تبليغاتX




روانشناسی و مشاوره جمهوری اسلامی ایران
designer: saeed_asad86
تصـــــــوير تصادفي

 

پيغام مدير : به شما كاربر گرامي سلام عرض مي كنم . اميدوارم در اين وبلاگ دقايقي خوبي را سپري كنيد . براي آگاهي از امكانات اين وبلاگ خواهشمندم كه تا آخر صفحه اين وبلاگ را مشاهده نماييد .

   ...............................   اين وبلاگ را صفحه خانگي خود كن !    به مدير وبلاگ ايميل بزنيد !    ذخيره كردن صفحه!   اضافه کردن اين وبلاگ به علاقه منديها!   لينک RSS  
site map site map ror html site map
  Add to Technorati     ..............................






لينك همکاران
جستجوگر

Google
  
            
     در كل اينترنت
     در اين سايت

پیغام شما

اسما خداوند متعال

آرشيو
طراح قالب
خدایا

دختران روستا به شهر فکر می کنند، دختران شهر در آرزوی روستا می میرند، مردان کوچک به آسایش مردان بزرگ فکر می کنند، مردان بزرگ در آرزوی آرامش مردان کوچک می میرند. خدایا ، کدامین پل ، در کجای جهان شکسته است که هیچکس به خانه اش نمی رسد؟

[+] نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 11:54 AM | |

آدمها....

بعضی آدمها مثل شعرند...یه شعر نو...باید قشنگ خوندشون...حسشون کرد... بعد حفظشون کرد... باهاشون یخ کرد...داغ شد...نمیشه یهویی هضمشون کرد....باید اهل باران و مه  بود...اهل خیال بود....خیلی  که بخوای             باهاشون    منطق  داشته  باشی   ،  بال میزنن  میرن     ...درست مثل لحظه ای که از خواب بلند میشی و تو حال و هوای رویایی که داشتی میدیدی هستی و نباید خیلی دقیق به مغزت فشار بیاری که چی داشتی میدیدی چون یهویی همش میپره....یادت میاد تو اون لحظه ها چقدر نرم باید باشی ؟

این درست همون حالتیه که با این  آدمها باید داشت

خدا آدمیان را  نیافریده....انگاری سروده  ...نه یکبار....هر بار

یادت  نره

تو ترنم یک رباعی در لبان خداوندی...بدرخش !

[+] نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 9:21 PM | |

قدر خود بشناس...

دخترم با تو سخن مي گويم
گوش کن با تو سخن مي گويم
زندگي در نگهم گلزاري است
و تو با قامت چون نيلوفر
شاخه ي پر گل اين گلزاري
من در اندام تو يک خرمن گل مي بينم
گل گيسو، گل لبها، گل ِ لبخند شباب
من به چشمان تو گل هاي فراوان ديدم
گل عفت، گل صد رنگِ اميد
گل فرداي سپيد
مي خرامي و تو را مي نگرم
چشم تو آينه ي روشن دنياي من است
تو همان خُرد نهالي که چنين باليدي
راست چون شاخه ي سرسبز و برومند شدي
همچو غنچه درختي همه لبخند شدي
ديده بگشاي و در انديشه ي گل چينان باش
همه گلچين ِ گل امروزند
همه هستي سوزند
کس به فرداي گل باغ نمي انديشد
آنکه گرد ِ همه گل ها به هوس مي چرخد
بلبل عاشق نيست
بلکه گلچين سيه کرداري است
که سراسيمه دَوَد در پي گل هاي لطيف
تا يکي لحظه به چنگ آرد و ريزد بر خاک
دست او دشمن باغ است و نگاهش ناپاک
تو گل شادابي
به ره باد مرو
غافل از باغ مشو
اي گل صد پر من
با تو در پرده سخن مي گويم
گل چو پژمرده شود جاي ندارد در باغ
گل پژمرده نخندد بر شاخ
کس نگيرد زگل مُرده سراغ!
دخترم با تو سخن مي گويم
عشق ديدار تو بر گردن من زنجيري است
و تو چون قطعه ي الماس درشتي کميابي
گردن آويز بر اين زنجيري
تا نگهبان تو باشم ز حرامي در شب
بر خود از رنج بپيچم همه روز
ديده از خواب بپوشم همه شام
دخترم، گوهر من، تو که تگ گوهر دنياي مني
دل به لبخند حرامي مسپار
دزد را دوست مخوان
چشم امّيد بر ابليس مدار
ديو خويان پليدي که سليمان رويند
همه گوهر شکنند
ديو، کي ارزش گوهر داند!
نه خردمند بُود
آنکه اهريمن را
از سر جهل سليمان خواند
دخترم، اي همه ي هستي من!
تو چراغي تو چراغ همه شب هاي مني
به ره باد مرو
تو گلي، دسته گلي، صد رنگي
پيش گلچين منشين
تو يکي گوهر تابنده ي بي مانندي
خويش را خوار نبين
اي سراپا الماس
از حرامي بهراس
قيمت خود مشکن
قدر خود را بشناس
قدر خود را بشناس ...

[+] نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 11:35 AM | |

باور...


گرفتارم، و مبتلا، و در عذاب
مثل همان سبزه‏ها
به یادت هست، در آن روز بهاری و در آن صحرای سبز، پایت به آن سنگ کوبیدی، و آن نیز سماجت نکرد، و به سویی‏افتاد؟
بیچاره سبزه‏ها چه کز کرده بودند،
و هنوز باورشان نمی‏شد که آزادند و رها، و دیگر سایه سنگین آن سنگ را بر سر ندارند و گمانم، کنون قامت کشیده‏اند،و بالا آمده‏اند
و گوارایشان باد
اما من، همچنان مانده‏ام
و پذیرا باش، که سنگ خودیت، بسی سنگینتر است، و نفسم را بریده،
و مجال رشد، و بالا شدن را از من ربوده است. ....

[+] نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 9:58 PM | |

تکرار

 

بیا در این لحظه  ی نایاب  

تمام دانه های برف را

از پشت پنجره بشماریم

که نه دیگر فصل تکرار میشود

نه دیگر این لحظه  تکرار میشویم

[+] نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 10:55 AM | |

درد

از درد سخـــن گفتــــن و از درد شنیــــدن
با مردم بی درد ندانی که چه دردی ست!!!

[+] نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 10:18 AM | |

آری

 

مهم بودن خوب است ولی

خوب بودن مهم تر است

[+] نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 10:14 AM | |

معجزه محبت

 با  نور محبت و مهر ورزی

شاهد آب شدن  زمختی برف زشتی ها  خواهیم بود.

[+] نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 9:28 AM | |

آتلانتیس

امروز برای دیدن هتل آتلانتیس رفتم.

هتل آتلانتیس دبی در یکی از سه جزیره مصنوعی نخل شکل به نام پالم جمیره و با ظرفیت 1،539 اتاق و سوئیت مجلل ساخته شده است.

 

بهای یک شب اقامت در هتل، دست کم 35،000 دلار است.

 

 

 

ایرانی های زیادی  آن روز به بازدید آمده بودند.

 کنار ساحل اونجایی که تا چشم کار میکنه آبی بیکران رویت میشه صفای دیگری داره....به این فکر میکنم که اگر ساحل نبود کجا باید دلسپردگی را تمرین میکردم.

[+] نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 7:47 PM | |

زندگی

 

زندگي در حرکت است

آری...

                                    

[+] نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 10:36 AM | |

تشکر

یک تشکر ویژه

گاهی اوقات خداوند به بندگانش هدایایی می‌بخشد، منحصر به‌فرد. شاید این هدایا را نصیب همگان کرده‌باشد اما مهم است که بدانی و بفهمی و قدرشناس آن باشی و نگاه خداوندت را ببینی که به‌رویت می‌خندد و می‌گوید : بنده  من.. برو و با این هدیه‌ات زندگی کن.
یکی از این هدایا،" استاد "خوب است.
در این چندماه اخیر انگار آدم‌هایی از آسمان برایم می‌رسند. آدم هایی با ویژگی‌های منحصر به‌فرد که در تمام طول زندگی‌ام نه دیده بودم و نه شنیده بودم.آدم‌هایی با نگاه متفاوت به‌دنیا. که خرج کردن انسانیت و محبت برایشان ساده باشد. آدم‌هایی که در دوست‌داشتن خست نورزند. بدون تکبر.کسانی که بی‌آنکه صدایشان کنی، حضور یابند. پاره‌ای از هستی‌ات شوند . خودت باشند و خودشان باشی. آدم‌هایی که نه دیر می‌رسند و نه زود ترکت می‌کنند. هستند برای تو. محبت می‌کنند برای تو. عشق می‌ورزند برای تو. نصیحت می‌کنند برای تو. آموزش می‌دهند برای تو. و در تمام این ها نفع شخصی سهمی ندارد مگر لذتی که از این بخشش‌ها نصیب‌شان می‌شود.
این اساتید می‌توانند تمام زندگی باشند یا فقط یک معلم. و من هردو رامیپسندم.

 انسان خوشبختی هستم. داشتن اساتید خوب بزرگ‌ترین نعمت است. هم‌ردیف سلامتی جسم. و از این بابت خدا را شکر میکنم و میگویم: مهربانا.. ممنونم که دستم را گرفتی.. آن زمان که صدایت زدم، پاسخ دادی و آن وقت که  سوال کردم خندیدی و جواب دادی

و من خوشبختم که شک نکردم

[+] نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 7:33 PM | |

معجزه عاطفه

واکسن عاطفه رابه روح خود ترزیق کردم

 تا از پذیرش احساسات خارجی محروم شوم..

هرگاه عاطفه ایی جدید به سراغم می آید گلبولهای روحم فعال میشوند و درنبردی جانانه به کشتار عواطف خارجی دست میزنند

 آنگاه پیروزمندانه ...به مقرخویش باز می گردند... 

ومن با همصحبتی بی نظیر همچنان...

 به سنگدلی خود ادامه میدهم.

[+] نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 8:18 PM | |

:: مطالب اخیر



ارتباط با مدیریت ...
* نام و نام خانوادگی :
* آدرس ایمیل:
موضوع پیام:
*پیام: