
براي تبادل لينک ابتدا لينک مارو
بانام:روانشناسی و مشاوره جمهوری اسلامی ایران در وبلاگ ياسايتتان قراردهيد ،
سپس از طريق فرم نظرات به ما خبر دهيد تا در اسرع وقت شما نیز لینک گردید.
خرداد 1389
اردیبهشت 1389
فروردین 1389
اسفند 1388
بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
وقتی پر از سوال باشی می توانی مفید باشی ، می توانی سازنده باشی ، می توانی دوست بداری و دوست داشته شوی . می توانی پر تلاش باشی و راه حل بیابی ، می توانی از میان کوله باری از رنج ها ، موانع و محدودیتها راهی برای عبور پیدا کنی .. می توانی روشن ببینی و از خودت ، تغییراتت ، سختی هایت و اشتباهاتت نهراسی ، درس بگیری و پیش بروی ... می توانی بفهمی که تو هم انسانی هستی همچون بقیه که با آزمون و خطا بزرگ می شوی ،..
با سوال کردن و کنکاش و جستجو ، می آموزی که انسانها با هم برابرند و هیچ کس به هر دلیلی مجاز به برتری جویی و سلطه گری نیست ... یاد خواهی گرفت که همانگونه که تو با تجربیات و گذشتن و آموختن از خطاها و اشتباهاتت رشد می کنی ، دیگران هم اینگونه اند ... خواهی آموخت که همانگونه که هیچ کس بر تو برتری و ترجیح ندارد ، تو نیز حق خود برتربینی نداری ...
آن وقت است که تلاش می کنی با این باور، خویشتن ، خانواده ، محیط و جامعه ای بسازی پویا و متحول ... و در این راه ناهموار و پر افت و خیز ، هیچگاه نقش خودت را کوچک ، ضعیف ، ناچیز و ناتوان نخواهی دید ... بلکه با تکیه بر بزرگی وجود، همیشه تاثیر گذار و نافذ خواهی بود ...
آزمون ها و پرسشنامه های روانشناختی![]()
اخبار روانشناسی ، روانپزشکی و مشاوره![]()
مجلات تخصصی و سایت های روانشناسی![]()
(مقالات متخصصین(انگلیسی![]()
(مقالات متخصصین(فارسی![]()
معرفی اختلالات روانی_رفتاری![]()
اختلالات و مشکلات رفتاری![]()
روان شناسان مشهور Key people![]()
اساتید محترم cv![]()
پایان نامه ها![]()
پژو هشهای علمی (بیدی) نقش مادر در تربیت فرزند![]()
پژو هشهای علمی (بیدی) تفکرات غیر منطقی![]()
(پژو هشهای علمی (بیدی Addiction to internet![]()
روانشناسی کودک![]()
خانواده![]()
نکته های زندگی![]()
سخن بزرگان![]()
حدیث روانشناسی![]()
مناجات با خالق هستی![]()
نغمه های جان![]()
معرفی کتاب![]()
مناسبت ها![]()
کلیپ![]()
بدون شرح![]()
بررسي رابطهي عوامل فردي-خانوادگي با رضايت زناشويي در كاركنان مرد ادارههاي دولتي شهر اهواز
دكتر يوسفعلي عطاري*
عباس امان الهي فرد**
دكتر مهناز مهرابي زادههنرمند*
پژوهش حاضر به منظور بررسي رابطهي ساده و چندگانهي عوامل فردي-خانوادگي (سن ازدواج، فاصله سني، نوع ازدواج، تحصيلات، درآمد، تعداد فرزندان و طول مدت ازدواج) با رضايت زناشويي در كاركنان مرد ادارههاي دولتي شهر اهواز در سال 1384 اجرا شد. جامعه ي آماري اين پژوهش شامل كليه ي مردان متأهل اداره هاي دولتي شهر اهواز بودند. آزمودنيها در اين پژوهش 184 نفر بودند، كه به روش نمونهگيري چند مرحلهاي انتخاب شدند. ابزار اين پژوهش شامل پرسشنامههاي رضايت زناشويي انريچ (ENRICH) و پرسشنامهي عوامل فردي-خانوادگي بودند كه آزمودني ها به آنها پاسخ دادند. طرح اين پژوهش از نوع توصيفي بوده كه در آن از روش همبستگي استفاده شده است. براي تحليل دادهها علاوه بر روشهاي توصيفي ( ميانگين و انحراف معيار)، از ضرايب همبستگي ساده ي پيرسون، اسپيرمن و دو رشته اي نقطه اي، روش رگرسيون چندمرحلهاي و رگرسيون با ورود مكرر براي آزمودن فرضيهها استفاده شد. نتايج تحليل داده ها نشان دادند كه:
سن ازدواج با رضايت زناشويي رابطه ي منفي دارد. فاصله ي سني زن و شوهر، نوع ازدواج (فاميلي يا غير فاميلي)، تحصيلات، ميزان درآمد، تعداد فرزندان و طول مدت ازدواج با رضايت زناشويي رابطه ي خطي معني داري ندارند. نتاج رگرسيون با روش ورود نيز نشان داد كه عوامل فردي-خانوادگي (فاصلهي سني، نوع ازدواج، تحصيلات، وضعيت اقتصادي، تعداد فرزندان و طول مدت ازدواج) با رضايت زناشويي رابطهي چندگانه ندارند. نتايج همچنين نشان داد كه مرداني كه در سنين 21 تا 24 سالگي ازدواج كردند داراي بالاترين سطح رضايت زناشويي مي باشند. همچنين مرداني كه بين4 تا 7 سال با همسر خود اختلاف سني داشتند (بزرگتر بودند) داراي بالاترين سطح رضايت زناشويي در بين گروههاي اختلاف سني با همسر بودند. سطح معني داري در اين پژوهش05/0= α بود.
[+]
نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 1:39 PM
|
|
بررسي رابطهي عوامل فردي-خانوادگي با رضايت زناشويي در كاركنان زن ادارههاي دولتي شهر اهواز
دكتر يوسفعلي عطاري*
عباس امان الهي فرد**
دكتر مهناز مهرابي زادههنرمند*
پژوهش حاضر به منظور بررسي رابطهي ساده و چندگانهي عوامل فردي-خانوادگي (سن ازدواج، فاصله سني، نوع ازدواج، تحصيلات، درآمد، تعداد فرزندان و طول مدت ازدواج) با رضايت زناشويي در كاركنان زن ادارههاي دولتي شهر اهواز در سال 1384 اجرا شد. جامعه ي آماري اين پژوهش شامل كليه ي زنان متأهل اداره هاي دولتي شهر اهواز بودند. آزمودنيها در اين پژوهش 184 نفر بودند، كه به روش نمونهگيري چند مرحلهاي انتخاب شدند. ابزار اين پژوهش شامل پرسشنامههاي رضايت زناشويي انريچ (ENRICH) و پرسشنامهي عوامل فردي-خانوادگي بودند كه آزمودني ها به آنها پاسخ دادند. طرح اين پژوهش از نوع توصيفي بوده كه در آن از روش همبستگي استفاده شده است. براي تحليل دادهها علاوه بر روشهاي توصيفي ( ميانگين و انحراف معيار)، از ضرايب همبستگي ساده ي پيرسون، اسپيرمن و دو رشته اي نقطه اي، روش رگرسيون چندمرحلهاي و رگرسيون با ورود مكرر براي آزمودن فرضيهها استفاده شد. نتايج تحليل داده ها نشان دادند كه:
سن ازدواج، فاصله ي سني زن و شوهر، نوع ازدواج (فاميلي يا غير فاميلي) و تحصيلات با رضايت زناشويي رابطه ي خطي معني داري ندارند. ميزان درآمد و رضايت زناشويي رابطه ي مثبت دارند. تعداد فرزندان و طول مدت ازدواج با رضايت زناشويي رابطه ي منفي دارند. نتاج رگرسيون با روش ورود نيز نشان داد كه عوامل فردي-خانوادگي (فاصلهي سني، نوع ازدواج، تحصيلات، وضعيت اقتصادي، تعداد فرزندان و طول مدت ازدواج) با رضايت زناشويي رابطهي چندگانه دارند و 10% از واريانس رضايت زناشويي افراد نمونه را تبيين مي كنند. نتايج رگرسيون با روش مرحله اي نيز نشان داد كه طول مدت ازدواج پيش بيني كننده ي معني داري براي رضايت زناشويي مي باشد. نتايج همچنين نشان داد كه زناني كه در سنين زير بيست سالگي ازدواج كردند داراي پايين ترين سطح رضايت زناشويي مي باشند. همچنين زناني كه بين 1 تا 3 سال با همسر خود اختلاف سني داشتند داراي بالاترين سطح رضايت زناشويي در بين گروههاي اختلاف سني با همسر بودند. سطح معني داري در اين پژوهش05/0= α بود.
[+]
نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 1:38 PM
|
|
بررسي رابطهي ويژگيهاي شخصيتي با رضايت زناشويي در كاركنان زن ادارههاي دولتي شهر اهواز
دكتر يوسفعلي عطاري*
عباس امان الهي فرد**
دكتر مهناز مهرابي زادههنرمند*
پژوهش حاضر به منظور بررسي رابطهي ساده و چندگانهي ويژگيهاي شخصيتي(روانرنجورخويي، برونگرايي، بازبودن، توافق و وجدانيبودن) با رضايت زناشويي در كاركنان زن ادارههاي دولتي شهر اهواز اجرا شد. جامعه ي آماري اين پژوهش شامل كليه ي زنان متأهل اداره هاي دولتي شهر اهواز بودند. آزمودنيها در اين پژوهش 179 نفر بودند، كه به روش نمونهگيري چند مرحلهاي انتخاب شدند. ابازر اين پژوهش شامل پرسشنامههاي رضايت زناشويي انريچ (ENRICH)، پرسشنامهي شخصيتي نئو ((Neo-FFI و پرسشنامهي شاخص رضايت زناشويي بودند كه آزمودني ها به آنها پاسخ دادند. طرح اين پژوهش از نوع توصيفي بوده كه در آن از روش همبستگي استفاده شده است. براي تحليل دادهها علاوه بر روشهاي توصيفي ( ميانگين و انحراف معيار)، از ضريب همبستگي ساده، روش رگرسيون چندمرحلهاي و رگرسيون با ورود مكرر براي آزمودن فرضيهها استفاده شد. نتايج تحليل داده ها نشان دادند كه:
[+]
نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 1:38 PM
|
|
مقایسه رضایت زناشویی و روان رنجوری افراد بر اساس اشتغال همسر و نوع ازدواج
دكتر يوسفعلي عطاري*
دكتر غلامرضا خجسته مهر*
امروزه در ساختار اقتصادی و اجتماعی تغییراتی حاصل شده که فرصت های شغلی برای زنان ایجاد کرده است بدین ترتیب زنان دامنه ی فعالیت های خود را از محدوده ی خانه فراتر می برند و به نظامهای شغلی می پیوندند. پیوستن زنان به جامعه، تغییراتی را در نقش سنتی آنان ایجاد کرده است. با این همه اشتغال زنان دغدغه هایی را برای همه ی جوامع به خصوص در جامعه ی ما برای مردانی که همسرانشان شاغل می باشند به وجود آورده است که کمتر مورد تحقیق و بررسی قرار گرفته اند. لذا پژوهش حاضر به منظور مقایسه رضایت زناشویی و روان رنجوری افراد دارای همسر شاغل و غیر شاغل کارکنان اداره های دولتی شهر اهواز انجام شد. آزمودنيها در اين پژوهش 174 نفر (66 نفر دارای همسر شاغل و 108 نفر دارای همسر خانه دار ) بودند، كه به روش نمونهگيري چند مرحلهاي انتخاب شدند. آزمودنيها به پرسشنامههاي رضايت زناشويي انريچ (ENRICH)، پرسشنامهي شخصيتي نئو ((Neo-FFI و پرسشنامهي اطلاعات فردي- خانوادگي پاسخ دادند. براي تحليل دادهها علاوه بر روشهاي توصيفي ( ميانگين و انحراف معيار)، از آزمون t و آزمون تحلیل واریانس براي آزمودن فرضيهها استفاده شد. نتايج نشان داد كه:
[+]
نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 1:36 PM
|
|
بررسی رابطه ی بين ويژگي های شخصيتی با ابعاد دوست داشتن در دانشجويان پسر دانشگاه شهيد چمران اهواز(مقاله پذیرفته شده در سومین سمینار بهداشت روان دانشجویان. ۳و ۴ خرداد ماه ۱۳۸۵. دانشگاه علم و صنعت)
عباس امان الهی كارشناس ارشد مشاوره خانواده Abas_amanelahi@yahoo.com
دكتر مهناز مهرابي زاده هنر مند عضو هيأت علمي دانشگاه شهيد چمران ا هواز
دكتر يوسفعلي عطاري عضو هيأت علمي دانشگاه شهيد چمران ا هواز
ناديده انگاشتن مسايل پيچيده ی رفتار وحيات آدمي، اين موجود كوچك را كه جهاني بزرگ در او نهفته است به جايي ميكشاند كه از او به عنوان موجودي كه ناخن ميجود، شب ادراري ميكند و ... بيشتر مينگريم تا به مثابه موجودي از خاك بر افلاك. هر چند عشق و دوست داشتن بيشتر در ادبيات و اشعار آمده است اكثر روانشناسان هم به آن اشاراتي كرده و بعضي محققان در اين زمينه تحقيقاتي انجام دادهاند. برتون عشق را بالاترين درجهي تحقيق سيالیت گوهر هستي ميداند (عطاري و تبريزي 1376). مزلو آنرا در سلسله مراتب نيازهاي خود قرار ميدهد و گلاسر از آن به عنوان يكي از دو نياز اساسي انساني نام ميبرد. اشترنبرگ (1988)، عشق را تر كيبي از سه مؤلفهي اصلي صميميت، هوس و تعهد ميداند. نظريهي اشترنبرگ با نظريههاي ديگر تفاوت دارد و معتقد است كه صميميت، شامل احساسات گرم نزديكي و هم پيوندي و وابسته به هم بودن ضمانت شده ميباشد. هوس، شامل تخيل، سائق جنسي، جاذبه فيزيكي و هيجاني است كه نسبت به يار خود احساس ميكنيد. تعهد، شامل تصميم كوتاه مدت يا بلند مدت براي نگه داشتن رابطه است. عشق ميتواند متشكل از يكي از اين مؤلفهها يا تركيبي از اين سه جزء باشد.
ديويس (1996) با استفاده از پرسشنامهي شخصيتي آيزنگ و پرسشنامهي عشق هندريك و هندريك رابطهي بين عشق و شخصيت را مورد بررسي قرار داد نتايج وي نشان دادند كه لودوس با برونگرايي و روان پريشي رابطهي مثبت دارد. عشق مانيا با روانرنجوري رابطهي مثبت و با عشق منطقي رابطه منفي دارد. عشق شهواني با برونگرايي رابطه مثبت دارد و عشق دوستانه و عشق فداكارانه با روان پريشي رابطهي منفي دارند. وان، لوك و لي (2000) در پژوهشي كه بر روي 211 دانشجوي چيني انجام دادند، رابطهي بين شخصيت و عشق را بررسي كردند. نتايج آنها نشان داد كه: عشق شيدايي با روانرنجوري رابطهي مثبت و با برونگرايي رابطهي منفي دارد. وجداني بودن با عشق شهواني رابطهي مثبت و با عشق شيدايي رابطهي منفي دارد و توافق با عشق فداكارانه و دوستانه رابطهي مثبت و با عشق لودوس و شيدايي رابطهي منفي دارد. وروبي (2001) در پژوهشي رابطهي بين خلق و خو و عشق را در 244 دانشجو مورد بررسي قرار دادند. نتايج آنها نشان داد كه سبك دوست داشتن لودوس، عشق دوستانه و عشق الهي در دو جنس زن و مرد با هم تفاوت معني داري دارند. براي كل نمونه، تحليل رگرسيون نشان داد كه ترس و اضطراب بهترين پيش بيني كننده ها براي عشق الهي و عشق شيدايي هستند و به طور كلي خلق و خو در درك روابط بين فردي عاشقانه نقش دارند. نتايج تحقيق انگل، اولسون و پاتريك (2002) با عنوان شخصيت كه بر روي 126 دانشجو انجام شد نشان داد كه روانرنجوري با صميميت رابطهي منفي دارد. بين برونگرايي و صميميت در مردان و رضايت از رابطه در زنان رابطه مثبت وجود دارد بين وجداني بودن و صميميت، هوش و تعهد در مردان و زنان رابطهي مثبت وجود دارد.
هدف كلي اين پژوهش بررسي رابطه ي جداگانه ي هر يك از عوامل شخصيتي با ابعاد دوست داشتن در دانشجويان پسر دانشگاه شهيد چمران اهواز بود. اين پژوهش در پي پاسخگويي به اين سؤال بود كه آيا بين عوامل شخصيتي ( روانرنجوري، برونگرايي، بازبودن، توافق و وجداني بودن) با ابعاد دوست داشتن (هوس، صميميت و تعهد) رابطه وجود دارد؟
جامعه آماری اين پژوهش شامل کليه دانشجويان پسر دانشگاه شهيد چمران اهواز بودند که تعداد 160 نفر با استفاده از روش نمونه گيری تصادفی ساده انتخاب شدند. طرح تحقيق از نوع همبستگي مي باشد. ابزار جمع آوري داده ها در اين پژوهش عبارت بودند از: 1- آزمون شخصيتي Neo.FF. 2-پرسشنامه ي عشق اشترنبرگ
جدول1- ضرايب همبستگی ساده بين متغيرهای پيش بين و ملاک
|
متغير ملاک |
متغیر پيش بين |
تعداد |
ضريب همبستگی |
سطح معنی درای |
|
روانرنجوری |
صميميت |
160 |
-0/223 |
0/014 |
|
هوس |
160 |
0/088 |
0/198 | |
|
تعهد |
160 |
0/020 |
0/425 | |
|
برونگرايی |
صميميت |
160 |
0/178 |
0/041 |
|
هوس |
160 |
0/099 |
0/168 | |
|
تعهد |
160 |
0/059 |
0/258 | |
|
باز بودن |
صميميت |
160 |
-0/030 |
0/386 |
|
هوس |
160 |
0/014 |
0/444 | |
|
تعهد |
160 |
0/051 |
0/310 | |
|
توافق |
صميميت |
160 |
0/346 |
0/001 |
|
هوس |
160 |
0/255 |
0/006 | |
|
تعهد |
160 |
0/215 |
0/018 | |
|
وجدانی بودن |
صميميت |
160 |
0/217 |
0/017 |
|
هوس |
160 |
0/138 |
0/089 | |
|
تعهد |
160 |
0/113 |
0/137 |
جدول2- نتايج تحليل رگرسيون متغيرهاي پيش بين ( عوامل شخصيتي ) با صميميت (به روش مرحله اي، براي آزمودنيها مرد
|
متغير ملاك |
شاخصها
متغيرهاي پيش بين |
MR |
RS |
F P |
ضرايب رگرسيون |
|
|
1 |
||||||
|
صميميت |
توافق |
0/35 |
0/12 |
12/77 P<0/001 |
346/0 3/57 t= P<0/001 |
|
|
|
||||||
جدول 3- نتايج تحليل رگرسيون متغيرهاي پيش بين ( عوامل شخصيتي ) با هوس به روش مرحله اي، براي آزمودنيها
|
متغير ملاك |
شاخصها متغيرهاي پيش بين |
MR |
RS |
F P |
ضرايب رگرسيون | |
|
1 |
2 | |||||
|
رضايت زناشويي رضايت زناشويي |
توافق |
25/0 |
07/0 |
55/6 P<0/012 |
0/26 t=2/60 P<0/012 |
|
|
روانرنجوري |
32/0 |
10/0 |
5/39 P<0/006 |
0/33 t=3/16 P<0/048 |
0/212 t=2/01 P<0/048 | |
جدول 4
نتايج تحليل رگرسيون متغيرهاي پيش بين ( عوامل شخصيتي ) با به روش مرحله اي، براي آزمودنيها مرد
|
متغير ملاك |
شاخصها
متغيرهاي پيش بين |
MR |
RS |
F P |
ضرايب رگرسيون |
|
|
1 |
||||||
|
هوس |
توافق |
0/22 |
0/05 |
4/56 P<0/035 |
0/22 t=2/13 P<0/035 |
|
|
|
||||||
یافته هاي اين پژوهش نشان داد كه :1- بين روان رنجوري و صميميت رابطه ي منفي معني دار وجود دارد. 2- بين برونگرايي و صميميت رابطه ي مثبت معني دار وجود دارد.3 - بين توافق و صميميت توافق، بين توافق و هوس, بين توافق و تعهد رابطه مثبت معني دار وجود دارد.4 - وجداني بودن با صميميت رابطه مثبت معني دار دارد.5- نتايج تحليل رگرسيون باروش مرحله اي، بين متغيرهاي پيش بين (روانرنجوري، برونگرايي، بازبودن، توافق و وجداني بودن) با متغيرهاي ملاك ابعاد دوست داشتن (هوس، صميميت و تعهد) نشان داد كه توافق بهترين متغير پيش بين براي صميميت، وس و تعهد مي باشد. لازم به ذكر است كه بين بقيه متغيرهاي مورد بررسي در اين پژوهش رابطه ي معني داري در سطح مورد نظر وجود نداشت.
بحث وتفسير
نتايج به دست آمده در اين تحقيق با يافته هاي ديويس (1996)، وان، لوك و لي (2000)، لستر و فيلبريك (1998) و انگل، اولسون و پاتريك (2002) همخواني دارند. در خصوص تبين يافته ها ي حاصل از اين پژوهش مي توان بيان داشت كه افراد روان رنجور بر اساس نظر مك كري و كوستا (1992) تمايل به تجربه ي عواطف منفي چون ترس، غم و دستپاچگي، عصبانيت، احساس گنه و نفرت دارند اين ويژگي ها مي تواند مانع برقراري ارتباط با ديگران و ايجاد يك رابطه ي صميمي گردد و همان طور كه اشترنبرگ معتقد است صميميت شامل احساسات گرم نزديكي و هم پيوندي و وابسته به هم بودن است. به علاوه اتكينسون، مينز و راف(19949) پيوند جويي و صميميت را برقراري رابطه ي مثبت و عاطفي با ديگران مي دانند. بنابراين به دست آوردن رابطه منفي بين روان رنجوري و صميميت در پژوهش حاضر با پژوهش هاي قبلي همخواني دارد. در مورد رابطه ي مثبت بين برونگرايي با صميميت مي توان به نظر يونگ اشاره كرد. يونگ معتقد است كه برونگراها انرژي رواني خود را به سوي دنياي خارج متمركز مي سازند و افرادي جامعه گرا بوده و دوست داشتن مردم را ترجيح مي دهند. آنها سرخوش و پر انرژي هستند (مك كري و كوستا، 1984). با توجه به اين ويژگي ها افراد برونگرا قطعاَ به برقراري ارتباط با ديگران تمايل دارند. در مورد رابطه توافق با تمام ابعاد دوست داشتن مي توان بيان داشت كه توافق همانند برونگرايي بعدي از تمايلات بين فردي است. يك فرد موافق اساساَ نوعدوست است و به هم حسي، همكاري، اعتماد كردن و حمايت كنندگي در روابط بين فردي تمايل دارد.
[+]
نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 1:35 PM
|
|
مقايسه سلامت عمومي دانشجويان دختر و پسر ورزشكار و غيرورزشكار دانشگاه شهيد چمران اهواز(مقاله پذیرفته شده در سومین سمینار بهداشت روان دانشجویان. ۳و ۴ خرداد ماه ۱۳۸۵. دانشگاه علم و صنعت)
عباس امان الهي كارشناس ارشد مشاوره خانواده Abas_amanelahi@yahoo.com
دكتر غلامرضا رجبي عضو هيأت علمي دانشگاه شهيد چمران اهواز
مقدمه
در حال حاضر، آگاهي و دانش فزاينده مشتركي وجود دارد كه ورزش براي سلامت بدني انسانها سودمند است. همچنين، در سالهاي اخير، در جرايد آمده است كه ورزش مي تواند نقش با ارزش و مؤثري را در سلامت روان انسانهاي جامعه ايفاء نمايد. امروزه در امر پيشگيري توجه خاصي به ورزش به عنوان يك روش جايگزين براي درمانهاي سنتي مانند روان درماني يا درمانهاي دارويي شده است. پتراز يلو و لندرز ،(1991) نتايج 27 مطالعه را در بين سالهاي 1960 تا 1991 بررسي نمودند و دريافتند كه 81 درصد از اين محققان نتيجه گيري كردند كه تناسب فعاليت فيزيكي با كاهش اضطراب همبسته است. مطالعات فرا تحليلي بيان مي كنندكه ورزش در مدت زماني كوتاه و بلند صرفنظر از شدت ، مدت تمرين و نوع برنامه ورزشي به طور معني داري با كاهش اضطراب همبسته است. كالفاس و تايلور (1994) دونالد و هاگدون ( 1991) .
پژوهشها در مورد بررسي ورزش و افسردگي تاريخچه طولاني دارد (فرانز و هاميلتون، 1905) و بيانگر رابطه بين وزش و كاهش افسردگي است. كرافت (1997) و نورت (1990) در تحقيقات جداگانه دريافتند كه تمرين زماني تأثيرات ضد افسردگي زياد دارد كه : (1) برنامه تمرين ورزشي بيشتر از نه هفته و شامل جلسات زياد باشد. (2) تمرين به مدت طولاني، با شدت بيشتر و در اكثر روزهاي هفته انجام گيرد. و (3) آزمودنيها به عنوان بيماران بازپروري پزشكي و بر اساس ابزار، به عنوان افسرده متوسط تا شديد در مقايسه با افسرده ضعيف تا متوسط طبقه بندي شده باشند. همچنين نورت و همكاران (1990) دريافتند كه تمرين، افسردگي را بيشتر از آموزش آرميدگي يا اقدام به فعاليتهاي لذت بخش كاهش مي دهد، اما تأثيراتش متفاوت از روان درماني نيست و تأثير درماني اش مانند روان درماني، مداخلات رفتاري و تماس اجتماعي است. در واقع، تمرين مورد استفاده در تركيب با روان درماني فردي يا ورزش توأم با درمان دارويي بيشترين تأثيرات ايجاد مي كند. كرافت (1997) بيان مي كند كه اين تأثيرات به طور معني داري متفاوت از اثر ايجاد شده توسط ورزش به تنهايي نيستند. به علاوه ، ورزش حداقل از لحاظ زماني و هزينه هاي درمان با درمانهايي مانند روان درماني مؤثرتر است. بنابراين، ورزش ممكن است يك جنبه مثبت براي درمان افسردگي باشد و مزاياي سلامتي اضافي را فراهم مي نمايد (افزايش تن عضلات و كاهش شيوع بيماري قلبي و چاقي)، كه مداخلات رفتاري چنين مزايايي را ندارند. اكاندر و تيكين (2002) در يك تحقيق تأثير تمرين فيزيكي بر كاهش اضطراب را بر روي 311 دانشجو كه فاقد تمرين بدني بودند، مورد مطالعه قرار دادند. آنها دريافتند كه: (1) سطح اضطراب دانشجويان دختر در مقاسيه با دانشجويان پسر بالاتر است. (2) شركت در تمرينات و فعاليتهاي فيزيكي سطح اضطراب را براي دانشجويان دختر و پسر كاهش مي دهد. (3) فعاليتها و تمرينهاي فيزيكي در همه ي سطوح سني منجر به كاهش اضطراب مي شود. گراهام، هات و پاركر(1998) معتقدند فعاليتهاي بدني مانند بستكبال، تنيس، وزنه برداري، دفاع شخصي و شناكردن به دانشجويان كمك مي كند كه از يك سو فيزيك بدني را حفظ نمايند و از سوي ديگر سلامت رواني و كيفيت زندگي را بهبود بخشند.
هدف تحقيق حاضر بررسي مسائل و مشكلات عمومي دانشجويان دختر و پسر دانشگاه شهيد چمران (اهواز) براساس فعاليتهاي فيزيكي و عدم آن در سه دانشگاه تربيت بدني، علوم تربيتي روانشناسي و اقتصاد است. به عبارت ديگر، اين تحقيق به چهار سؤال زير پاسخ مي دهد.
سؤالهاي تحقيق:
در زير چهار سؤال تحقيق مطرح شده اند.
آيا دانشجويان ورزشكار و غير ورزشكار از لحاظ سلامت عمومي و خرده مقياسهاي آن با يكديكر متفاوتند؟
2- آيا دانشجويان سنين مختلف از لحاظ سلامت عمومي و خرده مقياسهاي آن با يكديگر تفاوت دارند؟
3- آيا دانشجويان دانشكده هاي مختلف از لحاظ سلامت عمومي وخرده مقياسهاي آن با يكديگر متفاوتند؟
4- آيا دانشجويان دختر و پسر از لحاظ سلامتي عمومي و خرده مقياسهاي آن متفاوتند؟
روش تحقيق
جامعه آماري اين تحقيق دانشجويان دانشگاه شهيد چمران ( اهواز ) تشكيل مي دهند.آزمودنيهاي اين تحقيق ( 102 پسر و 108 دختر ) كه به روش نمونه گيري تصادفي ساده انتخاب شدند. بدين صورت كه از بين كليه دانشكده هاي موجود سه دانشكده ي علوم تربيتي و روانشناسي، تربيت بدني و الهيات انتخاب شدند و از بين دانشجويان اين دانشكده ها 71 نفر از دانشكده تربيت بدني ( دانشجويان ورزشكار)، 69 نفر از دانشكده علوم تربيتي و روانشناسي و 70 نفر از دانشكده الهيات به صورت تصادفي برگزيده شدند.
ابزار تحقيق
براي تحقيق حاضر از پرسشنامه 28 سؤالي سلامت عمومي ( گلدنبرگ و هيلد، 1979، به نقل از تقوي، 1380) استفاده شد. پرسشهاي اين پرسشنامه براي وضعيت رواني فرد در يك ماهي اخير مي باشد و بر نشانه هايي مانند افكار و احساسات نابهنجار تأكيد دارد.
در اين تحقيق براي بررسي پايايي پرسشنامه سلامت عمومي ( گلدبرگ و هيلد، 1979) از ضرايب همساني دروني آفاي كرونباخ و تنصيف) براي كل نمونه.
ضرايب همبستگي (روايي همزمان ) پرسشنامه سلامت عمومي با پرسشنامه پنج ماده اي سلامت روان( رجبي 1383 ) در كل نمونه و دانشجويان پسر و دختر به ترتيب 31/0 ( 001/0 p< )، 39 ( 0001/0p< ) و 20/0 ( 5/0p< )به دست آمدند. همچنين همبستگي خرده مقياسهاي علائم جسماني، اضطراب، اختلال در كاركرد اجتماعي و افسردگي با پرسشنامه پنچ ماده اي ( رجبي، 1383 ) همه معني دار مي باشند. اين يافته ها حاكي از روايي همزمان دو پرسشنامه فوق هستند.
نتايج تحليل واريانس چند متغيري (MANOVA ) متغيرهاي مستقل با متغيرهاي وابسته ي در دانشجويان دانشگاه شهيد چمران اهواز
|
سطح معنا داري P |
نسبت F |
ميانگين مجموع مجذورات |
درجات آزادي |
مجموع مجذورات |
متغيرهاي وابسته |
شاخصهاي . آماري متغيرهاي مستقل |
|
217/0 |
1.53 |
208.95 |
1 |
208.95 |
سلامت عمومي |
جنس |
|
173/0 |
1.87 |
13.51 |
1 |
13051 |
علائم جسماني | |
|
114/0 |
2.51 |
40.75 |
1 |
40.75 |
اضطراب | |
|
872/0 |
02/0 |
50/0 |
1 |
50/0 |
اختلال در عملكرد | |
|
277/0 |
1.19 |
13.61 |
1 |
13.61 |
افسردگي | |
|
116/0 |
2.50 |
376.77 |
1 |
376.77 |
سلامت عمومي |
سن |
|
284/0 |
1.15 |
8.36 |
1 |
8.36 |
علائم جسماني | |
|
329/0 |
96/0 |
15.17 |
1 |
15.17 |
اضطراب | |
|
064/0 |
3.46 |
70.11 |
1 |
70.11 |
اختلال در عملكرد | |
|
287/0 |
1.14 |
18.07 |
1 |
18.07 |
افسردگي | |
|
825/0 |
19/0 |
26.27 |
2 |
52.55 |
سلامت عمومي |
دانشكده
|
|
530/0 |
64/0 |
4.61 |
2 |
9.21 |
علائم جسماني | |
|
476/0 |
74/0 |
12.05 |
2 |
24.10 |
اضطراب | |
|
887/0 |
12/0 |
2.28 |
2 |
4.57 |
اختلال در عملكرد | |
|
575/0 |
55/0 |
6.34 |
2 |
12.68 |
افسردگي | |
|
201/0 |
1.64 |
224.30 |
1 |
224.30 |
سلامت عمومي |
ورزشكار- غير ورزشكار |
|
842/0 |
04/0 |
29/0 |
1 |
29/0 |
علائم جسماني | |
|
204/0 |
1.62 |
26.25 |
1 |
26.25 |
اضطراب | |
|
133/0 |
2.28 |
43.45 |
1 |
43.45 |
اختلال در عملكرد | |
|
263/0 |
1.26 |
14.42 |
1 |
14.42 |
افسردگي |
همان طور كه در جدول فوق ملاحظه مي شود، F مشاهده شده مربوط به متغيرهاي جنس ( دانشجويان دختر و پسر ) با متغير وابسته سلامت عمومي 53/1 ( 217/0 )، با علائم جسماني 87/1 ( 173/0 )، اضطراب 51/2 ( 114/0 )، با اختلال در عملكرد اجتماعي 02/0 ( 872/0 ) و با افسردگي 19/1 ( 277/0 ) ميباشد. همچنين ساير F هاي مشاهده شده مربوط به سن، ( 19 تا 22 و 23 تا 26 سال ) دانشكده ( علوم تربيتي و روانشناسي ،الهيات و تربيت بدني) ورزشكار و غير ورزشكار در جدول فوق آمده اند كه هيچ يك از آنها با متغيرهاي وابسته معني دار نمي باشند.
بحث و نتيجه گيري
در پژوهش حاضر ميانگين كل دانشجويان دانشگاه شهيد چمران (اهواز) در پرسشنامه سلامت عمومي 84/29 مي باشد، كه از ميانگين گزارش شده توسط مؤلفات اصلي پرسشنامه تا حدودي بالاتر است. اين يافته گوياي اينست كه سلامت عمومي دانشجويان در حد مناسب نيست و بر مسؤلين آموزشي و فرهنگي دانشگاه است كه در ضمينه هاي مختلف آموزشي و رفاهي خدمات مشاوره اي، امكانات لازم را در راستاي حفظ يك محيط مناسب در جهت افزايش روحيه علمي و هيجاني -عاطفي مناسب دانشجويان اقدامات لازم را مبذول فرمايند. در غير اينصورت با افزايش مشكلات، سرمايه ها و نيروهاي بشاش جامعه به ويژه قشر جوان امكان رشد و پيشرفت نخواهند داشت. دانشجويان دختر در مقايسه با دانشجويان پسراز سلامت عمومي بدتري برخوردارند. اما اين تفاوت معني دار نبود. بنابراين، برعهده ي دست اندركاران و مجريان دانشگاه است كه امكانات و آزادي بيشتري را در محيط دانشگاه اعم از آموزشي تفريحي به ويژه براي دانشجويان دختر كه از ساير شهرستانها آمده اند، فراهم نمايند. چون هنوز اقشار جامعه با ديد محدود نگر به زنان نگاه مي كنند. به علاوه دانشجويان دانشكده الهيات نسبت به دانشكده هاي علوم تربيتي و روانشناسي و تربيت بدني از لحاظ سلامت روان در وضعيت بدتري قرار دارند، كه حاكي از جو محدود نگر محيط دانشكده براساس رشته تحصيلي آنهاست. دانشجويان دانشكده ي تربيت بدني براساس نوع رشته كه فعاليت بدنيوتمريني همراه است از سلامت عمومي بهتري نسبت به دانشكدهي الهيات و علوم تربيتي و روانشتاسي برخوردارند، اما اين تفاوت از لحاظ سلامت عمومي معني دار نبود. نتايج تحليل واريانس چند متغيري در مورد دانشجويان ورزشكار و غير ورزشكار و دانشجويان سنين مختلف از لحاظ سلامت عمومي نشان داد كه گر چه دانشجويان ورزشكار در مقايسه با دانشجويان غير ورزشكار از سلامت عمومي مناسبتري بهره مي برند، اما اين تفاوت معني دارنبود.
با توجه به اينكه جامعه سالم و توانمند مي تواند اقشار پويا و شاداب به ويژه جوانان را در ابعاد مختلف تربيت نمايد. بنابراين سلامت عمومي و رواني اين قشر در ابعاد مختلف از جمله با استفاده از ورزش و فعاليت فيزيكي مي تواند ضامن پيشرفت آنها در جامعه در گستره هاي مختلف باشد. در واقع،ايجاد و تدوين برنامه هاي ورزشي و تمريني مناسب و ارائه ي خدمات مشاوره وروانشناسي مناسب در محيط دانشگاه از سوي مسؤلين زيربط مي تواند تا حدودي مشكلات عاطفي و روحي، رواني دانشجويان را رفع نمايند، كه يافته هاي تحقيقاتي محققان همه گوياي اين نتيجه است.
[+]
نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 1:34 PM
|
|
بررسي تأثير دوران قاعدگي بر افسردگي دانشجويان دختر دانشگاه شهيد چمران اهواز
دكتر يوسفعلي عطاري*
چكيده
هدف از اين پژوهش بررسي تأثير دوران قاعدگي بر افسردگي دانشجويان دختر دانشگاه شهيد چمران اهواز بود. جامعه ي اين پژوهش كليه ي دختران دانشجوي دوره ي كارشناسي دانشگاه شهيد چمران اهواز در نيمسال اول سال تحصيلي 85-1384 بودند كه از ميان آنها صد نفر به روش نمونه گيري تصادفي ساده انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده در اين پژوهش پرسشنامه ي افسردگي بك(BDI) و فرم اطلاعات فردي بودند كه آزمودني ها دو بار به آنها پاسخ دادند( بار اول 10 روز پس از قاعدگي و بار دوم در اولين روز قاعدگي ماه بعد). طرح اين پژوهش از نوع شبه آزمايشي بود و داده ها با استفاده از آزمون t و تحليل واريانس مورد تجزيه و تحليل قرار گرفتند. نتايج نشان داد كه:
بين افسردگي دختران در دوره ي عادي و دوران قاعدگي در نمره يكل افسردگي و بيست و يك مقوله ي آن تفاوت معناداري وجود دارد و دختران در دوران قاعدگي افسردگي بيشتري تجربه مي كنند. نتايج همچنين نشان داد كه در ميان سنين مختلف دانشجويان ( 19 تا 25 سالگي) دوران قاعدگي تأثير بيشتري بر دختران 24 و 25 ساله دارد. بين ميزان افسردگي دانشجويان رشته هاي مختلف در دوران عادي تفاوت معني داري وجود دارد و دانشجويان رشته هاي فني و علوم پايه افسردگي بيشتري تجربه مي كنند اما در ميزان تأثير پذيري از دوران قاعدگي بين دانشجويان رشته هاي مختلف تفاوت معني داري وجود ندارد.
[+]
نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 1:32 PM
|
|
دكتر رضا باقريان سرارودي، از دانشجويان اولين ورودي دوره دكتري تخصصي روانشناسي سلامت دانشگاه تهران، روزچهارشنبه پانزدهم فروردين 86از رساله خود تحت عنوان "بررسي اكتشافي متغيرهاي پيش بيني كننده افسردگي پس از سكته قلبي " دفاع نمود.
استاد راهنماي اين رساله دكتر بيژن گيلاني عضو هيات علمي گروه روانشناسي دانشگاه تهران بود.
وب سايت انجمن روانشناسي ايران، ضمن تبريك به اين دانش آموخته، آمادگي خود را جهت انعكاس اخبار دفاع و نيز چكيده رساله دانش آموختگان دكتراي رشته هاي روانشناسي اعلام مي دارد.در زير چكيده رساله دكتر رضا باقريان ارايه مي شود:
مقدمه: افسردگي پس از سكته قلبي كه در بيماران MI بسيار شايع مي باشد، پيامدهاي ناگوار متعددي براي اين بيماران به همراه دارد. اين اختلال روانشناختي يك عامل خطرساز بسيار مهم و مستقلي در افزايش مرگ و مير و كاهش كيفيت زندگي بيماران پس از سكته قلبي است. معهذا، سئوالات بسياري در مورد سبب شناسي و عوامل خطرساز اين نوع افسردگي بي پاسخ مانده است. به علاوه تعيين متغيرهاي پيش بيني كننده اين اختلال به منظور شناسائي بيماران در خطر از اهميت ويژه اي برخوردار است. هدف از اين پژوهش اكتشاف و تعيين متغيرهاي پيش بيني كننده روانشناختي، كارديولوژيك و جمعيت شناختي در پيش بيني افسردگي پس از سكته قلبي مي باشد.
روش: 176 بيمار سكته قلبي بين سن 32 تا 82 سال كه پي در پي با تشخيص قطعي MI طي 5 ماه اول سال 1385 در يكي از بيمارستانهاي مجهز به CCU شهر اصفهان بستري شدند با در نظر گرفتن معيارهاي ورود و خروج انتخاب گرديدند و در حين بستري به عنوان ارزيابي خط پايه مورد ارزيابي چندگانه روانشناختي و طبي قرار گرفتند. در جمع آوري داده هاي خط پايه از مقياسهاي شخصيت تيپD ، ادراك بيماري، حمايت اجتماعي جند وجهي، كنترل شخصي، رويدادهاي زندگي، پرسشنامه اطلاعات جمعيت شناختي و طبي و اكوكارديوگرافي يا آنژيوگرافي (به منظور تعيين عملكرد بطن چپ قلب) استفاده شد. سپس سه ماه پس از ترخيص (مرحله پيگيري) افسردگي در اين بيماران با استفاده از مقياس افسردگي بك براي مراقبتهاي اوليه (BDI-PC)، ويژه ارزيابي افسردگي در بيماران جسمي، ارزيابي شد. داده هاي بدست آمده در خط پايه و پيگيري مقطع سه ماه پس از ترخيص با استفاده از روش رگرسيون لجستيك مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت.
نتايج: يافته هاي نشان داد كه 9/44% بيماران در سه ماه بعد از ترخيص دچار افسردگي باليني شدند. همچنين نتايج اين پژوهش نشان داد كه متغيرهاي عاطفه منفي(254/1OR= ، با فاصله اطمينان 342/1-171/1 و 01/0< P )، شدت سكته قلبي ادراك شده(098/1OR= ، با فاصله اطمينان 140/1-058/1 و 01/0< P )، حمايت اجتماعي ادراك شده(93/0OR= ، با فاصله اطمينان 969/0-894/0 و01/0< P ) و عملكرد بطن چپ (LVEF) ( 47/2OR= ، با فاصله اطمينان 0604/6 - 0073/1 و 05/0 P<) در پيش بيني افسردگي پس از MI، سهم معنادار داشتند. به علاوه يافته ها نشان داد كه مدل بدست آمده داراي روائي پيش بين 66/84% با حساسيت 75/79% و ويژگي 66/88% در متمايز ساختن بيماران با خطرپذيري بالا از بيماران با خطرپذيري پائين براي ابتلا به افسردگي پس از سكته قلبي مي باشد.
نتيجه گيري: به نظر مي رسد بروز افسردگي به دنبال سكته قلبي عمدتا ناشي از تركيبي از عوامل روانشناختي و پيامدهاي كارديولوژيك اين بيماري است. اين يافته كه اختلال در عملكرد بطن چپ (LV) با افزايش خطر بروز افسردگي پس از سكته قلبي ارتباط دارد يك دستاورد جديدي است كه ضمن تحريك حس كنجكاوي علمي در بررسي نقش فعاليت سيستم عصبي- هورموني يا افزايش سايتوكاينهاي التهابي همراه اختلال در عملكرد بطن چپ، مي تواند منطق مناسبي براي بررسيهاي دقيق تر در مورد تاثير LVEF در نقش پيش آگهي دهنده افسردگي باشد. با توجه به قابل ارزيابي بودن متغيرهاي اكتشافي در پيش بيني افسردگي پس از سكته قلبي در اين مطالعه، به نظر مي رسد امكان شناسائي و تعيين بيماران در خطر اين نوع افسردگي وجود دارد. بنابر اين با استفاده از يك روش ارزيابي مشتمل بر متغيرهاي اكتشافي در اين مطالعه مي توان از بروز افسردگي در بيماران پس از سكته قلبي پيشگيري به عمل آورد.
[+]
نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 12:55 PM
|
|
دكتر ناصر صبحي قراملكي، از دانشجويان ورودي1380 دوره دكتري تخصصي روانشناسي دانشگاه تربيت مدرس، روز 30 دي ماه 85، از رساله خود تحت عنوان "بررسي اثربخشي شناخت درماني و آموزش مهارتهاي مطالعه در كاهش اضطراب امتحان و افزايش عملكرد تحصيلي با توجه به مولفه هاي شخصيتي" "Comparing the efficacy of cognitive therapy, and study skills training in the treatment of test anxiety and improvement academic achievement regarding personality components" دفاع نمود. استاد راهنماي اين رساله دكتركاظم رسول زاده طباطبايي دانشيار گروه روانشناسي دانشگاه تربيت مدرس بود
وب سايت انجمن روانشناسي ايران، ضمن تبريك به اين دانش آموخته، آمادگي خود را جهت انعكاس اخبار دفاع و نيز چكيده رساله دانش آموختگان دكتراي رشته هاي روانشناسي اعلام مي دارد.در زير چكيده رساله دكتر ناصر صبحي قراملكي ارايه مي شود:
در اين پژوهش؛اثر بخشي دو روش شناخت درماني و آموزش مهارتهاي مطالعه و تعامل آنها با مولفه شخصيتي در كاهش اضطراب امتحان و افزايش عملكرد تحصيلي دانشجويان دانشگاههاي دولتي شهر تهران مورد مطالعه قرار گرفت.نمونه پژوهش شامل 102 دانشجوي مبتلا به اضطراب امتحان بود كه از طريق سياهه اشپيلبرگر و مصاحبه باليني شناسايي و سپس بطور تصادفي در گروههاي آزمايشي و كنترل قرار گرفتند.آزمودنيها در سه گروه و هر گروه به تعداد 34 نفر بودند.يك گروه شناخت درماني و يك گروه آموزش مهارتهاي مطالعه را تجربه نمودند و گروه ديگر گروه كنترل را تشكيل دادند. به لحاظ افت آزمودنيها؛ نمونه نهايي به 90 نفر ، هر گروه شامل 30 دانشجو، تقليل يافت. روشهاي درماني(آموزش مهارتهاي مطالعه و شناخت درماني) و مولفه هاي شخصيتي به عنوان متغير مستقل و نمرات اضطراب امتحان و عملكرد تحصيلي(معدل دروس) به عنوان متغيروابسته بكار رفتند.
نتايج تحليل واريانس يك راهه و دو راهه بر تفاضل نمرات پيش آزمون - پس آزمون و پيش آزمون- پيگيري نشان داد،بين گروههاي مورد مطالعه در ميزان اضطراب امتحان تفاوت معني داري وجود دارد. آزمون تعقيبي توكي نشان داد اضطراب امتحان در گروههاي شناخت درماني و آموزش مهارتهاي مطالعه در مقايسه با گروه كنترل بطور معني داري كاهش يافت.نتايج آزمون t نيز تفاوت معني داري بين دانشجويان درون گرا و برون گرا در كاهش اضطراب امتحان از طريق اعمال شناخت درماني؛ نشان داد بود. همچنين نتايج تحليل واريانس يك راهه و دو راهه بر تفاضل نمرات پيش آزمون - پس آزمون عملكرد تحصيلي نشان داد،بين گروههاي مورد مطالعه در ميزان عملكرد تحصيلي تفاوت معني داري وجود دارد.نتايج آزمون t تفاوت معني دار در افزايش عملكرد تحصيلي از طريق آموزش مهارتهاي مطالعه به نفع دانشجويان درون گرا نشان داد.اما با اعمال شناخت درماني در افزايش عملكرد تحصيلي و با اعمال آموزش مهارتهاي مطالعه در كاهش اضطراب امتحان؛ بين دانشجويان درون گرا و برون گرا تفاوت معني داري بدست نيامد.
[+]
نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 12:52 PM
|
|
دكتر ناصر گودرزي، از دانشجويان اولين ورودي دوره دكتري تخصصي روانشناسي سلامت دانشگاه تهران، روز چهارشنبه شانزدهم اسفند 85، از رساله خود تحت عنوان "بررسي اثر بخشي روش درمان فعال سازي رفتاري و قراردادي گروهي بر درمان اختلالات مصرف مواد افيونی" دفاع نمود. استاد راهنماي اين رساله دكتر محمدعلي بشارت دانشيار گروه روانشناسي دانشگاه تهران بود.
وب سايت انجمن روانشناسي ايران، ضمن تبريك به اين دانش آموخته، آمادگي خود را جهت انعكاس اخبار دفاع و نيز چكيده رساله دانش آموختگان دكتراي رشته هاي روانشناسي اعلام مي دارد.در زير چكيده رساله دكتر ناصر گودرزي ارايه مي شود:
هدف پژوهش حاضر بررسي اثر بخشي روش درمان فعال سازي رفتاري و قراردادي گروهي بر درمان اختلالات مصرف مواد افيونی بود. در يک طرح آزمايشي صد و بيست بيمار مرد با تشخيص وابستگي به مواد افيوني (بر پايه معيارهايDSM-IV-TR ) که براي درمان نگهدارنده با متادون مراجعه کرده بودند به صورت تصادفي به تساوي در سه گروه آزمايشي و يک گروه گواه در هر گروه 30 نفر اختصاص داده شدند: 1) گروه درمان با روش فعال سازي رفتاري و قراردادي گروهي همراه با متادون، 2) گروه درمان با روش فعال سازي رفتاري و قراردادي گروهي همراه با آموزش حمايت خانواده و متادون، 3) گروه درمان با روش شناختي- رفتاري همراه با متادون و 4) گروه درمان با متادون. گروه هاي آزمايشي اول و دوم هشت جلسه و گروه آزمايشي سوم دوازده جلسه تحت روان درمانی گروهی قرار گرفتند. آزمودنيها توسط مصاحبه ساختار يافته شاخص مصرف مواد افيوني(OTI) و پرسشنامه سلامت رواني(MHI) قبل از شروع درمان و پنج ماه پس از پايان درمان گروهي مورد ارزيابي قرار گرفتند. گروه گواه بدون هيچ درمان گروهي تنها داروي متادون دريافت کرد. داده ها به کمک روش آماري تحليل واريانس با اندازه گيري هاي مکرر و روش آماري خي دو مورد تحليل قرار گرفت. يافته ها نشان داد که هر سه گروه روش درمان فعال سازي رفتاري و قراردادي گروهي، روش درمان فعال سازي رفتاري و قراردادي گروهي همراه با آموزش خانواده و روش درمان شناختي– رفتاري در کاهش ميزان عود، باقي ماندن در درمان و درمان کاهش مصرف مواد، بهبود عملکرد اجتماعي، کاهش رفتارهاي بزهکارانه، بهبود تندرستي، افزايش بهزيستي روانشناختي، کاهش درماندگي روانشناختي از روش درمان با متادون تنها موثرتر است. همچنين روش درمان فعال سازي رفتاري قراردادي گروهي به اضافه آموزش حمايت خانواده در حفظ بيماران در درمان و کاهش ميزان عود از سه روش ديگر موثرتر بود. با توجه به يافته هاي پژوهش به نظر مي آيد به کارگيري روش درمان فعال سازي رفتاري و قراردادي گروهي به نحو قابل توجهي اثربخشي درمان دارويي را در درمان و پيش گيري از عود مواد افيوني افزايش مي دهد.
دكتر شهربانو قهاري، از دانشجويان دوره دكتري تخصصي روانشناسي باليني دانشگاه علوم پزشكي ايران (انستيتو روانپزشكي تهران) در بهمن ماه 85، از رساله خود تحت عنوان "كارايي رويكرد شناختي رفتاري در درمان سوء مصرف حشيش" دفاع نمود. استاد راهنماي اين رساله دكتر محمد كاطم عاطف وحيد بود.
وب سايت انجمن روانشناسي ايران، ضمن تبريك به اين دانش آموخته، آمادگي خود را جهت انعكاس اخبار دفاع و نيز چكيده رساله دانش آموختگان دكتراي رشته هاي روانشناسي اعلام مي دارد.در زير چكيده رساله دكتر شهربانوقهاري ارايه مي شود:
هدف: بررسي كارايي رويكرد شناختي رفتاري در درمان سوء مصرف حشيش هدف اصلي اين پژوهش بود.
روش: در يك طرح آزمايشي، 36 بيمار با تشخيص وابستگي به حشيش به صورت تصادفي در دو گروه آزمايشي و گواه با 18 نفر در هر گروه قرار داده شدند.
نمونههاي گروه آزمايشي طي 12 جلسه دو ساعته به صورت انفرادي تحت درمان قرار گرفتند. آزمودنيهاي هر دو گروه توسط مصاحبه ساختيافته شخصيت (SCID)، پرسشنامه هوش هيجاني، پرسشنامه اضطراب و افسردگي بك، پرسشنامه عقايد نسبت به مواد و فرم ثبت روزانه ولع و لغزش قبل از شروع درمان (مرحله ارزيابي)، جلسه ششم، دوازدهم و 90 روز پس از پايان درمان مورد ارزيابي قرار گرفتند. گروه گواه در اين مدت درمان روانشناختي دريافت نكرد. دادهها به كمك روش آماري تحليل واريانس با اندازهگيري مكرر، آناليز واريانس دو طرفه، آزمون t همبسته و آزمون خي دو مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت.
يافتهها: نتايج نشان داد كه رويكرد شناختي رفتاري در كاهش ولع و لغزش، افزايش خويشتنداري، كاهش اضطراب و افسردگي، تغيير عقايد نسبت به موادو افزايش تواناييهاي فردي در مؤلفههاي هوش هيجاني (تواناييهاي درون فردي، بين فردي، تحمل استرس، سازشپذيري و خلق عمومي) مؤثر بوده است. نتيجه: به نظر ميرسد رويكرد شناختي رفتاري در درمان سوء مصرف حشيش و پيشگيري از عود آن از كارايي قابل ملاحظهاي برخوردار ميباشد.
[+]
نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 12:51 PM
|
|
دكتر حميد پورشريفي از پاياننامه دكتري تخصصي خود در رشته روانشناسي سلامت تحت عنوان «تاثیر مصاحبهي انگیزشی بر بهبود شاخصهای سلامت در افراد مبتلا به دیابت نوع دو» به تاريخ 30 مهر 1386 دفاع نمودند. رسالهي ايشان توسط دكتر رضا زماني، عضو هيات علمي گروه روانشناسي دانشگاه تهران هدايت شده است.
چكيده رساله
به منظور بررسي اثربخشي مصاحبهي انگيزشي گروهي و آموزش گروهي شناختي- رفتاري در تغيير رفتار افراد مبتلا به ديابت نوع دو، در زمينهي كنترل قند خون، كاهش وزن، بهزيستي، كيفيت زندگي و مراقبت از خود، از ميان مراجعان انجمن ديابت ايران و انستيتو غدد و متابوليسم، 93 بيمار مبتلا به ديابت نوع دو انتخاب شدند. سنجش در سه مرحله انجام پذيرفت؛ خط پايه يا پيشآزمون، دو هفته بعد از آخرين جلسهي مداخله، و 9 هفته بعد از آخرين جلسهي مداخله. شركتكنندگان به طور تصادفي به گروههاي مصاحبهي انگيزشي (30 نفر)، آموزش گروهي شناختي- رفتاري (26 نفر) و كنترل (37 نفر) اختصاص يافتند. ميان گروههاي پژوهش از نظر ويژگيهاي خط پايه (سن، سابقهي ديابت، جنسيت، آمادگي تغيير، الگوهاي شخصي و شاخصهاي پيامد) تفاوتي ديده نشد. براي هر كدام از مداخلهها، چهار جلسهي گروهي به مدت 90 دقيقه توسط روانشناس واحدي برگزار شد. شاخصهاي پيامد عبارت بودند از HbA1c، و BMI ، بهزيستي و كيفيت زندگي، و مراقبت از خود.
نتايج نشان داد كه در گروه مصاحبهي انگيزشي در مقايسه با گروه كنترل، ميانگين BMI، به طور معناداري پايينتر بود؛ همچنين ميانگين كيفيت زندگي و نيز ميانگين مراقبت از خود (در زمينهي ورزش) به طور معناداري بالاتر بود. در مداخلهي آموزش گروهي شناختي- رفتاري در مقايسه با گروه كنترل، ميانگين BMI، به طور معناداري پايينتر بود؛ همچنين ميانگين بهزيستي، و نيز ميانگين مراقبت از خود (در زمينهي رژيم غذايي به طور معناداري بالاتر بود. در نهايت، در مداخلهي مصاحبهي انگيزشي گروهي، در مقايسه با آموزش گروهي شناختي- رفتاري، ميانگين HbA1c به طور معناداري پايينتر بود، و ميانگين مراقبت از خود (در زمينهي رژيم غذايي)، به طور معناداري بالاتر بود.
بر اساس يافتههاي پژوهش به نظر ميرسد در بيماران ديابت نوع دو، مصاحبهي انگيزشي به شكل گروهي آن ميتواند به عنوان مداخلهاي موثر، شاخص تودهي بدن، كيفيت زندگي، و مراقبت ازخود (در زمينهي ورزش) را بهبود بخشد، آموزش گروهي شناختي- رفتاري ميتواند به عنوان مداخلهاي موثر، شاخص تودهي بدن، بهزيستي، شاخص كلي مراقبت از خود، و مراقبت از خود (در زمينهي رژيم غذايي) را بهبود بخشد، و مداخلهي مصاحبهي انگيزشي گروهي، بهتر از آموزش گروهي شناختي- رفتاري، ميتواند HbA1c و مراقبت ازخود (در زمينهي رژيم غذايي) را بهبود بخشد.
[+]
نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 12:50 PM
|
|
دكتر مژگان صلواتي از پاياننامه دكتري تخصصي خود در رشته روانشناسي باليني تحت عنوان «طرحوارههاي غالب و اثربخشي طرحواره درماني در بيماران زن مبتلا به اختلال شخصيت مرزي» به تاريخ 20 آبان 1386 دفاع نمودند. رساله ايشان توسط دكتر يزداندوست از اعضاي هيات علمي گروه روانشناسي باليني انستيتو روانپزشكي (دانشگاه علوم پزشكي ايران) هدايت شده است.
چكيده رساله
هدفهای پژوهش حاضر عبارت از بررسي طرح وارههاي غالب و اثربخشي طرحواره درماني در بيماران زن مبتلا به اختلال شخصيت مرزي است. به منظور دستيابي به اين هدفها، در ابتدا بر روي يك گروه نمونهي 40 نفري بيماران مبتلا به اختلال شخصيت مرزي كه توسط SCID-II بررسي شده بودند، پرسشنامههاي YSQ، TPI، YCI و YRAI اجرا شد. سپس، طرحوارههاي غالب، ريشههای والديني اين طرحوارهها و سبكهاي مقابلهاي بيشجبران و اجتنابي اين گروه مشخص گرديد. در مرحلهي بعد، شش بيمار از اين گروه به منظور ورود به طرحواره درماني انتخاب و پس از تكميل رضايتنامه درمان، به منظور تعيين خط پايه BPDSI، BPD Checklist، BAI، BDI-II و GAF تکمیل کردند. درمان براساس بستهي درماني يانگ (2005) اجرا شد و از راهبردهاي شناختي و تجربهگرايانه به منظور تعديل طرحوارهها استفاده شد. همچنين، در طول درمان راهبرد فرزندپروري مجدد محدود شده مورد توجه قرار گرفت. ابزارهاي BPDSI در جلسات خط پايه، شانزدهم، پس آزمون و پيگيري، BPD Checklist در جلسات خط پايه، در پايان هر ماه و در پيگيري، BDI-II و BAI هر جلسه و GAF در جلسات خط پايه، جلسات فرد، پسآزمون و پيگيري اجرا شد. نتايج نشان داد كه طرحواره درماني موجب كاهش معني دار نمرات علايم اختلال شخصيت مرزي به جز تكانشگري و احساس تهي بودن ميشود و در مورد خشم نیز تأثير اندکی در درمان کوتاه مدت دارد. همچنين، طرحواره درماني موجب تعديل طرحوارههاي غيرانطباقي در پنج مورد از بيماران گرديد. در نهایت، نتیجه گرفته شد، اگر چه طرحواره درماني در كاهش علايم اختلال شخصيت مرزي بيماران زن موثر است، اما به منظور دستیابی به اهداف درمانی، نياز به درمان بلند مدت است.
[+]
نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 12:50 PM
|
|
دكتر فریبا زرانی از پاياننامهی دكتري تخصصي خود در رشتهی روانشناسي سلامت تحت عنوان «اثربخشی مدل IMBبر میزان پیروی بیماران قلبی– عروقی تحت عمل بای پس (CABG)» به تاريخ 13 اسفند 1386 دفاع نمودند. رسالهي ايشان توسط دكتر رضا زماني، عضو هيات علمي گروه روانشناسي دانشگاه تهران هدايت شده است. ضمنا ایشان اولین دانشآموختهی زن در دورهی دکتری تخصصی روانشناسی سلامت در ایران هستند.
چكيده رساله
پیروی از توصیه های بهداشتی و درمانی در بیماری های مزمن از مشکلات عمده حوزه سلامت محسوب می شود و ارتقاء پیروی بیماران همواره از دغدغههای متخصصان این حوزه بوده است. بر این اساس نظریه های متعددی مطرح شده اند که از این میان مدل اطلاعات _ انگیزش _ مهارت های رفتاری (IMB) الگویی جامع برای ارتقاء پیروی ارائه میدهد. پژوهش حاضر اثر بخشی مدل IMB بر میزان پیروی بیماران قلبی _ عروقی تحت عمل جراحی بای پس (CABG) را بررسی نموده است و رابطه متغیرهای روانشناختی (افسردگی، اضطراب، استرس) را با پیروی این بیماران سنجیده است. از میان بیماران قلبی _ عروقی که طی مدت مطالعه در پنج بخش جراحی مرکز قلب تهران جهت انجام عمل جراحی CABG بستری بودند، تعداد 152 نفر انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه ازمایشی (77N= ) و کنترل (75 N=) جایگزین شدند. افراد گروه نمونه اکثراً مرد (6/81% مرد، 4/18% زن) ومتاهل (98% متاهل، 2% مجرد)بودند و دردامنه سنی 40 تا 65 سال با میانگین 15/53 سال وانحراف استاندارد 87/11 سال قرار داشتند. سنجش در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون (1 ماه بعد) و پیگیری (3 ماه بعد) با استفاده از پرسشنامه های اطلاعات جمعیت شناختی؛ پرسشنامه اطلاعات _ انگیزش _ مهارتهای رفتاری مرتبط با پیروی بیماران قلبی (HPAIMBS)؛ مقیاس افسردگی و اضطراب بیمارستانی (HADS)؛ مقیاس استرس ادراک شده (PSS)؛ مقیاس پیروی کلی (GAS) و پیروی اختصاصی (SAS) صورت گرفت. گروه آزمایشی، مداخله بر اساس مدل IMB را طی یک جلسه 120 دقیقه ای در گروه های 5 نفره دریافت کردند و گروه کنترل از مداخلات معمول بیمارستانی به همراه مشاورهی حمایتی روانشناس برخوردار بودند. نتایج نشان داد در گروهی که مداخله IMB را دریافت کردند، میزان پیروی کلی و اختصاصی به طور معنادار بیشتر از گروه کنترل بود. متغیرهای روانشناختی مورد نظر همبستگی منفی و معنادار با پیروی کلی و اختصاصی نشان دادند. همچنین روابط درونی مولفه های مدل IMB با استفاده از روش تحلیل مسیر بررسی شد و نتایج نشان داد که در پیروی کلی، اطلاعات با انگیزه و انگیزه با مهارت های رفتاری مرتبط است و از این طریق پیروی را تحت تاثیر قرار میدهد. در پیروی اختصاصی، علاوه بر این که انگیزه واسطه ارتباط اطلاعات با مهارت های رفتاری است، خود مستقیما بر پیروی اثر دارد. بر اساس یافته های پژوهش حاضر، به نظر می رسد مداخله کوتاه مدت بر اساس مدل IMB که تاکید بر افزایش اطلاعات، تقویت انگیزه و بهبود مهارت های رفتاری در رابطه با پیروی از توصیههای پزشک دارد می تواند میزان پیروی را در بیماران قلبی _ عروقی ارتقاء دهد. همچنین وضعیت روانشناختی بیماران (افسردگی، اضطراب، استرس) بر پیروی آنها از توصیه های درمانی و اثر بخشی مداخله اثرگذار است و می بایست در مداخلات ویژه ارتقای پیروی بیماران قلبی _ عروقی مورد توجه قرارگیرد
[+]
نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 12:49 PM
|
|
دكتر حیدر اسلامی شهربابکی از رسالهی دكتري تخصصي خود در رشتهی روانشناسي سلامت تحت عنوان « بررسي ميزان اثربخشي مداخله رواني- آموزشي بر شاخصهاي سلامت در زنان چاق » به تاريخ 23 اردیبهشت ماه 1387 دفاع نمودند. رسالهي ايشان توسط دكتر محمدعلی بشارت، استاد گروه روانشناسي دانشگاه تهران هدايت شده است.
چكيده رساله
پژوهش حاضر اثربخشي مداخله رواني-آموزشي بر شاخصهاي سلامت در زنان چاق را بررسي نموده است. از ميان مادران دانش آموزان هنرستان دخترانه صنايع يزد (246 =n)، تعداد 100 نفر شامل 34 نفر بهنجار و 66 نفر چاق انتخاب شدند. چاقي بر اساس شاخص توده بدن (BMI) محاسبه شد. افراد چاق به طور تصادفي به دو گروه آزمايش (32 نفر) و كنترل (34 نفر) تقسيم شدند. سنجش شاخصهاي سلامت كه شامل شاخص توده بدن (BMI)، نسبت دور كمر به دور باسن، قند خون، كلسترول خون، تريگليسريد خون، حرمت خود، تصوير بدني و اختلالات روانشناختي بود در سه مرحله انجام شد. در مرحله اول (پيش آزمون) اين شاخصها بين گروههاي سه گانه چاق آزمايش، چاق كنترل و بهنجار مورد مقايسه قرار گرفت. مقايسه اين شاخصها در گروههاي چاق آزمايـش و چاق كنتـرل، نشـان داد كه از نـظر شاخص توده بدن (F برابر 86/0 و p برابر 77/0)، نسبت دور كمر به دور باسن (F برابر 175/0 و p برابر 68/0)، قند خون (F برابر 81/1 و p برابر 18/0)، تريگليسريد (F برابر 07/0 و p برابر 79/0)، كلسترول (F برابر 57/0 و p برابـر 45/0)، حرمـت خود (t برابر 23/0- و p برابر 81/0) و تصـوير بدنـي (t برابر 16/0 و p برابر 99/0) تفاوت بين گروهها معنادارنبود، ولي در شـاخص اختلالات رواني (t برابــر 6/4- و p برابر 001/0) تفاوت معنادار بود. مقايسه شاخصهاي فوق بين گروههاي بهنجار و چاق نشان داد كه در نسبت دور كمر به دور باسن (F برابـر 84/8 برابر 004/0)، قند خون (F برابر 03/8 و p برابـر 006/0)، كلستـرول (F برابر 33/9 و p برابر 003/0) و حرمـت خود (t برابــر 9/10 و p برابـر 001/0) تفـاوت آنها معـنادار بود، ولـي در ميزان تـريگليسريد خون (F برابـر 22/6 و p برابر 14/0)، اختلالات رواني (t برابر 96/1- و p برابر 094/0) و تصوير بدني (t برابر 81/1 و p برابر 074/0) تفاوت معنادار نبود. پس از سنجش اول مداخله رواني-آموزشي صورت گرفت. مداخله شامل 12 جلسه 90 دقيقهاي بود كه هر هفته يك جلسه برگزار شد. مداخله در مورد گروه چاق آزمايش اعمال شد و گروه چاق كنترل 5 جلسه آموزشي درباره خانواده و تربيت فرزند دريافت كردند. دو هفته پس از مداخله، سنجش دوم انجام شد. پس از 6 ماه پيگيري، سنجش سوم انجام شد. مقايسه بين دادههاي حاصل از ارزيابي دو گروه چاق كنترل و چاق آزمايش نشان داد كه در شاخص توده بدن (F برابر 8/10 و 001/0p< )، نسبت دور كمر به دور باسن (F برابر 33/54 و 001/0p< )، قند خون (F برابر 79/18 و 001/0p< )، ميزان كلسترول خون (F برابر 91/44 و 001/0p< )، ميزان تريگليسريد خون (F برابر 72/16 و 001/0p< )، اختلالات رواني (F برابر 88/42 و 001/0p< ) و حرمت خود (F برابر 11 و 001/0p< ) تفاوت معنادار بود، ولي در شاخص تصوير بدني (F برابر 03/2 و 001/0p< ) تفاوت معنادار نبود.
بر اساس يافتههاي پژوهش، مداخله رواني-آموزشي، ميتواند به عنوان مداخلهاي مؤثر و كارآمد، شاخصهاي سلامت شامل شاخص توده بدن، نسبت دور كمر به دور باسن، ميزان قند خون، ميزان كلسترول خون و ميزان تريگليسريد خون را در افراد چاق كاهش دهد و سبب ارتقاء سلامت جسماني شود. اين نوع مداخله ميتواند در افراد چاق اختلالات رواني را كاهش و حرمت خود را افزايش دهد و تصوير بدني را بهبود بخشد.
واژگان كليدي: چاقي، مداخله رواني-آموزشي، شاخص توده بدن (BMI)، نسبت دور كمر به دور باسن (WHR)، حرمت خود، تصوير بدني، اختلالات رواني
[+]
نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 12:48 PM
|
|
دكتر حسین کارشکی[1] از رسالهی دكتري تخصصي خود در رشتهی روانشناسي تربیتی تحت عنوان «انقش الگوهای انگیزشی و ادراکات محیطی در یادگیری خودتنظیمی دانش آموزان پسر پایه سوم دبیرستانهای شهر تهران » به تاريخ 26 فروردینماه 1387 دفاع نمودند. رسالهي ايشان توسط دكتر خرازی، عضو محترم هيات علمي دانشگاه تهران هدايت شده است.
چكيده رساله
هدف این پژوهش، بررسی رابطه بین ادراکات محیطی، باورهای انگیزشی و یادگیری خودتنظیمی از طریق یک الگوی علًی است. بدین منظور نمونه ای به حجم 685 آزمودنی، از بین دانش آموزان پایه سوم دبیرستانهای نظری شهر تهران با روش نمونهگیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. پرسشنامه ادراکات محیطی خانوادگی گرونلیک، دسی و ریان (1997)، پرسشنامه ادراک فعالیتهای کلاسی جنتری و همکاران (2002 )، اهداف پیشرفت میدگلی و همکاران (1998)، خودکارآمدی و یادگیری خودتنظیمی پینتریچ و دی گروت (1990) به روش گروهی توسط آزمودنیها تکمیل شد. اعتبار و روایی پرسشنامه های مذکور احراز شد. نتایج اجرای همبستگی پیرسون نشان داد که تمام مولفه های ادراکات محیطی خانوادگی (پذیرش و حمایت خودمختاری پدر و مادر)، ادراکات فعالیتهای کلاسی (انتخاب، لذت، علاقه و چالش)، باورهای انگیزشی (اهداف تبحری، عملکردی رویکردی، عملکردی اجتنابی و خودکارآمدی) و یادگیری خودتنظیمی(راهبردهای شناختی، فراشناختی و مدیریت منابع) ، دو به دو با هم همبستگی دارند (01/0p<). با اجرای الگوی معادلات ساختاری برای آزمون رابطه ادراکات محیطی خانوادگی و مدرسه ای با راهبردهای خودتنظیمی از طریق متغیر میانجی باورهای انگیزشی مشخص شد که الگوی پیشنهادی از برازش خوبی برخوردار است و یادگیری خودتنظیمی به خوبی از طریق باورهای انگیزشی، و ادراکات محیطی پیش بینی و نبیین شده است (97/0 GFI= و 044/0RSMEA=). تمام ضرایب مسیر الگوی پیشنهادی نیز معنادار بود (01/0p<).
کلیدواژه ها: ادراکات محیطی خانوادگی، ادراکات فعالیتهای کلاسی، باورهای انگیزشی، جهت گیری های هدفی، خودکارآمدی و یادگیری خودتنظیمی
[+]
نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 12:48 PM
|
|
دكتر علی عسگری از رسالهی دكتري تخصصي خود در رشتهی روانشناسی تربیتی تحت عنوان «تبیین مدلی برای پیشرفت تحصیلی بر پایه مدل کار آدمی» به تاريخ 9 تیرماه 1387 دفاع نمودند. رسالهي ايشان توسط دكتر حیدرعلی هومن و دکتر محمود قاضی طباطبایی هدايت شده است.
چكيدهی رساله
با هدف تبیین مدلی دانشآموز محور برای پیشرفت تحصیلی، بر اساس تئوری مدل کار آدمی(MOHO)، که امکان مداخلههای درمانی را در سطوح مختلف برای والدین، مربیان، مشاوران و اولیاء مدارس فراهم آورد و بر خلاف مدلهای قبلی، افزونبر جامعیت بخشیدن به متغیرهای پیشبینیکننده پیشرفتتحصیلی، مبتنی بر مبنای نظری واحد و نیز پیونددهنده دو حوزه کاردرمانی و روانشناسی تربیتی باشد، اين پژوهش بر پایه مدلسازی معادلات ساختاری بر روی دانشآموزان دختر و پسر راهنمایی تحصیلی شهر تهران در دو مرحله مقدماتی و پایانی (جمعاً 617 دختر، 669 پسر) انجام شد. ابزار پژوهش را مقیاس محققساخته خردهنظامهای مدلکار آدمی برای اندازهگیری دو خردهنظام اراده و خوگیری، زیرمقیاس محیط از مقیاس خودارزیابیکاری (OSA؛ بارون و دیگران،2003)، برای اندازهگیری ویژگیهای محیط فیزیکی و اجتماعی، آزمون توانشهای سهگانه (استرنبرگ،1997)، برای اندازهگیری مؤلفه ذهنی خردهنظام ظرفیتعملکرد، و آزمون محققساخته پیشرفت تحصیلی (در چهار درس ریاضی، علوم، فارسی و انگلیسی) تشکیل میداد. نتایج مرحله مقدماتی منجر به رواسازی و اعتباریابی مقیاس خودارزیابیکاری و نیز توسعه مقیاسی معتبر و روا برای اندازهگیری خردهنظامهای مدلکار آدمی متناسب با ویژگیهای سنی، روانی و اجتماعی جامعه مورد مطالعه شد. نتایج مرحله پایانی نشان داد که مؤلفههای علائق، ارزشها و علیت شخصی، از خردهنظام اراده، و مؤلفههای عادتها و نقشها از خردهنظام خوگیری از طریق میانجیگری محیط فیزیکی و اجتماعی، و خردهنظام ظرفیت عملکرد به گونه مستقیم بر پیشرفت تحصیلی تأثیر میگذارد. به گونهای که با افزایش و توانمندشدن مؤلفهها در محیط مناسب فیزیکی و اجتماعی، پیشرفت تحصیلی بهبود مییابد. سایر مدلهای رقیب، با دادهها برازش نداشت. نتایج تحلیلنیمرخ نشان داد که دختران در همه مؤلفههای مدلکارآدمی نمره بالاتری نسبت به پسران به دست آوردند. اما الگوی ساختار عاملی آنها برپایه مدل ساختاری چندگروهی تفاوت نداشت. برپایه این مدل، مشاوران، روانشناسان و مربیان پرورشی مدارس میتوانند مشکلاتی را که بر رفتار کارکردی یا انطباقی دانشآموزان تأثیر میگذارد در هر یک از حوزههای عملکرد کاری که تحتتأثیر عوامل روانی، اجتماعی و فیزیکی محیط قرار دارد، شناسایی کنند و طرح مداخلهای مناسب با آن را به منظور بهبود پیشرفت تحصیلی تدوین نمایند. چارچوب حاصل از این مطالعه منجر به تدوين يک مدل تجربي و علّي به منظور توسعه تئوري مدل کار آدمي در حوزه روانشناسي پرورشی به گونه کلي، و در زمينه پيشرفت تحصيلي، به گونه اختصاصي شد و زمینه بهبود و افزایش پیشرفت تحصیلی را از طریق روشهای نسبتاً ساده کاردرمانی فراهم آورد تا نسبت به روشهای رایج مشاوره و درمانگری با سهولت بیشتر و هزینه و زمان کمتری انجام شود.
کلیدواژه ها:
پیشرفت تحصیلی، مدل کار آدمی، روانشناسی تربیتی، مدلسازی معادلات ساختاری
[+]
نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 12:45 PM
|
|
دكتر حمیدرضا حسنآبادی از رسالهی دكتري تخصصي خود در رشتهی روانشناسی تربیتی تحت عنوان « اثرهای افتراقی شیوههای ارائه مطالب و نقش تفاوتهای شناختی فردی بر اثربخشی و کارایی آموزش در محیطهای یادگیری چندرسانهای» به تاريخ 8 دیماه 1387 دفاع نمودند. رسالهي ايشان توسط دكتر زهره سرمد هدايت شده است.
چكيدهی رساله
در مطالعه حاضر اصول طراحی آموزش چندرسانهای با هدف افزایش یادگیری معنادار مورد بررسی قرار گرفتند. در محیطهای چندرسانهای دربرگیرندة منابع چندگانه اطلاعات نظیر واژهها و تصویرها، یادگیری معنادار زمانی اتفاق میافتد که یادگیرنده اطلاعات مناسب را انتخاب کند، این اطلاعات را در یک الگوی منسجم سازماندهی کند، و این الگوی ساخته شده را با دانش مناسب موجود یکپارچه سازد. حافظه کاری نقش اساسی در فرایندهای انتخاب، سازماندهی و یکپارچهسازی اطلاعات ایفا میکند، زیرا حافظه کاری بخش فعال سامانه شناختی انسان است که پردازش کنترل شده در آن انجام میگیرد. فرض بر این بود که حافظهکاری یادگیرنده یک سامانه چند مؤلفهای با دو خرده سامانه مستقل پردازش اطلاعات یکی برای اطلاعات دیداری/ فضایی و دیگری برای اطلاعات کلامی است، که هریک ظرفیت محدودی دارند. مجری مرکزی به عنوان یک سامانه کنترلکننده توجه نقش هماهنگ کردن اطلاعات را از این دو خرده سامانه در مکانی به نام حافظه رویدادی میانی بر عهده دارد.
با گسترش فناوریهای چندرسانهای جدید در آموزش، ارائه همزمان اطلاعات از منابع چندگانه به گونهای فزاینده در حال افزایش است. این شیوه ارائه، اگر بدون در نظر گرفتن ویژگیهای سامانه شناختی انسان باشد، ممکن است بار شناختی سنگینی بر حافظهکاری او تحمیل شود و بنابراین یادگیری بازداری شود. اگرچه، میزان بار شناختی تحمیل شده به تفاوتهای فردی یادگیرندگان در دانش و توانش شناختی بستگی دارد. بر مبنای ویژگیهای ذکر شده از حافظه کاری، نظریههایی نظیر نظریه بار شناختی و نظریه شناختی یادگیری چندرسانهای اصول طراحی چندرسانهای را به منظور غلبه بر پیامدهای منفی ناشی از ارائه اطلاعات از منابع چندگانه فراهم کردهاند.
هدف مطالعه حاضر، اصلاح اثرهای تقسیم- توجه و افزونگی در پرتو تفاوتهای شناختی فردی در یادگیری چندرسانهای بود. اثر تقسیم توجه زمانی اتفاق میافتد که دانشآموزان مجبورند توجه خود را بین منابع چندگانه اطلاعات تقسیم کنند، که ممکن است از طریق افزایش حجم مؤثر حافظهکاری با ارائه متن به صورت شنیداری (اصل وجه حسی) یا یکپارچهسازی فیزیکی منابع چندگانه اطلاعات (اصل مجاورت فضایی) به منظور کاهش نیاز به جستجوی دیداری و یکپارچهسازی ذهنی اصلاح شود. اثر افزونگی نیز از طریق ارائه همزمان متن و گفتار با واژههای یکسان (اصل افزونگی کلامی) یا اضافه کردن اطلاعات جذاب، که از لحاظ موضوعی مرتبط و از نظر ساختاری نا مرتبط با مطالب اصلی میباشند، (اصل انسجام) اتّفاق میافتد، که تحت این شرایط حذف منبع افزونه تکراری یا جذاب برای یادگیری سودمند است. با وجود این، اثر منفی تقسیم- توجه و افزونگی بر یادگیری میتوانند از طریق دانش قبلی یا هوش سیّال (اصل تفاوت فردی) تعدیل شوند.
مطابق این اصول طراحی، پیشبینی شد که ارائهی اطلاعات کلامی صرفاً به صورت شنیداری به جای دیداری به بهبود یادگیری منجر خواهد شد. از سوی دیگر، ارائه همزمان گفتار و متن بر- صفحه در برنامههای چندرسانهای شامل انیمیشن یا اضافه کردن واژهها و تصویرهای به ظاهر مربوط امّا به لحاظ ساختاری نامربوط به تبیینهای چندرسانهای به افزایش بار شناختی برونزاد و یادگیری سطحیتری از درس چندرسانهای منجر خواهد شد. همچنین، پیشبینی شد که ارائههای چندرسانهای بهینه (شرایط عدم وجود اطلاعات جذاب) برای افراد دارای دانش قبلی اندک مؤثرتر است، در صورتی که، ارائه تصویرها همراه متن شنیداری برای افراد دارای هوش سیّال بالا مؤثرتر خواهد بود.
به منظور آزمودن این پیشبینیها، موضوع شکلگیری صاعقه از طریق انیمیشن طی دو آزمایش به دانشآموزان دوره راهنمایی (با 51=n برای آزمایش1 و 104=n برای آزمایش2) ارائه شد. همزمان با انیمیشن، یک گروه متن بر- صفحهای را نزدیک انیمیشن دیدند (گروه متنی) و گروه دوّم گفتاری را شنیدند (گروه گفتاری). همچنین، در آزمایش 1، گروه دیگری هم متن و هم گفتار را دریافت کردند (گروه افزونه) و در آزمایش 2، دو گروه دیگر اطلاعات جذاب کلامی و تصویری را متناسب با شیوه ارائه اطلاعات اصلی دریافت کردند (به ترتیب، گروه متنی با جزئیات فریبنده و گروه گفتاری با جزئیات فریبنده). در هر آزمایش شرکتکنندگان به طور تصادفی به گروهها منتسب شدند. در آزمایش 1، یک طرح بین آزمودنی تک عاملی و در آزمایش 2، یک طرح بین آزمودنی 2× 2 برای آزمودن اثرهای کاربندیهای استفاده شدند. یادگیری شکلگیری صاعقه از طریق آزمونهای نگهداری و انتقال و بارشناختی از طریق مقیاسهای تلاشذهنی در یادگیری و آزمونها اندازهگیری شد. همچنین، کارایی شرایط کاربندی از طریق ترکیب اندازههای یادگیری و بار شناختی محاسبه شد.
به طور کلی، پیشبینیها تایید شدند. عملکرد بهتر گروه گفتاری نسبت به گروه متنی در اندازههای چندگانه، اثر وجه حسی را آشکار کرد. امّا، عملکرد ضعیفتر دانشآموزان گروههای افزونه نسبت به دانشآموزانی که قالبهای موجز (متن یا گفتاری اصلی) دریافت کرده بودند، اثر افزونگی شامل افزونگی کلامی (آزمایش1) و انسجام (آزمایش 2) را آشکار ساخت. همچنین، یافتهها نشان داد که دانشآموزان دارای هوش سیّال بالا از ارائههای دو- وجهی بهرهی بیشتری میبرند و شرایط بدون جزئیات فریبنده برای دانشآموزان دارای دانش کمتر کاراتر است. نتایج بر پایه الگوی پردازش دوگانه حافظه کاری و ظرفیت محدود مجرای دیداری تبیین شدند. استلزامهای نظری، عملی و روششناختی یافتهها و محدودیتها و جهتگیریهای آینده مورد بحث قرار گرفتند.
کلیدواژه ها:
یادگیری چندرسانهای، حافظه کاری، رویآورد یادگیرنده- محور، اصول طراحی، بار شناختی، تقسیم- توجه، وجه حسی، افزونگی، انسجام، دانش قبلی، هوش سیّال، اثربخشی آموزش، کارایی آموزش.
[+]
نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 12:44 PM
|
|
" اثربخشي آموزش مهارت هاي جستجوي شغلي به
روش كلوپ شغلي برخورد كارآمدي شغلي و سخترويي دانشجويان"
نام و نام خانوادگي دانشجو: قباد يوسفي پايان نامه: كارشناسي ارشد رشته : مشاوره شغلي
دانشگاه : علامه طباطبايي (دانشكده روان شناسي و علوم تربيتي) و مؤسسه كار وتأمين اجتماعي
اساتيد راهنما: دكتر ابوالفضل كرمي
كد پايان نامه: 52- 8707 MA سال: 1387
چکیده:
پژوهش حاضر به منظور بررسی اثر بخشی آموزش مهارت های جستجوی شغلی به روش کلوپ شغلی بر خودکارآمدی شغلی و سخت رویی دانشجویان نیمسال آخر صورت پذیرفته است.
جامعه آماری پژوهش حاضر شامل تمامي دانشجویان نیمسال آخر دانشگاه آزاد اسلامی واحد کنگاور میباشد که در سال تحصیلی 1387 – 1386 در دانشگاه مذکور مشغول تحصیل بوده و جویای کارند. بدین ترتیب كه از میان دانشجویانی که پس از فراخوان جهت شرکت در کارگاه آموزش مهارت های جستجوی شغلی به روش کلوپ شغلی ثبت نام نمودند، یک مصاحبه تشخیصی توسط پژوهشگر براي تشخیص دارا بودن شرایط شرکت در کارگاه به عمل آمد. در این مرحله از 84 نفر مراجع، مصاحبه به عمل آمد که 26 نفر از آن ها به دلیل نداشتن شرایط مذکور حذف شدند. از 58 نفر باقیمانده 30 نفر (15 نفر مرد و 15 نفر زن) جهت نمونه به طور تصادفی انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گروه کنترل جایگزین شدند. سپس پیش آزمون در دو گروه اجرا شد و گروه کنترل در لیست انتظار قرار گرفته و گروه آزمایش به مدت 12 جلسه کارگاهی مهارت های جستجوی شغلی را به روش کلوپ شغلی آموزش دیدند. روش کلوپ شغلی رویکردی گروهی به مشاوره شغلی می باشد که برای یادگیری مجموعه رفتارها و مهارت های لازم به منظور یافتن مناسب ترین شغل و تصاحب آن است و این شیوه به افراد جویای کار کمک می کند که در کمترین زمان ممکن به جستجوی کار و یافتن آن بپردازند. ابزارهای مورد استفاده برای جمع آوری اطلاعات در این پژوهش عبارتند از: 1) پرسشنامه مهارت های کاریابی: ساخته اکبری (1384) با ضریب پایایی 91/0 بر اساس آلفای کرونباخ، 2) پرسشنامه خودکارآمدی عمومی: ساخته شررو همکاران (1982) با ضریب پایایی 85/0 بر اساس روش آلفای کرونباخ و 3) پرسشنامه زمینه یابی دیدگاه های شخصی (سخت رویی): ساخته کوباسا (1998) با ضریب پایایی 88/0 بر اساس آلفای کرونباخ. پس از اجرای برنامه آموزشی (متغیر مستقل) در گروه آزمایش، بلافاصله پس آزمون در دو گروه اجرا شد و دادهها بهوسیله آزمون آماری ( t - test) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتیجه پژوهش حاضر نشان داد که آموزش مهارت های جستجوی شغلی به روش کلوپ شغلی در افزایش مهارت های کاریابی، خودکارآمدی شغلی و سخت رویی دانشجویان موثر است و بررسی ها و تحلیل های آماری صورت گرفته در مورد آزمون فرضیه های پژوهشی، تفاوت معنی داری را بین دو گروه آزمایش و کنترل از لحاظ مهارتهای جستجوی شغلی، خودکارآمدی شغلی و سخت رویی نشان داده و تمامی فرضیه های پژوهش حاضر با 99 درصد اطمینان تأیید شدند.
واژه هاي کلیدی: مهارت های جستجوی شغلی (مهارت های کاریابی)- کلوپ شغلی- خودکارآمدی شغلی-سخترویی
[+]
نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 10:28 AM
|
|
نام و نام خانوادگي : ساره شعبان ايزكيان
استاد راهنما : محمدنقي فراهاني
استاد مشاور: عليرضا مرادي
تاريخ دفاع : ۱۳۸۱
رشته و گرايش : روانشناسي عمومی-کارشناسی ارشد
دانشگاه: تربیت معلم
این تحقيق با هدف بررسي مقايسه اي خشم(كنترل، كنترل بيروني و دروني)، بيان(بروز بيروني و دروني)، تجربه(واكنش خشمگينانه و خلق و خوي خشمگينانه)و سخت رويي(تعهد، مبارزه جويي، كنترل)درافراد سالم و افراد مبتلا به فشار خون بالا(فشار خون اوليه)انجام گرفت.
نتايج پژوهش نشان داد: كه بين افراد سالم و افراد مبتلا به فشارخون بالا، در شاخصهاي خشم(كنترل بيروني و دروني خشم، بروز بيروني و دروني خشم) تفاوت معني داري وجود دارد ، ولي در شاخصهاي خلق و خوي خشمگينانه و واكنش خشمگينانه تفاوت معني داري وجود ندارد.بين افراد سالم و بيمار در ميزان سخت رويي و همه مولفه هاي آن تفاوت معني داري مشاهده شد. بررسي اثر تعاملي نتايج نشان داد كه بين جنسيت و سلامت فقط درمورد شاخص بروز دروني خشم تعامل معني داري وجود دارد. بين جنسيت و سلامت در مورد سخت رويي و مولفه هاي آن تعامل معني داري وجود نداشت. نتايج در مورد جنسيت نشان مي دهد كه بين زنان و مردان در ميزان سخت رويي و شاخصهاي آن تفاوت معني داري وجود دارد. همچنين بين زنان و مردان در شاخصهاي خشم(كنترل، بيان، تجربه)تفاوت معني داري وجود نداشت
[+]
نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 10:25 AM
|
|
|
عنوان : بررسي رابطه بين سخت روئي و گرايش به افسردگي و اضطراب در بين زنان و مردان دانشجوي دانشگاههاي شهر تهران تاريخ ارائه: 1380 دانشگاه: علامه طباطبائي دانشکده: علوم تربيتي و روانشناسي - علامه گروه: نام دانشجويان: فرهاد جمهري مقطع تحصيلي: دكترا رشته تحصيلي: روانشناسي اساتيد راهنما: حسن احدي استاد دكتري تخصصي روانشناسي , اساتيد مشاور: علي دلاور , کليد واژه: سخت روئي,تعهد,چالش,كنترل,گرايش به اضطراب,گرايش به افسردگي,hardiness,Commitment,Challenge,Control,Depression,anxiety چكيده: در پژوهش حاضر سخت رويي بعنوان سپري در مقابل دو اختلال متداول روانشناختي ، يعني گرايش به افسردگي و اضطراب مورد بررسي قرار گرفته است. فرضيه هاي تحقيق : 1- زناني كه سخت روئي كمتري دارند در مقايسه با زناني كه سخت روئي بيشتري دارند گرايش به افسردگي دارند. 2- زناني كه سخت روئي كمتري دارند در مقايسه با زناني كه سخت روئي بيشتري دارند اضطراب بيشتري دارند. 3- مرداني كه سخت روئي كمتري دارند در مقايسه با مرداني كه سخت روئي بيشتري دارند گرايش بيشتري به افسردگي دارند. 4- مرداني كه سخت روئي كمتري دارند در مقايسه با مرداني كه سخت روئي بيشتري دارند اضطراب بيشتري دارند. روش تحقيق : پس رويدادي. جامعه تحقيق : چهارصدو سي و سه نفر از دانشجويان دختر و پسر دانشگاههاي شهر تهران . روش نمونه گيري : تصادفي خوشه اي . تجزيه و تحليل داده ها نيز به روش رگرسيون چند متغيره صورت گرفته است. يافته هاي تحقيق : سخت روئي با گرايش به افسردگي و اضطراب در زنان رابطه معكوس دارد. همچنين اين ويژگي با افسردگي و اضطراب در مردان رابطه معكوس دارد. بدين ترتيب سخت روئي مي تواند بعنوان سپري از مقاومت در گرايش به افسردگي و اضطراب در زنان و مردان دانشجوي دانشگاه هاي شهر تهران مطرح باشد. نتيجه گيري و پيشنهادات: از آنجا كه سخت روئي يك مولفه مفيد شخصيتي تلقي شده و طبق شواهد موجود بخش عظيمي از اين ويژگي ممكن است اكتسابي باشد يافته هاي پژوهش حاضر مي تواند پيشنهادهايي را در جهت كسب اين صفت در دوران كودكي و يا حتي در محيط كار مطرح نمايد. اين پايان نامه همراه با كتابنامه و در 150 ص ارائه گرديده شده است. 2434پ | |
[+]
نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 10:0 AM
|
|
|
عنوان : بررسي رابطه سبك دلبستگي و سخت رويي با آمادگي به اعتياد
تاريخ ارائه: 1381 دانشگاه: علامه طباطبائي دانشکده: علوم تربيتي و روانشناسي - علامه گروه: نام دانشجويان: مصطفي عسگري مقطع تحصيلي: كارشناسي ارشد رشته تحصيلي: روانشناسي عمومي اساتيد راهنما: حسن احدي استاد دكتري تخصصي روانشناسي , اساتيد مشاور: محمدكاظم سليمي زاده استاديار دكترا روانشناسي , کليد واژه: سبك دلبستگي,سخت رويي,اعتياد,تعهد,كنترل,چالش,Challenge,Control,Comitment,Attachment style,Hardness,Addiction چكيده: بررسي رابطه سبك دلبستگي و سخت رويي با آمادگي به اعتياد موضوع اين پژوهش مي باشد. سخت رويي زاييده دانشي است كه بر مبناي آن شخص به منابع بيشتري براي پاسخگويي به عوامل تنش زا دسترسي پيدا مي كند. با توجه به انوع سبك دلبستگي و ويژگي شخصيتي اين انتظار مي رود كه افراد ايمن و سخت رو گرايش و آمادگي به اعتياد كمتري دارند و با توجه به معضل اعتياد در جامعه كنوني ما ، پرداختن به عواملي كه زمينه ساز اعتياد مي شوند و نيز عاملي براي ايمن شدن در برابر عواملي كه سوق دهنده به سوي اعتياد هستند، اهميت اين پژوهش را مشخص مي سازد و هدف يافتن عواملي است كه قابل پيشگيري بودن اعتياد را نويد مي دهند. در پژوهش حاضر نقش سبك دلبستگي و سخت رويي در رابطه با آمادگي به اعتياد مورد بررسي قرار گرفته است و فرضيه هاي پژوهش از اين قرارند: 1- بين سبك دلبستگي از نظر ميزان آمادگي به اعتياد تفاوت معني داري وجود دارد؟ 2- بين سه سبك دلبستگي از نظر ميزان سخت رويي تفاوت معني داري وجود دارد؟ 3- بين سخت رويي و ميزان آمادگي به اعتياد رابطه معني داري وجود دارد؟ روش تحقيق اين پژوهش در مقوله مطالعات پس رويدادي مي باشد و روش نمونه گيري بصورت خوشه اي چند مرحله اي مي باشد. طبق يافته هاي اين پژوهش بين دلبستگي ايمن و ناايمن دو سوگرا و ناايمن اجتنابي با آمادگي به اعتياد تفاوت معني داري وجود دارد و همچنين بين سه سبك دلبستگي و سخت رويي با آمادگي به اعتياد تفاوت معني داري وجود دارد و فرضيه سوم بين سخت رويي و آمادگي به اعتياد رابطه معكوس معني داري وجود دارد. اين پايان نامه همراه با كتابنامه و در 115 ص ارائه گرديده شده است. 2857پ | |
[+]
نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 9:59 AM
|
|
عنوان : بررسي ارتباط ويژگي شخصيتي سخت رويي و حمايت اجتماعي با فرسودگي شغلي در بين كارمندان مراكز توانبخشي بهزيستي شيراز
تاريخ ارائه: تير 1378
دانشگاه: علوم بهزيستي و توانبخشي
دانشکده: علوم بهزيستي و توانبخشي
گروه:
نام دانشجويان: سليمه بيگي فرد
مقطع تحصيلي: كارشناسي ارشد
رشته تحصيلي: روانشناسي باليني
اساتيد راهنما: عليرضا جزايري استاديار دكتري تخصصي روانشناسي باليني و روانكاو ,
اساتيد مشاور: عباس پورشهباز مربي كارشناسي ارشد روانشناسي , سعيد شاملو استاد دكتري تخصصي روانشناسي ,
کليد واژه: فرسودگي شغلي,سخت رويي,حمايت اجتماعي,استرس
چكيده: در اين پژوهش به بررسي ارتباط ويژگي سخت رويي و حمايت اجتماعي با فرسودگي شغلي پرداخته است نمونه پژوهش 110 نفر از كارمندان مراكز توانبخشي شيراز مي باشند كه داراي مدرك تحصيلي سيكل به بالا هستند اين پژوهش از نوع همبستگي پس رويدادي است و ابزار گردآوري اطلاعات پرسشنامه با سئوالات بسته است.داده ها با استفاده از روش هاي آماري تجزيه و تحليل گرديد و فرضيه هاي پژوهش بررسي گرديد.يافته ها حاكي از آنست كه فرسودگي شغلي با ويژگي شخصيتي سخت رويي با يكديگر ارتباط مثبت دارند.اما در بررسي ارتباط متغيرهاي دموگرافيك (سن،جنس،مدرك تحصيلي،وضعيت تاهل و سابقه كار)فرسودگي شغلي هيچگونه ارتباط معني داري بين اين متغيرها يافت نشد در بررسي تعيين ميزان فرسودگي شغلي نتايج نشان مي دهد كه بالاترين ميزان فرسودگي شغلي در مولفه احساس موفقيت فردي هم از نظر تكرار (89%) و هم از نظر شدت (74%) مي باشد.تحليل رگرسيون خطي كه بررسي دقيقي تر عوامل مورد مطالعه انجام گرفت مولفه تعهد بيشترين ارتباط را با فرسودگي شغلي داشت. اين پايان نامه همراه با جدول،پرسشنامه و در 151 صفحه ارائه گرديده شده است. اين پايان نامه با شماره 240 در كتابخانه دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي موجود مي باشد.
[+]
نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 9:58 AM
|
|
|
بررسي ارتباط ويژگي شخصيتي سخت رويي و حمايت اجتماعي با فرسودگي شغلي در بين كاركنان مراكز توانبخشي بهزيستي شيراز, /سليمه بيگي فرد؛ به راهنمايي: عليرضا جزايري. | |
|
| |
| بيگي فرد، سليمه | |
| 159، كتابنامه | |
| پايان نامه(كارشناسي ارشد)--دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي، 1378. | |
|
در اين پژوهش به بررسي ارتباط ويژگي سخت رويي و حمايت اجتماعي با فرسودگي شغلي پرداخته است نمونه پژوهش 110 نفر از كارمندان مراكز توانبخشي شيراز مي باشند كه داراي مدرك تحصيلي سيكل به بالا هستند اين پژوهش از نوع همبستگي پس رويدادي است و ابزار گردآوري اطلاعات پرسشنامه با سئوالات بسته است. داده ها با استفاده از روش هاي آماري تجزيه و تحليل گرديد و فرضيه هاي پژوهش بررسي گرديد. يافته ها حاكي از آنست كه فرسودگي شغلي با ويژگي شخصيتي سخت رويي و حمايت اجتماعي ارتباط معكوس دارد حمايت اجتماعي و ويژگي شخصيتي سخت رويي با يكديگر ارتباط مثبت دارند. اما در بررسي ارتباط متغيرهاي دموگرافيك (سن، جنس، مدرك تحصيلي، وضعيت تاهل و سابقه كار) فرسودگي شغلي هيچگونه ارتباط معناداري بين اين متغيرها يافت نشد در بررسي تعيين ميزان فرسودگي شغلي نتايج نشان مي دهد كه بالاترين ميزان فرسودگي شغلي در مولفه احساس موفقيت فردي هم از نظر تكرار (89%) و هم از نظر شدت (74%) مي باشد. در تحليل رگرسيون خطي كه بررسي دقيق تر عوامل مورد مطالعه انجام گرفت مولفه تعهد بيشترين ارتباط را با فرسودگي شغلي داشت. | |
| وضعيت پايان نامه : دفاع شده - تاريخ دفاع: 1378 |
[+]
نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 9:51 AM
|
|
|
مقايسه بين خشم(بيان ، كنترل، تجربه) و سخت رويي با بيماري فشارخون در افراد عادي و مبتلا, /ساره شعبان ايزكيان؛ به راهنمايي: محمدنقي فراهاني؛ استاد مشاور: عليرضا مرادي. | |
|
| |
| شعبان ايزكيان، ساره | |
| 113صفحه، جدول، پرسشنامه، ديسكت | |
| پايان نامه(كارشناسي ارشد)--دانشگاه تربيت معلم، دانشكده روانشناسي و علوم تربيتي، 1381. | |
|
تحقيق حاضر با هدف بررسي مقايسه اي خشم(كنترل، كنترل بيروني و دروني)، بيان(بروز بيروني و دروني)، تجربه(واكنش خشمگينانه و خلق و خوي خشمگينانه)و سخت رويي(تعهد، مبارزه جويي، كنترل)درافراد سالم و افراد مبتلا به فشار خون بالا(فشار خون اوليه)انجام گرفت., نتايج پژوهش نشان داد: كه بين افراد سالم و افراد مبتلا به فشارخون بالا، در شاخصهاي خشم(كنترل بيروني و دروني خشم، بروز بيروني و دروني خشم) تفاوت معني داري وجود دارد ، ولي در شاخصهاي خلق و خوي خشمگينانه و واكنش خشمگينانه تفاوت معني داري وجود ندارد.بين افراد سالم و بيمار در ميزان سخت رويي و همه مولفه هاي آن تفاوت معني داري مشاهده شد. بررسي اثر تعاملي نتايج نشان داد كه بين جنسيت و سلامت فقط درمورد شاخص بروز دروني خشم تعامل معني داري وجود دارد. بين جنسيت و سلامت در مورد سخت رويي و مولفه هاي آن تعامل معني داري وجود نداشت. نتايج در مورد جنسيت نشان مي دهد كه بين زنان و مردان در ميزان سخت رويي و شاخصهاي آن تفاوت معني داري وجود دارد. همچنين بين زنان و مردان در شاخصهاي خشم(كنترل، بيان، تجربه)تفاوت معني داري وجود نداشت. | |
| وضعيت پايان نامه : دفاع شده - تاريخ دفاع: 6-1381 | |
[+]
نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 9:50 AM
|
|
حرفه مربیگری فوتبال یکی از شغلهای پر مخاطره در جهان به شمار می رود و فشارهای روانی ناشی از ماهیت این حرفه موجب فرسوده شدن مربیان فوتبال می شود.
تاثیر فشار روانی مسابقه بر غلظت کورتیزول، تستوسترون و IgA بزاقی مربیان لیگ برتر فوتبال ایران
دانلود کامل مقاله در لینک زیر:
tasire feshare ravani mosabeghe.pdf
338 KB
[+]
نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 9:23 PM
|
|
[+]
نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 12:23 PM
|
|
چكيده
بررسي انگيزش تحصيلي درميان دانشجويان رشته هاي مختلف باتاكيد بر باورهاي شناخت شناسي
دانشجوي رشته ي آموزش و پرورش دبستاني و پيش دبستاني
هدف از اين پژوهش بررسي انگيزش تحصيلي در ميان دانشجويان رشته هاي مختلف با تاكيد بر باور هاي شناخت شناسي آنان بوده است. گروه نمونه ي مورد مطالعه در اين پژوهش شامل 120 نفر از دانشجويان دختر(67)و پسر(53) سال دوم چهار رشته در دانشگاه شيراز بوده است كه به شيوه ي نمونه گيري خوشه اي انتخاب شدند.ابزار مورد استفاده براي گردآوري اطلاعات شامل مقياس هدف گرايي اليوت و مقياس باورهاي شناخت شناسي شومر بود. به منظور تحليل اطلاعات گردآوري شده از روش تحليل واريانس يك طرفه و آزمونt مستقل استفاده گرديد.ضمنا رشته ها نيز بر اساس طبقه بندي بيگلن انتخاب شدند. نتايج اين تحقيق حاكي از آن بود كه در ميان دانشجويان رشته هاي مختلف تفاوت معناداري در زمينه ي انگيزش و باورهاي شناختي وجود دارد. (فاطمه سامانی)
[+]
نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 9:28 PM
|
|
| * نام و نام خانوادگی : | |
| * آدرس ایمیل: | |
| موضوع پیام: | |
| *پیام: |
|
|
| |