تبليغاتX



روانشناسی و مشاوره جمهوری اسلامی ایران - «فرزند سالاري»، يك شيوه تربيتي ناصحيح است
designer: saeed_asad86
تصـــــــوير تصادفي
منوي کاربري

پيغام مدير : به شما كاربر گرامي سلام عرض مي كنم . اميدوارم در اين وبلاگ دقايقي خوبي را سپري كنيد . براي آگاهي از امكانات اين وبلاگ خواهشمندم كه تا آخر صفحه اين وبلاگ را مشاهده نماييد .

   ...............................   اين وبلاگ را صفحه خانگي خود كن !    به مدير وبلاگ ايميل بزنيد !    ذخيره كردن صفحه!   اضافه کردن اين وبلاگ به علاقه منديها!   لينک RSS  
site map site map ror html site map
  Add to Technorati     ..............................

لينك دوستان
جستجوگر

Google
  
            
     در كل اينترنت
     در اين سايت

ارتباط با ما
آرشيو
«فرزند سالاري»، يك شيوه تربيتي ناصحيح است


 

«فرزند سالاري» يك شيوه تربيتي ناصحيح است
يك روانشناس باليني:
محبت بيش از حد به كودك، موجب طغيان و سركشي وي در بزرگسالي مي‌شود
يك روانشناس باليني با بيان اين‌ كه حمايت‌هاي افراطي منجر به سركشي افراطي در بزرگسالي مي‌شود، گفت: پدر و مادر بايد بيشتر انرژي خود را بر روي استقلال و افزايش آستانه تحمل فرزند خود بگذارند.
دكتر رامين خدابخشي در گفت‌وگو با خبرگزاري (ايسنا)، افزود: ابراز محبت خود يك مقوله معمولي است اما ابراز بيش از حد آن مي‌تواند مشكلاتي را به همراه داشته باشد.
وي ادامه داد: اين روزها مادرها، بيش از حد لازم دلواپس فرزندان خود هستند و بسياري از والدين براي اين‌ كه محبت‌هاي افراطي خود به فرزندشان را توجيه كنند عنوان مي‌كنند كه زمانه ما عوض شده است و بچه‌ها به مراقبت بيشتري نياز دارند.
خدابخشي ضمن بيان اين مطلب كه اين ميزان محبت از سوي والدين لازم نيست و توجيهي ندارد، اظهار كرد: نتايج نشان داده است كه محبت‌ بيش از حد به كودك اثر منفي دارد. در حالي كه براساس آمارها و مشاهدات باليني ما كودكان امروز در مقايسه با نسل‌هاي پيشين، زندگي راحت‌تري دارند. امكاناتي كه يك كودك از طبقه متوسط امروز دارد در اختيار بچه‌هاي آن زمان نبود.
اين روانشناس باليني با بيان اين ‌كه نظارت والدين بر اغلب فعاليت‌هاي بچه‌ها اعم از غذا خوردن و تماشاي تلويزيون گرفته تا روابط با دوستان و ثبت نام در انواع كلاس‌هاي ورزشي، موسيقي، زبان انگليسي بسيار زياد شده است، گفت: يك دليل آن اين است كه امروز والدين بچه‌هاي خود را بسيار خاص و متفاوت مي‌دانند و از آنها مراقبت‌هاي ويژه‌اي مي‌كنند.
وي ادامه داد: اين مراقبت‌ها به حدي افزايش يافته است كه پدرو مادر از سالن‌هاي ورزشي تا دبيرستان، دانشگاه، خدمت سربازي و حتي پيدا كردن شغل نيز به دنبال فرزندشان هستند تا او بتواند به مسيرش ادامه بدهد.
دكتر خدابخشي با توضيح اين مطلب كه محبت بيش از حد در نهايت به كنترل منجر مي‌شود، گفت: در اين صورت آزادي و استقلال از كودك سلب مي‌شود.
به گفته اين روانشناس باليني،‌ مادر امروز هم دلسوزي بيش از حد دارد و هم كنترل بيش از حد.
وي ادامه داد: زماني كه پدرومادر به كودك بيش از حد محبت مي‌كنند، او مفهوم ارزش را از ياد مي‌برد. تصور كنيد كودك انواع و اقسام ماشين‌هاي اسباب بازي از نوع عالي را در اختيار دارد. حال اگر يكي نفراز آشنايان يك ماشين اسباب بازي به او هديه بدهد كه يك ماشين معمولي هم باشد، آن را به گوشه‌اي پرتاب مي‌كند، زيرا از بازي كردن با اين وسيله‌ها ديگر لذت نمي‌برد.
خدابخشي با بيان اين‌ كه اين گروه از والدين سعي مي‌كنند مشكلات فرزندشان را خود حل كنند، اظهار كرد: اين افراد زماني كه بزرگ مي‌شوند با مشكلات فراواني دست به گريبان خواهند بود كه از اين ميان مي توان به پايين آمدن اعتماد به نفس و توانايي‌ در اداره خود اشاره كرد.
وي ادامه داد: ترس از شكست خوردن و خطا كردن در وجود اين كودك نهادينه مي‌شود و هيچ گاه نمي‌آموزد چگونه بايد براي زندگي كردن بر روي پاهاي خودش بايستد.
اين روانشناس باليني، اختلال در رشد شناختي و بلوغ عقلي را از جمله ديگر جنبه‌هاي منفي محبت بيش از حد دانست و اظهار كرد: اين افراد در توانايي‌هايي نظير گفت‌وگو و بيان نيازهايشان، حل مشكلات و تعامل با افراد ديگر دچار نارسايي هستند.
وي تاكيد كرد: پدر و مادر بايد انرژي خود را بر روي استقلال و افزايش آستانه تحمل فرزند خود بگذارند.
اين روانشناس باليني در ادامه به افزايش اضطراب والدين نيز اشاره كرد و گفت: والديني كه مدام ارزش‌هاي خود را با موفقيت‌هاي فرزندانشان محك مي‌زنند، احساس غمگيني بيشتري مي‌كنند و تصوير منفي‌تري از خود در مقايسه با والديني كه خود را درگير اين ارزيابي‌ها نمي‌كنند، دارند.
وي افزود: در مشاهدات باليني مشخص شده است كه اين بچه‌ها والدين خود را اذيت مي‌كنند و رفتارهاي پرخاشگرانه از خود نشان مي‌دهند و حتي والدين خود را تهديد مي‌كنند.
خدابخشي، پيدا كردن يك شخصيت خودشيفته در كودكاني كه بيش از حد تحت حمايت عاطفي قرار مي‌گيرند را از ديگر جنبه‌هاي منفي اين امر دانست و عنوان كرد: اين بچه‌ها بسيار مغرور هستند، در حالي كه توانايي و بضاعت كمي دارند، اهميت زيادي به خواسته‌هاي خود مي‌دهند و بدون توجه به امكانات والدين در به دست آوردن اهداف خود سرسختي مي‌كنند و زياده‌خواه مي‌شوند.
وي ادامه داد: اين كودكان هيچ‌گاه فرصت كافي پيدا نمي‌كنند كه با فكر خود كاري را شروع كنند زيرا هميشه بر روي كارهايشان نظارت مي‌شود و زماني كه در بطن مشكلات قرار مي گيرند به علت ترس از شكست عقب مي‌كشند.
اين روانشناس باليني، با بيان اين ‌كه اغلب اين بچه‌ها همزمان با ورود به اجتماع، دستخوش انواع انحرافات مي‌شوند، گفت: برخي از اينها به سمت استفاده از مواد مخدر متمايل مي‌شوند. ديگر اين كه اين بچه‌ها با مظاهر قدرت چون معلم‌ها، مديران خود، والدين و رييس خودشان نمي‌توانند سازگار شوند و كنار بيايند. طغيان و نافرماني نيز نتيجه ديگر اين حمايت بيش از حد است.
وي ادامه داد: چون اين كودكان مرتب از سوي الدين خود براي انجام كارهايي نهي مي‌شوند و عباراتي مي‌شنوند مانند اين ‌كه « بيرون نرو!، مسافرت نرو! ، اردو نرو ! و ...» خسته مي‌شوند. در حالي كه نوجوانان دوست دارند خودشان تصميم بگيرند و ريسك كنند. اين حمايتهاي افراطي منجر به سركشي افراطي مي‌شود.
به گفته خدابخشي، دليل والدين براي ابراز بيش از حد محبت به فرزندشان اين است كه احساس مي‌كنند دوران كنوني براي فرزندشان خطرناك‌تر شده و مي‌ترسند مبادا كودكانشان در انجام وظايف خود شكست بخورند.
وي ادامه داد: دليل ديگر نيز اين است كه والدين تصور مي‌كنند اگر بچه‌ها مستقل شوند و كارهايشان را خودشان انجام بدهند از آنها بي‌نياز شده و تنهايشان مي‌گذارند.
اين روانشناس باليني، با بيان اينكه نوع تربيت در ميان خانواده‌هاي ايراني از «تربيت محدود» به «تربيت آزادي» رسيده است، گفت: در گذشته والدين براي بچه‌ها محدويت اعمال مي‌كردند. حالا پدرو مادرهاي امروز ما چون در همان سيستم تربيتي پرورش يافته‌اند، كودكان خود را كاملا آزاد مي‌گذارند.
وي ادامه داد: اين در حالي است كه بهترين نوع تربيت، تربيت «آزادي محدوديت» است. «تربيت آزادي»، نه تنها موجب شده اعتياد گسترش يابد، بلكه چون جامعه ما به سمت تربيت آزادي و امكانات بيش از حد دادن به بچه‌ها حركت مي‌كند اين آمار در آينده بيشتر نيز خواهد شد.
خدابخشي با اشاره به اينكه حمايت‌ افراطي، ارتباط مستقيم با رفاه و طبقه اقتصادي ندارد، گفت: حمايت افراطي، بيشتر در ميان خانواده‌هاي متوسط رو به بالا ديده مي‌شود. اما بچه‌هايي كه در فقر هستند نيز ممكن است مورد حمايت عاطفي قرار بگيرند. به عنوان مثال ممكن است يك نوجوان از خانواده‌اي با سطح طبقاتي پايين، ساعت 10 شب به خانه بيايد و مادر به او چيزي نگويد و حتي در مقابل خطاي فرزند به او خدمات بدهد. در اينجا ديگر تفاوتي نمي‌كند كه اين اتفاق در يك خانواده فقير بيفتد يا ثروتمند. هر دو انحراف از تربيت است.
وي ادامه داد: مهمترين كاري كه والدين بايد انجام بدهند اين است كه روشهاي تربيتي خود را اصلاح كنند. اگر مادران تربيت فرزند خود را به همين سبك و سياق، ندانم كاري‌ها، افراط در محبت و درك ناصحيح از تربيت پي بگيرند، جامعه ما روز به روز بيشتر به سمت انحراف حركت مي‌كند.
خدابخشي با اشاره به اينكه متاسفانه بخشي از تفكر غلطي كه امروز درباره تربيت وجود دارد از سوي متخصصان روانشناسي‌ ما تقويت مي‌شود، عنوان كرد: اين اقدامات موجب مي‌شود يك ساختار سازي در مسير منفي و به سوي انحراف در تربيت صورت بپذيرد.
اين روانشناس باليني ادامه داد: زماني كه فرصت‌هاي دوران كودكي را براي تربيت بچه‌ها با ترويج اين عقيده كه «بگذار بچه آزاد باشد» از دست مي‌دهيم، ديگر براي اصلاح اين رفتارها در زمان نوجواني دير مي‌شود. تربيت مانند موم است كه هر چقدر زمان مي‌گذرد تغيير شكلش دشوار و دشوارتر مي‌شود.
وي با بيان اين‌ كه «فرزند سالاري» مفهومي است برگرفته از استيصال والدين، اظهار كرد: فرزند سالاري ديدگاه نادرستي است و دليل استفاده از اين مفهوم از سوي متخصصان ما اين است كه شايد مفهوم تربيت را به خوبي نشناخته‌اند

[+] نوشته شده توسط فاطمه بیدی در 7:53 AM | |

:: مطالب پيشين
ارتباط با مدیر ...
* نام و نام خانوادگی :
* آدرس ایمیل:
موضوع پیام:
*پیام: