تبليغاتX



روانشناسی و مشاوره جمهوری اسلامی ایران - نقش و نگار
designer: saeed_asad86
تصـــــــوير تصادفي
منوي کاربري

پيغام مدير : به شما كاربر گرامي سلام عرض مي كنم . اميدوارم در اين وبلاگ دقايقي خوبي را سپري كنيد . براي آگاهي از امكانات اين وبلاگ خواهشمندم كه تا آخر صفحه اين وبلاگ را مشاهده نماييد .

   ...............................   اين وبلاگ را صفحه خانگي خود كن !    به مدير وبلاگ ايميل بزنيد !    ذخيره كردن صفحه!   اضافه کردن اين وبلاگ به علاقه منديها!   لينک RSS  
site map site map ror html site map
  Add to Technorati     ..............................

لينك دوستان
جستجوگر

Google
  
            
     در كل اينترنت
     در اين سايت

ارتباط با ما
آرشيو
نقش و نگار

 

به تمامى، جامههاشان سياه بود، جز او!

به تمامى، مىگريستند، جز او!

و او، پدرى بود، كه تازه جوانش را، از دست داده بود، و چه شادان!

پدرم را گفتم: چرا چنين؟!

مرا گفت: خود به حضورش بارياب، و همين را بپرس!

بار يافتم،

و كودكانه، پرسشم را پرسيدم،

و او نشست،

در حالى كه دست پر مهرش بر دوش من بود، به پاسخ گفت: تاكنون شده است، مادرت، و يا پدرت، چنان از دست تو، به ستوه آيند، كه ديگر تابِ تحملت را نداشته، و تو را در اتاقكى محبوس، و زندانى كنند؟!

گفتم: شده است!

گفت: در آن حال، كدامين خوشتر مىنمود، اينكه ديوار و درب آن اتاقك زينت شود؟ يا كه رخنهاى، و شكافى، و روزنى پديد آيد؟!

گفتم: شكاف، آنهم بزرگ!

گفت: آدمى نيز زندانى است،

و زندان وى، تمامى آن چيزهاست، كه به وى منتسب است،

يعنى كه همه چيز به مثابه همان ديوار و درب!

و مصيبتها، و بلاها، همان رخنهها!


[+] نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 1:43 PM | |

:: مطالب پيشين
ارتباط با مدیر ...
* نام و نام خانوادگی :
* آدرس ایمیل:
موضوع پیام:
*پیام: