تبليغاتX



روانشناسی و مشاوره جمهوری اسلامی ایران - قهر خد
designer: saeed_asad86
تصـــــــوير تصادفي
منوي کاربري

پيغام مدير : به شما كاربر گرامي سلام عرض مي كنم . اميدوارم در اين وبلاگ دقايقي خوبي را سپري كنيد . براي آگاهي از امكانات اين وبلاگ خواهشمندم كه تا آخر صفحه اين وبلاگ را مشاهده نماييد .

   ...............................   اين وبلاگ را صفحه خانگي خود كن !    به مدير وبلاگ ايميل بزنيد !    ذخيره كردن صفحه!   اضافه کردن اين وبلاگ به علاقه منديها!   لينک RSS  
site map site map ror html site map
  Add to Technorati     ..............................

لينك دوستان
جستجوگر

Google
  
            
     در كل اينترنت
     در اين سايت

ارتباط با ما
آرشيو
قهر خد

 

همينكه رفتى، دست از كندوها كشيد،

و به گوشهاى نشست!

گفتم: از چه نشستهاى؟! زنبورها تو را نيز گزيدند؟!

گفت: نه!

و نخواست بگويد!

رهايش نكردم،

و بالاخره گفت،

راستى كه او را، چه خوب به فكر واداشته بودى!

آرى، او در انديشه سخن تو بود!

مىگفت: پير زنى آمد، از من كمكى خواست، او را ندادم، و چيزى هم به طعن بر او بار كردم، و او هيچ نگفت، و نجيب و آرام برفت،

و در همان حال، تو، كه شاهد ماجرا بودى، او را گفتهاى: اين زنبورها، آنچه امروز با خود مىبرند، نيشهاى خود است،

و از اين نوشها، كه با چه سعى و تلاشى گرد آوردهاند، محروم خواهند بود!

ومن او را گفتم: به دل نبايد گرفت، دوست من، از زنبورها گفته است!

گفت: آرى، اما مرا نيز به سانِ زنبورها مىديد!


[+] نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 1:37 PM | |

:: مطالب پيشين
ارتباط با مدیر ...
* نام و نام خانوادگی :
* آدرس ایمیل:
موضوع پیام:
*پیام: