تبليغاتX




روانشناسی و مشاوره جمهوری اسلامی ایران
designer: saeed_asad86
تصـــــــوير تصادفي

 

پيغام مدير : به شما كاربر گرامي سلام عرض مي كنم . اميدوارم در اين وبلاگ دقايقي خوبي را سپري كنيد . براي آگاهي از امكانات اين وبلاگ خواهشمندم كه تا آخر صفحه اين وبلاگ را مشاهده نماييد .

   ...............................   اين وبلاگ را صفحه خانگي خود كن !    به مدير وبلاگ ايميل بزنيد !    ذخيره كردن صفحه!   اضافه کردن اين وبلاگ به علاقه منديها!   لينک RSS  
site map site map ror html site map
  Add to Technorati     ..............................






لينك همکاران
جستجوگر

Google
  
            
     در كل اينترنت
     در اين سايت

پیغام شما

اسما خداوند متعال

آرشيو
طراح قالب
اباصالح ای گل نرگس

 

فضای این دل دیوانه گرفته بوی گل نرگس ... دلم نشسته چو پروانه در آرزوی گل نرگس

 

[+] نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 3:39 PM | |

باز جمعه آمد....

خدا کند تو بیایی و صبح سر بزند مهدی جان

که بی ستاره ترین شب شب جدایی توست مهدی جان

بیا که دیدن رویت بهشت موعود است مهدی جان

بهشت آیتی از جلوه خدایی توست مهدی جان


اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ

وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ

فيهاطَويلاً

 09178888512

 

 

[+] نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 3:25 PM | |

تشکر از همکاران فرهنگی دوبی

سپاس یزدان پاک را که دیباچه ی زندگی را به زیبا نگاره های قلم جلوه نماید و خیال آدمی را به علم و معرفت فروزان ،امید که ، در امتداد هستی ما را به نگارش نقطه ای بر حرفی از پیشگفتار دفتر دانش، لیاقت عطا  فرماید

و سپاس از کلیه همکارانی که با محبت و خضوع مرا در امر پژوهش یاری رساندند

از خداوند منان سعادت و سلامت را برای ایشان مسئلت دارم

                

[+] نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 10:2 PM | |

نوروز

 

 سال ۱۳۸۹ مبارک

                                                

                                                                               

 

 

تقدیم به شما کاربران عزیز

 

[+] نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 12:12 PM | |

ان الحسین مصباح الهدی و سفینه النجاه

 

                                      

  باز  اين چه شورش است كه در خلق عالم است  
باز اين چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است 
باز اين چه رستخيز عظيم است كز زمين  
بي نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است 
اين صبح تيره باز دميد از كجا كزو  
كار جهان و خلق جهان جمله در هم است 
گويا طلوع مي‌كند از مغرب آفتاب  
كاشوب در تمامي ذرات عالم است 
گر خوانمش قيامت دنيا بعيد نيست  
اين رستخيز عام كه نامش محرم است 
در بارگاه قدس كه جاي ملال نيست  
سرهاي قدسيان همه بر زانوي غم است 
جن و ملك بر آدميان نوحه مي‌كنند  
گويا عزاي اشرف اولاد آدم است            

 

 

                                         

[+] نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 7:12 PM | |

الحمد لله الذی جعل كمال دینه وتمام نعمته بولایة أمیر المؤمنین علی بن أبی طالب علیه السلام

 

 

بخشی از مراسم پر شور غدير، درخواست حسان بن ثابت بود. او به حضرت عرض کرد: يا رسول الله، اجازه

مي فرماييد شعري را که درباره علي بن ابي طالب (به مناسبت اين واقعه عظيم) سروده ام بخوانم؟ حضرت فرمودند: بخوان ببرکت خداوند.


حسان گفت:


اي بزرگان قريش، سخن مرا به گواهي و امضاي پيامبر گوش کنيد.


و سپس اشعاري را که در همانجا سروده بود خواند که به عنوان يک سند تاريخي از غدير ثبت شد و به يادگار ماند. ذيلاً متن عربي شعر حسان و سپس ترجمه آنرا معني آوريم:


أَ لَمْ تَعْلَمُوا أَنَّ النَّبِيَّ مُحَمَّداً                 لَدَى دَوْحِ خُمٍّ حِينَ قَامَ مُنَادِياً


وَ قَدْ جَاءَهُ جِبْرِيلُ مِنْ عِنْدِ رَبِّهِ                    بِأَنَّکَ مَعْصُومٌ فَلَا تَکُ وَانِياً


وَ بَلِّغْهُمْ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ رَبُّهُمْ                  وانْ أَنْتَ لَمْ تَفْعَلْ وَ حَاذَرْتَ بَاغِياً


عَلَيْکَ فَمَا بَلَّغْتَهُمْ عَنْ إِلَهِهِمْ              رِسَالَتَهُ إِنْ کُنْتَ تَخْشَى الْأَعَادِيَا


فَقَامَ بِهِ إِذْ ذَاکَ رَافِعُ کَفِّهِ                   بِيُمْنَى يَدَيْهِ مُعْلِنَ الصَّوْتِ عَالِياً


فَقَالَ لَهُمْ مَنْ کُنْتُ مَوْلَاهُ مِنْکُمْ          وَ کَانَ لِقَوْلِي حَافِظاً لَيْسَ نَاسِياً


فَمَوْلَاهُ مِنْ بَعْدِي عَلِيٌّ وَ إِنَّنِي                      بِهِ لَکُمْ دُونَ الْبَرِيَّةِ رَاضِياً


فَيَا رَبِّ مَنْ وَالَى عَلِيّاً فَوَالِهِ               وَ کُنْ لِلَّذِي عَادَى عَلِيّاً مُعَادِياً


وَ يَا رَبِّ فَانْصُرْ نَاصِرِيهِ لِنَصْرِهِمْ           إِمَامَ الْهُدَى کَالْبَدْرِ يَجْلُو الدَّيَاجِيَا


وَ يَا رَبِّ فَاخْذُلْ خَاذِلِيهِ وَ کُنْ لَهُمْ            إِذَا وُقِفُوا يَوْمَ الْحِسَابِ مُکَافِيَا

آيا نمي دانيد که محمد پيامبر خدا صلي الله عليه و اله و سلم کنار درختان غديرخم با حالت ندا ايستاد، و اين در حالي بود که جبرئيل از طرف خداوند پيام آورده بود که در اين امر سستي مکن که تو محفوظ خواهي بود، و آنچه از طرف خداوند بر تو نازل شده به مردم برسان، و اگر نرساني و از ظالمان بترسي و از دشمنان حذر کني رسالت پروردگارشان را نرسانده اي.

در اينجا بود که پيامبر صلي الله عليه و اله و سلم دست علي عليه السلام را با دست راست بلند کرد و با صداي بلند فرمود: هر کس از شما که من مولاي او هستم و سخن مرا بياد مي سپارد و فراموش نمي کند، مولاي او بعد از من علي است، و من فقط به او – نه به ديگري – به عنوان جانشين خود براي شما راضي هستم. پروردگارا هر کس علي را دوست بدارد او را دوست بدار، و هر کس با علي دشمني کند او را دشمن بدار. پروردگارا ياري کنندگان او را ياري فرما بخاطر نصرتشان امام هدايت کننده اي را که در تاريکيها مانند ماه شب چهارده روشني مي بخشد. پروردگارا خوار کنندگان او را خوار کن و روز قيامت که براي حساب مي ايستند خودت جزا بده.

 

جلوه ‏گر شد بار دیگر طور سینا در غدیر

ریخت از خم ولایت مى به مینا در غدیر

 

رودها با یكدگر پیوست كم‏كم سیل شد

موج مى‏زد سیل مردم مثل دریا در غدیر

 

هدیه جبریل بود  الیوم اكملت لكم 

وحى آمد در مبارك باد مولى در غدیر

 

با وجود فیض  اتممت علیكم نعمتى

از نزول وحى غوغا بود غوغا در غدیر

 

بر سر دست نبى هر كس على را دید گفت‏

آفتاب و ماه زیبا بود زیبا در غدیر

 

بر لبش گل واژه « من كنت مولا» تا نشست‏

گلبُن پاك ولایت شد شكوفا در غدیر

 

 بركه خورشید در تاریخ نامى آشناست‏

شیعه جوشیده ‏ست از آن تاریخ آنجا در غدیر

 

گرچه در آن لحظه شیرین كسى باور نداشت‏

مى‏توان انكار دریا كرد حتى در غدیر

 

باغبان وحى مى‏دانست از روز نخست‏

عمر كوتاهى ‏ست در لبخند گل ها در غدیر

 

دیده‏ها در حسرت یك قطره از آن چشمه ماند

این زلال معرفت خشكید آیا در غدیر؟

 

دل درون سینه‏ها در تاب و تب بود اى دریغ‏

كس نمى‏داند چه حالى داشت زهرا در غدیر

[+] نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 5:15 PM | |

ضامن آهو

        میلاد خورشید مهر و عطوفت مبارک باد                        

 

اومدم تا ببينم لحظه عاشق شدنو
به دلم افتاده بود صدا زدين آقا منو
دل تنهامو آوردم با يه دنيا دلخوشي
كمتر از آهو كه نيستم ميشه ضامنم بشي
اومدم همسايه هاي پاپرت رو دون بدم
دلمو رو دست بگيرم تا بهت نشون بدم
روبروي گنبدت سجده كنم سلام بدم
خسته نيستم اگه من از راه دوري اومدم
بگم آفتابيو و عاشقم درست مثل جنوب
با همون لهجه دريايي كه ميدوني تو خوب
مِ از سيد مظفر به تو دخيل اَ بندُم
نظرُم هَ بيارُم يِتا كيسه گندم
شايد كه كفترانِت لايقُم بِدونِن
حاجتي كه اوم هَ به گوشت برسانِن
تو چشمه محبت مِ تشنه نگاتُم
تو كعبه اميدي به هر دم نه صداتم
اسم نازنينت تا روي زبونِن
اون گدن مدائك لحظه اذانِن
روبروت بي اختيار دوباره زانو بزنم
ميون گريه بگم غريبو در به در منم
تو رو شاهد بگيرم كه با خدا حرف بزني
ميدونم كه دست رد باز به سينم نميزني
ميدونم شفاعت بي منتت زبون زده
به همين اميد دلم به مشهد تو اومده
تو كه اسمت با غم نقاره ها روي لباست
همه صحن طلات ردپاي فرشته هاست
دست خالي هيچكسي از در خونت نميره
يا رضا رضا ميگم تا قلبم آروم بگيره
يا رضا رضا ميگم تا قلبم آروم بگيره

 

                                                 

[+] نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 1:48 PM | |

غروب شد نیامدی

 

أين وجه‌الله الذي اليه يتوجه الاولياء
 
کجاست آن چهره الهي که اولياء رو به سوي او دارند؟
 
 
سلام علي آل ياسين

[+] نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 12:50 PM | |

غایب همیشه حاضر....

چه طولانی شد

این عطش

چه طاقت سوز شد این

تشنگی

                                  

                              

 

[+] نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 11:42 AM | |

عید سعید فطر مبارک باد

 


صداي پاي عيد مي آيد و دل مومن برسر دو راهي آمدن عيد رمضان و رفتن ماه رمضان بلا تکليف است، از آمدن آن يک دل شاد باشد يا از رفتن اين يک محزون ؟ عيد فطر پاک ترين و عيدترين عيدهاست چرا که پاداش يک ماه عبادت و شست وشوي جان درنهر پاک رمضان است.

عيد فطر، عيد پايان يافتن رمضان نيست ، عيد برآمدن انساني نو از خاکسترهاي خويشتن خويش است، چونان ققنوس که ازخاکستر خويش دوباره متولد مي شود. رمضان کوره ايي است که هستي انسان را مي سوزاند و آدمي نوبا جاني تازه از آن سر بر مي آورد . فطر شادي و دست افشاني بر رفتن رمضان نيست ، بر آمدن روز نو، روزي نو و انساني نو است . بناست که رمضان با سحرها و افطارهايش ، با شبهاي قدر و مناجاتهايش از ما آدمي ديگر بسازد . اگر درعيد فطر درنيابيم که از نو متولد شده ايم، اگر تازگي را درروح خود احساس نکنيم، عيد فطرعيد ما نيست . از اينروست که در دعاي قنوت نماز عيد فطر مي خوانيم :

اسئلک بحق هذااليوم الذي جعلته للمسلمين عيدا و لمحمد صلي الله عليه و اله ذخراً و مزيداً

"از تو خواهم به حق اين روز که آن را براي مسلمانان عيد قرار دادي وبراي محمد و آل او ذخيره و فزوني ساختي ."

و چقدر سخت است که این عزیزترین عید را بدون آن عزیزترین غایب از نظر بگذرانیم... اللهم عجل لولیک الفرج

[+] نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 7:42 PM | |

رمضان آمد

 

 

 

[+] نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 11:30 PM | |

فادی...

فدایی‏ات خواندند و «فادی» لقبت دادند.

چه زیبا بود این نام و چه با مُسّما بود این اسم!

                                                 

بگذار همگان علی علیه‏السلام را تنها بگذارند!

بگذار مدینه بر ولیِ خدا سخت بگیرد!

بگذار سلامِ وصیِ رسول صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم را پاسخ نگویند!

بگذار خانه نشینی، عدالت را به بند بکشد!

بگذار بُغضِ گلویِ یتیمان، در نبود پدر، سیلی از اشکِ مَلَک به راه اندازد و ناله بابا در فقدانِ زهرا علیهاالسلام ، دور از چشمِ کودکان، عرش را بلرزاند.

فاطمه‏ای در راه است... می‏آید تا غبار از خانه دل‏ها بِروبَد.

می‏آید تا غمِ بی مهری امّت را از چشم‏ها بشوید.

می‏آید تا زخم‏ها را مرهم باشد، دردها را مُداوا و اشک‏ها را تسکین.

فاطمه‏ای در راه است... چهار پسر خواهد آورد تا اُم کلثوم را برادر، زینب را خادم، حسین علیه‏السلام را پیرو و حُسین علیه‏السلام را یاور باشند.

... و در این میان، یکی هست که فضیلت و معرفت را پدر است و حیدر کرّار را نیکو پسر.

یکی هست که رشادت را سَروَر است و حسین را غلام...؛ جُز «مولا» صدایش نمی‏زند.

فاطمه‏ای در راه است و چهار پسر... و در این میان، یکی هست که قنداقه‏اش گِردِ سَرِ فرزندانِ فاطمه ـ سلام اللّه‏ علیها ـ می‏چرخد و «بیعت» را متحیّر می‏سازد که این چگونه پیمانی است و چگونه به انجام خواهد رسید؟

«بیعت» به انتظار می‏نشیند تا عاقبت کار را ببیند.

پدر، زمامِ حکومت را در دست می‏گیرو عبّاس، جلوتر از «حَسَنین» پای نمی‏گذارد؛ مگر به وقت خطر.

پدر با فرق خویش بر سَرِ پیمان الهی‏اش می‏ماند و عبّاس علیه‏السلام چون شاگردی، فرق پدر را نظاره می‏کند و درس می‏آموزد.

پدر، دستِ عباس علیه‏السلام را در دستِ حسین علیه‏السلام می‏گذارد و کربلا را سفارش می‏کند و عبّاس علیه‏السلام ، اشک را امضایِ این پیمان می‏کند و «بیعت» همچنان منتظر، تا عاقبت کار را ببیند.

عاشورا می‏آید و تشنگی طبل می‏کوبد.

عبّاس علیه‏السلام علمدار است و سقّا.

ذرّیه فاطمه زهرا علیه‏السلام ، گرد فرزند فاطمه اُمّ‏البنین می‏چرخند و به او دل خوش دارند.

زمان، سخت می‏گذرد و «بیعت» منتظر است تا عاقبت کار را ببیند. یک اقیانوس غیرت و یک کاروان تشنگی، رو در رویِ هم‏اند... اقیانوس به خروش می‏آید؛ دشمن اسیر توفان‏ها می‏شود و مشک عبّاس علیه‏السلام از لب فرات، سیراب.

شرم و مروّت، عبّاس علیه‏السلام را معلّم می‏بیند و بساطِ شاگردی خویش پهن می‏کند و می‏آموزد که در نهایت تشنگی، بر مولای خود پیشی نگیرد و پیش از او و فرزندانش آب ننوشد.

«بیعت» را قنداقه‏ای به یاد می‏آید و دستانِ علی علیه‏السلام و حسین علیه‏السلام و عبّاس علیه‏السلام .

دیگر «بیعت» هم ملتهب است و سردرگم، که عاقبت کار چه خواهد شد؟ دست‏ها شمشیر می‏زنند و «بیعت»، نگران، تماشا می‏کند... لحظه‏ای بعد، دست شمشیر می‏زند و باز «بیعت»، پریشان، تماشا می‏کند... دمی بعد، دندان‏ها، آویزه مشک را در آغوش می‏کشند و چشم، سنگینی دَردِ تیر را به جان می‏خرد.

«بیعت» را دیگر تاب تماشا نیست؛ روی بر می‏گرداند. طولی نمی‏کشد که فرقِ پسر، چون پدر، فوّاره خون می‏شود.

فرزند زهرا علیهاالسلام سوی فرزند ام‏البنین می‏شتابد و اشک می‏ریزد.

دست عبّاس علیه‏السلام در دست حسین علیه‏السلام است.

سر عبّاس علیه‏السلام بر دامن حسین علیه‏السلام است؛ ولی کجاست جان عبّاس؟

* * *

فدایی‏ات خواندند و «فادی» لقب دادند. چه زیبا بود این نام و چه با مسمّا بود این اسم!

 

کاش می‏گشتم فدای دست تو

تا نمی‏دیدم عزای دست تو

خیمه‏های ظهر عاشورا هنوز

تکیه دارد بر عصای دست تو

یک چمن گل‏های سرخ نینوا

سبز می‏گردد به پای دست تو

گلشنی از لاله‏های زخم شد

ابتدا تا انتهای دست تو

رود شد، دریا شد اقیانوس شد

چشمه‏ای از ماجرای دست تو

می‏شود آن سوی اقیانوس رفت

تا خدا با ناخدای دست تو

 

                                                 

[+] نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 5:32 PM | |

ماه رجب

 

 

ماه رجب , ماه بارش رحمت الهی ؛ ماه امیر المومنین علی علیه السلام است .

دق الباب کنیم و در شب آرزوها از خداوند بخواهیم که فرصت بندگی و طاعت عنایت فرماید

 

 

[+] نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 3:33 PM | |

سال 1388

 

                                            


                                              

يا مقلب القلوب و الابصار يا مدبر الليل و النهار يا محول الحول و الاحوال حول حالنا الی احسن الحال


ساقیا آمدن عید مبارک بادت
وان مواعید که کردی نرود از یادت

   


                                              

 

باز كن پنجره را، دختركم فصل بهار ست

بكناري بزن اين پرده را غمگين دلازار

باز كن پنجره را ـ

تا زند دختر خورشيد، بر اين غمكده لبخند ـ

تا وزد موج نسيمي بمن از دامن دربند

تا دمد نور سپيدي بتو، از سينه البرز

تا رسد عطر دلاويز گل از سوي دماوند

باز كن پنجره را فصل بهار است

باغ، بيدار شد از خواب دي و بهمن و اسفند

***

دختر كوچك من فصل بهار است

باز كن پنجره را ـ

تا بدين كلبه رسد نغمه مرغان خوش آهنگ

تا نسيمي بسر و زلف تو ريزد گل صد رنگ

تا بخوانيم بهمراه كبوتر، غزل صبح

تا برانيم بآواز قناري غم خود را زدل تنگ

***

دخترم! فصل بهار است بر اين پنجره ها، پرده مياويز

تا به بينيم بهر سو، گذر چلچله ها را

دشت تا دشت درخت است و بر اندام درختان ـ

جامه سبز بهارست

جلگه تا جلگه ز گلهاي همه پر نقش و نگار است

همه انگشت نهالان ـ
چشم، تا كار كند غرق نگين هاي شكوفه است

همه جا، دست زمين، لاله فروش است

همه سو، موج هوا، عطر نثار است .

***

باغ را بنگر و فواره الماس فشان را

ارغوان ريخته بر دامن هر دشت

دشت را بنگر و اين فرش زمردوش ياقوت نشان را

***

دخترم! آينه را از سر اين طاقچه بردار

كه در اين فصل دلاويز ـ

همه جا آينه بندان بهار است

يكطرف پيش رخت، آينه روشن مهتاب ـ

يكطرف آينه چشمه رخشنده آرام ـ

يكطرف آينه قدي سيمينه البرز ـ

با چنين آينه بندان بهاري ـ

هر طرف روي كني آينه خيز است ـ

هر كجا پاي نهي آينه زار است

***

شانه را دور بيفكن

كه تو را گر نبود شانه، نه اندوه و نه بيم است

بهترين شانه تو دست نسيم است

***

دخترم! عطر چه خواهي ؟

كه نسيم سحري عطر فروش است

موج هر باد كه بر زلف تو پيچد ـ

پيك خوشبوي بهارست و رباينده هوش است

***

دخترم! باز كن از گردن خود رشته گوهر

تا كه بانوي بهاران ز شكوفه ـ

به سروشانه سيمين تو گوهر بفشاند

يا برانگشت ظريف تو نگين از گل رنگين بنشاند

***

هر چه زيبائي و زيباست در آغوش بهارست

مرغكان بر سر هر شاخه گل، گرم سرودند ـ

تازه گلها همه در باغچه آماده رقصند ـ

خوشنوا چلچله ها، زمزمه گر، مست نشاطند ـ

لك لكان صيحه كنان پيك درودند ـ

سارها چرخ زنان در دل ابرند ـ

گاه، چون موج خروشان، همه در اوج فرازند

گاه، چون برگ درختان همه در قوس فرودند .

***

باز كن پنجره را، دختركم فصل بهار ست

بكناري بزن اين پرده را غمگين دلازار

باز كن پنجره را ـ

تا زند دختر خورشيد، بر اين غمكده لبخند ـ

تا وزد موج نسيمي بمن از دامن دربند

تا دمد نور سپيدي بتو، از سينه البرز

تا رسد عطر دلاويز گل از سوي دماوند

باز كن پنجره را فصل بهار است

باغ، بيدار شد از خواب دي و بهمن و اسفند

                                  

                              

 سفره های هفت سین که مشاهده می فرمایید  توسط دختران گلم در  مجتمع  آموزشی خدیجه کبری  چیده شده.

آرزومند سالی پر بار و قرین با شادکامی  برای همکاران محترم و صمیمی  و دختران گل این مجتمع فعال  و پویا  هستم.

معنی هفت سین

اولین سین سنجد

سنجد نماد سنجیده عمل کردن است . سنجد را براین باور بر سفره میگذارند که هرکس با خویشتن عهدکند که درآغاز سال هرکاری را سنجیده انجام دهد . سنجد نشانه گرایش به عقل است . احترام به تفکر و ترویج و خردمندی . اولین چیزی که خداوند آفرید عقل بود پس عقلانیت را ارج مینهیم و خردمندی را بزرگ .

دومین سین سیب
دومین سینی که برسفره مینهند سیب است که نماد سلامتی میباشد .

سومین سین سبزه
سبزه پس از سنجد و سیب بر سفره گذاشته میشود که نشانه خرّمی وشادابی وخوش اخلاقی است . سبزی با خود شادابی نیکویی و زندگی را بهمراه می آورد . من با خویشتن عهد میکنم که دراین سال شاد و خوش خلق وخوش اخلاق باشم . رنگ سبز ارتعاش افکار ما را موزون نگه میدارد و به ما آرامش میدهد .

چهارمین سین سمنو
سمنو مظهر صبر و مقاومت وعضو عدالت و قدرت است .

پنجمین سین سیر
سیر به نشانه دست نگه داشتن از تجاوز به سفره هفت سین راه یافته تا پای را از گلیم خویش بیرون ننهیم . سیر نماد مناعت طبع است یعنی انسان باید همواره با قناعت برجهان بنگرد که انسان قانع از نفس کریحش برتر از انسان قانع به دارندگی ثروت است . پس سیر که نشانه قناعت و یادآور امتناع از تجاوز است را برسرسفره مینهیم تا انسانی عاقل سالم شاداب قوی و قانع باشیم . سیر چشمی و چشم سیری از بزرگترین صفات انسان برتر میباشد .

ششمین سین سرکه
سرکه نماد پذیرش ناملایمات و نماد رضا و تسلیم است . واقف براین نکته هستیم که زندگی پیوسته توام با رنج و مشقت و زحمت است و هیچ انسان متعهد و بامسئولیتی نیست که بدون دغدغه بتواند به زندگی ادامه دهد . خداوند زمین وآسمان و انسان را آسوده و بی غم نیافرید و سرکه گویای نکته ایست از تسلیم دربرابر رخدادهای ناگوار زندگی .

و هفتمین سین سماق

آخرین سین سفره هفت سین سماق است . سماق نماد صبر و بردباری و تحمل دیگران است . صبر به انسان میاموزد که درگذر زندگی خستگی را بایدخسته کند وکام را بیابد .

                         

امسال  ساعت تحویل در مدینه منوره هستم.خدا را سپاس

التماس دعا  


 

 

 

[+] نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 0:4 AM | |

میلاد پیامبر رحمت حضرت محمد مصطفی (ص) مبارکباد

 
    
 
فرخنده سالروز ميلاد با برکت
حضرت ختمي المرتبت ، آخرين فرستاده نور ، حضرت محمد امين المصطفي (ص)
برتمامي مسلمين جهان مبارک باد
 
 
میلاد نبی اکرم (ص) نقطه تحول تاریخ است که تمدن بشری و فرهنگ عظیم انسانی را در میان مسلمانان جزیرهٔ العرب و سپس همه جهان متحول و دگرگون ساخت.به نقل از اسلامیک نیوز، یمن به همراه سایر کشورهای اسلامی میلاد نبی اکرم(ص) را هر سال جشن می گیرد، امسال نیز به این مناسبت با برگزاری مراسمی خاص به استقبال ولادت حضرت محمد (ص) می رود.
جشنهای میلاد نبی اکرم(ص) از سوی وزارت اوقاف و امور اسلامی یمن تنظیم شده است که شامل خطابه های دینی و مدیحه سرایی نبی اکرم (ص) است.با توجه به اینکه استان حضرموت یمن ( در ۷۹۴ کیلومتری شرق صنعاء) مهد پرورش علم و علمای مسلمان یمن است و نقش بسیاری در دوران اسلام و فتوحات اسلامی ایفا کرده است، امسال مراسم ویژه میلاد حضرت محمد (ص) در این استان با حضور جمع کثیری از مسلمانان یمن و همچنین شخصیتهای برجسته و علمای دینی این کشور برگزار می شود.
در مراسم ویژه امسال به اهمیت نقش پیامبردر زندگی مسلمانان و عظمت وی در میان بشر اشاره می شود.یکی از علمای دینی یمن با تبریک روز فرخنده میلاد نبی اکرم (ص) اظهار داشت: طی سخنرانیهایی که در این استان انجام می گیرد، باید عظمت این روز که خیر البشر و حامی مسلمانان متولد شده است، یاد آور شوند و به مردم اعلام کنند که محمد (ص) آمد تا مردم را از تاریکی و ظلم به سوی هدایت و نور رهنمون کند.
وی با اشاره به میلاد حضرت محمد (ص) تأکید کرد: میلاد حضرت محمد (ص) نقطه تحول تاریخ است که تمدن بشری و فرهنگ عظیم اسلام پا گرفت و تفکر و زندگی مسلمانان جزیرهٔ العرب و سپس همه جهان را متحول و دگرگون کرد.

[+] نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 4:28 PM | |

شهادت ثامن الحجج

.
اَللّهُمَ صَلِّ عَلی علی بن مُوسَی الِّرِضاالمَرُتَضی اَلاِمامِ التَّقیِّ النَّقیِّ وَ حُجَتِکَ عَلی مَن فَوقَ الاَرضِ وَمَن تَحت الثَّری اَلصِدّیقِ الشَّهیدِ صَلاةً کَثیرَةً تآمَّةً زاکِیَةً مُتَواصِلَةً مِتَواتِرَةً مُتَرادِفَةکَاَفضَلِ ما صَلَّیتَ عَلی اَحَدٍ مِن اولیائِکَ

ایام سوگواری مولا" ثامن الحجج" بر شما تسلیت و تعزیت باد.

سایت پخش زنده از حرم مطهر امام رضا(ع)

                                                       

                                                            

دل همیشه غریبم هوایتان كرده است               هواى گریه پایین پایتان كرده است

و گیوه‏هاى مرا رد پاى غمگینت                        مسافر سحر كوچه هایتان كرده است

خداش خیر دهد آن كسى كه بال مرا                كبوتر حرم باصفایتان كرده است

چگونه لطف ندارى به این دو چشمى كه             كنار پنجره هایت صدایتان كرده است

چگونه از تو نگیرم نجات فردا را                         خدا براى همین‏ها سوایتان كرده است

چرا امید ندارى مدینه برگردى                          مگر نه آنكه خدا هم دعایتان كرده است

میان شهر مدینه یگانه خواهرتان                      چه نذرهاى بزرگى برایتان كرده است

تو آن نماز غریب همیشه‏ها هستى                   كه كوچه ‏هاى خراسان قضایتان كرده است

سپیده‏اى و به رنگ شفق در آمده‏اى                 كدام زهر ستم جابجایتان كرده است

 

                                     

                                                           

                                                   

 

[+] نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 12:28 PM | |

جمعه...

 شاید این جمعه بیاید

 شاید....

[+] نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 7:41 PM | |

علم را شکافنده ای و حلم را قبله ای و جان را پناه یا امام!

                                                        

میلاد امام محمد باقر مبارک

امام محمدباقر علیه‏السلام ، در روز جمعه اول رجب سال 57 هجری قمری در مدینه به دنیا آمد. پدرش، امام ساجدان و زینت عبادت‏کنندگان، حضرت سجاد علیه‏السلام و مادرش، ام عبدالله، دختر امام حسن علیه‏السلام است. ایشان، راست‏گوترین مردم در گفتار و نیکوترین آنان در رفتار بود. در این مقاله کوتاه، به برخی جنبه‏های زندگی آن امام والاگهر و نیز برخی سخنان گران‏مایه حضرتش می‏پردازیم.

تبریک

در آن جمعه سراسر نور و سرور، در خانه چهارمین امام هدایت، فروغی که از بیت نبوت و خاندان رسالت، جهان را روشنی می‏داد، در وجود شکافنده دانش‏ها، حضرت باقر العلوم علیه‏السلام تجلی یافت و کودکی محمد نام، پای به عالم هستی نهاد و همه جا را نورباران کرد. سلامی که حبیب خدا از زبان جابر بن عبداللّه‏ انصاری به امام باقر علیه‏السلام رساند، گویای منزلت این وجود برکت‏خیز و عزت‏آفرین است. ما نیز بر این مولود مبارک درود می‏فرستیم و میلاد آن غواص بی‏بدیل دانش‏ها را که دامن دامن معرفت به تشنگان دانایی می‏بخشید، تبریک می‏گوییم.

مادری والا

امام صادق علیه‏السلام در مورد مادر گرامی پیشوای پنجم می‏فرماید: «آن بانو، صدیقه‏ای بود که همانند او در میان فرزندان امام حسن علیه‏السلام دیده نشده است.» در تاریخ، از قول امام باقر علیه‏السلام نیز داستانی شگفت در مورد آن بانوی والا آمده است که از مقام سترگ ایشان خبر می دهد. امام می‏فرماید: «مادرم نزدیک دیواری نشسته بود که ناگهان دیوار شکافته شد و ما صدای هولناک فرو ریختن دیوار را شنیدیم. در این حال، مادرم دست خود را بلند کرد و به سوی دیوار گرفت و گفت: نه، به حق مصطفی صلی‏الله‏علیه‏و‏آله سوگند یاد می‏کنم که خداوند اجازه سقوط به تو نداده است. پس دیوار در هوا معلق ماند تا مادرم از آن بگذشت. پس از آن، پدرم امام سجاد علیه‏السلام یک‏صد دینار از برای مادرم صدقه داد».

لقب‏های امام باقر علیه‏السلام

در تاریخ آمده است که پنجمین امام هدایت، حضرت ابو جعفر محمد بن علی علیهماالسلام ، سه لقب داشت: باقرالعلوم (شکافنده دانش‏ها)، شاکر (سپاس‏گزار) و هادی (راهنما). در این میان، لقب مشهور ایشان باقر است. از جابر جعفی، یکی از یاران ایشان پرسیدند که چرا امام را باقر می‏نامند؟ پاسخ داد: «زیرا آن حضرت، دانش را موشکافی و حلاجی می‏کند و آنچه را شایسته است، آشکار می‏سازد».

معجزه‏ای از امام باقر علیه‏السلام

در کتاب‏های تاریخی، معجزه‏های فراوانی از امام باقر علیه‏السلام نقل شده است. در یکی از آنها، عبداللّه‏ بن عطاء مکی می‏گوید: «با اشتیاق دیدار روی امام باقر علیه‏السلام ، از مکه به مدینه آمدم. شبی که به مدینه رسیدم، باران شدید و سرمایی سخت بیداد می‏کرد. من که نیمه شب به در خانه حضرت رسیده بودم، با خود گفتم: اکنون برای در زدن دیر شده است. پس بهتر است تا صبح همین‏جا بمانم و صبح هنگام به خدمت ایشان مشرف شوم. در این هنگام، صدای امام را شنیدم که می‏فرمود: در خانه را برای ابن عطاء باز کنید که امشب، سرمای سخت و آزار باران را به خاطر ما تحمل کرده است».

در سایه‏سار کلام باقر العلوم علیه‏السلام

زکات دانش

بعضی‏ها در این دنیا فرصت دانش‏آموزی می‏یابند و به مراتبی از دانش دست می‏یابند، به گونه‏ای که لحظه‏ای نشستن در کنار آنها و بهره بردن از سخنان گهربارشان، به عمری می‏ارزد و روح را صفا می‏بخشد. به قول سعدی شیرین سخن:

نگه‏دار فرصت که عالم دمی است دمی پیش دانا، به از عالمی است

حال بر آنان است که فروتنانه به آموزش دانش به دیگران بپردازند و همگان را در این دانش خدادادی سهیم کنند؛ زیرا به فرموده امام باقر علیه‏السلام :«زکات دانش این است که آن را به بندگان خدا بیاموزی».

حسد

حضرت امام محمد باقر علیه‏السلام می‏فرماید: «حسد، ایمان را می‏خورد، چنان‏که آتش، هیزم را.» از ناپسندترین صفات اخلاقی ،حسد است که به فرموده امام علی علیه‏السلام ، اگر شخص بر آن چیره نشود، بدنش گور جانش می‏گردد. سعدی شیرازی نیز در گلستان باصفای خود، انسان حسود را هماره در بلا می‏داند و می‏سراید:

الا تا نخواهی بلا بر حسود که آن بخت برگشته خود در بلاست
چه حاجت که با وی کنی دشمنی که وی را چنان دشمن اندر قفاست

دروغ

اگر همه رفتارهای ناپسند آدمی را در خانه‏ای گرد آورند، کلید این خانه، دروغ خواهد بود. خداوند متعالی نیز در قرآن کریم، دروغ گویان را کسانی می‏داند که به آیات الهی ایمان نیاورده‏اند و می‏فرماید: «تنها کسانی دروغ می‏بندند که به آیات خدا ایمان ندارند. آری، دروغ‏گویان واقعی آنها هستند.» ازاین‏روست که می‏بینیم پیشوای پنجم هدایت، امام محمدباقر علیه‏السلام درباره این صفت ناپسند می‏فرماید: «دروغ، ویران‏کننده ایمان است».

دوستی با خودپسند

تکبر و خودپسندی، از صفت‏های ناپسندی است که در قرآن کریم مذمت شده است، آن‏جا که خداوند می‏فرماید: «و روی زمین با تکبر راه مرو، تو نه می‏توانی زمین را بشکافی و طول قامتت نیز هرگز به کوه‏ها نمی‏رسد.» با این حال، بعضی‏ها به جای صفت پسندیده تواضع و فروتنی، متکبرند و خود را برتر از دیگران می‏پندارند. این افراد، نمی‏توانند دوستان خوبی برای آدمی باشند، چنان‏که امام محمدباقر علیه‏السلام نیز می‏فرماید: «از دوستی با کسی که بر تو فخر می‏فروشد و برتری می‏جوید، بپرهیز؛ که موجب خواری مؤمن است.» سعدی شیرین‏سخن هم در مورد این صفت ناپسند می‏گوید:

تواضع سر رفعت اندازدت تکبر به خاک اندر اندازدت

مال دوستی

مال‏دوستی و ثروت‏اندوزی، از صفات بسیار ناپسندی است که می‏تواند به‏راحتی دین آدمی را از بین ببرد و جلو اوج گرفتن روح انسان را بگیرد. چه‏بسا انسان‏هایی که سال‏ها برای گردآوری ثروت در تلاشند و در این راه به هر رفتار خوب و بدی دست می‏زنند، ولی ناگهان دست اجل و سفیر مرگ از راه می‏رسد و آنها را بدون اینکه از آن مال بهره برده باشند، از این جهان فانی، به سرای ابدی می‏برد و جز حسرت و پشیمانی بر دلشان چیزی نمی‏گذارد. ازاین‏روست که امام باقر علیه‏السلام در مثلی زیبا می‏فرماید: «دو گرگ گرسنه و خونخوار در گله بی‏شبان که یکی از جلو و دیگری از عقب به آن حمله کنند، زودتر آن گله را از بین نبرند که دوستیِ مال، دین مؤمن را از میان می‏برد».

کلمات قصار حضرت باقر علیه‏السلام

خداوند، دشنام‏گو را دشمن خود می‏داند.

هیچ عملی همراه شک و انکار، سودمند نیست.

ای جابر! هر که اطاعت خدا کند و ما را دوست داشته باشد، او ولیّ و دوست ماست و هر کس به خدا نافرمانی کند، دوستی ما هیچ سودی به حالش نخواهد داشت.

در کار خود با مردم خداترس مشورت کن.

عالمی که از علمش بهره برند، از هفتاد هزار عابد بهتر است.

کمال انسان، دانشمند شدن در دین، صبر در بلا و میانه‏روی در زندگی است.

همانا پاداش صدقه در روز جمعه افزون می‏شود.

هان ای مردم! راست بگویید که خداوند با راستی است.

همانا خشم، آتش‏پاره‏ای از شیطان است که در قلب آدمی‏زادع افروخته می‏شود.

در روز قیامت، حسرت و اندوه و افسوس کسی از همه بیشتر است که عدل و داد را بستاید، ولی خود در عمل با آن مخالفت کند.

دو رکعت نماز بعد از مسواک کردن، از هفتاد رکعت نماز بی‏مسواک برتر است.

به خدا سوگند هیچ بنده‏ای در دعا پافشاری و اصرار به درگاه خدای عزوجل نکند، جز اینکه حاجتش را برآورد.

همانا شیعه ما کسی است که از خدای عزوجل اطاعت کند.

هنگامی که انسان به چهل سالگی می‏رسد، فرشته‏ای از آسمان ندا در می‏دهد که هنگام کوچ کردن رسیده؛ توشه سفر را آماده کن.

مسلمان کسی است که مسلمانان از آسیب زبان و دستش ایمن باشند.

بنیاد اسلام، پنج چیز است: نماز، زکات، روزه ماه مبارک رمضان، حج و ولایت ائمه علیهم‏السلام .

[+] نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 6:21 PM | |

ان الحسين مصباح الهدي و سفينه النجاه

 

 "باز باران باترانه
مي خورد بر بام خانه"
يادم آيد کربلا را دشت پر شور ونوا را
گردش يک ظهر غمگين گرم و خونين
لرزش طفلا ن نالان زير تيغ و نيزه ها را
باز باران با صداي گريه هاي کودکانه
از فراز گونه هاي زرد وعطشان با گهرهاي فراوان
مي چکد از چشم طفلان پريشان
پشت نخلستان نشسته
رود پر پيچ وخمي در حسرت لبهاي ساقي
چشم در چشمان هم آرام وسنگين
مي چکد آهسته از چشمان سقا برلب اين رود پيچان باز باران
باز باران با ترانه آيد از چشمان مردي خسته جان
هيهات بر لب از عطش در تاب و در تب
نرم نرمک مي چکد اين قطر ه ها روي لب شش ماهه طفلي رو به پايان
مرد محزون دست پر خون
مي فشاند از گلوي نازک شش ماهه بر لب هاي خشک آسمان
باچشم گريان باز باران
باز باران قطره قطره
مي چکد از چوب محمل خاکهاي چادر زينب به آرامي شود گل
مي رود اين کاروان منزل به منزل
مي شود از هر طرف اين کاروان هم سنگ باران
آري آري باز سنگ و باز باران
آري آري تا نگيرد شعله ها دردل زبانه
تانگيرد دامن طفلان محزون را نشانه
تانبيند کودکي لب تشنه اينجا اشک ساقي
بر فراز خيمه
برگونه ها
بر مشک ساقي
کاش مي باريد باران ....

 
 

[+] نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 9:42 AM | |

:: مطالب اخیر



ارتباط با مدیریت ...
* نام و نام خانوادگی :
* آدرس ایمیل:
موضوع پیام:
*پیام: