما معتقديم كه ديد پيشگيرانه به طلاق بسيار حايز اهميت است. یک ازدواج حقیقی درست از نقطه ای آغاز میگردد که توهمات پایان می یابند. چالش یک ازدواج آن است که کشف کنیم با چه کسی ازدواج کرده ایم. ما بايد به جاي سخت كردن طلاق به هر شيوه اي تلاش كنيم تا نياز به طلاق بوجود نيايد.مشكل از اين است كه ازدواج ساده است و حتي بسيار ساده تر از طلاق.بیایید برای این انتخاب مهم جدی تر باشید.
اشتباهات رایج قبل از ازدواج
۱- اشتباه اول : سؤالات کافی نمی پرسیم
نپرسیدن سؤال کافی به چند دلیل می باشد :
الف ) سؤال نمی پرسیم چون می ترسیم روابط عاشقانه بهم بخورد سؤال کردن شاید عاشقانه نباشد اما تنها راه هوشمندانه و عاقلانه برای شناخت همسر آینده است .
ب ) برخی اوقات فکر این هستیم و بدون دلایل منطقی تصمیم می گیریم که حتماً با فرد مقابل ازدواج می کنیم و نمی خواهیم رابطه به پایان برسد ، نمی خواهیم چیز بد بشنویم به همین دلیل به طور نا خود آگاه سؤال نمی پرسیم
ج ) می ترسیم متقابلاً از ما نیز همان سؤالات پرسیده شود زمانی که از گذشته خود راضی نیستیم و احساس خوبی نسبت به خودمان نداریم بطور نا خود آگاه از پرسیدن سؤال طفره می رویم تا از ما نیز همان سؤالات پرسیده نشود .
د ) نمی دانیم در باره چه موضوعاتی باید سؤال کنیم به این معنا که ما از ازدواج تصور روشنی نداریم . نمی دانیم در زندگی مشترک چه اموری با اهمیت است.
اشتباه دوم :
۲- نشانه های هشداردهنده را نا دید ه می گیریم :
نادیده گرفتن نشانه های هشدار دهنده یکی از خطرناک ترین اشتباهاتی است که در هنگام ازدواج برخی از افراد مرتکب می شوند . ما چیزی را از فرد متقابل خود می بینیم که نشانگر این واقعیت است که باید دقت بیشتر بکنیم اما خود آگاه یا نا خود آگاه از آن چشم پوشی می کنیم .
تنها بروی جنبه های مثبت تمرکز کردن. عدم تمایل به شناخت ضعف ها، محدودیتها،جنبه های منفی و عادات ناپسند طرف مقابل. شما بایستی منصفانه جنبه های منفی و مثبت فرد مقابل خود را ببینید و مورد ارزیابی قرار دهید.
مهمترین علائم هشدار دهنده :
الف ) مسائل را کم اهمیت جلوه می دهیم
- آنقدر هم عصبانی نیست
- آنقدر هم سیگار مصرف نمی کند
- آنقدر هم مواد مصرف نمی کند
ب ) کار های او را توجیه می کنیم
- کودکی بدی داشته به همین خاطر زود عصبانی می شود
- چون استرس کاری زیادی دارد فعلاً کمی مواد مصرف می کند
ج ) کارهای او را منطقی جلوه می دهیم
- او واقعاً با هوش است اگر کار نمی کند در عوض بسیار مطالعه می کند
د ) مشکلات و مسائل را انکار می کنیم
- هیچکس تا به حال همانند او مرا دوست نداشته است چه کسی گفته که او عصبانی است - او معتاد نیست فقط بعضی وقتها بطور تفننی مواد مصرف می کند
۳- عجولانه و زود هنگام سازش می کنیم
یکی از اشتباهات که در زمان آشنایی مرتکب می شویم این است که ارزشها ، رفتارها و عادت های خود را به سرعت تغییر می دهیم تا وانمود کنیم با فرد مقابل توافق و هماهنگی داریم . در ابتدای آشنایی با چشم پوشی و کوتاه آمدن از آنچه برایمان اهمیت دارد سعی می کنیم رابطه را فقط حفظ کنیم وقتی که متوجه می شویم که عقاید و باورهایمان به مزاق فرد مقابل خوش نمی آید ممکن است برای عقاید خود اهمیت کمتری قائل می شویم تا وانمود کنیم که بسیار با هم تفاهم داریم .
سازش و مدارا و مصالحه در زندگی مشترک از اهمیت زیادی برخوردار است . اما وقتی که سازش زود هنگام و نا پخته بود تأثیر مخربی در ارتباط و آینده خواهد داشت .
۴- تسلیم نیاز جنسی می شویم
وقتی که کسی می خواهد ازدواج کند ، یکی از مسائل عمده ای که در تصمیم گیری صحیح ایجاد مانع می کند میل جنسی است . فرد هم جوان است و هم می داند که ازدواج می تواند به میل جنسی خود پاسخ دهد . بنا براین سعی می کند که به سرعت به سمت ازدواج حرکت کند تا به میل جنسی خود پاسخ دهد . برای اینکه ار اشتباه مصون باشیم لازم است به موارد زیر عمل شود :
- با حوصله و بدون عجله در طول زمان با فرد مقابل خود آشنا شوید .
- برای ازدواج عجله نکنید .
- از هر گونه رابطه جنسی قبل از ازدواج پرهیز کنید .
۵- تسلیم زرق و برق های مادی و ظاهری می شویم
در اجتماع ما ودر جهان امروزین تاکید زیادی بر ثروت ، پول و وضعیت ظاهری افراد می شود . در عین حال ثروت ،شهرت وپول به تنهایی اغوا کننده وافسونگر است . بسیاری از ما در مقابل ثروت وپول افسون می شویم.
برخی از ما در انتخاب همسر خود متأثر از عوامل زیر هستیم :
- پول فرد
- ثروت خانوادگی
- قدرت و نفوذ فرد
- شغل او
- شهرت او
- زیبایی او
بسیاری از ما فکر می کنیم که این عوامل بالا شباهتهایی بین دو نفر وجود داشته باشد اما داشتن شباهت با تحت تأثیر قرار گرفتن متفاوت است وقتی یک رابطه صرفاً به دلیل مسائل اقتصادی ظاهری و مادی شکل می گیرد رابطه نا سالم است .
انتخاب فردی که به شما نیاز دارد. فردی را برگزینید که شما را دوست دارد و تمایل دارد در کنار شما باشد. نه کسی که به شما محتاج است. چراکه ممکن است پس از برآورده شدن نیازش در آینده، دیگر خواهان شما نباشد.
۶- تعهد را مقدم بر تفاهم می دانیم
قبل از اینکه متوجه شویم با او تفاهم داریم یا نه و قبل از اینکه متوجه شویم که آیا او همسر مناسبی برای من هست یا نه متعهد به ازدواج با او می شویم و سریع قول ازدواج می دهیم . هنگامی که دیوانه وار عاشق وی شده اید و یا در مراحل نخست رابطه بسر می برید ، تصمیم گیری درباره اینکه فرد مقابلتان مناسب و درخور شماست یا خیر!! هنگامی که شما دیوانه وار عاشق کسی هستید، از احساس خود لذت ببرید، اما محتاط باشید. در این وضعیت شما در یک حالت خلسه و سرخوشی شگفت انگیزی بسر می برید و براحتی توسط احساسات خود گمراه می شوید. بنابراین در این مقطع و برهه حساس هیچگونه تصمیم مهمی اتخاذ نکنید. اجازه دهید این احساسات خوشایند فروکش کنند و سپس در مورد فرد مقابل و رابطه خود تصمیم نهایی را اتخاذ کنید.
۸- باور به این که پس از ازدواج مشکلات کم می شود
بسیاری از ما امیدواریم که با ازدواج همه چیز به خیر وخوشی خواهد گذشت . حتی اگر قبل از ازدواج مسایل ومشکلاتی وجود داشته باشد ورابطه دوطرف غیر صمیمی باشد ، باز هم فکر می کنیم که با ازدواج همه چیز حل خواهد شد . بسياري از افراد بهويژه دختران ازدواج را راهي براي سعادتمند شدن ميدانند. اين عده تصور ميكنند با ازدواج همه مشكلات به پايان ميرسد و بعد از آن مشكل ديگري در زندگي نخواهند داشت. به همين دليل اين عده هنگامي كه با استرس ازدواج روبهرو ميشوند، بسيار واكنشهاي شديدي از خود نشان ميدهند. زيرا برخلاف تصور آنان نهتنها مشكلات پايان نيافته بلكه گاهي شديدتر هم ميشود. گاهي اوقات اين عده شروع به سرزنش و مقصر دانستن همسر و خانوادة وي ميكنند. به عْت رفتارهاي نامناسب يا ضعف آنان است كه ازدواج آنها با خوشبختي و سعادت كامل همراه نبوده است. اما لازم است به این نکته توجه کنیم که آنچه در خلال آشنایی از فرد می بینیم ، به احتمال بسیار زیاد بعد از ازدواج تداوم خواهد یافت . یکی از راههای شناخت فرد مقابل شناخت خانواده اوست یکی از بهترین شیوه های برای شناخت فرد ، مشاهده او در زمانی است که با خانواده اش درتعامل است. نحوه برخوردبا اعضای خانواده ، پدر ،مادر ، شاخصی از رفتار در آینده او در یک ارتباط صمیمانه است.در هر حال ازدواج هم برای خودش مشکلاتی دارد .انتظارات نامعقول و کمال گرایانه نداشته باشید.برای حل مشکلات آماده باشید.
از طرفی بعضي افراد ديدگاه بسيار بدبينانهاي نسبت به ازدواج دارند و آن را نوعي محدود شدن آزاديهاي خود ميدانند. معمولاً اين باور در ميان مردان بيشتر ديده ميشود. حقيقت آن است كه اين ديدگاه بسيار افراطي است. اگر چه، پس از ازدواج زوجين تغييراتي در برنامة خود ميدهند و برنامة زندگي آنها تغيير ميكند ولي در حدي نيست كه مجبور شوند تمام فعاليتها و تفريحات خود را كنار بگذارند.
۹- باور به این که او را تغییر خواهیم داد
یکی از باورهای بسیار رایج وغلط در اکثر فرهنگها این باور است که ما می توانیم با عشق وتوجه وتلاش همسر خود را تغییر دهیم . به خصوص خانمها مستعد پذیرش این باور غلط در زمان آشنایی وازدواج هستند در حالی که این باور نادرست وعملی نیست . در رفتار طرف مقابل مشکلاتی به عینه مشاهده می کنند وخود را به روشهای مختلف توجیه می کنند مثلا چون کودکی خوبی نداشته عصبانی است ، چون پدر ومادر خود را از دست داده مواد مصرف می کند و… واعتقاد دارند چون تاکنون کسی به آنها محبت نکرده دچار این مشکل شده اند ومن اگر به او توجه بیشتر ومحبت کنم مشکل او بر طرف می شود .
تصور می کنید که قادرید وی را تغییر داده و به وی رفتار صحیح را بیاموزید، در زندگی هدایتش کنید و یا آنقدر دوستش دارید که قادرید از کاستی ها و عیوب وی چشم پوشی کرده و آنها را تحمل کنید.اما این اتفاق به ندرت پیش می آید. هر چه می خواهید تلاش کنید، شما هیچگاه قادر نخواهید بود شریک خود را تغییر دهید، هر چند اگر شما خود را تغییر دهید، ممکن است شریک شما نیز تغییر کند!.
اگر با فلاني ازدواج كنم، خوشبختم در غیر این صورت بدبختم.
متأسفانه اين باور در ميان جوانان بسيار شايع است كه تصور ميكنند فقط در صورت ازدواج با يك فرد خاص ميتوانند خوشبخت شوند. اگر با فرد مذكور ازدواج كردند، خوشبخت و اگر نتوانستند، با هيچ فرد ديگري نميتوانند خوشبخت شوند. اين باور بسيار اشتباه است. آنچه يك ازدواج را موفق ميسازد، پختگي، مهارت و تواناييهاي ارتباطي انسانهاست. چنانچه افراد داراي اين تواناييها باشند ميتوانند در زندگي خود موفق شوند. اگر فرد نتوانست با فرد مورد علاقة خود ازدواج كند، ميتواند با فرد ديگري معقولانه و آگاهانه ارتباط برقرار كند و ازدواج كند.
- دلايل نادرست ازدواج:
- شورش عليه والدين: براي بسياري از ما راحت نيست اقرار كنيم كه با والدين خود تعارض داريم.تعارض با والدين،مي تواند يكي از دلايلي باشد كه جوان را به سوي ازدواج سوق دهد.آنهايي كه قرباني شرايط نامناسب و رفتارهاي نادرست والدين خود بوده اند دلايل موجهي دارند تا از خانواده به نحوي بگريزند و از آن دور شوند.آيا اين دليل دليل موجهي براي ازدواج است؟پيدا كردن راه حل و رودررو شدن با مشكلات مناسب تر از ازدواج در اين شرايط است.
- جستجوي استقلال: جوانان تمايل زيادي به مستقل شدن دارند.اما استقلال امري است كه فرد فقط به تنهايي مي تواند به آن برسد.با اتكاي به همسر، فرد به استقلال نخواهد رسيد.ازدواج راه و دليل مناسبي براي استقلال فردي شما نيست.
- التيام يك ارتباط شكست خورده:ازدواج زماني موفق تر خواهد بود كه دو نفر ((بخواهند))ازدواج كنند تا اينكه ((نياز)) به ازدواج داشته باشند.ارتباطي كه بر اساس التيام يكي از دو نفر شكل بگيرد از همان آغاز در معرض خطر است.چرا كه عاطفه ي بين آن دو نه تنها به دليل دوستي و عشق،نيست بلكه به خاطر شفا بخشي و التيام زخمها و جراحات ارتباط ديگري است كه قبلا رخ داده است.اجازه دهید تا زخمهای عاطفی قبلی بهبود یابند و سپس رابطه ای سالم و واقعی را شکل دهید.خیلی خطرناکه که برای بهبود یه فردی که شکست عشقی داشته،سریعا یه فرد دیگه ای رو برای ازدواج پیشنهاد بدین.
- فشار خانواده يا اجتماع:برخي خانواده ها يا جوامع به صراحت يا به طور نامحسوس از جوان مي خواهند كه ازدواج كند.خانمها بيشتر در معرض اين استرس هستند.بسياري از دانشجويان پس از مدتي شاهد ازدواج دوستان و همكلاسيهاي سابق خود خواهند بود كه حتي بچه دار شده اند اين موضوع مي تواند فشارزا باشد.اما در ازدواج نبايد عجله كرد زيرا عواقب ناخوشايندي در پي خواهد داشت.افرادي كه دلايل درستي براي انتخاب همسر و ازدواج دارند نبايد تسليم اين فشارها شوند.زندگی خود را فدای حرف و حدیثهای نامعقول دیگران نکنید.توجهي نكنيد كه همه فاميل فكر مي كردند شما باید با فلاني ازدواج مي كرديد.توجهی نکنید دلایل و ملاکهای درست و منطقی را ملاک قرار دهید.ازدواج اجباري در ايران آمار قابل توجهی در طلاق و مشكلات بعدي را داراست.
- ازدواج صرفا برای نياز جنسي:ازدواج براي رفع نياز جنسي احتمالا نمي تواند به ازدواج موفقي منجر شود زيرا ديگر عوامل را مد نظر قرار نمي دهند.در اينگونه ازدواج،زيبايي هاي ظاهري همسر بيشتر مدنظر است و شتاب و تعجيل در ازدواج مهمترين عامل منفي تاثير گذار مي شود.در فرهنگ عامه عدم ارضاي نياز جنسي سبب بيماريهاي رواني دانسته اند و مثلا براي بهبود برخي افرادي كه مبتلا به اختلال رواني يا مسايل عاطفي هستند توصيه به ازدواج مي كنند كه نه تنها حال آنها را بهتر نمي كند بلكه استرس و فشار رواني بيشتري را ايجاد مي كند و بيماري فرد تشديد مي شود.
- تنهايي و استيصال:همه ما گاهي در زندگي احساس تنهايي مي كنيم.ازدواج براي فرار از تنهايي دليل نامناسبي براي ازدواج است.بهتر است تنهايي خود را از راههاي ديگري برطرف كنيم تا اينكه ازدواج را به عنوان راه حل اين مشكل انتخاب كنيم.
- احساس گناه:اگر به خاطر احساس گناه و يا ترحم و دلسوزي با كسي ازدواج كنيد،دليل نادرستي را براي ازدواج انتخاب كرده ايد.
- احساس كمبود و تهي بودن:گاهي افرادي كه هدفي در زندگي دنبال نمي كنند و احساس ناكامي و نارضايتي مي كنند براي حل اين مشكلات به نادرست به ازدواج رو مي آورند.
مشكلات ذكر شده بايد از راههاي غير ازدواج حل شود.ازدواج يك رابطه درماني نيست،بلكه يك رابطه صميمانه است.
علايم هشدار دهنده ازدواج:
اين فهرست به ترتيب اولويت است.در اولويتهاي بالايي، زندگي زناشويي مشكل دار و حتي احتمال طلاق بيشتر است.
1-زوجين به فاصله كوتاهي از يك فقدان معني داري(مثل شكست عشقي)با هم آشنا شوند و ازدواج كنند.
2-آرزوي دور شدن از يك نفر در خانواده پدري عاملي براي ازدواج باشد.
3-تفاوتهاي زمينه اي(مذهبي،تحصيلي،طبقه اي و اجتماعي)معني داري بين دو نفر وجود داشته باشد.
6-زن و شوهر به لحاظ مالي و عاطفي به خانواده هاي خود وابسته باشند.
7-ازدواج قبل از سن بيست سالگي.
8-مدت آشنايي و يا نامزدي كمتر از شش ماه باشد و يا اينكه بيشتر از سه سال به طول بيانجامد.
9-مراسم ازدواج بدون حضور خانواده يا دوستان فعلي انجام شود.
10-زن قبل از ازدواج يا خيلي زود حامله شود.
11-همسران دوره كودكي و نوجواني ناشاد و بد را به خاطر داشته باشند.
12-همسران رابطه ضعيفي با خواهران و برادران و يا والدين خود داشته باشند.
- ملاكها و معيارهاي ازدواج موفق:
تنها زماني مي توانيد فرد مناسبي براي زندگي خود پيدا كنيد كه خودتان فرد مناسبي شده باشيد حتي اگر فرد مناسبي را به عنوان همسر برگزينيد اما خود شما فرد مناسبي نباشيد،ارتباط شما به شكست مي انجامد.اين ملاكها مي تواند به شما در انتخاب همسر كمك كند:
1- قبل از ازدواج هر دو نفر بايد مستقل و پخته باشند.ازدواج در سنين پايين مانع حس استقلال و پختگي افراد مي شود.هر چه سن ازدواج پايين تر باشد احتمال طلاق بيشتر است.
2- هر دو نفر به همان اندازه كه ديگري را دوست دارند خودشان را هم دوست داشته باشند
3- هر دو نفر همانگونه كه از با هم بودن لذت مي برند از تنها بودن نيز لذت ببرند.
4- هر دو نفر یا حداقل یکی در شغل يا حرفه خود ثبات و رضايت داشته باشد.
5- هر دو نفر،خود را بشناسند و ارزيابي درستي از خود داشته باشند.
6- هر دو نفر بتوانند نظرات و خواسته هاي خود را قاطعانه بيان كنند.
7- هر دو نفر سعي كنند كه خودخواه نباشند و خواسته هاي ديگري را برآورده كنند.
دقت کنید که این باور که با ازدواج تمام آرزوها برآورده می شود شبیه تصور آرمانی همه ما از ازدواج است یعنی چیزی دست نیافتنی و غیرممکن. اغلب نوجوانان و جوانان تصور می کنند سختی هایی را که در زندگی می کشند قرار است پس از ازدواج خاتمه پیدا کند و با ازدواج در واقع از بار تمامی مشکلات رهایی پیدا کنند.
عشق واقعی و گرم، ساختنی است نه یافتنی. زوجین باید روی کارهایی که باعث بیشتر شدن عشق واقعی و گرم می شود تمرکز کنند و برای عاشق شدن از خودشان شروع کنند. اغلب زوجین این تصور را دارند که عشق به یک باره، ناگهانی و همه جانبه در یک نفر به وجود می آید و خود فرد هیچ نقشی در عاشق شدن ندارد. در حالی که این طور نیست و این ماییم که تصمیم می گیریم به همسرمان عشق بورزیم و یا در ذهن از عشق و دوست داشتن، رویاها و خیالات موهوم داشته باشیم.شناخت آگاهانه ، انتخاب عاقلانه (علاقه،تعهد و تفاهم) و در نهایت زندگی عاشقانه را به دنبال دارد.
تیتر مطالبی که در زمان آشنایی و خواستگاری لازم است دختر و پسر درباره هم بدانند.
- معرفی کامل خود
- هدف از انتخاب
- ویژگی شخصیتی خود
- ارزشهای فردی و فرهنگی
- اداب و رسوم خانوادگی
- اداب و رسوم ازدواج
- ارزشهای مذهبی و معنوی
- پوشش
- شغل و میزان درامد
- نحوه هزینه کردن درآمدها
- نحوه حل تعارضات و مشکلات
- نحوه کنترل خشم و هیجانات
- اهداف و ارزوها
- محل زندگی
- استقلال فردی
- فردیت
- زمان بچه دار شدن
- نحوه گذران اوقات فراغت
- عواطف و ابراز احساسات
- بیماریها و سوابق ژنتیکی خود و خانواده
من می توانم خوب،بد،فرشته خو یا شیطان صفت باشم.
من می توانم تو را دوست داشته و یا از تو متنفر باشم.
من می توانم سکوت کنم،نادان و یا دانا باشم.
چرا که من یک انسانم و این صفات انسانی است.
تو هم به یاد داشته باش:
من نباید چیزی باشم که تو می خواهی. من را خودم از خودم ساخته ام.تو را دیگری باید برایت بسازد؟؟ و تو هم به یاد داشته باش، منی که من از خود ساخته ام،آمال من است.تویی که تو از من می سازی،آرزوها و یا کمبودهایت هستند.
لیاقت انسانها،کیفیت زندگی را تعیین می کند نه آرزوهایشان.
من متعهد نیستم که چیزی باشم که تو می خواهی و تو هم می توانی انتخاب کنی.
می توان دوستم باشی،همین گونه که هستم و من هم.
می توانی از من متنفر باشی بی هیچ دلیلی و من هم.
چرا که ما هر دو انسانیم و این جهان مملو از انسانهاست.
[+]
نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 5:4 PM
|
|
[+]
نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 3:19 PM
|
|
به گزارش پارسينه، پايگاه خبري "المذهب" در مطلبي به 21 راه براي فروپاشي زندگي زناشويي اشاره كرد:
۱- سرسختانه همواره خود را حق بجانب دانستن، حتي زماني كه ادله كافي در اختيار نداشته باشيد .
۲- هيچگاه عذرخواهي نكردن، حتي زماني كه تقصير كار بودن شما اثبات گرديده باشد.
۳-بيرحمانه خطاهاي شريك زندگي خود را بازگو كردن.
۴-ادعاي متعصبانه از آگاهي داشتن از انگيزههاي شريك زندگي بهتر از خود وي.
۵-تصور آنكه شريك شما ميبايد نيازهاي شما را درك كرده و فورا بدون درخواست شما آنها را برآورده سازد.
۶-ناديده گرفتن كامل اولويتهاي شريك زندگي و پافشاري بر اولويتهاي خود.
۷-تصور آنكه نيازهاي جنسي همسر شما و نيازهاي جنسي شما يكسان و مشابه ميباشند.
۸- عدم اقرار به رنجش و بلافاصله ابراز خشم كردن.
۹- شناسايي عيوب و كاستيهاي شخصيتي همسر و اسرار خانوادگي وي، و بهره گيري از آنها براي پيروزي در مشاجرات، زماني كه منطق در ميماند.
۱۰- بهرهگيري از عذاب وجدان و حس گناه كار بودن براي به بازي گرفتن، دستيابي به اهداف و يا مجازات همسر.
۱۱- در شناسايي و يافتن بديها و معايب همسر چيره دست بودن، اما هيچگاه خوبيها و محاسن وي را بزبان نياوردن.
۱۲- كوتاه نيامدن به هيچ قيمتي، و كشاندن مجادله تا جايي كه همسر از خانه بگريزد.
۱۳- هيچگاه رها نكردن گذشته، و بازگويي و باز آفريني آن به كرات.
۱۴-ابراز وابستگي شديد به همسر خود،وادعاي آنكه بي وي و يا در صورت بياعتنايي وي بيشك خواهد مرد.
۱۵-در صورت عدم وابستگي شديد، فاصله گرفتن از لحاظ فيزيكي و احساسي تا حد بي اعتنايي كامل.
۱۶-قول دادن، وهيچگاه عمل نكردن.
۱۷- تا حدي متظاهر و دو رو بودن كه همسر نميداند شما چه زمان جدي هستيد.
۱۸-عذرتراشي هميشگي براي عادات ناپسند خود.
۱۹- پافشاري براين عقيده كه همواره مطلبي كه شما ميخواهيد بيان كنيد مهمتر از مطلبي است كه همسرتان ميخواهد بگويد، بنابراين حرف وي را قطع ميكنيد.
۲۰-وانمود ميكنيد كه حرفهاي بيان شده همسرتان را كاملا متوجه شدهايد، ولو آنكه هيچ چيزي از صحبتهاي وي را نفهميدهايد.
۲۱-به گونهاي رفتار ميكنيد كه گويي شما مرتكب هيچكدام از اشتباهات ذكر شده نگرديدهايد و اين شريك شماست كه بايد تغيير كند .
[+]
نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 3:15 PM
|
|
به دنبال چاپ گزارشی در هفتهنامه سلامت با تیتر «9/98 درصد کاربران اینترنتی با جنس مخالف چت میکنند» خبرگزاری قرآنی ایران (ایکنا) در صدد برآمده است تا در همین راستا به واکاوی عواقب ازدواجهای اینترنتی در گفتگو با صاحبنظران و کارشناسان حوزه خانواده بپردازد...
واقعیت این است که ورود اینترنت به جوامع در حال توسعه ای همچون ایران در کنار تمام محاسن و نوآوریهایی که به دنبال داشته است دارای جوانب منفی و آثار سویی نیز بر فرهنگ کشورمان بوده است. شاید بتوان تغییراتی در شیوه ازدواج جوانان را یکی از تبعات ورود این فناوری در ایران دانست که به «ازدواجهای اینترنتی» مرسوم شدهاند اما مساله مهم در این میان این است که آیا میتوان اشتراک سلیقه افراد در «چتروم» را نخستین گام برای ازدواج دانست؟ هرچند ضرورت ازدواج به هنگام از جمله موضوعاتی است که تاکیدات قرآنی متعددی درباره آن وجود دارد. اما در کنار این موضوع، احکام اسلامیهمواره بر این ضرورت تاکید دارند که تشکیل خانواده باید با درایت و آگاهی صورت گیرد چرا که بیتوجهی به این امر از قوام این نهاد که اساس جامعه را تشکیل میدهد کاسته و زمینهساز بروز مشکلات متعددی میشود.
بیاعتمادی در بین زوجها، عمدهترین آسیب ازدواج اینترنتی
بابک سعیدی، روانشناس، از جمله منتقدان ازدواجهای اینترنتی است که در این خصوص معقتد است بیاعتمادی یکی از عمدهترین آسیبهایی است که زندگی زوجینی را که بهواسطه آشنایی در فضای مجازی با یکدیگر ازدواج میکنند، تهدید میکند چراکه همواره این دغدغه با آنهاست که «آیا همسرشان با افراد دیگری هم چت میکند.» وی میگوید: «آشنایی در فضای چترومها بعدها در روابط زوجها تأثیرات عمیقی میگذارد چراکه آنها در مرحله نخست برای برقراری ارتباط با یکدیگر ناگزیرند در برخی از موارد خود را بسیار ایدهآل معرفی کنند اما این مساله زمان زیادی طول نخواهد کشید.»
به باور این روانشناس این نوع ارتباط زمانی میتواند به یک آشنایی سالم تبدیل شود که با بلوغ هیجانی هر دو فرد، نظارت موسسات ذیصلاح در این امر و مشاوره متخصصان فضای مجازی همراه شود. وی حمایت خانوادهها از فرزندانشان را راهکار مناسبی برای کنترل آسیبهای ناشی از همسریابی اینترنتی میداند و میگوید: «اگر والدین از دریچه منع به این وسیله ارتباطی نگاه کنند قطعا فرزندانشان به شکل دیگری آسیب خواهند دید چراکه اینترنت واقعیت روز جامعه ماست و نمیتوانیم این واقعیت را انکار کنیم اما این سخن نیز به آن معنا نیست که فرزندمان را در برابر ابزارهای جدید تنها رها کنیم بنابراین والدین مسئول، کسانی هستند که علاوه بر دلسوزی با بصیرت به این فناوری و خدمات آن نگاه کنند.»

نگاه پسران به مقوله همسریابی اینترنتی صرفا نوعی سرگرمیاست
روانشناسی دیگر که از جمله منتقدان ازدواجهای اینترنتی است که معتقد است. بیشتر دختران از شیوه همسریابی اینترنتی برای انتخاب همسر مناسب استفاده میکنند و این در حالیاست که پسران بیشتر با نگرش سرگرمیوارد «چتروم» میشوند. شاید بتوان ادعا کرد که آشنایی در چترومها بتواند به کاهش سن ازدواج کمک کند. اما نمیتوان توقع داشت این الگو در جامعه ما نیز جوابگو باشد زیرا بیشتر تعاملات جوانان در فضای مجازی انتزاعی و دور از واقعیت است و همین موضوع زمینهای برای افزایش مشکلات و آسیبهای همسریابی اینترنتی در جامعه ما است.»او تصریح میکند: «مشکل کنونی ما این است که پسران حاضر به قبول مسئولیت ازدواج نیستند و در نهایت این جامعه زنان هستند که از این شیوه ازدواج آسیب میبینند.» وی عنوان می کند بهترین راهکار برای رفع مشکلات ناشی از فضای مجازی فرهنگسازی است به این معنی که مسئولان فرهنگی جامعه با ارایه مشاوره به والدین و همچنین تولید برنامههای مختلف به آموزش خانوادهها و جوانان نسبت به نقاط قوت و ضعف استفاده از اینترنت و خدمات آن بپردازند.
ازدواجهای موفق که ریشه در آشنایی اینترنتی دارد نیز توسط افرادی صورت گرفته است که از شخصیتهای پختهای برخوردار بودهاند به این معنیکه بهطور تصادفی با هم در اینترنت آشنا شدهاند نه اینکه از این طریق با هم ازدواج کنند.
نسرین حاجیزاده، رییس مرکز مشاوره «مهرگان» با بیان این مطلب که نمیتوان ادعا کرد همه ازدواجهایی که از طریق اینترنت صورت گرفته، محکوم به جدایی است، میگوید: «آشنایی قبل از ازدواج مهمترین معیار تشکیل یک زندگی موفق است بنابراین صرفنظر از شیوه انتخاب همسر، جوانان باید مبنای خود برای آغاز زندگی مشترک را شناخت صحیح قرار دهند.» وی دختران را بیشترین متقاضیان این شیوه همسریابی میخواند و میگوید: «فارغ از جنس متقاضیان، بیشترین افرادی که از طریق همسریابی اینترنتی مبادرت به آغاز آشنایی میکنند شامل گروههایی هستند که محدودیتهایی دارند؛ حالا این محدودیتها ممکن است مربوط به مشکلات فردی، خانوادگی، ظاهری و فرهنگ حاکم بر محیط زندگی فرد باشد.» این کارشناس ارشد مشاوره با اشاره به نقاط ضعف این نوع از همسریابی میافزاید: «در فضای مجازی تضمینی وجود ندارد که اطلاعات ارایه شده توسط کاربران تا چه حد صحت دارد زیرا در بسیاری از موارد افراد ایدهآلهای خود را به طرف مقابل منعکس میکنند.»

حجتالاسلام سالاریفر، عضو هیات علمی و گروه روانشناسی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه نیز در این باره معتقد است آشنایی خانوادهها با همسریابی اینترنتی نیازمند گذر زمان به نسبت طولانی است البته درصورت فراگیری آن نیز فرهنگ حاکم بر جامعه ایران زمینهای را فراهم میکند که خانوادهها از این شیوه استقبال نکنند و ترجیح دهند امر ازدواج را با شیوه سنتی آن پیگیری کنند. وی میافزاید: «فضای مجازی مجال خوبی برای افرادی است که به دلایلی منزوی شدهاند و قادر به برقراری ارتباط اجتماعی صحیحی نیستند. بسیاری از افراد در ارتباط چهره به چهره قادر به ارایه پرسشهای خود نیستند از همینرو فضای مجازی در این زمینه نیز راهگشاست. البته این نقاط مثبت به دلیل بیبرنامگی و نبود مدیریت به نقطه ضعف تبدیل شده است.»
سالاریفر اظهار میکند: «از آنجا که شناخت افراد در فضای مجازی نسبت به یکدیگر چهره به چهره نیست، بسیاری از کاربران درصدد فریب همدیگر برآمده و به ارایه اطلاعات غیرواقعی میپردازند که این روند نه تنها به ازدواج منجر نشده بلکه تبدیل به موضوعی سرگرمکننده میشود که بیتوجهی به آن آسیبهای زیادی را به دنبال دارد.»
این کارشناس دینی درباره ارایه راهکار درباره کاهش آسیبهای همسریابی اینترنتی میگوید: «ایجاد محدودیت در برخی سایتها یکی از این راهکارهاست به این معنی که گزینه همسریابی در همه پایگاههای اینترنتی موجود نباشد و تنها برخی از سایتهای دینی و فرهنگی از این امکان برخوردار شوند همچنین پرهیز از ارتباط مجازی طولانیمدت را نیز باید دیگر راهکار دانست به طوری که پس از آنکه کاربران اطلاعات مقدماتی را از یکدیگر کسب کردند، شرایط آشنایی چهره به چهره آنها تحت نظر خانواده فراهم شود تا رابطه مجازی محدود به مدت کوتاهی شود».
سایت تبیان
[+]
نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 11:15 AM
|
|
| ||||||||||||||||||||
آفتاب |
[+]
نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 11:41 AM
|
|
اگر ما در زندگی روزمره مستمرا و به نحو ناخودآگاه اشتباه می کنیم ، دلیلش آن است که از شک کردن و از تفکر در باره ی خودمان و وضعیت موجود هراسان و گریزانیم . ما اشتباه می کنیم زیرا افکار رایج عامه را بی آن که لحظه درنگ کنیم ، می پذیریم و درست می پنداریم .يكي از اين خطاهاي شناختي بزرگ نمايي است مثل مبالغه كردن درباره اهميت يك حادثه ناگوار و اين كه براي يك مساله جزيي ، بلوايي به راه بيندازيم كه مگو خطاي ديگر بايد و نبايدهاي بي جايي است كه براي خود چون وحي منزل ميدانيم و معلوم نيست «بايد» ي كه ما براي خود مقرر كردهايم لازم به اجرا باشد. اين اشتباه است كه خيال كنيم هر لحظه و در هر مورد كه خواستيم دنيا بر وفق مراد ما باشد و به دنبال همين طرز فكر ، وقتي به آن چه ميخواهيم نمي رسيم ناراحت و عصباني مي شويم ؛ انگار كه با نرسيدن به اين خواسته دنيا به آخر رسيده است.وقتي عصباني مي شويم دو راه براي جبران آن وجود دارد: 1 - به دل ريختن 2 - بروز دادن راه حل اول مثل اسفنج ؛ ناراحتيهاي ما را جذب ميكند و در نتيجه افسرده مي شويم. راه حل دوم منطقي است ، ولي اين هم عملي نيست . ما نميتوانيم هميشه خشم خود را بروز دهيم. راه سوم اين است كه علت عصباني شدن را بررسي كنيم و اگر علت آن واهي است ، عصباني نشويم . اكثر عصبانيتهاي ما به دليل طرز فكرهاي غلط ماست كه به آن تحريفهاي شناختي ميگويند. تحقیقات نشان می دهد که داشتن ارتباط خوب روابط را ارتقاء می بخشد، همچنین صمیمیت، اعتماد و حمایت بین طرفین را نیز بیشتر می کند. عکس این مسئله نیز صادق است: ارتباط بد صمیمیت را از بین برده، عدم اعتماد و اطمینان ایجاد می کند و حتی موجب تحقیر و اهانت بین دو طرف می شود. در زیر به چند نمونه از رفتارها و الگوهای ارتباطی ضعیف، منفی و حتی مخرب اشاره می کنیم که هر دعوا و مرافعه ای را بدتر می کند. 1 - اجتناب از دعوا به طور کل: به جای صحبت کردن درمورد مشکلات در یک جو آرام و توام با احترام برخی افراد سعی می کنند هیچ چیز درمورد مشکلات و دلیل ناراحتی خود به طرف مقابل نگویند و بعد آن را یکباره به صورت عصبانیتی وحشتناک بیرون می دهند. این به نظر راهی کم استرس تر می آید-که بخواهید به طور کل از بحث و مشاجره دوری کنید�اما معمولاً استرس بیشتری برای هر دو طرف ایجاد می کند چون با آن انفجار عصبانیت، تنش، خشم و مشاجره بیشتری بین دو نفر ایجاد خواهد شد. پس بهتر این است که به راحتی و با آرامش خاطر درمورد مشکلات خود با هم بحث کنید. 2 - حالت دفاعی گرفتن: بعضی ها به جای اینکه گله و شکایت های طرف مقابل را با دیدی منتقدانه و با میل شخصی مورد توجه قرار دهند و نقطه نظرات او را درک کنند، سعی می کنند هرگونه اشتباه و خطای خود را انکار کنند و به هیچ طریق زیر بار نمی روند که ممکن است خودشان موجب بروز مشکل شده باشند. شاید به نظر برسد که انکار مسئولیت استرس را در کوتاه زمان کمتر می کند اما در طولانی مدت موجب بروز مشکلات بسیاری خواهد شد. 3 - تعمیم افراطی بعضی ها وقتی اتفاقی می افتد که چندان به مذاقشان خوش نیست با عمومیت دادن آن مشکل را بیرون می دهند. هیچوقت جملات خود را با "تو همیشه...." یا "تو هیچوقت..." مثل "تو همیشه دیر میای خونه" یا "تو هیچوقت کارایی که من دوست دارم را انجام نمیدی" شروع نکنید. کمی مکث کنید، فکر کنید و ببینید آیا این جمله ها واقعاً صحت دارد. همچنین هیچوقت با پیش کشیدن مشکلات قدیمی سعی نکنید که مشاجره را بدتر کنید. 4 - حق داشتن اگر بخواهید فکر کنید که برای هر کاری روش "درست" و روش "غلط" وجود دارد، و روش شما همیشه "درست" است، رابطه تان خراب خواهد شد. هرگز نخواهید که طرفتان هم مثل شما به قضایا نگاه کند و اگر دیدگاه آنها متفاوت بود، جنگ و جدال راه نیندازید. همیشه به دنبال مصالحه باشید و یادتان باشد که هیچوقت یک روش "درست" یا "غلط" محض وجود ندارد و ممکن است هر دو نقطه نظر کاملاً صحیح باشند. 5 - روانکاوی بعضی ها به جای اینکه درمورد افکار و احساسات طرف مقابلشان سوال کنند، فکر می کنند که می دانند که طرفشان به چه چیز فکر میکند یا درمورد یک مسئله خاص چه احساسی دارد و معمولاً هم این تفسیرها منفی است. مثلاً وقتی طرفشان دیر سر قرار می آیند، پیش خودشان فکر می کنند که برای او اهمیت ندارند. این کار دشمنی و سوءتفاوم بین دو طرف ایجاد می کند. 6 - گوش ندادن بعضی افراد به جای اینکه خوب به حرفهای طرف مقابلشان گوش کنند و حرفهای او را درک کنند، موقعی که طرفشان مشغول صحبت کردن است، حرف او را قطع می کنند، چشمانشان را اینطرف و آنطرف می گردانند یا به آنچه خودشان می خواهند در جواب بگویند فکر می کنند. اینکار باعث می شود نتوانید به خوبی از نقطه نظرات طرف مقابلتان مطلع شوید. هیچوقت اهمیت گوش دادن به حرفهای همدیگر را دست کم نگیرید. 7 - تقصیر را گردن دیگری انداختن بعضی افراد با انتقاد از طرف مقابل و مقصر دانستن او برای موقعیت حاضر با مشکل برخورد می کنند. هیچوقت ضعف های خود را قبول نمی کنند و به هر قیمتی که شده دربرابر آن ایستادگی می کنند چون فکر می کنند با قبول ضعف هایشان از اعتبارشان کم می شود. به جای این رفتارها باید سعی کنید هر دعوا و مشاجره را فرصتی بدانید برای بررسی منتقدانه وضعیت، ارزیابی نیازهای هر دو طرف و رسیدن به یک راه حل که به هر دو کمک کند. 8 - سعی در برنده شدن در دعوا هدف از بحث بین دو نفر باید درک متقابل و رسیدن به توافق نظر یا راه حل باشد که نیازهای هر دو طرف در آن ملاحظه شود. اگر سعی دارید نشان دهید که طرف مقابلتان چه اشتباهاتی انجام داده است، احساسات او را دست کم بگیرید و محکم روی نظر خودتان بایستید، بدانید که مسیر اشتباهی را انتخاب کرده اید. 9 - حمله های شخصیتی گاهی اوقات برخی افراد هر عمل منفی ازطرف مقابل را جدی گرفته و آن را نقص شخصیتی او قلمداد میکنند. مثلاً وقتی شوهری جوراب خود را اینطرف و آنطرف خانه می اندازد، زن آن را یک اشکال شخصیتی در او قلمداد کرده و برچسب تنبل بودن و بی ملاحظه بودن را به او می چسباند. این روش در هر دو طرف درک و احساس نادرست ایجاد می کند. یادتان باشد که درهر شرایطی برای شخصیت طرف مقابلتان احترام قائل باشید حتی اگر رفتاری از او را دوست نداشته باشید. 10 - توپ را به زمین مقابل شوت کردن وقتی یک طرف می خواهد درمورد مشکلی در رابطه صحبت کند، طرف مقابل حالت دفاعی به خود می گیرد و از صحبت کردن یا حرف زدن با او طفره می رود. این نوعی بی احترامی به فرد مقابل است و در برخی موقعیت های خاص، حتی اهانت آمیز است و موجب شدت گرفتن مشکل هم می شود. اینکار نه تنها هیچ مشکلی را حل نمی کند، بلکه موجب جریحه دار کردن احساسات طرف مقابل و خراب شدن رابطه هم می شود. پس بهتر است که با احترام و علاقه به حرفهای طرف مقابل خود گوش کنید. |
[+]
نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 4:30 PM
|
|
خانواده ، عمیق ترین مفهوم عشق ![]()
1- عقده ها و ناکامی های گذشته تان را دور بریزید.
عقده های روانی و کودکی خود را در زندگی جدید بروز ندهید! حتماً داستان سطل زباله را شنیده اید که می گویند : «شما هر بار که نتوانسته اید ، احساسات و هیجانات منفی خود را بیرون بریزید ، آنها را به درون یک سطل زباله، ریخته اید.» که همان ضمیر ناخودآگاهتان می باشد که در آن احساسات سرکوب شده و رنج های گذشته از اوایل تولد تا به حال جمع شده اند.و این رنج ها کم کم قسمتی از وجودتان گردیده است. هر قدر این سطل پرتر باشد، شما کم کم توانایی عشق، صمیمیت و دوستی را از دست می دهید. برای اینکه این سطل را خالی کنید و مثل آفتاب که برف را ذوب می کند ، آنها را از بین ببرید ، بکوشید به دیگران احساس عشق و محبت داشته باشید. آن قدر عشق و محبت به همسر و فرزند خود داشته باشید که احساس درد و رنج و نفرت گذشته از ذهن شما پاک شود. اگر چنین تلاشی نکنید، دایم همسرتان را مسئول این رنج ها می دانید ، و تصور می کنید او مقصر است و دست به دعوا و مشاجره می زنید. در حقیقت آن عقده ها دوباره رشد کرده با فکر امروز شما درگیر می شوند و عصبانیتتان را چند برابر می کنند. در این صورت ممکن است عکس العمل عجیبی از شما سر زند که هرگز قابل جبران نباشد ، و تازه بعد از فروکش کردن خشم، ناراحت شده و مجبور هستید که عذرخواهی کنید. احتمالاً در این میان صدمات عاطفی بدی نیز به فرزندتان زده اید، پس ابراز عشق و محبت را هرکز فراموش نکنید.
«محبت، گوهر گرانبهایی ست که در بعضی قلب ها، خاکستر روی آن را گرفته. این پوشش نازک و مختصر را با تبسم و خندیدن بردارید تا گوهر گرانبهایی که پنهان شده است، آشکار شود و با درخشش خود، روح و قلب همگان را روشن سازد.»
2- مسئولیت تربیت فرزندان خود را بپذیرید.
پیامبر صلی الله علیه وآله فرموده اند: «بچه ها، آینه ی رفتار شما هستند.» پس اگر فرزند شما در تحصیل و تربیت دچار مشکل می شود، کسی را مقصر ندانید و همیشه از خودتان سلب مسئولیت نکنید. معمولاً خانواده های ما اگر فرزندانشان بد تربیت شوند، می گویند: «جامعه یا مدرسه» و یا برخی از مادران به اقوام شوهر ربط می دهند! مواظب باشید، «از کوزه همان برون تراود که در اوست.» دیگران را مقصر بدتربیتی فرزند خود ندانید. شما در منزل بوده اید، با همسرتان برخورد داشته اید، لقمه ی حلال یا حرام به منزل آورده اید و در برابر رفتار فرزندتان، عکس العمل نشان دادید. کودکی که در شبانه روز 90% اوقات خود را در کنار پدر و مادر به سر می برد، چه کسی می توانسته است، روی او تأثیر گذار باشد؟ مطمئن باشید اگر دیگران روی فرزند شما تأثیر گذاشته اند، زمینه و بستر آن را خود شما فراهم کرده اید.
3- مراقب خلأ عاطفی فرزندتان باشید.
برخی از خانواده ها نمی دانند چگونه برخورد کنند و دائماً در افراط و تفریط هستند. اگر فرزند شما دختر است، پدر باید واقعاً او را مورد مهر و محبت خویش قرار دهد، مبادا او خلاء عاطفی داشته باشد و در آینده بخواهد این خلأ پدر را با دیگران جبران کند. حضرت محمد صلی الله علیه وآله وسلم، درباره ی دخترش می فرماید: «فاطمه، پاره ی تن من است.» این جمله از نظر روان شناسی خیلی ارزش دارد. آیا اشکال دارد، شما هم با دختر خودتان این گونه باشید؟ شما مادران هم مواظب باشید، با فرزند پسرتان عاطفی برخورد نمایید. نکند خدای نکرده او را از محبت خود محروم کنید و فردا خود شاهد خلاء عاطفی و گرایش او به جنس مؤنث باشید.
رابطه ی خوب زن و مرد، آمیزه یی از زیباترین تلاقی چشم ها، گیراترین تبادل کلام و هماهنگ ترین تپش دل ها ست که باعث جلب لطف و رحمت خداوند است.
4- جواب مهربانی، مهربانی ست.
از زمان های دور گفته اند: « از هر دست بدهی، از همان دست پس می گیری.» در رابطه با همسرتان، اگر درست برخورد کنید، مطمئن باشید رفتار متقابل را نظارگر خواهید بود. زیرا اگر برای مدتی از یک نفر مهربانی، ایثار و خوبی ارائه شود و از طرف دیگری نباشد، به تدریج طرف مقابل نیز رفتارش را تغییر خواهد داد. اگر شما همسرتان را خوار و کوچک بشمارید ، مطمئن باشید بعد از مدتی او نیز با شما چنین رفتاری خواهد داشت. بعضی مواقع اگر شما تحقیر می کنید و تحقیر نمی بینید، گمان نکنید قوی هستید ، همسرتان از درون، خودخوری می کند. در حقیقت، غم و ناراحتی خود را درونی می کند و عاقبت این شما هستید که باید اعصاب ضعیف او را تحمل کنید. نه تنها نسبت به همسر خود، بلکه نسبت به دیگران هم همین طور است. مثلاً نسبت به مادر یا پدر همسر خود اگر گل بدهید، گل می گیرید. اگر خار تقدیم کنید، خار می گیرید و خودتان مسبب این رفتار شده اید. به قول معروف: «هر چه را برای خود نمی پسندی، برای دیگران هم مپسند.» واقعاً جمله ی زیبایی ست. رابطه ی خوب زن و مرد ، آمیزه یی از زیباترین تلاقی چشم ها، گیراترین تبادل کلام، هماهنگ ترین تپش دل ها، چراغ روشنی و جلب لطف و رحمت خداوند است.
5- به عنوان پدر در خانواده موظف باشید.
پدر مهربان و عزیز! شما در خانواده نقش اساسی دارید. خودتان را دست کم نگیرید. شما خانم های محترم هم هرگز همسرتان را تحقیر نکنید ، زیرا از دید فرزند، پدر به عنوان برجسته ترین مهره ، نیرومندترین و زیباترین انسان است! پدر از نظر کودک، سمبل «قدرت» وقهرمان است. وای بر حال پدری که قدرت او زیر سؤال رفته باشد! اگر پدر احساس ضعف کند، اعتماد کودک از بین می رود و اضطراب و فقدان امنیت در او شکل می گیرید. به قول معروف از دید فرزند، پدر در خانه بت است. نگذارید این بت، شکسته شود. همچنین پدر، سند حیات کودک و الگوی عمل اوست. پدر باید ضمن حفظ اقتدار، از خود موجودی متین و دوست داشتنی به نمایش بگذارد.
حضرت علی علیه السلام، این ابر مرد تعلیم و تربیت جهانی، می فرمایند: «خودتان را تا سرحد کودکی پایین آورید.» پس بکوشید در خانه هم اقتدار و هم محبت داشته باشید. محبتی که از دل پراقتدار بیرون آید، آن قدر شیرین است که قابل توصیف نیست! البته منظور، اقتدار استبدادی نیست، یعنی کودک باید هم مطیع منطق شما باشد و هم مورد لطفتان قرار گیرد.
برای همسرتان هم همینطور .شما باید چون کوه محکم و چون دریا آرامش بخش باشید.
نگارش یافته توسط ابوالفضل قوچانی
[+]
نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 10:43 AM
|
|
چه کسی در اختلافات، مشاجرات و مشکلات مختلف درون خانواده مقصر است؟
غالبا در جلسات مشاوره خانواده با مراجعانی روبرو می شویم که پس از درگیریها و دعوا در خانواده، برای پیدا کردن مقصر، ( بهتر بگویم؛ برای تائید نظر خود مبتنی بر مقصر بودن همسرشان) مراجعه نموده اند. لذا آنها با آب و تاب نقاط ضعف همسرشان را با هیجان فراوان تعریف می کنند و بلافاصله نیز می گویند که من هم هر کاری را جهت اینکه او را متوجه اشتباهش بکنم، انجام داده ام.
گاهی هم ادبیات دیگری انتخاب می کنند و از مشاور می خواهند نقش قاضی را بازی کند و پس از شنیدن ما وقع درگیریهای زوجین، حکم کند که چه کسی گناهکار و مجرم است و چه کسی بی تقصیر؟!
اما به راستی کدامیک مقصرند؟! خانم؟! یا شوهر؟!
رویکردهای اخیر به خانواده درمانی حامی نظریه های سیستمیک خانواده است. در این نظریه کل خانواده به عنوان یک کل و یک سیستم شناخته می شود که تغییرات هر بخش از آن روی سایر بخشهای این سیستم خانواده تاثیر می گذارد. با این فرض ، به دنبال مقصر گشتن در سیستم خانواده یک خطا محسوب می شود. در واقع هر بخش سیستم به لحاظ ارتباطهایی که با سایر اجزاء دارد می تواند در هر مشکلی سهیم باشد.
البته ممکن است نقطه آغازین مشکل یا شدت دهنده و ....، متفاوت باشند؛ اما به هر حال هر یک از اعضاء سیستم خانواده در اختلافات خانواده نقش ایفاء می کنند.
خلاصه:
پس کنش ها و واکنش های افراد خانواده در تعامل با هم، مسائل خانواده را رقم می زند و در مشکلات خانواده باید همه اعضاء، خود را تا حدی مقصر بدانند و برای جبران کوتاهی ها یا تغییر روابط و رفتار خود تلاش کنند.
مثال1:
خانواده ای به علت شیطنت، شلوغی و رفتارهای ناهنجار کودک خود مراجعه می کنند. پس از اخذ شرح حال و بررسی مسائل خانواده متوجه این موضوع می شویم که زن و شوهر سر مسائل مختلف با هم جر و بحث دارند و این کودک در جهت جلب توجه والدین، ناخودآگاه دست به اقدامات تحریک کننده و ناهنجار می زند تا بدینوسیله هم ذهن والدین را از درگیریهای بین خودشان منحرف سازد و هم آنها را متوجه این کند که فرزندی نیز در این خانواده نیاز به توجه دارند. لذا در صورتیکه صرفا به مشکل کودک و رفع آن توجه شود، درمان ناقص بوده و مجددا به خاطر سیستم معیوب خانواده ، مشکل کودک نیز عود خواهد کرد.
مثال2
زن و شوهری را تصور کنید که به مرور زمان، شوهر فاصله خود را با خانم بیشتر کرده و به طرف پدر و مادرش کشیده می شود و خانم نیز مرتب شوهر خود را به خاطر وابستگی به خانواده پدریش و بچه ننه بودن، مورد تمسخر و دعوا قرار می دهد. از طرف دیگر خانم، مشکل شوهرش را برای مادرش شرح می دهدو با چنین وضعی شوهر روز به روز محیط بیرون خانواده را جهت آرام بخشی خود انتخاب می کند.
در این مثال باید طبق یک قرارداد درمانی و یک درمان سیستمیک ، طرفین متعهد به تغییر روشهای خود شوند و به مرور تغییر هر یک منجر به تغییر دیگری می شود. ارتباط صمیمی زن با شوهر منجر می شود که شوهرش به درون خانواده سوق یابد و تغییر روش شوهر نیز در ایجاد فضای عاطفی مناسب درون خانواده ، منجر به تغییر روش خانم در جهت راز داری مسائل خانواده می شود.
البته از نظر زمانی ممکن است بعضی اعضاء خانواده جرقه زن و شروع کننده مشکل ، یا ادامه دهنده یا تشدید کننده مشکل شوند یا نقش های کمتری یا بیشتری در درگیریها داشته باشند، ولی این ها خیلی مهم نیستند. مهم اینست که تمام اعضاء در سیستم خانواده در تغییر بافت خانواده سهیم شوند. یا حداقل سعی کنند نقش خود را در ایجاد یا تشدید مشکل حذف کرده یا کاهش دهند تا بدینوسیله به مرور زمان دیگری نیز به تبع او دچار تغییر رفتار شود.
اگرچه عنصر زمان و گذشت زمان شرط لازم( نه کافی) جهت تغییرات اساسی و مثبت در خانواده است ولی زمان به تنهایی کافی نیست. یعنی پس از اینکه شیوه های صحیح حل مسئله، مهارتهای ارتباطی و مهارتهای زندگی و ... را جهت بهتر شدن زندگی در پیش گرفتیم ، حتما به صورت تدریجی و در بستر زمان نتیجه آنها مشخص می شود و هر گونه تعجیل و انتظارات غیر واقع بینانه افراطی نسبت به تغییرات بزرگ و لحظه ای و زودرس در خانواده ، خود از مشکلات اساسی خانواده هاست.که منجر به سرخوردگی ، یاس و نامیدی نسبت به بهبود اوضاع خانواده می شود.
فراموش نکنیم که هر گونه تغییر رویه جهت بازسازی خانواده به زمان نیاز دارد و تصور نکنیم با اتخاذ روش جدید برای چند هفته تمام سیستم خانواده سریعا تغییر می کند. بلکه با خویشتنداری و صبر ،به همراه ایجاد تغییرات مثبت در رفتار و اعمال خود، شاهد موفقیت را به آغوش بکشیم.
ابوالفضل سنگ تراشان
[+]
نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 10:22 AM
|
|
اگر يک قورباغه را برداريد وداخل يک ظرف آب جوش بيندازيد قورباغه چه
کار مي کند؟
بيرون مي پرد! درواقع قورباغه فورا به اين نتيجه مي رسد که لذتي در کار نيست وبايد برود!
حالا اگر همين قورباغه را برداريد وداخل يک ظرف آب سرد بيندازيد وبعد ظرف را روي اجاق بگذاريد وبه تدريج به آن حرارت بدهيد قورباغه چه کار مي کند؟
استراحت ميکند...چند دقيقه بعد به خودش مي گويد: ظاهرا آب گرم شده است وتا چشم به هم بزنيد يک قورباغه آب پز آماده است.
نتيجه اخلاقي داستان!
زندگي به تدريج اتفاق مي افتد.ماهم مي توانيم مثل قورباغه داستانمان ابلهي کنيم و وقت را از دست بدهيم و ناگهان ببينيم که کار از کار گذشته است .همه ما بايد نسبت به جريانات زندگي مان آگاه وبيدار باشيم.
سوال؟
اگر فردا صبح از خواب بيدار شويد وببينيد که بيست کيلو چاق شده ايد نگران نمي شويد؟
البته که مي شويد!سراسيمه به بيمارستان تلفن مي زنيد :الو ،اورژانس ،کمک،کمک ،من چاق شده ام !
اما اگر همين اتفاق به تدريج رخ بدهد، يک کيلو اين ماه،يک کيلو ماه آينده و...آيا بازهم همين عکس العمل را نشان مي دهيد؟ نه! با بي خيالي از کنارش مي گذريد.
براي کساني که ورشکسته مي شوند ،اضافه وزن مي آورند يا طلاق ميگيرند يا آخر ترم مشروط مي شوند! اين حوادث دفعتا اتفاق نمي افتد يک ذره امروز،يک ذره فردا وسر انجام يک روز هم انفجار و سپس مي پرسيم :چرا اين اتفاق افتاد؟
زندگي ماهيت انبار شوندگي دارد.هر اتفاقي به اتفاق ديگر افزوده مي شود، مثل قطره هاي آب که صخره هاي سنگي را مي فرسايد.
اصل قورباغه اي به ما هشدار مي دهد که مراقب تمايلات خود باشيد!
ما بايد هر روز اين پرسش را براي خود مطرح کنيم :به کجا دارم مي روم؟آيا من سالمتر، مناسبتر، شادتر وثروتمندتر ازسال گذشته ام هستم؟ واگر پاسخ منفي است بي درنگ بايد در کارهاي خود تجديد نظر کنيم.
خلاصه کلام :
شايد اين نکته رعب انگيز باشد اما واقعيت اين است که هيچ ثباتي در کار نيست يا بايد به جلو پيش برويد يا بلغزيد و به پايين افتيد.
بر گرفته از کتاب ارزشمند آخرين راز شاد زيستن
[+]
نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 10:19 AM
|
|
چگونه مشکلات و اختلافات خانوادگی را حل کنیم؟
غالبا زن و شوهرها به خاطر ارتباط نزدیک و صمیمانه ای که با یکدیگر شروع کرده اند ، از نظر کمی و کیفی ، شناخت های خاصی نسبت به یکدیگر پیدا می کنند.
آنها به مانند دختر و پسرانی که در بدو آشنایی، تریپ محبت وعشق برای هم می زنند، خام یکدیگر نمی شوند و خیلی زودتر از آنچه که تصور می کنند بر نقاط ضعف یکدیگر مسلط می شوند و به خاطر انتظارات و توقعات ایده الانه قبل از ازدواج دچار وحشت، خشم و یا یاس می گردند.
همسران معمولا سعی می کنند از کوتاه ترین مسیر و کمترین زمان که دادن اطلاعات، راهنمایی، توصیه، کنایه، تهدید و ....، به تغییر همسرشان و از بین بردن نقاط ضعف او ، اقدام کنند و اینجا همان نقطه ایست که موجب شکاف بیشتر بین همسران و تشدید اختلافات و عمیق شدن نقاط ضعف آنها می شود.
اما بطور خلاصه:
آن چه برای تحت تاثیر قرار دادن همسران و تغییرات سازنده آنها ، به ویژه آقایان مورد تاکید است از این قرار است:
1 – خونسردی
خونسردی به معنی صبوری منفعلانه و سکون و بی حرکتی نیست. خونسردی در مقابل رفتارهای تکانشی و انفجاری احساسی است. یعنی در مواردی که با پدیده منفی و یا بحرانی در زندگی روبرو شدیم ، ضرورت دارد قبل از هر چیزی خونسرد باشیم تا قدرت تعقل ما بتواند موضوع و راه حلها را بررسی کند. در ساحل امن خونسردی است که سایر مهارتها و آگاهی های ذیل فرصت عرض اندام پیدا می کنند.
2 – تجزیه و تحلیل موضوع مشکل ساز
شاید پس از خونسردی بتوان گفت یکی از مراحل مهمی است که در حوزه آگاهی فرد می گنجد.
مثلا :
- مردی که از همسرش و آریش او تعریف نمی کند.
- زنی که بدی مادر شوهرش را می گوید.
- آقایی که با یک دختر خانم SMS عاشقانه رد و بدل می کند.
- خانمی که خود را و احساسات خود را برای شوهرش عیان نمی کند
- مردی که به جای خانه ، محل کار خود را محور قرار داده و حتی روزهای تعطیل سرکار می رود.
- خانمی که نق نق می کند، یا در جمع با کنایه و با تحقیر با شوهرش صحبت می کند
- و .....
همه اینها شکل ظاهری و سطحی مشکلات را نشان می دهد. اگر بدون تجزیه و تحلیل این مشکلات دست به اقدام بزنیم ، علاوه بر اینکه مشکل حل نمی شود، مشکلات شدیدتری به خاطر عملکرد نامناسب زوجین پیش می آید.
شما در سئوالات این تالار دیده اید که افراد می گویند: « ابتدا مشکل فلان بود و بعد که با او در میان گذاشتم مرا مورد ضرب و جرح قرار داد یا قهر کرد یا توجه نکرد و به مرور بدتر از گذشته شد.... »
به نظرم تجزیه و تحلیل مشکلات زناشویی خیلی تخصصی هست. توصیه بنده به عنوان مشاور خانواده این است که حداکثر سعی خود را انجام دهید که در این مرحله از نظر تخصصی مشاوران خانواده بهره ببرید. یا اینکه قبل از هر اقدامی ، مدتی به مطالعه و بررسی مشکل خود همت کنید و اقدام را برای مرحله بعد بگذارید.
نکته مهم اینست که در تجزیه و تحلیل مشکلات خانواده، حتی الامکان از نزدیکان صمیمی مثل خواهر ، برادر و والدین کمک نخواهید، چون این مشکلی در محور شماره بعد ایجاد می کند.
3 – رعایت حریم و مرزهای خانواده ( احترام به استقلال خانواده)
معمولا مشکل در این بند و طرح مسائل خانواده با اطرافیان دلسوز، موجب انتشار یک مشکل، بسان یک تومور به همه ارکان و تنه زندگی می شود.
مشکلی که در یک بخش زندگی شروع می شود، ناگاه در مدت کمی همه زندگی را گرفته و همگان نسبت به آن اظهار نظر می کنند.
نظرات غیر تخصصی که مبتنی بر تجارب فردی افراد است ، معمولا اگر هدایت شده نباشد ، می تواند مشکل را شدیدتر کند.
پس در این مرحله پس از اینکه خونسرد بودیم، تجزیه و تحلیل را به کمک مشورت با متخصص انجام دادیم از تسری آن به دیگران و و دلسوزان خود جلوگیری می کنیم. تا فرصت اقدام در مرحله بعدی را بیابیم.
4 – متمرکز شدن روی لایه های عمیق مشکل
پس از اینکه مشکل را تجزیه و تحلیل کردیم ، متوجه می شویم که رفتار و گفتار همسرمان لایه سطحی مشکل را تشکیل داده است. و انرژی گذاشتن روی آن و مقابله با آن خیلی موثر و پایدار نیست. و چون خونسرد بوده ایم ، فرصت یافته ایم که لایه های عمیق را شناسایی کنیم.
مثلا لایه احساسی از لایه رفتاری همسرمان مهمتر است.
یعنی نیاز است از سطح رفتار و گفتار نامطلوب همسرمان بگذریم و به سطح احساس زیر بنایی او به پردازیم.
پس نیاز است که احساسات همسرمان را در رفتار و گفتار مشکل زا بررسی کنیم.
همچنین نیاز است از لایه احساسات همسرمان نیز بگذریم تا به لایه عمیق تر او برسیم یعنی: افکار و باورها
ضرورت دارد که افکار و باورها و نظرات همسرمان را در خصوص احساست و رفتارش را دقیقا بشنویم و ارزیابی کنیم.
اما عمیق ترین لایه و ریشه تمام این رفتار، احساسات و افکار هر فردی نیازهای اوست. پس در اساسی ترین اقدام، ما به شناسایی نیازهای همسرمان به خصوص نیازهای روانی او می پردایم.
اما از سطحی ترین لایه تا ریشه ای و عمیق ترین لایه که باید مورد بررسی قرار گیرد بدین ترتیب است:
1 – لایه سطحی قابل رویت: گفتار، رفتار ، تظاهرات بدنی
2 – لایه عمقی تر: احساسات، هیجانات و انگیزه ها ....
3 – لایه زیرین و عمیق تر: افکار، باورها و ...
4 – عمیق ترین و ریشه ترین لایه : نیازهای فرد به خصوص نیازهای روانی خاص او
تشخیص این لایه ها مستلزم اینست که علاوه بر رعایت تمام محورهای فوق ، با همسرمان هم حسی کنیم که ضروت محور بعدی را مورد تاکید قرار می دهد.
5 – هم احساسی
برای اینکه در تجزیه و تحلیل همسرمان، اقدام عملی کنیم ، نباید هیچ برخورد و تنشی ایجاد شود. نیاز است که احساسات همسرمان مورد تائید قرار بگیرد.
مثلا احساس خشم ( اشتباه نکنید ما به علت درست یا نادرست خشم ایشان کار نداریم. و فقط با احساس خشم فرد ، هم حسی می کنیم)
عصبانیت چه علت به جا، یا علت نا به جا داشته باشد، در هر صورت به وقوع پیوسته است.
وقتی شما، همسرتان را عصبانی می بینید، اولین اقدام :خونسردی و بعد «هم احساسی» با اوست. یعنی به او نشان دهید که عصبانیتش را درک می کنید( ممکن است مشکل از خودش باشد یا علت عصبانیتش، بی مورد باشد) ، اما در هر صورت او فعلا عصبانی است.
فراموش نکنید تا آتشی خاموش نشده است ، منطقی نیست که در میان آتش شروع به بازسازی کنیم و برای اینکه آتشی ( مانند احساسات) را خاموش کنیم ، ابتدا باید «هم احساسی» کنیم، گوش دادن را بلد باشیم( نه فقط منفعلانه بشنویم)، شروع به قضاوت نکنیم، کلام او را قطع نکنیم و شروع به راهنمایی و توصیه نکنیم . باید مسائل را از دید او بشنویم. (این محور جزء آن بخش مهارتهای ارتباطی است که به موانع ارتباط می پردازد).
شاید باورش برای عزیزان سخت باشد که این گونه برخورد ها در اکثر مواقع بدون اینکه حتی راهکارهای دیگر را طی کنیم و یا اقدام دیگری انجام دهیم، خودش منجر به حل مسئله و رفع سوء ظن و سوء تفاهمات می شود.
و این مرحله (هم احساسی)، وقتی خوب انجام می شود و موثر است که مراحل قبلی به درستی پیموده شده باشد.
6 – آگاهی نسبت به ضرورت زمان.( تغییرات در بستر زمان به دست می آید)
اکثر زن و شوهرها تصور می کنند ، همین که همسرشان متوجه مشکل و راه حل آن بشود ، مسائل باید حل شود.
اما فراموش نکیند که طی زمان بسیار ضروری است.
این به مانند اینست که شما متوجه شوید دروغ بد است و راه حل آنهم راستگویی است و تصور کنید از فردا شما راستگوترین می شوید. اما واقعیت اینست که ترک و تغییر عادات بسیار وقت گیر، سخت و هزینه بر است و احتیاج به صبوری توام با تلاش فراوان و مستمری دارد.
7 – متمرکز شدن روی نقاط مثبت به جای نقاط منفی
افراد به ویژه آنها که باهوشتر ، کمالگرا ، وسواسی تر، حساس تر، تیزبین تر، و دقیق تر هستند، اشتباهات بزرگتری در این موضوع مرتکب می شوند. آنها چون خیلی زیرکانه و بزودی متوجه کوچکترین تعارضات و مشکلات زناشویی می شوند، روی آنها تمرکز می کنند و برای عالی شدن زندگی اشان، سریعا واکنش نشان می دهند و برای رفع مشکلات آشفته می شوند. همین مسئله منجر به کاهش ارتباط حسنه بین زوجین می شود. ( چون در اکثر موارد آدمها نمی پسندند که روی ضعفهایشان انگشت گذاشته شود)
روش صحیح و حل مشکل همسران بیشتر مبتنی بر تمرکز بر نقاط مثبت همسران به صورت محوری و اساسی هست .
یعنی وقتی می خواهیم یک مشکلی را حل کنیم. نیاز به مصالح، هزینه و انرژی داریم و این همه از طریق نقاط مثبت همسرمان به دست می آید.
( اگر همسرمان باید نقاط ضعفش را حل کند، باید هزینه آن را از بخش مثبت شخصیتش تامین کند)
پس نباید از اول شروع کنیم به ویران کردن همه شخصیت و اعتماد به نفس همسرمان. در واقع تا همسری احساس می کند در خانواده مفید، موثر، کارآمد، مورد توجه و دوست داشتنی هست خود به خود به بسیاری از مشکلات تن نمی دهد.
در اینجا این مسئله در مورد آقایان مشکل دار، خود را بیشتر نشان می دهد.
یعنی اگر کسی متوجه مشکلات و ضعفهای شوهرش شد، توصیه اکید می کنم که از پرداختن صریح و موعظه وار، یا کنایه وار به مشکل همسرش اجتناب کند. و پس از کسب مهارتهای فوق الذکر؛ در این بند نیاز است که شروع به شناسایی نقاط مثبت همسرش ( هر چند کم) کند.
یعنی شما هر چه نقاط مثبت همسرتان را بیشتر شناسایی کنید به این معناست که مصالح و مواد بیشتری جهت بازسازی ضعفهای او در اختیار دارید.
اگرچه این روش دیرتر به نتیجه می رسد، اما نتیجه مطلوبتر است؛ در حالیکه تمرکز بر نقاط منفی همسر، معمولا منجر به ویرانی یک خانواده می شود. البته نقاط منفی را باید شناخت اما در مرحله اجرا و اقدام باید غیر مستقیم به تغییر آنها همت گماشت.
یک مثال:
مردی که توجه عاطفی و احساسی به خانمش ندارد
اینجا باید همسر چنین فردی متمرکز روی نقاط مثبت همسرش مثل فعالیت کاری او داشته باشد و هزینه هایی که همسرش انجام می دهد. و همین مسئله را به عنوان هسته مرکزی مثبت همسرش بداند و شروع به تعریف خالصانه و صادقانه بکند. ( فراموش نکنید تعریف مزورانه و متقلبانه به قصد دستکاری همسر معمولا جواب عکس می دهد. برای اطلاع بیشتر اینجا را کلیک فرمائید و مقاله «مهارتهای ارتباطی بین زن و شوهر به تنهایی کافی نیست!!»را مطالعه فرمائید).
بعد کم کم این هسته مثبت مرکزی ( نقاط مثبت شوهر ) را توسعه می دهیم. به او می گوئیم که چقدر قدر این زحمات خالصانه اش را می دانید و براتون ارزشمند است. حتی در جمع یا بین فرزندان و دیگران او را به عنوان مردی که زیاد به خانواده توجه دارد مطرح می کنید. مرتب به او میگوئید که باعث افتخار شماست و شما در کنارش خوشبخت هستید. در واقع شما با ابراز عاطفه مثبت به همسرتان حس خوبی به او می دهید و او را عملا در مهرورزی آموزش می دهید و به مرور بحث عاطفه برای او مهمتر شده و محور قرار خواهد گرفت.
7 – فراز و نشیب های تغییر در بستر زندگی طبیعی است
( نکته بسیار مهمی هست)
گاهی طی گذر از مسیر این تغییرات متوجه افت کار می شوید. یعنی می بینید بعد از چند روز که وضعیت بهتر شد، امروز همسرت از قبل هم بدتر شده است. این طبیعی است.... مواظب باشید فریب نخورید و نگران نشوید. این کاملا امری طبیعی است.
خونسردی خود را حفظ کنید، بعد از مدتی دوباره روند مثبت تغییرات خود را به شما نشان خواهد داد و ادامه خواهد یافت.
خیلی خانواده ها را دیده ام که در این مرحله یکباره مایوس شده و تصور می کردند همه چیز به جای اول برگشت یا بدتر شد....
این بدیهی هست اگر شما قبلا روش دیگر و منفی در قبال همسرتان داشته باشید. همسرتان با این تغییرات مثبت در شما به تعجب بیفتد، غالبا او برای اینکه ببیند این یک بازی جدید هست. یا واقعا شما تغییر اساسی کرده اید، ممکن است روشهای منفی خود را یه کمی شدیدتر بروز دهد، تا متوجه عکس العمل شما شود. اگر شما خود را ببازید و روش پیشین خود را انجام دهید حتما این جمله را از همسرتان خواهید شنید که : « می دونستم این عشق ورزی ها و محبت ها هم یک بازی جدیدیه.. تو همش به فکر خودت هستی!!!»
ابوالفضل سنگ تراشان
[+]
نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 10:16 AM
|
|
خانواده- فریده حاج آقایی خیابانی:

مادربزرگ در حسرت زندگي اين و آن آهي ميكشد و بغض ميكند. پدربزرگ از درد تن مينالد. زن خشمگين به شوهرش نگاه ميكند و برايش آرزوي مرگ دارد و پيرمرد با غضب بر سرش هوار ميكشد و از بيتوجهي همسر شكوه دارد و هردو سردرگم به گذشته بيثمر و آينده مبهم خود فكر ميكنند. در بانوان بعد از شروع علائم يائسگي، تغييرات هورموني و كاهش ميل جنسي معمولا با ازدواج و رفتن كامل فرزندان از خانه مصادف است، به عبارتي زن سندرم «آشيان خالي» را تجربه ميكند. چالشهاي زنانه وقتي به اوج خود ميرسد كه بحران ميانسالي با كم شدن زيبايي و ظرافت زنانگي كه زماني مايه دلگرمي و توجه اطرافيان، دوست و فاميل ميشده، تارهاي سفيد در لابهلاي موها خبر رسيدن اين ايام را به همراه ميآورد. در مردان بعد از 40 سالگي با كمتر شدن ميل جنسي، بازنشستگي و مانند زنان از دست دادن حمايت عاطفي فرزندان و والدين، ايجاد بحران هويت شغلي و عدم توجه و نوازش همسر از سويي ديگر، چالشها از راه ميرسند. گاه مرد براي اعاده آن هويت كاذب از دست رفته، نداشتن بانك عاطفي قابل قبول نسبت به همسر و بيگانه بودن با كودك درون و خود واقعي به عشقهاي زمان پيري دل ميسپارند، تا كمبود نوازش و توجه را جبران كنند. در زنان اين كسب هويت تخيلي به شكل حساسيتهاي غيرمتعارف راجع به سن، لباسهاي نامتناسب، حركات و سكنات جوان مآبانه بروز ميكند. اگر زنان و شوهرانشان در جواني برخوردي مناسب و عاشقانه با يكديگر داشته باشند و فضاي زندگيشان همراه با عاطفه و يكدلي باشد؛ يعني ارتباطات زناشويي كودك به كودك و يا بالغ به بالغ بوده و در جنبههاي مختلف توجه نوازش كامل و قابل قبول رد و بدل شود، در دوران ميانسالي با استفاده از اين بانك عاطفي پربار و به ياد خاطرات و تجربههاي مثبت از ادامه زندگي مشترك لذت بيشتري خواهند برد. اگر زوجين در دوران اوليه زندگي خشونت و بازنوازيهاي منفي عاطفي داشته باشند[اين امر در مورد مردان كه مدير خانواده هستند بيشتر مصداق دارد] و يا با خشنودسازي اجباري و يا هر ويژگي افراطي غيرطبيعي ديگر كه از كودك يا بالغ برخاسته نباشد، سعي غير واقعي در جلب رضايت طرف مقابل[به خاطر منافع و مصالح شخصي] و يا گدايي محبت در دوران كهنسالي طرفي كه احساس اجحاف و فشار ميكرده، تجربههاي خشم و نفرت خود را با آزار و اذيت طرف مقابل نقد خواهد كرد. اين ارتباطات در خانوادههاي مسن به وضوح قابل مشاهده است. براي گذراندن پرنشاط بهار دوم زندگي به اين نكات توجه كنيد. شناخت خواستههاي واقعي داشتن آگاهيهاي لازم در راستاي شناخت خود و نيازهاي احساسي، عقلاني، تحليل رفتارهاي فردي و اجتماعي، ارتباط صحيح با كالبد و ضميرهاي آگاه و ناخودآگاه دستمايه قدرتمندي است كه كمك ميكند، انسان در چالشهاي زندگي مشترك جايگاه خود را بهتر ارزيابي كرده و توانايي لازم را براي رفع مسائل فيمابين به دست آورد. در اين حالت فرد نه منفعلانه در پي انتخاب شدن است بلكه فاعلانه با بررسي دقيق و همهجانبه خود برميگزيند و پس از شروع زندگي عادلانهتر در مورد خود و همسر قضاوت كرده و سهم خود را در مشكلات و مسائل ميبيند و در نتيجه بالغانه نه كسي را وارد بازيهاي رواني ميكند و نه در بازي رواني طرف مقابل شركت ميكند. رفتارشناسان معتقدند:«اغلب روابط انساني غير بالغانه نوعي بازي محسوب ميشود كه بازيگران بنا به تربيت خردسالي، ناخودآگاه روابط خود را براساس احساسات تخريبي و موقعيت شخصي ادامه ميدهند، تبادلات افراد در سه وضعيت «بازنده»،«برنده»و «قرباني» ظاهر ميشود.» در جامعه سنتي زنان با ماسك «قرباني» دوران زندگي خود را سپري ميسازند ولي مردان ابتدا در نقش برنده و در دوران كهنسالي كه قدرت جسمي و فكريشان رو به نقصان ميرود به احساس «بازنده» تغيير موقعيت ميدهند. در اغلب كشورهاي پيشرفته دورههاي اجباري در مدارس و موسسات، مربوط به ازدواج در راستاي خودشناسي دقيقتر و آموزشهاي پيش از زندگي مشترك برقرار بوده و اطلاعات لازم در اين زمينه را در اختيار افراد ميگذارند. پرداختن به امور و علايق فردي ازدواج و زندگي مشترك به معناي خاتمه اشتغالات و تفريحات فردي نيست. جبران خليل جبران نويسنده بزرگ مصري ميگويد:«مانند ستونهاي خانهاي باشيد كه جدا از هم سقفي را برپا داشتهاند.» و در جايي ديگر ميگويد:«مانند تارهاي سازي باشيد كه جدا از هم آهنگ خوشي را مينوازند.» همسر بايد به مثابه بال پروازي باشد كه در ايجاد زمينه پيشرفت و صعود طرف مقابل در ابعاد مختلف سهيم باشد. داشتن ساعات و روزهاي اختصاصي براي يادگيري، انجام اشتغالات علمي، معنوي و تفريحي جز حقوق اوليه زوجين به حساب ميآيد. برخورداري از اوقات فراغت و يا مسافرت و گردشهاي جدا از همسر نيز حق طبيعي براي ايشان محسوب ميشود. ايجاد تنگنا، عدم پذيرش حدود و حريم شخصي تنها به ايجاد و افزايش تنش منجر ميگردد. عشق واقعي در احترام به حريمهاي فردي و اجتماعي معنا و مفهوم مييابد نهچسبيدن به طرف مقابل. شاعر ميگويد:«عشق محدود نميكند، دربند نميكشد، خسته نميكند، وبال گردن نيست، مزاحم نيست، همسر رفيق راه است و پناه و مأمن، وقتي خسته و بيچارهايم، شانههايي براي گريه و لبخندي براي برخاستن وقتي نااميديم.» داشتن اوقاتي انفرادي همراه با دوست، خانواده يا به تنهايي فشارهاي ناشي از تاهل را كاهش داده و انسان با خاطري آسودهتر و دلي لبريز از اميد و خشنودي به سوي خانه باز ميگردد. داشتن سرگرمي يكي از الزامات زناشويي داشتن تفريحات[همگام و توام] مورد علاقه طرفين ميباشد. ورزشها و بازيهاي رقابتي، سفرهاي علمي، تفريحي، يادگيري هنرهاي دستي، نقاشي و... از اموري است كه دقايق و خاطرات خوشي را به همراه داشته و سبب ميشود زوجين بانكهاي عاطفي مثبت خود را غني سازند. شايد يكي از معدود خاطرات انسان در زمان پيري يادآوري سفرهايي باشد كه تجربه كرده و اين گذران اوقات مشترك حتي در زمينه شغلي و اقتصادي اولا منجر به همدلي و شناخت بيشتر زواياي روحي طرف مقابل ميشود و هم يادوارههاي ماندگاري را به ارمغان ميآورد. معمولا بعد از تولد فرزندان فاصله والدين روز به روز بيشتر ميشود و به بهانه رسيدگي به كودك پرداختن به يكديگر، تبادل نوازشهاي مناسب و تقديم عشق و هيجان در زندگي كمرنگتر ميشود. [اين رويكرد از طرف مردان بيشتر استقبال ميشود]. صداقت و اعتماد به يكديگر ازدواج از مقولههاي ويژهاي است كه براي حفظ كمي و كيفي آن از شروع تا انتها بيش از نظارت و پيگيريهاي قانوني نياز به توجه، دقت، پيگيري و حفظ احتياطهاي لازمه دارد. يكي از تهديدات مهم دراين راستا پردهدري داخلي و بيروني است. گستاخي و عدم رعايت ادب و احترام از مسائلي است كه در همه ارتباطات به خدشهدار شدن و بيمهري ميانجامد و ازلحاظ اجتماعي واگويي مشكلات خصوصي خانواده به ديگران و فاششدن ضعفهاي زندگي نزد اين و آن به بيمقداري طرفين در نظر مردم منتهي شده و اعتبار و ارزش خانواده را زير سؤال ميبرد و نهتنها مسئله حل نميشود بلكه پيچيدگي و دخالت در آن مشكل را صدچندان كرده و درگيري را شدت ميبخشد. دكتر ناريان روانشناس ميگويد: «در ايران بهدليل وجود روابط نزديك فاميلي و حرمت طلاق، عدم حمايتهاي قانوني و عدم اشتغال زنان بهشكل فراگير، طلاق كمتر اتفاق ميافتد و اگر امكان فرصتهاي مشابه كشورهاي پيشرفته در ايران جاري شود آمارهاي جدايي بهشكل ناهنجاري، بالا خواهد رفت.» عدم آموزشهاي قبل از ازدواج، تربيتهاي مسموم، اختلاف طبقاتي [فكري، مالي و...]، ازدواجهاي غيرقوم و قبيلهاي و اغلب ناشناس و شناخته نشده، پرداختن بيشتر به جوانب غيرضروري زندگي مانند تشريفات و چشموهمچشميها بهجاي آشنايي با پيام اصلي وصلت كه همان يكدلي و عشق و اميد است، همگي پيشزمينه پردهدريها، گستاخيها و مسائلي از اين دست را رقم ميزند. رعايت احترام، اعتماد و حفظ حريمهاي شخصي طرفين و بالاخره داشتن صداقت نسبت به يكديگر به انسجام فضاي خانه كمك ميكند. يادآوري نكات مثبت همسر و رسيدن به اين بلوغ فكري كه تنها با تحول فكري، مطالعه پيگير و اميد و تلاش ماست كه فضاي زندگي عوض ميشود، خانهاي خواهيم داشت بهدور از تنش و اضطراب كه در آن هم ما آسوده خواهيم بود و هم مدلي قابل قبول همراه با نوازشي مؤثر را به فرزندانمان هديه خواهيم داد و خاطرات اين تلاش را در دوران پيري با همسر خود رقم خواهيم زد. دوستي ميگفت: «وقتي تنهاييم به دنبال يك دوست ميگرديم، وقتي پيدايش كرديم، دنبال عيبهايش ميگرديم، وقتي از دستش داديم، دنبال خاطراتش ميگرديم و باز تنهاييم...»
[+]
نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 4:12 PM
|
|
خانواده- همشهري آنلاين:

رئيس انجمن علمي اوليا و مربيان ايران گفت: وظيفه اصلي زوجين در خانه ايجاد فضاي آرامش بخش براي يكديگر است. به گزارش خبرگزاري زنان ايران (ايونا)، غلامعلي افروز در يك نشست خبري گفت: خانواده تنها نهاد فطري و بشري است و بقيه نهادها حتي مسجد، دانشگاه جزء نهادهاي فرعي در جامعه محسوب ميشود. وي در ادامه افزود: خداوند خانواده آفرين است و هيچ نهادي نميتواند اينگونه باشد پس تنها نهاد فطري و بشري خانواده است. افروز ابراز داشت: خانواده يعني زن و شوهر حتي در اين نهاد فرزندان هم جايي ندارند براي اينكه فرزندان مهمان خانواده بودند و پس از مدتي از خانه ميروند. رئيس انجمن علمي اوليا و مربيان ايران گفت: خداوند زوجآفرين است و در تمام گياهان و نباتات همچون انسانها اينگونه عمل ميكند. وي ابراز داشت: خدا آفرينش اصلي را براي خانواده قرار داده است و اين خانواده است كه محبوبترين بناي هستي به شمار ميرود. افروز با بيان اينكه انتخاب ازدواج مهمترين امر براي انسان در طول حيات است افزود: در ايران ما براي هر هزار دختر هزار و 18 پسر در موقعيت سني ازدواج داريم. وي در ادامه گفت: در كشور چين اين رقم به 100 ميليون پسر مازاد بر تعداد دختران در جامعه چين است. افروز تصريح كرد: خانواده متعادل و متعالي خانوادهاي است كه زن و شوهر در آن آرامش و امنيت را به يكديگر هديه كنند و طبق تعبير قرآن لباس وجودي هم باشد. رئيس انجمن علمي اوليا و مربيان ايران تأكيد كرد: عواقبي همچون همسر ستيزي، همسر گريزي و طلاق نتيجه خانوادههاي متزلزل و گسسته است كه اين خانوادهها زمينههاي كجروي در جامعه را ايجاد ميكنند. وي در ادامه اضافه كرد: خانواده متزلزل خانوادهاي است كه در آن هر دوي والدين ديكتاتورمنش رفتار كنند و در اين خانوادهها الگوي مطلوب وجود ندارد. افروز در ادامه گفت: اگر زن و شوهر در فضاي خانواده رفتاري مناسب و صحيح داشته باشند دختر و پسر خانواده به دنبال همسري ميگردند كه همچون والدين خود پويا، خلاق و آرامشگر باشند. رئيس انجمن علمي اوليا و مربيان ايران خاطر نشان كرد: مردها بايد سنگرباني براي خانواده باشند. نقش اصلي شوهر آرامشگري و آرامشبخشي در فضاي خانواده است البته در كنار همسري كه وي اين آرامش را به خانه هديه كند. افروز با انتقاد از برنامهها و سريالهاي تلويزيوني ابراز داشت: رسانههاي ما نميتوانند خانه مطلوب را براي مردم ترسيم كنند و به خانواده موجود در جامعه بسنده كرده و آن را با اغراق براي بيننده تعريف ميكنند. افروز تصريح كرد: پائين آمدن ميزان ديالوگ بين زن و شوهر و استفاده از واژههاي انضباطي در خانواده سبب ايجاد فاصله بين زن و شوهر شده و آرامش را از خانواده سلب ميكند.
[+]
نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 4:5 PM
|
|
| * نام و نام خانوادگی : | |
| * آدرس ایمیل: | |
| موضوع پیام: | |
| *پیام: |
|
|
| |